تبلیغات
آریا مارکتینگ، مجله آنلاین بازاریابی،فروش،کسب و کار و کارآفرینی - مطالب ابر مشتری مداری
چهارشنبه 3 خرداد 1396  11:45 ب.ظ

ما در یک دهه گذشته عادت کرده‌ایم بسیاری از کارهای خود را با استفاده از موبایل‌هایمان انجام دهیم؛ از گرفتن تماس و استفاده از زنگ هشدار و بازی کردن گرفته تا حتی تماشای فیلم. تحول بعدی که هم‌اکنون هم شروع شده، ما را قادر خواهد ساخت با تمام جهان تعامل کنیم.

سال‌ها این جوک در میان «بازاریابان موبایل» رایج شده بود که یک شرکت یا یکی از افراد برجسته صنایع، یک سال را «سال موبایل» می‌نامد. سال 2005، سال موبایل بود؛ هر چند آن سال مصادف با گسترش سیستم‌های عامل بود و نفوذ موبایل در بسیاری از کشورها به شدت افزایش یافت. سال 2006، سال موبایل بود یا بیشتر شبیه سالی بود که داده‌های موبایل تا حد بیشتری به وسیله کاربران عادی موبایل مورد استفاده قرار بگیرد. هر چند هر کدام از این تغییرات بسیار کلیدی بودند، اما شکی نیست که دهه گذشته مهم‌ترین عصر موبایل بوده و هر سال و حتی هر ماه تغییرات و توسعه‌های بسیاری در فضای موبایل رخ داد. به گزارش دنیای اقتصاد، 4 عامل باعث رشد و کاربرد بیشتر موبایل در جوامع شد که از این قرار هستند: ظهور دستگاه‌های هوشمندتر، نرم‌افزارهای هوشمندتر، ارتباطات سریع‌تر و مدل‌های قیمت‌گذاری دست‌یافتنی. با توجه به همزمانی تمامی این مولفه‌ها، شاهد رشد به مراتب بیشتری در استفاده از موبایل و گسترش کاربردهای آن خواهیم بود. این سخن به معنای آن است که بازاریابان موبایل باید استراتژی‌های جدیدی برای مشتریان در حال ظهور آماده کنند.

بر اساس بررسی‌های انجمن بازاریابی موبایل آمریکا، 48درصد از شهروندان این کشور هیچ‌گاه تلفن‌های خود را خاموش نمی‌کنند و 64 درصد آنها هنگام خواب هم دستگاه‌های موبایل خود را در کنار تختشان می‌گذارند. عجیب به نظر نمی‌رسد؟ شاید تب موبایل از آنجا بالا گرفت که موبایل برخی از ستاره‌های تلویزیونی و سینمایی تبدیل به بخشی از مد و پوشش آنها شد؛ یا آنکه باراک اوباما برای ارسال و دریافت لحظه‌ای ایمیل‌های خود از موبایل خود بهره برد. اکنون چنین اقدامی بسیار فراگیر شده و تقریبا تمام مردم به صورت دائمی با اطرافیان خود و سایر شهروندان جامعه در ارتباطند.

در سال‌های گذشته، دستگاه‌های موبایل تغییرات زیادی کرده‌اند؛ شکل آنها، صفحه‌کلید، رنگ‌ها، آنتن‌دهی و... یکی از مهم‌ترین بهبودهایی که در این حوزه اتفاق افتاد، معرفی گوشی‌هایی بود که به صفحات لمسی مجهز بودند. عملا نوکیا پرادا نخستین گوشی صفحه لمسی بود اما معرفی آی‌فون در سال 2007، تمام توجهات را به خود جلب کرد. نه تنها صفحه نمایش بزرگ‌تر شده و کیفیت تصویر بهبود یافته بود، بلکه واکنش به تماس دست به سطح ایده‌آلی رسیده بود. این نقطه عطف فناوری باعث شد که امروزه بتوان شبکه‌های تلویزیونی را با لمس صفحه نمایش آنها عوض کرد یا بسیاری از کارهای اداری را با لپ‌تاپ‌های صفحه لمسی انجام داد. این تب، حتی باعث شد تولیدکنندگان به فکر ارائه کامپیوترهای صفحه لمسی هم بیفتند.

ما در یک دهه گذشته عادت کرده‌ایم بسیاری از کارهای خود را با استفاده از موبایل‌هایمان انجام دهیم؛ از گرفتن تماس و استفاده از زنگ هشدار و بازی کردن گرفته تا حتی تماشای فیلم. تحول بعدی که هم‌اکنون هم شروع شده، ما را قادر خواهد ساخت با تمام جهان تعامل کنیم. برخی از گوشی‌های کنونی مانند گلکسی اس4 سامسونگ می‌تواند فشار، دما و رطوبت محیط را هم بسنجد. در گلکسی اس5 حتی یک حسگر ضربان قلب هم تعبیه شد. اما احتمالا قابلیت‌های گوشی‌های هوشمند در انتهای راه خود است و پس از این بیشترین تغییرات در شکل تعامل ما با اطرافیان و جهان و همچنین کنترل سایر ابزارهای پیرامون خواهد بود؛ به این معنا که به‌زودی خواهیم توانست با گوشی خود تلویزیون را کنترل کنیم، درب خانه را باز کرده یا سیستم امنیتی محل کار خود را غیرفعال کنیم.

این بهبودها در ابعاد مختلف موبایل‌ها همچنان در حال رخ دادن است و فرصت‌های بسیاری برای تولیدکنندگان و بازاریان موبایل فراهم کرده است. مردم از هر قابلیت بیشتری که کنترل و نفوذ آنها را در محیط افزایش دهد، استقبال می‌کنند. اما سایر بازاریاب‌ها و کارشناسان بازاریابی هم فرصت‌های بسیاری برای استفاده از این وضعیت دارند. راه‌حل موفقیت آنها در درک رفتارهای کاربران موبایل است.امروزه افراد انتظار دارند که اطلاعات یا خدمات مورد نیاز آنها در همان لحظه و در دستگاه الکترونیک مناسب همراه آنها قابل دستیابی باشد. اما با مطالعه رفتار کاربران موبایل مشخص می‌شود که در بسیاری از موارد و به‌ویژه در موارد پایه‌ای، تغییر خاصی اتفاق نیفتاده است (فارغ از نیاز به دسترسی آنی به خواسته‌ها).

به‌عنوان مثال، هنوز هم افراد برای خرید خواربار خود یک مسیر مشخص را طی می‌کنند: یک فهرست خرید آماده می‌کنند، به دنبال کوپن‌های تخفیف می‌گردند و سپس خرید خود را انجام می‌دهند. آنها تنها انتظار دارند که بتوانند تمام این کارها را به صورت آفلاین، آنلاین و با استفاده از موبایل خود انجام دهند. این وضعیت، برخی از کارآفرینان و فعالان کنونی بازار را به فکر انداخته تا خدمات مورد نیاز مشتریان خود را فراهم کرده و آنها را قادر سازند نسخه‌ای دیجیتال از فروشگاه آنها را به همراه داشته باشند. مثال دیگری که می‌توان در این زمینه مطرح کرد، سفر کردن است. معمولا افراد پیش از حرکت کارهای مختلفی انجام می‌دهند: تعیین مسیر حرکت خود روی نقشه و انجام دادن پیش‌بینی‌های لازم، آماده کردن فهرست موسیقی‌های مورد علاقه خود و مناسب برای سفر و همچنین پیدا کردن یک اقامتگاه برای اسکان شبانه. امروزه می‌توان تمام این کارها را به وسیله یک گوشی هوشمند انجام داد. اما در هر صورت، نکته آنجا است که با وجود امکان انجام آسان‌تر و لحظه‌ای این فعالیت‌ها، ماهیت آنها تفاوتی نکرده و همان کارهای همیشگی باید انجام شوند. مشتریان همچنان همان رفتارها و عادت‌های خود را دارند و تنها آزادی بیشتری برای تغییر برنامه‌ها و سهولت استفاده از ابزارها دارند؛ به‌ویژه آنکه جی‌پی‌اس به گوشی‌های هوشمند اجازه می‌دهد موقعیت کاربران را شناسایی کرده و پیشنهادهای متناسبی به آنها ارائه دهد. بررسی‌ها نشان می‌دهد بسیاری از مالکان گوشی‌های هوشمند تبلت هم دارند، اما تفاوت در آن است که معمولا تبلت در خانه یا اداره بوده و همواره همراه افراد نیست. بنابراین اگر می‌خواهید خدمتی به آنها ارائه دهید که به صورت لحظه‌ای و آنی مورد نیاز است، باید بر موبایل افراد، اندازه آن و قابلیت‌های ساده و سریع دسترسی تمرکز کنید.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

در کشور ما و در حوزه مدیریت شرکت ها و سازمان ها، اکثر مجموعه ها به جنبه نظری فعالیت تیمی توجه می کنند اما هیچ گونه تلاشی در به کارگیری عملی آن نکرده اند.

به عنوان مثال، در دوره کوتاهی با مدیری کار می کردم که شیوه کارش به این صورت بود که برای تمامی امور جلسه می گذاشت، نظرات را می نوشت، یادداشت می کرد و تظاهر می کرد که به صحبت سایرین اهمیت می دهد، اما در عمل کار خودش را عملیاتی می کرد. نتیجه این شد که آن مدیر در کمتر از یک سال، زیان بالایی را به مجموعه وارد کرد و به لطف رابطه با هیأت مدیره، به جای دیگر منتقل شد که در واقع یک اخراج محترمانه از کار اصلی وی بود.

به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از فرصت امروز، یکی از تکنیک های بازاریابی و فروش در فضای رقابتی امروز که کمتر در شرکت ها و کسب وکارهای ایرانی مورد توجه عملی قرار می گیرد، کار تیمی است. با توجه به لزوم تدوین برنامه جامع و بلندمدت که به عنوان روش های فروش بیشتر در استراتژی سازمان های فروش محسوب می شود، می توان ادعا کرد که کلیه تکنیک های فروش حرفه ای و روش های افزایش فروش در صورتی که با محوریت کار تیمی حرکت نکنند، به نتیجه نخواهند رسید.

ژاپن، کره جنوبی، چین و تایوان چهار قدرت اقتصاد بازار آسیا هستند که از دیرباز در اذهان ما ایرانی ها به عنوان کشورهایی پیشرفته جا گرفته اند. به عنوان مثال، در زندگی ژاپنی تیم و عضویت در آن، اهمیت ویژه ای دارد. در فرهنگ اقتصاد ژاپنی ها، قدرت و اعتماد جمعی، موجه یکه تازی این کشور در قاره کهن شده است.

در نظر بگیرید یک شرکت به آموزش بازاریابی حضوری نیاز دارد. به نظر شما کدام آموزش بازاریابی به بهترین شکل به این نیاز پاسخ می دهد؟ من معتقد هستم آموزشی کارایی بهتری را نشان می دهد که کار تیمی را در عمل ارائه دهد. به همین دلیل است که حتی کشورهای اروپایی و آمریکایی نیز با توجه به تجربه ژاپن به بستر سازی و نهادینه کردن فرهنگ تیمی روی آورده اند.

برای مدیران بازاریابی تیم یک ابزار مؤثر است. به همین دلیل، استخدام مدیر بازاریابی در همه شرکت ها از اهمیت و حساسیت خاصی برخوردار است، چراکه بدون تبیین شرح وظایف کارشناس بازاریابی، مدیریت فروش نیز اتفاق نخواهد افتاد.

ابزارهای مفید در تیم های بازاریابی نیز اهمیت  دارد. به عنوان مثال در یک کسب وکار مرتبط با پخش و توزیع لوازم آرایشی و بهداشتی، داشتن تیم باتجربه اولویت دارد و در کسب و کار تولیدی، تسلط مدیر بازاریابی به زبان انگلیسی بااهمیت است، چرا که تولید بدون در نظر داشتن صادرات بی معناست.

پس در ارزیابی نقش تیم در سازمان بازاریابی، افراد و ابزارها نیز اهمیت دارند. مهم ترین مزیت تیم های کاری این است که می توانند در برابر نیازهای محیط بازار که مهم ترین آن درخواست مشتریان است، به سرعت واکنش نشان داده، سریع تصمیم گرفته و دست به اقدام بزنند.

تیم های کاری، زمینه ساز بهبود کیفیت توسعه بازار شده و در ارتقای عملکرد رقابتی استراتژیک سازمان، سهم بسزایی دارند.

برای درک بهتر مفهوم بازاریابی مسئله ورزش را در نظر بگیرید.

همان گونه که در تیم های ورزشی حرکت هر عضو به موفقیت یا عدم موفقیت دیگر اعضا و در نتیجه برد و باخت تیم می انجامد، موفقیت بازاریابی هر سازمان در گرو تلاش و کوشش مداوم گروه ها و تیم های کاری است.

در چنین سازمانی، شرح وظایف مدیر تبلیغات، تداخلی با بخش تحقیقات بازار ندارد و به همین شکل، شرح وظایف مدیر بازرگانی کاملاً متفاوت با شرح وظایف کارمند فروش است.

شرکت های بسیاری را مشاهده کرده ام که نه مدیر فروش وظیفه خود را به درستی می شناسد و نه کارمند بازاریابی یا فروش. گاهی اوقات به این نتیجه می رسم که در پاسخ این پرسش که مدیریت بازاریابی چیست، باید چنین پاسخ بدهیم که مدیریت بازاریابی به معنی توزیع درست وظایف در سازمان بازاریابی است.

برای ساخت تیمی که بتواند در عرصه های مختلف بازاریابی به اهداف خود برسد، باید انواع بازاریابی تشریح شود.

به همین دلیل، وظایف مدیریت بازاریابی در هر کسب وکار به شکلی کاملاً انحصاری و متفاوت تعریف می شود.

 در این تعریف عناصر و عواملی که سیستم را پویا می کند، باید مورد توجه قرار بگیرد.

از جهت درک بهتر موضوع باز هم یک مثال ساده می زنم. یک شرکت پخش مواد غذایی را در نظر بگیرید که تعداد یک قلم یا چند قلم کالا را می فروشد. مدیرعامل یک تبلیغ در روزنامه . . . یا نیازمندی ها چاپ می کند و در این آگهی، نیاز به مدیر و کارشناس بازاریابی را اعلام می کند. در مواردی که شرکت ها به فرآیندهای تخصصی علمی و عملیاتی توجه بیشتری نشان می دهند، نقش سرپرست نیز مورد توجه قرار می گیرد.

زیرسرپرستان بخش بزرگی از رده مدیریتی تلقی می شوند و به دلیل جایگاه حساس و حیاتی خود، می توانند مدیریت فروش و بازاریابی سازمان و عملکرد آن را تحت تأثیر قرار دهند.

سرپرستی آخرین لایه مدیریت تلقی شده و در چگونگی استفاده از منابع تولید و به ویژه منابع انسانی، نقش بسیار مهم و کلیدی دارد. سرپرستان، سطح تماس رده مدیریت با کارکنان بوده و نقش اصلی و اساسی را در متعادل سازی شرایط کاری سازمان بازاریابی و فروش بر عهده دارند. حال بهتر می توانیم تحلیل کنیم چرا فروش یک شرکت پخش مواد غذایی یا آرایشی بهداشتی با شرکت های دیگر متفاوت است و ممکن است پایین تر یا بالاتر باشد.

تیم در سازمان بازاریابی سبب می شود پیام ها، خواسته ها و انتظارات همه بخش ها با بهترین کیفیت با همدیگر ارتباط برقرار کنند.

از این جهت، ایفای صحیح و کارآمد نقش سرپرستی که در قسمت قبل به آن اشاره شد، از اهمیت بسیاری برخوردار است.

 با توجه به موارد گفته شده بهتر می توانیم اهمیت سرپرستان در سازمان ها را درک کنیم. هر سرپرست براساس ویژگی های اخلاقی خود، رفتاری متفاوت را در برخورد با کارکنان در پیش می گیرد. یکی ممکن است سخت گیر باشد و دیگری سهل گیر؛ یکی ممکن است خودرأی باشد و دیگری برای نظرات کارکنان اهمیت فراوانی قائل باشد. در هر حال سرپرست ایده آل، سرپرستی است که بتواند با توجه به موقعیت و شرایط کاری، به طوری رفتار کند که سطح فروش سازمانی به طور کلی به بالاترین سطح کارایی دست یابد. سرپرستان موفق کسانی هستند که نه تنها با اولویت ها بلکه با انتظارات مدیران خود آشنایی کامل داشته باشند. سرپرستان نباید شاخص های مدیریتی نظیر نرخ سرانه تولید، هزینه سرانه و. . . را در انجام وظایف خود دخیل سازند.

