تبلیغات
آریا مارکتینگ، مجله آنلاین بازاریابی،فروش،کسب و کار و کارآفرینی - مطالب ابر کسب و کار

پاورپوینت چگونگی راه اندازی یک کسب وکارخوب در دنیای امروز

پاورپوینت-چگونگی-راه-اندازی-یک-کسب-وکارخوب-در-دنیای-امروزتوضیحات: دانلود پاورپوینت با موضوع چگونگی راه اندازی یک کسب وکارخوب در دنیای امروز، در قالب ppt و در 30 اسلاید، قابل ویرایش.   بخشی از متن پاورپوینت: برای راه اندازی یک کسب و کارخوب می بایست یک                                                   


دانلود فایل


نظرات()   
   

بازاریابی با کمک کاربران تأثیرگذار فضای مجازی که آنها را بیشتر با نام اینفلوئنسر می‌شناسیم یکی از جدیدترین و در برخی موارد کاربردی‌ترین روش‌های تبلیغات برای کسب‌وکارهای کوچک و نوپا به شمار می‌رود.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از جام جم، اما همان‌قدر که این روش نوین می‌تواند بسیار کارآمد باشد در صورت همکاری نادرست و بدون شناخت با چنین افرادی ممکن است پایان کسب‌ ‌و کارتان خیلی زود به شکست ختم شود. بنابراین پیش از شروع همکاری‌هایی از این جنس با کاربران تأثیرگذار، اول بررسی کنید که آیا این روش می‌تواند در مورد کسب‌وکار شما نیز اثربخش باشد و اگر هست، چه کسی برای این همکاری مناسب خواهد بود؟ پیش از این که با چشم‌های بسته خود را به این وادی وارد کنید، چند نکته مهم را در نظر بگیرید تا ناخواسته خود و کسب‌وکارتان را در گرداب ناشناخته‌ای غرق نکنید. در ادامه با 10 نکته طلایی در مورد بازاریابی تأثیرگذار از نگاه افراد باتجربه در حوزه صنعت و بازاریابی آشنا خواهیم شد. نکاتی که می‌تواند موفقیت در این همکاری امروزی را برایتان دست‌یافتنی کند. برگرفته از: Forbs

برای نرخ، چانه‌زنی کنید

معمولا کاربران اثرگذار بر اساس نوع تبلیغ‌شان و خدماتی که ارائه می‌دهند جدول نرخ‌بندی مشخصی دارند و آن را برای مشتریان خود ارسال می‌کنند. اما این برگه را تنها به چشم نقطه‌ای برای شروع مذاکرات ببینید. در این مورد هم مانند سایر قراردادهای کاری همیشه جایی برای مذاکره و چانه‌زنی وجود دارد. قیمت تبلیغات این افراد بر اساس نوع روش تبلیغی، میزان تبلیغ و میزان تولید محتوای مورد نیاز برای تبلیغ متغیر خواهد بود. قرار نیست همه قراردادهای تبلیغاتی به یک شیوه انجام شوند و هرکدام داستان خاص خود را خواهند داشت. بنابراین ابتدا اهداف خود را بررسی کنید و آنها را با فرد اثرگذار در میان بگذارید و از او بخواهید که با توجه به تجربیات پیشین‌اش بهترین بسته تبلیغاتی برای کسب‌وکارتان را معرفی کند. مطمئن باشید که برای این افراد نیز موفقیت شما مهم است زیرا به نوعی کارنامه کاری‌شان محسوب می‌شود. پس از این که بر اساس اولویت‌هایتان بسته تبلیغی خود را انتخاب کردید، وقت آن است که وارد مذاکره و چانه‌زنی بر سر قیمت شوید یا برخی امتیازات جانبی از فرد دریافت کنید.

پیشرفت‌تان را رصد کنید

جریان اثرگذاری مثبت تأثیرگذاران ممکن است شما را نیز به‌شدت تحت‌تأثیر بگذارد. اما باید حواس‌تان باشد که از همان ابتدای شروع این روش به طور مرتب پیشرفت‌تان را بررسی کنید. اگر روشی برای اندازه‌گیری تغییرات نداشته باشید نمی‌توانید متوجه شوید که آیا اصلا استفاده از این روش برایتان مؤثر بوده است یا نه. برای ساده‌تر شدن بررسی میزان تأثیرگذاری در حال حاضر می‌توانید از بسترهای آماده برای بررسی تبلیغات تأثیرگذار کمک بگیرید. این بسترهای آماده به صورت خودکار تغییرات کسب‌وکارتان و بازگشت سرمایه را محاسبه می‌کند. این موضوع در این روش تبلیغاتی بسیار مهم و حیاتی است. زیرا اگر برای تبلیغات سراغ فرد تأثیرگذار اشتباهی بروید ممکن است کلا کسب‌وکارتان را با شکست روبه‌رو کنید.

تا حد امکان هزینه نکنید

نوع همکاری خود با کاربران تأثیرگذار فضای مجازی را به نوعی مشخص کنید که بیشترین کارایی را برایتان خواهد داشت. برای مثال یکی از روش‌های رایج این است به جای این که به کاربر تأثیرگذار پول بدهید تا در مورد محصول‌تان صحبت کند، نمونه محصول‌تان را برایش به صورت رایگان بفرستید تا پس از استفاده، تجربه‌اش را با دنبال‌کنندگانش در میان بگذارد. پس از این که همکاری موفق و واقعی فرد اثبات شد می‌توانید در رویدادهای بسیار ویژه مانند افتتاح فروشگاه، همکاری‌های جدید برای تولید محصول جدید یا معرفی سری جدید محصولات در آغاز فصل‌ها از او دعوت کنید و تشکر مادی نیز داشته باشید. یادتان باشد که وقتی از تبلیغات دروغین و ساختگی برای محصول‌تان استفاده کنید مردم متوجه می‌شوند و تبلیغات‌تان به ضدتبلیغ تبدیل می‌شود. بنابراین برای تبلیغ محصول‌تان با روش تأثیرگذاری باید کمی هوشمندانه‌تر عمل کنید تا مخاطبان‌تان را به‌درستی جذب کنید.

 این روش برای اطلاع‌رسانی است، نه فروش!

زمانی که برای تبلیغ محصولتان سراغ فرد تأثیرگذار کارآمد و متناسب با نوع محصولتان بروید مطمئنا تأثیر حرف‌هایش در مورد محصولتان به افزایش مستقیم محصول‌تان نیز منجر خواهد شد. اما در بیشتر مواقع الزاما حرف‌های شخصیت‌های تاثیرگذار به خرید محصول منجر نمی‌شود، بلکه سطح آگاهی و اطلاع افراد را از محصول‌تان افزایش می‌دهد. در این زمان شما وظیفه مهمی بر عهده خواهید داشت تا تمام این افرادی که حالا به‌واسطه شخصیت تأثیرگذار با محصول‌تان آشنا شده و در حال جست‌‌وجو و تحقیق بیشتر در مورد آن هستند را به خریداران جدید محصولتان تبدیل کنید. بنابراین زمانی که تصمیم می‌گیرید برای روش تبلیغ تأثیرگذاری هزینه کنید یادتان باشد که پس از این مرحله، مرحله سخت تبدیل کردن افراد مطلع شده به خریدار را نیز خواهید داشت. حواستان باشد که شخصیت تأثیرگذار از ارزش‌هایی مشابه ارزش‌های مجموعه‌تان برای معرفی محصولتان استفاده کند. زیرا اگر بخواهد با داستان‌های غیرواقعی فقط تعداد مخاطبانتان را افزایش دهد، این مخاطبان در بررسی‌های بعدی به نادرست بودن تبلیغات پی می‌برند و عملا سودآوری به دنبال نخواهند داشت.

منافع را به طور شفاف مشخص کنید

این را همواره به خاطر داشته باشید که شخصیت‌های تأثیرگذار باید به صورت واضح و مشخص بدانند که از همکاری با شما چه به دست خواهند آورد و این منافع صرفا مالی نیست. بسیاری از تأثیرگذاران حرفه‌ای ترجیح می‌دهند زمانی محصول یا خدماتی را معرفی کنند که می‌دانند موجب ارتقای جایگاه کاری خودشان خواهد شد. به عنوان مثال هر شخصیت تأثیرگذاری از همکاری با شرکت‌های معروف تجاری برای معرفی محصولاتشان بسیار خشنود می‌شود. زیرا این همکاری در صورت موفقیت، دو سر بُرد خواهد بود؛ علاوه بر افزایش تعداد مشتریان محصول، جایگاه رسانه‌ای کاربر تأثیرگذار نیز به دلیل همکاری با یکی از محصولات خوشنام و سرشناش، در فضای مجازی و میان دوستداران ارتقا خواهد یافت. این موضوع به این معنی نیست که حتما باید غول حوزه کاری خود باشید تا کاربران تأثیرگذار حاضر به همکاری با شما شوند، اما باید بدانید اگر این افراد در حوزه کاری خود حرفه‌ای باشند با هر شرکتی همکاری نمی‌کنند. به صورت معمول تاثیرگذاران زمانی که با پیشنهاد همکاری روبه‌رو می‌شوند، در مورد محصول درخواست‌دهنده تحقیق می‌کنند و با افرادی وارد همکاری می‌شوند که خوشنام‌تر باشند و بر اساس تعهداتشان عمل کنند.

حرفه‌ای رفتار کنید

بیشتر کاربران تأثیرگذار فضای مجازی قیمت‌های بالایی برای همکاری‌هایشان دریافت می‌کنند، اما فراموش می‌کنند حرفه‌ای عمل کنند. بهتر است در زمان شروع همکاری قرارداد دقیقی بنویسید و تمام موارد مهم و انتظاراتی که دارید را به روشنی مطرح کنید. در ادامه همکاری نیز حتما مطمئن شوید که این فرد اطلاعات کافی در مورد محصولتان به دست آورده و تا جای ممکن محتوایی را که می‌خواهد در مورد کسب‌وکارتان منتشر کند پیش از انتشار بررسی کنید. حتما در زمان انتشار مطالب نیز مواردی را که نشر داده، بررسی کنید. همچنین در صورت نیاز آموزش‌های لازم برای استفاده صحیح از محصول‌تان را برایش فراهم کنید. در حقیقت باید تلاش کنید تا این افراد در کنار این که شخصیت خود را دارند، حرفه‌ای باشند و تصویری واقعی، دقیق و مطابق اهداف شرکت از محصول‌تان ارائه کنند. به آنها به چشم مصرف‌کنندگانی نگاه کنید که تجربه مصرف محصول و تعاملشان با مجموعه شما در عموم جامعه بسیار اثربخش است. البته این همکاری متقابل است و شما نیز باید به صورت حرفه‌ای با آنها رفتار کنید و مواردی که برایشان در همکاری با شما مهم است را به صورت کامل و به موقع برآورده کنید.

پیش از انتخاب فرد تأثیرگذار تحقیق کنید

همان‌طور که پیشتر مطرح شد، یکی از مهم‌ترین مواردی که هنگام همکاری با شخصیت‌های تأثیرگذار می‌تواند مشکل‌ساز شود مشخص نکردن نوع محتوا، مطالب و تصاویری که قرار است منتشر شود و حتی ساعت انتشار محتوا در ابتدای همکاری است. اگر در مورد تمام این موارد از پیش به توافق نرسید ممکن است در پایان کار باوجود هزینه بسیار سنگینی که برای این تبلیغات متحمل شده‌اید بازده خوبی هم در کارتان نبینید و دیگر نمی‌توانید پول‌تان را نیز پس بگیرید. به همین خاطر بهتر است پیش از شروع همکاری در مورد این فرد تحقیق کنید و مواردی که پیش از این انتشار داده و روش‌های تبلیغاتی‌اش را خوب بررسی کنید تا ببینید شیوه‌های کاری او با نیازهای شما برای محصولتان همخوانی کافی دارد یا نه. از طرف دیگر، تبلیغ او برای محصول‌تان به خاطر مطلبی که برای مثال یک سال پیش در صفحه شخصی‌اش منتشر کرده، به جای تأثیر مثبت، موجب کاهش فروش محصولتان نمی‌شود.

تعداد دنبال‌کنندگان، شرط موفقیت نیست

هنگام استفاده از موج پرقدرت تأثیرگذاران فضای مجازی برای تبلیغات محصولتان باید خیلی محتاط و عاقلانه پیش بروید. یکی از موارد مهمی که باید به آن حتما توجه کنید ولی متاسفانه در بیشتر موارد در نظر گرفته نمی‌شود، این است که الزاما تعداد دنبال‌کنندگان زیاد هر فرد نمایانگر اثرگذاری بیشترش نیست. بلکه میزان مشارکت دنبال‌کنندگان است که اهمیت دارد. ممکن است برخی از شخصیت‌های تأثیرگذار میلیون‌ها نفر دنبال‌کننده داشته باشند، اما تا زمانی که اثری روی آنها نداشته باشند، موفقیتی به دست نیاورده‌اند. پس هنگام انتخاب فرد تأثیرگذار باید به دنبال فردی باشید که به معنای حقیقی اثرگذار باشد و یادتان باشد که تعداد دنبال‌کنندگان به تنهایی نمی‌تواند ملاک اثرگذاری افراد باشد. تعداد نظرات برای مطالب منتشر شده و تعداد بازنشرهای مطالب می‌تواند دید بهتری از میزان اثرگذاری اشخاص برایتان فراهم کند. حتی تعداد پسند(لایک) زیاد هم معمولا نمی‌تواند ملاک خوبی برای این مورد باشد، زیرا بسیاری از افراد بدون توجه به متن و محتوا از سر عادت تمام مطالب را پسند کرده و رد می‌کنند. وقتی شخصیتی که واقعا روی دنبال‌کنندگانش تأثیرگذار است در مورد محصولتان صحبت یا آن را تبلیغ کند به مراتب اثر بیشتری در فروش محصولتان به وجود خواهد آمد.

از تأثیرگذارهای کوچک‌تر کمک بگیرید

برخی افراد تصور می‌کنند هرچه تعداد افرادی که محصول‌شان را می‌بینند بیشتر باشد، موفقیت بیشتری نصیبشان خواهد شد، اما ایرادی که به این دیدگاه وارد است این که چه تعداد از افرادی که محصولتان را می‌بینند، محصول‌تان به دردشان می‌خورد یا برایشان کاربردی دارد؟! افراد تأثیرگذار با سابقه‌تر دامنه وسیع‌تری از مخاطبان دارند و به همین جهت معمولا مراجعه و تمایل کسب‌وکارها برای همکاری با آنها نیز بیشتر است؛ اما حقیقت این است زمانی که با شخصیت‌های جدیدتر، کم‌سابقه‌تر، تخصصی‌تر با دنبال‌کنندگان یکدست‌تر همکاری کنید، بازگشت سرمایه بیشتری در انتظارتان خواهد بود؛ هرچه دنبال‌کنندگان بیشتر به بازار هدف محصول شما نزدیک‌تر باشند، احتمال معرفی محصول‌تان به افراد صحیح و موفقیت کسب‌وکارتان بیشتر خواهد شد. اگر محصولتان را به 2000 نفری که بازار هدف محصول به شمار می‌آیند، معرفی کنید به مراتب بهتر از این است که محصول را به صدهزار نفر از گروه‌های سنی و تخصصی گوناگون معرفی کنید که شاید محصول‌تان کاربردی برای بسیاری از آنها نداشته باشد.

بودجه مشخصی تعیین کنید و به آن پایبند باشید

گاهی اوقات استفاده از توان تبلیغاتی افراد تأثیرگذار ممکن است برایتان هزینه هنگفتی به‌بار بیاورد. پیش از این که به سمت این روش بروید باید بدانید معمولا افراد تأثیرگذار مطرح در زمینه‌های گوناگون نرخ بالایی برای تبلیغات محصولات دارند. ممکن است بسته به نوع محصول و انتخاب درستی که در مورد شخصیت تأثیرگذار انجام می‌دهید، این هزینه موجب بازگشت سرمایه زیادی برایتان شود؛ اما در هر صورت بهتر است از قبل هزینه مشخصی را برای این موضوع کنار بگذارید تا طی همکاری نگرانی و اضطراب کمتری بابت مخارج تبلیغ‌تان داشته باشید و سعی کنید به همان مواردی که در ابتدا توافق کرده‌اید پایبند بمانید تا با اضافه کردن موارد متعدد جدید در طول کار، هزینه‌هایتان در نهایت سرسام‌آور نشود. با تمام این اوصاف اگر احساس می‌کنید که در حال حاضر قدرت مانور زیادی برای پرداخت هزینه تبلیغات را ندارید، شاید بهتر است از این روش برای معرفی محصولتان بدون مشورت با افراد باتجربه استفاده نکنید، زیرا ممکن است با پیش آمدن موارد ناخواسته کنترل اوضاع مالی از دست‌تان خارج شود.


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
پنجشنبه 21 شهریور 1398  11:05 ب.ظ

درست به مانند هر اقدامی، نخستین فعالیت در زمینه کارآفرینی همواره با سختی و استرس بالایی همراه است. همین امر نیز ریسک کار را به شدت افزایش می دهد.

 به همین خاطر استفاده از تجربیات سایرین، اقدامی کاملا هوشمندانه خواهد بود. درواقع من در نخستین سال فعالیت خود، با مشکلاتی جدی مواجه بودم، با این حال با استفاده از راهکارهایی موفق شدم تا عملکردی درخشان را داشته باشم. درواقع در همان سال برند خود با نام DoNotPay را به جایگاهی رساندم که هیچ کس عملا شانسی را برای آن قائل نبود.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از فرصت امروز، درواقع تصور عموم مردم این است که مدیران تازه کار عملا نمی توانند عملکرد خیلی خوبی را در همان سال اول فعالیت خود داشته باشند، با این حال هیچ دلیل منطقی ای برای این امر وجود نداشته و هر فردی می تواند در نخستین سال فعالیت خود نیز عملکرد فراتر از انتظاری را داشته باشد، با این حال عدم آگاهی از روش ها و اقداماتی که باید انجام گیرد، خود بزرگترین مانع موجود محسوب می شود. همین امر نیز به انگیزه نوشتن این مقاله تبدیل شده و در آن تلاش کردم تا چکیده ای از بهترین تجربیات و راهکارهای خودم را در قالب توصیه هایی درآورم که در ادامه به معرفی پنج مورد منتخب آنها خواهم پرداخت.

1-همه چیز را مورد آزمایش قرار دهید

مشکل بزرگ تقریبا تمامی کارآفرینان تازه کار این است که در تلاش برای پیاده کردن مواردی هستند که به صورت کاملا تئوری آموزش دیده اند. این امر در حالی است که حتی بهترین قوانین نیز در مناطق مختلف، به شکل های گوناگونی به اجرا گذاشته می شود. به همین خاطر ضروری است تا در تلاش برای مورد آزمایش قرار دادن تمامی دانسته های خود باشید. در این رابطه فراموش نکنید که برخی از موارد حتی ممکن است عملا بی فایده باشد. به همین خاطر نباید از کنار گذاشتن و جایگزین کردن برخی از دانسته های خود، واهمه ای را داشته باشید. فراموش نکنید که هیچ فردی از شما به عنوان فردی تازه کار، انتظار معجزه نداشته و نباید به تصمیمات لحظه ای، در تلاش برای حرفه ای نشان دادن خود باشید. درواقع تنها نتایج شما، معیار ارزشیابی خواهد بود.

به همین خاطر نباید با تفکرات و اقدامات نادرست آن را نابود سازید. فراموش نکنید که از دوستان و اعضای خانواده خود، می توان به عنوان نمونه-های خود استفاده کرد. این امر سرعت انجام آزمایش ها را به شدت افزایش خواهد داد. در نهایت به خاطر داشته باشید که در این رابطه خلاقیت حرف اول را می زند. به همین خاطر نباید تحقیقات و آزمایش ها را اقداماتی بیش از حد هزینه بر تلقی کنید. این اقدام شما باعث خواهد شد تا به تجربه ای دست پیدا کنید که سایرین برای رسیدن به آنها ممکن است چندین سال زمان را نیاز داشته باشند.

2-از اقدامات جدید واهمه ای نداشته باشید

محافظه کار بودن، خصوصیت بسیاری از کارآفرین های تازه کار است. درواقع آنها در تلاش برای حفظ وضع موجود بوده و ریسک تغییرات را نمی پذیرند، با این حال اگر خواهان درخشش در کار خود هستید، لازم است تا شجاعت کافی برای پیاده کردن ایده های جدید را داشته باشید. درواقع اگرچه آزمایش کردن همه چیز مهم است، با این حال اگر قدرت اجرایی کردن نتایج را نداشته باشید، عملا اقدام شما بی نتیجه خواهد بود. به همین خاطر ضروری است تا از همان ابتدا تحمل صدای مخالف خود را داشته باشید.

برای مثال ممکن است با در دست گرفتن شرکتی که برای بیش از 20 سال توسط یک مدیر اداره می شده است تحمل ایده های جدید شما کاملا سخت و با اعتراض هایی همراه باشد، با این حال اگر شجاعت ایستادگی و باور به توانایی های خود را نداشته باشید، بدون شک حضوری کوتاه مدت را تجربه خواهید کرد. فراموش نکنید که هیچ چیز بدتر از شروعی کوتاه مدت نخواهد بود. به همین خاطر ضروری است تا پس از اطمینان از درستی اقدامات خود، با قدرت آنها را به اجرا درآورید، با این حال این امر به معنای خودرآی بودن نیست و لازم است تا مشورت های مفید از افراد دلسوز و حرفه ای را نیز جدی بگیرید. با این وجود هیچ گاه فراموش نکنید که در نهایت شما تصمیم گیرنده خواهید بود. درواقع برای رسیدن به نتایجی جدید، شما به تصمیمات و اقدامات نوآورانه احتیاج خواهید داشت و در بازار به شدت رقابتی حال حاضر، حفظ وضع موجود تنها به از دست رفتن جایگاه فعلی منجر می شود.

