تبلیغات
آریا مارکتینگ، مجله آنلاین بازاریابی،فروش،کسب و کار و کارآفرینی - مطالب ابر کسب و کار
یکشنبه 20 آبان 1397  10:05 ب.ظ
نوع مطلب: (مدیریت ،) توسط: محمد افشار

مدیر و مسؤول بودن آن‌قدرها که به نظر می‌رسد کار ساده‌ای نیست. مدیریت دیگران بار روانی و فشار زیادی ایجاد می‌کند. اما موضوع مهمی که گریبانگیر بسیاری از مدیران مجموعه‌هاست این است که ناظری بر نحوه عملکرد آنها وجود ندارد. بنابراین در بسیاری از موارد، مدیران ارزیابی‌ای از نحوه عملکرد خود ندارند و نمی‌دانند آیا مدیر خوبی برای مجموعه هستند یا نه!

شاید شما هم با این مشکل روبه‌رو شده‌اید که ندانید چگونه تعادل بین ابهت مدیریتی و ارتباط دوستانه با کارکنان برقرار کنید. آیا کارکنان شما بخوبی با شیوه مدیریتی شما کنار می‌آیند و عملکرد خوبی دارند؟ آیا تا به حال نوع رفتارتان باعث ایجاد تنشی در شرکت‌تان شده است؟

مدیریت صحیح، کلیدی‌ترین نکته برای عملکرد خوب مجموعه است. براساس نتایج مطالعه‌ای که در آمریکا انجام شده، یک‌سوم افراد حداقل یک بار کار خود را به خاطر مدیر بدی که داشتند رها کرده‌اند. اما قاعدتا شما به عنوان یک مدیر نمی‌توانید در شرکت دور بزنید و نظر کارمندانتان را در مورد نحوه مدیریت‌تان بپرسید. یکی از بهترین روش‌ها برای رفع این مشکل، استفاده از نتایج نظرسنجی‌های کارکنان و دریافت بازخوردهای مستقیم از این طریق است، اما گاهی نشانه‌هایی نیز می‌توانند به صورت غیرمستقیم بگویند تا چه حد توانسته‌اید مدیر موفقی باشید. در ادامه به بررسی برخی از این علامت‌ها خواهیم پرداخت.

کارمند نورچشمی ندارد

متمایز کردن یک کارمند از دیگران، رفتاری است که می‌تواند بشدت محیط کار را متشنج کند. اگر به طور خیلی مشخص نشان بدهید که یکی از کارمندان مورد توجه شماست، زمینه را برای دلسرد کردن دیگران فراهم کرده‌اید. در این حالت کارکنان انگیزه خود را برای تلاش در جهت نشان دادن قابلیت‌هایشان از دست می‌دهند.

البته طبیعی است که هر انسانی با برخی شخصیت‌ها راحت‌تر ارتباط برقرار می‌کند و هیچ‌کس از این موضوع مستثنی نیست. اما زمانی که مسؤولیت هدایت مجموعه‌ای را به‌عهده دارید باید بتوانید تعادل رفتاری را در خود تقویت کنید. در غیر این صورت محیط کار به فضایی ناخوشایند و پر از رقابت‌های ناسالم تبدیل خواهد شد.

حقوق انسانی کارکنان را رعایت میکند

متاسفانه برخی مدیران تصور می‌کنند تحقیر کارمندان و سوءاستفاده از آنها روش موثری برای ایجاد انگیزه کاری بیشتر است؛در حالی که در اکثر موارد این روش اصلا کارایی ندارد یا حتی اثرات بسیار مخربی خواهد داشت. استفاده از کلمات نامناسب و لحن‌های دستوری می‌تواند بار منفی زیادی را به فرد منتقل کند. کارمندان چنین مجموعه‌هایی به مرور باورشان را نسبت به توانمندی‌های خود از دست می‌دهند و هیچ‌گونه احساس تعلقی به محیط کار خود نخواهند داشت. در نتیجه اثرات مخرب چنین رفتارهای نامناسبی بشدت از کارایی مجموعه خواهد کاست. اگر شما از آن دست مدیرانی هستید که از کلمات جادویی و مودبانه برای انتقال خواسته‌های خود به کارکنانتان استفاده می‌کنید و ارزش‌های انسانی برای آنها قائل هستید - اگرچه به وظیفه خود به عنوان یک انسان عمل می‌کنید - مطمئن باشید قدم بزرگی از بسیاری مدیران جلوتر هستید.

دوست دارد موارد جدید را تجربه کند

مدیران خوب، از روش‌های خاصی برای انجام کارها استفاده می‌کنند که نسبت به سایر روش‌ها نتایج بهتری ایجاد می‌کند. بنابراین اگرچه از روش ثابتی استفاده می‌کنند، علت آن عادت کردن به روشی خاص نیست، اما مدیران بسیار خوب به کارمندان خود فضایی هرچند کوچک برای آزمون و نوآوری می‌دهند. چنین مدیرانی می‌دانند که در عصر فناوری نمی‌توان در مقابل تغییرات ایستاد. به همین دلیل همواره آماده پذیرش هر پیشنهاد به‌روز و جدیدی هستند که بتواند کارایی و کیفیت مجموعه را افزایش دهد.

روی همه افراد مجموعه حساب میکند

اگر کارمندان احساس کنند که روی آنها حساب می‌کنید، انگیزه بیشتری برای اثبات خود و بهتر کار کردن خواهند داشت. این روش می‌تواند روحیه تلاش و همبستگی را در مجموعه تقویت کرده و فضای کار را به فضایی دوست‌داشتنی برای کار تبدیل کند.

 

از کارکنان حمایت میکند

یک رئیس خوب باید میان خود و کارمندانش با حمایت و راهنمایی‌های بجا اعتمادسازی کند. گر چه این حمایت به معنی قدم به قدم جلو بردن آنها نیست، اما رها کردن کارکنان در موقعیت‌های ناشناخته و دشوار نیز نشان‌دهنده مدیریت خوب شما نخواهد بود. بنابراین در کنار آزادی عملی که فراهم می‌کنید، در شرایط سخت حامی خوبی برای کارکنان باشید تا حضور تان موجب آرامش خاطر آنها شود.

نواقص کار را کنار میزند

رئیس‌نماها با سنگ‌اندازی در برابر کارمندان، شرایط کار و رسیدن به موفقیت را برایشان دشوار می‌کنند تا به خیال خود سختکوشی را در آنها نهادینه کنند. در حالی‌که مدیران کارآمد همواره در حال تلاش برای بهبود شرایط کار در مجموعه خود و برطرف‌کردن نواقص آن هستند. در چنین مجموعه‌هایی کارمندان با آرامش خیال بیشتر می‌توانند از خلاقیت‌ها و نوآوری‌های خود برای رشد و اعتلای هر چه بیشتر مجموعه استفاده کنند.

مربی خوبی است

کار مربی فقط نشستن روی نیمکت کنار زمین و بازی کردن با انگشتانش نیست. از طرف دیگر هیچ مربی‌ای وارد زمین بازی هم نمی‌شود که خودش بازی را پیش ببرد. رئیس خوب نیز مانند یک مربی قوی عمل می‌کند. او در نهایت احترام، ترکیبی از تشویق و انتقاد سازنده را به کارمندان انتقال می‌دهد تا توانمندی‌های آنها هرچه بهتر بروز پیدا کند و اگر نواقصی در کارشان وجود دارد با روحیه‌ای سازنده آن را بهبود ببخشد.

میتواند انتظارات را برآورده کند

مدیرانی که با گفتن حرف‌های غیر واقعی در مورد شرایط شرکت و اتفاقات مربوط به آن باعث جاخوردن، گیج‌شدن و سرخوردگی ناگهانی کارمندان می‌شوند، مقبولیتی نخواهند داشت. چنین مدیرانی معمولا در صحبت‌ها و سخنرانی‌های خود از شرایط خوب شرکت و پیشرفت‌های غیرواقعی آن می‌گویند، اما ناگهان به صورت غیرمنتظره با تعدادی از کارکنان قطع همکاری می‌کنند. این در حالی است که مدیر خوب با کارمندان خود صادق است و به آنها حق می‌دهد که بخواهند در جریان امور قرار بگیرند. شفافیت همیشه فضای کار را دلپذیرتر می‌کند.

حاضر به شنیدن است

کارمندان دوست دارند شنیده شوند. معمولا پایان ساعت کاری زمانی است که به جمع‌بندی روزانه اختصاص داده می‌شود، اما گاهی بنا به شرایط ممکن است بتوانید در ساعات پایانی، زمانی را به شنیدن دیدگاه‌ها و نظرات کارمندان خود اختصاص دهید. زمان‌هایی را برای ملاقات‌های حضوری اختصاص دهید. همچنین می‌توانید سامانه‌ای برای انتقال مستقیم نظرات کارکنان به مدیریت طراحی کنید. اما مهم این است که واقعا بخواهید بشنوید! بسیاری از مجموعه‌ها در حال حاضر مجهز به سیستم‌های انتقادات و پیشنهادات و ارتباط مستقیم با ریاست هستند، اما فقط برای مدت کوتاهی به آنها توجه می‌شود و پس از آن فقط جنبه تزئینی پیدا می‌کنند.

دیدگاهش را توضیح میدهد

مدیر موفق از کسی انتظار ندارد توقعاتش را از ذهنش بخواند. او دورنمای واضحی از آنچه در ذهنش می‌گذرد برای ارائه به کارمندانش تهیه می‌کند تا بخوبی با دیدگاهش آشنا شوند و آن را در خود نهادینه کنند. زمانی می‌توانید از کارمندان انتظار داشته باشید همه نکات مد نظرتان را رعایت کنند و طبق اصول شما کارها را پیش ببرندکه به طور کامل توجیه شده باشند.

به دنبال راهحل است

زمانی که شرایط کار دشوار می‌شود، مدیران ضعیف سعی می‌کنند کسی را پیدا کنند تا تقصیرات را گردن او بیندازند و سرزنش کنند. مدیر موفق کسی است که در هر شرایطی به جای این که کسی را جلوی اتوبوس بیندازد، مشکل را می پذیرد و به دنبال پیدا کردن راه‌حلی برای حل آن مشکل است. در این حالت فضای کار به فضایی امن برای تجربه کردن تبدیل خواهد شد.

کارمندان را به چالش میکشد

کارکنان بی‌انگیزه کارکنانی غمگین هستند. مدیر خوب همیشه در حال ایجاد چالش‌های جدید برای پویاکردن کارمندان و ایجاد انگیزه در آنهاست. زمانی که کار از حالت یکنواخت و تکراری خارج شود، پویایی و خلاقیت در مجموعه افزایش خواهد یافت. کارمندان با خوشحالی در محل کار خود حاضر می‌شوند و هر روز ایده‌های جدیدتری برای بهبود کار خواهند داشت.

به تکتک امور شخصا رسیدگی نمیکند، اما بیخیال هم نیست

مدیر خوب هیچ‌وقت با ذره‌بین کارهای تک‌تک کارمندانش را بررسی نمی‌کند. اگر بخواهید هر روز شخصا به هر کار کوچک و بزرگی نظارت مستقیم داشته باشید، زمانی برای انجام وظایف اصلی مدیریت که مشخص کردن مسیر، انجام مذاکرات و فراهم‌کردن شرایط مورد نیاز است نخواهید داشت. بنابراین با دقت تمامی توانمندی‌های کارمندان خود را بررسی کنید تا کلیاتی از ظرفیت‌های مجموعه خود بدانید. زمانی که از توان مجموعه خود آگاه باشید، می‌توانید با خیال راحت برخی مسؤولیت‌ها را به افراد پرتوان واگذار کنید و مانند مدیری واقعی فقط به پیشرفت کارها نظارت داشته باشید.

شوخطبع است

شوخ‌طبع‌ بودن به معنای جدی نگرفتن کار نیست. برخی مدیران فکر می‌کنند اگر مدام با کارمندان خود شوخی کنند خیلی مدیر محبوبی خواهند بود. این در حالی است که شوخی بیش از حد فضای کار را از حالت جدی که فراخور کار است خارج و روند کاری را مختل می‌کند. اما شوخ‌طبع بودن بجا موجب می‌شود گاهی که فضای کار بسیار خشک شده، طراواتی در فضا ایجاد شود که کارمندان با حال خوب‌تری به کار خود بپردازند. مدیران خوب مدیرانی هستند که کار را کاملا جدی می‌گیرند، اما فضای دوست‌داشتنی برای کار کردن ایجاد می‌کنند.

به آرزوها و اهداف کارمندان اهمیت میدهد

مدیران موفق روی کارمندان خود سرمایه‌گذاری می‌کنند. یعنی اهداف کاری و پیشرفت کارمندان برای آنها حائز اهمیت است. زمانی که کارمندان احساس کنند در مجموعه دیده می‌شوند و خوب کارکردنشان موجب پیشرفتشان خواهد شد، با انگیزه بسیار بیشتری برای مجموعه تلاش خواهند کرد و احساس تعلق بیشتری به محیط کار خود خواهند داشت.

ادای مدیران خوب را در نمیآورد

مدیرانی که ادای خوب بودن را درمی‌آورند، معمولا خیلی قابل اعتماد نیستند. این مدیران در زمان‌هایی مزایای بی‌دلیلی به کارمندان خود می‌دهند، بعد ناگهان احساس می‌کنند نباید این فرصت را ایجاد می‌کردند و فرشی که زیر پای کارمندشان پهن کرده بودند را از زیر پایشان می‌کشند.

اگر دنبال دردسر نیستید، هیچ وقت ادای خوب بودن در نیاورید. همیشه با کارمندانتان روراست و واقعی رفتار کنید. این کار باعث می‌شود آنها سردرگم و غافلگیر نشوند.

گوش میکند

شاید یکی از علت‌هایی که اکثرا افراد درونگرا مدیران موفق‌تری هستند، همین موضوع باشد. احتمالا شما نیز زمانی برای مدیری کار کرده‌اید که علاقه زیادی به حرف زدن داشته و احتمالا از دستش کلافه شده‌اید، اما همیشه مدیرانی که گوش شنوایی دارند-که البته تعداد آنها زیاد هم نیست-از مقبولیت بیشتری برخوردارند. با مهارت خوب گوش دادن به کارمندانتان این پیام را می‌رسانید که نظرات و دیدگاه‌های آنها برای شما بسیار مهم است.

دوست دارد از زندگی کارمندانش باخبر باشد

میان این خصیصه و سرک‌کشیدن در زندگی افراد مرز بسیار باریکی وجود دارد. مدیران خوب بدون دخالت کردن در زندگی شخصی، از مشکلات احتمالی، موفقیت‌ها یا اتفاقاتی که در زندگی کارمندانشان وجود دارد مطلع هستند و خود را علاقه‌مند به دانستن نشان می‌دهند. این علاقه‌مندی به کارکنان این پیام را منتقل می‌کند که فراز و نشیب‌های زندگی‌شان برای مدیرشان اهمیت دارد. در مجموع این تعامل موجب ارتباط کاری بهتر و تعامل بیشتر میان دو طرف خواهد شد.

به تلاش بها میدهد نه ایدهآل بودن

رهبران بزرگ به دنبال کارمندان پرتلاش هستند. چنین مدیرانی در زمان لازم به افراد راهنمایی‌های مناسب می‌دهند تا بتوانند با تلاش خود به اهداف مورد نظر دست پیدا کنند.

رؤسای خیلی جدی معمولا واقع‌بین نیستند و بیش از اندازه ایده‌آل‌گرایی دارند. همه افراد زمانی اشتباه می‌کنند و اشتباه همیشه رخ می‌دهد. اگر کارمندانتان را برای هر شکست کوچکی سرزنش کنید، مانع بروز خلاقیت‌ها، نوآوری‌ها و آزمودن موارد جدید در مجموع خواهید شد.

بعضی وقتها احساس میکند مدیر ناکارآمدی است

به عقیده سیمون سینِک (Simon Sinek) نویسنده حوزه کارآفرینی و مدیریت، اکثر افرادی که احساس می‌کنند خیلی مدیر لایق و خوبی هستند، از بدترین و منفورترین مدیران هستند.

رؤسای بزرگ می‌دانند که مقام و موقعیت نشانه توانمندی‌های مدیریتی نیست. چنین افرادی همیشه در حال تلاش برای افزایش قابلیت‌ها و توانمندی‌های خود هستند. شاید حتی خیلی از مواقع احساس کنند که مدیر خوب و کارآمدی نیستند اما هموار برای بهتر شدن در حال تلاش هستند.


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

در یک تحقیق در آمریکا وقتی تنوع مرباهای موجود در قفسه فروشگاه را کاهش دادند، میزان فروش به طور چشمگیری افزایش یافت.

  در ادامه بحث های سواد زندگی، امروز به عرصه کسب و کار می رویم و کمی درباره "فروش"صحبت می کنیم.

ممکن است شما یک فروشنده باشید؛ مثلاً صاحب یک سوپر مارکت محلی یا مدیر یک فروشگاه لوازم خانگی.
در این صورت شما نیز مانند همه فروشنده های سراسر جهان دوست دارید بیشتر بفروشید. در اینجا چند راهکار ساده و عملیاتی را برای افزایش فروش تان مرور می کنیم:

1 - اگر برخی از محصولاتی که شما در فروشگاه تان دارید از رسانه ها تبلیغ می شود باید خوشحال باشید ولی این بدان معنا نیست که لازم نیست شما کاری بکنید و سیل مشتریان به فروشگاه شما روانه خواهند شد.
در اینجا شما باید از تکنیک "یادآور" استفاده کنید.

مردم شب در تلویزیون تبلیغ محصولی را می بینند یا صبح در مترو، آن تبلیغ را در موبایل یا روزنامه مشاهده می کنند و سپس درگیر زندگی می شوند. بنابراین الزامی نیست که وقتی از جلوی فروشگاه شما می گذرد، آن تبلیغ را به یاد بیاورند. اینجاست که شما باید با نصب تابلویی در برابر دیدگان افرادی که از مقابل فروشگاه شما می گذرند یا داخل آن می گردند، تبلیغی که قبلاً دیده اند را به آنان یادآوری کنید. 
با دیدن تابلوی یادآور، آنچه فرد در تبلیغات دیده است، برایش تداعی می شود و احتمال خرید بالا می رود.

بی دلیل نیست که برخی تولید کننده ها همراه محصولات خود، پوسترهایی به فروشگاه می دهند که مثلاً قسمت جدید فلان سریال رسید.


2 - از بازی سازی (گیمیفیکیشن) استفاده کنید؛ بازی سازی یعنی این که روندی را تعریف کنید که مشتری به مدت طولانی شما را همراهی کند. مثلاً یک پیتزا فروشی، کارتی را با 10 خانه مربعی چاپ می کند و به مشتریانش می دهد. با هر بار خرید، یکی از خانه ها توسط صندوقدار مهر می شود و با پر شدن همه خانه ها، یک پیتزای رایگان به مشتری داده می شود. این کارت ساده می تواند انگیزه ای برای مراجعه مکرر مشتری به آن رستوران شود، البته اگر غذایش واقعاً خوشمزه باشد.

ببینید چگونه می توانید نفعی برای مشتریان تان تعریف کنید تا آنها در شرایط برابر برای خرید به شما مراجعه کنند؟

3 - سعی کنید اسامی مشتریان را یاد بگیرد و به خاطر بسپارید. خطاب کردن افراد با نام یا نام خانوادگی آنها حس صمیمیت را بر می انگیزد. به همین دلیل بعضی کسب و کارها که مشترک دارند (مانند تاکسی تلفنی ها) در سیستم خود نام افراد را ذخیره می کنند تا وقتی زنگ تلفن شان به صدا در می آید، نام مشترک روی مونیتورشان نمایش داده شود و آنها به محض برداشتن گوشی بگویند: سلام خانم / آقای ... .

4 - با مشتریان روابط انسانی برقرار کنید. یکی از این راه ها، ابراز محبت به کودکان آنهاست. مردم فرزندان خود را دوست دارند و اگر کسی به فرزندان شان محبت کند، حتماً درصدد جبران بر می آیند. اگر کسب و کارتان مورد مراجعه روزمره مردم است (مثلاً میوه فروش هستید) چه اشکالی دارد بیسکوییت هایی را در نظر بگیرید که وقتی کسی با فرزندش وارد مغازه تان شد، یکی از آنها را با لبخند و مهربانی به کودکش دهید؟ این کار را برخی رستوران ها با دادن بادکنک به کودکان انجام می دهند.

5 - مشتری را سردرگم نکنید. این تصور که اگر اقلام موجود در مغازه تنوع بسیار داشته باشد فروش تان نیز بالا خواهد رفت مردود است. در یک تحقیق در آمریکا، یک بار قفسه های یک فروشگاه را پر از انواع مربا کردند؛ هر چند تعداد بازدیدکننده ها بالا رفت ولی فروش پایین آمد. وقتی تعداد مرباها را کاهش دادند، میزان فروش به طور چشمگیری افزایش یافت.
محققان می گویند مغز انسان در برابر تنوع بیش از اندازه، دچار تردید می شود و وقتی مردد شد، امکان این که صورت مسأله را پاک کند و خرید را به زمان یا فروشگاه دیگری واگذار کند، زیاد می شود.

اگر رفتار بزازهای قدیمی را بررسی کنید می بینید که آنها معمولاً سه یا چهار طاقه پارچه را از قفسه پایین می آورند و به مشتری نشان می دهند و این گونه نیست که همزمان 15 طاقه را به مشتری عرضه و او را سردرگم کنند. آنها تنها وقتی طاقه های جدید را می آورند - باز هم به صورت قطره چکانی - که مشتری از 4 - 3 طاقه اول، چیزی را پسند نکند.

6 - رفتارشناس ها می گویند عموم مردم تحت تأثیر رفتار اکثریت هستند. در خیلی از کتابفروشی های معتبر، بخشی را اختصاص می دهند به "پرفروش ترین های ماه". آنها می دانند که وقتی فردی بداند فلان محصول با استقبال مواجه شده است، تمایل بیشتری به آن خواهند داشت. 
بنابراین به مشتریان خود بگویید که فلان محصول چقدر با استقبال مواجه بوده و به قول بازاریان قدیمی "هر کی برده راضی بوده".
پس، محصولات پرفروش تان را معرفی کنید.

7 - مردم دوستدار اطلاعات هستند. درباره محصولاتی که می فروشید مطالعه کنید و اطلاعات کافی به دست بیاورید تا وقتی با مشتری صحبت می کنید، او را غنی از اطلاعات کنید. مردم وقتی اطلاعات کافی از یک محصول داشته باشند، با رغبت بیشتری آن را می خرند.