در تیم های بازاریابی، سه عامل بسیار با اهمیت است که عبارتند از:

۱- شایستگی

اگر اعضا از قابلیت های مناسب کاری برخوردار بوده و شایستگی حضور در این تیم را داشته باشند، سایر بخش های سازمان نیز به این مجموعه افراد اعتماد کرده و در اجرای کارها با آنان همکاری بیشتری خواهند کرد، البته در نظر داشته باشیم که دانش فنی بازاریابی و فروشندگی، به خودی خود زمینه شایستگی را به وجود نمی آورد. شایستگی یعنی داشتن مهارت هایی نظیر دانش برخورد با مشتری، مدیریت زمان و پیگیری کارها.

۲- شخصیت

شایستگی به تنهایی برای اعضا کافی نیست، زیرا در صورتی که افراد فاقد شخصیت باشند، نمی توانند تا مدتی طولانی با همدیگر ارتباط برقرار کنند.

اعضای فاقد شخصیت در اندک مدت، به تدریج احترام و جایگاه خود را نزد سایر کارمندان از دست خواهند داد. رفتار دوستانه صادقانه موجب می شود افراد به شکل صحیح در کارها سهیم شوند و این مسئله سبب افزایش اعتماد همه سازمان به آن تیم خواهد شد و این یعنی افزایش همکاری دوجانبه.

۳- همدلی

اگر اعضای یک تیم بفهمند رفتار محبت آمیز و مسرت بخش سرپرستان و مدیران، پایه حقیقی و واقعی ندارد و چیزی در پس شخصیت ظاهری آنان وجود ندارد، مطمئناً از آنها فاصله خواهند گرفت. مدیران و سرپرستان باید به کارکنان بقبولانند که سرنوشت شان با هم گره خورده است و در این بین ادب و احترام را از یاد نبرند. مدیران و سرپرستان باید جسور باشند تا مورد اعتماد تیم ها قرار بگیرند. اینجاست که عدالت و حقیقت خواهی مدیران بسیار به چشم می آید.

نتیجه گیری

کار تیمی چیز جدیدی نیست. به جای اینکه در رسیدن به اهداف توجه خود را به ابزار معطوف کنید، به کارکنان و علائق آنان بیشتر توجه داشته باشید. به نظر شما آیا می توان یک فیلم یا کارتون را بدون کار تیمی ساخت؟ بازاریابی و فروش هر کالا یا خدمتی دقیقاً به همین صورت است.

شما به تنهایی نمی توانید همه امور را انجام بدهید. نگاه موقت به تیم های کاری، از اساس رویه ای نادرست است. تیم های کاری را با هدف فعالیت بلندمدت ایجاد و رهبری کنید. مشکل بزرگی که در فضای کسب وکارهای کشور ما وجود دارد، عدم نگاه صحیح به فعالیت تیمی در همه امور از جمله بازاریابی است. یک مدیر بازاریابی اگر به کارکنان متخصص به درستی تفویض اختیار کند تا خود روش انجام بهتر کارها را انتخاب کنند و نقش بیشتری در تصمیم گیری داشته باشند، تأثیر بیشتری در عملکرد شرکت خواهد داشت.

تفویض اختیار به شکل درست در تیم بازاریابی باعث می شود کارکنان احساس کنند در انجام کارها آزاد بوده و خود سرنوشت فروش و موفقیت شرکت شان را تعیین می کنند. این حالت سبب افزایش رضایت شغلی، روحیه کاری و امید و بهره وری کارکنان شده و افزایش بهره وری سازمان را در پی خواهد داشت.

در نظر داشته باشیم امروزه شرکت هایی که خواهان پیشرفت و ترقی هستند، تعالی خود را در گرو وجود تیم های کاری قوی و پایدار می دانند. و نکته آخر اینکه مدیریت سنتی در کار تیمی که کارمندان مطیع و عامل صرف را می طلبد، امروزه در سازمان ها کاربرد اثربخش ندارد و به همین دلیل مشاهده می کنیم که شرکت ها با ساختار و نگاه سنتی امروزه دوام نمی آورند.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
یکشنبه 31 اردیبهشت 1396  12:45 ق.ظ

برند سازی باید با محصول آغاز شود یا با ارزش‌ها؟

سوال: برند سازی باید با محصول آغاز شود یا با ارزش‌ها؟ جواب: هیچ‌کدام.

به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از دریک آنلاین، برند سازی در ذهن مشتری شروع می‌شود. هرچه نباشد، ذهن مشتری جایی است که مشخص می‌شود برندتان می‌میرد یا زنده می‌ماند.

باید به ذهن مشتریانتان نگاه کنید و از خود بپرسید: ما نماینده‌ی چه چیزی هستیم؟ آیا بخشی ایجاد کرده‌ایم؟ آیا در بخشی نفر اول هستیم؟ آیا یک برند درجه ۲ هستیم؟ آیا یکی از نفرات آخر هستیم؟

به خاطر داشته باشید که بیشتر برندهای موفق آن‌هایی هستند که بخش‌های جدیدی به وجود آورده، برند خود را در ذهن مشتریان جای داده و بر آن بخش سلطه دارند. در بخش جستجو، گوگل نفر اول است. در بخش نوشابه‌ها، کوکاکولا و در بخش خدمات ماشین شخصی نیز اوبر جایگاه نخست را دارد.

در خصوص ارزش‌ها می‌توان گفت که بله گوگل هیچ گناه شیطانی‌ای مرتکب نشده ولی این دلیل آن نیست که گوگل اکنون ارزشمندترین شرکت دنیا است. سلطه بر بخش جستجو دلیلش است. هنگامی که دیگران جستجو را تنها جزء کوچکی از یک درگاه می‌دیدند، این گوگل بود که تمرکزش را روی این بخش گذاشت.

ولی اگر می‌خواهید گوگل بعدی باشید اولین چیزی که به باید به آن فکر کنید ارزش‌ها نیست. ذهن است. چگونه می‌توانیم روی چیزی تمرکز کنیم که می‌توانیم در ذهن افراد صاحبش باشیم؟ چطور می‌توانیم آن بخش یا دسته را مهم کنیم؟

هدف برنامه‌ی برند سازیتان باید این باشد که در بخش خود سردمدار باشید. ولی اگر کس دیگری قبل از شما به این رتبه رسیده باشد چه؟ در آن صورت باید یک شماره دوی قوی باشید. انجام این مهم چگونه است؟ باید متضاد نفر اول باشید.

برای مثال، رد بول اولین برند انرژی بود و به سرعت تبدیل به پیشتاز بازار شد. بیش از هزار برند نوشیدنی انرژی‌زا در بازار آمریکایی وجود داشت. تقریباً همه‌ی آن‌ها نیز در قوطی‌های ۳/۸ اونسی معرفی می‌شدند که البته کار منطقی‌ای بود. قوطی‌های کوچک این توهم را به وجود می‎آوردند که محتوای داخلشان بسیار قدرتمند هستند. مثل یک لول دینامیت.

پس کدام برند تبدیل به نفر دوم در بخش نوشیدنی‌های انرژی‌زا شد؟ مانستر که اولین برندی بود که در قوطی‌های ۱۶ اونسی به بازار آمد. اینک رد بول ۴۵ درصد بازار نوشیدنی‌های انرژی‌زای داخلی را در اختیار دارد و سهم مانستر نیز ۳۷ درصد است.

بازاریابی باید قبل از طراحی و تولید محصول آغاز شود. قبل از اینکه یک شرکت در خصوص یک محصول یا نوع بسته‌بندیش تصمیم بگیرد باید با متخصصین بازاریابی‌ای مشورت کند که می‌توانند استراتژی مورد نیاز محصول را بچینند.

حالا کارآمدترین استراتژی بازاریابی کدام است؟ اینکه در یک بخش جدید نفر اول باشید. مشتریان، برای مثال، «چوبانی Chobani» را به عنوان اولین ماست چکیده می‌شناسند ولی عجیب اینجاست که چوبانی اولین نبود. «فیج Fage» اولین ماست چکیده بود. (چوبانی تازه نه سال بعد آمد.) با اینکه فیج اول آمده بود ولی تقریباً هیچ مشتری‌ای از این امر باخبر نبود زیرا بسته‌بندی‌های فیج روی کلمه‌ی «کُل» تمرکز داشت. (اشاره‌ای به میزان چربی موجود در ماست: چربیِ کُل.) بنابراین این به چوبانی اجازه داد تا تبدیل به اولین ماست چکیده‌ای شود که «توسط مشتریان شناخته شده بود.» بازار ماست چکیده اهمیت نگاه به ذهن مشتری را نشان می‌دهد.

اگر شرکتتان در آوردن یک محصول به بازار دیر عمل کرده باشد چه؟ و اگر از قبل دو برند قوی در بخش شما وجود داشته باشند چه؟ آن موقع باید چه کنید؟ دو انتخاب دارید:

یک بخش جدید راه‌اندازی کنید که بتوانید در آن نفر اول باشید.

«بهترین زمین Earth’s Best»، اولین غذای کودک اورگانیک؛ «افق Horizon»، اولین شیر اورگانیک؛ و «ابریشم Silk»، اولین شیر سویا، نمونه‌هایی از پیشتازان بخش‌های مختلف هستند. این بهترین انتخاب است ولی همیشه امکان‌پذیر نیست.

تمرکزتان را محدودتر کنید.

بی‌ام‌و تمرکز خود را به «رانندگی» محدود کرد و تبدیل به پرفروش‌ترین برند ماشین‌های لوکس در دنیا شد. سوبارو تمرکز خود را محدود به «وسیله‌ی چهارچرخ» کرد و از نظر افزایش سهم بازار تبدیل به موفق‌ترین برند اتوموبیل در بازار آمریکا شد. سوبارو حتی در سال ۲۰۱۵ با فاصله‌ی ۴۰ درصدی از فولکس‌واگن جلو زد.

در مجموع این که فرایند بازاریابی را با نگاه به ذهن مشتریانتان شروع کنید. سپس تصمیمات بازاریابی را با توجه به اینکه اکنون در کجای ذهن هستید و دوست دارید کجا باشید بگیرید. در بازار پیروز نمی‌شوید، بلکه در ذهن می‌شوید.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
شنبه 30 اردیبهشت 1396  12:47 ق.ظ

گذر زمان بسیاری از کسب و کارها را از رده خارج کرد و کسب و کارهای تازه ای را جایگزین آن کرد. از وقتی که حمامی ها لنگ های خود را آویزان کردند صاحبان قهوه خانه ها هم تخت های خود را از گود خارج کردند و کافه های جدید با آرایش مدرن جای آن را گرفتند.

کافی شاپ ها یکی از کسب وکارهای دنیای مدرن هستند که مانند بسیاری از کسب و کارهای دیگر به صورت وارداتی به اقتصاد  کشورمان وارد شده و بسیاری از بخش های  فرهنگ و اجتماع را تحت تاثیر قرار داده اند. کافی شاپ ها بر خلاف قهوه  خانه های سنتی محلی برای خوردن چای یا  کشیدن قلیان نیست. کافه ها محلی برای دورهم بودن وگپ و گفت های دوستانه است.

به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از پول نیوز، در راه اندازی یک کافه یافتن یک محیط آرام  و بدون تنش در اولویت قرار دارد. اما این کسب و کار مانند تمامی کسب و کارهایی که در کشورمان راه اندازی می شود نیاز به دریافت مجوزهایی  دارد.  طبق اعلام اداره اماکن شرایط راه اندازی یک کافی شاپ به مجموعه ای از اولویت ها نیاز دارد که در زیر برخی آنها نام برده می شود ۱-تابعیت جمهوری اسلامی ایرن۲)-ارائه سند مالکیت و بنچاق یا اجاره نامه رسمی یا عادی و یا مبایعه نامه و یا حکم قطعی دادگاه مبنی بر الزام به تنظیم اجاره نامه یا رسید پرداخت اجاره بها معتبر و یا ارائه قرار دادهای منعقده فی مابین متقاضی پروانه کسب با ادارات و سازمانهای دولتی , نهاد ها , شهر داری ها , شرکت های تعاونی مسکن و شرکت های خاص صنفی , شرکت های تحت پوشش سازمان های دولتی ( ارائه اصل سند مالکیت جهت احراز مالکیت موجر یا فروشنده در خصوص اجاره نامه عادی یا مبایعه نامه عادی ضروریست)

۳)اصل شناسنامه و فتو کپی آن از تمام صفحات (۲ سری)

۴)اصل و کپی کارت ملی (۲ سری)

۵)- گواهی پایان خدمت نظام وظیفه و یا معافیت دائم و یا ارائه گواهی معتبر مبنی بر داشتن معافیت تحصیلی یا پزشکی دانشجویان با ارائه گواهی معتبر از دانشگاه مربوطه و تکمیل فرم تعهد نامه

۶)ارائه آخرین مدرک تحصیلی ( حداقل گواهی پایان تحصیلات ابتدایی یا سواد خواندن و نوشتن ) با استثنای متقاضیانی که سن آنها از ۵۰ سال به بالا می باشد .۷) قطعه عکس ۴*۳ جدید .۸)حداقل مساحت برای بستنی ۱۲ متر و بستنی و آبمیوه ۱۴ متر و کافی شاپ ۲۰ متر است.

۸)رعایت حدود صنفی ۳۰۰ متر۹) کد پستی ۱۰ رقمی واحد صنفی ( کپی قبض تلفن واحد صنفی)۱۰)چنانچه متقاضی پروانه , خانم باشد معرفی یک مرد به عنوان مباشر الزامی است

۱۱)- در تابلو سر درب واحد صنفی بکار بردن اسامی و عناوین و نیز اصطلاحات بیگانه ممنوع ,نام تابلو با کلمات فارسی انتخاب شود.

انتخاب محل مناسب

بیشتر کافی شاپ ها در شهرهای بزرگ واقع هستند و به ندرت در شهرهای کوچک می توان یک کافه به چشم دید. خود این موضوع بر  بالا رفتن میزان هزینه اولیه راه اندازی این کسب و کار می افزاید.  اکثر کافه ها در شهر تهران و در محل های خاصی هستند از انجایی که دانشجویان و جوانان مهمترین مخاطب این کسب و کار به  شمار می روند محل های نزدیک به دانشگاه ها، مناطق فرهنگی شهر و گاهی مناطق لوکس و لاکچری بهترین محل برای راه اندازی یک کسب و کار به شمار می رود.

خیابان هایی  محدوده انقلاب تا ولیعصر، فردوسی، ولیعصر شمال، خیابان بهشتی، میرداماد، ظفر، فلسطین، ماندلا بیشترین تعداد کافی شاپ را در خود جای داده اند. ایمان عربشاهی صاحب یک کافی شاپ در خیابان ولیعصر می گوید« بهترین مکان‌ها برای کافی‌شاپ‌ ‌ها حوالی پارک های شلوغ، خیابان‌های نزدیک دانشگاه‌ها، لابی‌هتل‌ها، سالن‌های مراکز فرهنگی مانند سالن‌های تئاتر و سینما، و مراکز تجاری شلوغ است.» نگاهی به وضعیت ملک در مناطق یاد شده نشان می دهد که هزینه تامین محل مناسب برای راه اندازی این کسب و کار بسیار مهم و در برخی مواقع درد سر ساز است.

برای مثال اگر فردی تصمیم به راه اندازی یک کافی شاپ در خیابان ولیعصر  محدوده انقلاب داشته باشد باید به صورت معمول برای یک ملک مناسب ۱۰۰ میلیون پیش و ماهی ۳ میلیون تومان اجاره پرداخت کند. این در حالیست که قیمت اجاره یک ملک مناسب برای کافی شاپ در خیابان میرداماد ۱۲۰ میلیون تومان ودیعه و ۸ و نیم میلیون تومان اجاره در ماه است.