3-از اتفاقات تلخ به سرعت گذر کنید

به این جمله باور داشته باشید که هر فردی ممکن است اشتباه کند. درواقع حتی در بهترین حالت ممکن نیز افراد اشتباهاتی را مرتکب خواهند شد. این امر حتی برای بهترین ها نیز صادق است، با این حال برای کاهش تاثیر آنها ضروری است تا به سرعت از کنارشان گذر کنید. برای مثال ممکن است در زمینه تبلیغات، اقدام مدنظر شما با نتایج لازم همراه نبوده باشد. تحت این شرایط اگر سریعا آن را فراموش کرده و با توجه به درس های آن، اقدامی کامل تر را در پیش گیرید بدون شک دیگر شکست به دست آمده برای هیچ کس اهمیتی را نخواهد داشت. این امر بدون شک بهتر از زمانی خواهد بود که شما در تلاش برای جلوگیری از وقوع اشتباهات باشید. در نهایت فراموش نکنید که در هر عرصه ای از کسب وکار، لازم است تا به فناوری های جدید توجه داشته باشید. در این رابطه فراموش نکنید که برندهایی نظیر فیس بوک و اوبر، ایده هایی ساده ای بودند که با استفاده از تکنولوژی روز، موفق به رسیدن به سطح جهانی شده و در بالاترین جایگاه قرار گرفته اند. به همین خاطر عدم توجه به این امر ممکن است حتی بهترین ایده ها و کارآفرین ها را نیز ناکام بگذارد.

4-به کیفیت اطرافیان خود توجه کنید

بدون شک شما از محیط اطراف خود تاثیراتی را پذیرا خواهید بود. به همین خاطر ضروری است تا به دنبال بهترین ها برای خود باشید. با نگاهی به افراد موفق نیز به این نکته پی خواهید برد که آنها با افرادی در طبقه خودشان، رفت و آمد دارند. به همین خاطر اگر خواهان این امر هستید که کارآفرینی نمونه باشید، لازم است تا دوستان خود را نیز از میان آنها انتخاب کنید. این امر به شکل معجزه آسایی بر روی عملکرد شما تاثیرات مثبتی را به همراه خواهد داشت. در نهایت این انتخاب نه تنها مشاوران خوبی را در کنار شما قرار خواهد داد، بلکه زمینه بسیاری از همکاری ها را نیز فراهم خواهد کرد.

5-صرفه جویی را به عادت رفتاری خود تبدیل کنید

بسیاری از کارآفرین ها در تلاش برای بزرگ تر جلوه دادن برند خود هستند. همین امر نیز باعث می شود تا هزینه های آنها روندی سرسام آور را داشته باشد. بدون شک تحت این شرایط تعادل لازم میان درآمد و هزینه های شما شکل نخواهد گرفت و مدیریت بودجه با مشکلاتی جدی رو به رو می شود. با نگاهی به برندهای برتر جهان نیز پی به شروع ساده آنها خواهید برد. درواقع نقطه شروع شما ابدا مهم نبوده و این امر درست اشتباهی است که باعث می شود تا بسیاری از افراد مستعد در زمینه کارآفرینی، عملا در این حوزه فعالیتی را نداشته باشند. در نهایت فراموش نکنید که صرفه جویی به معنای عدم استفاده از منابع مالی نبوده و بیشتر به درست خرج کردن آن اطلاق می-شود. برای مثال به جای آنکه در تلاش برای خرید یک دفتر بزرگ برای شروع کار خود باشید توصیه می شود تا هزینه را صرف ایجاد یک تفاوت میان خود و سایر رقبا، کنید. این امر بدون شک نتایج به مراتب بهتری را به همراه خواهد داشت. درواقع شما باید قدرت نه گفتن به بسیاری از موارد غیرضروری را داشته و کارآفرینی را یک اقدام نیازمند سرمایه کلان تلقی نکنید.


منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   

همیشه اولین تغییرات از درون ذهن افراد آغاز می‌شود. بنابراین هر زمانی که بخواهید در زندگی خود تغییری ایجاد کنید، فارغ از کوچک یا بزرگ‌بودن آن در اولین قدم باید ذهن خود را برای این تغییر آماده کنید.

  یکی از بهترین روش‌ها برای آزاد کردن ذهنتان از شیوه‌های فکری قدیمی، این است که خودتان را در موقعیت‌های مختلف تصور کنید و پیش‌بینی‌های خلاقانه‌ای برای روبه‌رویی با شرایط گوناگون و رسیدن به اهدافی که در نظر دارید در ذهنتان پرورش دهید. اگر احساس می‌کنید برای ایجاد تغییر در خود برای بهبود کیفیت کسب‌وکارتان آمادگی کافی دارید، با ادامه این مطلب و هشت ذهنیتی که در کارآفرینان باید حتما تغییر پیدا کند همراه شوید تا هرچه سریع‌تر ذهنتان را با ایجاد تغییرات لازم برای عبور از پیچ‌وخم‌های مسیر کارآفرینی و دستیابی به قله‌های موفقیت آماده کنید. برگرفته از: Entrepreneur

1ـ با قصد و هدف مشخص پیش روید

در بیشتر مواقع افراد بدون تفکر و تدبر کافی، رشته تحصیلی خود را انتخاب می‌کنند. زمانی که به سن کار کردن برسند، سر کاری که به صورت اتفاقی ممکن است پیدا کنند، می‌روند و معمولا توجهی به توانمندی‌ها یا آرزوهایی ندارند که دوست دارند در زندگی به آن دست یابند .

اگر می‌خواهید به بهترین شکل از عمرتان بهره ببرید باید برای زندگی قصد و هدف داشته باشید و تلاش و انگیزه‌تان در طول مسیر پایداری داشته باشد. برای این کار باید پیش از هرچیز خود را باور داشته باشید که می‌توانید در زندگی‌تان به بهترین‌ها دست پیدا کنید. هر زمان که می‌خواهید کاری انجام دهید از خودتان بپرسید آیا انجام این کار به ساختن رویاهایم در مورد کسب‌وکارم کمکی خواهد کرد؟

زمانی که بتوانید این تغییر دیدگاه را در ذهن‌تان ایجاد کنید قدرت بیشتری برای دور شدن از کارهای بی‌دلیل و بی‌هدفی به دست می آورید که فقط زمان، انرژی و سرمایه‌تان را هدر می‌دهد . تمرکز خود را به مواردی که برای رسیدن به هدف‌های اصلی در زندگی‌تان نیاز دارید، معطوف و زندگی هدفمند و موفقی را تجربه کنید.

2ـ قدرت‌تان را بشناسید

هر فردی دارای مجموعه‌ای از نقاط قوت و توانایی است که هویتش را شکل می‌دهند. همین توانایی‌هاست که هنگام رویارویی با مشکلات کمک می‌کنند تا آنها را از سر بگذرانید، اما متاسفانه بیشتر  افراد به‌خوبی قدرت‌ها یا همان نقاط قوت‌شان را نمی‌شناسند یا نمی‌دانند چطور از این توانایی‌ها در جهت رسیدن به خواسته‌هایشان بهترین بهره را ببرند. مهم‌ترین علت این است که در بیشتر موارد نمی‌توانیم خود را افرادی توانمند، فعال، با‌پشتکار و مؤثر ببینیم. معمولا در اشتباهات و خطاهای زندگی متوقف می‌شویم و همین موضوع موجب می‌شود توانایی‌هایمان را دست‌کم بگیریم و قدرت‌مان را از دست بدهیم. سعی کنید زمان مشخصی را به خلوت با خود و شناسایی توانایی‌هایتان و کنار گذاشتن باورهای محدود‌کننده اختصاص دهید. قدرت خود را با شناسایی نقاط قوت و توانمندی‌های درونی‌تان تقویت کنید. چه چیزی به شما هیجان می‌دهد یا برای چه کارهایی اشتیاق زیادی دارید. سراغ چنین کارهایی بروید و به انگیزه‌های کاری‌تان پر و بال بدهید.

3ـ کیفیت را به کمیت ارجح بدانید

همیشه برای هر کاری بیشتر از آن که نگران کمیت باشید به کیفیت کاری که انجام می‌دهید، توجه کنید. با چنین دیدگاهی همیشه در کارهایتان موفق‌تر عمل خواهید کرد. این تغییر چارچوب ذهنی موجب می‌شود از همه منابع خود آگاهانه استفاده کرده و از هدر رفتن زمان، سرمایه و انرژی فکری و جسمی خود جلوگیری کنید. زمانی که کیفیت کار برایتان اهمیت داشته باشد، عمیق‌تر فعالیت و تلاش می‌کنید تا هدف خود را به صورت کامل به نتیجه برسانید و در نهایت به نتیجه بهتری در کسب‌وکارتان دست پیدا کنید. به‌عنوان مثال زمانی که می‌خواهید نیروی کاری جدیدی برای مجموعه خود استخدام کنید، بیش از مدرک و مقالات آن فرد کارایی‌اش و میزان همخوانی او را با بقیه مجموعه بررسی کنید.

همچنین برای انتخاب طرح‌های کاری نیز بیشتر سراغ مواردی خواهید رفت که در آنها مهارت و تجربه بیشتری دارید و می‌دانید که می‌توانید به بهترین شکل از پس‌شان بربیایید. در این حالت دیگر نیاز نیست همه کارها را به دیگران بسپارید و اصلا از روند کار سر درنیاورید، بلکه خودتان نیز به شکلی اثربخش در پروژه همکاری خواهید داشت و آن را به بهترین شکل ممکن هدایت خواهید کرد و پس از مدتی به یکی از نام‌های مطرح در حوزه کاری‌تان تبدیل خواهید شد.

4ـ از خودمحوری دست بردارید

کمک به دیگران را به حساب لطف و خوبی خود نگذارید. زمانی که به دیگران کمک کنید، مطمئن باشید که دیگران نیز هنگام نیاز با اشتیاق به کمکتان خواهند شتافت. از سوی دیگر هدایت دیگران و کمک به ارتقای دانش اطرفیان علاوه بر ایجاد رشد فردی، حس خوبی نیز در شما ایجاد خواهد کرد. برای ارزش‌دادن به دیگران در قدم اول باید تلاش کنید تا خودمحور نباشید. تلاش کنید تا دیگران را واقعا دوست داشته باشید و در برخورد با آنها صادقانه رفتار کنید و قابل اعتماد باشید. یادتان باشد که کسب‌وکارتان فقط براساس عملکرد شما پیش نمی‌رود. درگیر نوع رفتار دیگران با خودتان نباشید و همه مسائل را شخصی نکنید. این نوع نگاه موجب می‌شود واکنش‌های ناپخته‌ای در برابر عملکرد دیگران از خود بروز ندهید.

هیچ‌چیز به اندازه این که معنای واقعی خود را جای دیگران بگذارید و از سمت آنها دنیا را ببینید، نمی‌تواند ذهنتان را گسترش دهد. زمانی که برای دیگران ارزش قائل باشید، بیشتر از نیازهای آنها مطلع می‌شوید و می‌توانید برای فراهم کردن محیط کار دلپذیرتری برای همه تلاش کنید.

5 ـ برای خود ارزش قائل باشید

هیچ کاری به اندازه‌ ذهنیت منفی در مورد خودتان نمی‌تواند شما را به سرعت از رسیدن به موفقیت دور کند. دیگران شما را از پنجره‌ای که برای معرفی خودتان به‌رویشان می‌گشایید، می‌بینند. انرژی، اعتماد به نفس و روش رفتاری و طرز فکری که از خودتان ارائه می‌کنید، نشان‌دهنده شخصیت قوی، با‌پشتکار و خوشبین‌تان خواهد بود. به همین جهت هیچ‌وقت خودتان و توانایی‌هایتان را دست‌کم نگیرید. تحصیلات، اعتبار و تجربه کاری اگرچه بسیار مهم و تأثیرگذار است، اما به تنهایی تعیین‌کننده ارزش درونی شما نخواهند بود. توانایی شما در نشان دادن جهان‌بینی و دیدگاه‌هایتان در مورد مسائل گوناگون است که نشانه شخصیت و ارزش وجودی شما خواهد بود.

ارتباطات روزمره یکی از فرصت‌هایی است که به دیگران نشان دهید چه آورده‌های جدیدی دارید و چه مواردی توانسته شما را از دیگران متمایز کند. برای تمام توانمندی‌ها و قدرتی که در جنبه‌های مختلف دارید شکرگزار باشید و از آنها بیشترین بهره را ببرید. نقاط قوت‌تان را شناسایی و از آنها به بهترین شکل برای رسیدن به اهداف‌تان استفاده کنید.

6ـ بزرگ فکر کنید و بزرگ عمل کنید

موفقیت‌های بزرگ زمانی به دست می‌آید که خود را باور و برای به دست آوردن خواسته‌هایتان تلاش کنید، اما مانند سایر موارد زندگی، هدف‌ها نیز درجه‌بندی دارند. ممکن است اهداف بزرگی داشته باشید اما بترسید از این که تمام توان خود را برای به دست آوردنش بگذارید. یا در جهت درستی حرکت کنید، اما بیش از اندازه محافظه‌کار باشید. اگر در چنین شرایطی قرار داشته باشید هر چقدر هم که هدف‌گذاری‌های درستی داشته باشید، هیچ وقت حس موفقیتی که با کمی کم‌ترس بودن می‌توانید تجربه کنید را تجربه نخواهید کرد.

برای این کار در قدم اول تلاش کنید تا دیدگاه‌تان را برای انجام کارها به شیوه‌های رایج تغییر دهید. برای انجام هر کاری از خودتان بپرسید که چگونه می‌توانید بزرگ‌تر عمل کنید. چطور می‌توانید چارچوب‌ها را تغییر دهید و فراتر روید؟ مرحله بعدی که می‌خواهید به آن دست پیدا کنید چیست؟ این چیزی است که باید برای رسیدن به آن تلاش کنید. اجازه ندهید طرز فکرهای قدیمی، ترس‌ها و باورهای کهنه شما را از پیشروی باز دارد. به ذهن‌تان برای بزرگ فکر کردن پر و بال دهید.

7ـ شکست، ضرورتی برای رسیدن به موفقیت است

بدون شک شکست یکی از اجزای جدایی‌ناپذیر برای دستیابی به موفقیت‌های بزرگ است، اما این مورد نیز کاملا به نوع نگاه‌تان به رویدادها بستگی خواهد داشت. به جای این که به شکست‌ها به چشم اشتباهات شخصی نگاه کنید که نباید هیچ وقت رخ می‌داده، بپذیرید که شکست موضوعی شخصی نیست و فقط شما در آن دخیل نبوده‌اید. روش کاری شما با شکست مواجه شده و اشتباهاتی در طول مسیر کاری‌تان رخ داده، اما این به معنی این نیست که شما شکست خورده اید. اجازه ندهید که این سرزنش‌های ذهنی و افسوس‌ها چشم شما را روی درس‌هایی که باید از اتفاقات بیاموزید، ببندد. اشکالاتی که موجب بروز خطا شده‌اند را بررسی کنید. سعی کنید متوجه شوید کجای مسیر را اشتباه رفته اید؟ به خودتان اجازه دهید تا مشکل ایجاد‌شده را  عیب‌یابی و راهی برای رفع آن پیدا کنید. از چه مسیری می‌توانید به نتایج متفاوتی دست پیدا کنید؟ بیاموزید چطور اشتباهات پیشین را تکرار نکنید. مهم‌تر از همه بیاموزید چطور از شکست‌ها عبور کنید و متوقف نشوید.

8ـ روی چرایی کسب‌وکارتان تمرکز کنید

زمانی را به فکر و پرسیدن این سوال از خود که «چرا کاری که انجام‌می‌دهم را انجام می‌دهم؟» اختصاص دهید. پیدا کردن چرایی کاری که انجام می‌دهیم آگاهی شما را نسبت به اهداف و قصد‌تان از کسب‌وکارتان را روشن می کند و انگیزه‌های درونی‌تان  را برای ادامه مسیر افزایش می‌دهد.« چراجویی»، کلید درک چگونگی رسیدن به خواسته‌هایی است که واقعا در زندگی دنبال می‌کنید. چرا روی برخی موارد متمرکز می‌شوید؟ در پایان روز آیا احساس رضایت از کارهایی دارید که انجام داده‌اید؟ آیا عملکرد و اولویت‌های شما به دستیابی به اهدافی که در نظر دارید خواهد انجامید؟ اگر پاسخ منفی است پس چرایی درستی برای کاری که انجام می‌دهید ندارید.

هر زمان که احساس می‌کنید در انبوه کارها مسیر را گم کرده‌اید و نمی‌دانید در قدم بعدی کسب‌وکارتان باید چه کنید، بار دیگر از خودتان در مورد چرایی کاری که انجام می‌دهید سوال کنید. این چراجویی مانند قطب‌نمای درون همواره جهت درست ادامه مسیر را به شما نشان خواهد داد.


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
پنجشنبه 21 شهریور 1398  10:55 ب.ظ

نیم‌وجبی‌های میلیاردر استارتاپی

داستان ایده های ساده نوجوانان کم سن و سالی که بعد از مدتی کوتاه سرمایه های میلیون دلاری جذب کرده و در جهان مشهور شده اند.

 دیگر عوض شده است؛ اگر سال‌ها قبل برای راه‌انداختن یک تجارت جدید نیاز به سرمایه‌ای هنگفت بود حالا نوجوانانی در دنیا هستند که همزمان با درس‌خواندن در مدرسه، ایده‌ها و نوآوری‌هایی داشته‌اند که تبدیل به یک کسب و کار نوپای مهم شده است. آنها ایده‌هایشان ساده است و عموما هدفشان به جای درآمدزایی، کمک‌کردن به دیگران است. با وجود این، بعد از مدت نه‌چندان زیادی توانسته‌اند سرمایه‌های قابل توجهی جذب کنند؛‌ سرمایه‌ای که در برخی موارد تا چند میلیون دلار هم رسیده است. بچه‌ها عمدتا زیر18سال دارند؛ سنی که خیلی‌ها آن را زمان بی‌تجربگی می‌دانند و حتی اجازه کارآموزی یا کار داوطلبانه را به افرادی با این سن و سال نمی‌دهند. فرهنگ استارتاپی اما این فضا را به نفع ایده‌های برتر تغییر داده است؛ فارغ از اینکه این ایده را یک نوجوان 18ساله ارائه داده باشد یا مرد جا افتاده 50ساله. مجله

 Entrepreneur مجموعه‌ای از چند استارتاپ موفق را معرفی کرده‌ که گردانندگان اصلی آنها نوجوان‌هایی هستند که بعضی‌هایشان حتی وارد دبیرستان هم نشده‌اند!

«کوری» و کارخانه کلوچه‌پزی 

کوری نیو؛ 15ساله

6سالش بود که به فکرش رسید، پول‌هایش را جمع کند و برای مادرش یک خودروی شخصی بخرد چون به قول خودش، هم می‌خواست به او کمک کند، هم اینکه خودش از اتوبوس‌سواری خسته شده بود. کوری نیو اما پولش به اندازه خرید ماشین قد نمی‌داد و باید هرچه سریع‌تر یک

کسب و کار راه می‌انداخت. نخستین تجربه‌اش فروش قهوه فوری شرکت «سوییس میس» بود که هر فنجانش را یک دلار می‌فروخت. بعدتر اما به فکرش رسید که بهتر است یک ایده پربازده‌تر پیدا کند. بعد از همفکری با مادر، ایده فروش کلوچه به ذهنش رسید. هرچه دستور پخت کلوچه و شیرینی دم دستش بود را امتحان می‌کرد تا به یک فرمول خودخواسته و جدید برسد. هربار هم غیر از خودش و مادرش، چند نمونه به اطرافیان می‌داد تا بچشند و نظر بدهند. خودش می‌گوید: «نمونه‌ای که هم از نظر خودمان خوب از آب در آمده بود و همسایه‌ها پسندیدند، نامزد نهایی بود. همان را به بازار عرضه کردیم و حسابی همه تحویلش گرفتند. در نتیجه فکر کردیم اگر همین را به بازار بدهیم، پول پارو می‌کنیم». مرحله بعد، پیداکردن یک نام و شعار تجاری بود. شعارش این شد: «زندگی کوتاه‌تر از آن است که کلوچه شکلاتی نخورید!». همین باعث جلب توجه زیادی شد. کوری و مادرش به برنامه‌های تلویزیونی رفتند، در آمریکا، جایی که برند کلوچه‌هایش ثبت شده بودند شناخته شد و سرمایه‌گذار جذب کرد. بعد از شرکت در این برنامه‌ها خیلی معروف شد و به‌طور ناگهانی سفارش زیادی گرفت. کوری نیو می‌گوید: «چندین برابر روزهای قبل سفارش گرفتیم و مدت خیلی کمی برای تحویل‌شان داشتیم. مامان گفت بهتر است از بقیه کمک بگیریم. خیلی زود چند نفر را استخدام کردیم تا برای پخت کلوچه و ارسال‌شان به کشور کمک‌مان کنند. این آغاز برنامه برند ما در سال 2015 بود که تحت برند «کلوچه‌های جناب کوری» فعالیت جدی‌اش را شروع کرد.» هرچند این استارتاپ تا حالا خوب پیش رفته و جز کلوچه شکلاتی 13مزه دیگر هم ارائه داده و در کل قاره آمریکا مشتری دارد، کوری می‌گوید، شاید تا مدتی دیگر برنامه‌اش را موقتا معلق کند؛ «شاید بعد از دبیرستان و وقتی بزرگ‌تر شدم، مدتی برند را تعلیق کنم تا به دانشگاه و زندگی‌ام برسم. بعدتر می‌شود دوباره همین کسب و کار را راه‌اندازی کرد، غصه ندارد!».