اگر مشتری بداند که موتور داخل این مخلوط کن ساخت فلان کمپانی است، جنس بدنه اش از آلیاژ خاصی است که مقاومت اش را بالا می برد، تنها به اندازه یک لامپ 60 وات مصرف می کند و 24 ماه ضمانت تعویض دارد، حتماً راحت تر تصمیم به خرید می گیرد تا این که یک مخلوط را روی یک قفسه فروشگاهی ببیند.
اوقات بیکاری تان در فروشگاه را به خواندن بروشورهای محصولاتی که می فروشید بپردازید و با استفاده از اینترنت و افراد مجرب، به صورت مستمر اطلاعات خود درباره محصولات تان را افزایش دهید.

8 - اگر کالایی را ندارید، در پاسخ به مشتری نگویید: نه! متاسفانه موجود نداریم. بلکه از این قبیل جملات استفاده کنید:
- از آن بهترش را داریم.
- برند دیگری داریم که می تواند نیازتان را بر آورده کند.
- تا دو روز دیگر خواهیم آورد.

9 - کالاهایی که جزو ضروریات نیستند را درست مقابل چشم و دست مشتریان قرار دهید. کمتر کسی به یک سوپرمارکت می آید تا یک شکلات رنگی بخرد ولی خیلی ها هر روز به سوپرمارکت می روند تا شیر و ماست بخرند. بنابراین اگر یخچال لبنیات پشت ویترین ها باشد مشکلی ایجاد نمی کند ولی شکلات های رنگی باید روی پیشخوانی باشد که مشتری برای حساب کردن پول به آنجا می آید و ممکن است با دیدن آنها یکی را نیز در لحظه آخر بردارد.

10 - از روش "ایجاد محدودیت" استفاده کنید. مثلاً اگر می خواهید کالا یا خدماتی را با تخفیف ارائه دهید یا برای یک کلاس آموزشی ثبت نام کنید تصریح کنید که مثلاً فقط تا پایان روز دوشنبه می توانید از این فرصت استفاده کنید یا فقط 20 عدد از این گوشی ها با این قیمت عرضه خواهد شد و ... .
تجربه ثابت کرده است که وقتی مشتریان احساس کنند که ممکن است فرصتی از دست شان برود، تمایل شان برای خرید بیشتر خواهد بود.

11 - بکوشید مدت توقف مشتری در فروشگاه تان را افزایش دهید. این توصیه به ویژه برای فروشگاه های بزرگ بسیار حائز اهمیت است. نورپردازی مناسب، پخش موسیقی ملایم در فضا، تعبیه جاهایی نرم و راحت برای نشستن و استراحت مشتریان، پراکندن رایحه ای نرم در محیط و ... روش های متعارفی برای افزایش مدت حضور مشتری در فروشگاه هستند. حتی فروشگاه های و مراکز تجاری بزرگ، ساعت دیواری نیز در محیط نصب نمی کنند و به فضای بیرون پنجره نمی گذارند تا مشتریان متوجه گذر زمان نشوند.

12 - مشتری را غافلگیر و شاد کنید. مثلاً می توانید گاهی بدون هیچ مقدمه ای به مشتری تخفیف دهید و او را از این تخفیف ناگهانی خوشحال کنید یا هدیه ای به او بدهید و حس قدرشناسی اش را برانگیزید. بکوشید "حس خوب مشتری" با برند شما تلفیق شود.

13 - وقتی مشتری لیست خریدش را به شما اعلام کرد، می توانید در تکمیل آن، پیشنهاداتی به او داشته باشید. مثلاً اگر کت و شلواری خریده، می توانید پیراهنی که ست آن است را به مشتری پیشنهاد کنید یا به مشتری رستوران بعد از سفارش غذا بگویید که سالاد خوبی هم دارید یا زیتون پروده جدیدتان ارزش امتحان کردن را دارد.

14 - بانک اطلاعات مشتریان داشته باشید. به مشتریانی که قبلاً خرید داشتند و الان نه، تماس بگیرید و جویای حال شان شوید و از ایشان بپرسید که چه مشکلی وجود دارد که دیگر سراغ شما نمی آیند؛ ممکن است نقدی داشته باشند که کسب و کارتان را نجات دهد. استفاده از نرم افزارهای CRM می تواند روابط شما با مشتریان تان را بهبود بخشد و فروش تان را بالا ببرد.


منبع: سواد زندگی


نظرات()   
   

اگر کارمند یا کارگر باشید در روزهایی از سال از مشکلات کار خود بشدت کلافه می‌شوید و از دردسرهای کار کردن برای دیگران به ستوه می‌آیید. در این لحظات فقط می‌خواهید نوآوری و خلاقیت‌های خود را صرف راه‌اندازی شرکت موفقی کنید. شرکتی که به شما تعلق دارد. رویای شما این است که خودتان رئیس باشید.

یکی از نگرانی‌هایی که مانع تحقق این خیالات می‌شود، ترس از شکست است. زیرا برای مدتی طولانی به گرفتن حقوق به موقع و مشخص عادت کرده‌اید و نگران هستید نتوانید به سرعت به سودآوری برسید و نتوانید از پس مخارج بربیایید. حقیقت این است که وقتی صاحب کسب‌وکاری باشید، متناسب با ابعاد کاری که راه انداخته‌اید با چالش‌های مختلفی روبه‌رو خواهید شد.

 صاحبان کسب‌وکارهای کوچک نیز مستثنی نیستند. هیچ‌کس نمی‌گوید راه‌اندازی یک کسب‌وکار کوچک موفق کار آسانی است. اما زمانی که خود را باور داشته باشید و بتوانید از کوچک‌ترین چیزها بیشترین بهره‌ها را ببرید، انگیزه بیشتری برای ادامه مسیر پیدا خواهید کرد. یادتان باشد هر کسب‌وکار موفق و پر آوازه‌ای که امروز می‌بینید، کار خود را از ابعاد کوچکی آغاز کرده است. در ادامه این مقاله با نکاتی در خصوص راه‌اندازی کسب‌وکارهای کوچک و زودبازده آشنا خواهید شد که عبور از چالش‌های پیش رو را آسان‌تر و به موفقیت بنگاه اقتصادی زود بازده‌تان کمک خواهد کرد.

دیدگاه روشنی از کار خود داشته باشید

داشتن دیدگاه، کلیدی‌ترین اصل موفقیت در کسب‌وکار و سایر جنبه‌های زندگی است. دیدگاه، تصویر واضحی از جایی که می‌خواهید به آن دست پیدا کنید فراهم می‌کند و به شما این امکان را می‌دهد که به آخر هر ماجرایی در ابتدای آن فکر کنید. این تصویر ذهنی مسیری که باید برای کسب‌وکارتان از آن عبور کنید را برای مغز روشن و انگیزه کافی برای حرکت ایجاد می‌کند. با داشتن دیدگاهی مشخص برای کسب‌وکارتان، ماموریت‌هایتان شکل می‌گیرد و اهداف کسب‌وکارتان بروز پیدا می‌کند.

به مشتریان خود چه میخواهید بفروشید؟

از زمانی که وارد دنیای کسب‌وکار می‌شوید به روشنی مشخص کنید که چه کاری قرار است انجام شود. این یکی از مهم‌ترین مراحل راه‌اندازی کسب‌وکاری موفق است. اگر بدانید قرار است دقیقا چه کاری در کسب‌وکار خود انجام دهید، چرا وارد این کسب‌وکار شده‌اید و به‌طور واضح بدانید چطور باید کسب‌وکارتان را پیش ببرید، حرکت رو به جلوی کسب‌وکارتان به مراتب سریع‌تر خواهد شد. بعلاوه، این ویژگی باعث می‌شود هر زمانی که بخواهید کسب‌وکارتان را برای شرکا یا سرمایه‌گذاران تعریف کنید، خیلی با مهارت و مسلط این کار را انجام دهید.

از منابع مالی مطمئن و پایدار استفاده کنید

راه‌اندازی کسب‌وکارهای کوچک به پشتوانه مالی، کارایی و احتیاط نیاز دارد. یکی از راهکارها، بررسی تمام فرصت‌های مالی‌ای است که در اختیار دارید. این شامل خانواده، دوستان، همکاران، سرمایه‌گذاران، بانک‌ها و... می‌شود. بانک‌ها این روزها تسهیلاتی را در اختیار بنگاه‌های اقتصادی کوچک زودبازده قرار می‌دهند. اما شرایطی که هر کدام از بانک‌های کشور برای وام کسب‌وکارهای کوچک دارند متفاوت است. بنابراین انتخاب بانک مناسب نیز اهمیت زیادی دارد. انتخاب منابع مالی مناسب توان مالی شما را افزایش خواهد داد و کمک می‌کند بهتر بتوانید کسب‌وکارتان را مدیریت کنید.

از مشاوران راه‌اندازی کسب‌وکارهای کوچک مشورت بگیرید

این روزها دوره‌های رسمی و غیررسمی زیادی برای آموزش کارآفرینی و راه‌اندازی کسب‌وکارهای کوچک مشغول فعالیت هستند. بسیاری از آنها مشاوره‌های خوبی برای حل مشکلات کسب‌وکار در مراحل مختلف به افراد می‌دهند یا امکان برقراری ارتباط میان سرمایه‌گذاران و صاحبان کسب‌وکارهای کوچک را فراهم می‌کنند. همچنین این مجموعه‌ها می‌توانند شما را با مراحل اداری راه‌اندازی کسب‌وکار و ثبت شرکت آشنا کنند. بعلاوه می‌توانید از دوره‌هایی که برای آموزش بازاریابی و فروش برگزار می‌شود نیز استفاده کنید و دانش خود را در این زمینه افزایش دهید. برخی از این شرکت‌ها به شما کمک می‌کنند طرح مناسبی برای کسب‌وکارتان بنویسید تا از این طریق بتوانید سرمایه‌گذار مناسبی برای تامین هزینه‌ها جذب کنید.

‌برای کسب‌وکارتان طرح قابل اجرا و برای بازاریابی برنامه مشخصی داشته باشید

یکی از نکات کلیدی برای راه‌اندازی کسب‌وکار کوچک موفق، داشتن طرح کسب‌وکار دقیق و قابل اجراست که تمام اهداف کوتاه‌مدت و بلندمدت، بازار هدف و برنامه توسعه کسب‌وکار به‌صورت دقیق در آن مشخص شده باشد. در کنار طرح کسب‌وکار دقیق، به برنامه دقیقی برای بازاریابی نیز نیاز دارید. تلاش کنید برنامه مالی روشن و مشخصی داشته باشید تا بدانید مثلا رسیدن تعداد فروش به چه عددی به معنای سودآوری مجموعه شماست یا چه زمانی به حدی خواهید رسید که شرکت خود را گسترش دهید. هر کسب‌وکاری (حتی کسب‌وکارهایی که در مقیاس بزرگ‌تری هستند) نیاز دارند برنامه کسب‌وکار مالی دقیقی داشته باشند. اگر برنامه‌ای برای کسب‌وکار وجود نداشته باشد، ممکن است به خود بیایید و بگویید اصلا چرا وارد این کار شدم؟!

روی برندسازی مجموعه خود کار کنید

بدون شک، برندسازی مجموعه‌های کسب‌وکاری نوپا از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و به محض شکل‌گیری ایده راه‌اندازی باید روی برندسازی آن کار کرد. برندسازی به این معناست که چهره‌ای قابل پذیرش از کسب‌وکارتان در بازار هدفی که برای آن در نظر گرفته‌اید ایجاد کنید. این مرحله هیچ‌وقت به پایان نخواهد رسید. شخصیت‌سازی برای کسب‌وکار از مرحله انتخاب نام برای مجموعه آغاز می‌شود و شخصیتی که به آن می‌دهید با نوع کسب‌وکاری که انجام می‌دهید کاملا در ارتباط خواهد بود. سعی کنید در انتخاب طراحی‌ها، رنگ کسب‌وکار، شعارهای تبلیغاتی و نشان کسب‌وکارتان خلاقانه عمل کنید. همه‌چیز باید برای مشتری‌ها مشخص و جذاب باشد. در مجموع سعی کنید چهره کسب‌وکارتان را در ذهن افراد طوری جا بیندازید که براحتی فراموش نشود. در این حالت توانسته‌اید ارتباط روحی خوبی میان مجموعه و مشتریان ایجاد کنید که منجر به فروش بیشتر و گسترش کسب‌وکار خواهد شد.

نترسید و کسبوکارتان را راه بیندازید

زمانی که دیدگاه و ماموریت‌های شرکت خود را مشخص کردید، به‌طور شفاف و واضحی معلوم شد چه محصول یا خدماتی را ارائه خواهید کرد، با منابع مالی احتمالی ارتباط برقرار کرده و منابع مورد نیاز خود را تامین کردید، با مشاوران کسب‌وکارهای نوپا در خصوص مراحل اداری مشورت کردید و در نهایت طرح کسب‌وکار و طرح بازاریابی خلاقانه و دقیق خود را نوشتید، زمان شروع کار است! دیگر حتی نباید یک لحظه را هم صرف تعلل و خیال‌پردازی کنید. فقط کار را شروع کنید!

شبکه ارتباطی خود را گسترش دهید

برای گسترش بیشتر کسب‌وکارتان تا جایی که می‌توانید با دیگر کسب‌وکارهای کوچک و صاحبان آنها ارتباط برقرار کنید. برقراری ارتباط باعث افزایش آگاهی شما از محیط کسب‌وکار و اشتراک‌گذاری راهکارهای مورد استفاده و فرصت‌های کسب‌وکار موجود می‌شود. در رویدادهای دوره‌ای کسب‌وکار که در منطقه کاری‌تان برگزار می‌شود حتما شرکت کنید. این رویدادها فرصت بسیار خوبی برای گردهمایی کسب‌وکارهای کوچک، هم‌فکری آنها و اشتراک‌گذاری ایده‌ها و تجربیاتشان است. همچنین می‌توانید در انجمن‌های مربوط به بنگاه‌های اقتصادی زودبازده نیز عضو شوید و با شرکت در رویدادهای کسب‌وکار محلی، آگاهی خود را درخصوص کسب‌وکاری که به آن مشغول هستید افزایش دهید. شرکت در نمایشگاه‌ها و رویدادهای منطقه‌ای فرصت آشنایی مشتریان و سرمایه‌گذاران با شرکت شما و محصولی را فراهم می‌کند که شما ارائه‌اش می‌کنید. مزایای شرکت در چنین نمایشگاه‌ها و رویدادهایی به‌دلیل اثر تبلیغاتی که برای برند شما دارد بسیار زیاد خواهد بود.

سودآوری را در اولویت قرار دهید

شاید جالب باشد بدانید افراد زیادی کسب‌وکارهایی را شروع می‌کنند اما در ادامه نمی‌دانند چطور به سودآوری برسند. این قانون کلی در اقتصاد است که هدف اول هر کسب‌وکار سودآوری است. زمانی که کسب‌وکاری دیگر سودآوری نداشته باشد، ادامه فعالیت و رشد مجموعه بسیار دشوار خواهد بود. بنابراین اگر می‌خواهید در کسب‌وکار خود موفق باشید باید پول را درک کنید و بدانید که قانون طلایی پول این است که بتوانید بیشتر از چیزی که هزینه می‌کنید به دست بیاورید. به همین سادگی! اما بسیاری از کارآفرینان و صاحبان کسب‌وکارها همین قانون ساده تجارت را فراموش می‌کنند.

علاوه بر اولویت دانستن سودآوری، مدیریت هزینه‌ها نیز باید در اولویت باشد. مطمئن شوید مدیریت مناسبی روی هزینه‌ها دارید تا حداقل میزان هدررفت سرمایه و حداکثر بازدهی و سودآوری را داشته باشید. اگر احساس می‌کنید خودتان برای این کار مناسب نیستید، حتما از حسابدار با تجربه‌ای کمک بگیرید تا حساب‌های مالی‌تان را مرتب و میزان سودآوری قطعی را مشخص کند.

حتی یک مشتری را هم ناراضی نگذارید!

راضی نگه داشتن تمام مشتریان اصلا کار راحتی نیست. اما شما باید تمام تلاش خود را برای راضی نگه‌داشتن تمام مشتریانتان انجام دهید و این موضوع را به عنوان قاعده کسب‌وکارتان در نظر بگیرید. هیچ کسب‌وکاری بدون مشتری معنا و مفهوم ندارد. هرچه میزان حمایت مشتری‌ها از کسب‌وکارتان بیشتر باشد، سودآوری بیشتری خواهید داشت و به‌دنبال آن موفقیت بیشتری در کسب‌وکار خود رقم خواهید زد. هر مشتری معادل صدها میلیون تومان یا بیشتر در کسب‌وکار شما اهمیت دارد. هر یک مشتری که از دست بدهید معادل صد میلیون تومان یا حتی بیشتر از دست داده‌اید. زیرا هر مشتری که در مجموعه شما باقی بماند، مجددا از شما خرید خواهد کرد و چندین و چندبار در طول عمر کسب وکارتان سودآوری خواهد داشت. بنابراین باید برنامه درستی برای جلب رضایت مشتری از طریق خدمات مشتریان و برقراری ارتباط با مشتریان داشته باشید. همیشه سعی کنید از انتقادات و پیشنهادات مشتری‌ها برای افزایش کیفیت و اقبال عمومی محصولات یا خدمات خود بهره بگیرید.

تبلیغات را جدی بگیرید

مهم نیست که محصولات یا خدمات شما چقدر باکیفیت و مناسب است. اگر بازار هدف با این محصول یا خدمات آشنا نباشد یا انگیزه‌ای برای انتخاب آن نداشته باشد جایگاهی در بازار نخواهید داشت. اگر می‌خواهید کسب‌وکار کوچک یا متوسط موفقی داشته باشید باید برای محصول خود تبلیغ و مردم را به استفاده از محصول یا خدماتی که ارائه می‌کنید ترغیب کنید. باید این احساس را در آنها ایجاد کنید که به محصول یا خدمات شما نیاز دارند. در دنیای پیشرفته امروز با کمک شبکه‌های اجتماعی مختلف مانند اینستاگرام، لینکدین و ... با کمترین هزینه می‌توانید محصول خود را به بازار هدف معرفی کنید. اگر با وبلاگ‌نویسی آشنایی دارید، وبلاگ‌نویسی درخصوص محصولی که دارید نیز خالی از لطف نخواهد بود. روش‌های دیگر تبلیغاتی مانند پخش کردن برگه‌های تبلیغاتی و نمونه‌های رایگان نیز راه‌های خوبی برای معرفی محصولات و افزایش اقبال عمومی از کسب‌وکارتان هستند.

نسبت به کسب‌وکارتان پرانگیزه و همواره به فکر بهبود آن باشید

هیچ‌وقت به کم قانع نباشید. همیشه به فکر بهتر شدن باشید و از میانگین بالاتر بروید. به دنبال راحتی نباشید. هر روز برای بهتر شدن کسب‌وکارتان نسبت به دیروز تلاش کنید. این دیدگاه باید از شما به کارکنانتان نیز منتقل شود. حتی در زمان استخدام نیروهای خود همیشه به دنبال افرادی باشید که بازده بالاتر، کارایی بیشتر و اعتقاد بیشتری به کاری که می‌خواهند انجام دهند داشته باشند. همیشه باید به پیشرفت فکر کنید و زمانی را صرف درجا زدن و رکود نکنید. فراموش نکنید هیچ‌یک از کسب‌وکارهای پرآوازه امروز مثل شرکت اپل یا کارخانه کوکاکولا از روز اول بزرگ نبودند. اکثر کارخانه‌های بزرگ در ابتدا کسب‌وکار کوچکی بودند که با تلاش خود را به برندی منحصربه‌فرد تبدیل کردند. بسیاری از این کسب‌وکارها بیش از یک قرن در حال فعالیت هستند و در تمام این مدت خود را در صدر بازار حفظ کرده‌اند. شما نیز اگر خود و توانایی‌هایتان را باور داشته باشید، می‌توانید بسیار موفق باشید.


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
پنجشنبه 10 آبان 1397  11:21 ب.ظ

در جهان امروز که شرکت های تازه بنیان و کارآفرین های عالی به وفور یافت می شوند، نمی توان خبرهای زیادی که در مورد شکست یک استارتاپ و یا مشکلاتی که در امر فروش اجناس به صورت مداوم شنیده می شود را نادیده گرفت. نکتۀ قابل تأمل این است که عدم وجود مهارت های مربوط به تکنولوژی، کمبود سرمایه و یا محصولات غیرمؤثر، علت وقوع این اتفاق نیستند. مشکل اصلی عموماً به امر فروش باز می گردد.

 در یک استارتاپ، هیچ چیز مهم تر از توانایی فروش نیست. با این حال، تعداد کمی از شرکت ها از این واقعیت اطلاع دارند. در دهۀ اخیر، من افتخار همکاری با گروه های فروش شرکت های بزرگ و موفق تکنولوژی محور با درآمد بالغ بر 500 میلیون دلار را در سراسر کشور داشته ام. سپس زندگی حرفه ای خود را صرف حمایت و همکاری با مؤسسین شرکت های تکنولوژی تجاری-تجاری در سال های ابتدایی فعالیت و کمک به پیاده سازی یک سیستم فروش در سطح جهانی کردم.

در ادامه به این یافته های چند ساله اشاره خواهم کرد. راه حل تمامی مشکلات فروش منوط به انجام صحیح سه اصل ساده، صرف نظر از بزرگی شرکت است که وجودشان برای شروع، پیشرفت و ساخت یک تیم فروش در سطح جهانی از الزامات محسوب می شود.

افراد

اولین قدم در اختیار داشتن افراد خبره و مناسب است. بزرگ ترین اشتباهی که در فهرست شکست یک تشکیلات در زمینۀ فروش وجود دارد، عدم توجه و اهمیت به مدیریت است. ملامت کردن مأموران فروش به دلیل فروش ضعیف، کاری ساده است، اما در صورت فروش ضعیف، این مدیران در سطوح سرپرستی و معاونت هستند که عموماً کار خود را درست انجام نداده اند. بله، طبیعتاً استخدام مأموران فروش خبره از اهمیت زیادی برخوردار است، اما اگر مدیریت گروه توسط یک مدیر معمولی انجام شود، مهارت، تجربه و یا تلاش تیم فروش بی نتیجه خواهد ماند.

فرآیند

دوم، وجود یک فرآیند استراتژیک است. زمانی که از نظر افراد تیم، کار شرکت تکمیل شد، چه اقدامات و فعالیت هایی را از آنها می خواهید؟ چه تعداد تماس تلفنی باید با مشتریان احتمالی برقرار کنند؟ پس از برقراری تماس چه کاری انجام می دهند؟ پس از چندبار تلاش برای فروش محصولات به یک مخاطب، دیگر با آنها تماس نمی گیرند؟ از چه کانال های دیگری برای رسیدن به مخاطب استفاده می کنند؟ زمانی که با مشتریان احتمالی صحبت می کنند و یا اعتراض آنها را می شنوند چگونه رفتار می کنند؟ چه مشکلاتی را برای مشتریان حل وفصل می کنند؟

اینها تنها قسمت کوچکی از سؤالاتی هستند که باید قبل از اولین تماس تلفنی مأمور فروش به آنها پاسخ داده شود. مدل سنتی و بدون برنامه دیگر قابلیت اجرایی نخواهد داشت. هنگامی که فرآیندی این چنین به وجود آمد، باید از چگونگی پیشبرد و آموزش فرآیند به افراد تیم و همچنین مسئول گروه مطمئن شوید. مدیران شما باید سخت کوش ترین افراد تشکیلات شما باشند و از عهده مسئولیت و آموزش تمامی تیم برای پیشبرد فرآیند به شکلی مطلوب برآیند. 