البته قیمت خرید ملک در این مناطق هم بسیار گران است. برای مثال در منطقه ولیعصر محدوده انقلاب بین ۶ تا ۸ میلیون یک ملک تجاری معامله شده و در منطقه ای مانند میرداماد بین ۱۵ تا ۱۶ میلیون تومان خرید و فروش می شود. به طور متوسط با در نظر گرفتن یک ملک ۱۰۰ متری برای یک کافی شاپ باید ماهیانه ۵ تا ۶ مییلیون اجاره در مرکز شهر را پرداخت کرد که این مبلغ در مناطق یک تا سه تهران به بیش از سه برابر هم افزایش پیدا می کند.

کافه آرایی

المان های بصری یکی از مهمترین  و شاید تاثیرگذار ترین بخش یک کافی شاپ برای جذب مشتری است. فرحناز صارمی دارنده یک کافی شاپ در خیابان جردن می گوید« با توجه به اینکه جوانان مهمترین مخاطبان کافی شاپ ها هستند باید به المان های بصری و دکوراسیون توجه ویژه ای داشت. » به گفته وی« به صورت عادی یک کافی شاپ برای طراحی دکور خود نیازمند یک طراح است که مجموع هزینه های مورد نیاز برای دکور آرایی و دستمزد طراح بین ۱۵ تا ۲۰ میلیون تومان می شود. البته در برخی مواقع اگر اجناس به کار گرفته شده در طراحی دکوراسیون عتیقه باشد تا مرز ۱۰۰ میلیون تومان هم تجاوز می کند.»

وسایل مورد نیاز

یک کافی شاپ پس از  انتخاب محل و دکور آرایی به وسایل آشپزی و پذیرایی نیاز دارد. به صورت معمول ظروف خاص و  و یژه ای در کافی شاپ ها به کار گرفته می شوند که خود این موضوع بر بالا رفتن هزینه ها تاثیر دارد. هر کافه در وهله اول به یک قهوه ساز حرفه ای نیاز دارد که میانگین قیمتی آن بین  یک میلیون و ۴۰۰ هزار  تا ۴ میلیون تومان است.

کتری برقی بزرگ، آبمیوه گیری صنعتی به قیمت ۲ میلیون، بستنی ساز به قیمت ۳ میلیون تومان، ظروف پذیرایی بین ۷ تا ۱۵ میلیون تومان، ماکروفر ۱ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان، سرخ کن ۸۰۰ هزار تومان، گوش کوب برقی ۱۲۰ هزار تومان،  از مهمترین وسایل مورد نیاز یک کافی شاپ هستند. مرجان اکرمی دارنده یک کافی شاپ در خیابان بهشتی می گوید« میز و صندلی در کافی شاپ علاوه بر راحتی باید یک وجه تمایز  ایجاد کند.  با توجه به اینکه مشتریان کافه ها ساعت های طولانی را بر روی صندلی ها سپری می کنند راحتی و آسایش باید اولویت قرار گیرد.» به گفته وی« تامین و تدارک میز و صندلی مناسب در کافی شاپ ها نوعی سرویس دهی مطلوب در راستای مدیریت بر رضایتمندی مشتریان به شمار می رود.»

نیروی انسانی

برای راه اندازی یک کافی شاپ آموزش دوره های کافی شاپ داری یکی از الزام سازمان اماکن است. اما هر کسب و کاری نیاز به نیروی انسانی متخصص دارد. نیروی های فعال در کافی شاپ ها معمولا بین ۲ تا ۳ نفر هستند اما این افراد باید در حوزه های مختلفی صاحب سبک باشند.

برای مثال کارگر یک کافی شاپ علاوه بر  مشتری مداری باید در ایجاد تمایز در محصولات هم سر رشته داشته باشد. علیرضا قره گوزلو صاحب یک کافی شاپ در  خیابان فلسطین می گوید« باید کارگران در تهیه محصولات مهارت ویژه ای داشته باشند. برای مثال نوشیدنی یک کافی در سطح شهر مثال زدنی می شود که بدون شک حاصل مهارت و تخصص نیروی انسانی است.»

به گفته وی« هزینه دستمزد نیروی انسانی در کافی شاپ ها با اختلاف های بسیاری رو به رو است. اکثر کافه داران به صورت تخصصی در این زمینه وارد شده و تنها از چند کارگر برای پذیرایی استفاده می کنند. اما به صورت نرمال یک کارگر کافی شاپ  که فعالیت آن از ده صبح تا ۱۲ بعد از ظهر و چهار بعد از ظهر تا ۱۰ شب است بین یک میلیون و ۲۰۰ هزار تا ۲ میلیون دستمزد دریافت می کند. نکته قابل توجه در این میان حضور دانشجویان در این محل ها برای کار است که دستمزد ها را بسیار پایین می آورد یک دانشجو برای کار در کافی شاپ بین ۸۰۰ هزار تا ۱میلیون و ۲۰۰ هزار تومان دستمزد دریافت می کند. » اگر به صورت میانگین در نظر بگیریم یک کافی شاپ در ماه بین ۳ تا ۴ میلیون هزینه نیروی انسانی پرداخت می کند.

مواد اولیه

تامین مواد اولیه برای پذیرایی یک رکن مهم دیگر در کافه داری است. حسین علاء الدینی دارنده کافی شاپ در خیابان ظفر  می گوید« یک کافی شاپ با مشتریان متوسط ۱۰۰۰ نفر در ماه نیاز به ۲۰ کیلوگرم بستنی به قیمت  هر کیلو ۳۰ هزار تومان، پرتقال بین ۸۰ تا ۱۰۰ کیلو به قیمت ۴ تا ۵ هزار تومان، هویج بین ۵۰ تا ۶۰ کیلو به قیمت  هر کیلیو ۱۰۰۰ تا ۱۲۰۰ تومان، قهوه ترک ۱۰ کیلو بین ۲۰۰ تا ۲۵۰ هزار تومان، قهوه فرانسوی بین ۱۴۰ تا ۲۰۰ هزار تومان، ده کیلیو از نواع شکلاتها با میانگین قیمتی ۳۰ هزار تومان  ، شیر ۳۰ کیلیو گرم به قیمت هر کیلو ۱۵۰۰ تومان، ۷۰ کیلو کیک های خانگی هر کیلیو ۱۴ هزار تومان  و… است. » به گفته وی« هر کافه دار میانگین باید ماهیانه بین ۱۵ تا ۲۰ میلیون تومان هزینه مواد اولیه پرداخت کند. البته در برخی نقاط شهر که تراکم کافه ها بسیار زیاد است مشتریان هم به نسبت تقسیم شده و به همین دلیل هزینه تامین مواد اولیه بین ۶ تا ۷ میلیون تومان در ماه هم می  رسد.

هر کافه متوسط در خیابان های مرکز شهر تهران و نزدیک به مراکز فرهنگی روزانه ۱۰۰ مشتری دارد که این مشتریان در روز های آخر هفته به دو برابر هم می رسند به طور میانگین هر مشتری در کافه بین ۱۲ تا ۱۵ هزار تومان هزینه می کند. به عبارتی هر کافه روزانه یک میلیون و پانصد هزار تومان در آمد دارد که بیش از ۴۰ درصد آن را هزینه تامین مواد اولیه، تامین دستمزد کارگران و…  در بر می گیرد. یک کافه دار به طور میانگین روزانه ۸۰۰ هزار تومان از کسب و کار خود سود می برد که سود ماهیانه آن نزدیک به ۲۴ میلیون تومان است.

اما این مبلغ در کافه های کوچک نهایتا به ماهی شش میلیون تومان می رسد؛ اما در در کافه هایی که اسم و رسمی به هم زده اند و پاتوق هنرمندان یا ورزشکاران هستند این مبلغ تا شبی ۱۰ میلیون تومان هم می رسد. البته درآمد کافه ها در شب های تعطیلات و مناسبتها هم افزایش چشم گیری پیدا می کند.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

همیشه پس از مراسم شکرگزاری سالانه شروع به یادآوری و شمردن چیزهایی می کنم که چه در زندگی شخصی و چه در کسب و کارم به خاطرشان از خداوند سپاسگزارم. اگر شما هم کارآفرین هستید، احتمالا با من در مورد این مسئله هم عقیده خواهید بود.

1. زندگی تان را تحت کنترل دارید.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از مجله پنجره خلاقیت ، مطمئنا گاهی اوقات احساس می کنید که راه اندازی یک کسب و کار، کار استرس آوری است اما بدانید که حداقل رئیسی ندارید که تقاضاهایی غیرمنطقی از شما داشته باشد. پس مدیریت استرس یا تعادل میان کار و زندگی تان کاملا به خودتان بستگی دارد. می توانید آنقدر کار کنید و استرس داشته باشید که دچار حمله قلبی شوید یا می توانید با کودکان تان وقت بگذرانید و برخی از کارها را به کارمندان تان بسپارید.

2. کارمندان تان به شما کمک می کنند کارهای بیشتری انجام دهید.

اگر شما هم مانند من باشید، وقتی حرف کارمندان تان پیش می آید، به خودتان افتخار می کنید که افرادی را دور خود جمع کرده اید که درست به اندازه خودتان برای کسب و کار شما ارزش قائلند. من این ویژگی را مدیون فرآیند انتخاب و استخدام درستی هستم که به کار می برم و اگر شما نیز این کار را انجام دهید، باعث خواهید شد که کسب و کارتان با سرعت بیشتری رشد. کند.

3. ساعت کاری انعطاف پذیری دارید

دیگر محدودیت های کار در اداره را ندارید. اگر بخواهید زمینه کاری تان را تغییر دهید، می توانید خیلی زود این کار را انجام دهید. اگرچه من مشاوران و شرکای تجاری بزرگی دارم، اما این حقیقت را که می توانم در صورت تمایل کمی جهت دهی شرکت را تغییر دهم یا چیز جدیدی را امتحان کنم خیلی دوست دارم.

4. تعطیلات

بیایید با این مسئله روبرو شویم: هیچ کس دلش نمی خواهد 365 روز سال را کار کند؛ هر چقدر هم به کارش علاقه مند باشد و از انجام دادنش لذت ببرد. به همین خاطر است که روزهای تعطیل در متعادل سازی زندگی و کسب و کار و بالا بردن سطح رضایت و شادی کارمندان و کارآفرینان اینقدر موثر هستند. اگر کارآفرین باشید، دیگر نیازی نیست در تقویم به دنبال روزهای تعطیل بگردید. من سالی چند بار با همسر و فرزندانم به مسافرت می روم و می دانم که اگر کسب و کارم را چند روزی کنار بگذارم، به مشکل بر نخواهم خورد.

5. تکنولوژی که کارایی تان را افزایش داده است.

بدون گوشی های هوشمندتان چه کار می کردید؟ بدون توئیتر؟ بدون نرم افزارهای مدیریت ارتباط با مشتری؟ شرط می بندم که راه اندازی کسب و کار بدون کمک فناوری کار سختی می شد. من عاشق کشف کردن اپلیکیشن هایی هستم که کار کردن را برایم ساده تر می کنند. امروزه نسبت به پنج سال پیش راحت تر می توان صفحات اجتماعی را به روز کرد. ایمیل ها را بررسی کرد، اطلاعات مشتریان را مدیریتی کرد و مطالبی در وبلاگ نوشت. این سادگی و سرعت بیشتر باعث می شود که بتوانم به کارهای بیشتری رسیدگی کنم.

6. شبکه اجتماعی تان

شما را نمی دانم اما شرکت من CorpNet واقعا به ارتباطات اجتماعی زیادی نیاز و بستگی دارد. به افرادی که محتوای ما را به اشتراک می گذارند، در مورد محصولات مان نظر می دهند و به طور کلی باعث پیشرفت ما می شوند. ما بدون آنها نمی توانستیم به موفقیت برسیم و به همین خاطر قدرشان را می دانم. من به شخصه بیشترین تلاشم را می کنم تا هر از چندگاهی با هواداران مان تعاملی داشته باشم.

7. این که می توانید در هر جایی مشغول به کار شوید.

تا به حال شده که لپ تاپ تان را بردارید و روی تخت به کارهای تان برسید؟ یا در حیاط پشتی؟ یا حتی در بالی؟! واقعا لذت نمی برید که می توانید گاهی بدون رفتن به محل کار به کارهای عقب مانده تان برسید؟ گاهی اوقات باید محیط کاری تان را تغییر دهید و اگر فکر می کنید کارهای تان را در یک کافی شاپ بهتر انجام می دهید، به نظر من به همانجا بروید.

8. هیجان ایده های جدیدی که به ذهن تان می رسند.

اگر تا به حال برای شخص دیگری کار کرده باشید (و شرط می بندم که این کار را کرده اید)، احتمالا به یاد می آورید که گاهی ایده هایی ناب و عالی داشتید اما رییس بداخلاق تان اهمیتی به آنها نداده است اما در حال حاضر و در جایگاه یک کارآفرین می توانید ایده های ناب تان را به واقعیت تبدیل کنید. هیجان انگیز است.

9. موفقیتی که در کسب و کار کوچک تان به دست آورده اید.

فقط محدودیت های ذهنی و کوچک بودن آرزوهای تان هستند که موقعیت مالی شما را به وجود آورده اند. شما به عنوان یک مالک کسب و کار می توانید خیلی بیشتر از دوران کارمندی به موفقیت برسید. می توانید تفاوت بزرگی در زندگی خود ایجاد کنید: کارآفرینی چیزی است که من واقعا به آن می بالم. این که بدانید کسب و کار شما در هر اندازه ای باعث ایجاد شغل هایی برای دیگران شده واقعا رضایت بخش است. همچنین موفقیت تان در عرصه کارآفرینی به اعضای خانواده تان نیز کمک می کند تا زندگی بهتری داشته باشند. این زندگی بهتر هم از لحاظ مالی شامل حال آنان شده و هم از لحاظ وقت بیشتری که می توانید با آنها بگذرانید.

10. ارزشی که خلق کرده اید.

زمانی که کسب و کار را راه اندازی می کنید، تفاوتی رقم می زنید. می توانید محصولاتی خلق و گرهی از مشکلات مردم باز کنید. می توانید اهمیت زیادی برای آنها داشته باشید و می توانید زندگی مردم را ارتقا دهید. صمیمانه از شما می خواهم که داشته های تان را بشمارید و قدردان شان باشید.

کارآفرین بودن به ویژه یک کارآفرین موفق بودن، موهبتی است که نصیب هر کس نمی شود.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1396  11:32 ب.ظ

کم هستند افرادی که اعتماد به نفس و توانایی آن را داشته باشند که از ایده‌های کوچک و ناب کسب درآمد کنند؛ آن هم درآمدهای میلیونی.

همه ما در ذهنمان ایده‌هایی داریم که به دلایلی مانند وقت نداشتن یا کمبود سرمایه از کنار آنها به راحتی می‌گذریم. همه اینها در حالی است که تنها مشکلی که جلو اجرایی شدن ایده‌های خلاقانه را می‌گیرد تنبلی و نبود اراده‌ای قوی است. «مونا بابایی» دختری است که وقتی ایده‌اش را اجرایی کرد، فقط 17 سال داشت. او حتی پول کافی برای خرید مواد اولیه مورد نیازش را هم نداشت، ولی با پشتکارش توانست به موفقیت‌های بزرگی برسد. از زمانی که کارش را شروع کرده تا امروز حدود 6 سال می‌گذرد و اینک ده‌ها میلیون تومان سرمایه و یک کارگاه با دستگاه‌های مدرن و مشتریان پر و پا قرص دارد. تولید انواع کیف، خورجین، کفش چرم و انواع کیسه‌ها و محفظه‌های سفارش داده شده از سوی مشتری، کار مشترک او و همکارش«امین معروفی» است. با این 2 جوان هم‌محله‌ای که کسب و کارشان هر روز پر رونق‌تر از قبل می‌شود، آشنا شوید.