جوراب‌‌هایی برای برآورده‌شدن آرزوی بچه‌ها

برندن مارتینز؛ 13ساله / سباستین مارتینز؛ 11ساله

5 سال پیش بود که این دو برادر به فکرشان رسید، با یک روش خاص به بچه‌های همسن‌وسال خودشان کمک کنند؛‌ طوری که جز بچه‌های محله یا شهر، فایده‌اش به همه بچه‌های جهان برسد. سباستین می‌گوید: «ما کلی با هم جر و بحث می‌کنیم. سر این ایده هم کلی با برندن جر و بحث کردیم. دست آخر قرار شد جوراب‌فروشی را امتحان کنیم. به‌نظر ایده بدی نمی‌آمد و اینطور که بعدا معلوم شد، خیلی‌ها از دیدن محصول ما ذوق کرده‌ بودند». ‌ ایده برندن و سباستین مارتینز کمک به سازمان‌های خیریه از طریق فروش جوراب بچگانه است. شاید عجیب برسد اما همین ایده ساده چند وقت پیش حدود یک میلیون دلار پول در آورد. ناب‌بودن ایده جوراب‌فروشی خیریه خیلی از سازمان‌ها را به سمت آن جذب کرد اما اینطور که سباستین و برندن می‌گویند، نگاه همه آدم‌ها هم از سر خیرخواهی نیست؛ «کمی که از کارمان گذشت، دیدیم بعضی‌ها به برنامه خیرخواهانه‌ای که ارائه می‌کنند، ‌عمل نمی‌کنند. پول را که می‌گیرند، ‌غیب‌شان می‌زند یا در بهترین حالت، به کاری که قولش را داده‌اند عمل نمی‌کنند. با مشاورهایمان صحبت کردیم و یک راه‌حل خیلی خوب ارائه کردند؛ قرارداد! حالا فقط به قول زبانی آدم‌ها اکتفا نمی‌کنیم. هرکس می‌خواهد با ما کار کند، باید قرارداد ببندد.»

وقتی بچه‌ها فروشنده مـی‌شوند

جک بونو؛ 13ساله

ماجرا از 5سال پیش و زمانی شروع شد که جک یک آرزوی نسبتا کوچک اما دست‌نیافتنی داشت: خرید یک بسته کامل اسباب‌بازی لگو، نسخه جنگ ستارگان. این اسباب‌بازی 400دلار قیمت خورده بود که بسیار بیشتر از کل پس‌انداز جک بود. اما پسرک بدجور دلش می‌خواست صاحبش شود. به فکرش رسید کنار خانه‌شان در کلرادو یک غرفه کوچک دایر کند و محصولات باغ‌شان را بفروشد. این شغل نیمه‌وقت خیلی بیشتر از آنچه فکرش را می‌کرد، جواب داد؛ «به راحتی 900دلار سود کردم و کلی پول اضافه آوردم. به فکرم رسید که ایستادن پشت غرفه‌ و فروختن جنس - از محصولات کشاورزی تا هر محصول خانگی دیگر- یک راه مفید و سریع برای کسب درآمد است. اما انگار هم‌سن و سال‌هایم درباره‌اش چیزی نمی‌دانند یا دست‌کم جرأت و امکانات انجامش را ندارند. ترجیح دادم در ازای یاددادن این روش به بچه‌ها پول در بیاورم.»‌ باب، پدر جک به او کمک کرد که یکسری غرفه پیش‌ساخته تهیه کند. خودش هم با دوستانش صحبت کرد که اگر مایل باشند، می‌توانند محصولاتشان را از این طریق بفروشند؛ «کارمان خیلی زود گرفت. هرکدام از بچه‌ها چیزی می‌آورد و برای فروش عرضه می‌کرد. ما هم به ازای هر نیم‌ساعت 15دلار ازآنها می‌گرفتیم. این‌طوری فقط کسانی وارد سیستم می‌شدند که انگیزه و برنامه‌ای برای فروش داشته باشند و جنسشان هم به اندازه کافی مشتری‌پسند باشد.»‌ او حالا نقشه‌های تازه‌ای هم دارد که قرار است آنها را در قالب اپلیکیشن‌های کاریابی فعال کند. این ایده را خودش و پدرش با هم ارائه داده‌اند و قرار است به‌زودی نیز اجرایش کنند؛ «بابا می‌گفت در دهه 1980(1360) که بچه بود، معمولا هم‌سن و سال‌هایش از بچه‌داری و نگهداری خانه پول در می‌آوردند. اما این کارها را امروز به بزرگ‌ترها می‌سپارند و جای ما حسابی تنگ شده. من می‌خواهم به بچه‌هایی که دنبال کار در اوقات فراغت‌شان هستند، کمک کنم تا کار پیدا کنند.»‌ ایده او ساخت یک اپ است که کارهای ساده‌ای مثل رساندن خوراکی و پیتزا به خانه  و نصب برنامه‌های موبایل یا راه‌انداختن یک اپ برای همسایه‌های سالمند و... را انجام بدهد. او می‌گوید: «البته حواسم هست که این شغل باید جایی در همسایگی محل زندگی بچه‌ها باشد که رفت‌وآمد برایشان سخت و پرهزینه نشود. معیار من برای سنجش فاصله مسافتی است که بشود بدون خستگی با اسکوتر یا دوچرخه طی کرد. بچه‌ها می‌توانند با این سیستم همدیگر را بشناسند و به‌کار همدیگر هم امتیاز بدهند. همینطور اگر کسی حین کار مشکلی برایش پیش آمد یا سؤالی داشت، می‌تواند از بقیه بپرسد. این‌طوری همه هوای همدیگر را داریم».

بچه‌ها حلال مشکلات شهر

کنان پالا؛ 15ساله

عاشق کمک‌کردن است و دست دیگران را گرفتن. «کنان» از وقتی بچه بود دوست داشت مرتب به پدر و مادرش در کارهای خانه کمک کند، به جای آنها به خرید برود و حتی هوای همسایه‌هایش را هم داشته باشد. کمی که بزرگ‌تر شد، دلش می‌خواست به آدم‌های شهر و محله‌اش بیشتر کمک کند. مشکل اینجا بود که برای اینکه بتواند عضو چنین گروه‌های داوطلبی بشود، باید سنش به بالای 18سال می‌رسید. کنان پالا می‌گوید: «کمی که گذشت فهمیدم خیلی‌های دیگر هم مشکل من را دارند؛ اینکه می‌خواهند مشکلات شهرشان را حل کنند، وقت اضافه و توان انجام این کار را هم دارند اما کسی تحویل‌شان نمی‌گیرد، چون بچه هستند، چون سن‌شان زیر 18سال است و از نظر قانونی امکان پذیرفته‌شدن‌شان در بیشتر این پلتفرم‌ها وجود ندارد. من بندهای مختلف قانون را بررسی کردم و به‌نظرم رسید جلوگیری از عضویت در این گروه‌ها، صرفا به‌خاطر راحت‌تر بودن سروکله‌زدن با آدم‌بزرگ‌هاست، نه چیز دیگری. به همین‌خاطر تصمیم گرفتم یک سیستم داوطلبی مخصوص بچه‌ها راه بیندازم». ‌او از 2 سال پیش و زمانی که 13 ساله بود، سازمان داوطلبی و غیرانتفاعی kids4Community را راه‌اندازی کرد؛ سامانه‌ای که فقط نیروهای داوطلب زیر 18سال را پذیرش می‌کند. کار این سازمان، قرارداد بستن با سازمان‌ها یا افرادی است که ایده مهمی برای بهبود وضعیت شهر دارند؛ ایده‌ای که نیروهای داوطلب می‌توانند آن را انجام بدهند. در نهایت، بعد از اینکه نقشه انجام پروژه ریخته شد، خود بچه‌ها از جمع‌آوری بودجه تا اجرای برنامه را برعهده می‌گیرند. شاید عجیب به‌نظر برسد اما طی2 سال، این ایده غیرانتفاعی توانسته حدود یک میلیون دلار پول جمع کند. مشکلات بی‌خانمان‌های بخشی از سن‌دیه‌گوی آمریکا، پخش غذای گرم بین افراد نیازمند و سرویس‌های رفت‌وآمد رایگان برای سالمندان و نیازمندان را نیز فراهم کرده است. کنان پالا می‌گوید: «برنامه‌ام این است که وقتی دبیرستان را تمام می‌کنم، برادرم را در کارم شریک کنم. او حالا خیلی کوچک است اما تا آن زمان و وقتی بزرگ‌تر بشود، می‌تواند بخشی از مشکلات شهر را حل کند. با این حساب، وقتی به دانشگاه بروم، او هم از مهم‌ترین مهره‌های سازمان غیرانتفاعی بچه‌ها خواهد شد.»

روبات‌سازیبا زباله‌ها

روهیت سوینیواسان؛ 19ساله

سیدارث سوینیواسان؛ 17ساله

روهیت و سیدارث سرینیواسان 2برادر خوره‌ کامپیوتر، روبات و همه‌‌چیزهای بامزه دنیای فناوری بودند. یکی از مهم‌ترین دغدغه‌ها و البته راه‌های درآمدشان هم سفر به هندوستان، سرزمین آبا و اجدادی‌شان بود تا بتوانند بچه‌های هندی را با دانش روباتیک آشنا کنند.

این بچه‌ها جز آشناشدن با ساخت روبات‌های نسبتا ساده و مقدماتی برای برنامه مهم جام روبات‌ها نیز خودشان را آماده می‌کردند؛‌ رقابتی که از جنبه علم و فناوری نیز در جهان بسیار شناخته شده و مهم است. اما یک چالش مهم، بچه‌های هندی را از اینکه بتوانند تمام و کمال در این برنامه مهم حاضر شوند، باز می‌داشت؛ آن هم کمبود امکانات اولیه ساخت روبات و البته گران‌بودن‌شان بود. 

سیدارث در این‌باره می‌گوید: «به فکرمان رسید که این مشکل را با یک ایده استارتاپی ساده حل کنیم. یک پکیج روباتیک بسیار ساده و ارزان تهیه کردیم که کاربر می‌توانست با ساده‌ترین چیزها روباتش را بسازد. اسم این سیستم را TrashBot گذاشتیم که به‌معنای روبات‌ زباله‌ای است چون سعی کرده‌ایم در ساخت این پکیج کمک آموزشی از وسایل دورریختنی، ساده و بسیار ارزان استفاده کنیم. 

حسگرها، باتری، ‌اتصالات و... تا جایی که امکان داشت، ‌با وسایل ارزان‌تری جابه‌جا شدند. از بطری پلاستیکی، چوب یا حتی زباله به‌عنوان بدنه استفاده کردیم. چوب بستنی، نقش عایق را برایمان ایفا کرد و گیره کاغذ هم، بعضی بخش‌های مختلف را با مواد دیگری جایگزین کردیم. در نهایت قیمت یک کیت کامل ساخت روبات پیشرفته با ملزومات و دستور ساخت آن به حدود 100دلار در هر بسته می‌رسد که بهایی کاملا اقتصادی است». هدف اولیه آنها کمک به دانش‌آموزان هندی و ساده‌تر کردن شیوه آموزش خودشان بود اما حالا مشتریان جدیدی از تمام دنیا دارند و سرمایه‌گذارانی نیز برای همکاری با آنها در انتظار هستند. سیدارث می‌گوید:« ایده‌های دیگری مثل ساخت کولرهای همراه با استفاده از بدنه بطری نوشابه هم اجرا کرده‌ایم تا بچه‌ها بتوانند تأثیر روباتیک را در زندگی روزمره‌شان احساس کنند. گاهی می‌شنویم که با همین ایده، دستگاه‌های خنک‌کننده کوچکی ساخته می‌شود و با فروش آنها درآمد کسب می‌کنند».


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

امروزه تمام شرکت ها در هر حوزه کسب و کاری نیازمند راه اندازی سایت رسمی هستند. این امر بسیار رایج است، بنابراین مشاهده یک برند بدون سایت رسمی یا سایتی بدون به روز رسانی مداوم غیرحرفه ای خواهد بود.

 بدون تردید در زمینه راه اندازی سایت نیز مانند هر فعالیت دیگری در حوزه کسب و کار تردیدهای زیادی وجود دارد. به همین دلیل من در مقاله فعلی به بررسی ضرورت داشتن سایتی فعال برای برندها پرداخته ام. به این منظور نکات ذیل را مورد بررسی قرار دهید.

4 دلیل برای سرمایه گذاری بر روی سایت رسمی کسب و کارمان

سایت های تخصصی حوزه کسب و کار و بازاریابی مطالب بسیار زیادی در مورد ضرورت راه اندازی سایت معتبر دارند، با این حال من در اینجا به بررسی چهار مورد از مهم ترین نکات در زمینه کاربرد سایت رسمی در فعالیت شرکت ها خواهم پرداخت.

1. افزایش اعتبار شرکت مان

داشتن یک سایت رسمی شرکت ما را نزد مشتریان بالقوه معتبرتر جلوه خواهد داد. امروزه بسیاری از شرکت ها در زمینه تولید محصولات دارای راهنمای استفاده نسبتا پیچیده فعالیت دارند. به همین دلیل راه اندازی یک سایت رسمی برای بیان نکات جانبی در این زمینه بسیار مفید خواهد بود. به این ترتیب مشتریان سایت شما را به چشم محلی مورد اعتماد برای کسب اطلاعات مفید پیرامون خریدشان تلقی می کنند. افزایش اعتماد مشتریان به سایت رسمی برندمان در طولانی مدت به معنای افزایش خریدشان از ما خواهد بود. به این ترتیب میزان فروش و سود ما نیز در بلندمدت افزایش چشمگیری خواهد داشت.

2. ارائه نکات آموزشی و ترغیب مشتریان

امروزه اغلب برندها علاوه بر سایت رسمی دارای وبلاگ جانبی نیز هستند. در وبلاگ اغلب مطالب نسبتا کوتاه و مختصر پیرامون موضوعات مرتبط با محصولات برندها منتشر می شود. به طور کلی تولید محتوا در سایت برندمان باید حول دو محور اصلی باشد: نخست ارائه نکات آموزشی در زمینه های مرتبط با برند ما و دوم ترغیب مشتریان به خرید و استفاده از محصولات مان. متاسفانه شمار قابل توجهی از برندها نسبت به این مزیت راه اندازی سایت رسمی بی توجه هستند. به همین خاطر نیز در عمل مشکلات زیادی را در فرآیند بازاریابی و فروش تجربه می کنند. نکته جالب تولید محتوای آموزشی و ترغیب مشتریان افزایش وفاداری آنها به برندمان است. بالطبع این امر موجب افزایش فروش ما خواهد شد.

3. جذب ترافیک سایت بیشتر

به گزارش سایت Thrive Global، جذب ترافیک بیشتر به سایت رسمی یکی از نیازهای اصلی برندها محسوب می شود. این امر به معنای توانایی دستیابی به مشتریان تازه خواهد بود. نکته مهم امکان دستیابی به مشتریان بالقوه بیشتر در صورت استفاده درست از کلیدواژه هاست. استفاده مناسب از کلیدواژه ها باعث ارتقای جایگاه سایت برندمان در جست وجوهای گوگل و سایر موتورهای جست وجوگر می شود. مهم ترین بخش های یک مقاله برای استفاده از کلیدواژه ها تیتر اصلی و سطر نخست مقاله است. به این ترتیب به هنگام جست وجوی مطالب مرتبط با کسب و کارمان از سوی کاربران شانس مشاهده سایت ما افزایش خواهد یافت. امروزه اغلب مشتریان به جای تبلیغات به جست وجوی شخصی درباره محصولات مورد نیازشان توجه دارند. اینترنت نیز همیشه انتخاب نخست افراد در این زمینه خواهد بود. به همین خاطر نیز شرکت ما باید همیشه مقالات مفید با استفاده از کلیدواژه های مناسب برای مخاطب هدفش تولید کند.

4. رشد هویت برندمان

هویت برند ما به سادگی از طریق سایت رسمی مان قابل رویت است. همچنین این امر آزمون مناسبی در زمینه سنجش درستی استراتژی برندسازی شرکت مان خواهد بود. متاسفانه امروزه توجه مناسبی به انتخاب استراتژی برندسازی درست از سوی شرکت ها صورت نمی گیرد. به همین خاطر بسیاری از کسب و کارهای کوچک به طور فزاینده ای برندهای شان شبیه یکدیگر است. این امر کار تصمیم گیری را برای مشتریان به شدت دشوار خواهد کرد. وقتی برندها تفاوت چندانی با هم نداشته باشند، تصمیم گیری بدل به امری پیچیده خواهد شد. به علاوه، فعالیت درست در سایت رسمی برندمان امکان پیگیری الگوی بازاریابی مناسب و تاثیرگذار را نیز فراهم خواهد کرد. خوشبختانه امروزه امکان راه اندازی فروشگاه آنلاین برای برندمان نیز وجود دارد. به این ترتیب مشتریان به طور مستقیم خریدشان را از ما انجام خواهند داد. این امر به معنای کسب سود بیشتر خواهد بود. نکته مهم در اینجا داشتن یک سایت مناسب همراه با سیستم فروش کارآمد است.

جمع بندی نهایی

امروزه داشتن سایت رسمی برای کسب و کارمان ضروری است. فرقی ندارد شما وکیل، تولیدکننده کفش یا یک شرکت لوله کشی باشید، به هر حال باید صفحه ای اینترنتی برای دسترسی مشتریان مان به اطلاعات موردنیاز پیرامون خود راه اندازی کنید. این امر موجب سهولت یادگیری مشتریان درباره شما و ماهیت فعالیت تان خواهد شد. امروزه مشتریان بیش از هر زمان دیگری علاقه مند به یادگیری درباره خریدهای شان هستند. به این ترتیب کمتر مشتری بدون بررسی محصولات مختلف برندها اقدام به خرید می کند. همچنین در مورد محصولات دارای تکنولوژی های نوین آموزش نحوه استفاده به مشتریان نیز ضروری خواهد بود. همه این فرآیندها از طریق راه اندازی سایت رسمی برای برندمان قابل پیگیری است.

در نهایت، توجه به هماهنگی فعالیت سایت رسمی برند با اهداف شرکت مان ضروری است. با انجام درست این کار و توجه به توصیه های این مقاله نتیجه کار شما را غافلگیر خواهد کرد. همچنین میزان شهرت و اعتبار برندمان نیز تا حد زیادی افزایش خواهد یافت.

امروزه داشتن یک سایت حرفه ای برای برندمان ضرورتی اجتناب ناپذیر به منظور باقی ماندن در رقابت کسب و کار است. به این ترتیب باید هرچه زودتر نسبت به راه اندازی سایت رسمی برندمان و به روز رسانی اش اقدام کنیم.

منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   

مشتریان ما هیچ گاه تا این اندازه دست برتر را نداشته اند. امروزه انتخاب های بسیار زیادی پیش روی مشتریان قرار دارد.

 از یکسو وجود گزینه های بسیار امکان سردرگرمی مشتریان و ناتوانی در زمینه انتخاب یک برند برای خرید را به همراه می آورد. ترجیح اغلب مشتریان، یک برند آشنا با سلیقه شان است. به این ترتیب برند موردنظر با طراحی کمپین های بازاریابی اختصاصی برای آنها امکان فروش محصولات بیشتر را خواهد داشت. این امر به معنای افزایش وفاداری مشتریان به برند و کاهش نگرانی ها و اتلاف وقت مشتریان برای یافتن محصول موردنیازشان است. به این ترتیب مشتریان همیشه به سراغ برند مورد علاقه و قدیمی شان می روند.

به صورت خلاصه، در اینجا مفهوم بازاریابی دقیق مطرح می شود. این امر برای کسب و کارها گونه ای سلاح در راستای تعامل هرچه بیشتر با مشتریان فعلی است. به این ترتیب هزینه های یافتن مشتریان تازه کاهش چشمگیری خواهد یافت. نتیجه امر نیز تبدیل مشتریان معمولی برندمان به مشتریان وفادار و ثابت است.

بازاریابی دقیق چیست؟

به منظور توضیح این تکنیک بازاریابی ابتدا تصویری را تجسم کنید. شما همین چند ساعت پیش از یک سایت فروش آنلاین خرید کرده اید. تا الان نیز از خریدتان راضی هستید. دو روز بعد فروشگاه موردنظر برای شما ایمیل مبنی بر تخفیف مناسب بر روی محصولی که همین چند روز پیش خریدید، ارسال می کند. به عبارت بهتر، محصول مورد نظر همان روز صبح به دست شما رسیده است.

از نظر بسیاری از کارشناس ها چنین رفتارهای نادرستی از سوی برندها دلیل اصلی از دست رفتن مشتریان است. چنین رفتارهایی پیام روشنی مبنی بر شناخت نادرست برندها از مشتریان مخابره می کند. در مورد محتوای بازاریابی و تبلیغاتی نیز شرایط یکسانی حاکم است. بسیاری از برندها به دلیل عدم شناخت مشتریان شان اقدام به تولید محتوای ناهماهنگ با سلیقه آنها می کنند.

هدف اصلی در بازاریابی دقیق معطوف به مشتریان فعلی به منظور افزایش وفاداری شان است. در این الگو به جای استفاده از تبلیغات به سراغ تولید محتوا و کمپین های بازاریابی هماهنگ با سلیقه و نیاز مشتریان فعلی برند می رویم.

تقسیم بندی بازار محور اصلی بازاریابی دقیق است. در این مرحله ما پس از انتخاب بازار هدف مان آن را به بخش های کوچک تر تقسیم می کنیم. به این ترتیب هر کدام از بخش های کوچک تر دارای نیازهای و سلیقه خاص خود قلمداد می شود. گاهی اوقات تقسیم بندی براساس معیارهای ساده نظیر جنسیت و گاهی بر پایه معیارهای پیچیده مانند مردهای مجرد زیر 40 سال خواهد بود.