فرهنگ

هنگامی که افراد مناسب و فرآیند مورد نیاز را به دست آوردید، قدم سوم فرهنگ شرکت شما خواهد بود. این نکته ای است که اکثر شرکت ها در آن با مشکل مواجه می شوند. فرهنگ به وجود یک میز پینگ پنگ در سالن استراحت و یا مکانی برای چرت زدن خلاصه نمی شود. البته، اینها موارد قابل توجهی هستند، اما ربطی به فرهنگ شرکت شما ندارند. فرهنگ شرکت، مجموعه قوانین و ارزش هایی هستند که تشکیلات شما را تعریف می کنند و از بالاترین سطح شرکت شروع می شوند. 

اگر مدیرعامل شرکت منظم ترین فرد گروه باشد، فرهنگ تیم فروش نیز از همین قاعده پیروی خواهد کرد. اگر معاون فروش همواره برای ارتقای شخصی خود تلاش کند، فرهنگ تیم فروش نیز آن را منعکس خواهد کرد. اگر مدیران فروش خود را ملزم به موفقیت بالا و خواست محکم برای پیروزی کنند، تیم فروش نیز همگام با این فرهنگ پیش خواهد رفت. بیشتر رهبران دوست ندارند این گونه صحبت ها را بشنوند، اما حقیقت امر همین است. بیشتر افراد به نقش های مدیریتی به عنوان یک راه فرار از مسئولیت های دشوار نگاه می کنند؛ در حالی که باید زودتر از دیگران سر کار حاضر شوند، دیرتر روز کاری خود را به پایان رسانند و برای کمک به تیم خود تلاش کنند.

بزرگ ترین دستاوردهای زندگی عموماً در کوچک ترین جزییات پیدا می شوند. پیدا کردن افراد خبره، ساخت یک فرآیند قوی و به وجود آوردن فرهنگی مناسب هیچ پیچیدگی خاصی ندارد. شما تنها باید خود را برای انجام این امور متقاعد کنید. شکست در دنیای استارتاپ لزوماً آمار و ارقام نیست که تمام تلاش خود را صرف فرار کردن از آن کنید. از دیگران پیشی بگیرید و در بازی فروش پیروز شوید!


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
پنجشنبه 10 آبان 1397  11:10 ب.ظ
نوع مطلب: (مدیریت ،) توسط: محمد افشار

بسیاری از مدیران موفق امروز نخستین تجربه رهبری را در ارتش به دست آورده اند؛ از طرفی ارتش بیشتر از هر نهاد دیگری، رهبرانی ماهر را پرورش داده است، بنابراین فکر کردم برای این که فوت و فن رهبری را پیدا کنم، بهتر است به جای آن که به سراغ افراد عادی بروم، بررسی را مستقیماً از منشأ آموزش رهبران برتر شروع کنم. به این ترتیب بود که بیانیه رهبری رسمی ارتش ایالات متحده، دستورالعمل رهبری عملیات ارتشی را پیدا کردم. شش اصل فرماندهی ماموریت را در این گنجینه از اصول آموزشی رهبری منضبط یافتم.

 پیش از هر چیز باید به این نکته اشاره کنم که اصول فرماندهی ماموریت در ارتش سبک شمرده نمی شود. این اصول با تار و پود مفهوم رهبری در این شاخه از ارتش درهم تنیده شده است. متن زیر بخشی از دستورالعمل عملیات است که به اختصار بیان می شود:

«درک کردن و عمل کردن به اصول فرماندهی ماموریت لازم الاجرا است. فلسفه فرماندهی ماموریت از طریق عمل کردن به آن در تمام حوزه های رشد رهبری، در فرهنگ و عادات ارتش تثبیت شده است. سربازان، رهبران ارتشی و افراد غیرنظامی در تمام رده ها، اصول فرماندهی ماموریت را در فعالیت های روزمره و وظایف معمول خود به مرحله اجرا درمی آورند.»

در ادامه با شش اصل فرماندهی ماموریت آشنا می شوید که می توانید آنها را در فرآیند مدیریت و رهبری خود به کار بگیرید.

1ـ فرمانده باید هدف خود را به وضوح بیان کند

پیش از هر چیز فرمانده باید هدف ماموریت را به روشنی بیان کند. هدف باید تبیین کننده چرایی ماموریت باشد. چرا از نفرات می خواهید که در این ماموریت کنارتان باشند؟ اتحاد در هدف است که همدلی و اتحاد را در ساعات سخت و تاریک ممکن می کند.

براساس تعاریف ارتش، روشن ساختن هدف فرماندهی شامل الزام در واضح ساختن ارتباط و مشخص ساختن اولویت بندی نیز می شود. نقطه نظر کلی اصل اول این است که تمام نفرات بدون تردید و به طور قطعی با یکدیگر همداستان باشند، اتحادی که در عالم واقعیت و برای سربازان ارتش گاهی به فاجعه ای دردناک ختم می شود. در هر حال داشتن یک هدف مشخص و یگانه در محل کار نیز به اندازه ارتش مهم است، بنابراین هرچه سریع تر مقصود و هدف اصلی خود را به روشنی برای کارکنان تان بیان کنید.

2ـ فرمانده باید از طریق ایجاد اعتماد متقابل، گروه را با هم متحد کند

این اصل در ارتش اینگونه پیاده می شود که ابتدا فرمانده خود را به الگویی برای افراد تبدیل می کند و سپس آگاهانه سعی می کند که جوی مبتنی بر اعتماد را ایجاد و حفظ کند. برای این کار لازم است که ارزش ها و اصول اخلاقی سازمان همواره در معرض دید باشد.

همچنین چنانچه فرمانده بتواند بین نیازهای زیردستان و مقتضیات ماموریت تعادل ایجاد کند و زمان و توجه خود را معطوف ایجاد اتفاق نظر کند، گروهی منسجم و متحد شکوفا می شود.

در نهایت یک رهبر بی نظیر باید مناقشات را به سرعت حل کند و جو مثبتی را برای پرورش کار گروهی به وجود بیاورد که شرایط را برای داشتن یک تیم متحد کامل می کند. سعی کنید تمام این نکات را به سرعت به مرحله اجرا دربیاورید.

3ـ ایجاد فهم مشترک

این اتفاق زمانی می ا فتد که رهبران با زیردستان خود ارتباط برقرار کنند و برای تبادل و تفهیم اطلاعات مهم وقت بگذارند. بدیهی است که فهم مشترک با «فریاد زدن بر سر زیردستان» به دست نمی آید. رهبران استثنائی با کارکنان شان ارتباطی دوجانبه برقرار می کنند و قدرت شخصی را در برابر قدرت حاصل از موقعیت به کار می گیرند تا به جز اطاعت، تعهد نسبت به اهداف مشترک را نیز به دست بیاورند.

ایجاد درک مشترک در ارتش و همینطور در کسب و کار به این معنا است که تمام اعضای گروه به خوبی بدانند که دیگران چه کاری انجام می دهند و متوجه باشند که مسئولیت های تعریف شده برای هر نفر کمترین همپوشانی ممکن را با وظایف دیگران دارد.

ایجاد فهم مشترک با درک صحیح اصول پایه و متعهد شدن به تبادل اطلاعات شروع می شود.

4ـ تمرین کردن ابتکار عمل منضبط

ارتش در پیاده کردن انضباط و دیسیپلین مشهور است. این نظم و ترتیب با تاثیر گذاشتن بر روی زیردستان برای به عهده گرفتن ابتکار عمل حین انجام دادن وظایف به منظور تقویت حس وظیفه شناسی، هدایت و رفتار حرفه ای در تمام شرایط و از دست ندادن کنترل خود در شرایط سخت و پیش بینی کردن تغییرات یا عدم قطعیت ها به دست می آید.

در چنین جوی ذهنیتی به وجود می آید که تک تک افراد برای دستیابی به نتیجه نهایی مطلوب مسئول خواهند بود. شما نیز می توانید با پیروی از این راهنما این وضعیت ذهنی را ایجاد کنید.

5ـ بهره گیری از دستورات ماموریت

این اصل نفرات را ترغیب می کند که دستورها و رهنمودها را واقعاً به کار ببندند و کورکورانه از آنها پیروی نکنند و در اجرایی کردن این دستورها از آنها به عنوان فرصتی برای یادگیری، رشد و پیشرفت خود استفاده کنند. حالت ایده آل این است که نفرات بدون نیاز به دستورات مفصل و دقیق در مسیر پیشرفت قرار بگیرند. به عبارت دیگر هر ماموریت فرصتی برای رهبران است که اختیار عمل اعطا شده را تمرین کنند و فرصتی برای زیردستان است که با توجه به این دستورات در مسیر رشد و پیشرفت خود گام بردارند.

بنابراین هر ماموریتی را که در راس آن قرار دارید، به عنوان فرصتی مغتنم غنیمت بشمارید.

6ـ ریسک محتاطانه را بپذیرید

در دستورالعمل ارتش قید شده است که فرماندهان باید ریسک را با دقت ارزیابی و مدیریت کنند و از آن اجتناب نکنند، سپس بر پایه ارزیابی های دقیق خود تصمیماتی مناسب را برای تخصیص منابعی اتخاذ کنند که می تواند احتمال رسیدن به موفقیت نهفته در پس خطر را بهبود دهد.

برای مهارت پیدا کردن در این اصل ابتدا باید بتوانید ریسک «محتاطانه» را به خوبی ارزیابی کنید و سپس برنامه ای را برای تخصیص منابع پشتیبانی کننده تنظیم کنید.

با پیروی از این اصول مانند یک ژنرال رهبری کنید و به رهبری بی نظیر تبدیل شوید.


منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   

گرچه خودآگاهی (self-awareness)-‌شناخت اینکه ما چه کسانی هستیم و چگونه از نگاه دیگران دیده می‌شویم- برای عملکرد شغلی، موفقیت‌های حرفه‌ای و اثربخشی رهبری سازمانی مهم است؛ اما این ویژگی به‌طور قابل‌توجهی در محیط کار دنیای امروز به مقدار کم عرضه می‌شود. در واقع یک جنبه مهم خودشناسی (self-knowledge) است- اینکه چگونه ویژگی‌ها، ارزش‌ها و رفتارهای شخصیتی متفاوتمان را می‌بینیم.

اما جنبه دیگر آگاه بودن از نکته است که دیدگاه ما از خودمان در مقایسه با یک دید بیرونی تا چه حد پایدار است؛ یعنی اینکه دیگران ما را چگونه می‌بینند. مورد دوم تغییرشکل خودشناسی از درون‌گرایی صرفا شخصی به خودآگاهی‌ دقیق است که بسیار ضروری است. اما همان‌طور که گفتیم ویژگی خودآگاهی در محیط کار دنیای ما به شدت کم عرضه می‌شود. در تحقیق ما روی این موضوع که ۵ سال به طول انجامید، دریافته‌ایم که گرچه ۹۵ درصد افراد تصور می‌کنند خودآگاه هستند، اما ۱۰ تا ۱۵ درصد واقعا این ویژگی را دارند.

از سوی دیگر، شرکت‌ها میلیون‌ها دلار و ساعات بی‌شماری را صرف ارزیابی‌های خودسنجی می‌کنند که تنها هدف آن خودشناسی است. اما مشکل اصلی این است که ما به‌طور آشکار قاضیان ضعیفی در مورد توانمندی‌های خود هستیم. مطالعه سال ۲۰۱۴ روی ۳۵۷ هزار نفر یک همبستگی متوسط ۲۹/ ۰ را بین ارزیابی‌های خود و سنجش عینی نشان داد (یک همبستگی ۰/ ۱ دقت کلی را نشان می‌دهد) و این همبستگی برای مهارت‌های مرتبط به کار حتی پایین‌تر نیز بود. بنابراین ممکن است این طور نشان داده شود که من خودم را یک سخنگوی قهار می‌بینم اما مخاطبانی که هنگام صحبت کردن من خواب‌شان می‌برد، روایت دیگری را بیان می‌کنند.

جان مطلب اینکه بدون داده‌های خارجی، نتایج ارزیابی‌های خودشناسی دقیق فرض می‌شود، در حالی که ممکن است درک غیردقیقی از خودمان را تقویت کند. نتیجه خالص می‌تواند برای پیشرفت و عملکرد و همان‌طور که مشاهده‌کردیم برای کارآیی تیم‌ها مضر باشد.

در شرکت، همکاران ناآگاه زیادی می‌توان یافت. افرادی که به‌رغم موفقیت‌های گذشته، قابلیت‌های خوب و هوش غیرقابل‌انکار، درباره کاری که می‌کنند هیچ‌گونه بینشی از خود ندارند. در مطالعه‌ای که ما روی ۴۶۷ فرد بزرگسال در محیط‌های کار در ایالات متحده آمریکا و بین چندین صنعت انجام دادیم، ۹۹ درصد کار با حداقل یک نفر از چنین افرادی را گزارش دادند و تقریبا نیمی از آنها با حداقل ۴ نفر از چنین افرادی کار کرده‌اند. همتایان (Peers) پرتکرارترین متخلفان بودند ( ۷۳ درصد پاسخ‌دهندگان حداقل یک همتای ناآگاه را گزارش دادند) و بعد از آن افراد زیردست (۳۳ درصد)، روسا (۳۲ درصد) و مشتریان (۱۶ درصد) قرار داشتند.

همکاران فاقد حس خودآگاهی می‌توانند شانس موفقیت یک تیم را به نصف کاهش دهند. طبق پژوهش ما، دیگر پیامدهای کار با همکاران ناآگاه شامل افزایش استرس، کاهش انگیزه و افزایش احتمال ترک شغل می‌شود.

بنابراین ما چگونه با این موقعیت‌ها برخورد می‌کنیم؟ آیا ممکن است بتوانیم به فرد ناآگاه کمک کنیم تا به شناخت بیشتری از خودش برسد؟ و اگر قادر به انجام این کار نیستیم، برای حداقل کردن لطمات آنها بر موفقیت و رضایتمندی خود چه می‌توانیم بکنیم؟

  درک مشکل

نمی‌توان گفت همه همکاران با رفتارهای بد از فقدان خودآگاهی رنج می‌برند و نه می‌توان به همه آنهایی که دچار این عدم خودآگاهی هستند کمک کرد. بنابراین، باید در وهله اول تعیین کنید که آیا منبع مشکل واقعا فقدان خودآگاهی فرد است یا خیر. از خودتان بپرسید:

  پشت این تنش چه چیزی نهفته است؟

زمانی که در کار با کسی دچار مشکل هستیم، این مشکل همیشه فقدان خودآگاهی از جانب آنها نیست. درگیری میان-فردی می‌تواند از اولویت‌های متفاوت، شکل ارتباطات ناسازگار یا فقدان اعتماد ایجاد شود.

برای تعیین اینکه آیا واقعا با یک فرد ناآگاه مواجه هستید یا خیر، ببینید که سایر افراد پیرامون آنها چه احساسی دارند. به‌طور نمونه، اگر فردی ناآگاه است، اجماعی در مورد رفتار او وجود دارد (یعنی تنها شما نیستید که نسبت به آن فرد چنین احساسی دارید.) ما به‌طور خاص، چندین رفتار ثابت از افراد ناآگاه را مشخص کرده‌ایم:

• آنها بازخورد انتقادی را گوش نمی‌دهند یا نمی‌پذیرند.

• آنها نمی‌توانند چشم‌انداز دیگران را درک ‌کنند یا بپذیرند.

• آنها به زحمت می‌توانند احساسات و تفکرات افراد دیگر در محیط کار را درک کنند.

• آنها نظر اغراق‌آمیزی از همکاری‌ها و عملکردشان دارند.

• آنها بدون اینکه بدانند برای دیگران مضر هستند.

• آنها خود را عامل موفقیت‌ها می‌دانند و دیگران را برای شکست‌ها مقصر می‌شناسند.

  این فرد از کجا آمده است؟

افراد دیگری در محیط کار وجود دارند که در مقایسه با ناآگاهی، به نوعی افرادی نادان به حساب می‌آیند. آنها دقیقا می‌دانند که چه کاری انجام می‌دهند اما نمی‌خواهند تغییر کنند.

یک مدیر ارشد عملیاتی را می‌شناختم که وقتی تیمش او را ناامید می‌کرد، به تحقیر آن می‌پرداخت. اما او در توجیه رفتارش می‌گفت: «بهترین ابزار مدیریت ترس است. اگر آنها از شما بترسند، کارشان را به خوبی انجام خواهند داد.» (جای شگفتی نیست که مافوق‌های او دیدگاه‌های او را به اشتراک نمی‌گذاشتند و چند ماه بعد او را اخراج کردند.)

بزرگ‌ترین تفاوت بین کسی که نمی‌داند و کسی که می‌داند ولی اهمیت نمی‌دهد، قصد و نیت آنهاست: افراد ناآگاه صادقانه می‌خواهند همکاری کنند و موثر باشند اما نمی‌دانند که دچار قصور هستند. در حالی که افرادی که به آگاهی اهمیت نمی‌دهند، بدون اظهار پشیمانی رفتارشان را تایید می‌کنند. به‌عنوان مثال می‌گویند «البته من با مشتریان رفتاری تحمیل‌کننده دارم. خب این تنها راه فروش است!» افراد ناآگاه نمی‌توانند نحوه رفتار خود را از دید سایرین ببینند. به‌عنوان مثال از روی ناآگاهی می‌گویند «ملاقات با آن مشتری خوب پیش رفت.»

  کمک به افراد ناآگاه

وقتی که تشخیص می‌دهید فردی از فقدان خودآگاهی رنج می‌برد، اکنون زمان آن است که صادقانه ارزیابی کنید که آیا می‌توان به آن فرد کمک کرد یا خیر. در مورد نیات او و اینکه آیا او قصد تغییر دارد یا خیر فکر کنید. آیا تا به‌حال دیده‌اید این فرد درخواست چشم‌انداز متفاوت کند یا از بازخوردهای انتقادی استقبال کند؟ پاسخ به این سوال نشان می‌دهد که کمک به این‌گونه افراد برای خودآگاه‌تر شدن کاملا امکان‌پذیر خواهد بود.

اما مطالعه ما نشان داده است که گرچه ۷۰ درصد افراد با همکارانی ناآگاه برای کمک به بهبود آنها تلاش کرده‌اند اما تنها ۳۱ درصد در این مورد موفق یا بسیار موفق بوده‌اند و بین آنها کسانی که تصمیم به کمک نکردن گرفته‌اند، تنها ۲۱ درصد از تصمیم‌شان پشیمان شده‌اند. بنابراین پیش از اینکه در این مورد گام بردارید، از خودتان بپرسید که:

  آیا من پیام‌رسان درستی هستم؟

دلیل شماره یک که پاسخ‌دهندگان مطالعه ما برای عدم کمک به یک فرد ناآگاه ارائه دادند این بود که آنها تصور نمی‌کردند پیام‌رسان درستی باشند. برای اینکه فردی واقعا پذیرای بازخورد انتقادی باشد، باید به ما اعتماد داشته باشد. باید اساسا باور داشته باشد که ما واقعا نگران او هستیم و می‌خواهیم به او کمک کنیم. زمانی که اعتماد وجود داشته باشد، فرد دیگر با آسیب‌پذیر بودن احساس راحتی بیشتری خواهد کرد؛ که این امر پیش‌نیاز پذیرش رفتار ناآگاه فرد است.

بنابراین در مورد رابطه شما با یک همکار ناآگاه، آیا تمام تلاش‌تان را برای کمک یا حمایت از آنها در گذشته کرده‌اید؟ آیا مطمئن هستید که آنها بازخورد شما را به‌جای اینکه آن را یک انگیزه شرورانه تلقی کنند، به شکل واقعی آن- یعنی حمایتی برای کمک به آنها در جهت بهتر شدن است- خواهند دید؟ یا افراد دیگری وجود دارند که ممکن است برای ارائه بازخورد نسبت به شما بهتر باشند؟

  آیا می‌خواهم بدترین سناریوی ممکن را بپذیرم؟

دومین دلیل معمولی که افراد تصمیم می‌گیرند تا به افراد ناآگاه کمک نکنند این است که ریسک آن بسیار بالاست. همان‌طور که یکی از شرکت‌کنندگان در مطالعه ما پاسخ داد «ممکن است نتوانم به درستی به او کمک کنم و انجام این کار تنها آنها را عصبانی کند» و پیامدهای آن می‌تواند از احساس ناراحتی (اشک ریختن، رفتارهای خاموش و فریاد زدن) تا محدودیت‌های شغلی (خروج یک کارمند، تلاش یک همکار برای کارشکنی در کار ما، اخراج شدن ما توسط رئیس) رده‌بندی شود.

اما در این زمینه تشخیص و تمایزهای قدرت در سازمان یک عامل مهم به حساب می‌آیند. به‌عنوان مثال، روسای ناآگاه اثری زیان‌آور روی رضایت شغلی، عملکرد و سلامت کارمندان‌شان دارند و مواجهه با رئیس ناآگاه به دلیل قدرت موقعیتی که این فرد دارد به مراتب ریسکی‌تر است. برعکس، این ریسک معمولا با همتایان پایین‌تر است و با زیردستان نیز به مراتب پایین‌تر است (در حقیقت، اگر شما یک کارمند ناآگاه دارید، این وظیفه شماست که به عنوان مدیر به او کمک کنید.) اما با وجود جایگاه آنها در چارت سازمانی، ما باید برای پذیرش بدترین سناریویی که ممکن است رخ دهد آماده باشیم.

اگر باور دارید که می‌توانید کمک‌کننده باشید، پس بهترین روش برای انجام این کار چیست؟ قطعا بسیاری از منابع مفید برای ارائه بازخورد با کیفیت با افراد ناآگاه وجود دارد. اما سه روش برای این افراد وجود دارد که ارزش تاکید را دارند.

• اول اینکه، شخصا با آنها صحبت کنید. (تحقیق ما نشان می‌دهد افرادی که از طریق ایمیل بازخورد ارائه می‌دهند، ۳۳ درصد کمتر موفق هستند.)

• دوم اینکه به‌جای اینکه بدون مقدمه رفتار آنها را نقد کنید، صبر و شکیبایی استراتژیک در پیش بگیرید. اگر ممکن است، تا زمانی که همکارتان احساس ناامیدی یا عدم رضایت ناشی از عدم آگاهی خود را بیان کند، صبر کنید. از آنها بپرسید که آیا می‌توانید نظرتان را در مورد موفقیت‌های آنها بیان کنید یا خیر. (استفاده از لغت «بازخورد» ریسک حالت تدافعی را بالا می‌برد.)