یک خرید ساده و شعار من می‌توانم

به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از صبحانه، ایده به تنهایی، ارزشی ندارد، وقتی که اجرا شد، می‌شود ارزشمند و قابل تحسین. کسب و‌کاری که 2جوان هم‌محله‌ای ما مدتی است راه انداخته‌اند، حکایت همین مسئله است. «مــــونا بابایی» وقتی برای خرید دستبند زینتی به فروشگاه نزدیک خانه‌شان رفته بود به این فکر افتاد که خودش هم می‌تواند چیزی را که بابتش پول پرداخت کرده، خیلی ارزان‌تر و بهتر از آن را در خانه بسازد. برای همین با سرمایه‌اش که آن زمان50 هزار تومان می‌شد، کار درست کردن دستبندی را با سلیقه خودش شروع کرد. او درباره آن روز می‌گوید: «وقتی متوجه شدم دستبندی که خریده‌ام با روش پیچیده‌ای تولید نشده، احساس کردم خودم می‌توانم بهتر و زیباتر آن را بسازم. چون از بچگی کنار دست مادرم بودم و خیاطی می‌کردم. به همین خاطر با خیاطی بیگانه نبودم و با استفاده از راهنمایی پدرم به بازار رفتم و بدون اینکه بدانم واحد خرید «چرم» چیست، 2تکه پارچه خریدم. با نگاه به دستبندی که خریده بودم، به‌صورت چشمی و باسلیقه خودم در مدت خیلی کوتاهی دستبند جدیدی درست کردم.» ساخت نخستین دستبند خیلی به مذاق پدر و مادرش خوش نیامده بود چون بی‌تجربگی نوجوان 17 ساله باعث شده بود سنگ کف خانه خراب شود و پدر هم احساس کند که بهانه تولید دستبند می‌تواند مانع درس خواندن دخترش در آستانه کنکور شود، اما اتفاقی در این حین رخ داد که باعث شد مخالفت‌ها کم شود. بابایی می‌گوید: «دستبندی که درست کردم، خیلی زیبا بود. فامیل و دوستانم می‌پرسیدند که آن را از کجا خریده‌ام و می‌گفتند نمونه‌اش را جایی ندیده‌اند. همین تعریف‌ها باعث شد که اجازه بگیرم دستبندهایی، هم برای مادرم و هم برای فامیل و دوستانم بسازم.»

فروش محصول با بازاریابی مادرانه

شانسی که نوجوان ایده‌پرداز هم‌محله‌ای داشت این بود که مادرش نخستین دست‌سازه او را با خود به محل کارش برد. همکاران هم با دیدن دستبند علاقه خود را برای خرید نمونه‌های دیگر اعلام کردند. همین موضوع باعث شد که در مدت کوتاهی 20سفارش تولید دستبند با همان فرم و شکل برای خودش بگیرد. این اتفاق او را مصمم کرد که کارش را ادامه بدهد. بابایی می‌گوید: «هیچ وقت فکرنمی کردم بعد از درست کردن دستبند برای خودم، مادر و فامیل، کسی بخواهد دستبندهای من را بخرد. تا آن زمان درآمدی نداشتم، اما مادرم دستبندی را که ساخته بودم به همکارانش نشان داد و آنها هم سفارش دادند تا برایشان بسازم. هرمحصول سفارش شده را 4 هزار تومان فروختم. مزه درآمدی که از این راه به دست آوردم هنوز هم زیرزبانم هست.» داستان محصول تولیدی بابایی خیلی زودتر از آنچه که فکرش را می‌کرد، دهان به دهان پیچید و دیگرنمی شد به تقاضای محصول به راحتی پاسخ داد. بنابراین او با کمک مادر و پدرش میزی تهیه و کارگاه خانگی‌اش را برای ساختن دستبند فعال کرد.» او حرفش را این‌طور ادامه می‌دهد: «فکرکردم برای اینکه دستبندهای بهتری بسازم باید براساس نیاز و سلیقه مردم عمل کنم. بنابراین با استفاده از اینترنت، آخرین طرح‌ها و مدل‌های دستبند بازار را بررسی کردم. چون در هنرستان رشته معماری می‌خواندم، توانستم دستبند جدیدی طراحی کنم که نمونه آن در بازار نبود. با این کار مشتری‌هایم زیاد و زیادتر شدند. دیگر فرصت نداشتم به تنهایی در کارگاه کوچک، آن هم در خانه کار کنم و به این فکر افتادم که محل کارم را وسیع کنم.»

توسعه کار با محصولات متنوع

بابایی به این فکر افتاد که از چرم استفاده‌های دیگری هم می‌شود کرد و تصمیم گرفت با آن محصولات متنوعی تولید کند. اینجا بود که دوباره پای اینترنت به میان آمد و او با جست‌وجو و بررسی وضعیت تولید کیف چرمی به این نتیجه رسید که به تولید کیف بپردازد. او درباره این کارش می‌گوید: «نخستین بار بود که کیف چرمی ‌دوختم، همه چیز را به‌صورت چشمی یاد گرفتم و باز هم ازقوه تخیلم استفاده کردم تا کیف بدوزم. چند روز به طور کامل روی ایده‌ام کار کردم و درمجموع 5کیف چرمی دوختم. کیف‌ها را با هزار مصیبت از مغازه‌ای به مغازه دیگر می‌بردم و نشان می‌دادم تا فروشنده‌ای حاضر شود در ویترین مغازه‌اش برای فروش بگذارد. نهایتاً یکی از مغازه‌دارها که هنوز هم با او کار می‌کنم، قبول کرد کیفم را در ویترین بگذارد تا مردم ببینند.» وقتی کیف‌های تولید دست مونا پشت ویترین قرارگرفت، او مانند مادری که هر روز به بچه‌هایش سر می‌زند، خودش را به مغازه می‌رساند تا ببیند کسی کیفش را خریده است یا نه؟ تا 2ماه کار روزانه او همین بود تا اینکه تماس تلفنی صاحب فروشگاه خبر خوبی به مونا داد. او می‌گوید: «وقتی مدیر فروشگاه زنگ زد و گفت کیف‌ را فروخته و دوباره سفارش کالا دارد، آنقدرخوشحال شدم که نمی‌توانم آن را وصف کنم چون برای نخستین بار بود کیف می‌دوختم و از فروش آن پول به دست می‌آورد. قیمت‌ها دستم نبود و با حداقل سود آن را فروخته بودم. مدیر فروشگاه با قیمت خیلی بالاتر از چیزی که من تعیین کرده بودم کیف را می‌فروخت و تا مدت‌ها از این راه سود زیادی به دست می‌آوردم.» شاید یکی از مهم‌ترین ویژگی‌هایی که باعث شد کار او خیلی زود رونق بگیرد، نداشتن خط تولید محصول بود. تمام محصولاتی که مونا تولید می‌کرد تک و هیچ‌کدام از کیف‌ها شبیه دیگری نبود. مونا درباره کیف‌هایش می‌گوید: «خیلی از افرادی که درخواست خرید کیف‌های چرمی دست‌سازم را می‌دادند، اصرار داشتند کیفی تولید ‌کنم که تک باشد و نمونه دیگری نداشته باشد. برای همین است که مشتری‌هایم نیز خاص هستند و بیشتر افرادی که دنبال جنس‌های تک هستند از محصولاتم استقبال می‌کنند.»

25 میلیون تومان تولید محصول ماهانه

«یک دست صدا ندارد» این ضرب‌المثل حکایت کسب و کار مونا و شریکش است.

او تا وقتی می‌توانست پاسخگوی تقاضای مشتری‌ها در گوشه دنج اتاقش باشد که سفارشاتش زیاد نشده بود، اما وقتی کارش از سوی دوست و آشنا دیده و تبلیغ شد، دیگر نتوانست کارش را به شکل گذشته ادامه بدهد. نیاز به کمک داشت و با کمک دوستانش با جوانی آشنا شد که او هم در کار تولید مصنوعات چوبی بود.

 «امین معروفی» از ایده مونا خوشش آمد و قبول کرد کارگاهی در کرج راه‌اندازی کنند تا محصولات بیشتری تولید شود. معروفی می‌گوید: «بابایی  طراح خوبی است و هر روز طرح‌های جدیدی برای تولید ارائه می‌داد. فروشگاه‌های عرضه کالا طرح‌ها را می‌دیدند و سفارش خرید می‌دادند. ما هم چون 2نفره نمی‌توانستیم آنها را تولید کنیم به این فکر افتادیم با آموزش به دیگران ‌کاری کنیم که هم تولیدمان بالا برود و هم اشتغال ایجاد کنیم. کارگاه کرج را با حداقل امکانات تجهیز کردیم و در مدت یک سال به 5نفرآموزش دادیم که چگونه کار کنند و کیف و مصنوعات چرمــــــی بسازند.»

 دست‌کم 15نفر ازسوی این 2جوان در کارگاهشان که آن زمان فقط با یک چرخ کار می‌کرد، آموزش دیدند. طولی نکشید که کارشان رونق گرفت و تقاضای خرید روز به روز بیشتر شد. برای همین فکر بکارگیری نیرو به‌صورت دورکاری و ایجاد اشتغال درخانه برای خانم‌ها به ذهن‌شان خطور کرد.

 معروفی در این‌باره می‌گوید: «وقتی دیدیم که تقاضای خرید بالاست و نمی‌توانیم با نیروی‌کاری که درکارگاه داریم به موقع همه تقاضاها را پاسخ دهیم، به این فکر افتادیم به خانم‌های خانه‌دار آموزش بدهیم تا وارد کار تولید محصول شوند. این کار انجام شد و تعدادی از خانم‌ها که خیاطی بلد بودند و می‌توانستند کارمان را به خوبی انجام بدهند با گرفتن دستمزد سفارش‌ها را تولید کردند. کارمان به جایی رسید که ماهانه 25میلیون تومان محصول تولید می‌کردیم.»

بازاریابی در روز بازارها

شاید باور نکنید که برخی اجناسی را که در ویترین فروشگاه‌های بزرگ دیده می‌شود می‌توان در روز بازارها پیدا کرد، البته با قیمت‌هایی بسیار پایین‌تر. برای همین است که برخی شهروندان به جای پاساژ گردی‌های معمول، سری به این بازارها می‌زنند و کالای مدنظرشان را با کیفیت و قیمت مناسب‌تر از مغازه‌ها تهیه می‌کنند. مونا و شریکش از جمعه بازارها برای معرفی و فروش محصولاتشان استفاده کردند و آن‌طور که می‌گویند موفقیتشان را مدیون حضور در این بازار‌ها هستند. معروفی در این‌باره می‌گوید: «برای معرفی هرچه بهتر کالاهایی که تولید کردیم، در نمایشگاه‌های مختلفی که در شهرهای مختلف برگزار می‌شد شرکت می‌کردیم. با وجود هزینه‌های زیادی که برای نمایشگاه پرداخت می‌کردیم، معمولاً فروش چندانی نداشتیم. یک بارتصمیم گرفتیم به جای شرکت در نمایشگاه‌ها به جمعه بازار پارکینگ پروانه برویم و آنجا خودمان را معرفی کنیم. باور کردنی نبود، به محض اینکه بساطمان را پهن کردیم، تا آخر شب هرچه کالا با خود برده بودیم، فروختیم. حتی سفارش کار هم گرفتیم و به همین سادگی برای خودمان سری در جمعه‌بازار پیدا کردیم.»

تلاش 5 ساله برای رسیدن به  موفقیت

فقط 5سال زمان نیاز بود که با پشتکار معروفی و بابایی، ایده تولید محصولات چرمی خانگی تبدیل به تولید محصول در کارگاهی شود که هم ایجاد اشتغال کند و هم درآمدزا باشد. ایده‌ای که با سرمایه 50هزار تومانی اولیه آغاز شد و این روزها تبدیل به کارگاهی شده که دست‌کم 50 میلیون تومان سرمایه دارد. مونا بابایی در این‌باره می‌گوید: «هیج شغلی پیدا نمی‌کنید که با چنین سرمایه‌ای در مدت 5سال بتواند به چنین سودی برسد. اگر از ما حمایت شود می‌توانیم فرصت شغلی بیشتری ایجاد کنیم و به جای 15نفر، از نیروی کار بیشتری استفاده کنیم. تا امروز از هیچ نوع تسهیلات بانکی استفاده نکرده‌ایم. تنها با اتکا به ایده‌هایی که داشتیم کارمان را به اینجا رساندیم. امیدوارم بتوانیم روزی در یکی از خیابان‌های شهر مغازه‌ای داشته باشیم تا بتوانیم مشتری‌هایی را که برای خرید می‌آیند در فضای کارگاهی به‌صورت چهره به چهره با روند تولید محصول آشنا کنیم.»

نشان تجاری و تبلیــغ در فضای مجازی

شرکت‌های بزرگی درحوزه‌ای که بابایی و معروفی محصول تولید می‌کنند، فعالیت دارند. نبود سرمایه کافی باعث شده آنها با وجود ایده‌های خوب و منحصربه‌فردی که دارند نتوانند آن‌طور که باید کارشان را توسعه بدهند. برای همین است که این 2جوان هم‌محله‌ای برای استمرار کارشان به این فکر افتاده‌اند که در تولیداتشان، هر روز نمونه‌ای جدید طراحی و تولید کنند. گاهی وقت‌ها آنقدر درگیر کار می‌شوند که عکس یا نشانه‌ای از محصول منحصربه‌فردشان نگرفته‌اند. معروفی می‌گوید: «برای معرفی توانمندی‌هایمان، نشان تجاری خودمان را با عنوان «دیا» در فضای مجازی معرفی کرده‌ایم. البته تا امروز از طریق فضای مجازی خیلی مشتری جلب نکرده‌ایم و فروشگاه‌های شهر و مشتری‌هایی که قبلاً از محصولاتمان خریده کرده‌اند برایمان مشتری می‌فرستند. فکر می‌کنم در کنار توجه به این موضوع باید با تغییر رویکردی که میان مردم در استفاده از فضای مجازی ایجاد شده، استفاده از بستر فروشگاه‌های اینترنتی را به‌عنوان یک اولویت برای توسعه کارمان در نظر بگیریم. امیدواریم با استفاده از این امکان، هم بیشتر معرفی شویم و هم فروش کالای ما که کاملاً ایرانی است بیشتر شود.»


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396  11:29 ب.ظ

اگر چیزی وجود داشته باشد که اغلب اوقات از موسسان جدید شرکت‌ها بشنوم این است که می‌گویند آنها «رقبای واقعی» ندارند.

زمانی که استارت‌آپم را در سال ۲۰۱۴ شروع کردم به چیزی کمتر از موفقیت فکر نمی‌کردم. من یک کارآفرین در یک شرکت مشاوره‌ای موفق بودم و یک ایده قوی داشتم، اما به‌رغم تلاش‌های من، استارت‌آپم شکست خورد. حالا وقتی افراد با ایده‌های استارت‌آپی خود نزد من می‌آیند، اولین چیزی که به ذهنم می‌رسد این است که «خدا به همراهت باشد»، چرا که برای موسسان جدید بسیار سخت است که درک کنند مسیر پیش‌رو می‌تواند تا چه حد دشوار باشد. چشم‌انداز استارت‌آپ مملو از دام‌ها و مین‌هایی است که حتی آماده‌ترین کارآفرینان و ارزشمندترین فعالیت‌های اقتصادی را در معرض نابودی و خروج از مسیر قرار می‌دهد. اما من به عنوان کسی که این مسیر را رفته‌ام ۳ نکته را به شما یادآور می‌شوم تا اطمینان یابید که فعالیت‌ اقتصادی و استارت‌آپ شما با شکست مواجه نمی‌شود.

 

از مشتریان خودتان (چه داخل و چه خارج از شرکت) بیاموزید

من استارت‌آپم را با نام Bodyology بر اساس نیاز خودم شروع کردم. پس از اینکه به دلیل بیماری تیروئیدم، واقعا از عرق کردن رنج می‌بردم، نتوانسته بودم لباس‌هایی را بیابم که در برابر گرگرفتگی‌های گاه و بیگاه من مقاومت داشته باشد. اماBodyology نوعی تکنولوژی با عملکرد بالا را به‌کار می‌گیرد و بدن را خنک نگه می‌دارد.تولید محصولی بر اساس نیاز شخصی خودتان همیشه خارق‌العاده است. به گزارش دنیای اقتصاد، گرچه به یاد داشتن این موضوع در ذهن بسیار مهم و ضروری است که «شما مشتری خودتان نیستید.» این موضوع در مورد بستگان و دوستان شما نیز صدق می‌کند.یکی از بزرگ‌ترین اشتباهات در شروع Bodyology این بود که من خط تولید محصول را بر مبنای ترجیحات خودم توسعه دادم؛ چرا که بر این باور بودم که من سرسخت‌ترین منتقد خودم هستم. تصور می‌کردم که مشتری خودم را می‌شناسم؛ چرا که تحقیق بازار را بر مبنای جمعیت‌ هدف هدایت می‌کردم. آنچه درک نمی‌کردم این بود که اختلافات جزئی در مورد مشتری من و رفتار خرید او وجود داشت؛ فرق‌هایی که در یک پایگاه داده یافت نمی‌شد و چون من در مراحل اولیه زمانی برای دستیابی به داده‌های گسترده صرف نکرده بودم، با ترجیحات خاص خریدار و تورش‌های بعد آن غافلگیر شدم.