در اینجا به این مسئله باید اینگونه نگاه کرد: در حالی که شبکه های اجتماعی فرصت بازاریابی مستقیم را برای برندها فراهم می کند، بازاریابی دقیق امکان تعامل با مخاطب های مناسب در زمان مناسب و از طریق پیام مناسب را امکان پذیر خواهد کرد. نتیجه اصلی این فرآیند افزایش وفاداری مشتریان و کاهش احتمال اتلاف بودجه برندمان و زمان مشتریان است. فقط باید از خودمان درباره تجربه های بمباران تبلیغاتی در فیس بوک و دیگر شبکه های اجتماعی سوال کنیم. امروزه اغلب مشتریان تمایل به وفاداری به مجموعه ای مشخص از برندها دارند. به این ترتیب با پاسخگویی درست به این خواسته امکان کسب سود بیشتر از طریق مشتریان ثابت فراهم می شود. از نقطه نظر مشتریان، درک درست برندها از نیازشان به معنای امکان تعامل مداوم با برندهای مورد علاقه شان و عدم دریافت پیام های تبلیغاتی مختلف است.

تمام هدف ما در اینجا تلاش برای ایجاد ارتباط با مشتریان هماهنگ تر با ماهیت و محصولات برندمان است. به این ترتیب دامنه مشتریان وفادار ما افزایش خواهد یافت. ویژگی اصلی مشتریان وفادار تمایل بیشتر به خرید از برند ما در مقایسه با دیگر رقباست. متاسفانه مشکل اصلی بسیاری از برندها با مشتریان معمولی ناتوانی در حفظ آنها برای مدت زمان طولانی است. بدون تردید در راستای جلب نظر مشتریان فعلی و تبدیل شان به مشتریان ثابت برندمان باید اقدام به استفاده از ابزارهای تازه بازاریابی و گردآوری اطلاعات پیرامون آنها نیز کنیم.

چگونه از بازاریابی دقیق برای افزایش سود استفاده کنیم؟

درست به مانند هر کمپین بازاریابی دیگری، در اینجا نیز باید کارمان را با یک هدف مشخص شروع کنیم. به راستی ما قصد دستیابی به چه هدفی را از طریق این الگوی بازاریابی داریم؟ آیا هدف اصلی در اینجا افزایش میزان بازدید کاربران از اکانت مان در شبکه های اجتماعی است؟ یا شاید هم قصدمان بازیابی دوباره اعتماد مشتریان از دست رفته مان است.

اجازه دهید در اینجا به دو شیوه اجرای بازاریابی دقیق توجه کنیم. در الگوی نخست، فرض کنیم ما هدف موردنظرمان را مشخص کرده ایم. پس از آن ما باید اقدام به ارزیابی و تولید ارزش براساس اطلاعات به دست آمده از کمپین های قبلی مان کنیم. این اطلاعات باید به ما در زمینه دسته بندی درست مشتریان مان کمک کند. توصیه من در اینجا اقدام برای تعیین گونه ایده آل مشتریان مان پیش از شروع به دسته بندی آنهاست. به این ترتیب ما آشنایی کافی با معیارهای موردنظرمان برای تاثیرگذاری بر روی مشتریان خواهیم داشت. پس از این مرحله امکان دسته بندی بیشتر مشتریان براساس نوع سلیقه و نیازهای شان وجود دارد.

در مرحله بعد ما باید به سراغ افزایش دقت و هماهنگی محتوای کمپین مان با نیازها و سلیقه مشتریان مختلف برندمان باشیم. بر این اساس تخمین میزان مشتریان حاضر در هر دسته بندی و تولید محتوای مختلف برای جلب رضایت گروه های گوناگون اهمیت دارد. متاسفانه بسیاری از برندها به جای توجه به گوناگونی مشتریان شان اقدام به شناسایی فقط یک دسته می کنند. به این ترتیب در عمل بقیه گروه ها را فدای یک گروه خواهند کرد. در اینجا هدف اصلی ما باید تلاش برای افزودن گروه های متفاوت هرچه بیشتری از مشتریان به دامنه فعالیت الگوی بازاریابی مان باشد. استفاده از اطلاعات دست اول در اینجا اهمیت دارد. به این ترتیب با بررسی اطلاعات هرچه بیشتر امکان دستیابی به نتیجه بهتر فراهم می شود.

همیشه وقتی یک کمپین را راه اندازی می کنیم، نیازمند ارزیابی نتایج آن نیز هستیم. مشکل اصلی بسیاری از برندها عدم ارزیابی مداوم نتایج فعالیت برندشان است. به این ترتیب در عمل فقط یک بار اقدام به ارزیابی نتایج می کنند.

همه چیز درباره داده و برند سازی است

داده در قلب فرآیند بازاریابی دقیق جای دارد، با این حال تمام فرآیند کسب و کار معطوف به بازاریابی و تحلیل داده ها نیست. برندسازی یکی از نکات مهم در این زمینه است. بنابراین باید به فکر استفاده از داده های در دسترس مان به منظور استفاده ای فراتر از بازاریابی صرف باشیم. بدون تردید در هر فرآیند کسب و کار داده ها بهترین دوست برندمان محسوب می شود. برخی از کاربردهای اساسی داده ها به شرح ذیل است:

تحلیل های تقسیم بندی: داده های مورد استفاده در این زمینه کمک شایانی در زمینه یافتن اهداف برندمان و ارزیابی آنها خواهد کرد.

تحلیل های آینده نگر: در این زمینه هدف اصلی جمع آوری اطلاعات مورد نیاز با هدف پیش بینی دقیق وضعیت آینده بازار و برندمان است.

علاوه بر تجزیه و تحلیل داده ها ما نیازمند تمرکز بر روی برندسازی با هدف جلب توجه بیشتر مشتریان هستیم. در حالی که داده ها به ما در زمینه تولید پیام های هماهنگ با سلیقه مخاطب هدف کمک می کند، برندسازی به آشنایی بهتر مخاطب ها با برندمان یاری می رساند. هنگامی که ما به صورت درست با یک برند آشنا شویم، علاقه مان به آن نیز بیشتر خواهد شد.

اگر شما هنوز المان های اصلی برندتان نظیر لوگو، صدای اصلی، رنگ ها و شعار تبلیغاتی را انتخاب نکرده اید، راه درازی در زمینه برندسازی در پیش خواهید داشت. استفاده از شیوه آزمایش A/B (دو گانه) یکی از راهکارهای مناسب به منظور یافتن الگوی مناسب برندسازی برای شرکت مان محسوب می شود. نکته مهم در فرآیند برندسازی اطمینان از هماهنگی برندمان با ارزش ها و تعهدات مان در کنار سلیقه مخاطب هدف است.

جمع بندی

در نهایت، بازاریابی دقیق به طور کامل پیرامون پالایش پیام برندمان با هدف جلب توجه افراد مناسب است. استفاده از داده ها و تجزیه و تحلیل آنها نیز در همین راستا معنا پیدا می کند. به این ترتیب امکان افزایش شمار مشتریان و سود برندمان فراهم خواهد شد.

منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   

اگر برای مدت زمان نسبتا زیادی در عرصه کسب و کار فعالیت داشته باشید، به احتمال زیاد دست‎کم یک مشتری همیشه ناراضی خواهید داشت. این مشتری صرف نظر از هر اقدامی از سوی شرکت شما همیشه ناراضی خواهد بود.

 شاید شما پیش از این تجربه مواجهه با چنین مشتریانی را داشته باشید. به طور معمول این دسته از مشتریان خواسته های غیرمنطقی دارند. همچنین احترام چندانی برای زمان و مهارت اعضای شرکت تان نیز قائل نیستند. به این ترتیب شیوه رفتار آنها شما را کلافه خواهد کرد. در چنین شرایطی اغلب کارمندان از کارشان خسته می شوند. به این ترتیب علاقه شان به ترک محیط کار و بازگشت به خانه چند برابر خواهد شد.

پیش از بررسی بیشتر موضوع قصد من بیان یک نکته مهم است. حتی اگر مشتریان ما بسیار سختگیر و غیرمنطقی باشند، باز هم این مشکل برند ما خواهد بود.

پرسشی که هر کارآفرینی در مواجهه با این نوع مشتریان باید مطرح کند، بسیار واضح است: به منظور تعامل با آنها چه باید کرد؟ همچنین در صورت ادامه روند نارضایتی مشتری موردنظر چه زمانی باید با وی قطع ارتباط کرد؟ در این مقاله هدف اصلی من پاسخگویی به این دو پرسش است.

1. شناخت تفاوت میان مشتریان سختگیر و مشتریان دارای دشواری

در این بخش قصد من اشاره به تفاوتی بسیار مهم و تاثیرگذار است. بدون تردید همه مشتریان ما انسان های عادی هستند. با این حال در برخی از موارد برند ما در زمینه پاسخگویی درست به انتظارات آنها با مشکل مواجه می شود. به این ترتیب ما موجب ایجاد دشواری برای آنها می شویم. بدون تردید این دسته از افراد مشتریان سختگیر محسوب نمی شوند. فقط سطح انتظارات شان با تجربه خرید از برندمان فاصله دارد. شکل موردنظر هرچه باشد، تلاش برند ما برای رفع آن موجب خوشحالی و رضایت آنها خواهد شد.

در سوی دیگر، مشتریان سختگیر به هیچ شیوه ای خوشحال و راضی نمی شوند. در این مورد سرچشمه نارضایتی در آنها قرار دارد. به همین دلیل هر کاری هم که انجام دهیم، امکان جلب رضایت شان وجود نخواهد داشت. در چنین شرایطی ایراد اصلی از برند ما نیست. کاری هم از دست ما بر نمی آید. به احتمال زیاد آنها به همین شیوه با دیگر برندها نیز برخورد می کنند.

2. قطع رابطه با مشتریان سختگیر

وقتی شما نسبت به وجود مشتریان سختگیر اطراف برندتان آگاه شدید، اقدام به قطع همکاری با آنها کنید. هیچ تردید در این میان وجود ندارد.

به طور معمول برندها وقت و انرژی زیاد برای مشتریان سختگیر می گذارند. در نهایت نیز اغلب این تلاش ها بدون کمترین دستاوردی خواهد بود. دلیل اصلی این امر ذهنیت ما در مورد امکان تبدیل آنها به مشتریان خوشحال و همچنین ترس از قطع رابطه با آنهاست.

نکته مهم در اینجا عدم تمایل آنها به برند ماست. به این ترتیب تمام اقدامات ما در این راستا با بی‌توجهی و عدم تغییر وضعیت آنها رو به رو خواهد شد. بی‌تردید چنین امری زندگی را برای ما دشوار خواهد کرد. اگر شما توانایی انجام هیچ کاری برای مشتریان سختگیر را ندارید، پس چرا باید آنها را تحمل کنید؟ به احتمال زیاد شما در راستای فعالیت حرفه ای تان تمام تلاش خود را کرده اید، با این حال از یکجایی به بعد دیگر وظیفه ای متوجه برند ما نیست. در مورد مشتریان سختگیر مرز مسئولیت های برند ما رد می شود بنابراین باید اقدام به قطع رابطه با آنها کرد.

3. انتظارات همه چیز است

به طور معمول برندها با اختصاص زمان مناسب به مشتریان شان اقدام به ساماندهی معامله ای برد- برد می کنند. این امر با توجه مناسب به سطح انتظارات مشتریان به خوبی انجام می شود.

از همان برخورد نخست با مشتریان وظیفه اصلی ما ساماندهی و مدیریت انتظارات شان است. وقتی برندها چنین کاری انجام ندهند، مشتریان خود اقدام به تعریف انتظارات شان می کنند. به این ترتیب شانس عدم رابطه مطلوب میان برند ما و مشتریان افزایش خواهد یافت. با ارائه اطلاعات مهم در زمینه نحوه تولید محصول و رسیدگی به امور امکان ایجاد انتظارات مناسب در مشتریان وجود دارد. به این ترتیب دیگر خبری از سختگیری های بی‌دلیل آنها نخواهد بود (دست‎کم این سختگیری ها کمتر می شود).

نکته مهم در این میان ناکارآمدی بیان محدودیت های برندمان پس از طرح خواسته ای ناهماهنگ با برندمان از سوی مشتریان است. در چنین زمانی مشتریان دیگر به ادعاهای برندمان اعتماد نخواهند کرد.

4. مسئولیت همیشه متوجه برند ماست

اغلب مواقع برندها در مواجهه با مشکلات مشتریان حالت تدافعی به خود می گیرند. به این ترتیب گاهی اوقات برندها در عمل مشتریان را سرزنش می کنند. حتی اگر ما تمام کارهای موجود در حیطه وظیفه مان را درست انجام دهیم، باز هم ناتوانی در زمینه جلب رضایت مشتریان مشکل ما خواهد بود. دلیل اصلی این امر تلاش ما برای کسب سود از فرآیند کسب و کار است بنابراین مشتریان مشکلی با مراجعه به یکی از رقبای ما نخواهند داشت.

در بسیاری از موارد اقدام مناسب از سوی برندها تلاش برای یافتن پاسخی برای ایجاد رضایت و خوشحالی در مشتریان است. خوشبختانه در اغلب موارد پاسخ مورد انتظار بسیار ساده تر از تصورات پیچیده ما خواهد بود. من این امر را هنگام عذرخواهی از یک مشتری به شدت سختگیر متوجه شدم. در عین ناباوری مشتری مورد نظر پس از عذرخواهی من حالت دوستانه ای به خود گرفت. البته منظور من امکان حل مشکل تمام مشتریان سختگیر نیست، با این حال میزانی از تلاش در این زمینه ضروری است. در صورت عدم نتیجه‎بخشی تلاش مان راهکار نهایی قطع همکاری با مشتری سختگیر خواهد بود.

منبع: فرصت امروز



نظرات()   
   

همه اهالی کسب و کار از ضرورت جذب مشتریان در صورت علاقه به ادامه فعالیت برندهای شان آگاهی دارند. در هر صورت، تقریبا تمام مقالات موجود در وبلاگ های تخصصی کسب و کار چنین نکته ای را در خود جای داده اند.

 نکته مهم درخصوص رابطه با مشتریان ضرورت ارتقای رابطه مان از سطح معمولی است. به این ترتیب اگر ما قصد ایجاد ارتباطی واقعی با مشتریان مان را داریم، باید برای شناخت آنها در سطح شخصی تلاش کنیم. به این ترتیب برند ما به خوبی سلیقه، دلیل اصلی آنها برای خرید یک محصول و نحوه تصمیم گیری شان را متوجه خواهد شد.

امروزه بسیاری از برندها احساس توانایی بیشتر در زمینه تعامل با مشتریان شان در صورت استفاده از نکات علمی و آموزشی را دارند. آیا شما نیز به دنبال راهکارهای مناسب برای افزایش سطح تعامل برندتان با مشتریان هستید؟ در این صورت مقاله فعلی دقیقا به کار شما خواهد آمد. هدف اصلی من در این مقاله بررسی راهکارهای کاربردی برای ایجاد رابطه ای عمیق تر و در سطح شخصی برای تبدیل مشتریان عادی به مشتریان وفادار برندهاست. در ادامه به بررسی هر کدام از این راهکارها خواهیم پرداخت.

1. پاسخگویی به مشتریان در کمترین زمان ممکن

بدون تردید تمام صاحبان کسب و کارهای کوچک به طور مداوم در تلاش برای یافتن راهکارهای تازه و کاربردی برای ارتقای سطح فعالیت برندشان هستند. متاسفانه اغلب این افراد به دنبال راهکارهای بسیار بزرگ و عجیب و غریبند، با این حال در اغلب اوقات تاثیرگذارترین تغییرات و شیوه ها درست رو به روی ما قرار دارد. یکی از این راهکارها تلاش برای پاسخگویی سریع به مشتریان در کمترین زمان ممکن است. به طور معمول مشتریان ما انتظار مشخصی در زمینه پاسخگویی از سوی برندمان دارند. براساس معیارهای مختلف حداکثر 24 ساعت پس از ارسال پیام باید پاسخی از سوی برند ما داده شود. در غیر این صورت مشتریان احساس بی احترامی خواهند کرد. در اینجا باید به تجربه شخصی خودمان رجوع کنیم. بدون تردید همه ما تجربه هفته ها و حتی ماه ها انتظار برای دریافت پاسخ از برخی برندها را داشته ایم. تلاش برای حذف چنین تجربه های ناخوشایندی اهمیت بالایی در زمینه کسب و کار دارد.

خوشبختانه امروزه برخی پژوهش های بسیار گسترده در زمینه تاثیر مثبت پاسخگویی سریع به مشتریان وجود دارد. براساس پژوهش موسسه هاروارد بیزینس ریویو، شانس برندها در زمینه جذب مشتریان تازه در صورت پاسخگویی سریع به درخواست ها و پرسش های مشتریان 400 برابر افزایش خواهد یافت.

نکته مهم در اینجا تفاوت زمان مورد انتظار مشتریان برای دریافت پاسخ از برندها در صنایع مختلف است، بنابراین ما باید خود را با انتظار مشتریان هماهنگ سازیم. در غیر این صورت کسب موفقیت برندمان با چالش های جدی مواجه خواهد شد.

2. گامی اضافه در راستای کسب رضایت مشتریان

پیرامون آخرین باری که به عنوان مشتری یک محصول با بخش خدمات مشتریان یک برند تماس گرفته اید، فکر کنید. به طور معمول اغلب برندها از سیستم هوشمند پاسخگویی به مشتریان استفاده می کنند. بدون تردید هنوز هم این نوع سیستم ها ناکارآمدی های خاص خود را دارند، با این حال در صورت خوش شانسی یکی از کارمندان برند موردنظر به ما پاسخ خواهد داد. در اینجا نیز به احتمال زیاد کارمند موردنظر از روی یک متن آماده به ما پاسخ می دهد. اکنون درباره تجربه تماس با یک برند دارای رویکردی کاملا متفاوت در زمینه خدمات مشتریان فکر کنید. برند موردنظر به جای استفاده از سیستم هوشمند یا تهیه متن آماده برای پاسخگویان به آنها آموزش های لازم را می دهد. سپس کارمندان براساس آموزش های دریافتی پاسخ هر مشتری را خواهند داد. بدون شک این نوع تجربه تاثیر بسیار مطلوب تری بر روی تجربه خرید ما از یک برند دارد. به طور معمول در چنین شرایطی اغلب مشتریان تمایل بالایی برای وفاداری به یک برند پیدا می کنند. به هر حال هر برندی که اهمیت بیشتری به مشتریان خود دهد، در حوزه کسب و کار موفق تر خواهد بود.

امروزه مشتریان دامنه بسیار وسیعی از انتخاب ها را پیش روی خود دارند. به همین دلیل انتخاب یک برند معمولا براساس کیفیت و سطح رابطه صمیمانه آن با مشتریان صورت می گیرد. در این میان اگر برند ما سپاسگزاری خود را نسبت به خرید مشتریان به گونه ای مطلوب و مورد انتظار خریدارها نشان ندهد، موفقیت چندانی در حوزه کسب و کار کسب نخواهد کرد. به علاوه، همیشه برندهای رقیبی در بازار برای شکار مشتریان ما با ارائه خدمات بهتر وجود دارد.

3. ارسال ایمیل های خواندنی برای مشتریان

به طور معمول بازاریابی ایمیلی به عنوان تاثیرگذارترین ابزار در زمینه بازگشت سرمایه برندها قلمداد می شود. میزان بازگشت سرمایه برندها از طریق این الگو تقریبا چهار برابر هر شیوه مشابهی ارزیابی می شود، بنابراین اگر ما به دنبال فروش بیشتر محصولات مان هستیم، باید به سراغ ارسال ایمیل های بیشتر برویم. نکته مهم در این میان توجه به سلیقه مخاطب هدف و مشتریان برندمان به هنگام تهیه محتوای ایمیل های مان است. به این ترتیب در صورت ارسال ایمیل ناهماهنگ با سلیقه مشتریان استقبال چندانی از کمپین برندما صورت نخواهد گرفت. همچنین شانس برندمان در زمینه شناخت بهتر مشتریان و ایجاد رابطه ای صمیمانه هم از دست می رود. متاسفانه امروزه بسیاری از برندها در زمینه ارسال چنین ایمیل هایی با مشکلات جدی در زمینه تهیه مطالب موردپسند مشتریان شان مواجه هستند.

براساس پژوهش موسسه Constant Contact، یکی از دلایل اصلی خروج مشتریان از سیستم خبرنامه برندها دریافت محتوای نامرتبط است. به این ترتیب با تولید محتوای مفید و سازگار با سلیقه مشتریان برندمان تغییری شگرف در زمینه رابطه برندمان با مشتریان ایجاد خواهیم کرد.

بدون تردید هیچ کاربر اینترنتی علاقه مند به دریافت ایمیل های عجیب و غریب و بی علاقه به آنها نیست، بنابراین برند ما برای موفقیت در این زمینه باید شناخت بالایی از مشتریان خود پیدا کند. در صورت شناخت درست مشتریان حتی ارسال ایمیل های فراوان به آنها نیز موجب رنجش شان نخواهد شد. به هر حال همه ما از دریافت محتوای مورد علاقه مان حتی به مقدار زیاد لذت خواهیم برد. نکته مهم در این میان توجه به نیاز مشتریان و زمینه فعالیت برندمان است. به این ترتیب امکان تولید محتوای موردپسند مشتریان و افزایش شانس برندمان برای ایجاد رابطه ای شخصی با آنها فراهم خواهد شد.

4. شخصی سازی وبلاگ کسب و کارمان

یک نکته مهم در زمینه روابط مردم علاقه آنها به سایر مردم است. این امر به معنای تاثیرگذاری بیشتر مردم بر یکدیگر به جای برندها و افراد تاثیرگذار است. به همین دلیل امروزه اغلب برندها به دنبال استفاده از الگوی بازاریابی و تبلیغاتی مبتنی بر جلب همکاری مردم عادی هستند.

به عنوان یک برند باید اقدام به تغییر چهره مان از یک کسب و کار خشک و بی روح کنیم. این امر از طریق تلاش برای فعالیت به عنوان یک فرد حقیقی به جای یک برند امکان پذیر است. به عنوان یک فرد معمولی ما رابطه ای صمیمی با دوستان مان خواهیم داشت. به این ترتیب در دنیای شبکه های اجتماعی و تعاملات کسب و کار نیز باید در تلاش برای پیاده سازی این شیوه باشیم. بدون تردید این فرآیند دشواری های خاص خود را دارد. با این حال نتایج مثبت حاصل از آن ارزش سختی های موردنظر را دارد.