• سوم اینکه اگر آنها موافق این کار هستند، روی رفتار خاص و قابل‌مشاهده آنها و اینکه چگونه این کار موفقیت آنها را محدود می‌کند تمرکز کنید. مکالمه خود را با بیان قوی حمایت‌تان و پرسیدن این سوال که چگونه می‌توانید کمک‌کننده باشید پایان دهید.

  اگر افراد ناآگاه تغییر نکردند چه باید بکنید؟

وقتی نتوانید به فرد ناآگاه کمک کنید، طبیعی است که احساس ناامیدی کنید. خبر خوب این است که گرچه ما نمی‌توانیم دیدگاه خود را به آنها تحمیل کنیم، اما می‌توانیم اثر آنها را روی خودمان به حداقل برسانیم.

انسانیت را در آنها پیدا کنید:

انسانیت می‌تواند به راحتی فراموش شود. اگر زمانی که افراد ناآگاه رفتار بدی از خود نشان می‌دهند، به‌جای از کوره در رفتن این نکته را به‌خاطر داشته باشیم که می‌توانیم این موضوع را تشخیص دهیم که رفتار ناآگاهانه آنها نشانه‌ای است که آنها در حال کشمکش و تقلا هستند، می‌توانیم طرزفکر مبتنی بر دلسوزی و شفقت را بدون قضاوت بپذیریم.

محققان دریافته‌اند که تقویت مهارت‌های دلسوزی به ما کمک می‌کند تا در مواجهه با افراد و موقعیت‌های دشوار آرامش خود را حفظ کنیم. همان‌طور که استاد مدیریت، حوریه جزایری، اشاره می‌کند «وقتی ما تفکرات بدی در مورد فردی داریم، پیامدهای منفی در پی دارد. همدردی به ما اجازه می‌دهد تا این پیامدهای منفی را حذف کنیم.»

مشارکت فعال داشته باشید:

زمانی که صحبت از مواجهه با افراد ناآگاه می‌شود، یکی از مهم‌ترین مسائلی که باید به یاد داشته باشیم این است که چون آنها اکنون به این روش فعالیت می‌کنند به این معنا نیست که آنها در آینده نیز تغییر نخواهند کرد. رفتارهای ناآگاهانه گاهی باید پیش از اینکه بازخورد ارائه شود، چندین بار مورد اشاره قرار بگیرند.

ما در تحقیق‌مان افرادی را مورد مطالعه قرار داده‌ایم که بهبودهای چشمگیر و متحولانه در خودآگاهی خود داشته‌اند. گرچه این کار جرات، تعهد و فروتنی می‌طلبد، اما در واقع امری ممکن است و چه افراد پیرامون ما انتخاب کنند که خودآگاهی خود را بهبود ببخشند و چه این انتخاب را نداشته باشند، ما کنترل کاملی روی انتخاب اینکه خودمان را بهبود دهیم داریم و در پایان روز، شاید این جایی است که انرژی ما به بهترین شکل سپری شده است.

28 (3)


مترجم: آناهیتا جمشید نژاد

منبع: دنیای اقتصاد


نظرات()   
   

آیا توسعه از طریق برون‌سپاری می‌تواند به استارتاپ‌ها کمک کند تا از عهده چالش‌هایی نظیر پیاده‌سازی فناورانه ایده‌ها، رشد سریع و توسعه تیم برآیند؟

 همانطور که احتمالا می‌دانید توسعه از طریق برون‌سپاری یکی از اقداماتی است که به بسیاری از استارتاپ‌های شناخته شده کمک کرده است تا از سایرین پیشی بگیرند.
در اینجا توضیح می‌دهیم که دلیل این پیشرفت چیست؛ هر استارتاپی در طول چرخه زندگی‌اش با چالش‌های مختلفی روبرو است.
بسیاری از این چالش‌ها بی‌اهمیت هستند ولی برخی از آنها می‌توانند از همان ابتدا مانع از پیشرفت استارتاپ شوند.
بعضی از این چالش‌های بسیار مهم عبارتند از پیاده‌سازی فناورانه ایده‌ها، رشد سریع و توسعه تیم.
آیا توسعه از طریق برون‌سپاری می‌تواند به استارتاپ‌ها کمک کند تا از عهده این چالش‌ها برآیند؟
پاسخ کوتاهی که می‌توان به این سوال داد این است «بله» اما اجازه دهید این مساله را عمیق‌تر بررسی کنیم؛ استارتاپ‌ها چگونه و بسته به چه شرایطی به‌واقع می‌توانند به پیشرفت فناورانه دست پیدا کنند؟
دلیل نیاز به توسعه از طریق برون‌سپاری چیست؟
با توسعه نرم‌افزار به شیوه برون‌سپاری دیگر نیازی نیست که کارآفرینان، نگران انتخاب فناوری درست باشند و شب و روز وقت خود را صرف کدگذاری و آزمایش و ... کنند.
وقتی کارآفرین از یک شرکت یا دست‌کم یک تیم دیگر کمک می‌گیرد، می‌تواند روی استراتژی‌های بازاریابی مناسب تمرکز کند، به دنبال سرمایه‌گذار باشد یا ایده‌های جدیدی را خلق و زمان ارزشمند خود را صرف رشد کسب‌وکار ارزشمندش کند.
در بیشتر مواقع، سهامداران مفهوم فوق‌العاده‌ای در ذهن دارند و برای اجرای آن از نظر فناورانه به کمک نیاز دارند، چرا که پیاده‌سازی فناوری در اغلب موارد کار دشواری است و کارآفرین از عهده آن برنمی‌آید.

شرکت‌هایی که با توسعه از طریق برون‌سپاری به موفقیت دست یافته‌اند

برخی از ما همچنان مزایا و معایب کار با تیم ایده‌آل خود را سبک و سنگین می‌کنیم، تیمی که بتواند ما را به موفقیت برساند و پایان موفقیت‌آمیزی برای شرکت ما رقم بزند ولی پیشنهاد این است که ابتدا ببینیم آنهایی که قبلا با این روش موفق شده‌اند چه انتخاب‌هایی داشته‌اند:

1- Opera: این شرکت برای ایجاد و اجرای پلت‌فرم سایت خود بر توسعه‌دهندگان کشورهای دیگر تکیه کرد.

2- MySQL: این شرکت اغلب از نیروی ستادی موجود در کشورهای مختلف به‌صورت برون‌سپاری استفاده می‌کرد تا بازه عملیات خود را در مناطق گوناگون افزایش دهد.

3-Github: این شرکت از تعداد زیادی فریلنسر یا آزادکار استفاده کرده است که به‌طور مجازی از خانه با شرکت همکاری می‌کرده‌اند.

4- Basecamp: این شرکت نیز از همان استراتژی Github برای برون‌سپاری استفاده کرده و در نهایت به یکی از رهبران عرصه فناوری تبدیل شده است.

5- Skype: همه می‌دانند که اسکایپ همواره با یک تیم توسعه خارجی کار می‌کرده است که در نهایت باعث شده به یکی از پیشگامان بازار تبدیل شود.

6- JPay.com: شرکت‌های خارجی فناوری و زیرساخت این شرکت را می‌ساخته‌اند و تضمین کیفیت، مهندسی و ساخت سخت‌افزار را انجام می‌دادند. در نهایت مالکان این شرکت موفق شدند آن را به Securus Technology بفروشند.

7- Fab: این استارتاپ بزرگ با شرکت‌های دیگر برای توسعه همکاری کرده است تا زمانیکه نشانه‌هایی از رشد کسب‌وکار مشخص شد، بتواند جذب سرمایه شرکت را افزایش دهد.

8- Alibaba.com: بسیاری از افراد این شرکت را با نام «eBay چین» می‌شناسند؛ جک ما (Jack Ma)، مؤسس این شرکت، و دوستانش، وقتی به‌تازگی شرکت را راه‌اندازی کرده بودند فرایند توسعه را برون‌سپاری کردند.

9- Slack: این شرکت در روزهای اول توسعه محصولاتش را برون‌سپاری کرده بود؛ امروز ارزش این شرکت سه میلیارد دلار است.

10- Gliffy: این شرکت ابزارهای مبتنی بر وب را برای نشانه‌گذاری نمودارهای مختلف ارائه می‌کند و ابعاد خاصی از توسعه فناوری خود را برون‌سپاری کرده است.

قبل از پیدا کردن شرکتی برای فروش نرم‌افزار چه مواردی را باید بدانید

این سوال که آیا استارتاپ‌ها باید فرایند توسعه را برون‌سپاری کنند یا خیر، همچنان بحث‌برانگیز است؛ بخصوص در مورد اینکه چه چیز باید برون‌سپاری شود و چه زمانی باید این کار صورت بگیرد.

بر این اساس، پیش ‌شرط‌های لازم برای توسعه موفق از طریق برون‌سپاری پروژه‌های استارتاپی چیست؟

همواره از درخشان بودن سوابق همکاری شرکت با استارتاپ‌های دیگر مطمئن شوید

شما باید به‌طور دقیق بدانید که چه شرکتی را می‌خواهید استخدام کنید، همواره از سابقه موفق همکاری آن شرکت با استارتاپ‌ها اطمینان حاصل کنید؛ براساس آنچه در گزارش پِرفِکشال و مرکز توانمندسازی کسب‌وکارهای نوپا به آن اشاره کرده، هیچوقت درباره اعتبار و اعتماد، مصالحه نکنید؛ هیچوقت شرکت متوسطی را صرفاً به خاطر ارزان بودن خدماتش انتخاب نکنید چرا که کسب‌وکارتان را به دردسر خواهد انداخت.

هنگام انتخاب شرکتی برای توسعه نرم‌افزار، از فرایندی عینی برای ارزیابی استفاده کنید

شما کاملاً حق دارید از شرکت مربوطه بخواهید مدارکی دال بر شایستگی‌اش ارائه کند؛ وب‌سایت شرکت را مطالعه کنید، از آنها درخواست مطالعه موردی و معرف و برندشان را آزمایش کنید.

بودجه محدودی در نظر نگیرید

قبل از آنکه وارد مذاکره با شرکت موردنظر شوید، توصیه شده است حداقل برای یک تا دو سال برنامه مالی داشته باشید؛ با این کار می‌توانید شرکای فناورانه باتجربه‌ای را جذب کنید که به شما کمک می‌کنند کسب‌وکارتان را پرورش و توسعه دهید.

حفاظت‌های قانونی از ایده و مالکیت فکری را فراموش نکنید

همواره با شرکت موردنظر قراردادها و توافق‌نامه‌های مناسبی امضا کنید؛ البته امضای قرارداد امری بدیهی است ولی بیشتر استارتاپ‌ها به دلیل فضای دوستانه و غیررسمی خود اغلب ملزومات رسمی و قانونی را نادیده می‌گیرند.

توجه داشته باشید که توافق‌نامه‌های قانونی درباره با مالکیت فکری برای حفظ دارایی‌های فکری کسب‌وکار و رها کردن شما از مشکلات احتمالی سال‌های آتی، بسیار حائز اهمیت است.

بنابراین درباره توافق‌نامه عدم افشا (NDA) با کارشناسان حقوقی مشورت کنید.

همواره هنگام انتخاب شرکت برای توسعه نرم‌افزار، بزرگ فکر کنید

یکی از دغدغه‌های فکری شما باید تعهد بلندمدت شرکت موردنظر در قبال کسب‌وکار شما باشد؛ به بیان دیگر شما باید برای طولانی‌مدت با آن شرکت کار کنید چرا که اولاً نباید اجازه دهید شرکت دیگری کد شما را مورد استفاده قرار دهد.

مراقب باشید اوضاع همواره آنطور که انتظار می‌رود، پیش نمی‌رود.

دوم آنکه شرکتی که نسبت به ارتباطی بلندمدت متعدد می‌شود دیگر یک شرکت فرعی نیست، بلکه شریک فناورانه شماست.

به این ترتیب می‌تواند امور مربوط به مدیر ارشد فناوری را به افرادی بسپارید که با فناوری آشنایی کامل دارند و روی آنچه که به‌واقع برای کسب‌وکار شما مهم است تمرکز می‌کنند.

در نهایت هر زمانی که تمایل داشته باشید، می‌توانید خودتان هم درگیر ماجرا شوید و در تمامی فعالیت‌های مربوط به کسب‌وکارتان مشارکت کنید؛ برای مثال می‌توانید تیم توسعه‌دهندگان را مدیریت کنید یا برای معرفی کسب‌وکارتان در بازار از آنها کمک بخواهید.

در نهایت

قصد دارید اپلیکیشنی بسازید اما از نظر فناوری، خدمات مربوط به مدیر ارشد فناوری یا مشاوره کسب‌وکار به کمک نیاز دارید؟

برای صرفه‌جویی در وقت و پول خود یک شرکت قابل اعتماد دیگر پیدا کنید تا این کارها را برای شما انجام دهد.

برای این کار، بررسی‌های لازم را انجام دهید، گفتگو کنید، فکر کنید و همه‌چیز را در نظر بگیرید.

به این ترتیب متوجه خواهید شد که آن شرکت تا چه اندازه معتبر است؛ فراموش نکنید که در نهایت خودتان مسئول نتایج و دستاوردهای کسب‌وکارتان هستید.


منبع: تسنیم


نظرات()   
   
چهارشنبه 9 آبان 1397  11:27 ب.ظ
نوع مطلب: (آریا خبر ،) توسط: محمد افشار

گزارش مشترک منتشر شده از سوی «یو بی اس» و «پی دابلویو سی» نشان می دهد که ثروت ۲ هزار و ۱۵۸ میلیاردر جهان در سال ۲۰۱۷ میلادی با ۲۰ درصد افزایش به ۸ تریلیون و ۹۰۰ میلیارد دلار رسید که بالاترین رقم ثبت شده است.

در این گزارش آمده که در طی ۳۰ سال اخیر ثروت میلیاردرهای جهان به شدت رو به افزایش است. بیش از ۴۰ نفر از ۱۷۹ میلیارد جدید که در سال گذشته میلادی به فهرست میلیاردرهای جهان اضافه شدند با ارث بردن دارایی به این عنوان نائل شدند.

 در حال حاضر، انتقال ثروت بزرگ شروع شده و طی ۵ سال اخیر مبالغی که از سوی متوفیان میلیاردر به میلیاردرها انتقال داده شده، به طور متوسط سالانه ۱۷ درصد رشد نشان می دهد که مجموع آن در سال ۲۰۱۷ میلادی به ۱۱۷ میلیارد دلار رسید. در سال گذشته میلادی فقط ۴۴ وارث هر کدام بیش از یک میلیارد دلار ارث بردند.

بر اساس این مطالعه، مهد میلیاردهای جهان چین است و هر هفته دو میلیاردر جدید در چین به وجود می آید. مجموع ثروت میلیاردرهای چینی با ۳۹ درصد افزایش به ۱.۱۲ تریلیون دلار رسید. همچنین در یک دهه گذشته، میلیاردرهای چینی موفق ترین دارندگان شرکت های جهان بوده اند. جمعیت زیاد چین، نوآوری فناوری و رشد بهره بری که با حمایت دولت ترکیب شده در حال ایجاد فرصت های استثنایی برای افراد بمنظور ایجاد کسب و کار و زندگی بهتر شده است.

بر پایه این گزارش، تعداد میلیاردرهای جهان در سال ۲۰۱۷ میلادی با ۹ درصد رشد به دو هزار و ۱۵۸ نفر رسید که این رقم برای سال قبل از آن یکهزار و ۹۷۹ نفر ثبت شده بود. در حال حاضر، زنان همچنان سهم کمی را در میان مجموع میلیاردرهای جهان با ۱۱ درصد به خود اختصاص داده اند.


منبع: ایسنا


نظرات()   
   
چهارشنبه 25 مهر 1397  10:20 ب.ظ

درآمد منفعل مدت ها جام مقدس کارآفرینانی بوده است که سعی در صرفه جویی زمانی داشته و می خواهند از چنگ وظایف روزمره خلاصی یابند و درآمد ماهیانه سلامتی داشته باشند. اغلب اوقات مانع اصلی رسیدن به جریان درآمدی ماهانه ای است که جریان مالی را تغذیه می کند.

مشخصا ایجاد درآمد منفعل دشوار است. این مقوله نیازمند سرمایه گذاری زمانی زودتر از موعد است، سرمایه گذاری ای که نسبتا تا مدتی طولانی بازگشت نخواهد داشت. ممکن است ماه ها و یا حتی سال ها بگذرد و هیچ پولی از جانب فعالیت های منفعل فراهم نشود که این خود عامل اصلی ناامیدی کارآفرینان خواهد بود.

حقیقت مسلم این است که ارزش زمان بسیار بیشتر از ارزش پول است، پول را می توان به دست آورد و خرج کرد، اما زمانی که صرف شود دیگر برگشتی ندارد. هرچه زمان می گذرد و سن مان بیشتر می شود، اهمیت وقت را بهتر درک می کنیم، و بهتر می توانیم در مورد نحوه گذران لحظات ارزشمند زندگی مان تصمیم بگیریم.

درآمد منفعل چیست؟

پیش از توضیح در مورد روش های ایجاد درآمد منفعل و خودکارسازی جریان درآمدی بایستی بدانیم این مفهوم دقیقا به چه معنا است. احتمالا در فضای اینترنت پست های بسیاری را در خصوص ایده های درآمد منفعل خواهید دید.

هنگامی که جریان درآمد منفعل است، یعنی تلاش زیادی برای حفظ جریان مالی نیاز نیست. اما این بدان معنا نیست که باید در خصوص این روش بی اعتنا باشید. بلکه برعکس، بسیار مهم است که تک تک روش های درآمدی منفعل خود را بررسی کرده و این ربطی به میزان خودکار بودن آن روش ندارد.

یک وبلاگ راه اندازی کنید

مهم ترین روش برای ایجاد درآمد منفعل، راه اندازی یک وبلاگ است. وبلاگ ها توانایی ایجاد حجم درآمد بالایی را دارند، اما نه به سرعت. اگر می خواهید یک وبلاگ راه اندازی کنید، باید بدانید که این کار مستلزم صرف زمان و تلاش زیاد است.

مادامی که درک درستی از سئو، بازاریابی در شبکه های مجازی و توانایی نوشتن محتوای خوب را داشته باشید، وبلاگ موفقی خواهید داشت. به محض اینکه وبلاگ تان محبوب شود، پلتفرمی برای تان فراهم می کند که از طریق آن می توانید محصولات و خدمات مختلفی را تبلیغ و بازاریابی کرده و درآمد خوبی رقم بزنید.

یک کتاب الکترونیکی بنویسید و منتشر کنید

یک روش بسیار خوب دیگر برای ایجاد درآمد منفعل، نگارش و انتشار کتاب الکترونیکی است. کتاب های غیرتخیلی ای که در حوزه های مختلف اعم از بازاریابی دیجیتال، اصول کسب و کار و حوزه های ارتقای شخصی، جنبه آموزشی دارند، بسیار بیشتر از کتاب های تخیلی محبوب خواهند شد.

مشخصا کتاب های تخیلی و رمان ها فروش بسیار خوبی دارند، اما بازار به شدت رقابتی است. شما می توانید پلتفرم نشر مستقیم کیندل آمازون را راه اندازی کرده و کتاب های الکترونیکی ای در حوزه هایی که تخصص دارید، منتشر نمایید.

یک دوره آموزشی آنلاین ایجاد کنید

یک مهارت فنی خاص دارید؟ می خواهید این مهارت را به دیگران آموزش داده و از این طریق ایجاد درآمد کنید؟ ایجاد یک دوره آموزشی آنلاین در وب سایت Udemy راه بسیار موثری برای خودکارسازی جریان مالی تان است. هرچند که این روش هم همچون هر روش درآمدی منفعل دیگری، زمان بر خواهد بود.

زمینه های بسیاری را می توان از طریق دوره های آنلاین آموزش داد. خود من به شخصه در دوره های آموزشی آنلاینم، اموری همچون سئو و ارتقای شبکه وب را آموزش می دهم، اما می توانید برروی آموزش مهارت های دیگری همچون نواختن ساز، یادگرفتن زبان جدید و عکاسی نیز مانور دهید.

یک کتاب صوتی تولید کنید

من مدتی در حوزه تولید کتاب های صوتی فعالیت داشته ام و اعتقاد دارم که این روش، راه بسیار خوبی برای ایجاد جریان درآمدی منفعل است. می توانید با استفاده از پلتفرم ACX کتاب های صوتی خود را در پلتفرم های محبوبی همچون Audible و iTunes منتشر کنید.

اگر دانشی تخصصی و یا در حوزه ای منحصربه فرد مهارتی خاص دارید، می توانید دانش خود را از طریق کتاب های صوتی آموزش دهید. هرچند باید برروی ارائه ارزش تمرکز داشته باشید تا بتوانید محصول باکیفیتی ارائه کنید. از سرهم بندی خودداری کرده و در ابتدای کار انتظار دریافت پول نداشته باشید.

یک بازاریاب وابسته شوید

بازاریابی وابسته یکی از قدرتمندترین راه هایی است که می توان از طریق آن جریان های درآمدی منفعل ایجاد کرد. هرچند که این روش به هیچ روی آسان نیست. برای موفقیت در زمینه بازاریابی وابسته، باید میزان دنبال کنندگان تان نسبتا زیاد باشند. به بیان دیگر، به پلتفرمی بزرگ با مخاطبان زیاد نیاز دارید.

اگر مخاطب و پلتفرم نداشته باشید، باید کار خود را تبلیغ کنید که این به نوبه خود هزینه بر خواهد بود. اگر بدانید که می خواهید چه کاری انجام دهید و بازاریاب اینترنتی باتجربه ای باشید، موفق خواهید شد. این کار روش بسیار مناسبی برای فروش کالاها و خدماتی است که مالک آنها نیستید. با این کار تبدیل به واسطه شده و درآمد منفل خوبی را رقم خواهید زد.

یک کانال فروش ایجاد کنید

هر کس در حوزه کسب و کار بازاریابی اهمیت مفهوم کانال های فروش را درک می کند. کانال های فروش مسئول رویه تبدیل مشتریان مرورگر به خریدار هستند. هرچند که ایجاد یک کانال فروش مناسب، کار ساده ای نیست. این کار نیازمند سرمایه گذاری زمانی پیش از موعد است و برای رساندن مشتریان بالقوه به کانال فروش نیاز به مرورگرهای متعددی خواهید داشت.

به منظور ایجاد کانال فروش باید در ازای دریافت ایمیل افراد، چیزی به آنان پیشنهاد کنید و به شکلی موثر یک پیشنهاد مجانی داشته باشید. در سیستم هایی همچون Aweber و Mail Chimp ثبت نام کرده و کانال فروش خود را ایجاد کنید. یک پیشنهاد رایگان تدوین کرده و یک سری ایمیل خودکار ایجاد کنید، که نردبان ارزشی محصولاتی که می فروشید را افزایش و ارتقا دهد.