 

رقیبان خود را جدی بگیرید

اگر چیزی وجود داشته باشد که اغلب اوقات از موسسان جدید شرکت‌ها بشنوم این است که می‌گویند آنها «رقبای واقعی» ندارند. موسسان استارت‌آپ‌ها اغلب بر این باورند که اگر تنها فردی نباشند که این کار را انجام می‌دهند، یکی از معدود افرادی هستند که این ایده به ذهن‌شان خطور کرده است.من همیشه به حرفشان گوش داده و سر تکان می‌دهم؛ چرا که خودم نیز در چنین موقعیتی بوده‌ام. اما با حضور بیشتر و بیشتر در کسب‌و‌کار، آموخته‌ام که رقبا وجود دارند (شرکت‌هایی که اگر دقیقا همان کار را انجام ندهند، کاری مشابه را انجام می‌دهند.) گرچه درست مثل ما کوچک و در رسوخ به جریان اصلی بازار ناتوان بودند.

باور کنید شما همیشه رقیب دارید. حتی اگر هیچ کس دقیقا کار شما را انجام ندهد شرکت‌هایی وجود دارند که اگر تقاضا ایجاب کند، می‌توانند به آسانی به سوی فعالیت شما تغییر مسیر دهند. بنابراین وقتی در مورد رقبایتان تحقیق می‌کنید عمیق و دقیق باشید. از برخورد با افرادی که کاری مشابه شما انجام می‌دهند و سوال پرسیدن از آنها نترسید و در نهایت از تازه‌کار بودن در بازار هراس نداشته باشید. شما می‌دانید که رقبایتان چه می‌گویند. پیشگامان صنعت نیز ضربه می‌خورند و آنکه در این میان باقی می‌ماند، ثروتمند خواهد شد.

 

پیش از هر چیز دیگر بر فروش تمرکز کنید

گرچه تمرکز بر فروش به نظر واضح می‌آید، اما این کار بزرگ‌ترین و رایج‌ترین اشتباهی است که موسسان استارت‌آپ‌ها مرتکب می‌شوند. در مراحل اولیه هیجان بسیار زیاد، تمرکز فوق‌العاده‌ و منابع شگرفی وجود دارد که برای توسعه محصول صرف می‌شوند. چون ارزش فوق‌العاده‌ای در ایده خود می‌بینید، می‌خواهید باور کنید سایرین نیز آن را خواهند دید و درهای شرکت را به روی آنها باز می‌کنید. وقتی شروع می‌کنید و محصول شما تولید می‌شود از آنچه اتفاق می‌افتد شگفت‌زده می‌شوید.

تا زمانی که ضرورت یک استراتژی واقعی فروش را دریافتم، اکثر سرمایه استارت‌آپم را از دست داده بودم. خدمات بازاریابی و بهینه‌سازی موتور جست‌وجوی کیفیت (SEO) به‌راحتی به‌دست نمی‌آیند و اگر نمی‌دانید در حال انجام چه کاری هستید، لطمه جدی در کمین برندتان خواهد بود.اما اشتباهات من لزوما اشتباهات شما نخواهد بود. از شکست من درس بگیرید. با پیروی از این نکات، برنده این بازی خواهید شد و یک قدم در تبدیل رویای استارت‌آپی خود به واقعیتی پولساز نزدیک‌تر خواهید شد.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

بعد از راه اندازی استارتاپ ، انتظار برای جذب مشتری و فروش محصول آغاز می شود. این مهم است که بعد از شروع کسب و کار جدیدتان، مردم محصولات شما را بشناسند.

این شناخت بدون بازاریابی مناسب و وسیع اتفاق نمی افتد. برای کسب و کارهای نوپا چندین روش کم هزینه برای بازاریابی وجود دارد ، این مساله مهم است که روش های کم هزینه تر بازاریابی را بشناسید چرا که استارتاپ ها معمولا بنیه مالی قوی برای تبلیغات ندارند.

 

تسلط بر شبکه های اجتماعی

به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از دریک آنلاین، این ایده شاید واضح و جز اساسی ترین راه های تبلیغاتی استارتاپ ها باشد ، اما همه افراد نمی توانند از پتانسیل واقعی شبکه های اجتماعی در بازاریابی استفاده کنند. ایده اصلی این است که سعی کنید از تمام شبکه های اجتماعی قابل دسترس و قانونی در کشور استفاده کنید. پس از آن سعی کنید صفحه ای رسمی در شبکه اجتماعی داشته باشید و آن را در اختیار افراد حاضر در صحنه کسب و کار کشور قرار دهید، آن ها نیز افراد بیشتری می شناسند که مطالب شما را در اختیارشان قرار می دهند ، مطالبی جذاب بنویسید که توسط مردم دست به دست شود ، این راه آسان ترین و ارزان ترین راه برای معرفی کسب و کار جدید شماست.

توسعه بیشتر اطلاعات محصول

روش قبلی صرفا یک روش پخش اخبار و اطلاعات است ، اما وقتی که اطلاعات خوبی برای محصولی که قصد ترویج آن را دارید مثلا در وب سایت شما وجود ندارد، ابدا راه کاملی برای تبلیغات نیست. قبل از اشتراک اطلاعات باید محتوای مفید و ارزشمند برای محصولات و خدمات خود ایجاد کنید ، البته توجه کنید که این اطلاعات صرفا راجب محصولات و خدمات شما نیست بلکه اهمیت دارد اطلاعاتی که برای مشتریان مهم هستند را نیز در اختیارشان قرار دهید.

برای مثال بیاید یک کسب و کار مربوط به لباس را در نظر بگیرید ، اطلاعات و مقالات باید در رابطه با انواع  لباس ها ، لباس مناسب برای موقعیت های مختلف ، تازه ها در دنیای لباس و غیره باشد. در این صورت مشتریان معمولا صفحات اصلی سایت را برای کسب اطلاعات بیشتر راجب محصولات شما مطالعه می کنند. در پایان مقاله خود می توانید ، جمله ای مانند ((خرید لباس مناسب)) که به صفحه محصول شما می رود را قرار دهید. این استراتژی راهی راحت و کم هزینه است که تضمین می کند مشتریان بیشتری به صفحات خرید شما وارد می شوند.

تمرکز بر تبلیغات فیزیکی خاص

تبلیغات فیزیکی شامل ، تراکت ، پوستر ، بنر ، روزنامه و مانند آن ها تبلیغاتی پر هزینه هستند که برای محیط زیست نیز مناسب به حساب نمی آیند. تبلیغ فیزیکی مناسب و جایگزین ، کارت ویزیت یا همان کارت معرفی کسب و کار است. این کارت را می توانید در اختیار افراد خاص ، مشتریان احتمالی ، افراد مستعد خرید محصول شما و صاحبان کسب و کارهای مرتبط قرار دهید. کارت ویزیت شما باید خاص و منحصر به فرد باشد، به طوری که در نگاه اول بتواند مشتری را شیفته کند. بیاید از مثال قبلی یعنی استارتاپ در حوزه لباس استفاده کنیم ، اگر کارت ویزیتی طراحی کنید که در آن یک پرنده لباسی  زیبا و خاص در تن دارد و خوشحال است، این گونه کارت ویزیت نه تنها توجه مشتریان را جلب می کند بلکه امکان خرید آن ها، از شما را نیز افزایش می دهد. در تهیه کارت ویزیتی خاص درنگ نکنید.

ایجاد رویداد

یک راه معمول برای برندینگ یک استارتاپ، ایجاد رویداد است. ساخت رویداد می تواند در هر کسب و کاری و بدون در نظر گرفتن سن مخاطبان مورد استفاده قرار بگیرد. برگردیم به همان مثال استارتاپ لباس ، شما می توانید یک مسابقه مانند پوشیدن لباس ست و متناسب با یکدیگر برگزار کنید، این مسابقه می تواند به صورت اینترنتی باشد و افراد عکس لباس ها در تن خود را برای شما بفرستند. این طور رویدادها بیشترین تاثیر را بر روی مشتریان بالقوه  دارند مخصوصا وقتی که پاداشی هرچند ناقابل یا حتی معنوی در پایان رویداد برایشان در نظر بگیرد.

کمک به جامعه یا یک رویداد

کمک به مردم برای کسب شهرت و معروفیت در صورتی که به آن ها لطمه نزند کاری درست به حساب می آید. می توان به بخشی خاص از جامعه و یا در رویدادی مرتبط از مردم حمایت کرد. مثلا در حوزه لباس می توان لباس رایگان در اختیار افراد نیازمند قرار داد و یا در مراسم کمک به نیازمندان لباس هایی را به آن ها اهدا کرد ، اما باید توجه داشت تبلیغات و یا مانور بیش از حد روی این حمایت ها می تواند تاثیر منفی داشته باشد اما استفاده درست از آن، قطعا مشتریان بیشتری برای شما به ارمغان می آورد.

این ها فقط بخشی از ایده های کم هزینه و موثر برای بازاریابی استارتاپ ها بودند. شما می توانید با خلاقیت بیشتر و  توجه به فرهنگ هر منطقه راه هایی تبلیغاتی مناسب و کم هزینه دیگری نیز بیابید و آن ها به نحو احسن استفاده ببرید.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
شنبه 23 اردیبهشت 1396  11:24 ب.ظ

اگر بخواهیم یک گل را برای هدیه خریداری کنیم، هر کدام از ما معیاری برای انتخاب خود داریم و به همین ترتیب یک فروشنده گل و گیاه برای عرضه محصول مناسب و مورد نیاز مشتری، کسب سود و کنترل هزینه ها باید برنامه ریزی هدفمندی را اتخاذ و پیاده سازی کند.

این برنامه ریزی، پوشش دهنده کلیه فعالیت ها به منظور حداکثر فروش محصولات است. فروش یک محصول تأثیرپذیری شدیدی از خانواده دارد و فروش یک محصول دیگر ممکن است کوچک ترین ارتباطی با این مقوله نداشته باشد. فروش یک خدمت به میزان ضرورت تعریف شده آن در جامعه بستگی دارد و فروش خدمت دیگر به اندازه ضروتی که شما برای جامعه تعریف می کنید.

به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از فرصت امروز، فروش از هر جنسی که باشد، پیش نیازی لازم دارد؛ بازاریابی. یکی از دغدغه های مهم صاحبان کسب وکار، بازاریابی محصولات شان است و این مسئله در کسب وکارهای جدید به ویژه استارتاپ های ایرانی اهمیت بیشتری دارد. برندینگ، یکی از اقدامات مهمی است که می تواند به متمایزسازی جایگاه محصول/خدمت در ذهن مشتریان کمک شایانی کند، اما قبل از برندسازی، این بازاریابی است که باید راه ارتباطی محصول را با مشتریان بالقوه پیدا کند.

شاید بهتر باشد برای بازاریابی محصول جدید، ابتدا قواعد تصمیم گیری مصرف کننده را بشناسیم. استراتژی های تصمیم گیری مشتریان منجر به انتخاب محصولات مختلف می شود. اگر صاحب کسب وکاری نوپا هستید، باید به ترتیبی عمل کنید که کالای شما در این استراتژی بازار هدف قرار بگیرد. استراتژی های تصمیم گیری، فرآیند خرید را برای مشتریان ساده و از هزینه های آنها می کاهد.

قواعد مصرف کننده برای خرید یک محصول/خدمت به دو دسته اصلی تقسیم می شوند که عبارتند از:

۱- قواعد تصمیم کمکی/جبرانی

۲- قواعد غیرجبرانی

این قواعد به مشتریان کمک می کند در مواجهه با کلیه محصولات در بازار، یک مارک تجاری معین را ارزیابی کنند و به هر کدام از آنها یک وزن معین اختصاص دهند. قواعد مصرف کننده نه فقط بر مشتریان که روی رقبا، مباحث سازمانی و عملکرد تجاری نیز تمرکز می کند.

تصور کنید شما می خواهید یک کالا یا خدمتی را به تازگی  به بازار معرفی کنید. فرض کنید مشتریان، کالا یا خدمت شما را در بین انبوه کالا و خدمات دیگر مشاهده می کنند و قطعاً تأیید می کنید مشتری محصولی را انتخاب می کند که طبق قواعد مصرف کننده، بیشترین نمره را در ارزیابی به دست آورد. طبق قواعد جبرانی، یک ارزیابی مثبت از ویژگی های یک محصول در توازن با یک ارزیابی منفی از ویژگی دیگر تعدیل و خنثی می شود. در مقابل، قواعد غیرجبرانی به مصرف کنندگان اجازه نمی دهند که مشخصه مثبت از یک محصول را در برابر مشخصه منفی همان محصول قرار دهند.

برای درک مطلب بالا به زبان ساده، اشاره به یک مثال اولیه می تواند در درک مسئله کمک کند. فرض کنید شما تصمیم به خرید یک محصول به نام خمیردندان دارید. یک مشتری در نظر دارید یک خمیردندان با قابلیت سفیدکنندگی دندان هایش را خریداری کند و مشتری دیگر یک خمیردندان خوشبو و خوش طعم را. به نظر شما آیا مشتری ای که دنبال یک خمیردندان با توانایی سفیدکردن دندان هاست، ویژگی های دیگر آن را مدنظر قرار می دهد؟

به عنوان مثال خمیردندان های زغالی که برخی شرکت ها رو به تولید و عرضه آن به بازار کرده اند ممکن است الزاما نه ظاهر زیبایی داشته باشند و نه حتی طعم یا بوی مطبوعی، اما مشتریان به جهت قدرت سفیدکنندگی آن را انتخاب می کنند. اینجاست که قواعد مصرف کننده برای خرید، تعیین کننده بازار هدف برای هر کسب وکار است. تعدادی از قواعد غیرجبرانی عبارتند از قواعد ربطی و غیرربطی و قواعد فرهنگ نویسی و نام نگاری.

پس برای درک رفتار مصرف کننده باید فرآیند تصمیم گیری خرید مشتری را ارزیابی کنیم. این ارزیابی به خوبی روشن می کند که آیا محصول ما در ترجیحات مشتری قرار می گیرد یا خیر.

با این حال باید به یک نکته توجه داشته باشیم؛ قصد خرید و تصمیم خرید دو موضوع کاملاً متمایز هستند.

در مثال خمیردندان شاید مشتری قصد خرید بهترین مارک را داشته باشد، اما تصمیم خرید برای محصول با مارک دیگر رخ می دهد.

نخستین عامل در این زمینه نگرش دیگران است. حدی که در آن نگرش یک شخص دیگر، گزینه ترجیحی مصرف کننده را عوض می کند به دو عامل بستگی دارد:

الف) شدت نگرش منفی آن فرد نسبت به محصول ترجیحی مصرف کننده

ب) میزان نگرش مصرف کننده برای تبعیت از شخص دیگر.

قصد خرید همچنین توسط عوامل موقعیتی پیش بینی شده تحت تأثیر قرار می گیرد. مصرف کننده قصد خرید را براساس عواملی همچون درآمد خانواده، قیمت مورد انتظار و مزایای مورد انتظار کالا شکل می دهد.

عوامل مؤثر در فرآیند تصمیم گیری مشتریان عبارتند از:

۱- عوامل فرهنگی، اجتماعی و گروهی

۲- عوامل روانی و فردی

۳- عوامل مربوط به آمیخته بازاریابی

۴- عوامل موقعیتی.