5. استفاده از کمک مشتریان برای تولید محتوا

موفق ترین وبلاگنویس های دنیا از روند طولانی تولید محتوا در دنیای اینترنت صحبت می کنند. برندها نیز در زمینه تولید محتوای آنلاین همیشه با مشکل کمبود ایده مواجه اند. در این میان یک راهکار مناسب برای برندها استفاده از ایده های مشتریان شان است. این امر مستلزم جلب همکاری مشتریان است. به این ترتیب باید همانطور که در بخش قبلی اشاره شد، از حالت یک برند بی روح خشک در بیاییم. فقط در این صورت امکان همکاری سازنده با مشتریان در راستای تولید ایده های تازه وجود خواهد داشت. همچنین نظرخواهی از مشتریان در مورد مسائل مختلف نیز ما را در زمینه ایده پردازی بهتر کمک می کند.

6. دیدار با مشتریان در دنیای واقعی

مردم علاقه بسیار بیشتری به بیان حرف ها و توصیه های خود به برندها در حالت دیدار رو در رو دارند. این امر بسیاری از برندها را به سوی دیدار مستقیم با مشتریان شان با هدف کسب آخرین اطلاعات در مورد میزان رضایت شان سوق داده است. به این ترتیب هدف اصلی در اینجا کاهش سطح نظرخواهی ها به صورت آنلاین است. این امر به دریافت نظرات واقعی مشتریان کمک بسیار بیشتری خواهد کرد.

اگر برند شما امکان ملاقات رو در روی مشتریان را ندارد، استفاده از الگوهایی نظیر تماس تصویری مطلوب خواهد بود. در هر صورت به منظور ایجاد رابطه ای شخصی با مشتریان باید از برقراری تماس به شیوه های غیرحضوری تا حد امکان دوری کرد.

7. به مشتریان تان پاداش دهید

یکی از دلایل اصلی تلاش برای ایجاد رابطه ای شخصی با مشتریان فعلی برندمان هزینه های بالای جذب مشتریان تازه است. فرآیندهای بازاریابی و تبلیغاتی همیشه یکی از پرهزینه ترین فعالیت های برندها محسوب می شود. به همین خاطر تلاش برای حفظ مشتریان با ارائه پاداش های مختلف برای سپاسگزاری از وفاداری شان کاملا منطقی به نظر می رسد.

یکی از راهکارهای ساده تشکر مشتریان ارسال پیام های سپاسگزاری است. همچنین در صورت توانایی برندمان ارائه کدهای تخفیف ویژه به مشتریان وفادار اقدام جالبی خواهد بود.

منبع: فرصت امروز



نظرات()   
   
چهارشنبه 26 تیر 1398  11:49 ب.ظ
نوع مطلب: (فروشگاه ،) توسط: محمد افشار

پاورپوینت تامین منابع مالی برای کسب و کار

پاورپوینت-تامین-منابع-مالی-برای-کسب-و-کاردانلود پاورپوینت با موضوع تامین منابع مالی برای کسب و کار، در قالب ppt و در 18 اسلاید، قابل ویرایش.   بخشی از متن پاورپوینت: آغاز کسب و کار: تهیه طرح توجیهی اقتصادی و فنی جمع آوری اطلاعات پایه و اولیه تعیین عنوان کسب و کار تعیین محل کسب و کار شناسائی


دانلود فایل


نظرات()   
   

با توجه به گزارش موسسه Small Business Administration، کسب و کارهای کوچک با کمتر از ۵میلیون دلار درآمد سالانه باید ۷ الی ۸درصد از درآمدشان را به بخش بازاریابی اختصاص دهند.

 با این حساب اختصاص این مقدار بودجه به استراتژی های نامناسب و ناکارآمد شرم آور خواهد بود. اگر ما به دنبال بازگشت سرمایه گذاری مان در حوزه بازاریابی هستیم، باید به صورت هوشمندانه در آن فعالیت کنیم. در این مقاله هدف اصلی من نمایش شیوه های موفقیت در استفاده از بودجه بازاریابی شرکت مان با استفاده از معرفی بدترین اشتباه های ممکن است، بنابراین با پرهیز از اشتباه های ذیل بهره حداکثری از بودجه بازاریابی تان خواهید برد.

1. شکست در یافتن مخاطب هدف

بدون تردید هر بازاری به خریدارهای خود اتکا دارد. بدون وجود خریدار تمام فرآیندهای کسب و کار بی نتیجه خواهد ماند. اشتباه بسیاری از برندها عدم شناخت درست مخاطب هدف شان است. همه برندهای بزرگ و موفق شناخت درستی از مخاطب هدف شان دارند، بنابراین ما نیز باید به سراغ جمع آوری اطلاعات و شناخت درست مخاطب باشیم. در صورت ناتوانی در زمینه شناخت مخاطب هدف برند ما هیچ پیشرفت و توسعه ای را به خود نخواهد دید. این امر یکی از بدترین شیوه های صرف بی نتیجه بودجه برندمان خواهد بود.

به محض اینکه مخاطب هدف برندمان را شناسایی کردیم، باید جهت گیری فرآیند بازاریابی مان را به سوی آنها قرار دهیم. به عبارت بهتر، استراتژی بازاریابی ما باید براساس شناخت مان از مخاطب هدف تدوین شود.

نکته مهم در اینجا ضرورت شناسایی سلیقه مخاطب به منظور تولید محتوای بازاریابی تاثیرگذار است. به منظور یافتن مخاطب هدف برندمان باید به پرسش های ذیل پاسخ دهیم:

• مشتریان بالقوه برند ما چه کسانی هستند؟

• مشتریان بالقوه ما چه نیازهایی دارند؟

• محل سکونت مشتریان ما کجاست؟

• مشتریان موردنظر چه زمانی از برند ما خرید می کنند؟

• آنها چه شیوه ای را برای خرید ترجیح می دهند؟

هنگام کنار هم نهادن اطلاعات به دست آمده از مشتریان باید به جزییاتی نظیر سن، جنسیت و شغل توجه کنیم. به این ترتیب امکان یافتن شیوه های رفع نیاز مشتریان پدیدار می شود. در پایان نیز باید به دنبال بهبود وضعیت برندمان با توجه به تحلیل تغییر رفتار مشتریان باشیم. این امر به طور عمده به روز رسانی محصولات را شامل می شود.

2. فراموشی تاکید بر روی ارزش انحصاری برندمان

چه چیزی کسب و کار ما را از دیگر رقبا متفاوت می کند؟ ناتوانی در زمینه تاکید بر روی آنچه برندمان را از دیگران متمایز می کند، یکی از بزرگترین اشتباه های بازاریابی محسوب می شود. در این میان فرقی بین بازاریابی دیجیتال با فیزیکی وجود ندارد. نکته مهم ضرورت جلب توجه مخاطب هدف به ارزش انحصاری برندمان است. ارزش انحصاری بیانگر مزیت اصلی استفاده از محصولات و خدمات برندمان برای مشتریان است. به این ترتیب با توجه به ارزش انحصاری برندمان امکان رقابت با سایر شرکت ها امکان پذیر خواهد شد. در صورت عدم افزودن ارزش انحصاری برندمان به فرآیند بازاریابی شاید مخاطب هدف مان هیچ گاه نسبت بدان اطلاع حاصل نکند.

پیش از این من به ضرورت آگاهی از چرایی خرید مشتریان از برندمان اشاره کردم. پاسخ به این «چرایی» در فرآیند بازاریابی برندمان از طریق اشاره به ارزش انحصاری مان ضروری است.

3. عدم راه اندازی سایت رسمی

بیش از یک سوم کسب و کارهای کوچک سایت رسمی ندارند. بدون تردید با توجه به همین نکته امکان رهیابی دلیل شکست شمار بالایی از کسب و کارهای کوچک وجود دارد.

به راستی چرا سایت رسمی برای کسب و کارهای کوچک دارای اهمیت است؟ از طریق ایجاد سایت رسمی امکان اطلاع رسانی پیرامون برندمان، ایجاد اعتبار و خلق فرصت های فروش وجود دارد. نکته مهم در این میان محدودیت های تمرکز صرف بر روی بازاریابی مبتنی بر شبکه های اجتماعی یا الگوهای سنتی بازاریابی است. اگر برند ما سایت رسمی نداشته باشد، کاربران به هنگام جست وجو در موتورهای جست وجوگر مانند گوگل هرگز ما را پیدا نمی کنند.

با توجه به آنچه گفته شد، ایجاد یک سایت رسمی برای نمایش برندمان به مشتریان آنلاین ضرورت دارد. در سایت رسمی برندمان باید نسبت به درج اطلاعات دقیق اقدام کنیم. به این ترتیب مخاطب هدف مان تمام اطلاعات مورد نیازش را به دست خواهد آورد.

شاید به نظر بسیاری از افراد تلاش برای راه اندازی یک سایت با اطلاعات دقیق کافی باشد، بااین حال به نظرم کارهای بیشتری نیز می توان انجام داد. به عنوان مثال، به هنگام ساخت یک سایت باید به فکر راه اندازی یک وبلاگ جانبی نیز بود. براساس گزارش موسسه HubSpot سرمایه گذاری بر روی راه اندازی وبلاگ جانبی برای برندمان میزان بازدید سایت را تا 4.5 برابر افزایش می دهد. البته در اینجا منظور از راه اندازی وبلاگ بارگذاری حداقل 16 پست ماهانه نیز هست. در غیر این صورت وبلاگ مان به عنوان یک ابزار جلب نظر کاربران نشاخته نخواهد شد.

علاوه بر راه اندازی وبلاگ رسمی، باید به فکر تدارک ساز و کارهایی برای خرید آنلاین مشتریان از سایت مان باشیم. به این ترتیب مشتریان پس از مشاهده محصولات یا مطالعه مقالات وبلاگ به طور مستقیم فرصت خرید آنلاین را خواهند داشت.

4. پرهیز از ارزیابی نتایج

یک استراتژی موفق بازاریابی از دل ایده های شکست خورده پدید می آید. من هیچ گاه حتی یک استثنا نیز در این مورد مشاهده نکرده ام. متاسفانه جریان غالب در دنیای کسب و کار مربوط به پردازش ایده های تازه بدون توجه به ایده های ناموفق قبلی است. به این ترتیب دائما شاهد ایده های ناموفق هستیم.

امروزه تاثیر ارزیابی نتایج بازاریابی برای بهبود کمپین های بعدی هیچ امر عجیب و غریبی نیست، با این حال هنوز هم بسیاری از برندها نسبت به استفاده از این نکته بی توجه اند. دلیل اصلی این امر چالش های همراه با فرآیند ارزیابی نتایج بازاریابی است. براساس گزارش موسسه HubSpot، نزدیک به 40درصد از کارآفرینان کانادایی و آمریکایی جمع آوری اطلاعات پیرامون کمپین بازاریابی و تحلیل آن را بسیار دشوار ارزیابی کرده اند. به عبارت دیگر، براساس دیدگاه اغلب کارآفرینان و بازاریاب ها فرآیند ارزیابی نتایج بازاریابی دشوارترین کار ممکن به حساب می آید.

به طور معمول ارزیابی نتایج بازاریابی آنلاین برندمان بسیار ساده تر از نمونه های فیزیکی است. دلیل این امر نیز وجود ابزارهای کمکی بسیار متنوع به منظور ارزیابی وضعیت کمپین های بازاریابی دیجیتال است. بسیاری از اطلاعات مورد نیاز برندها و بازاریاب ها از طریق این ابزارها و به سادگی فراهم می شود، با این حال در مورد حوزه بازاریابی فیزیکی شرایط کاملا متفاوت است. اینجا دیگر خبری از ابزارهای فوق هوشمند برای جمع آوری اطلاعات نیست. به همین دلیل اغلب شکایت های برندها در زمینه چالش های ارزیابی وضعیت بازاریابی مربوط به همین حوزه است.

یکی از شیوه های ساده و در عین حال کاربردی برای ارزیابی وضعیت بازاریابی فیزیکی برندمان توزیع کوپن های دارای شمار سریال مشخص میان مخاطب های هدف است. به این ترتیب کاربران امکان بیان نظرات شان در مورد وضعیت کلی برندمان (شامل حوزه بازاریابی) را خواهند داشت. شاید چرایی علاقه مخاطب های هدف برندمان به شرکت در چنین طرح هایی محل سوال باشد. بدون تردید کمتر کسی به طور خودجوش علاقه مند به انجام چنین کاری است. درست به همین دلیل ما باید به دنبال ایجاد انگیزه در مخاطب باشیم. این امر از طریق برگزاری جشنواره های مختلف و تعیین جایزه برای شرکت کنندگان در این نظرخواهی ها صورت می گیرد.

به عنوان جمع بندی این بخش باید به برخی از مهم ترین فاکتورهای مورد توجه برندها به هنگام ارزیابی وضعیت بازاریابی اشاره کنم:

• هزینه های جلب توجه و نظر مشتریان

• نرخ کلیک کاربران بر روی مطالب سایت برندمان

• نرخ مشاهده سایت از سوی کاربران

• شمار بازدیدهای دریافتی از سوی مشتریان وفادار

• ترافیک اکانت برندمان در شبکه های اجتماعی

5. جاماندن از موج ترندها

از اوایل هزاره جدید شبکه های اجتماعی به عنوان بزرگترین دستاورد عرصه ارتباطات تاثیر انکارناپذیری بر روی دنیای کسب و کار داشته است. شما به عنوان یک کسب و کار جویای نام چگونه با موج تحولات ناشی از ورود شبکه های اجتماعی به حوزه کسب و کار دست و پنجه نرم می کنید؟

محبوب ترین ترندهای تولید محتوا در شبکه های اجتماعی توجه به شخصی سازی مطالب و تجربه مشتریان است. به این ترتیب برند ما فرصت جلو افتادن از بسیاری شرکت های دیگر را خواهد داشت. نکته مهم در این میان توجه به بازاریابی ویدئویی است. اکنون فرمت ویدئو محبوب ترین گزینه کاربران دنیای اینترنت است. پیش بینی ها نیز از سلطه محتوای ویدئویی بر دنیای اینترنت با سال 2020 حکایت دارد، بنابراین باید به این موضوع به عنوان یک ترند مهم توجه داشت. به گزارش وبلاگ Econslutancy، استفاده از فرمت ویدئویی موجب افزایش 144درصدی بازدیدکنندگان آنها به خرید محصولات یک برند می شود. این امر از نقطه نظر بازاریابی ارزش بسیار بالایی دارد، چراکه بیانگر تاثیرگذاری بسیار بیشتر ویدئو در مقایسه با سایر فرمت هاست.


علاوه بر توجه به ترندهای تازه، باید اندکی خلاقیت نیز به خرج داد. بدون تردید تلاش برای هماهنگی با ترندهای تازه بسیار مطلوب است، با این حال آیا در مورد چگونگی ظهور همین ترندهای برتر فکر کرده اید؟ به طور معمول این ترندها از سوی برخی برندهای پیش رو معرفی می شوند. سپس با استقبال خریدارها بدل به الگویی برای سایرین می شوند، بنابراین باید اندکی به فکر تقویت خلاقیت و ایده پردازی برندمان برای خلق ترندهای برتر باشیم.

کلید پرهیز از اشتباهات بازاریابی چیست؟

اکنون که در مورد برخی از اشتباه های رایج بازاریابی نکاتی را مطالعه کردیم، به احتمال زیادی علاقه مند به آگاهی از شیوه پرهیز از آنها هستید. کلید پرهیز از اشتباه های بازاریابی تدوین یک برنامه بازاریابی خواهد بود. برنامه بازاریابی برند ما باید شامل تعیین چنین عناصری باشد:

• بودجه بازاریابی

• مخاطب هدف

• پلتفرم های مورد استفاده

• محتوا

• اهداف

• بازاریاب ها.

منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   

در دنیای امروز ایجاد برندی قدرتمند و موفق در زمینه جلب نظر مخاطب هدف از ضرورت های هر کسب و کاری است. در این میان نکته مهم اطمینان از عملکرد مناسب برندمان است. در صورت عملکرد نامناسب برندمان باید به سرعت اقدام به بازسازی آن کنیم. به راستی معیار مناسب برای تشخیص عملکرد مناسب یک برند چیست؟

  ساده ترین راهکار برای اطمینان از این امر فروش برندمان است. به پرسش های ذیل توجه کنید:

• آیا شما در حال جذب مشتریان تازه هستید؟

• آیا آنها از شما خرید می کنند؟

• آیا آنها دوباره به سراغ شما می آیند؟

بدون تردید هیچ چیز به اندازه یک برند قدرتمند توانایی پیشبرد اهداف فروش شرکت را ندارد. نکته مهم در این میان اهمیت روزافزون جزییات است. در حوزه برندسازی همه چیز پیرامون موفقیت در جلب نظر مخاطب و ترغیب وی به خرید دوباره است.

برند و برندسازی جلب نظر مخاطب

مشتریان برند ما دارای انتخاب های بسیار زیادی هستند. هنگامی که مشتریان اقدام به مقایسه انتخاب های در دسترس می کنند، در نهایت بهترین گزینه را انتخاب خواهند کرد. گاهی اوقات انتخاب بسیار ساده است. این امر در زمان مواجهه با یک برند بسیار مشهور روی می دهد. در سایر موارد نتیجه نهایی از طریق مشاهده سطح بالاتر خلاقیت و سایر موارد جزئی برندها تعیین می شود. در نهایت برندی که توانایی بهتری در زمینه تمرکز بر روی جزییات داشته باشد، برنده نهایی خواهد بود.

برندسازی درست مانند یک مبارزه ورزشی است. در این میان کیفیت بازاریابی برندمان سلاح و نیروی ما خواهد بود. اگر کیفیت سایت و کمپین بازاریابی ما بسیار نامناسب باشد، مانند حضور در میدان مسابقه با سلاحی شبیه به یک چاقوی کوچک خواهد بود. بدون تردید در چنین مسابقه ای ما از پیش شکست خورده هستیم.

بدون ساخت یک برند جذاب و ماندگار در ذهن مخاطب، موفقیت ما به دو عامل بستگی دارد: روابط شخصی ما مشتریان و قیمت پایین.

تلاش برای فروش بیشتر با تکیه بر رابطه نزدیک با مشتریان و کاهش سطح قیمت استراتژی بسیار مناسبی محسوب می شود. به شرط اینکه دامنه کسب و کار ما بسیار محدود باشد، با این حال وقتی پای برندهای بزرگ میان باشد استفاده از تکنیک فوق هیچ مزیتی به همراه نخواهد داشت. در این شرایط ما باید به فکر رقابت نزدیک با برندهای رقیب باشیم. این شرایط دقیقا وضعیت رقابت برندهای بزرگ در سطح جهانی را توصیف می کند. در دنیای واقعی رقابت برندهای بزرگ براساس تعریف سطح قیمت های پایین تر روی نمی دهد. یک برند در صورت استفاده مناسب از توانایی های خود نیازی به کاهش سطح قیمت محصولاتش ندارد. البته این به معنای تعیین قیمت بسیار بالا نیست. منظور من اشاره به سرمایه گذاری قابل توجه شرکت های بزرگ بر روی برندشان به منظور فروش محصولات است.

برند ما یک سیگنال قوی به مشتریان بالقوه در زمینه تعیین انتظارات شان از ماست. مشتریان در تصمیم گیری های خریدشان ابتدا برندهای قوی را انتخاب می کنند. این امر به دلیل کاهش ریسک های خرید از برندهای معتبر و بزرگ است.

تکرار فرآیند خرید

یکی از حقایق مهم کسب و کار مربوط به حوزه برندسازی است. یک برند بدون توانایی تکرار خرید مشتریان هیچ مزیتی نخواهد داشت. تمام توانایی یک برند در ترغیب مشتریان به تکرار خریدشان نهفته است.

توانایی فروش محصول به مشتریان برای یک بار بسیار عالی است، اما اگر مشتریان ما دوباره به سراغ برندمان نیایند، چه؟ این امر چه پیامی را برای دیگر مشتریان بالقوه ما مخابره خواهد کرد؟ واقعیت دنیای کسب و کار فروش چندباره محصولات از سوی برندهاست. حتی عمل جراحی قلب هم بیش از یک بار امکان انجام دارد، پس چرا حوزه کسب و کار اینگونه نباشد؟

به عنوان یک بیمار شاید شما چند بار نیاز به عمل جراحی قلب نداشته باشید (امیدوارم اصلا نیازی بدان پیدا نکنید) با این حال اوضاع در حوزه کسب و کار بر ضرورت ترغیب مشتریان به خرید چند باره استوار است. وقتی برند ما مشتریان ثابت زیادی داشته باشد، پیام واضحی را به سایر مشتریان مخابره خواهد کرد. دلیل موفقیت مداوم برندهای بزرگ نیز دقیقا همین امر است.

آنچه مشتریان را به سوی برندمان برمی گرداند، نه کمپین های بازاریابی، بلکه کیفیت خدمات مان است. من معتقدم که کسب و کارهای موفق برندهای موفق را ایجاد می کنند. ترغیب مخاطب به سوی خرید دوباره از درون یک شرکت شروع می شود. تولید محصولات باکیفیت و خدمات جانبی مطلوب مهم ترین المان در این میان است.

اگر شما محصولی عالی داشته باشید، این امر باید با سایر بخش های باکیفیت همراه باشد. در غیر این صورت مشتریان به تکرار خریدشان فکر نخواهند کرد.

جمع بندی نهایی

برندهای جذاب و ماندگار در ذهن مخاطب دارای یک مجموعه بهم پیوسته هستند: بازاریابی، محصول و کارمندان عالی.

امروزه مفهوم برندسازی دارای فاکتورهای چندگانه است. در این میان برای موفقیت باید بخش های مختلف برندمان را در سطحی بالا نگه داریم. بدون تردید این امر بسیار دشوار خواهد بود، چراکه میزان زیادی وقت و انرژی را طلب می کند. همچنین نباید الزام های مالی را نیز از نظر دور داشت. نکته مهم اما نتیجه چشمگیر و سودمند پیگیری چنین الگویی است. یک برند موفق توانایی مشاهده چند باره مشتریانش را دارد. به این ترتیب طیف وسیعی از مشتریان آنها بدل به مشتریان وفادار خواهند شد. در دنیای کسب و کار مشتریان وفادار ارزش واقعی یک برند قلمداد می شوند.