یک نرم افزار تلفن همراه بسازید

خب، خب، می دانم که ساخت و راه اندازی یک نرم افزار موبایل کار ساده ای نیست. برای این کار نیازمند مهارت و یا سرمایه مالی هستید، تا بتوانید چیزی که در نظر دارید را به واقعیت بدل کنید، اما به هرحال این کار ممکن است. هرچند که دوران درآمدزایی یک شبه از طریق نرم افزارهای موبایل گذشته است، اما می توان از طریق ایجاد یک نرم افزار خوب، درآمد قابل توجهی رقم بزنید.

اگر بتوانید نرم افزاری مشابه با نرم افزارهای موفق بسازید، که چه بهتر. اگر نه، می توانید برروی ساخت نرم افزارهایی تمرکز کنید که مشکلی را حل کرده و یا برروی حوزه ای تمرکز دارند که تاکنون به خوبی پوشش داده نشده است. فکر کنید که می توانید چیزی را ارتقا ببخشید، چرا نباید شانس خود را امتحان کنید؟ اگر زمینه فنی را داشته باشید و دینامیک کسب و کار و نرم افزارهای موبایل های هوشمند را درک کنید، این کار ارزشش را خواهد داشت.

از طریق اجاره املاک ایجاد درآمد کنید

حوزه املاک و مستغلات، مدت هاست که منبع مناسبی برای ایجاد درآمد منفعل بوده است. سرمایه گذاران و مالکان برای ایجاد درآمد ماهیانه منفعل، خانه، آپارتمان، دفتر کار و سایر املاک خود را اجاره می دهند. مشخصا حوزه املاک منبع بسیار مناسبی برای ایجاد درآمد خودکار است، اما نیازمند سرمایه گذاری پیش از موعد قابل توجهی است.

اگر مقداری پول دارید، می توانید آن را در حوزه املاک سرمایه گذاری کنید. می توانید ملک خریداری کرده و آن را به مدت طولانی اجاره دهید. به هر شکلی که به این مقوله نگاه کنید، خواهید دید که راه بسیار مناسبی برای ایجاد درآمد منفعل است.

در سامانه Etsy محصولات دیجیتال بفروشید

سامانه Etsy منبع بسیار مناسبی برای افرادی است که می خواهند انواع محصولات دست ساز خود را بفروشند، اما می دانستید که می توان در این سایت محصولات دیجیتال را هم به فروش رساند؟ این محصولات دیجیتال پس از آماده سازی نیازمند به حفظ و نگهداری خاصی نیستند. تمام کاری که باید انجام دهید، صرف زمان برای ساخت محصولات دیجیتال و فهرست بندی کیفی مناسب است.

مشخصا این کار هم نیازمند تلاش بوده و باید بتوانید ترافیک مناسبی را به سوی فهرست های خود هدایت کنید. هرچند که محصولات دیجیتال هزینه نگهداری ندارند و مادامی که کیفیت خوبی داشته باشند به صورت خودکار به فروش می روند.

از طریق Jingle و یا فایل های صوتی ایجاد درآمد کنید

اگر دارای ذوق موسیقایی هستید، می توانید از طریق ساخت فایل های موسیقایی و صوتی و انتشار آنها در وب سایت های محبوبی همچون Audio Socket، Sound Cloud و یا Song Freedom ایجاد درآمد کنید. مشخصا این کار ساده ای نیست، اما ارزش صرف زمان را داشته و در نهایت نتیجه خوبی خواهد داشت.

تحقیق کرده و بررسی کنید که کدام دسته از فایل های صوتی و موسیقایی مخاطبان زیادی دارد. به دنبال فایل هایی باشید که محبوب بوده و ببینید چگونه می توانید از لحاظ کیفی چیزی مشابه را تولید کنید.

در یوتیوب ویدئوهای آموزشی بسازید

یوتیوب منبع بسیار مناسبی برای ایجاد جریان درآمدی قدرتمند است. هرچند که این کار ساده نیست، اما میلیون ها مخاطب خواهید داشت و می توانید از طریق این جریان، ایجاد درآمد کنید. یوتیوب شاهراه بسیار موثری برای بازار است.

در مورد فعالیت های یوتیوبرهای محبوب تحقیق کنید. برای مثال Blippi یک سریال مخصوص کودکان است که استوین جان، کارآفرین خلاق آن را ساخته است. این سریال مسائل مختلفی را به کودکان آموخته و با داشتن 500 میلیون بازدیدکننده یکی از قوی ترین و محبوب ترین سریال های یوتیوبی است. افراد موفق را بررسی نموده و برای ایجاد انحصار از فرمول های آنان استفاده کنید.

عکس های حرفه ای را به صورت آنلاین به فروش برسانید

یکی دیگر از شاهراه ها برای ایجاد درآمد منفعل استفاده از وب سایت های فروش عکس همچون iStockPhoto و Shutter Stock است. اگر می خواهید در حوزه کسب و کار فروش عکس موفق باشید باید با مفاهیم عکاسی و فتوشاپ آشنا باشید.

هنگامی که در این رشته فعالیت می کنید، با رقابت قابل توجهی روبه رو خواهید شد. هرچند اگر قریحه عکاسی داشته باشید، می توانید تصاویر خود را به صورت آنلاین به فروش برسانید و این کار برای تان طبیعی خواهد بود. با نرم افزارهای ویرایش عکس آشنا شده و موقعیت خود را بیابید. در هر حوزه عکاسی که می توانید زمینه را یافته و دست به کار شوید.

از کارت های اعتباری با پشتوانه مالی استفاده کنید

کارت های اعتباری با پشتوانه مالی منبع بسیار مناسبی برای کسب درآمد منفعل هستند، خصوصا اگر قصد صرف این پول را داشته باشید. هرچند که این جریان درآمدی شما را ثروتمند نخواهد کرد، اما جریانی را فراهم می کند که می توان آن را برای مخارج روزمره به مصرف رساند.

در اینترنت تحقیق کرده تا بهترین نوع این کارت های اعتباری را پیدا کنید. میان پست های خود ارتباط برقرار کرده و در عوض این کارت ها درآمد نسبتا خوبی را برای تان رقم خواهد زد.

سهام خریداری کنید

خریداری کردن سهام راه موثری برای ایجاد درآمد منفعل است. علاوه بر این برای ایجاد درآمد نیازی به فروش سهام خود ندارید. هرچند باید میزان قابل توجهی سهم خریداری کرده تا بتوانید از طریق آن جریان درآمدی خوبی را برای خود رقم بزنید.

در این خصوص تحقیق کرده و بهترین سهام ممکن را برای خرید انتخاب کنید. نیازی نیست برای شروع فعالیت تان همه چیز را بدانید، اما باید میل به یادگیری و درک داشته باشید. کم و هوشمندانه شروع کرده و به دنبال خرید سهامی باشید که درآمد خوبی را برای تان رقم می زند.

در پلتفرم های قرضی همسان سرمایه گذاری کنید

پلتفرم های قرضی همسانی همچون Lending Club و Funding Circle سرمایه گذاری برروی افراد و کسب و کارها را تسهیل کرده و جریان درآمدی منفعلی ایجاد می کند. بسیاری از این وب سایت ها الگوریتم های دقیقی دارند که ریسک را پیش بینی کرده و وظیفه پیش بینی را برای تان انجام می دهد.

مشخصا این کار نیز نیازمند سرمایه گذاری پیش از موعد است. اگر مقداری پول افزونه دارید، می توانید آن را در این حوزه سرمایه گذاری کنید. تحقیق کرده و ببینید این ایده درآمدزایی منفعل به کارتان می آید یا خیر.

فروشنده ATM شوید

بسته به جایی که زندگی می کنید، احتمالا می توانید از طریق نصب دستگاه های خودپرداز ایجاد درآمد کنید. یک شرکت خوب پیدا کرده و دستگاه های خودپرداز آنها را نصب کنید و در ازای این کار درصدی از سود را از آن خود کنید.

دستگاه های خودپرداز خارجی به طور متوسط به ازای هر تراکنش 5 دلار دریافت می کنند و شما می توانید درصدی از این درآمد را دریافت کنید. براساس حجم تراکنش ها، این مبلغ قابل توجهی خواهد بود. مشخصا این کار نیازمند فعالیت های حفظ و نگهداری بوده و کاملا منفعل نیست، اما این روش منبع بسیار خوبی برای کسب درآمد ماهانه خوب است که مقدار آن به تعداد دستگاه های خودپردازی که نصب می کنید، بستگی دارد.

در حوزه درآمدزایی سایت راهنما ایجاد کنید

اگر در حوزه های سئو و بازاریابی اینترنتی تخصص دارید، می توانید وب سایت های آموزشی و راهنما ایجاد کرده و این جنبه ها را به دیگران آموزش داده و ایجاد درآمد کنید. صنایع محبوب همچون بیمه، کارت های اعتباری، رژیم های غذایی و کاهش وزن بهترین گزینه ها هستند.

موضوعی را پیدا کنید که از آن اطلاع داشته و مطمئن شوید که با شرکت های خوبی در ارتباط بوده و می توانید مخاطبان خود را به آنها ارجاع دهید یا مطمئن باشید که افراد به کالاها و خدمات مناسبی هدایت می شوند و شما هم می توانید از هر فروش مبلغی را به عنوان سود دریافت کنید.


منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   

ترجیح می دهید ۲۴ ساعت هفته کار کنید یا از ساعت ۹ تا ۵ برده باشید؟ کارآفرینان معمولا گزینه اول را انتخاب می کنند، اما همیشه بیشتر کار کردن به معنای هوشمند کارکردن نیست. در حقیقت، عمده کارآفرینان اشتباهات احمقانه ای دارند. حقیقت دیگر این است که آنها مرتکب این اشتباه شده و حتی متوجه هم نیستند.

آیا شما هم مرتکب این اشتباهات می شوید؟ بیایید بررسی کنیم.

اشتباه شماره 1: حل کردن مشکلاتی که وجود ندارند

حل کردن مسائل غلط می تواند هر کسب و کاری را از مسیر اصلی اش منحرف کند، حال فرقی نمی کند که موسسانش چقدر باهوش باشند. عمده کارآفرینان کار خود را با یک ایده آغاز می کنند، اما در واقع باید کار خود را با یک مساله جدی شروع کنند. با حل کردن این مساله می توانند کسب و کار متعادل و پایداری را خلق کنند.

2. اشتباه شماره2: رشد سریع

اگر استارتاپ شما شاهد موفقیت اولیه ای باشد، وسوسه رشد و توسعه به سراغ تان می آید. شاید بخواهید مکان بزرگ تری داشته باشید. کارمندان بیشتری استخدام کنید. در حوزه بازاریابی سرمایه گذاری بیشتری داشته باشید، اما میان راهبرد سریع تر و راهبرد هوشمندانه تفاوت هایی وجود دارد.

راهبرد زودتر از موعد موجب عدم توانایی در برطرف کردن نیازهای مشتریان می شود. با این کار با هزینه های گزافی روبه رو می شوید که توانایی پرداخت آنها را نخواهید داشت. یک تحقیق گزارش داد که راهبرد و توسعه زودهنگام موجب 74درصد از شکست های استارتاپ های تکنولوژیک می شود. عجله ای برای رشد نداشته باشید. به جای آن، بنیان های شرکت خود را تقویت کرده تا بعدا بتوانید رشد هوشمندانه تری داشته باشید.

اشتباه شماره 3: نقصان در بازاریابی

در حالی که برخی از شرکت ها به سرعت توسعه می یابند، شرکت های دیگر فکر می کنند که توسعه برای شان اتفاق خواهد افتاد. آنها فکر می کنند که مشتریان از طریق تبلیغات شفاهی کسب و کارشان را پیدا خواهند کرد، اما حقیقت امر این است که همواره به بازاریابی نیاز خواهید داشت. حتی بهترین محصولات هم بدون بازاریابی صحیح شکست خواهند خورد.

بازاریابی نقطه تمایز شما با رقبای تان است. به اندازه ی کافی تحقیق کرده تا بدانید چه چیزی برای رسیدن به مخاطب تان بهترین کارکرد را دارد. از روش های بازاریابی متعددی استفاده کنید. علی رغم اینکه باید توجه خود را به صرف نقدینه خود مبذول داشته باشید، نباید از سرمایه گذاری در این حوزه ترسی به خود راه دهید.

اشتباه شماره 4: با کارکنان خود به گونه ای رفتار کنید، که شرکت های بزرگ با نیروهای خود رفتار می کند

شما نمی توانید به راحتی افراد درستی را استخدام کنید. بلکه باید با آنها به خوبی رفتار کنید. باید محیط را به گونه ای سامان دهید که میل ماندن در آن را داشته باشند. تحقیقات نشان داده اند که خروج کارکنان هزینه ای بالغ بر دو تا سه برابر حقوق کارمندان دارد.

میزان بالای خروج کارمندان، موجب شکست یک شرکت می شود. برای جلوگیری از این مساله باید برای کارمندان خود فرصت رشد فراهم کنید، آن را رهبری نموده و بر آنان تاثیرگذار باشید.

اشتباه شماره 5: داشتن ارائه به جای داشتن نمونه اولیه

حرف به تنهایی ارزشی ندارد. بسیاری از کارآفرینان برروی ساختن فایل های پاورپوینت و طرح های کسب و کاری که به ندرت قابلیت اجرایی شدن دارند، تمرکز دارند. برعکس، داشتن یک نمونه اولیه تاثیر دوچندانی خواهد داشت. نیازی نیست که این نمونه اولیه تمام و کمال باشد. تنها باید برای قانع کردن سرمایه گذاران کافی باشد و افق دید شما را به مشتریان تان تفهیم کند.

جان رمپتون سرمایه گذار می گوید: «داشتن ایده خوب یک چیز است، تبدیل آن به حقیقت یک مقوله دیگر است». «من به شخصه باید چند نمونه اولیه کارکردی ببینم». کارآفرینان باید ثابت کنند که مردم حاضرند برای ایده آنان پول بپردازند و به هنگام شنیدن در مورد کارشان تنها سری تکان ندهند.

اشتباه شماره 6: سخت گیری بی دلیل

بسیاری از کارآفرینان دو سرِ شمع را همزمان می سوزانند: به سختی کار می کنند و به خودشان هم سخت می گیرند. نیازی نیست که همیشه قِران به قِران پول تان را محاسبه کنید. گاهی اوقات مزیت های دیده نشده ای واقع می شوند که می توان آن ها را صرف خرید میز کار، صندلی کار مناسب تر و یا نرم افزاری جدید کرد.

اشتباه شماره 7: در نظر گرفتن «نه» به عنوان جواب

کارآفرینان قوی می دانند که در اکثر مواقع کلمه «نه» به معنای «نه هنوز» است. آنها زمانی از دیوارها گذر می کنند که دیگران به مانع برخورده اند. در حالی که سایر کارآفرینان «نه» را به مثابه علامت تسلیم می دانند، کارآفرینان قدرتمند آن را به عنوان بازخوردی ارزشمند خواهند دید.

شنیدن جواب رد از طرف سرمایه گذاران بدین معنا نیست که هرگز سرمایه لازم را کسب نخواهید کرد. بلکه بدین معناست که باید در مورد ارزشی که قصد ارائه کردن آن را دارید، تجدید نظر کنید. از این بازخورد استفاده کرده تا محصول و خدمات خود را تقویت نمایید و مسیر موفقیت را برای خود هموار کنید.

اشتباه شماره 8: مقدس انگاشتن طرح کسب وکار

اگر قرار بود طرح کسب و کارتان یک کتاب باشد، در گروه داستان های واقعی دسته بندی می شد، این طور نیست؟ البته که همین طور است، اما همه چیز همانطور که وصف کرده اید اتفاق می افتد؟ نه دقیقا. بدترین کارآفرینان طرح کسب و کار خود را به مثابه نقشه ای گام به گام برای موفقیت می پندارند. اما کارآفرینان موفق می دانند که این طرح های کسب و کار تنها حکم گارد ریل را دارند. شاید بتوانند تصمیم گیری های آینده را مشخص کنند اما نباید این تصمیمات را دیکته کنند.

باید سعی کنید که طرح کسب و کار منعطفی داشته باشید. همیشه همه چیز طبق نقشه پیش نخواهد رفت. ممکن است مشتری یا سرمایه گذار شما را رد کنند. فناوری های جدید می توانند صنعت تان را مختل کنند.

شرکت های بلاک باستر و کوداک به خاطر عدم تطابق با تغییرات منسوخ شدند. شما اشتباه آنان را تکرار نکنید. غرور را کنار گذاشته و هرجا که لازم بود آماده یادگیری باشید.

خودداری از این اشتباهات همیشه آسان نیست. شاید در مورد یک ایده بد هیجان زده شوید. شاید نیاز به تغییر عادات خود داشته باشید، اما نباید اشتباهات معرف شما باشند. می توانید از آنها درس بگیرید. مهم تر از همه اینکه می توانید قدم های اشتباه خود را شناسایی کرده و از تکرار این اشتباهات خودداری کنید. هرچه کارکرد هوشمند را بهتر فرا بگیرید، نتایج بهتری خواهید گرفت و می توانید به رویاهای کارآفرینی تان دست پیدا کنید.

سرتان را بالا بگیرید. روند را ادامه دهید. موفق خواهید شد!


منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   

شبکه‌سازی در کسب‌ و کار اهمیت زیادی دارد؛ شبکه‌سازی از طریق تقویت ارتباطات به کسب‌ و کارها  کمک می‌کند تا عملکرد بهتری داشته باشند.

 مهارت ارتباطی در فعالیت‌های اقتصادی و تجاری به این صورت است که کسب‌وکارها و کارآفرینان برای ایجاد روابط تجاری و شناسایی فرصت‌های ناب وارد عمل می‌شوند، اطلاعات‌شان را با یکدیگر به اشتراک می‌گذارند و به دنبال شرکای مناسب برای همکاری و سرمایه‌گذاری شوند.
در شکل زیر ایده‌هایی که کمک می‌کند تا کسب‌وکار شما از طریق شبکه‌سازی و ارتباطات رشد کند توسط مرکز توانمندسازی کسب‌وکارهای نوپا ارائه شده است.

13970718134657269156216210


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

شما باید به ایده، طراحی، محصول و بازه محصولات خود ایمان داشته باشید. باید عاشق آن و معتقد باشید مردم خواهان خریدش هستند و تملک آن به زندگی شان کمک خواهد کرد.

در ابتدای سال 2017، 99.3درصد کل کسب و کارهای خصوصی را تجارت های کوچک تشکیل می دادند و 99.9درصد آنها شرکت های کوچک یا متوسط (SMEs) بودند. تمامی افراد شاغل در SMEs را 16.1 میلیون نفر و 60درصد کل شاغلین بخش خصوصی انگلستان تشکیل می دادند. مجموع مبادلات شرکت هایSMEs، 1.9 تریلیون پوند و معادل 51درصد مبادلات کل بخش خصوصی انگلستان است. در آمریکا و در سال 2016، 28.8میلیون تجارت کوچک وجود داشتند که 99.9درصد از کل تجارت های ایالات متحده را شامل می شدند. SMEs شاکله اصلی برخی از بزرگترین اقتصادهای جهان را تشکیل می دهند و یکی از بخش هایی هستند که سریع ترین رشد را به خود اختصاص داده اند.

آیا شما در شرایط مشابه قرار دارید و به فکر راه اندازی تجارت شخصی خود هستید؟ باید بگویم این تغییر مسیر حرفه ای، مهیج ترین کاری است که تا به حال انجام داده ام؛ مهیج ترین، محرک ترین و رضایت بخش ترین چالشی که خود را با آن روبه رو کرده ام. خلاصه کردن تمامی آنچه تجربه کرده ام آسان نیست، اما در اینجا به چهار سؤال اصلی که باید پیش از شروع تجارت از خود بپرسید، اشاره خواهم کرد.

1. چرا این کار را انجام می دهم؟

شما باید به ایده، طراحی، محصول و بازه محصولات خود ایمان داشته باشید. باید عاشق آن و معتقد باشید مردم خواهان خریدش هستند و تملک آن به زندگی شان کمک خواهد کرد. شاید دلیل شما برای به اشتراک گذاری محصول تان این است که مشتریان را راضی یا زندگی آنها را ساده تر خواهید کرد. در مورد نقاط منحصر به فرد خود برای فروش فکر کنید. با ارائه محصول خود چه مسئله ای را حل می کنید؟ باید در مورد بازار هدف و مشتریانی که می خواهید محصولات خود را به آنها بفروشید، ایده ای داشته باشید.

هنگامی که پروفایل مشتریان خود را می سازید، تا حد امکان مشخصات آنها را ثبت کنید. شاید انجام این کار زمانبر باشد، اما اگر توانایی دایرکردن گروه های متمرکز و نظرسنجی محصولات را داشته باشید، زیرساخت های قدرتمندی برای خود خواهید ساخت. در مورد سن، وضعیت مالی، جنسیت، علایق و مهم تر از همه آنچه آنها را ترغیب به خرید محصول شما می کند، فکر کنید. این مسئله می تواند همزمان با دگرگونی های شرکت شما تغییر کند که البته امری طبیعی است. «چرا»ی تجارت نیز بسیار مهم است، زیرا زمینه سازی ارزش های برند را صورت می دهد، صفات شرکت را مشخص می کند و هدفی والا برای مجموعه شما به وجود می آورد. این اتفاق اغلب می تواند نیروی انگیزشی برای پیشرفت یک مجموعه باشد.

2. آیا نامی برای برند خود دارم؟

این مرحله اصولاً اولین سختی پیش روی اکثر افراد است. سؤالاتی که باید بپرسید از این قبیل هستند:

• آیا نمایش دهنده طرح و یا محصولات است؟

• آیا صفات برند را بازتاب می دهد؟

• آیا منحصربه فرد است یا به اسم برندی دیگر بسیار شباهت دارد؟

• آیا انعطاف پذیری لازم برای گسترش تجارت و بازه محصولات را دارد؟

• آیا برای درخواست مشتریان هدف جاذبه دارد؟

• آیا توانایی خرید دامنه ای با این نام وجود دارد؟

طبعاً انتخاب نام یک برند بسیار شخصی است، اما کلید یافتن آن مشخص بودن بازتاب تجارت و دارا بودن شرایط لازم برای رشد و ارتقای تجارت است. دقت در اهانت بار و تبعیضی نبودن برند بسیار مهم است. همچنین به منظور برقراری ارتباط با مردم، نام برند باید ساده باشد. مهم تر از همه انجام تحقیقات لازم مبنی بر ثبت نام نام های مشابه برای تجارت های دیگر است. شما می توانید از جست وجوی اینترنتی، لیست های محلی و وب سایت های IPO تحقیقات خود را انجام دهید.