توضیح تشریحی هر کدام از عوامل اشاره شده به طور جداگانه، مجالی دیگر را طلب می کند اما به طور خلاصه باید بگوییم موارد بالا جملگی بر فرآیند تصمیم گیری اثرگذار هستند. مراحل تصمیم گیری مشتری عبارتند از:

۱- تشخیص مسئله

۲- جست وجوی اطلاعات

۳- ارزیابی راه چاره ها

۴- تصمیم خرید

۵- رفتار پس از خرید

حال با در نظر گرفتن موارد بالا، به اعتقاد شما آیا با فروش یک محصول یعنی در بازاریابی موفق بوده ایم؟ پاسخ منفی است، چرا که فرآیند تصمیم گیری مشتری با انجام دادن خرید پایان نمی یابد. مشتری تصمیم خود را ارزیابی و از آن برای تصمیم گیری های آتی استفاده می کند.

رضایت خریدار تابعی از نزدیکی بین انتظارات خریدار و عملکرد ادراک شده کالاست. اگر عملکرد کالا کمتر از میزان انتظار خریدار باشد، در این صورت فرد دچار نارضایتی و ناراحتی می شود و به همین ترتیب:

– اگر عملکرد کالا با میزان انتظار برابری کند، رضایت مشتری حاصل خواهد شد

– اگر عملکرد کالا بهتر باشد، مشتری خشنود می شود.

در بازاریابی یک محصول جدید به این نکته باید توجه کنیم که فرآیند خرید برای هر مشتری دارای سه مرحله جداگانه است:

۱-پیش از خرید

۲- مواجهه با خدمت

۳- پس از خرید

حال نقش شما به عنوان مدیر یک استارتاپ یا یک شرکت که می خواهد محصولی جدید را به بازار عرضه کند، در کجا تعریف و به شکلی می تواند مؤثر واقع شود؟ در جایی که مشتریان در مرحله پیش از خرید هستند، با پیشنهادهای مختلف از طرف شما و سایرین مواجه می شوند. بدیهی است مشتری به سمت محصولی می رود که نتایج و کیفیت مورد انتظار او را بهتر تأمین کند و اگر در این آیتم ها برابری مشاهده کرد، به عملکردها توجه می کند که کدام کالا یا خدمت، عملکردی بالاتر از انتظار وی را از خود نشان می دهد.

توجه داشته باشیم در برنامه ریزی بازاریابی و فروش بسیاری از کالاها و خدمات، تصمیم گیری خانواده بسیار اهمیت دارد. ساختار این تصمیم ها، تعیین کننده میزان فروش نهایی شماست. به عنوان مثال در یک ساختار، دو یا چند عضو خانواده به طور همزمان و البته مستقل روی تصمیم کار می کنند و هیچ ارتباطی بین اعضای خانواده ایجاد نمی شود و در ساختار دیگر، تصمیم در وهله اول به یک عضو واگذار می شود.

فرهنگ، طبقه اجتماعی، تعاملات اجتماعی، موقعیت جغرافیایی و. . . هر یک به تنهایی می توانند در فرآیند بازاریابی یک محصول جدید اثرگذار باشند.

عمده ترین عوامل درونی مؤثر بر  رفتار مصرف کنندگان عبارتند از ادراک، یادگیری، انگیزش، شخصیت، نگرش و سبک زندگی، همچنین از عوامل بیرونی می توان فرهنگ، ارزش ها، طبقه اجتماعی، گروه های مراجعه، رهبران، ایده ها و خانوار را نام برد. ادراک نقش عمده ای را در تصمیم به خرید مشخص می کند، اما از نقش یادگیری های رفتاری جامعه نیز نباید به راحتی گذشت. در برنامه ریزی های تخصصی بازاریابی، یکی از پیشرفت های عمده در تحقیقات یادگیری مصرف کننده، استفاده از مدل های احتمال جهت پیش بینی رفتار خریدار بوده است. مدل احتمال یادگیری فرض می کند که رفتار خرید گذشته و اخیر یک مصرف کننده، مشخص کننده رفتارهای آینده وی خواهد بود.

با توجه به مواردی که در این مقاله ذکر شد، می توانیم نتیجه گیری کنیم دیدگاه بازار محور، زمینه ساز موفقیت استراتژی بنگاه تجاری و بازاریابی است. در تعریف چگونگی و اجزای یک استراتژی فراوان مقاله و یادداشت منتشر شده است، اما موضوعی که اهمیت دارد این است که هر کسب وکار چگونه باید یک استراتژی را برای خود بهینه و اجرایی کند.

زنجیره استراتژی ها سبب مشخص شدن چگونگی رقابت یک واحد در صنعت می شود. به همین دلیل است که در بازاریابی محصول جدید، قلمرو و بخش های بازار به دقت باید مشخص شوند تا فعالیت ها و منابع به خوبی هماهنگ بشوند. هر محصول جدید باید با پشتوانه یک طراحی و اجرای برنامه مناسب، به دنبال کسب مزیت رقابتی و ایجاد هم افزایی باشد.

شناخت تهدیدها و فرصت ها، عامل کلیدی موفقیت یا شکست ارائه یک محصول جدید به بازار است. مدیران تنها مسئول طرح های استراتژیک برای اقلام بازار یا محصول خود نیستند، بلکه اغلب مشارکت کنندگان اصلی در فرآیند برنامه ریزی در سطوح بنگاه تجاری نیز هستند.

چند توصیه پایانی:

۱- فلسفه کاری خود و محصول جدید را به درستی شناسایی کنید.

۲- کلیه فعالیت های شرکت را برای ورود محصول جدید، هماهنگ و بهینه کنید.

۳- محیط رقابتی را مستمر و دقیق بررسی و بر مبنای نتایج تصمیم بگیرید.

۴- مدیران و سرپرستان را در قالب صحیح اجرایی کنند و به صورت تیم بچینید.

البته به یاد داشته باشیم که توجه بیش از حد به نیازها و خواسته های مشتریان می تواند مانع نوآوری شود و شرکت ها را به تولید کالا یا خدماتی وادار کند که این دسته از محصولات به غیر  از اندکی بهبودهای غیرضروری یا افزایش برخی قابلیت ها، تفاوت چندانی با کالاها و خدمات موجود ندارند.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
چهارشنبه 20 اردیبهشت 1396  12:28 ق.ظ

آرایشگری از آن دسته شغل هایی است که بی برو برگرد سودده است؛ سودی که در کوتاه مدت می توانید طعم شیرین آن را حس کنید.

 این شغل گرچه یک کار ذوقی و هنری به حساب می آید اما به مثابه یک علم نیز تلقی می شود، طوری که میزان درآمد آرایشگرها در کشورهای پیشرفته قابل محاسبه بوده و حتی برای آن مبلغ هم تعیین می شود.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از فرصت امروز ، به طور مثال در آمریکا متوسط درآمد این شغل ساعتی 10دلار و 82سنت است و طبق آمار سال 2013، درآمد سالانه آرایشگران در آمریکا 23 هزار و 150دلار یا در استرالیا 31 هزار و 200 دلار است. در انگلستان متوسط درآمد سالانه این شغل برای افراد آموزش دیده بین 21هزار و 500 تا 30هزار و 500 دلار و برای افراد بسیار متخصص بسته به نوع کار و محل سالن خود 46هزار دلار یا بیشتر تعیین می شود، اما در ایران چنین محاسباتی صورت نمی گیرد تا جایی که حتی برخی آرایشگران از متوسط سالانه درآمدشان اطلاعی ندارند.

شرایط ملک برای آرایشگاه

شهربانو عابدی، نایب رئیس اتحادیه آرایشگران زنانه تهران  در رابطه با نحوه اخذ مجوز برای راه اندازی یک آرایشگاه زنانه می گوید: برای دریافت مجوز از سوی اتحادیه، ملک باید تجاری یا اداری باشد که هر فرد باید حدود 600 میلیون تومان سرمایه گذاری کند که از عهده بسیاری خارج است و برای تأسیس آموزشگاه ملک باید مسکونی باشد، به همین دلیل اکثر متقاضیان اقدام به تأسیس آموزشگاه زیر نظر وزارت کار می کنند که صرفاً کار آموزش در آن صورت نمی گیرد.

وی ادامه می دهد: همچنین یک واحد صنفی برای مجوز از سوی اتحادیه باید گواهی عدم سوء پیشینه و عدم اعتیاد داشته باشد و صلاحیت آن از سوی اداره اماکن و نیروی انتظامی بررسی شده و به اتحادیه ابلاغ شود و با گذراندن کلاس های آموزشی از سوی اداره های بهداشت و اتاق تهران نامه تأییدیه دریافت کند. عابدی در ادامه می افزاید: جهت اخذ مجوز آرایشگاه زنانه باید تمام مدارک لازم در سایت اتحادیه به آدرس www. Eazt. ir تهیه شود.

وی با غیرقانونی دانستن انجام فعالیت هایی نظیر تزریق و لیزر توسط آرایشگران ادامه می دهد: آرایشگاه هایی که دارای مجوز هستند به هیچ عنوان چنین اقداماتی را انجام نمی دهند اما ممکن است برخی مکان های غیرقانونی که به فعالیت آرایشگری نیز می پردازند مرتکب چنین خطایی شوند.

وی در ادامه می گوید: هشدار و توصیه من به خانواده های گرامی به ویژه بانوان محترم این است که از مراجعه به مراکز غیر قانونی برای انجام خدمات زیبایی خودداری کنند و در صورت مشاهده چنین مکان هایی با ارائه آدرس آرایشگاه به اتحادیه از فعالیت غیرمجاز آنها جلوگیری کنند.

نایب رئیس اتحادیه آرایشگران زنانه تهران با اشاره به اینکه نرخ قیمت آرایشگاهها نسبت به موقعیت جغرافیایی و اندازه سالن برای خدمات مشابه متفاوت است،  می افزاید: نرخ های مصوب برای تمام خدمات آرایشگاهی مشخص شده است، درحالی که آرایشگاه ها از نصب نرخ روی دیوارها ممانعت می کنند.

طبق اعلام اتحادیه، نرخ خدمات آرایشی در آرایشگاه های ممتاز، درجه یک، دو و سه زنانه به این شرح است: نرخ آرایش عروس در آرایشگاه های ممتاز یک میلیون و 495 هزار تومان، آرایشگاه درجه دو 975 هزار تومان و آرایشگاه درجه سه 560 هزار تومان.

وی درباره تفاوت قیمت ها در آرایشگاه های مختلف تصریح می کند: میزان قیمت را اتاق اصناف تهران تعیین کرده و به اتحادیه ابلاغ می کند و اتحادیه هیچ گونه دخالتی در تعیین قیمت ندارد و قیمت ها براساس درجه بندی ممتاز، درجه یک تا سه و براساس فاکتورهایی از جمله تخصص، تبحر، سابقه کار، متراژ و مکان ملک و تعداد صندلی تعیین می شوند.

عابدی با بیان اینکه ۱۵ هزار و 30 آرایشگاه غیرمجاز در تهران فعالیت می کنند و در مقابل تنها ۱۱۵۰ آرایشگاه مجوز فعالیت دارند، ادامه می دهد: ممنوعیت تأسیس آرایشگاه در ملک های مسکونی و اجاره بهای سنگین در ملک های اداری و تجاری از مهم ترین مشکلاتی است که این صنف با آن روبه رو است.

با چه سرمایه ای می توان شروع کرد؟

مهسا حسنویه، یکی از فعالان این صنف در رابطه با نحوه کسب  و کار این حرفه می گوید: برای شخصی که به تازگی وارد این عرصه شده است ساعت های خلوت، روزهای بدون مشتری و مشتریانی که تنها یک بار به سالن زیبایی شما مراجعه می کنند می تواند تعریفی از یک روز بد را رقم بزند، اما ممارست در این شغل بسیار مهم است زیرا جذب مشتری و تبدیل آن به مشتری ثابت بسته به سابقه کار و کیفیت خدماتی است که شما ارائه می دهید.

وی با اشاره به میزان سرمایه اولیه برای سرمایه گذاری در این حرفه،  می افزاید: برای شروع این شغل ابتدا باید با در دست داشتن مدرک آرایشگری که پس از گذراندن دوره های مختلف توسط سازمان فنی و حرفه ای کشور اعطا می شود به واحد صنفی مربوطه مراجعه کنید. اخذ این مجوز از اتحادیه آرایشگری حدود یک سال زمان می برد و حدود 3میلیون تومان هزینه خواهد داشت.

حسنویه ادامه می دهد: این روزها به دلیل سختگیری هایی که در اعطای مجوزهای آرایشگری صورت می گیرد بسیاری از آرایشگاه ها بدون مجوز به فعالیت می پردازند. متأسفانه اتحادیه ما علاوه بر اینکه یکی از کم کارترین اتحادیه ها به شمار می آید هیچ گونه خدماتی نیز در حوزه کلاس های آموزشی و. . . به اعضا ارائه نمی دهد.

 وی در رابطه با میزان فضای مورد نیاز برای راه اندازی یک آرایشگاه زنانه می گوید: کمینه متراژ برای راه اندازی یک آرایشگاه زنانه از نظر اتحادیه 18 متر تعریف شده است. درحالی که این فضا بسته به نوع کار شما متفاوت خواهد بود.

به طور مثال اگر شما می خواهید یک آرایشگاه معمولی با ارائه خدمات روزمره راه اندازی کنید این کار را می توانید در 40 متر فضا و با سه نفر نیروی کار متخصص و با تجربه استارت بزنید. طبیعی است افزایش خدمات آرایشگاه در حیطه های مختلف شما را به تعداد نیروی بالاتر و فضای بیشتر نیازمند می سازد.

حسنویه اضافه می کند: بسته به اینکه مکان آرایشگاه شخصی یا استیجاری است و اینکه در کدام نقطه از تهران قرار دارد هزینه های اجاره به میزان سرمایه اولیه مورد نیاز اضافه خواهد شد. برای ادامه کار شما به تجهیزات مختلف آرایشگری و میز و صندلی و آینه و. . . نیازمند هستید که هزینه تمامی این  ابزارها با توجه به فضای آرایشگاه متغیر خواهد بود.

این سرمایه از کمترین حجم خود یعنی حدود 7میلیون تومان شروع می شود و در سالن های متوسط خوب تا 50 میلیون تومان و در سالن های بسیار بزرگ و مخصوص آرایش عروس تا چند میلیارد تومان هم می رسد. در واقع سودی که یک آرایشگر در ایران از این حرفه به دست می آورد متاثر از موارد زیادی است که از جمله آن می توان به میزان مهارت فرد، مکان جغرافیایی سالن، مواد اولیه مصرفی و حتی میزان درآمد مردم منطقه اشاره کرد. برای نمونه یک آرایشگاهی در مرکز شهر با دو سال فعالیت و میانگین روزانه 5 ساعت کار، ماهانه 4 میلیون درآمد کسب می کند.

با نگاهی به آمارها می توان دریافت تنها در سال 90 بیش از 449600000000 تومان صرف آرایش زنان در مراسم های عقد و عروسی شده است، یعنی بیش از 3 هزار میلیارد تومان. به این رقم باید هزینه هایی را که زنان به طور معمول هفتگی و ماهانه خرج آرایش خود می کنند هم اضافه کرد.

شغلی توأم با علاقه و سختی

آناهیتا رجبی، یکی از قدیمی های این حرفه  می گوید: آرایشگری یک شغل زودبازده است به این معنا که فرد پس از دیدن آموزش های لازم، در مدت زمان کوتاهی می تواند درآمد کسب کند اما این میزان درآمد بسته به مهارت، توانمندی، خلاقیت و تعهد آرایشگر متفاوت است. تمام این برآوردها حاکی از آن است که آرایشگری در ایران می تواند به شغلی با درآمد نجومی تبدیل شود.

وی درخصوص تعیین قیمت ها در سالن های زیبایی می افزاید: ما سه دسته از آرایشگران گروه الف، ب و پ را داریم که با توجه به این امتیاز بندی برای شان تعیین قیمت می شود، اما متأسفانه مکان سالن از نظر منطقه ای روی قیمت ها بیشترین تأثیر را دارد، به گونه ای که بابت خدماتی مانند آرایش عروس هزینه های میلیونی دریافت می شود.

در این باره باید اضافه کرد: سوددهی این حرفه بین 30 تا 50 درصد برآورد می شود و دوره بازگشت سرمایه اولیه بین یک تا پنج سال متغیر است البته شما می توانید هر از گاهی با ارسال پیامک حاوی کوپن تخفیف یا ارسال پیامک هایی حاوی نکات آرایشی و بهداشتی برای مشتریان خود، آنها را در رابطه با کسب و کار خود درگیر کنید و مشتری های بیشتری را به سمت سالن های زیبایی خود روانه سازید و این به معنای ساعات شلوغی بیشتر و در نهایت کسب و کار بهتر است.