خوشبختانه تمام معیارهای برندسازی قابل ارزیابی دقیق هستند. به این ترتیب دشواری های برندسازی برای ما تا حد زیادی کاسته خواهد شد.

منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   

بدون تردید هر کارمندی در شغل خود به دنبال چیزهایی فراتر از درآمد خواهد بود. در این رابطه توجه داشته باشید که عدم وجود امکانات باعث خواهد شد تا توانایی حفظ تیم خود را نداشته باشید و آنها به سادگی جذب مزیت های سایر شرکت های رقیب خواهند شد. به همین خاطر نیز امروزه بسیاری از شرکت ها امکانات متنوعی را برای افزایش رضایت شغلی کارمندان خود، اختصاص می دهند.

 در این رابطه شناخت اولویت ها و موارد ضروری برای کارمندان، منجر به صرفه‎جویی در هزینه ها و افزایش تاثیر اقدامات خواهد شد. به همین خاطر در این مقاله به بررسی 9 خواسته اصلی کارمندان، خواهیم پرداخت.

1-حفظ سلامت و بهداشت

هیچ فردی تمایل ندارد که به کاری بپردازد که سلامت آنها را با تهدیدی جدی مواجه خواهد ساخت. به همین خاطر ضروری است تا برنامه‎ریزی برای چکاپ سالانه کارمندان خود داشته و برای آنها بیمه و تخفیف های درمانی را در نظر بگیرید. همچنین کار کردن در محیط کاری آلوده نیز منجر به افزایش میزان بیماری ها خواهد شد. به همین خاطر لازم است تا در این رابطه پیشگیری کرده و برنامه ای دقیق برای حفظ بهداشت و ایمنی کارمندان خود داشته باشید. بدون شک پیشگیری هزینه های به مراتب کمتری را به نسبت به درمان برای شما به همراه خواهد داشت که در این رابطه نباید از اهمیت آموزش درست نیز غافل شوید.

2-صداقت کافی

درست به مانند جسم، شما نیاز به حفظ سلامت ذهن کارمندان خود دارید. بدون شک انواع استر س ها می-تواند فرد را با مشکلات متعدد مواجه ساخته و راندمان آن را با کاهشی چشمگیر مواجه سازد. تحت این شرایط اگرچه بسیاری از شرکت ها اقدام به جایگزین کردن این دسته از نیروی خود می-کنند، با این حال توجه داشته باشید که هر دو فرآیند اخراج و استخدام، هزینه بر و زمان بر خواهد بود. به همین خاطر اولویت شما باید همواره بر حفظ نیروی فعلی باشد. اگرچه هر فعالیتی استرس و فشار خاص خود را به همراه خواهد داشت و راهکارهای موجود تنها می تواند کمی از فشار آنها را کاهش دهد، با این حال رفتار خود شما به عنوان مدیر شرکت نیز نباید به استرس و فشار آنها اضافه کند. درواقع کار کردن برای مدیری که صادقانه حرف نزده و عمل نمی کند، امری کاملا دشوار خواهد بود. به همین خاطر ضروری است تا حرف و عمل شما کاملا شبیه به یکدیگر باشد. در آخر فراموش نکنید که افراد یک شغل بد را ترک نکرده و مدیر بد را رها خواهند کرد. به همین خاطر نباید از اهمیت رفتار خود با کارمندان در جلب رضایت شغلی و وفاداری آنها غافل شد.

3-برنامه دقیق برای بازنشستگی

هر کارمندی نیاز دارد تا نسبت به آینده خود اطمینان کافی را داشته باشد تا با اطمینان برای چندین سال متمادی به کار خود ادامه دهد. به همین خاطر نیز ضروری است تا از همان روزهای اول، برنامه خود را برای دوران بازنشستگی آنها اعلام کرده و نظرات آنها را جویا شوید. درواقع نباید تصور کنید که کارمند باید همواره با برنامه های شما منطبق شود. در بسیاری از موارد بهتر است تا برای یک نتیجه کارآمدتر، به صدای کارمندان خود به خوبی گوش فرا دهید. همچنین این امر که به افراد تیم خود مهارت پس‌انداز و سرمایه گذاری درست را یاد بدهید، در وضعیت زندگی آنها تاثیر بسزایی را خواهد داشت. این امر نه‎تنها کمک خواهد کرد که کارمندان توقع درآمد بیش تری را نداشته باشند، بلکه به کاهش دغدغه های آنها کمک کرده و این امر تمرکز بر روی کار را افزایش خواهد داد.

4-عدم تکراری شدن اقدامات

هر اقدامی با گذشت زمان، تاثیر اولیه خود را از دست خواهد داد. بدون شک این امر باعث خواهد شد تا در درازمدت دیگر امکانات شما توجه افراد را به خود جلب نکند. به همین خاطر ضروری است تا تنوع کافی را داشته و از تکراری شدن آنها جلوگیری کنید. برای مثال در صورتی که یک ورزش گروهی را برای نزدیک تر شدن افراد با یکدیگر و حفظ سلامت آنها انتخاب کرده اید، بهتر است تا پس از مدتی یک ورزش دیگر را انتخاب کنید. همچنین لازم است تا این اطمینان را برای کارمندان خود ایجاد کنید که در صورت ترک شرکت، با پایمال شدن حقوق آنها مواجه نخواهد شد.

5-یک برنامه کاری منعطف

هیچ فردی از زیر ذره‎بین قرار گرفتن و محدود بودن، استقبال نخواهد کرد. به همین خاطر نیز ضروری است تا در برنامه کاری افراد، به شرایط و توانایی های آنها توجه داشته و از اعمال فشار بیش از حد جلوگیری کنید. همچنین برنامه‎ریزی شما باید به صورتی باشد که فرد نیز بتواند در آن دخالت کرده و تغییرات مدنظر و مورد نیاز خود را اعمال کند. نکته دیگری که باید به آن توجه داشته باشید این است که مقایسه کردن کارمندان با یکدیگر امری کاملا مضر بوده و محیط سالم شرکت را به فضای رقابت ناسالم تبدیل خواهد کرد. در آخر ذکر این نکته ضروری است که دورکاری از جمله روش های انجام کارها محسوب می-شود که در رابطه با آن نباید تصور کرد که تنها مختص به افراد و جایگاه های خاصی است. به همین خاطر هر فعالیتی که قابلیت این امر را دارد، باید به صورت دورکاری انجام شود تا فرد در برنامه های خود برای زندگی شخصی نیز با مشکل مواجه نباشد.

6-پیشرفت شغلی

تمامی کارمندان به موقعیت فعلی خود تنها به عنوان پلی برای پیشرفت نگاه می کنند. به همین خاطر ماندن در یک جایگاه برای مدت طولانی، نارضایتی بسیاری را به همراه خواهد داشت. در این رابطه لازم است تا برنامه ای مرحله ای و دقیق برای افزایش مهارت و دانش کارمندان خود داشته باشید. این امر نه‎تنها به نفع شرکت خواهد بود و سطح کاری تیم را افزایش خواهد داد، برای افراد نیز مزیت های فوق‎العاده ای را به همراه خواهد داشت. در رابطه با دوره های آموزشی لازم است تا به دنبال کارآمدترین ها باشید و از آموزش از راه دور و موارد نوین در این زمینه غافل نشوید.

7-امکانات برای مرخصی و تعطیلات

هر شرکتی برای سفر و تعطیلات کارمندان خود امکاناتی را تعیین می کند. این موارد می تواند شامل مکان هایی برای استقرار در شهرهای مختلف، تخفیف های ویژه برای استفاده از وسایل نقلیه و... باشد. اگرچه در این رابطه هر شرکتی باید با توجه به امکانات خود عمل کند، با این حال توجه داشته باشید که مکانی برای استقرار و استراحت از اهمیت به مراتب بیشتری نسبت به سایرین موارد برخوردار خواهد بود. همچنین این امر که برای مرخصی ها بیش از حد سخت گیر نباشید نیز از دیگر خواسته های اصلی کارمندان محسوب می-شود.

8-امنیت شغلی

کارمندان باید این اطمینان را داشته باشند که تا زمانی که کار خود را به خوبی انجام می دهند، هیچ گونه مشکلی برای آنها به وجود نخواهد آمد. با این حال تحت هر شرایطی این احتمال وجود دارد که افراد با مشکلی مواجه شوند که لازم است تا مدیریت حمایت لازم را داشته باشد. به همین خاطر ایجاد حس امنیت شغلی، از دیگر خواسته اصلی کارمندان محسوب می شود.

9-حفظ احترام

این امر که نگاه از بالا به پایین نسبت به کارمندان خود داشته و احترام متقابل را بی‎دلیل تصور کنید، بدون شک رضایت افراد را با کاهشی شدید مواجه خواهد ساخت. درواقع هر فردی نیاز دارد تا بتواند عزت نفس خود را حفظ کند. به همین خاطر باید از رفتارهای غیرمودبانه و تحقیرآمیز خودداری کرد.

در نهایت توجه داشته باشید که مدیر شرکت، باید به عنوان با دانش ترین فرد تیم، نقشی فعال را داشته و ارتباط خود را با تیم شرکت حفظ کند تا در صورت بروز کوچکترین مشکل، ضمن شناسایی سریع اقدام به برطرف کردن آن کند. در این رابطه توجه داشته باشید که این امر که نشان دهید که افراد شرکت برای شما مهم هستند، کافی بوده و حتما نباید به دنبال انجام کارهای بزرگ و خارج از توان خود باشید.

منبع: فرصت امروز



نظرات()   
   

پذیرش پیشنهاد فرصت شغلی جدید، راه اندازی استارتاپ خودتان و یا حتی استخدام شدن برای یک شغل دولتی همگی بستگی به توانایی شما در ارزیابی فرصت هایی دارد که هر روز دَر خانه شما را می زنند!

سوال این است که آیا راهی وجود دارد که مهارت شما را در تشخیص و یا حتی پیش بینی فرصت های آینده یاری کند؟ به راستی کارآفرینان موفق چگونه این مهارت را کسب کرده اند؟

 حتما شما هم مانند بسیاری از مردم فرصت های طلایی زیادی در زندگی تان داشته اید و درست مانند آن ها این فرصت ها را خیلی راحت از دست داده اید چون نفهمیده اید که این فرصت ها چقدر خاص هستند و اگر از دست شان بدهید احتمالا دیگر هرگز به سراغ تان نمی آیند.

ناراحت نباشید! حتی ماهرترین کارآفرینان هم گاهی فرصت های خوبی را از دست می دهند. به عنوان شرکت سرمایه گذاری بِسِرمنت بر روی تعداد زیادی از استارتاپ ها همچون اپل، گوگل و… سرمایه گذاری کرده است اما در عین حال فرصت های زیادی را هم در این بین از دست داده است. مهم این است که شرکتی مثل بسرمنت از فرصت های از دست رفته درس گرفته است و در آینده تلاش بیشتری برای بهر برداری از فرصت ها می کند.

موفقیت نهایی ما حاصل شناسایی و بهره برداری از فرصت هایی است که امروز در محیط پیرامون مان وجود دارند. اگر شما بتوانید مهارتی بیشتر از عامه ی مردم در تشخیص فرصت های کارآفرینانه به دست آورید بدون شک آینده ی شغلی درخشانی خواهید داشت، اما چگونه این مهارت را کسب کنید؟ با درک راهکارهایی که در ادامه برایتان تشریح می کنیم:

۱. به یک ایده ی کامل و بدون نقص نیاز ندارید

شما معمولا زمانی ایده ی کسب و کارهای موفق را می شنوید که به خوبی گسترش داده شده اند اما واقعیت این است که این ایده ها در ابتدا خام و ناقص بوده اند. شما زمانی که ایده ای را می شنوید احتمالا به بسیاری از نقص هایش پی خواهید برد اما این مساله نباید شما را از دیدن فرصت هایی که در دل این ایده ها نهفته است غافل کند. معمولا وقتی متخصص جوانی در یک شرکت استخدام می شود نقص ها و اشکالات آن را می بیند حتی اگر شرکت بزرگی مانند گوگل باشد. اما چیزی که این افراد باهوش و جوان از دیدنش غافل می شوند فرصت هایی است که برای پیشرفت و بهبود وجود دارد. اگر منتظر این هستید که ایده ای کامل و بدون نقص به سراغ تان بیاید فقط وقت تان را تلف می کنید. چنین ایده ای وجود ندارد. البته این بدان معنی نیست که هر ایده ی ارزش دنبال کردن را دارد. بر روی ایده های کسب و کاری خود تحقیق کنید. زمانی که مطمئن شدید به قدر کافی خوب و سودآور هستند سعی کنید برای برطرف کردن نقص هایش راهکاری بیابید نه اینکه ایده تان را به کلی فراموش کنید.

۲. آینده با علم امروز ساخته می شود نه علم فردا

نوآوری ها و محصولات آینده به وسیله ابزارها و تکنولوژی هایی که امروز در دست شما هستند ساخته می شوند. کاملا در اشتباه هستید اگر فکر می کنید که یک ابزار و اختراع جدید ، فرصتی را برای نوآوری به وجود می آورد. بسیاری از مردم منتظر رسیدن یک تکنولوژی جدید هستند تا بتوانند به وسیله آن فرصت های کسب و کاری جدیدی به وجود آورند. گرچه اختراعات و تکنولوژی می توانند فرصت های تازه ای پدید آورند با این حال بسیاری از فرصت ها در به کارگیری و استفاده متفاوت از تکنولوژی های موجود نهفته اند. آیفون همان گوشی تلفن همراه بود فقط کمی پیشرفته تر و یا آیپاد به وسیله تکنولوژی هایی که وجود داشتند ساخته شد.

با توجه به این نکته، هنگام ارزیابی فرصت ها به تکنولوژی هایی که هنوز وجود ندارند فکر نکنید. تنها ابزاری که در اختیار شماست علم و تکنولوژی امروز است. به آینده فکر نکنید، آن را بسازید.

۳. هر ایده باید در زمان مناسبش اجرایی شود

یکی از مهم ترین سوالاتی که به عنوان یک کارآفرین باید به آن جواب بدهید این است: آیا الان زمان مناسبی برای پیاده کردن ایده تان است؟ ایده های فوق العاده ی زیادی وجود دارند که تا رسیدن زمان مناسب به یک فرصت کارآفرینانه تبدیل نمی شوند.

یکی از بزرگترین عوامل موفقیت فیس بوک این بود که در زمانی مناسب راه اندازی شد. امروزه شبکه های اجتماعی موبایل محور به موفقیت های عظیمی دست پیدا کرده اند. دلیل آن هم استفاده گسترده از اسمارت فون ها و در دسترس بودن اینترنت پرسرعت در بسیاری از کشور هاست. اما تاریخچه شبکه های اجتماعی به دهه نود و یا حتی قبل از آن باز می گردد. تمامی آن استارتاپ ها شکست خوردن چون در آن زمان استفاده از اینترنت به خصوص برای برقراری ارتباط بین افراد به اندازه ی امروز نبود.

۴. شکست پنجره به فرصت های جدید است

وقتی در اجرای ایده ای شکست خوردید از آن دست نکشید. اتفاقا شکست نشان می دهد که ایده تان ارزش دنبال کردن را دارد. در واقع بهترین فرصت ها زمانی شناخته می شوند که شما بارها در اجرای ایده شکست بخورید. در سال ۲۰۰۵ یوتیوب راه اندازی شد در حالی که در همان زمان حداقل ۳۰ سایت به اشتراک گذاری ویدیو دیگر هم وجود داشتند. از سال ۱۹۹۹ همه ی این شرکت ها با شکست مواجه شدند. اما این به خاطر بد بودن این ایده نبود. همانطور که بعدها یوتیوب با تغییرات کمی توانست یکی از موفق ترین کسب و کارهای مبتنی بر وب را بر پایه همین ایده راه اندازی کند.

برای اینکه فرصتی را به خوبی ارزیابی کنید، اول باید ببیند که چرا تلاش های قبلی برای اجرایی کردن اش شکست خورده است. مثلا در ماجرای یوتیوب بسیاری از استارتاپ های مشابه قبلی به خاطر کم بود پهنای باند اینترنت شکست خوردند. اگر مشکلی که باعث شده ایده تان قبلا شکست بخورد را کشف کنید و برطرفش سازید مطمئنا موفق خواهید شد.

هر ایده ای که شما دارید به احتمال زیاد بارها اجرایی شده و شکست خورده است. اگر نتوانید مشکل را پیدا کنید نمی توانید در اجرای این ایده موفق شوید. باید کاخ موفقیت خود را با استفاده از خرابه های شکست های قبلی بسازید.

منبع: اقتصاد آنلاین





نظرات()   
   

رابطه مناسب میان برندها و کارمندان شان همیشه دارای اهمیت است. یکی از نظرسنجی های موسسه گالوپ بیانگر عملکرد بهینه کارمندان دارای تعامل بهتر با شرکت ها از نظر کیفی است. براساس این نظرخواهی کارمندان دارای رابطه مناسب با شرکت های شان ۱۷درصد خلاق تر از سایرین هستند. همچنین این دسته از کارمندان ۲۱درصد عملکرد بهتر در زمینه سودآوری و ۲۰درصد فعالیت بهتر در حوزه فروش دارند.

 به طور کاملا واضح، داشتن کارمندان دارای رابطه مطلوب با شرکت مان سطح کلی بهره وری را افزایش می دهد. در این میان تفاوتی میان اندازه، بودجه و حوزه کسب وکار شرکت ها نیز وجود ندارد. موسسه گالوپ در یکی از بزرگترین پژوهش های خود آمار جالبی در مورد کارمندان سراسر جهان به دست آورده است. بر این اساس فقط 15درصد از کارمندان شرکت ها در سراسر جهان دارای رابطه ای نزدیک و مطلوب به شرکت های شان هستند.

ارتباط تاثیرگذار با کارمندان

باتوجه به آمار موسسه گالوپ بسیاری از برندها نسبت به اهمیت توجه به ایجاد رابطه ای پایدار با کارمندان شان بی توجه هستند. بدون تردید در صورت توانایی برند ما در زمینه جلب نظر کارمندانش مزیت بسیار بزرگی کسب می کنیم. با این حال شیوه انجام چنین کاری محل بحث است. هدف اصلی این مقاله بررسی راهکارهای ایجاد رابطه ای تاثیرگذار با کارمندان در کسب وکارهای مختلف است.

1. اطمینان از انتقال احساس شنیده شدن نظرات کارمندان

کارمندانی که احساس توجه مدیران شرکت به نظرات شان را دارند، به طور قابل توجهی انرژی و توان بیشتری خرج موقعیت شغلی شان می کنند. این دسته از کارمندان اشتیاق بیشتری در مواجهه با طرح های اضافه کاری برندها از خود نشان خواهند داد. به این ترتیب با توجه به ایده ها و گفته های کارمندان شرایط برای کار بیشتر و البته مفیدتر فراهم می شود. فراتر از این، توجه به ایده های کارمندان فرصت های کاری بسیار مهمی را پیش روی ما خواهد گذاشت. این امر به دلیل نگاه متفاوت کارمندان به مسائل کسب وکار است. به این ترتیب آنها توانایی مشاهده و درک نکاتی کاملا پوشیده بر ما را دارند.

در صدر درخواست های اغلب کارمندان از مدیران خود ایده «توانایی گفت وگوی آزادانه با مدیر بخش» در رتبه نخست قرار دارد. اگر شما دارای شرکتی بزرگ با سلسله مراتب مدیریتی چند لایه هستید، باید این قواعد دست و پاگیر را فراموش کنید. به این ترتیب کارمندان هر بخش باید توانایی گفت وگوی آزادانه با مدیران بخش خود و دیگر بخش ها را داشته باشند. این امر هم از طریق گفت وگوی رو در رو و هم پل های ارتباطی نظیر ایمیل امکان پذیر است.

پذیرش انتقادات به صورت مناسب از ضرورت های مدیریت مناسب هر مجموعه ای است. به این ترتیب مدیران باید توانایی هضم انتقادهای مختلف را داشته باشند. در غیر این صورت کارمندان بدان ها اعتنای چندانی نخواهند کرد.

چالش اصلی شرکت های بزرگ دشواری ترتیب جلسات ملاقات کارمندان با مدیران است. به دلیل حجم بالای کاری این شرکت ها ترتیب چنین ملاقات هایی به معنای توقف کارها برای چند ساعت است. در مقیاس کسب وکارهای بزرگ همین چند ساعت تاثیر انکارناپذیری بر روی برندها خواهد داشت.

به منظور ایجاد راه ارتباطی ساده و سریع تر، از نرم افزار Smarp استفاده کنید. این نرم افزار امکان برقراری ارتباط تصویری، متنی و صوتی میان کارمندان و مدیران را فراهم می کند. همچنین با استفاده از Smarp کارمندان امکان برقراری ارتباط با یکدیگر را نیز دارند.

2. همه را مطلع نگه دارید

هیچ کس علاقه ای به آگاهی از خبری به عنوان آخرین نفر ندارد. همه ما احساس مناسبی از اطلاع به موقع اخبار پیدا می کنیم. به این ترتیب شرکت ها باید نسبت به علاقه کارمندان شان نسبت به آگاهی از امور جاری و ایده های آتی توجه کافی نشان دهند. مواردی نظیر تاریخ رونمایی از محصولات تازه، شیوه ارتقای کارمندان و مراسم های مختلف از جمله مهم ترین موارد برای اطلاع رسانی به کارمندان است.