3. هویت برند من چیست؟

هویت برند داستانی است که شما به وسیله محصولات، لوگو، نام، رنگ ها، نشانه های چاپی و شعار خود تعریف می کنید. تمامی اینها در مورد چگونگی خواسته شما مبنی بر درک از جانب مشتری است. روانشناسی رنگ کلید درک و تصویرسازی برند است و متخصص برندسازی منابع زیادی را در این زمینه در اختیار دارد.

هویت شما باید برندتان را به یاد ماندنی سازد. نایک یک مثال عالی در این زمینه است، زیرا برندی قابل شناسایی دارد. این امر مساعدتی بصری در راستای شناخت برند و محصولات شما و دقیقاً همان موردی است که یک برندساز مؤثر باید توان انجام آن را داشته باشد. برندهای موفق داستان سرایی می کنند و با این کار خود را در موقعیتی منحصربه فرد قرار می دهند. داستان سرایی خوب تماماً به ساخت ارتباطی احساسی باز می گردد. رنگ ها، لوگو، نام و شعار دنباله رو پیام اصلی هستند و برای ساخت داستان برند گرد هم می آیند. داستان یک برند در مورد انگیزه های شروع تجارت، چرایی فعالیت های روزمره، چرایی اهمیت دادن مشتریان و اعتماد آنها به شما خواهد بود.

4. آیا قیمت گذاری محصولات من صحیح است؟

قیمت گذاری امری است که باید به صورت مستمر بررسی و تغییر داده شود. مهم ترین سؤالات در این زمینه موارد زیر هستند:

• هزینه های پایه چقدر است؟

• میزان سودآوری هدف چقدر است؟

• میزان قیمت مازاد محصول توسط رقبا چقدر است؟

• گرایش های بازار چگونه است؟

• میزان پولی که مشتری ایده آل پرداخت خواهد کرد چقدر است؟

پروفایل سازی مشتریان و تحقیق بازار در این زمینه بسیار ارزشمند خواهد بود. مادامی که هزینه های پایه را محاسبه می کنید، زمان را نیز در نظر بگیرید. این مورد شامل زمانی می شود که صرف طراحی و تهیه مواد اولیه می کنید. به عنوان تجارتی جدید، مالیات بر ارزش افزوده (VAT) به شما تعلق نخواهد گرفت، اما باید مالیات های پرداختی احتمالی در سطح داخلی و بین المللی را نیز محاسبه کنید. تمامی اینها ایده ای اولیه در مورد هزینه ها به شما خواهد داد. حال اگر درآمد هدفی داشته باشید، می توانید قیمت خرده فروشی را با افزودن سود به هزینه تولید مشخص کنید.

اگر این کار را در مرحلع طراحی و به عنوان تمرینی آزمایشی انجام دهید، می توانید قابلیت فروش محصول خود را نیز بررسی کنید. گاه قیمت خرده فروشی شما نسبت به گرایش بازار و قیمت رقبای تان بسیار بالاست، یا زمانی بسیار طولانی را صرف ساخت محصول می کنید و یا مواد اولیه تان بسیار گران قیمت هستند؛ در این صورت اگر کاهش هر یک از این فاکتورها امکانپذیر نباشد، فروش محصول عملاً غیرممکن خواهد بود و باید از تولید آن صرف نظر کرد. داشتن محصولی با قیمت بسیار بالاتر نسبت به محصولات مشابه منطقی است، اما اگر توان ارائه توضیحات مبنی بر برتری محصول و یا افزودن ارزشی به تجربه مشتریان به صورتی منحصربه فرد و نهادینه در مدل بازاریابی خود را نداشته باشید، درصد موفقیت بسیار پایین می آید. خریداران پیش از خرید همواره ارزش محصول را در ازای قیمت آن ارزیابی می کنند.

اگر شما به افراد موردنظر رسیده اید و به طراحی و کیفیت و جدید بودن محصولات خود ایمان راسخ دارید، می توانید درصد موردنظرتان را به عنوان سود اضافه کنید و اگر مشتری به مشخصات برند شما متعهد باشد، از محصولات شما خریداری خواهد کرد. قیمت زیاد به اندازه فروش زیرقیمت بد است، اما در نهایت این میزان خبرگی شماست که می تواند معادله را تغییر دهد و عموماً تولیدکنندگان خلاق از آن چشم پوشی می کنند.


منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   
چهارشنبه 18 مهر 1397  10:24 ب.ظ

باعث تعجب نیست که جذب ترافیک بیشتر برای وب سایت برابر با رشد هرچه بیشتر و افزایش سوددهی آن می شود. طبیعتاً اگر مردم از کسب و کار و تجارت شما به صورت آنلاین بازدید نکنند، هیچ گونه خرید اینترنتی صورت نمی پذیرد. با این حال اینطور به نظر می رسد که در سال 2018 تمامی تجارت ها برای افزایش ترافیک سایت های خود به بهینه سازی موتورهای جست وجو (SEO) روی آورده اند.

امروزه سئو یک استراتژی مجازی مؤثر در رشد تجارت ها محسوب می شود. طبق برآورد «نت مارکت شیر (Net Marketshare)»، در سال گذشته 72درصد ترافیک جست وجو بر روی سیستم عامل های دسکتاپ متعلق به موتور جست وجوگر گوگل بوده است. با این حال و با توجه به رشد اینترنت و افزایش تعداد شرکت هایی که با استفاده از کلمات کلیدی برای رسیدن به بالاترین حد رقابت می کنند، شانس و فرصت دریافت ترافیک کافی کمتر و کمتر می شود.


پیش از اینکه خود را مأمور اجرای کمپینی جدید برای جذب ترافیک بیشتر کنید، به بررسی و تحلیل ترافیک حال حاضر سایت بپردازید. شما می توانید از نرم افزارهایی مانند «تحلیلگر گوگل (Google Analytics)» و «سِم-راش (SEMRush)» برای یافتن منبع ترافیک سایت خود استفاده کنید. برای مثال می توانید دریابید افراد بیشتر از چه کشورها یا شهرهایی به سایت شما سر می زنند؛ بازدیدکنندگان تان چه مدت در سایت شما می مانند؛ از کدام صفحات و مطالب بیشتر دیدن می کنند و در طول این بازدید معمولاً چه هنگام (و در کدام صفحه) سایت شما را ترک می کنند. دسترسی به این اطلاعات کمک می کند استراتژی بهتر و قوی تری -بر مبنای روش هایی که در اختیارتان قرار خواهیم داد- برای سایت خود داشته باشید و آمار بازدیدکنندگان کلیکی خود را افزایش دهید.

با استفاده از این 5 روش می توانید آمار بازدید سایت خود را بالا ببرید.

1- بازدید از وب سایت های دیگر به عنوان مهمان

با بازدید از دیگر وب سایت ها و همکاری با آنان به عنوان مهمان، می توانید به برخی اهداف خود برسید. این کار سبب افزایش «روابط عمومی(PR)» شما می شود؛ بدین معنا که با این کار به اعتبار سایت خود می افزایید و با مشاهده هرچه بیشتر سایت های مرتبط با تجارت خود، تخصص شما در عرصه تجارت تان بیشتر می شود. بازدید از دیگر وب سایت ها آگاهی عموم را از برندتان افزایش و شرکت شما را در دسترس مشتریان احتمالی بیشتری قرار می دهد. یکی دیگر از مزیت های این کار -با استفاده از لینک هایی که در سایت میزبان قرار داده اید- افزایش رتبه بندی سئو وب سایت تان است.


برای اینکه فعالیت شما به عنوان مهمان در سایت های دیگر مؤثر واقع شود، تجارت ها و وب سایت هایی را برای همکاری انتخاب کنید که مخاطب و عرضه یکسانی با سایت شما داشته باشند. علاوه بر این اطمینان حاصل کنید سایت میزبان به اندازه کافی از ترافیک بالا برخوردار است تا زمان خود را هدر نداده باشید. اگر برای کسب و کار خود به وبلاگی نیاز دارید، می توانید با دیگر متخصصان هم عرصه خود مصاحبه کنید و از آنها بخواهید مصاحبه را در شبکه های اجتماعی یا سایت خود منتشر کنند.

2- سرمایه گذاری در شبکه های اجتماعی

شبکه های اجتماعی، بازاری در حال گسترش برای کسب و کارهای آنلاین محسوب می شوند. به نقل از «اسپروت سوشال (Sprout Social)»، شبکه های اجتماعی بر روی 74درصد از تصمیمات مربوط به خرید مشتریان تأثیر می گذارند. پلتفرم های مختلف شبکه های اجتماعی می توانند به عنوان سازنده برند شما عمل کنند و در درازمدت تأثیر بسزایی بر وفاداری و جذب ترافیک سایت بگذارند و با افزایش نرخ کلیک، تعداد بازدیدکنندگان را بالا ببرند.

از فعال بودن پیج خود در شبکه های اجتماعی اطمینان حاصل کنید و تنها به پست گذاری معمولی اکتفا نکنید، بلکه با انجام تحقیقات بازاریابی کیفیت و نوع مطالب اشتراکی خود را افزایش دهید. متأسفانه در بسیاری پلتفرم ها از الگوریتم هایی استفاده شده است که پست های مربوط به تجارت را در موقعیت های نسبتاً پایین و کم بازدید قرار می دهند. در این حالت قرار دادن پست ها در اولویت، هزینه بالایی را شامل می شود. با این حال پرداخت هزینه برای تبلیغات در شبکه های اجتماعی مانند فیس بوک یکی از ارزان ترین راه های تبلیغات به صورت آنلاین است و اگر به درستی انجام شود سود بسیار زیادی برای شرکت شما خواهد داشت نکته مهم انتخاب شرکت بازاریابی شبکه های اجتماعی موفق است که بتواند تبلیغات شما را براساس یک استراتژی مؤثر انجام دهد.

3- بازاریابی از طریق ایمیل

هرچند اختلاف نظرهایی بر سر مقدار سود حاصله از بازاریابی ایمیلی وجود دارد، اما تمامی منابع به این نکته اشاره دارند که بازاریابی ایمیلی یکی از ابزارهای بسیار مفید در زمینه بازاریابی است و معمولاً سرمایه گذاری در این زمینه به سوددهی چشمگیری می انجامد. برندها می توانند با استفاده از ایمیل یا خبرنامه الکترونیکی، محصولات و خدمات خود را تبلیغ کنند و ترویج دهند. برای افزایش سود و تأثیرگذاری هرچه بیشتر بازاریابی ایمیلی می توانید از آزمون A/B، شخصی سازی و تقسیم بندی ایمیل ها استفاده کنید. این روش ها رابطه میان شما و مشتریان تان را صمیمانه تر و هدفمندتر می سازند، نشان می دهند مشتریان شما چه موضوعات و محتوایی را بیشتر می پسندند و بهترین زمان برای ارسال ایمیل ها را به شما نشان می دهند.

4- ساخت ویدئوهای موضوعی

ویدئو ابزاری بسیار مفید در عرصه بازاریابی و همواره دست کم گرفته شده است. اکثر تجارت ها تمرکز خود را بر روی وبلاگ ها و اینستاگرام می گذارند؛ برای مثال ویدئوهای منتشرشده در این پلتفرم ها تعداد بسیار بالایی از مشاهدات و همچنین اشتراک گذاری ها را از آن خود می کنند. براساس گزارش بخش بازاریابی ویدئوییِ هاب اسپات (HubSpot)، 76درصد بازاریابان معتقدند محتوای ویدئویی، ترافیک سایت شان را افزایش داده است.

ویدئوهای بسیاری در این زمینه وجود دارد؛ نظیر ویدئوهای مرتبط با یک برند خاص، کلیپ های کوتاه مخصوص شبکه های اجتماعی، ویدئوهای تبلیغاتی، آموزنده و از این قبیل. اگر برای تان امکان پذیر است یک قدم پیش بروید و پیشنهاد برگزاری وبینار (سمینارهای اینترنتی) به مشتریان خود بدهید. این کار آنها را به صورت آنلاین با مسئولین شرکت مرتبط می سازد، اطلاعات مهم و دست اول در اختیار آنان قرار می دهد و حتی ممکن است به جمع آوری ایمیل ها از سوی مشتریان منجر شود و در نتیجه به موفقیت در مورد سوم (ذکر شده در بالا) بینجامد.

5- تبلیغات آنلاین

جذب ترافیک از طریق استراتژی های رایگان آرزوی هر شرکتی و گاه تبلیغات بهترین گزینه است. خوشبختانه دوران بیلبورد و مد من ها به سر آمده و در عوض روش های منحصربه فردی همچون هدفگیری مجدد مخاطب یا بازاریابی مجدد به وجود آمده است.


به نقل از «ریتارگتر (Retargeter)»، تنها 2درصد از وب سایت ها موفق به جذب مشتری در بازدید اول می شوند. هدفگیری یا بازاریابی مجدد از طریق کوکی ها صورت می پذیرد و توسط وب سایت ها در مرورگر شما قرار داده می شود تا مخاطبین بیشتری جذب کنید. در هدفگیری مجدد، برای مصرف کنندگانی که اولین بار از سایت شما دیدن می کنند، تبلیغاتی پخش می شود که آنها را تشویق به بازدید دوباره از سایت می سازد.

نحوه عملکرد بازاریابی مجدد به این صورت است که براساس فعالیت های مشتریان در وب سایت شما، ایمیلی برای آنها ارسال می شود. با اینکه سئو روشی مؤثر است و تمامی کسب و کارهای موجود در دنیای مجازی باید در آن سرمایه گذاری کنند، اما باید توجه داشت در عرصه جذب ترافیک و بازدید کننده برای یک سایت حرفه ای، سئو تمام ماجرا نیست و راه های فراوان دیگری نیز وجود دارد. با سرمایه گذاری در شبکه های اجتماعی، حضور در وبلاگ های دیگر به عنوان مهمان، بازاریابی ایمیلی به صورت مرتب، محتوای ویدئویی و تبلیغات آنلاین می توانید از افزایش ترافیک و بازدید سایت خود -بدون نیاز به نگرانی در مورد رقابت و سختی هایی که کلمات کلیدی در سئو به وجود می آورند- اطمینان حاصل کنید.

مترجم: سینا نیکدل

منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   

امروزه شمار بالایی از افراد در حوزه کسب وکارهای کوچک مشغول به فعالیت هستند. اگر شما هم یک کسب وکار کوچک دارید، در کدام بخش و برای چه کسی فعالیت می کنید؟

 البته احتمال اینکه کسب و کار کوچک شما موسسه های وابسته داشته باشد، اصلا دور از ذهن نیست. در هر صورت صاحبان کسب وکارهای کوچک از فرصت های بازاریابی دیجیتالی در دنیای امروز استفاده بهینه نمی کنند. دلیل این غفلت براساس برخی از پژوهش های جدید تلاش برای انجام شمار بالایی از امور به صورت شخصی است. به این ترتیب صاحبان چنین کسب وکارهایی هنوز هم مایل به رسیدگی شخصی به امور کلی برندشان هستند.

 اگر مایل به فهم صحت یا نادرستی راهکار خود در بازاریابی کسب وکار کوچک تان هستید، به مطالعه این مقاله ادامه دهید.

اغلب کسب وکارها (47درصد) کمتر از 10 هزار دلار در سال برای بازاریابی دیجیتالی هزینه می کنند. براساس گزارش مرکز مطالعاتی کلاچ اغلب کسب وکارهای کوچک بسیار کمتر از 10 هزار دلار هزینه بازاریابی دارند. بر این اساس فقط یک چهارم شرکت های کوچک مبلغی بیش از 10 هزار دلار و حداکثر تا سقف 100 هزار دلار در سال برای بازاریابی اختصاص می دهند. در این پژوهش منظور از کسب وکارهای کوچک شرکت هایی با کمتر از 10کارمند بوده است.

با توجه به بررسی فوق پرسش اصلی حوزه های اختصاص بودجه بازاریابی از سوی کسب وکارهای کوچک است. بر این اساس شبکه های اجتماعی (62درصد) و وب سایت رسمی (61درصد) در اوج محبوبیت قرار دارند. در رتبه های بعدی بازاریابی ایمیلی (39درصد) و بهینه سازی جست وجوها در موتورهای جست وجوگر (25درصد) پرطرفدار هستند.

کسب وکارهای کوچک چه فرصت هایی را از دست می دهند؟

به طور واضح، کارآفرین های حوزه های کوچک کسب وکار فرصت های بسیاری را در طول سال از دست می دهند. در اینجا به سه فرصت بزرگ بازاریابی که صاحبان این کسب وکارها بدان بی توجه اند، اشاره خواهم کرد.

1. آنها وب سایت رسمی ندارند:

در دنیای کسب وکارهای کوچک از هر 10 شرکت 4 مورد دارای وب سایت رسمی نیستند. بر این اساس آنها از ابزار قدرتمندی در عرصه بازاریابی محرومند. هر کسی که با من آشنا باشد، می داند که دغدغه اصلی من پیرامون وب سایت رسمی و اهمیت آن بسیار زیاد است.

من مقاله های زیادی در مورد اهمیت وب سایت رسمی در فعالیت بازاریابی به رشته تحریر در آورده ام. به عنوان مهم ترین دلیل چنین اقدامی باید جذب کاربران فضای آنلاین به محصولات مان را خاطرنشان کنم. شاید در وهله نخست با وجود فروشگاه های بزرگ آنلاین مانند آمازون ضرورت راه اندازی وب سایت رسمی چندان آشکار نباشد.

در اینجا باید به یک نکته مهم اشاره کرد. بسیاری از مشتریان پیش از خرید محصولی به سراغ وب سایت رسمی برند موردنظر می رود. بر این اساس اگر شما سایتی نداشته باشید، مخاطب به سرعت شما را از فهرست خریدش حذف خواهد کرد.

به منظور تاثیرگذاری بیشتر وب سایت شما باید سازگار با دستگاه های هوشمند مانند گوشی همراه و تبلت باشد. همچنین رابط کاربری ساده و طراحی جذاب قالب سایت از دیگر المان های مهم در این میان خواهد بود. اهمیت وب سایت رسمی شما معطوف به بنای ساختمان برندتان در حوزه بازاریابی آنلاین است. بر این اساس وب سایت رسمی ما پنجره ای برای مخاطب قلمداد می شود. محتوای این پنجره هرچه باشد، مخاطب براساس آن تصمیم گیری خواهد کرد.

2. آنها از بازاریابی محتوایی استفاده نمی کنند:

براساس پژوهش وب سایت Allbusiness نزدیک به 80درصد صاحبان کسب وکارهای کوچک از بازاریابی محتوایی برای توسعه کسب وکارشان استفاده نمی کنند.

همچنین در این میان فقط 24درصد از آنها برنامه ای برای راه اندازی بخش بازاریابی محتوایی در آینده دارند. از این میان اغلب آنها برنامه شان هیچ گاه رنگ واقعیت به خود نخواهد دید. بی شک همه این کارآفرین ها در اشتباه هستند. بازاریابی محتوایی امروزه یکی از ابزارهای موثر و بسیار سریع برای تاثیرگذاری بر روی مخاطب است. منظور از بازاریابی محتوایی در اینجا الگوی متکی بر محتوا (مطالب وبلاگ، ویدئو، پادکست، کتاب الکترونیکی و مقاله) است. به این ترتیب با اندکی تخصیص زمان و هزینه شما توانایی جلب رضایت شمار بالایی از کاربران را خواهید داشت.

همچنین از دل این فعالیت ها کاربران عادی بدل به مشتریان تان خواهند شد. علاوه بر این تولید محتوا در شبکه های اجتماعی و اینترنت به سرعت شما را بدل به یکی از محبوب ترین سایت ها در موتورهای جست وجوگر مانند گوگل و یاهو خواهد کرد.

در حقیقت تنها حوزه ای که اهالی کسب وکارهای کوچک حتی از بازاریابی محتوایی نیز کمتر بدان توجه دارند، بازاریابی مبتنی بر واقعیت مجازی است. دلیل این امر نیز سهولت استفاده از بازاریابی محتوایی است. در هر صورت در الگوی فوق شما فقط باید محتوای جذاب تولید کنید. با این حال در زمینه واقعیت مجازی علاوه بر محتوای جذاب باید آن را با دوربین های واقعیت افزوده و مجازی هم سازگار نماییم. اگرچه چنین دوربین هایی در کشورهای پیشرفته اروپایی و آمریکای شمالی بسیار رایج اند، اما راه درازی تا ورود به طیف وسایل شخصی مردم سایر نقاط جهان دارند. به عنوان نکته پایانی نیز باید به کاستی های شبکه های اجتماعی هم اشاره کنیم. بر این اساس بسیاری از این پلتفرم ها هنوز هم از محتوای مبتنی بر واقعیت افزوده پشتیبانی نمی کنند. در چنین شرایطی توسعه بازاریابی براساس چنین شیوه ای بسیار کند خواهد بود.

3. آنها از بازاریابی ایمیلی غافلند:

امروزه از هر 10 کسب وکار کوچک 6 مورد از بازاریابی ایمیلی استفاده نمی کنند. مزیت اصلی بازاریابی ایمیل محور سهولت کاربری و امکان راه اندازی کمپین با کمترین هزینه است. در حقیقت شما فقط به محتوایی جذاب و یک نرم افزار رایگان ارسال ایمیل های انبوه و گروهی نیاز خواهید داشت. بقیه کار در عرض کمترین زمان ممکن صورت می پذیرد. البته در این میان باید نسبت به کیفیت بالای متن مان برای طرف مقابل اطمینان حاصل کنیم. در هر صورت متن تنها دارایی با ارزش ما در این میان به حساب می آید. برای همین همیشه پیش از انتشار متن مان باید آن را حداقل سه بار بازبینی نماییم. مرحله نخست توسط یکی از اعضای شرکت، مرحله دوم از سوی دوست یا یکی از اعضای خانواده و مرحله پایانی بازهم از سوی خودمان صورت می گیرد. به این ترتیب ضریب خطای متن ایمیل مان تا حد زیادی کاهش خواهد یافت.

چه کسی بازاریابی کسب وکار کوچک شما را انجام می دهد؟

آیا شما تمام مراحل بازاریابی کسب وکار کوچک تان را به طور شخصی دنبال می کنید؟ اگر اینگونه است، شما تنها نیستید. با این حال اگرچه پیگیری شخصی تمام امور امری رایج در میان صاحبان کسب وکارهای کوچک است، اما لزوما هوشمندانه ترین راهکار به حساب نمی آید.

بسیاری از کسب وکارهای کوچک در پژوهش موسسه کلاچ به مدیریت امور بازاریابی برند کوچک شان به صورت کاملا خودکفا اعتراف کرده اند. در این میان 30درصد از یک تیم داخلی حداقل یک نفره برای این کار استفاده می کنند. 28درصد نیز تیم های دونفره برای این کار اختصاص داد ه اند. بی شک چنین آماری برای آینده بازاریابی بسیار امیدوارکننده است. شاید این توصیف من اندکی عجیب باشد. با این حال باید ماهیت کسب وکارهای کوچک را در یاد داشته باشیم. این کسب وکارها به طور معول کمتر از 10 کارمند دارند.