رجبی در رابطه با شیوه های موفقیت خود در این حوزه می گوید: هیچ کاری بهتر از بازاریابی آنلاین به کسب و کار شما رونق نمی دهد.  به عنوان یک آرایشگر می توانید خدماتی را که انجام می دهید در قالب یک عکس در شبکه های مجازی به اشتراک بگذارید.

مطمئن باشید که یک عکس بهتر از 100 کلمه عمل می کند. در کنار این نوع اقدامات یک آرایشگر همواره باید به روز باشد و همزمان با متدهای روز دنیا حرکت کند. یکی از کارهایی که می توان در این راستا انجام داد شرکت در کلاس های آموزشی است که بسیاری از شرکت های تأمین کننده مواد اولیه آرایشی در ایران برگزار می کنند. همچنین می توان با یادگیری روش های جدید اصلاح و پیرایش موها و. . . از طریق اینترنت و بدون پرداخت هزینه با روش های جدید آرایشگری آشنا شد. تنها کافی است مشتریان این اطمینان را کسب کنند که شما همزمان با مد روز حرکت می کنید.

وی ادامه می دهد: آرایشگری شغلی است که با عشق و علاقه گره خورده است. اگر به این شغل علاقه ای ندارید و تنها برای کسب درآمد می خواهید به آن ورود کنید پیشنهاد می کنم تغییر عقیده دهید، زیرا این شغل علاوه بر مفرح بودن بسیار طاقت فرساست. ایستادن پی در پی برای ساعت های متمادی قطعاً برای سلامتی شما مضر خواهد بود به ویژه اگر علاقه ای به این شغل نداشته باشید نه تنها نمی توانید چنین شرایطی را تحمل کنید بلکه پیشرفتی نیز نخواهید داشت.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

در سال 2005، آلن لافل که در آن زمان مدیر عامل شرکت پروکتر اند گمبل (P&G)، یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های جهان بود، مفهومی را با عنوان، «لحظه واقعیت» برای ایجاد وفاداری به برند، معرفی کرد.

 پس از آن، برند‌های خرده‌فروش استراتژی‌های خود را در راستای دو لحظه بحرانی: 1) لحظه‌ای که مشتری تصمیم به خرید محصول می‌گیرد و2) لحظه‌ای که مشتری برای اولین بار از محصولی استفاده می‌کند، قرار دادند. با پیشرفت تکنولوژی‌هایی مانند اینترنت و موبایل، مقاطع بحرانی دیگری برای افزایش احتمال خرید به وجود آمد؛ از جمله در مرحله جست‌وجوی کالا. سپس بخش‌های تحقیقاتی سایت‌هایی مانند Yelpو TripAdvisor بخش مهمی از فرآیند خرید را با عنوان «لحظه صفر واقعیت» معرفی کردند؛ یعنی لحظه آنی که مشتری با برند و محصولات آشنا می‌شود. این مفاهیم جدید نشان می‌دهند که نیمی از تجارت الکترونیک در حال حاضر به‌صورت آنی و روی موبایل‌ها انجام می‌شود.

امروزه برندهای خرده‌فروشی تجربه‌هایی برای مشتریان، حول این چهار لحظه به‌وجود می‌آورند و تلاش می‌کنند خریداران را تشویق کنند که دکمه خرید را فشار دهند. با این حال، مهم این است که برندها به خاطر بیاورند فشردن دکمه خرید از سوی خریدار انتهای کار آنها نیست، بلکه آغاز رابطه با خریدار است. هنگامی که مشتری یک خرید آنلاین انجام می‌دهد، یک شکاف تجربه از زمانی که سفارش می‌دهد تا زمانی که محصول به دست مشتری برسد، ایجاد می‌شود و این لحظه جدیدی از واقعیت برای خریداران آنلاین است. به گزارش دنیای اقتصاد، ایجاد تجربه‌های مثبت در این لحظه، فرصت عظیمی را برای خرده‌فروشان به منظور ایجاد روابط عمیق با مشتریانشان و ایجاد وفاداری به برند در آنها، فراهم می‌آورد. با کمال تعجب تنها 16 درصد از شرکت‌ها بر روابط با مشتری تمرکز می‌کنند، در حالی که می‌دانند هزینه به‌دست آوردن یک مشتری جدید پنج برابر بیشتر از هزینه نگهداری مشتری کنونی است.

خریداران آنلاین انتظار یک تجربه خرید یکپارچه را دارند، بدون در نظر گرفتن این امر که کجا هستند، با چه وسیله‌ای خرید را انجام می‌دهند یا اینکه چگونه فروشگاه را انتخاب می‌کنند. 84درصد از خرده‌فروشان به این امر واقفند که ایجاد تجربه‌های سازگار برای مشتری در سراسر کانال فروش امری مهم است. در حالی که به‌طور سنتی، تامین محصول وظیفه زنجیره تامین است بدون اینکه تجربه مشتری در نظر گرفته شود. اما اکنون بیشتر از همیشه مشتریان خواهان تجربیات شخصی خرید هستند. تمرکز روی تجربه پس از خرید سر فصل بعدی برای خرده‌فروشان آنلاین است. پیش از این، خرده‌فروشان تجربه مشتری را به شخص ثالث که در تحویل کالا متمرکز هستند، واگذار کرده بودند. در حال حاضر اما خرده‌فروشان در حال گسترش اطمینان دادن به مشتری پس از خرید از طرق مختلف هستند و با ساده کردن مسیرهای خرید مشتریان و وارد کردن مستقیم آنها به حلقه وفاداری، برند‌ها می‌توانند خریدارانی را که فقط یک بار خرید می‌کنند، به حامیان تجاری مادام‌العمر تبدیل کنند.

به‌طور مثال نگاهی دقیق‌تر به خرده‌فروشی سفورا (Sephora) می‌اندازیم که از لحظات بحرانی که قبلا گفته شد برای تعامل با مشتریان استفاده می‌کند. این شرکت به خریداران امکان می‌دهد به‌صورت آنلاین از مواد آرایشی و بهداشتی استفاده کنند. تجربه‌های شخصی در سفورا به همین جا ختم نمی‌شود و حتی بعد از اینکه خریدار دکمه خرید را فشار می‌دهد برگه‌ای را دریافت می‌کند که وضعیت روند تحویل سفارش خود را در آن می‌تواند مشاهده کند. به‌طور همزمان نیز به مشتریان پیشنهادهایی داده می‌شود و توصیه‌هایی دریافت می‌کنند که آنها را نسبت به خریدشان هیجان‌زده می‌کند.  در اینجا به چهار روش کلیدی که خرده‌فروشان با استفاده از آن می‌توانند تجربه‌های پس از خرید را بهبود بخشند، اشاره می‌کنیم:

• ادامه دادن گفت‌وگو: یکی از اولین کارهایی که خرده‌فروشان می‌توانند انجام دهند، این است که به جای واگذار کردن مشتری به سایت‌های شخص سوم، خود این کار را بر عهده گیرند. خرده‌فروشی‌هایی مانند: نورد استورم، آر‌ای‌آی و آنترو پولوژی تجربه ردیابی و تحویل محصول را برای مشتریان خود فراهم آورده‌اند. مشتریان حتی می‌توانند به سامانه دریافت پیام کوتاه یا بخش سوالات متداول دسترسی پیدا کنند. با این کار نه تنها مشتریان بهتر مطلع می‌شوند، بلکه حجم تماس‌ها نیز کاهش یافته است. این اقدامات کانال‌های بازاریابی جدیدی را برای خرده‌فروشان به منظور دستیابی به مخاطبان خود، ایجاد کرده است.

• فراهم کردن اطلاعات مناسب برای خریدار: مشتریانی که منتظر تحویل محصول خود هستند پذیرای ارتباط با خرده‌فروشانند. 73 درصد از مشتریان ترجیح می‌دهند از برند‌هایی خرید کنند که با استفاده از اطلاعات شخصی، تجربه خرید را برای آنها مناسب‌تر می‌کنند.

• تبدیل تجربیات بد مشتریان به تجربیات شگفت‌انگیز: اشتباهات بسیاری در طول فرآیند ممکن است انجام شود که موجب آزرده خاطر شدن مشتری شود، مانند: حمل یک آیتم اشتباه، یک آدرس نادرست، تحویل یک بسته با تاخیر به دلیل شرایط آب و هوایی. در حالی که این موارد ممکن است خارج از کنترل خرده‌فروش باشد، اما بازتاب ضعیفی از برند می‌دهد. با این حال به این معنی نیست که مشتری عصبانی را برای همیشه از دست خواهید داد. توانایی برند در واکنش به موقع و بجا به این شرایط یک فرصت عظیم برای بازگشت مشتری و ایجاد تبلیغات شفاهی مثبت، فراهم می‌کند.

• ایجاد یک محیط سازمانی برای حمایت از تجربه پس از خرید: همان‌طور که تجربه مشتری برای خرده‌فروش دارای بالاترین اولویت است، باید از از هم‌ترازی تیم‌های داخلی با سازمان نیز اطمینان حاصل کنند. به‌طور کلی، ایجاد یک رابطه بین زنجیره تامین، تیم‌های تجارت الکترونیک و بازاریابی برای ارائه یک تجربه بعد از خرید فوق‌العاده، بسیار مهم است. در گذشته هر کدام از این تیم‌ها به‌صورت مجزا کار می‌کردند که این امر بازتابی ضعیف از برند فراهم می‌کرد، اما هنگامی که این تیم‌ها با هم با بودجه و منابع مناسب کار کنند، خرده‌فروشان برای موفقیت آماده خواهند شد. خرده‌فروشان با ایجاد یک فرآیند پایاپای برای مشتری، آنها را علاقه‌مند به تعامل با خود خواهند کرد. مشتریان دائمی اتفاقی به‌دست نمی‌آیند.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
پنجشنبه 7 اردیبهشت 1396  11:50 ب.ظ

کودکان، مهم ترین قشر و هدف بازار نام های تجاری و تبلیغات هستند. بچه های امروزی مثل کودکان دوره قرون وسطی دیگر  «بزرگسالان کوچک» نیستند و نقش آنها در خانواده غیرقابل انکار است. از دهه ۸۰ تاکنون هدف اکثر تبلیغات، کودکان خردسال بوده اند و با شروع فصل تعطیلی مدارس، انواع به خصوصی از تبلیغات مربوط به سرگرمی کودکان افزایش پیدا می کند. کودکان ساده و بی تکلف هستند و به راحتی با عوامل مختلف و جالبی تحت تأثیر قرار می گیرند.

به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از فرصت امروز، بسته بندی های رنگارنگ، شعارهای تبلیغاتی آهنگین، شخصیت های کارتونی سرگرم کننده، بازی ها و انواع مسابقات برای آنها هیجان انگیز است و برند ها با بهره گیری از همین قدرت تأثیرپذیری در کودکان به عنوان هدف بازار نفوذ می کنند.

یکی از موضوعات مهم و جالب برای مطالعه و پژوهش در بازاریابی رفتار مصرف کننده است؛ بدیهی است کودکان نیز از این مقوله مستثنی نیستند. دنیای ساده و در عین حال پررمز و راز و پیچیده کودکی، جذابیت پژوهش در این زمینه را صدچندان می کند.

انتخاب و خرید یک محصول را نباید تنها به عنوان روندی پنداشت که در آن کودک یک کالا را از میان کالاهای به نمایش گذاشته شده خریداری می کند؛ به عبارت دیگر، در نظر گرفتن کودک به عنوان یک مصرف کننده یعنی توجه به او، زمانی که فعالانه و آگاهانه در فرآیندها و فعالیت های مرتبط با تصمیم گیری، خرید و مصرف مشارکت می کند.

کودکان در سنین پایین تبدیل به مصرف کننده می شوند و طیف متنوعی از عوامل اثرگذار و تجارب شخصی شان عادت های مصرفی آنها را شکل می دهد. در این بین، عوامل مؤثر بسیاری نیز وجود دارد؛ این عوامل، ابتدا بر سطح آگاهی کودک در مورد مسائل مربوط به خرید و تصمیم گیری اش اثر گذاشته و در مرحله بعد منجر به افزایش مهارت های مصرفی کودک می شود.

با بررسی رفتار خرید کودک، این امکان فراهم می آید که به ارزش ها و نگرش های او نیز پی برده شود، چراکه او نیز همانند یک فرد بزرگسال با کالایی که مصرف می کند سعی در خلق و حفظ هویتش دارد تا حس هویت چه کسی بودن را به واسطه آنچه مصرف می کند، به نمایش بگذارد. به بیانی بهتر، رفتارخرید کودک نمود خارجی عواملی است که در شکل دهی این رفتار اثرگذار بوده و با مطالعه آن، می توان باورهای کودک را درک کرد و به علت های انتخابش پی برد.

واضح است که امروزه کودکان نسبت به گذشته قدرت خرید بیشتری پیدا کرده، بر تصمیم گیری خرید خانواده اثرگذارتر بوده و نقش مؤثرتری در خرید کالاها دارند و والدین نیز به تناسب موقعیت های اجتماعی، تحصیلی، درآمدی و… به نظر کودکانشان در خرید محصولات، بیشتر توجه می کنند. به موازات آن، فعالیت های شرکت ها در این راستا نیز افزایش یافته، به طوری  که امروزه هدف بسیاری از تبلیغات، به خصوص تبلیغات تلویزیونی کودکان  هستند.

بنابراین، با انجام مطالعات کافی در زمینه رفتار خرید  (مصرف کننده) کودک، از سویی می توان حمایت بیشتری از او کرد و با آموزش های لازم، سطح آگاهی اش را افزایش داد و در شرایط کنونی و دنیای رقابتی حاضر، که تولیدکنندگان برای رشد و بقا از هر شیوه و ابزاری برای فروش محصولات خود استفاده می کنند، برای مصون نگه داشتنش عمل کرد. از سویی دیگر، می توان به شرکت های فعال در زمینه تولید محصولات کودکان نیز اطلاعات مناسب و مفیدی ارائه کرد تا با توجه کافی به کودک و خواسته هایش، محصولات مناسب را تولید و با روش های صحیح عرضه کنند.

خوردنی ها، آبنبات ها، اسباب بازی ها و… روی همه این محصولات و بسیاری دیگر، کوچولو های عزیز ما تصمیم گیرندگان هستند. اما آنهایی که وزن بیشتری در تصمیم گیری هستند پدر و مادران کودکانند و در مرحله آخر آنها باید تجویز کنند که این محصول خوب است یا بد. بنابراین بسیاری از شرکت های بازاریابی مجبورند خود را با آنها انطباق دهند. ما اغلب گمان می کنیم که صحبت کردن با کودکان راحت از ارتباط با بزرگسالان است. هیچ چیزی وجود ندارد و این ارتباط فرآیندی است که باید در مراحل پی در پی به دنبال رسیدن به آن باشیم. بیایید ببینیم که چگونه می شود به اهداف خاص خود رسید.

مرحله یکم، اغوا:یک کودک ظرفیت بالایی برای انتزاع دارد. به منظور جذب و حفظ توجه آنها، می توانید روی این موارد بازی کنید:

•صداها: موسیقی های ساده را به یاد داشته باشید، همچنین آهنگ، شعار، پیام و…

•تصاویر رنگارنگ و متحرک

•استفاده از شخصیت های فانتزی، حیوانات، ابرقهرمان ها  (مانند Nesquik Quicky، شاهزاده لو، رونالد در مک دونالد و…)

راهنمایی:

•این نکته ضروری است که ما باید اولویت خود را استفاده از رسانه ها بگذاریم تا بتوانیم به اهداف بهتر برسیم، از جمله زنجیره ای از کارتون یا مجلات مصور با توجه به گروه سنی کودکان

•هدیه دادن برای حفظ دلبستگی و بیدار ماندن میل کودکان  (هدیه دادن باعث جذاب تر شدن محصول در نزد کودکان می شود.)

مرحله دوم، تحریک: ما نمی توانیم به یک کودک به عنوان یک بزرگسال نگاه کنیم. با استفاده از یک روانشناس کودک می شود استراتژی بازاریابی را در اختیار گرفت.