هنگامی که کارمند ما اطلاع کافی از نحوه مدیریت شرکت دارد، به سادگی امکان مشاهده تاثیر تلاش هایش بر روی سرنوشت کسب وکار را خواهد داشت. به عنوان مثال، ایجاد رابط کاربری مناسب برای دسترسی کارمندان به اطلاعات مربوط به سود حاصل از جدیدترین پروژه شرکت تاثیر انکارناپذیری در افزایش انگیزه آنها خواهد داشت. به عبارت ساده، با چنین کاری کارمندان تاثیر عینی تلاش های خود بر روی سرنوشت شرکت را مشاهده می کنند.

اگر شما قصد تزریق هیجان به کارمندان تان از طریق اطلاع رسانی به آنها را دارید، اطلاعات مذکور در سطرهای قبلی را در قالبی دوستانه در درون شرکت منتشر کنید. فرمت هایی نظیر مطلب وبلاگی، نمودارها و ویدئو گزینه های مناسبی برای اطلاع رسانی پیرامون شرکت خواهد بود. یک ایده خلاقانه در این زمینه ایجاد خبرنامه ای برای شرکت است. به این ترتیب کارمندان در فواصل زمانی معین اخبار تازه شرکت را در قالب ایمیل یا نامه دریافت خواهند کرد. راه اندازی یک سیستم اطلاع رسانی درون شرکتی نیز در این مسیر کمک شایانی به شما خواهد کرد.

منبع: فرصت امروز



نظرات()   
   

شاید کسب و کار شما هنور در دوره خردسالی باشد، با این حال عملکرد مطلوبی از خود نشان می دهد. به طور معمول صاحب های کسب و کارهای کوچک علاقه‎مند به توسعه شرکت شان هستند. آنها آمادگی انجام هر کاری برای تحقق این هدف را نیز دارند، با این حال همیشه یک مشکل پیش روی آنها قرار می گیرد. جالب اینکه مشکل مورد نظر خود آنها هستند.

مشکل اساسی بسیاری از کسب و کارهای کوچک فقدان تجربه در زمینه بازاریابی در کنار عدم ساماندهی تیم بازاریابی است. بدون تردید با توجه به وضعیت بسیاری از کسب و کارهای کوچک امکان همکاری با آژانس های بازاریابی وجود ندارد. بنابراین چه باید کرد؟ چگونه امکان راه‎اندازی کمپین بازاریابی دیجیتال برای کسب و کارهای کوچک وجود دارد؟ در این مقاله من قصد بررسی راهکارهایی برای پاسخگویی به این پرسش را دارم.

1. ایجاد یک روال عادی

به منظور دستیابی به موفقیت در عرصه بازاریابی تعیین یک روال عادی در شرکت مان ضروری خواهد بود. به عنوان یک کارآفرین، شما مسئولیت های بسیار بیشتری از آنچه جایگاه مدیریتی بیان می کند، دارید. بازاریابی فقط یکی از دغدغه های شما به عنوان کارآفرین خواهد بود.

توصیه من در این بخش تلاش برای اختصاص مقدار زمانی مناسب برای بازاریابی است، حتی اگر زمان مورد نظر فقط یک ساعت در هفته باشد. اقدام منطقی در این میان تنظیم روالی مناسب با توانایی های مان است. به این ترتیب رعایت آن تضمین خواهد شد. بدون تردید در ابتدا ما توانایی اختصاص زمان زیادی به فرآیند بازاریابی را نخواهیم داشت. با این حال شروع کار با هر مقدار زمانی موجب عادت مان به آن می شود. به این ترتیب در آینده مقدار زمان بیشتری به فرآیند بازاریابی اختصاص خواهیم داد. اگر ما توانایی رعایت روالی عادی مخصوص بازاریابی را داشته باشیم، تاثیرات مثبت آن به زودی کسب و کارمان را تحت تاثیر قرار خواهد داد. در غیر این صورت بدون برنامه ای منظم تمام زحمات مان بر باد می رود.

2. اولویت‎بندی هوشمندانه

بدون تردید در عرصه کسب و کار زمان مانند پول است. بازاریابی آنلاین کسب و کار در هر صنعتی اهمیت دارد. با این حال مقدار زیادی کارهای دیگر نیز برای رسیدگی وجود دارد. درست به همین دلیل ما باید بر روی الگویی از بازاریابی همراه هماهنگی بالا با کسب و کارمان تمرکز کنیم.

به منظور شروع یک کمپین بازاریابی دیجیتال بدون داشتن هرگونه بودجه ای باید به دستیابی طبیعی به مخاطب هدف در شبکه های اجتماعی توجه کنیم. همچنین توجه به الگوی بازاریابی محتوایی نیز دارای اهمیت بالایی است. یک توصیه منطقی در این میان نگارش محتوای جذاب و کاربردی برای سایت برندمان و همینطور فعالیت به عنوان نویسنده میهمان در سایت های بزرگ است. به این ترتیب دیگران با برند و کسب و کار ما آشنا خواهند شد.

اگر شما از بودجه ای مناسب برخوردار باشید، کار بازاریابی ساده تر خواهد شد. در این میان مشکل بسیاری از برندها فقدان زمان کافی برای سرمایه‎گذاری بر روی فرآیند بازاریابی است. توصیه من در این زمینه شروع کار با الگوی بازاریای مبتنی پرداخت بر اساس هر کلیک (PPC) است. در این مدل به ازای هر مقدار کلیک کاربران بر روی بنر تبلیغاتی آنلاین مان به سایت میزبان تبلیغ پول پرداخت می شود. بدون تردید این الگو بهترین شیوه بازاریابی دیجیتال محسوب نمی شود، با این حال برای شروع کار مناسب خواهد بود. مزیت اصلی این شیوه نتیجه‎بخشی در کوتاه‎مدت است. بنا بر این برند تازه کار ما مزه موفقیت در عرصه بازاریابی را خواهد چشید. این امر امیدواری بیشتری به ما در راستای ادامه مسیر می دهد. نکته مهم درخصوص الگوی بازاریابی پرداخت براساس هر کلیک توقف آن پس از کاهش تمایل ما به پرداخت هزینه است.

3. استفاده از ابزار طبقه‎بندی کارهای بازاریابی

اکنون شما یک روال عادی بازاریابی در شرکت تان دارید. همچنین کانال بازاریابی مورد نظرتان را نیز مورد شناسایی قرار داده اید. بی‌شک این فرآیند برای شروع کار بسیار عالی است، با این حال قدم بعدی شما چه خواهد بود؟ همانطور که پیش از این بیان کردم، زمان در عرصه کسب و کار مانند پول است. به همین دلیل باید برنامه ای دقیق برای مدیریت بهینه زمان مان داشته باشیم. استفاده از ابزار طبقه‎بندی کارهای بازاریابی دستیابی به این هدف را ساده تر خواهد کرد.

مزیت اصلی استفاده از ابزار طبقه‎بندی کارهای بازاریابی امکان رسیدگی به کارهای دارای اهمیت و فوریت در مرحله نخست است. خوشبختانه بسیاری از این ابزارهای با بهره‎مندی از هوش مصنوعی امکان ارزیابی و تحلیل وضعیت کارهای پیش روی ما را دارند. به این ترتیب آنها برنامه کاری ما در عرصه بازاریابی را به صورت خودکار طبقه‎بندی خواهند کرد. بدون تردید استفاده از ابزارهای هوشمند برای بازاریابی جذاب خواهد بود. با این حال هدف اصلی ما در اینجا بهره‎مندی از جذابیت بیشتر نیست. در حقیقت کاهش زمان مورد نیاز برای جست وجوی تکنیک های بازاریابی دیجیتال و بهبود وضعیت پیگیری امور در جریان از مهم ترین اهداف پشت این حرکت محسوب می شود. به این ترتیب ما زمان کافی برای توجه به سایر بخش های کسب و کارمان را خواهیم داشت.

4. ضرورت ارزیابی نتایج

بدون تردید خواسته هر برندی اطمینان از ثمربخشی زحماتش در عرصه بازاریابی دیجیتال است. هیچ‎کس علاقه ای به فعالیت سخت و سپس عدم دستیابی به اهداف اش را ندارد. واقعیت حوزه بازاریابی از شکست بسیاری از برندها در زمینه دستیابی به اهداف شان حکایت دارد. به این ترتیب باید به فکر راهکاری برای پیشگیری از شکست در عرصه کسب و کار باشیم. نکته مهم درخصوص فرآیند بازاریابی ضرورت آگاهی از هدف یا اهداف مان است. آیا هدف شما در این میان افزایش ترافیک سایت تان است؟ به عبارت بهتر، ما باید براساس اهداف مان دست به ارزیابی نتایج فرآیند بازاریابی برندمان بزنیم. در غیر این صورت معیار درستی برای سنجش موفقیت مان نخواهیم داشت. بنابراین در اینجا ما ابتدا باید هدف اصلی مان را شناخته و سپس به سراغ یافتن راهکاری برای ارزیابی آن باشیم.

بخش تحلیل و ارزیابی گوگل یکی از بهترین راهکارها برای ارزیابی نتایج است. این ابزار تحت عنوان Google Analystics در دسترس کاربران قرار دارد. برندها امکان استفاده از این ابزار برای مشاهده میزان ترافیک سایت و مقدار مطالعه هر مطلب از سوی کاربران را دارند. همچنین در زمینه شبکه های اجتماعی نیز امکان دسترسی به اطلاعات مفید براساس ارزیابی داده های طبقه‎بندی شده پلتفرم ها وجود دارد. به عنوان مثال، اینستاگرام، توییتر و فیس‎بوک اطلاعات طبقه‎بندی شده و کاربردی را در اختیار اکانت های تجاری قرار می دهند. تنها باید اکانت مان در این پلتفرم ها را به حالت تجاری درآوریم.

5. تصمیم‎گیری های داده محور

زمان در اختیار ما بسیار باارزش است، بنابراین باید از تمرکز بر روی نتیجه‎بخش ترین استراتژی های بازاریابی اطمینان حاصل کرد.

استفاده از ابزار Google Analystics امکان مشاهده اطلاعات مهمی در مورد سایت برندمان را فراهم می کند. نکته مهم در این میان تمرکز بر روی بهترین پست ها و مطالب مان در دنیای آنلاین است. به عبارت بهتر، بازدید و لایک بیشتر یک پست نسبت به دیگر محتوا بیانگر علاقه بیشتر کاربران به ماهیت آن است. بنابراین ما باید به دنبال تولید بیشتر محتوای مورد پسند مخاطب ها باشیم. این امر نیز از طریق ارزیابی سلیقه کاربران صورت می گیرد. در بسیاری از موارد مردم علاقه بیشتری به یک سری از موضوع ها یا فرمت‎های محتوایی نشان می دهند. به عنوان مثال، فرمت ویدئو دارای محبوبیت به مراتب بیشتری در مقایسه با سایر فرمت هاست. به همین دلیل نیز اغلب برندها اکنون سرمایه‎گذاری بسیار بالایی بر روی این فرمت انجام می دهند.

6. تقویت عضلات بازاریابی مان

شاید شما فرآیند بازاریابی را لذت‎بخش بیابید. در این صورت، دستیابی به موفقیت برای شما بسیار ساده خواهد بود. در صورت علاقه به حوزه بازاریابی امکان کسب آموزش های کاربردی و افزایش مهارت وجود دارد. شرکت در این دوره های آموزشی و افزایش اطلاعات مان در حوزه بازاریابی به تقویت آنچه عضلات بازاریابی شرکت نامیده می شود، کمک خواهد کرد. در نتیجه فرآیند بازاریابی برند ما با سهولت بیشتری دنبال خواهد شد. در این میان برای بهبود عضلات بازاریابی برندمان باید به دنبال ایجاد لوگو جذاب، صدا و شعار تبلیغاتی باشیم. این سه عنصر به تاثیرگذاری کمپین های بازاریابی ما کمک شایانی خواهد کرد. در غیر این صورت امکان بهره‎مندی از اهداف موردنظرمان وجود نخواهد داشت.

به موازات پیشرفت برندمان و امکان استخدام بازاریاب های دیجیتال، افزایش آگاهی مان در زمینه بازاریابی به ایجاد رابطه‎ای بهتر با اعضای تیم بازاریابی شرکت کمک خواهد کرد. حتی اگر ما به سراغ همکاری با آژانس های بازاریابی برویم، باز هم شانس تعامل سازنده و بهتری با آنها را خواهیم داشت.

بازاریابی نیازمند زمان است

موفقیت در عرصه بازاریابی دیجیتال یک شبه رخ نمی دهد، بنابراین باید اندکی شکیبایی مان را تقویت کنیم. مشکل اصل بسیاری از برندها در این میان تلاش برای کسب موفقیت سریع است. به همین دلیل در صورت عدم مشاهده موفقیت در بازه زمانی اندک به سرعت ناامید می شوند. همانطور که در بخش های قبلی اشاره کردم، اختصاص زمان کافی برای فرآیند بازاریابی اهمیت بالایی دارد. نیازی هم به اختصاص زمان بسیار زیاد از همان ابتدای کار نیست. هرچه زمان بیشتری را در حوزه بازاریابی صرف کنیم، مهارت های مان بیشتر می شود. به این ترتیب امکان توسعه بهتر محتوای بازاریابی مان فراهم می شود. نکته مهم در این میان به یاد داشتن ضرورت شکیبایی و تداوم در فعالیت بازاریابی است.

بدون تردید توسعه جلوه آنلاین برندمان یکی از تجربه های جذاب خواهد بود. تداوم در این عرصه ما را به سوی نتایج مطلوب راهنمایی خواهد کرد.


منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   

در شرق منهتن یک کافه کوچک و بسیار جالب وجود دارد. من اخیرا در سفرهای کاری ام به آنجا سر زده ام. در حقیقت من در طول چند ماه اخیر به یافتن محیط های جالب برای نگارش مقاله و ساماندهی به کارهای مشابه ام علاقه مند شده ام. کافه مورد بحث من یکی از بهترین محیط ها برای استراحت و رسیدگی به کارهای جزئی محسوب می شود. در حقیقت به محض ورود دیگر هیچ علاقه ای به ترک آنجا نخواهید داشت.

 منوی آنها شامل بسیاری از خوراکی های شناخته شده با طرز تهیه مخصوص است. به این ترتیب تقریبا با سلیقه تمام افراد سازگاری دارد. همه چیز در این کافه کاملا زیبا، با اصالت و چشم نواز طراحی شده است. همه اینها تا پیش از صحبت یکی از کارمندان پشت پیشخوان با یکی از مشتریان بود. مشتری مورد از تفاوت بین گلاتو و بستنی پرسید. پاسخ کارمند پشت پیشخوان به این ترتیب بود: «من نمی دانم. هنگامی که در کافه دیاری کوئین کار می کردم، هر دو به نظرم بستنی می آمدند.»

به راستی تا مدت زمانی طولانی چنین رخدادی را باور نکردم. فرض کنید یک مشتری وارد فروشگاه اپل شده و سوالی در مورد تفاوت میان مک بوک پرو و محصولات دِل بپرسد. چنین واکنشی را از سوی کارمند فروشگاه اپل در نظر بگیرید: «نمی دانم. همه آنها دکمه های مختلف، منبع تغذیه انرژی و کیبورد دارند.» در صورت چنین پاسخی به زودی کارمند موردنظر فقط سابقه کار ناموفق در فروشگاه اپل را در کارنامه اش خواهد داشت.

برند ما فقط به اندازه بدترین عملکردش خوب ارزیابی می شود

شرکت ها پول زیادی را برای فرآیند بازاریابی خرج می کنند. به عنوان صاحب یک کسب و کار کوچک میزان سرمایه گذاری ما بر روی حوزه بازاریابی بسیار زیاد خواهد بود. طراحی لوگو و سایت رسمی برای برندمان نیازمند صرف هزینه های مشخصی است. همه این عناصر وظیفه کمک به ما در راستای بیان داستان برندمان و جلب نظر مشتریان را دارد.

پس از سرمایه گذاری بر روی بخش بازاریابی نوبت به رفتار با مشتریان می رسد. پس از نخستین تماس تلفنی مشتریان باید به هماهنگی نحوه برخورد کارمندان مان با آنها و اهداف برندمان فکر کنیم. در مورد مثال کافه قبلی این هماهنگی به هیچ وجه رعایت نشده بود. چراکه تمام زحمت های کافه با یک اقدام اشتباه از سوی کارمند پشت پیشخوان بههم ریخت.

اگر شما در زمینه کسب و کار آنلاین فعالیت دارید، به واکنش مشتریان تان در صورت تاخیر چهار روزه در پاسخگویی به ایمیل های شان فکر کنید. بدون تردید چنین رفتارهایی پیام مناسبی را مخابره نخواهد کرد. آیا برند ما توانایی کاهش تاثیرگذاری تجربه های شخصی کارمندان در تعامل با مشتریان را دارد؟

بازاریابی داخلی در برابر بازاریابی خارجی

آنچه در دو بخش قبلی بیان شد، تفاوت میان بازاریابی داخلی و خارجی را بیان می کند. بازاریابی خارجی اموری نظیر تبلیغات، طراحی لوگو و وب سایت را شامل می شود. به عبارت بهتر، تمام کارهایی که برای جلب نظر مشتریان به کسب و کارمان صورت می گیرد.

بازاریابی داخلی شیوه پاسخگویی ما در برابر تماس های مشتریان، پاسخ به ایمیل ها و رفتارمان با آنها در فروشگاه است.

اگر بازاریابی خارجی محل بیان داستان برندمان باشد، بازاریابی داخلی محلی برای تحقق آن داستان خواهد بود. به این ترتیب ما فرصت تحقق وعده ها و ارزش های اصلی مورد تاکید برندمان را خواهیم داشت. به این ترتیب در صورت عدم سازگاری بازاریابی خارجی برندمان با وضعیت بازاریابی داخلی فرآیند جلب اعتماد مشتریان بر هم خواهد خورد. نکته مهم درخصوص بازاریاب داخلی ارتباط آن با تجربه هر روز مشتریان از برندمان است. به این ترتیب یک اشتباه کوچک نیز در این میان کار را خراب خواهد کرد.

درسی برای همه ما

همانطور که در حال نگارش این مقاله بودم، کارمند پشت پیشخوان در میز کناری من همراه با همکارش مشغول نوشیدن هات چاکلت بود. در این میان صحبت وی با همکارش بسیار جالب بود: «نمی توانم صبر کنم تا کار تمام شود، درها را قفل کنم و از اینجا بروم.»

بدون تردید در این مورد درسی نهفته است. در حقیقت دو درس مهم وجود دارد. درس نخست شاید ضرورت عدم استخدام افراد بی علاقه به کسب و کارمان باشد. اگر هم استخدام شان می کنید، باید به آنها در راستای علاقه مندی به کسب و کارمان کمک کنیم. درس دوم، اندکی تامل پیرامون بازاریابی داخلی برندمان خواهد بود، چراکه اگر در این زمینه موفق نباشیم، هیچ کدام از فرآیندهای بازاریابی خارجی مان موفقیت آمیز نخواهد بود.


منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   
شنبه 22 تیر 1398  08:03 ب.ظ

امروزه با وجود رقابت بسیار فشرده میان هتل های مختلف ارائه خدمات باکیفیت، رفع نیازهای مسافرها و کسب بازدیدکنندگان تازه بدل به امری چالش برانگیز شده است. همین امر برخی از هتل ها را مجبور به ارائه برخی سرویس های بسیار عجیب و غریب به منظور جلب توجه مسافرها می کند. طراحی های نامتعارف، منوهای عجیب و حتی انتخاب مکان های غیرعادی برای ساخت بنای هتل از جمله گزینه های عجیب برخی از هتل ها به حساب می آید.

 بدون تردید توجه به ظاهر بیرونی هتل یکی از الزام های هتلداری است، با این حال توجه صرف به نمای بیرونی نیز مشکل ساز خواهد شد. چالش اصلی هنگام اقامت مسافرها در هتل مان و پس از تجربه کیفیتی پایین تر از سطح انتظارشان روی می دهد. در اینجا باید اصول اولیه کسب و کار و توسعه آن را مدنظر داشته باشیم. این امر مستلزم رعایت الگوی مرحله ای و ملایم برای توسعه وضعیت هتل مان است. پرسش در مورد شیوه توسعه برند هتل مان و جایگاهش در بازار کسب و کار همیشه چالش برانگیز است. به همین دلیل در این مقاله من به بررسی پنج توصیه برتر پیرامون آن خواهم پرداخت.

1. اهمیت سازماندهی مطلوب

هر مجموعه ای باید استانداردهای خاص کاری برای خود داشته باشد. خدمات باکیفیت و عالی همیشه با جزییات کوچک و به ظاهر کم اهمیت شروع می شود. متاسفانه بسیاری از هتل ها از ارائه خدمات باکیفیت به مخاطب شان فقط برخورد با روی باز به هنگام ملاقات در بخش تحویل اتاق را یاد گرفته اند. نکته مهم توجه به خدمت رسانی به مسافرها در قالب یک مجموعه فرآیند بهم پیوسته است. این امر از نحوه رفتار ما با طرف مقابل تا شیوه های نظافت اتاق و طراحی داخلی را شامل می شود.

مشکل اصلی بسیاری از هتل ها نحوه آموزش سریع نیروی کار تازه شان است. به این ترتیب در برخی از اوقات عدم آشنایی کارمندان تازه با رویه هتل موجب بروز نارضایتی در مسافرها می شود. در این زمینه باید کلاس های ویژه آموزشی برای کارمندان تازه برگزار کرد. در غیر این صورت اعتبار برند هتل مان خدشه دار می شود. بدون تردید با پیگیری مناسب توصیه این بخش مقدار قابل توجهی از مشکلات هتل ما حل خواهد شد.