پژوهشی دیگر از سوی موسسه Brand Muscle نتایج مشابهی را به دنبال دارد. بر این اساس از میان 2700 برند مورد بررسی در پژوهش فوق نزدیک به 64درصد امور بازاریابی شان را از طریق داخلی و با همکاری کارمندان شان سامان می دهند. در این میان فقط 7درصد از برندها با کارمندان پاره وقت برای بازاریابی همکاری می کنند. همچنین فقط 3درصد از برندهای کوچک به سراغ همکاری با آژانس های بازاریابی متمایل می شوند. بقیه برندها تمام فرآیند بازاریابی را میان کارمندان شان تقسیم می کنند.

بی شک بسیاری از مهارت های بازاریابی از عهده کارمندان معمولی خارج است. نکته جالب آگاهی بسیاری از کسب وکارها از چنین کاستی در تیم های بازاریابی شان است. با این حال چالش اصلی در این میان برای همکاری با آژانسی حرفه ای محدودیت های مالی است. به این ترتیب در شبکه های اجتماعی بسیاری از برندها به جای بازاریابی در حال وقت تلف کردن هستند. اوضاع در سایر حوزه های بازاریابی نیز به همین شکل دنبال می شود.

به منظور غلبه بر محدودیت های مالی باید راهکاری هوشمندانه پیدا کرد. بر این اساس شما باید فقط در مرحله پایانی از یک بازاریاب حرفه ای کمک بگیرید. منظور من از این عبارت تهیه محتوای اصلی برنامه بازاریابی برندتان به صورت شخصی و ارائه آن به بازاریابی حرفه ای در مرحله پایانی به منظور نظارت بر کیفیت کار است. در چنین شرایطی بازاریاب ها مقدار اندکی دستمزد را طلب می کنند، بنابراین محدودیت بودجه برندتان نیز با مشکل مواجه نخواهد شد.

راهکار جایگزین دیگر در این میان همکاری با دانشجوهای رشته بازاریابی یا نیروهای تازه کار است. به طور معمول این دسته از افراد به دنبال کسب تجربه اند و چندان به امور مالی اعتنایی ندارند. به این ترتیب شما از همکاری با آنها سود فراوانی خواهید برد. البته نباید بر روی این افراد به عنوان کارمندان دائمی حساب کرد. تقریبا همه آنها پس از پایان دوره آموزشی یا کسب مهارت بیشتر به سراغ کارهای دیگری می روند.

باتوجه به راهکارهایی که در بالا بیان شد، گمان نمی کنم دیگر نیازی به هدایت و مدیریت امور بازاریابی کسب وکار کوچک مان به صورت شخصی باشد. در هر صورت شما به عنوان صاحب یک کسب وکار کارهایی به مراتب مهم تر از توجه به فرآیند بازاریابی برندتان خواهید داشت. وظیفه شما در حوزه بازاریابی فقط نظارت بر کلیت ماجراست، نه بیشتر.

منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   

شاو و بزوس هر هفته به مدت چند ساعت با یکدیگر ملاقات می‌کردند تا ایده‌های خود را برای موج تکنولوژی آینده گردآوری کنند و به ایده «همه چیز فروشی» رسیدند.

چند مدیر اجرایی که در آن زمان در DESCO کار می‌کردند، می‌گویند که ایده همه چیزفروشی ساده بود: یک شرکت اینترنتی که به‌عنوان واسطه بین مشتریان و تولیدکنندگان فعالیت می‌کند و تقریبا هر نوع محصولی را در سراسر جهان به فروش می‌رساند. یک المان مهم در چشم‌انداز اولیه آمازون این بود که مشتریان می‌توانستند در مورد هر محصولی ارزیابی‌های خود را در سایت بنویسند. شاو برای اولین بار در سال ۱۹۹۹ در گفت‌وگو با مجله نیویورک‌تایمز مفهوم فروشگاه اینترنتی را بیان کرد. «ایده ما همیشه این بود که کسی بتواند به‌عنوان یک واسطه سود به‌دست آورد. سوال کلیدی این است که: چه کسی می‌تواند این واسطه باشد؟» بزوس در حالی که علاقه‌مند به نظر محکم شاو در مورد اهمیت اجتناب‌ناپذیر اینترنت شده بود، شروع به تحقیق در مورد رشد آن کرد. همان اواخر یک نویسنده و ناشر به نام جان کواترمن یک ماهنامه به نام Matrix News را راه‌اندازی کرده بود که اینترنت را ستایش و در مورد امکانات تجاری آن بحث و گفت‌وگو می‌کرد. کواترمن برای اولین بار اشاره کرد که سادگی و دوستانه‌ بودن شبکه گسترده جهانی (World Wide Web) نسبت به سایر تکنولوژی‌های اینترنتی برای طیف گسترده‌تری از مخاطبان جذاب است. او در یک نمودار نشان داد که بین ژانویه ۱۹۹۳ و ژانویه ۱۹۹۴ تعداد بایت‌های منتقل شده در «وب» با ضریب ۲۰۵۷ افزایش داشته است. بزوس دریافت که فعالیت «وب» در آن سال به‌طور کلی با ضریب ۲۳۰۰ افزایش داشته است؛ یعنی یک افزایش ۲۳۰ هزار درصدی. او بعدها گفت که«همه چیز به این سرعت رشد نمی‌کند. این مساله به شدت غیرمعمول است و من را به فکر واداشت که چه نوع برنامه کسب‌و‌کاری در زمینه این رشد منطقی به نظر می‌رسد؟» بزوس نتیجه گرفت که یک «همه‌چیزفروشی» واقعی- حداقل در شروع کار- غیرعملی خواهد بود. او لیستی از ۲۰ طبقه‌بندی ممکن از محصولات- از جمله نرم‌افزارهای کامپیوتر، تجهیزات اداری، پوشاک و موسیقی- تهیه کرد. اما طبقه‌ اجناسی که ناگهان به‌عنوان بهترین گزینه به ذهن او خطور کرد «کتاب» بود. یک کپی از یک کتاب در یک فروشگاه دقیقا همانی است که برای فرد دیگری فرستاده می‌شود؛ بنابراین خریداران همیشه می‌دانستند که چه چیزی دریافت می‌کنند و این مزیت کتاب به شمار می‌رفت. دو توزیع‌کننده عمده کتاب در آن زمان وجود داشتند: Ingram و Baker and Taylor؛ بنابراین یک خرده‌فروش جدید لازم نبود مستقیما با هزاران ناشر کتاب در تماس باشد و از همه مهم‌تر سه میلیون کتاب به‌صورت چاپی در جهان وجود داشت که بسیار بیشتر از آن چیزی بود که یک کتاب‌فروشی بزرگ مانند Barnes & Noble و فروشگاه بزرگ Borders می‌توانستند ذخیره کنند. اگر او نمی‌توانست یک فروشگاه برای فروش همه‌چیز را بی‌درنگ ایجاد کند، می‌توانست ماهیت آن- یعنی انتخاب نامحدود- را در حداقل یک طبقه‌بندی مهم محصول اعمال کند. بزوس می‌گوید «با این تنوع بزرگ محصولات، می‌توانید فروشگاهی آنلاین ایجاد کنید که واقعا نمی‌توانست از روش دیگری وجود داشته باشد.» «شما می‌توانید یک فروشگاه واقعی با انتخاب‌های زیاد ایجاد کنید.» بزوس با مدیر بخش استخدام DESCO، چارلز آردایی، برخی از اولین وب‌سایت‌های فروش کتاب آنلاین، مانند Book Stacks Unlimited واقع در اوهایو و WordsWorth در ماساچوست را بررسی کردند. آردایی یک کپی از کتاب Cyberdreams نوشته ایزاک آسیموف را از وب‌سایت کتاب‌فروشی Future Fantasy در کالیفرنیا خریداری کرد. وقتی دو هفته بعد این کتاب به دست آردایی رسید، او بسته‌بندی مقوایی را باز کرد و آن را به بزوس نشان داد. کتاب در مسیر رسیدن به شدت پاره شده بود. کسی حتی نمی‌دانست که چگونه کارش را در فروش کتاب‌ها در اینترنت به خوبی انجام دهد. وقتی بزوس این مساله را دید، پی به یک فرصت بزرگ برد.

بزوس می‌دانست که اگر کار خود درون شرکت DESCO را پیگیری کند، هرگز صاحب آن شرکت نخواهد شد. در واقع، شرکت در ابتدا متعلق به هر دوی شرکت‌های Juno و FarSight بود و شاو رئیس هر دوی آنها بود. اگر بزوس می‌خواست که یک مالک و کارآفرین حقیقی با سهام قابل‌توجه در آنچه خلق می‌کند و پتانسیل بالا برای دستیابی به پاداش‌های مالی مشابه که کارآفرینانی مانند فرانک میکس که حق فرانشیز پیتزا دومینو را به‌دست آورده بود باشد؛ او باید جایگاه پرسود و راحتش در وال‌استریت را ترک می‌کرد. آنچه بعدا رخ داد یکی از اتفاقات بزرگ دنیای «اینترنت» شد. بهار آن سال، بزوس با دیوید شاو صحبت کرد و به او گفت که قصد دارد برای ایجاد یک کتاب‌فروشی آنلاین شرکت را ترک کند. شاو پیشنهاد کرد تا با هم قدمی بزنند. آنها دو ساعت در پارک مرکزی قدم زدند و در مورد این فعالیت اقتصادی و کارآفرینانه گفت‌وگو کردند. شاو گفت که انگیزه بزوس را درک می‌کند و با آن هم‌فکر است؛ زمانی که او شرکت مورگان استنلی را ترک کرد نیز همین کار را انجام داده بود. او همچنین بیان کرد که DESCO به سرعت رشد کرده بود و بزوس یک شغل بسیار خوب دارد. هر دوی آنها موافق بودند که بزوس باید چندین روز را صرف فکر در مورد این موضوع کند. زمانی که بزوس در اندیشه گام‌های بعدی بود، چیزی نگذشته بود که خواندن رمان «بازمانده روز» نوشته کازو ایشی‌گورو را به پایان رسانده بود. رمانی درباره یک پیشخدمت بود که مشتاقانه انتخاب‌های شخصی و حرفه‌ای خود در حین خدمت در جنگ بریتانیای کبیر، را به یاد می‌آورد. بنابراین بزوس هنگامی که ایده «چارچوب به حداقل رساندن پشیمانی۱ » را مطرح کرد، در ذهنش نگاه به نقاط عطف مهم زندگی گذشته را مرور می‌کرد تا بتواند در مورد قدم بعدی که در این برهه از حرفه‌اش باید بردارد، تصمیم‌گیری کند. این نگاه بلندمدت باعث شد تا بزوس از سردرگمی کوتاه‌مدت خود نجات پیدا کند. بعدها خودش گفت که «می‌دانم که اگر موفق نشوم هم پشیمان نخواهم شد. مطمئن هستم تنها چیزی که باعث پشیمانی من خواهد شد، تلاش نکردن است.» در واقع او با خود فکر کرد که اگر ایده «همه‌چیز فروشی» را عملی نکند، در سنین بالاتر چقدر احساس پشیمانی خواهد کرد.

پی‌نوشت:

۱.regret-minimization framework

مترجم: آناهیتا جمشید نژاد

منبع: دنیای اقتصاد


نظرات()   
   
چهارشنبه 21 شهریور 1397  11:06 ب.ظ

کارشناس گل و گیاه زینتی و فضای سبز، با بیان اینکه تولیدات باکیفیت به طور قطع بازار کار خوبی ایجاد می‌کند، گفت: تولیدات سنتی گل و گیاه را باید کنار گذاشت و از روش‌های نوین در تولید استفاده کرد.

 جبار صیدی گفت: در خانه‌ها می‌توانیم تراس‌ها را برای تولید گل و گیاه به کار بگیریم و تا 300 هزار تومان در ماه درآمد ایجاد کنیم.

 

وی افزود: اگر شما گل‌های خوبی تولید کنید می‌توانید به راحتی به بازار فروش متصل شوید.

کارشناس گل و گیاه زینتی و فضای سبز با اشاره به اهداف تشکیل این دوره آموزشی تصریح کرد: هدف اصلی کلاس‌های آموزشی گل و گیاه در جهاددانشگاهی یادگیری و در آخر اتصال به بازار فروش است.

وی با بیان اینکه تولیدات باکیفیت به طور قطع بازار کار خوبی ایجاد می‌کند، ادامه داد: تولیدات سنتی گل و گیاه را باید کنار گذاشت و از روش‌های نوین در تولید استفاده کرد.

صیدی با تاکید بر صرفه اقتصادی روش‌های پرورش گل و گیاه خاطرنشان کرد: با استفاده از همین روش‌های جدید توانستیم در روستای یمینان کامیاران رسیدن آلبالو را یک ماه به عقب بندازیم تا سود بیشتری از فروش حاصل شود.

کارشناس گل و گیاه گفت: امروزه به راحتی با کشت بافت می‌توانیم گونه‌های غیربومی ایرانی را در کشور پرورش دهیم.

وی با اشاره به سرفصل‌های تدریسی در این کلاس ها اظهار کرد: روش های جدیدی برای تولید هرچه اقتصادی تر گل و گیاه زینتی وجود دارد که در آموزش های این دوره کلاس های جهاد دانشگاهی به آنها اشاره می شود.

صیدی افزود: پرورش گل و گیاه زینتی جدای از صرفه اقتصادی می تواند به سلامت روح و روان نیز کمک کند.

وی در پایان یادآور شد: گیاهان بسیار حساسند و نحوه برخورد با آن ها بسیار در رشدشان موثر است. 


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
چهارشنبه 21 شهریور 1397  10:38 ب.ظ

به تعداد دفعاتی که در طول هفته مجبور به مذاکره می شوید فکر کنید، با همکاران قدیمی و یا همکاران جدید، با مشتری های احتمالی و مشتری های ثابت و مشتری هایی که به صورت بلند مدت با شما همکاری می کنند، با مراکز فروش و یا تامین کنندگان اگر صاحب تجارت و یا رهبر یک گروه هستید، باید از روش های مذاکره کردن آگاه باشید، هیچ شکی در آن نیست.

 در اینجا به 5 مهارت از مهمترین مهارت های مذاکره اشاره خواهیم کرد که در ابتدا باید بر آن متمرکز شوید. هریک از این مهارت ها یعنی تعداد مشتریان بیشتر و عمر 25 طولانی تر، هر یک از این مهارت ها میلیون ها دلار می ارزند.

چند نفر از شما خودتان را مذاکره کننده ای فوق العاده می بینید و عاشق مذاکره کردن هستید و به خوبی در آن موفق بوده اید؟

چند نفر از شما بر این باورید که ممکن است در امر مذاکره روان و خوب عمل کنید، اما عاشق آن نبوده و احساس می کنید که جای پیشرفت در مذاکره کردن را دارید؟ چند تن از شما بر این باورید که مذاکره کننده های قوی و با اعتماد به نفسی نیستید؟ چند نفر از شما حتی زمانی که مذاکره نکردن به ضرر شما خواهد بود، از آن سر باز می زنید؟

اکنون با 5 مهارت از مهمترین استراتژی های مذاکره که به آن نیاز خواهید داشت، شروع می کنیم:

1. اهداف مذاکره را مشخص کنید

شاید به نظر بدیهی باشد، اما حقیقت امر این است که اکثریت افرادی که وارد مذاکره می شوند در مورد چیزهایی که در پایان آن می خواهند، فکر نکرده اند.

برای مشخص کردن اهدافتان، باید این سه سوال کلیدی را از خود بپرسید:

الف. بهترین نتیجه ممکن کدام است؟

برای مثال در نظر بگیرید که شما برای فروش یک محصول، خدمت و یا کمپانی مذاکره می کنید بیشترین مقداری که به صورت منطقی می توانید به آن برسید چیست؟ ارزش کمپانی شما چقدر است؟ آیا ارزش 50000 دلار و اخذ قرارداد های متعدد را دارد و یا شاید می توانید آن را با 22 میلیون دلار به فروش برسانید؟

ب. پایان خط کجاست؟

بدترین نتیجه ای که حاضر به پذیرش آن هستید کدام است. اگر که فروشنده هستید، پایین ترین مبلغی که به عنوان پیشنهاد قبول می کنید چقدر است؟ و اگر خریدار هستید، بالاترین رقمی که به آن راضی خواهید بود چقدر است؟

ج. برنامه جایگزین چسیت؟

بعضی از محققان به آن بهترین جایگزین برای یک توافق در مذاکرات می گویند. در صورت نتیجه نگرفتن مذاکرات، برنامه بعدی شما چیست؟

طبعا، جواب های سوال های الف و ب باید محرمانه بمانند، اما شما باید از جواب های خود قبل از مذاکره اطمینان لازم را به عمل آورید. حتی اگر در مورد جوابهای تان کاملا مطمئن نیستید، دانستن حدودی آن ها به شما کمک خواهد کرد. وقتی که در مورد هر یک از این مبانی جوابی واضح تر داشته باشید، روند مذاکره آسان تر خواهد شد.

به همین دلیل، هر چقدر که مذاکره پیش رو مهمتر باشد، تلاش شما برای رسیدن به جواب های دقیق این سه سوال نیز باید بیشتر شود.

2. استراتژی اصلی را مشخص کنید

دومین مورد، اهمیت حضور در مذاکره با یک استراتژی اساسی «Core Negotiation Strategy» (CNS) است.

لازم است بدانید دری که می خواهید از طریق آن وارد مذاکره شوید کدام است. ورود شما می تواند از درب امنیت و مسئولیت یا ارزش وارد شوید و یا درب رقابت و یا آینده تجاری را انتخاب کنید.

اگر مذاکرات در مقیاس کوچک صورت پذیرند، برای مثال شما می خواهید تجهیزاتی با ارش 1200 دلار را خریداری کنید احتمالا برای جمع آوری اطلاعات تلاش مضاعف نخواهید کرد. با این وجود، شما می توانید با اختصاص 5 دقیقه از وقت خود و جست وجو در اینترنت در مورد قیمت ها و گزینه های موجود اطلاعات کسب کنید. در نتیجه می توانید از درب رقابت وارید شوید. می توانید بپرسید « رقبای شما چه کسانی هستند؟ و چرا همه از شما خرید نمی کنند؟»

تنها با پرسیدن سوالاتی اینچنین، شما میتوانید قیمت و شرایطی بهتر را تضمین کنید.

بنابراین «پیدا کردن استراتژی که شما را برای رسیدن به بهترین نتیجه ممکن نزدیک تر می کند» بسیار اهمیت دارد.

3. امضای مذاکره خود را درک کنید

همانطور که شما مدارک خود را امضا می کنید، در مذاکرات نیز صاحب یک «امضا» هستید. آن امضا، عادات شما برای مذاکره است.

بعضی افراد برای رسیدن به قیمت مورد نظر، به طرف مقابل حمله می کنند. دیگر افراد برای درخواست هرچیزی دچار ترس و خجالت و وحشت می شوند. این افراد به صورتی نرم مذاکره کرده و اغلب با هر چیزی کنار می آیند. دیگر افراد در ساختن یک رابطه ی دوستانه حرفه ای هستند، ولی به محض رسیدن بحث به قیمت و شرایط، تمام آن حسن تفاهم کنار می رود. آن ها به صورتی آشکار، از حالت گفت وگو به مذاکره تغییر رویه می دهند.

درک مشخصه پیش فرض به شما برای چیزی که با آن سر و کار داردی کمک خواهد کرد. مشخصا، این یکی از مراحل بسیار مهم در رشد یک مذاکره کننده است. زیرا تنها یک چیز وجود دارد که در مذاکرات می توانید آن را تضمین کنید: هر بار که مذاکره می کنید، شما حضور خواهید داشت. شما نمی توانید بعد از شروع مذاکره از اتاق بیرون بروید.

پس خصوصیات شخصیتی، سبک و اولویت های خود را بشناسید. رفتارهای پیش فرض خود را که در گذشته انجام می دادید را شناسایی کنید و بدانید که چه مقدار در مذاکراتی قبلی راحت بودید.

4. انگیزه سازی کنید

یکی از قویترین کارهایی که می توانید در روند مذاکره انجام دهید، ایجاد انگیزه در طرف مقابل برای رسیدن به یک توافق نهایی است. شما می توانید با پرسیدن سوال و ساخت پایه و اساس مذاکره ای، این امر را میسر کنید.

پرسیدن سوالات در مورد رقبا و دلایل آن ها برای کار کردن با شما، در طرف مقابل شما ایجاد انگیزه خواهد کرد.

5. نقش طرف بی میل را بازی کنید

این طبیعت انسانی است که در یک مذاکره یک طرف مشتاق باشد و طرف دیگر از خود بی میلی نشان بدهد. ممکن است این گزاره همواره صحیح نباشد، اما 80 درصد مواقع این گونه خواهد بود.

پس فرض کنید که مذاکرات شما نیز شبیه به دیگتن است: یک طرف مذاکره مشتاق بوده و طرف مقابل بی میل است. با استفاده از این سه تاکتیک می توانید فرد بی میل مذاکره باشید:

الف. از زبان بدن برای القای بی میلی تان استفاده کنید.

در مورد رفتارهایی که یک مذاکره کننده مشتاق از خود نشان می دهد فکر کنید: آن ها عصبی و هیجان زده اند و مانند کسی که آماده پریدن و یا دویدن است، بدن خود را جلوتر از پاهای شان قرار می دهند.

برخلاف آن ها، طرف بی میل بر سر میز نشسته و هیجانات خود را در سطحی پایین نگه می دارند. آن ها پاهای خود را جلوی خود و با زاویه ای 90درجه ای قرار داده و شانه های خود را گرد می کنند و نشان می دهند که علاقه آنچنانی به انجام معامله ندارند.

ب. همچنین به چگونگی صدای خود برای القای حس بی میلی توجه کنید.

در حالی که طرف مشتاق مذاکره با سرعت بیشتر و با صدا وگام (اکتاو صدا) بلندتری صحبت می کند، طرف بی میل به آرامی و با صدای نرم صحبت می کند. با این روش، گام صدای آن ها نیز پایین آمده و بیش از پیش بی میل به نظر خواهند رسید.

ج. در نهایت، به خاطر داشته باشید که طرف بی میل زبان و صحبت خود را کنترل می کند.

وی چیزهایی مانند « من نمی دانم که بتوانیم X را انجام دهیم» را می گویند و یا « آیا انجام دادن این کار توسط ما برای شما قابل قبول است؟» آن ها همچنین سوالات بسیاری را پرسیده و به چالش های زیادی اشاره می کنند. آنها هیچوقت نمی گویند «بله! این کارها را انجام می دهیم!» آن ها هیجانی از خود نشان نمی دهند. همه چیز کنترل شده و آرام است. تنها به وسیله ی بازی کردن این نقش، طرف مقابل خود را مجبور خواهید کرد که نقش طرف مشتاق را بازی کند


منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   
چهارشنبه 21 شهریور 1397  10:16 ب.ظ

بدون تردید مهم ترین دارایی هر شرکتی، نام تجاری آن محسوب می شود. به همین خاطر همواره توجه ویژه ای به این بخش شده و مدیران به دنبال راهکارهایی در راستای ساخت و یا بهبود برند خود می باشند. در این رابطه لازم است تا در ابتدا نسبت به این مفهوم به درک درستی دست پیدا کنیم. درواقع برند در یک تعریف عام و جامع شامل هرچیزی می باشد که معرف محصولات یک شرکت باشد.

 در این رابطه نتایج آمارها حاکی از آن است که افراد تمایل دارند تا خریدهای خود را از برندهایی انجام دهند که کاملا شناخته شده و یا از آن تجربه خوبی به دست آورده باشند. به همین خاطر بسیار مهم است که برند شما از قدرت کافی در راستای کسب شهرت، برخوردار باشد. در این رابطه ذکر این نکته ضروری است که ایجاد یک برند و محبوب ساختن آن امری یک شبه نبوده، با این حال شما می توانید با اقداماتی این زمان را کوتاه تر نمایید.

در همین راستا و در ادامه به بررسی 9 اقدام ضروری برای ایجاد برندی قدرتمند، خواهیم پرداخت.

1- مخاطب هدف را مشخص نمایید

درواقع شما باید بدانید که اقدامات صورت گرفته در راستای تحت تاثیر قرار دادن کدام قشر از چه جامعه ای می باشد. در غیر این صورت به علت عدم شناخت درست از ماهیت کار خود، احتمال خطا بسیار بالا خواهد بود. برای مثال در صورتی که محصول شما در رابطه با کودکان می باشد، لازم است تا از عبارات و اشکالی در طراحی خود استفاده نمایید که مخاطب هدف بتواند با آن ارتبط لازم را برقرار نماید. در این مورد شفافیت پیام دیگر عامل تعیین کننده بوده و لازم است به نحوی عمل نمایید که به جذب حداکثری منجر شود.

فراموش نکنید که از جمله اهداف هر شرکتی ایجاد رابطه بلند مدت با مشتریان خود می باشد. علت این امر هم به این خاطر است که از دست دادن حتی یک مشتری با توجه به بازار به شدت رقابتی حال حاضر، به معنای قدرتمند تر ساختن سایر برندهای فعال در حوزه کاری شما خواهد بود.

در این رابطه بدون شک برند نقش کلیدی ایفا کرده و می تواند به این خواسته شما جامه عمل بپوشاند. در بسیاری از موارد مشاهده شده است که برند قادر به ایجاد ارتباط عاطفی و تحت تاثیر قرار دادن احساسات افراد نبوده و همین امر باعث می شود تا اقدامات صورت گرفته به نتیجه دلخواه نرسد. علت اصلی این امر نه به خاطر نوع طراحی برند بلکه به علت عدم پشتیبانی درست از آن می باشد. درواقع این امر که در تبلیغات خود به خوبی نام تجاری را معرفی نکرده و آن را در تمامی اقدامات خود در معرض نمایش قرار ندهید، در نهایت باعث خواهد شد تا مخاطب نتواند به درستی با آن ارتباط لازم را برقرار سازد.

در آخر توجه داشته باشید که امروزه با توجه به رشد تکنولوژی و اینترنت، لازم است تا از این امکان رایگان برای ارتباط هرچه بهتر با مخاطبان هدف، استفاده نمایید. این امر بدون شک بر روی هزینه های شما نیز تاثیر فوق العاده مثبتی خواهد داشت.

2- ماموریت خود را بیان نمایید

بدون شک شما باید یک هدف اصلی را داشته باشید. در این رابطه توجه به این امر که هدف گذاری بر روی امری درست و ارزشمند باشد، از نکات حائز اهمیت محسوب می شود. با این حال تنها تعیین هدف کافی نبوده و لازم است تا آن را به مانند یک شعار در معرض دید همگان قرار دهید. این امر در راستای کسب اعتماد که الزام اولیه خرید خواهد بود، امری کاملا کلیدی محسوب می شود.

برای مثال برند نایک شعار فقط انجام بده را برای خود انتخاب کرده است که بنا بر نظر بسیاری از تحلیل گران بهترین انتخاب ممکن بوده است. درواقع این شعار بیانگر آن است که شما با در اختیار داشتن وسایل ورزشی ساخته شده این برند قادر خواهید بود تا به یک ورزشکار تبدیل شوید که این امر تمامی محدودیت های سنی و جنسیتی را کنار گذاشته است.

به همین خاطر مخاطب در مواجه با آن به تفکری مثبت دست پیدا خواهد کرد که خود عاملی برای توجه به این برند خوش ذوق و توانا خواهد بود. آرم نایک نیز برگرفته از خدای پیروزی در یونان باستان است که با شعار آن در ارتباط بوده و این امر را القاء می کند که شما با این محصولات به موفقیت و پیروزی دست پیدا خواهید کرد.

به عنوان نکته پایانی ذکر این جمله بسیار مهم است که باید به نحوی رفتار نمایید که مخاطب حس کند که برای شما از جایگاه و اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد. بدون شک در این رابطه هر برندی ممکن است روشی متفاوت را در پیش بگیرد که این امر بسیار مثبت بوده و نوآوری را شکل خواهد داد.

3- تحقیقات کافی در زمینه برندینگ و اقدامات سایر شرکت ها داشته باشید

توجه داشته باشید که تقلید و کپی برداری از اقدامات سایر برندها به معنای مرگ تدریجی خواهد بود. درواقع شما تنها زمانی می توانید به رشد قابل توجهی دست پیدا کنید که از آمارهای درست به یک نتیجه جدید و منحصر به فرد برسید. بدون شک علم برندینگ در مرور زمان با تغییراتی مواجه می شود که ناشی از ورود موارد جدید می باشد. تحت این شرایط در صورتی که مطالعه کافی در این رابطه نداشته باشید، بدون شک بازنده میدان خواهید بود. همچینن لازم است تا اقدامات سایر برندهای رقیب را نیز تحت کنترل قرار دهید. این امر شما را به درک درستی از تحرکات و اوضاع بازار خواهد رساند. در مواردی مشاهده شده است که برخی از شرکت ها اقدام به بررسی اقدامات سایر رقبا کرده و با این اقدام به نقاط ضعف و قوت آن ها پی می برند که در برنامه ریزی های آینده آن ها تاثیرگذار خواهد بود. بدون شک این اطلاعات راهنمای عمل بسیار خوبی محسوب خواهند شد.

4- ویژگی ها و مزایای خود را معرفی نمایید

همواره باید دلیلی وجود داشته باشد تا افراد به سراغ برندهای دیگر نروند. این امر به معنای نقاط قوت شما در مقایسه با سایرین خواهد بود که یک مزیت رقابتی محسوب می شود. برای مثال برند اپل همواره در تبلیغات خود در تلاش برای مقایسه خود با سایر برندها است. این امر با تاکید بر توانایی های آن ها و ضعف های موجود در سایر برندها صورت گرفته و به خوبی مخاطب را به این باور خواهد رساند که آن ها بهترین گزینه موجود می باشند.

در این رابطه در تلاش باشید تا ویژگی های خود را به عنصر منحصربه فرد خود تبدیل نمایید تا سایر برندها نتوانند اقدامات مشابهی را صورت دهند.

به عنوان نکته پایانی در این بخش لازم است تا توجه داشته باشید که مزایای شما در طول زمان ارزش خود را از دست خواهد داد. به همین خاطر ضروری است تا همواره به دنبال موارد جدید باشید و خود را به وضعیت حال حاضر محدود نکنید.

5- لگویی خلاقانه ایجاد نمایید

بدون شک آرم شرکت نخستین چیزی خواهد بود که در ذهن مخاطب نقش بسته و به خاطر خواهد آمد. به همین خاطر بسیار مهم است که در این رابطه اقدامی درست و حرفه را صورت دهید. در این رابطه رعایت چند نکته بسیار ضروری است:

1- درک درست شعار و هدف شرکت و تلاش برای ایجاد ارتباط متقابل

2- توجه به علم رنگ شناسی و ارتباط آن با نوع کسب و کار. برای مثال آبی به عنوان نماد آرامش و قرمز به عنوان نماد جسارت، معرفی می شوند.

3- توجه داشته باشید که سادگی باعث درک آسان تر و بهتر خواهد شد.

6- به دنبال راهی برای به شهرت رساندن برند خود باشید

در این رابطه هیچ راهکار قطعی و همگانی وجود نداشته و هر شرکتی لازم است تا با توجه به توانایی و خلاقیت خود، اقدامات لازم را صورت دهد. با این حال ذکر نکاتی نظیر تبلیغات خلاقانه و حمایت از رویدادهای مختلف در این رابطه امری ضروری محسوب می شود. همواره توجه داشته باشید که شما باید به دنبال شهرتی طولانی مدت باشید، به همین خاطر احتیاز کافی در راستای عدم اقدامات نادرست، امری ضروری به نظر می رسد.

7- به برند خود شخصیت بدهید

در راستای ایجاد ارتباط موثر با سایرین لازم است تا آن ها را در معرض چیزی فراتر از یک نام قرار دهید. در این راستا ایجاد شخصیت انسانی به این امر کمک شایانی خواهد نمود. برای مثال برخی از شرکت ها اقدام به طراحی یک شخصیت برای شرکت خود می کنند. با این حال بهتر است تا این سیاست همراه با اقدامات شایسته انسانی باشد. برای مثال کمک به موسسات خیریه و حمایت از طرح های انسان دوستانه، مخاطب را درگیر یک رابطه احساسی با شما خواهد نمود.

8- نام تجاری را در هر جنبه ای از کسب وکار خود ادغام نمایید

تمامی موارد موجود در شرکت باید معرف و مبلغ برند شما باشد. در این رابطه هیچ گونه استثنایی وجود نداشته و همگان باید نهایت تلاش خود را صورت دهند. برای مثال این امر که کارمندان شما از محصولات تولیدی شرکت استفاده نکنند، بدون شک جامعه را با بی اعتمادی مواجه ساخته و باعث خواهد شد تا از یک فرصت خوب تبلیغاتی محروم بمانید.

همچنین هر چیزی در شرکت و نمایندگی های فروش باید حاوی برند شما باشد. درواقع چشمان مخاطب باید همواره در برابر آن قرار گیرد. این اقدام تنها مختص به فضای شرکت نبوده و این سیاست که بتوانید وارد خانه های آن ها نیز شوید، خود نتیجه بسیار خوبی را ایجاد خواهد نمود. در این رابطه تکنولوژی و اینترنت می تواند کمک شایانی محسوب شود.

9- در اقدامات خود ثابت قدم باشید

هر اقدامی نیازمند زمان مخصوص به خود می باشد. به همین خاطر در صورتی که بخواهید عجولانه تصمیم بگیرید، بدون شک تلاش های خود را بی ثمر خواهید ساخت. در این رابطه در اختیار داشتن مشاورانی با تجربه، به پخته تر شدن سیاست ها کمک خواهد نمود. با این حال فراموش نکنید که هیچ کس بهتر از شما قادر به شناخت و ارزیابی برند شکل گرفته نبوده و در این رابطه نباید همه چیز را به سایرین محول نمود. در این رابطه تغییر مداوم نام تجاری یک اقدام کاملا اشتباه محسوب می شود. درواقع این امر باعث خواهد شد تا مخاطب نتواند به ارتباطی قوی و عمیق با برند شما دست پیدا کند. با این حال این امر تنها زمانی توجیه کافی خواهد داشت که فعالیت شما به شدت افزایش پیدا کرده و دیگر برند سابق پاسخگوی نیازهای جدید نباشد.

در نهایت توصیه می شود تا از صدا و نظرات مشتریان غافل نشده و به آن به خوبی بها دهید. این امر نه تنها احترام و توجه شما را نشان خواهد داد، بلکه ممکن است در مواردی راهکارهای جالبی را نیز برای شما به همراه داشته باشد.


منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   
چهارشنبه 7 شهریور 1397  11:28 ب.ظ
نوع مطلب: (آریا خبر ،) توسط: محمد افشار

مرکز آمار اتحادیه اروپا اعلام کرد اسلواکی بهترین کشور اروپایی برای داشتن کسب‌وکار است.

 تا پایان سال ۲۰۱۷ حدود ۳۰.۴ میلیون نفر بین سنین ۲۰ تا ۶۴ سال خوداشتغال بوده‌اند که از این میان ۲۶.۹ میلیون نفر اتباع خود این کشورها و ۳.۵ میلیون نفر نیز مهاجران خارجی بوده‌اند. از این میزان ۲.۲ میلیون نفر متولد سایر کشورهای عضو اتحادیه اروپا و مابقی متولد کشورهای خارج اتحادیه بوده‌اند.

به گفته مرکز آمار اتحادیه اروپا از کل جمعیت شاغل در اتحادیه اروپا، ۱۴.۲ درصد اتباع و ۱۲.۷ درصد مهاجران دارای کسب و کارهای خود بوده‌اند. در بین کشورهای عضو اتحادیه اروپا، ۳۶.۵ درصد جمعیت کشور اسلواکی خود اشتغال بوده‌اند و بدین ترتیب این کشور بهترین وضعیت را برای افراد خوداشتغال در بین کشورهای اروپایی دارد.

پس از اسلواکی، جمهوری چک با ۳۴.۵ درصد، مجارستان با ۲۰.۳ درصد و مالت با ۱۹.۵ درصد بهترین کشورها برای افراد خوداشتغال بوده‌اند. کمترین سهم افراد خوداشتغال از جمعیت شاغلان نیز در سوئد با ۸.۱ درصد، استونی و اتریش با ۸ درصد و قبرس با ۷.۹ درصد مشاهده شده است.

برای مهاجرینی که در سایر کشورهای عضو اتحادیه اروپا متولد شده و سپس به کشور عضو دیگر مهاجرت کرده‌اند، بیشترین نرخ خوداشتغالی در لهستان با ۲۸.۶ درصد، مالت با ۲۰.۳ درصد و لتونی با ۱۹.۵ درصد به ثبت رسیده است. از سوی دیگر کمترین میزان خوداشتغالی در اتریش با ۹ درصد، لوکزامبورگ با ۸.۸ درصد و مجارستان با ۷.۴ درصد به ثبت رسیده است.


منبع: ایسنا


نظرات()   
   
چهارشنبه 7 شهریور 1397  10:50 ب.ظ

اخیرا در هافینگتون پست، ستونی را خواندم که من را بر آن داشت تا آن را بی‌کم و کاست بگویم. آن ستون بعضی از افسانه‌هایی را که همیشه درباره‌ی کارآفرین بودن وجود داشته‌است، مثل”چگونه سریع پولدار شویم”، در هم شکست. می‌دانم که من هم فقط یک صدای دیگر در میان این هیاهو هستم، ولی احساس می‌کنم مجبورم آن را به اشتراک بگذارم.

اکنون بیش‌تر از ۳۰ سال است که یک کارآفرین هستم. نمی‌خواستم جور دیگری باشد. این چیزی است که مطمئنم و می‌دانم.

۱. موفقیت را می‌توان به شیوه‌های بسیار مختلفی تعریف کرد.

این اشتباه است که فقط روی مقدار پولی که به‌دست می‌آورید تمرکز کنید. فکر می‌کنم پول به ما اجازه می‌دهد کارهایی بکنیم- نه بیش‌تر، نه کم‌تر. با پول می‌توانیم به دیگران کمک کنیم. به ما این فرصت را می‌دهد که دست‌ودل‌ باز باشیم و کار درست را انجام بدهیم.

۲. موفق شدن بیش‌تر از آن‌چه فکرش را می‌کنید طول می‌کشد.

و منظورم خیلی طولانی‌تر است. هیچ راهی برای موفق شدن سریع وجود ندارد. به هرکس که غیر از این می‌گوید اعتماد نکنید. آن‌هایی که ادعا می‌کنند موفقیت‌شان خیلی سریع بوده‌است، به راحتی سال‌هایی را که برای آن زحمت کشیده‌اند، نادیده می‌گیرند. آیا مدت زیادی است که وارد این کار شده‌اید؟ اگر نه، ممکن است همین حالا هم آن را کنار بگذارید. سخت‌کوشی لازمه‌ی این حرفه است.

اخیرا افتخار این را داشتم که در مراسم سخنرانی باب پارسونز، بنیان‌گذار “گوددی”، در مورد شغلش به عنوان یک کارآفرین  شرکت کنم. توصیه‌ای که بیش از هرچیزی به آن تاکید داشت، این بود: ” پشتکار داشته باشید”. ایده‌ی او این بود که باید به اندازه‌ی کافی گیر بدهید و تحمل داشته‌باشید تا چند فرصت خوب را بقاپید و در نهایت موفق شوید.

۳. برای رسیدن به موفقیت بیش از یک راه وجود دارد.

پس تا جایی‌که می‌توانید از دیگران یاد بگیرید، به ویژه آنها زندگی که شما می‌خواهید داشته‌باشید دارند. سوال بپرسید، سوال‌های ساده را هم بپرسید. از آن چه یاد گرفته‌اید نتیجه‌گیری ‌خودتان را بکنید. وقتی نقشه‌ی راه خودتان را ترسیم می‌کنید، پذیرای تغییر آن باشید. انعطاف‌پذیری به شما خیلی کمک خواهد کرد. کارآفرینان همیشه در حرکت هستند! ما موجودات پویایی هستیم. یا تکامل یا مرگ.

۴. باید مایل به فداکاری باشید.

زمان یکی از چیزهایی است که فدا می‌شود. واقعا هست. پس مطمئن شوید از کاری که می‌کنید لذت می‌برید. اجازه ندهید سخت‌کوشی‌تان بخش‌های دیگر زندگی‌تان را خراب کند.

۵. با همه با احترام رفتار کنید.

ما همه به هم متصل هستیم. صنایع از آن‌چه به نظر می‌رسد کوچک‌تر هستند. ممکن است وقتی دارید به پایین سقوط می‌کنید، همان مردمی را که زمانی پایین‌تر بودند ببینید که دارند از نردبان بالا می‌روند.

۶. اگر کسی از اول با شما ضعیف رفتار کرد، انتظار نداشته‌باشید رابطه‌تان بهبود یابد.

متاسفانه، تجربه‌ی من می‌گوید که بهبود نمی‌یابد.

۷. سعی کنید صبور باشید.

افتضاح وقتی به‌بار می‌آید که شتاب‌زده عمل می‌کنید. فکر می‌کنم زمان یکی از بهترین دارایی‌های ما است. اگر به خودتان وقت کافی بدهید تا درمورد چیزی خوب فکر کنید، چیزهای ممکن بیش‌تری را پیدا خواهید‌کرد.

۸. سعی نکنید آدم‌های دشوار و بدقلق را عوض کنید.

به جای آن، روی عوض کردن روش کنار آمدن با آنها تمرکز کنید. این تنها چیزی است که تحت کنترل شما است.

۹. نگرش مثبت داشته‌باشید.

آدم‌ها می‌خواهند با کسانی کار کنند که دوست‌شان دارند. تنها راهی که قادر خواهید بود کوه‌ها را جابه‌جا کنید در صورتی است که باور داشته باشید می‌توانید.

۱۰. حقیقت را بگویید، حتی اگر دردناک است.

ممکن آدم‌ها چیزی را که باید بگویید دوست نداشته‌باشند، ولی واقع بینی و راست‌گویی چیزی است که رابطه‌های طولانی را می‌سازد.

۱۱. وقتی اشتباه می‌کنید اعتراف کنید و تغییر رویه بدهید.

وقتی مردم مسئولیت اقدام‌های‌شان را نمی‌پذیرند، دلخوری ایجاد می‌شود.

اگر چیزی یاد گرفته باشم، این است که زندگی بسیار کوتاه‌تر از آن است که از خودتان لذت نبرید. کارآفرین شوید! اهداف بلندی داشته باشید. بلند همت و جویای نام باشید. ولی بیش‌تر از آن، روی ساختن کسب و کاری تمرکز کنید که فرهنگ بسیار خوبی داشته باشد، با کارمندانش خوب تا کند، و مردم واقعا بخواهند برای آن کار کنند. به نظر من این به‌ترین حس دنیا است.

اگر چیزی خیلی خوب به نظر می‌رسد، احتمالا خیلی خوب است.


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :10  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
آخرین پست ها

دانستنی های بازاریابی و فروش(20)..........یکشنبه 20 آبان 1397

پاورپوینت سیستم های اطلاعاتی مدیریت پیشرفته..........یکشنبه 20 آبان 1397

۲۰ نشانه یک مدیر موفق ..........یکشنبه 20 آبان 1397

14 راه ساده برای افزایش فروش در کسب و کارهای کوچک و متوسط ..........یکشنبه 20 آبان 1397

۱۲ قدم تا راه‌اندازی بنگاه زود بازده اقتصادی ..........یکشنبه 20 آبان 1397

کافه‌ تهرون؛ خانه‌ی طعم‌های یک‌دستِ تهران..........یکشنبه 20 آبان 1397

بهترین اپلیکیشن‌های پخش آنلاین موسیقی برای گوشی‌های اندرویدی ..........یکشنبه 20 آبان 1397

سبقت چینی‌ها در صنعت خودروهای برقی از اروپا ..........یکشنبه 20 آبان 1397

چین محبوب‌ترین مقصد گردشگری جهان می‌شود ..........یکشنبه 20 آبان 1397

فروش ۱۰ میلیارد دلاری غول تکنولوژی در جشنواره‌ای عجیب ..........یکشنبه 20 آبان 1397

دانستنی های بازاریابی و فروش(19)..........پنجشنبه 10 آبان 1397

جزوه درسی رویکرد سیستمی دکتر پور ابراهیمی..........پنجشنبه 10 آبان 1397

۳ رکن اصلی فروش در سطح جهانی ..........پنجشنبه 10 آبان 1397

۶ اصل برگرفته از ارتش برای رهبری فوق العاده ..........پنجشنبه 10 آبان 1397

فقدان خودآگاهی؛ مشکل بزرگ محیط‌ های کاری ..........چهارشنبه 9 آبان 1397

معرفی ۱۰استارتاپی که با سیاست برون‌سپاری به موفقیت دست یافتند ..........چهارشنبه 9 آبان 1397

مال‌هایی که "مال" نیستند ..........چهارشنبه 9 آبان 1397

سبزی‌ها و میوه‌ها بیش از تاریخ مصرف‌‌شان عمر می‌کنند..........چهارشنبه 9 آبان 1397

میلیاردرهای دنیا روی هم چقدر پول دارند؟ ..........چهارشنبه 9 آبان 1397

ظرفیت صادرات گل و گیاه کشور یک میلیارد دلار است ..........چهارشنبه 9 آبان 1397

همه پستها