2. همیشه «بله» بگویید

فهم این نکته از سوی مسافرها که هتل ما در تلاش برای فراهم سازی بهترین خدمات است، اهمیت بالایی دارد. در حقیقت ما باید این امر را به طرف مقابل نشان دهیم. در غیر این صورت توانایی جلب نظر آنها و مراجعه دوباره شان در سفرهای بعدی را نخواهیم داشت. به عنوان مثال، اگر فرد دارای یکی از اتاق ها نسبت به وجود ایرادی اعتراض کرد، هر کدام از کارمندان باید در تلاش برای رفع مشکل موردنظر باشد. متاسفانه بسیاری از هتل ها اقدام به انتقال مسئولیت به بخش های مختلف خود می کنند. این امر شاید از نظر سازمانی حاکی نظم درونی هتل باشد، با این حال موجب نارضایتی بیشتر مسافرها خواهد شد. یک مسافر هیچ اهمیتی به ساختار سازمانی هتل ما نمی دهد. وی علاقه مند به اقامتی بی دردسر است. در این میان وظیفه حل و فصل هر مشکلی برعهده ما خواهد بود. اگر یک مسافر برای حل مشکلش مجبور به طرح درخواست بیش از یکبار شود، آنگاه ما دیگر وی را اطرف هتل مان نیز نخواهیم دید.

3. گوش دادن به حرف های کارمندان و قدردانی از تلاش شان

فضای محیط کار نقش انکارناپذیری در کیفیت فعالیت کارمندان بازی می کند. اگر به عنوان رئیس یک هتل همیشه از حضور در میان کارمندان اجتناب کنید، هیچ وقت به مدیری محبوب در میان کارمندان بدل نخواهید شد. همچنین علاقه کارمندان نیز برای ارائه خدمات بهینه کاهش خواهد یافت. کارشناس های هتلداری برخورد مناسب با کارمندان و امکان دسترسی آنها به تمام سطوح مدیریتی را الزامی می دانند. به این ترتیب تلاش ما باید در راستای ایجاد محیطی بهتر برای کار در هتل مان باشد. چنین فضایی علاقه کارمندان به کمک بیشتر را تقویت خواهد کرد. به طور معمول میزان وفاداری کارمندان نیز در این حالت افزایش می یابد.

یکی از نکات مهم در زمینه هتلداری توجه به پیشنهادها و به طور کلی حرف های کارمندان است. این امر علاوه بر کمک به بهبود کیفیت خدمات هتل موجب ایجاد احساس ارزشمندی در کارمندان نیز می شود. توجه به کارمندان و صحبت های شان بهترین روش برای تقویت روحیه آنها به حساب می آید.

4. غافلگیری مسافرها با شبکه های اجتماعی

داشتن هتلی تمیز همراه با کارمندان حرفه ای برای تبدیل به انتخاب اول مسافرها کافی نیست. امروزه مسافرها روز به روز انتظار بیشتری از هتل ها در زمینه تامین امکانات جانبی دارند. به این ترتیب هتل ما باید به فکر تهیه امکاناتی هرچه بهتر برای حفظ جایگاهش در بازار رقابتی هتلداری باشد. در غیر این صورت میزان جذب مسافر ما کاهش شدیدی خواهد یافت.

یک نمونه مطلوب در زمینه ارائه امکانات جذاب برای هتل ها مربوط به زمان اقامت ریچارد برانسون در یکی از هتل های کاناداست. بدون تردید توانایی یک هتل در استفاده مناسب از اقامت شخصیتی مشهور مانند برانسون نقش انکارناپذیری در بهبود وضعیتش دارد. به همین دلیل هتل موردنظر با طراحی لابی ساختما نش به مانند خطوط هوایی گروه ویریجین توجه زیادی را جلب کرد. این امر از طریق شبکه های اجتماعی بازتاب بسیار یافت، تا جایی که حتی خبرگزاری های بزرگ نیز به بررسی نحوه استفاده مناسب این هتل از حضور ریچارد برانسون پرداختند.

توصیه من در اینجا کاملا روشن است: استفاده از امکانات شبکه های اجتماعی برای توسعه جایگاه و معرفی خدمات و ویژگی های هتل مان.

5. توجه ویژه به فناوری های جدید

پیگیری مداوم ترندهای تازه در زمینه هتلداری به احتمال زیاد موجب افزایش پیوسته شهرت هتل مان خواهد شد. وقتی مسافرهای ما کیفیت خدمات و نوآوری های هتل مان را مشاهده کنند، آن را به دیگران نیز خواهند گفت. به این ترتیب شمار مسافرهای هتل مان روز به روز افزایش می یابد.

خوشبختانه امروزه بازار فناوری های نوین به خوبی پاسخگوی نیازهای مختلف کسب و کارهای گوناگون است. هتلداری نیز در میان یکی از این کسب و کارها قرار دارد. چالش های استفاده از نوآوری های دنیای تکنولوژی در دو نکته خلاصه می شود. از یک سو ما باید به طور مداوم وقت کافی برای بررسی آخرین دستاوردهای تازه بگذاریم. از سوی دیگر آشنایی با نحوه استفاده از تکنولوژی های تازه در زمینه هتلداری نیز به سادگی روی نمی دهد. در این میان کاهش نیاز به طی دوره های آموزشی احساس می شود. همچنین باید به یک نکته بسیار مهم دیگر نیز توجه داشت. استفاده از تکنولوژی های جدید نیازمند برخورداری از بودجه ای نسبتا گسترده است. به این ترتیب هتل های تازه کار یا دارای بودجه محدود باید به سراغ راهکار دیگری باشند. البته این امر به معنای ناتوانی هتل های کوچک در زمینه استفاده از نوآوری های مبتنی بر فناوری نیست. آنها فقط باید به دنبال بهره گیری از تکنولوژی های سازگار با میزان بودجه شان باشند.

بنا به گزارش کارشناس های فناوری به هنگام استفاده و بهره گیری از تکنولوژی های تازه باید به نکات ذیل توجه داشت:

• بررسی مداوم بازخوردهای مسافرها به منظور ارزیابی تاثیرگذاری فناوری تازه

• استفاده از سرویس های دیجیتال و هوشمند برای رزرو اتاق

• بهره گیری از سرویس های یکپارچه به منظور مدیریت اتاق ها

• اعلام آخرین اخبار و تغییرات در شیوه خدمت رسانی به مسافرها از طریق سایت رسمی هتل

علاوه بر استفاده از فناوری های بسیار مشهور (رزرو آنلاین اتاق، سیستم دریافت نظرات آنلاین مسافرها و اعلام ایراد اتاق ها از طریق سیستم عیب یاب یکپارچه) باید توجه ویژه ای به طرح های تازه نیز داشت، چراکه طرح های بسیار مشهور را تقریبا اغلب هتل ها استفاده می کنند. تمایز اصلی را استفاده سریع از طرح های جذاب و تازه رقم می زند.


منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   
شنبه 22 تیر 1398  07:55 ب.ظ

امروزه شمار بسیار زیادی از مردم در حال فعالیت به عنوان کارآفرین هستند، با این حال همه آنها به یک اندازه تجربه کسب موفقیت ندارند.

به راستی ویژگی ها و صفات ضروری برای یک کارآفرین موفق کدام است؟ چگونه می توان آن ویژگی ها را به دست آورد؟ در ادامه به بررسی نه ویژگی و صفت برتر کارآفرینان موفق خواهیم پرداخت.

1. اهمیت خلاقیت

آدلاینا سوفیا (موسسه نومو فومو)

به عنوان یک کارآفرین همیشه خود را در مواجهه با چالش ها و مسائل مختلفی خواهیم یافت. در اغلب این چالش های امکان مراجعه به گوگل برای جست وجوی ساده پاسخ موردنظر وجود ندارد، بنابراین باید از خلاقیت خودمان استفاد کنیم. خلاقیت به طور معمول مجموعه ای از مفاهیم پایه ای برخواسته از موضوعات بسیار متنوع به منظور ایجاد تغییر و تحول در زندگی معنا می شود. این امر در زمینه فعالیت های معمولی، نحوه بازاریابی و مدیریت سازمانی معنا پیدا می کند.

2. ایجاد اعتماد به نفس

متیو پودولسکی (موسسه مشاوره حقوقی فلوریدا)

بدون تردید هر کسب و کاری دارای بالا و پایین های بسیار زیادی است، با این حال یک کارآفرین باید در طول زمان های بد نیز اعتماد به نفس خود را حفظ کند. در غیر این صورت ما تصمیم های نادرستی براساس ترس مان، به جای منطق اقتصادی) خواهیم گرفت. در حوزه کسب و کار همیشه نگاه به سوی نیمه پر لیوان و تلاش برای حفظ دیدگاه مثبت ضروری است. فقط در این صورت امکان عبور از شرایط نامناسب برای ما وجود خواهد داشت. هیچ کارآفرین و برندی با دیدگاه های منفی توانایی موفقیت در حوزه کسب و کار را نخواهد داشت. همچنین کمتر مشتری به اینگونه برندها و کارآفرین ها اعتماد می کند.

3. ضرورت انعطاف پذیری

استفانی ولز (موسسه فُرمیدابلز فُرمز)

به عنوان یک کارآفرین موفق باید برای همه چیز آماده باشیم. درست به همین خاطر انعطاف پذیری نقش بسیار مهمی در زندگی حرفه ای کارآفرینان دارد. امور مختلف در حوزه کسب و کار همیشه به صورت درست و مطابق با انتظارات ما پیش نمی رود. اگر ما بر روی یک طرح جذاب سرمایه گذاری کرده ایم، در صورت ناتوانی اش در جلب رضایت مشتریان باید به سرعت تغییرش دهیم. اشتباه بسیاری از برندها تاکید بیش از اندازه بر روی الگوهای غلط شان است. به این ترتیب کمترین علاقه ای به تغییر رویه شان حتی در صورت مواجهه با علائم حاکی از شکست نشان نمی دهند. انعطاف پذیری به ما توانایی مواجهه با هر شرایطی را می دهد. از همه مهم تر، این ویژگی اساسی امکان تغییر جهت کسب و کارمان به صورت سریع و در نتیجه پیشگیری از ضررهای هنگفت را فراهم می کند. نتیجه این تغییر جهت نیز امکان ادامه مجدد مسیر موفقیت خواهد بود.

4. عنصر ماندگاری و تاثیر آن

سالامون تیموتی (برند OneIMS)

هر کارآفرین موفقی که من می شناسم، عنصر ماندگاری را در کارش ایجاد کرده است. من معنای ماندگاری را فرآیند برخواستن و ادامه مسیر پس از هر شکست می دانم. به نظرم ماندگاری حتی یک ویژگی روحی نیست. در عوض نوعی دیدگاه یا سبک نگرش به مسائل محسوب می شود. به طور معمول افراد دارای دیدگاه ماندگاری به چالش ها به مثابه فرصت نگاه می کنند. فرصتی برای موفقیت، اثبات خود، بهبود وضعیت کسب و کار یا شاید جلب نظر مشتریان هرچه بیشتر به کسب و کارشان از جمله مهم ترین اهداف کارآفرینان از اخذ این دیدگاه محسوب می شود. نکته مهم در اینجا عدم تسلیم کارآفرینان موفق است. هر شکستی تا زمانی که منجر به تسلیم ما نشود، مانعی در برابر کسب و کارمان نخواهد بود.

5. داشتن انگیزه برای پیشرفت

سید بلخی (برند WPBeginner)

همه کارآفرینان موفق ویژگی های شبیه به هم دارند. یکی از مهم ترین این ویژگی ها انگیزه بسیار بالا برای پیشرفت و بهبود وضعیت کاری شان است. به این ترتیب آنها تلاش تحسین برانگیزی در راستای بهبود وضعیت کارشان نشان می دهند. یک کارآفرین خوب همیشه از وجود راه ها و شیوه های مختلف برای توسعه و پیشرفت اطلاع دارد. البته این به معنای شناسایی همه راهکارها از سوی وی نیست. به معنای دقیق، او همیشه از نتیجه بخشی تلاش برای یافتن راهکارهای تازه به منظور پیشرفت اطمینان دارد. چنین دیدگاهی معمولا با نظرخواهی از کارمندان در مورد مسائل مهم تقویت می شود. همچنین بسیاری از برندها به عنوان یک پرسش جذاب از کارمندان شان در مورد میزان امیدواری شان به آینده شرکت سوال می کنند. توجه به پاسخ ها و نظرات کارمندان در این شرایط امیدواری بسیار زیادی به برندها در راستای ادامه مسیرشان خواهد داد، چراکه یک کارآفرین به تنهایی امکان شناسایی و فهم همه امور در جریان شرکتش را ندارد. اینجا کمک کارمندان و حتی مشتریان به ما بسیار راهگشا خواهد بود.

6. تمرکز بر روی نیاز به موفقیت

برایس ولکر (موسسه Crush The CPA)

تغییر هویت کارآفرینان جوان و پرشور بدل به کارآفرینان پیر و کم تحرک درست پس از عدم احساس نیاز به موفقیت است. به این ترتیب فقط تا زمان احساس نیاز به موفقیت و پیشرفت کارآفرین از نظر فکری جون و پویا خواهد بود. در طول تاریخ همیشه نوآوری محصول نیاز است. من در تجربه شخصی ام هرگاه خود را در حال استراحت بر روی تخت خواب یا مبل راحتی می یابم، به سرعت اقدام به تقویت انگیزه ام برای کسب موفقیت های بیشتر خواهم پرداخت. به این ترتیب انگیزه و نیازم برای ادامه فعالیت در دنیای کسب و کار تقویت خواهد شد. اگر دقیق نگاه کنیم، همیشه در دنیای کسب و کار فضاهایی برای فعالیت بیشتر وجود دارد. گلایه برندها نسبت به ناتوانی در زمینه فعالیت بیشتر به طور عمده مربوط به کاهش انگیزه شان است. اگر با پیش زمینه نیاز و انگیزه بالا به اطراف نگاه کنیم، همیشه فرصت های مناسبی خواهیم یافت، بنابراین شیوه منحصر به فرد من در مواجهه با دوران رکود تلاش برای تمرکز بر روی نگاه به اطراف همراه با پیش زمینه نیاز است. این امر در طول زندگی ام به خوبی ثمربخش ظاهر شده است.

7. اندکی صبر و تحمل

فیراس کیتانه (موسسه Amerisleep)

در یک نگاه ساده، بسیاری از شرکت های بسیار موفق یک شبه ظاهر شده اند. به این ترتیب آرزویی مشابه برای خودمان در جهت موفقیت یک شبه در دنیای کسب و کار شاید چندان عجیب به نظر نرسد. نکته مهم در این میان بی توجهی بسیاری از ما نسبت به پس زمینه موفقیت شرکت های بزرگ است. به طور معمول مدیران و کارآفرینان این شرکت ها مدت زمان زیادی به تلاش برای کسب موفقیت ادامه داده اند. فقط پس از پایداری و صبر آنها در راستای دستیابی به موفقیت این امکان برای آنها فراهم شده است، بنابراین نگاه ساده انگارانه از بیرون به عنوان یک ناظر به موفقیت های شرکت های بزرگ مبتنی بر مجموعه ای از فرض های غلط است. شرکت های بزرگ تاریخچه جالب و هیجان انگیزی در زمینه تلاش برای کسب موفقیت دارند. به این ترتیب آنها فقط پس از تلاش های بسیار و عبرت گیری از شکست های پرشمارشان به موفقیت های بزرگ دست یافته اند. تلاش برای تمرکز بر روی وجه موفق این برندها بدون لحاظ تلاش های عمده شان در طول زمانی نسبتا طولانی بزرگترین خطر برای کارآفرینان جوان است. این امر موجب عجله و عدم صبر کارآفرینان برای دستیابی به موفقیت خواهد شد. این عدم شکیبایی به نوبه خود استفاده از روش های عجیب و غریب و پرخطر را تقویت خواهد کرد. اگر به دنبال کسب موفقیت پایدار در حوزه کسب و کار هستید، باید صبر و تحمل تان را تقویت کنید. این ویژگی یکی از رویکردها و پایه های فکری الزامی برای هر کارآفرینان موفقی است.

8. اصول شخصی خودیاری

کالین کاسابوف (برند ProTexting)

بزرگترین تفاوت میان داشتن یک شغل و نابودسازی کسب و کار شخصی مان مربوط به توانایی ما در زمینه پرورش اصول شخصی برای خودیاری است. این اصل معمولا به عنوان توانایی افراد در ایجاد انگیزه و روحیه مثبت در راستای استفاده بهینه از موقعیت ها و شرایط کاری اطلاق می شود. به این ترتیب ما با یک مجموعه از توانایی های ضروری برای موفقیت در حوزه کسب و کار مواجه هستیم. برخی از زمینه های خودیاری در عرصه کارآفرینی مربوط به یافتن نظم مناسب برای کار و فعالیت است. بسیاری از کارآفرینان هنوز در زمینه طراحی برنامه ای منسجم و مطابق با توانایی های شان برای کار ناتوان هستند. موفقیت مجموعه ای از کارآفرینان بزرگ براساس یک الگوی مشخص تضمین قطعی برای موفقیت ما با استفاده از آن نیست. در اینجا ما باید خودمان به فکر توسعه برنامه ای اختصاصی برای کسب و کارمان باشیم. دلیل اصلی تاکید من بر روی این امر شناخت درست و بی واسطه ما از توانایی ها و نقاط ضعف مان است. این نکته ما را در راستای طراحی یک برنامه دقیق یاری خواهد کرد.

9. الهام بخش باشید

برایان سامسون (برند ترو نورث)

زمان بسیار زیادی از دوران کاری من به عنوان یک کارآفرین صرف خرید و فروش چیزهای مختلف شده است. این فرآیند خرید و فروش الزاما میان مشتریان روی نمی دهد. تعامل با سرمایه گذارها، کارمندان و بسیاری موارد دیگر را نیز باید لحاظ کرد. با این حساب بسیاری از ما پس از مدت زمانی اندک فعالیت به عنوان کارآفرین دست از کار خواهیم کشید. دلیل این امر ناتوانی و خستگی ما از ادامه روند مذاکره و معامله با دیگران است. کلید تقویت انگیزه ما در این میان به منظور ادامه مسیر در تلاش برای یافت راهکارهای تازه است. به این ترتیب فرآیند تکراری تعامل با دیگران اندکی هیجان انگیز خواهد شد. همچنین از نقطه نظر دیگران ما با تلاش برای به کارگیری راهکارهای مختلف بدل به کارآفرینی الهام بخش خواهیم شد. این امر مستلزم تقویت توانایی ما در ایجاد رابطه پایدار با دیگران است.


منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   

با توجه به نظرسنجی انجام شده در خصوص استراتژی‌های محبوب صاحبان کسب و کارهای کوچک برای بازاریابی، استفاده از رسانه‌های اجتماعی در جایگاه نخست قرار گرفت.

 بر اساس گزارش ارائه شده توسط Keap، حدود نیمی از صاحبان کسب و کارهای کوچک در ایالات متحده، در سال جاری، از رسانه‌های اجتماعی به عنوان بخشی از استراتژی پیش‌برد بازاریابی خود استفاده کرده‌اند. در میان کسانی که از رسانه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند، حدود سه نفر از ده نفر برنامه‌ریزی کرده‌اند که میزان استفاده خود از این رسانه‌ها را در سال جاری افزایش دهند.

در ادامه قابل ذکر است که حدود یک سوم از صاحبان کسب و کارهای کوچک گفته‌اند که رسانه‌های اجتماعی، تبلیغات دیجیتال، بازاریابی به وسیله ایمیل، جست و جوگرها، بازاریابی محتوا و تبلیغات چاپی یا ایمیل مستقیم، بخشی از استراتژی بازاریابی آنها نبوده است.

همانطور که در نمودار مشاهده می‌شود، جایگاه دوم را در لیست استراتژی‌های صاحبان کسب و کارهای کوچک، با میزان 23درصد به بخش تبلیغات دیجیتالی اختصاص دارد.

در نمودار ارائه شده، استراتژی‌های استفاده شده برای بازاریابی توسط صاحبان کسب و کارهای کوچک در سال جاری را مشاهده می‌کنید؛

photo_2019-06-01_17-10-38

مهسا نجاتی

منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :13  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
آخرین پست ها

پاورپوینت ارائه نمایشی درباره مدیریت روابط مشتریان..........پنجشنبه 21 شهریور 1398

پاورپوینت چگونگی راه اندازی یک کسب وکارخوب در دنیای امروز..........پنجشنبه 21 شهریور 1398

درس‌هایی برای استفاده از فضای مجازی در کسب و کار ..........پنجشنبه 21 شهریور 1398

۵ توصیه به کارآفرین‌های تازه کار ..........پنجشنبه 21 شهریور 1398

۸ طرز فکری که در کارآفرینان باید تغییر کند ..........پنجشنبه 21 شهریور 1398

نیم‌وجبی‌های میلیاردر استارتاپی ..........پنجشنبه 21 شهریور 1398

علی‌بابا بازنشسته می‌شود ..........پنجشنبه 21 شهریور 1398

صدای پای گوشی مبتنی بر بلاک‌چین می‌آید! ..........پنجشنبه 21 شهریور 1398

کدام گوشی‌های هوشمند بهترین باتری را دارند؟ ..........پنجشنبه 21 شهریور 1398

اتصال به «وای‌فای»‌های رایگان بی‌خطر نیست ..........پنجشنبه 21 شهریور 1398

آشنایی با ویژگی‌های اپلیکیشن راننده ماکسیم ..........سه شنبه 19 شهریور 1398

رشد خودروهای برقی در اروپا ..........سه شنبه 19 شهریور 1398

اوبر به رانندگانش وام می‎دهد ..........سه شنبه 19 شهریور 1398

کدام کشورها مشتری گوشی‌های ۵G هستند؟ ..........سه شنبه 19 شهریور 1398

بهترین‌های روز دنیای تکنولوژی ..........سه شنبه 19 شهریور 1398

پاورپوینت مدیریت سازمان های ورزشی..........شنبه 5 مرداد 1398

پاورپوینت ارزشیابی شایستگی کارکنان..........شنبه 5 مرداد 1398

چرا کسب و کار ما به سایت رسمی نیاز دارد؟ ..........شنبه 5 مرداد 1398

از الگوی بازاریابی دقیق چه می‌دانیم؟ ..........شنبه 5 مرداد 1398

راهکارهای تعامل با مشتریان سختگیر ..........شنبه 5 مرداد 1398

همه پستها