•کودک باید از شرایط و حوادث آشنا اطمینان پیدا کند.

•کودک محصولاتی را که توسط دیگر بچه ها دوست داشته شده اند می پسندد (این معیار در زمان نوجوانی تغییر می کند. )

•کودکان همیشه پایبند به یک زبان مشابه یا نزدیک به زبان خود هستند.

برای ارتباط راحت تر با کودکان:

•پیام شما باید ساده باشد، قابل فهم و قابل مقایسه، تکرار در پیام باعث جذب کودک می شود.

•انتخاب موضوعات طنز و قابل تخیل برای ارتباط با کودکان بسیار خوشایند است. کودک این گونه شما را به راحتی به یاد خواهد داشت.

•پاسخ شما به کودکان باید در مدت زمان کوتاهی باشد. این گونه علاقه مندی کودک بیدار خواهد ماند.

مرحله سوم، عضویت: کودکان اغلب موضوع اصلی خرید هستند. اغلب کودکان در خرید مستقیماً حضور ندارند اما ذی نفع هستند. شما باید این انگیزه را در آنها ایجاد کنید که پدر و مادر خود را ترغیب کنند. تبلیغات باید یک منبع اصلی برای تحت تأثیر قرار دادن والدین باشد. باید کودکان را با وعده ترغیب کنیم تا او قادر به انتقال خواسته خود به پدر و مادر باشد. برخی از ایده های کلاسیک برای وعده به کودکان می توانند الهام بخش باشند: مانند امنیت  (نداشتن ترس از شب)، سرگرم کننده  (خوردن شکلات خوب)، شناخت اجتماعی و …

مرحله چهارم، خرید: امروزه، کودکان نقش مهمی در تصمیم گیری والدین دارند. برای کودکان زیر سه سال یک انسان بالغ تصمیم برای خرید می گیرد، اما بعد از آن کودک تبدیل به یک خریدار مستقیم محصولات  (آبنبات، کارت های بازی و… ) می شود و به سرعت کودک قادر خواهد بود محصولات شما را تشخیص دهد.

راهنمایی:

آرم، رنگ، طرح بسته های موجود در بسته بندی محصولات خود نقطه عطفی است که اجازه می دهد کودکان محصولات شما را به راحتی شناسایی کنند، بنابراین اتخاذ یک بسته بندی مطلوب عاملی است که موجب جذب کودک می شود و هر گونه تغییر می تواند انتخاب کودک را مختل کند.

مرحله پنجم، وفاداری: یک کودک، یک فرد بالغ آینده است. یک مشتری مستقیم در آینده خواهد بود که قدرت خرید را رشد خواهد داد. بیشتر نام های تجاری که ما می بینیم بخشی از زندگی روزانه ما هستند. اکثر بزرگسالان با توجه به عادت کودکی در بزرگسالی نیز خرید محصولات را ادامه خواهند داد و این موضوع تبدیل به نوستالژی در زمان بزرگسالی می شود که باعث معرفی محصولات به فرزندان خود خواهد شد.

راهنمایی: اکثر تبلیغاتی که کودکان را تحت تأثیر قرار می دهد موجب می شود بزرگسالان نیز تحت تأثیر قرار بگیرند.

نتیجه گیری:

کودکان به عنوان مشتریان مدیریت نشده یک سن خاص در نظر گرفته شوند و نباید نفوذ آنها را در تصمیم گیری های خانواده دست کم بگیریم. سرمایه گذاری در رابطه با نام تجاری / کودک یک ایده خوب است، زیرا این اجازه را می دهد که با کودک یک رابطه گرم و اطمینان بخش ایجاد کنیم.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
دوشنبه 22 شهریور 1395  12:57 ق.ظ
نوع مطلب: (معرفی کتاب ،) توسط: محمد افشار

معرفی کتاب: نبایدهای کسب و کارهای کوچک و کار آفرینانه


 اولین باری که اسم این کتاب را شنیدم یاد این جمله از بنیامین فرانکلین افتاد: "تجربه مدرسه بسیار ارزشمندی است. اما تنها یک احمق خود را به این مدرسه محدود میکند."
تجربه چه خوب و چه بد میتواند آموزنده باشد و آدم نباید فقط خودش را به تجربه هایی که میکند محدود کند و میتواند از تجربیات دیگران هم استفاده کند. این کتاب این فرصت را در اختیار شما قرار میدهد و بنظرم اگر میخواهید کسب و کار خودتان را شروع کنید، میتواند مفید باشد. بر خلاف بسیاری از کتاب های معمول در حوزه مدیریت، این کتاب شما را با نبایدهای کسب و کار آشنا میکند. نبایدهایی که می گویند از چه کارهایی باید پرهیز کنیم و چه تصمیماتی را به چه شکلی نگیریم.
در این کتاب دو کسب و کار رویایی معرفی شده اند و در ادامه توضیحاتی داده شده است که این کسب و کارهایی که پتانسیل رویایی شدن را داشته اند چرا شکست خورده اند.

در اینجا برایتان قسمتهایی از کتاب را می آورم:
"ممکن است کارآفرینان ادعا کنند که تولید محصولات جدید و یا راه اندازی یک کسب و کار همواره دارای ریسک است. این گفته پذیرفته است،اما باید توجه کرد که ریسک کردن به معنای بی محابا عمل کردن و بی حساب کار کردن نیست. این اعداد و ارقام زمانی می توانند مفید باشند که برآورد حساب شده ای پشت سر آنها باشد. برآوردی که عملا از دل بازار آمده باشد و نه صرفا روی کاغذ و با نشستن در دفترکار. ریسک حساب شده زمانی حاصل می شود که ایده جدید آزمون شود و اگر آزمون ایده رضایت بخش بود بر اساس آن عمل شود. "

"نکته ای که باید توجه کرد این است که بسیاری از کارآفرینان صرف هزینه هایی برای بسته بندی و یا هزینه هایی برای ارائه و یا ارسال نمونه برای مشتریان را به عنوان هزینه های زائد می دانند حال آنکه این خود نوعی سرمایه گذاری است و به نوعی تبلیغ برای محصول و شرکت است. به عنوان مثال شرکتهای کوچک زیادی هستند که مثلا برای ارسال یک نمونه محصول برای مشتریان از آنها هزینه هایی مثل هزینه پیک و آژانس و ... را دریافت می کنند، غافل از اینکه این نوع برخورد با مشتریان بالقوه می تواند به زیان شرکت تمام شود."

"از دست دادن تمرکز در کار به معنای نزدیک شدن به شکست است. اگر شما یک شرکت تولیدی هستید، بر تولید و فروش محصولاتان تمرکز کنید تا در بازار جا بیفتید. پس از ثبات در بازار به فکر کسب و کار دیگری باشید نه پیش از آن. پیش از آن کسب و کار شما به مثابه کودکی است که قادر به مراقبت از خودش نیست و این شما هستید که باید تمام وقت در خدمت او باشید. "

این کتاب توسط انتشارات بازاریابی چاپ شده است.

پی نوشت: به عنوان کسی که این کتاب را خواندم حتما توصیه میکنم که آن را بخوانید. البته یک پیشنهاد هم به نویسنده دارم و آن این هست که خیلی بهتر بود که تصمیم را از نتیجه تصمیم جدا کنیم، خیلی وقتها پیش میاید که ما تصمیم خوبی میگیریم ولی نتیجه آن خوب از کار در نمیاید و این دلیل کافی نیست برای اینکه دیگه آن تصمیم را نگیریم و البته بالعکس. امیدوارم این پیشنهاد در چاپ های بعدی کتاب بتواند تاثیر بگذارد.

محمد طبیب زاده

منبع:ام بی ای نیوز


نظرات()   
   

شما بیزینس کوچک خود را راه‌اندازی کرده‌اید و به عنوان یکی از صاحبان مشاغل، قصد دارید پیام برند خود را گسترش دهید و کاری کنید که مشتریان درباره‌ی شما اطلاعاتی داشته‌باشند. کلید یک بیزینش موفق، دانستن درباره‌ی هویت برند و نحوه‌ی برقراری ارتباط با مشتری است. نکات زیر شما را برای رسیدن به موفقیت راهنمایی می‌کند.

بازار هدف خود را بشناسید

همان‌طور که در حال بنا نهادن بیزینس خود هستید، باید آمار و اطلاعات دقیقی از افراد داشته باشید و بدانید که بیزینس شما قرار است به چه کسانی خدمات ارائه دهد؛ چیزی که بازار هدف نامیده می‌شود. داشتن اطلاعات دقیق از بازاری که شما می‌خواهید در آن فعالیت کنید، احتمال بازگشت مشتریان را افزایش می‌دهد.

نیازهای مشتریان را نشان دهید

کارکرد بیزینس این است که خدمات و محصولات معینی را فراهم کند. هنگامی که کمپانی شما با مشتریان در ارتباط است، چگونگی نشان دادن نیاز آن‌ها توسط کمپانی اهمیت پیدا می‌کند. برای مثال، نگاهی می‌اندازیم به دو شرکت که از لحاظ ساختاری با هم تفاوت دارند. کمپانی‌های A و B، هر دو ساختار ویژگی‌های تجاری را معرفی می‌کنند. کمپانی a خود را به عنوان یک شرکت چند‌منظوره معرفی می‌کند و از خدمات خود یک لیست ارائه می‌دهد. کمپانی B نیز علاوه بر لیست خدمات خود، لیستی از مشتریان سابق و نظرات آن‌ها را نیز ارائه می‌دهد. حالا به نظر شما کدام کمپانی قابل اعتمادتر است؟ اگر پاسخ شما کمپانی B است، به زودی یک داستان برند بهتر خواهید ساخت.

از proof pointها استفاده کنید

استفاده از proof point مدرکی‌ست برای نشان دادن تجربه‌ی مثبت یک مشتری. درحالی که بعضی از کمپانی‌ها قادرند یک طرح شفاف و مختصر بنویسند، این برای مشتریان مهم است که مطمئن باشند فریبشان نمی‌دهید. از نظرات و صحبت‌های مشتریان استفاده کنید تا نحوه‌ی پاسخگویی بیزینس شما به نیاز‌های آن‌ها و چگونگی ارائه‌ی راه‌حلشان را نشان دهید. این یک راه تاثیرگذار است که به مشتری نشان دهید با انتخاب کمپانی شما چه چیزی به دست می‌آورد.

از المان‌های بصری استفاده کنید

در لوگو، نام برند و یا وب‌سایت برای بازنمایی و ایجاد راحتی در به یاد آوردن کمپانی‌تان، از المان‌های بصری استفاده کنید. این المان‌ها باید برای شما و کمپانی شما گیرا، متفاوت و خاص باشد.

از نکاتی که مطرح شد برای ساختن بهترین تجربه‌ی ارتباط با مشتری استفاده کنید. هنگام بنا نهادن بیزینس خود، برند را به چشم یک وسیله در جعبه‌ابزار خود نگاه کنید و مشتری را به عنوان یک محصول نهایی ببینید. مانند هر پروژه‌ی دیگری، این نکته اهمیت دارد که بدانیم هر وسیله‌ای چه کاربردی دارد و برای رسیدن به چه هدفی به ما کمک می‌کند و در نهایت همه‌ی این‌ها در کنار هم بیزینس شما را می‌سازند.

مترجم:افروز مصلایی پور

منبع:ام بی ای نیوز


نظرات()   
   
جمعه 21 خرداد 1395  08:06 ب.ظ

آیا می‌دانستید مشتری که در واقع بیشتر از یک برند را دوست دارد اما انتخاب خود را به دو یا سه برند محدود می‌کند، تحت عنوان مشتری نیمه وفادار شناخته می‌شود؟

 

این مشتریان مبنایی فوق‌العاده برای استراتژی هدف‌گیری شرکت در نظر گرفته می‌شوند. با قدری اشاره، تحریک یا صحبت کردن با این دست از مشتریان به زبان خودشان، شرکت قادر به تبدیل این دست از مشتریان به مشتریان وفادار و متعهد به برند خواهد شد.


اغلب این دست از مشتریان یک برند و انتخاب جایگزین دارند. اما نکته اینجاست که از طریق تحلیل و مطالعه کردن این دست از مشتریان به‌ راحتی موفق به شناسایی رقبای خود شده و می‌توانید از حرکت و رفتار آنها برای تحریک و جذب دیگر مشتریان استفاده کنید و در اینجا این وظیفه شرکت مورد نظر است که فعالیت‌های خود را به‌گونه‌ای تنظیم کند که این دست از مشتریان همواره در بین تغییر دادن برند و انتخاب یک برند دیگر، برند شرکت آنها را انتخاب کنند.

 

منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   
جمعه 21 خرداد 1395  07:22 ب.ظ

اینکه اکثر اوقات بر اساس حدس و گمان عمل میکنیم، به نوعی واقعیت کارآفرینی است. به عنوان کارآفرین، برای زندگی تلاش میکنیم و به امور حاشیه ای صنعت خود فکر میکنیم و همیشه در حال تلاش برای نوآوری محصولات بهتر و فرآیندهایی برای بهبود کسب و کار خود و ارزشدهی به مشتریان خود هستیم. همین خلاقیتها و عدم اطمینانها است که ما را به کامیابی میرساند.

در عین حال، برای رسیدن به اهداف خود در میان ناشناخته‌ها از احکام و مقررات بهره می‌بریم. خِرد عادی برای هر چیزی نیست و اغلب حاکی از مشاوره خوب و مفید است. برای نمونه، وقتی که عصبانی هستید کاری انجام ندهید ـ این به نوعی حقیقت بدیهی محسوب می‌شود.

به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از دریک آنلاین، با وجود این، چه زمانی عقاید عمومی منسوخ شده و ما را گمراه می‌کند. خرد عادی همه چیز نیست. در اینجا ۶ عقیده عمومی کسب و کار آمده که حتماً قبلاً آنها را شنیده‌اید و تجربه نشان داده که کاملاً اشتباه هستند.

 

نوشتن طرح کسب و کار

من این کار را انجام ندادم. به جای تحمل رنج در توسعه راهبردی  با ساختار مناسب برای شرکت، بر برجسته‌نمودن و توسعه مهارت‌های خود و پیگیری طیفی از فرصت‌ها تمرکز نمودم. از منظر انتقادی، زمانی سه ساله را برای تجسم دقیق محصول خود صرف کردیم. وقت و انرژی که صرف توسعه طرح کسب و کار در گام اول صرف کردم هرگز بر ایده انتقادی چندین میلیارد دلاری واقع نشده بود ـ این امر با استقبال از فرصت‌ها محقق شد. طرح کسب و کار لزوماً چیز بدی نیست، اما نداشتن آن هم ایرادی ندارد.


پیشی گرفتن بازاریابی از کالا

این روند می‌تواند یکی از مهلک‌ترین اسطوره‌ها در مورد کسب و کار باشد. یک زمانی، نام تجاری مهمتر از خود محصول بود. اما امروزه و در عصر قدرتمندی مشتری چنین چیزی واقعیت ندارد. مردم احمق نیستند و اینترنت به آنها گزینه‌های متعددی از خرید داده است. با بررسی‌های آنلاین، اطلاعاتی در مورد محصول (و مهمتر از اینکه، محصول رقبایتان) خواهند داد. از طریق مشتریان رسانه اجتماعی، بلندگویی برای انتشار نارضایتی‌ها یا رضایت‌مندی‌ها فراهم خواهد شد. امروزه، محصول شما همان برندتان است.

 


از عملکرد ارزش تا وفاداری

گاهی اوقات، به برقراری تماس با همکاری وفادار و پرشور که عملکرد ضعیفی دارد نیاز دارید. با وجود این، ارزش‌دهی کورکورانه عملکرد نسبت به وفاداری تعیین کننده یا شجاعانه محسوب نمی‌شود بلکه کاری عبث است. از منظر انتقادی، تا به حال مردمی وفادار داشتیم که به افرادی غیرقابل تعویض تبدیل می‌شدند. همچنین ممکن است افراد با عملکرد ضعیف را حذف کرده و آنها را با افرادی که به نتیجه رسیده‌اند که باید بدتر باشند جایگزین کنیم زیرا به اندازه کافی مهم نیستند. شما به افرادی نیاز دارید که در مورد شرکت و رسالت آن اشتیاق داشته باشند.

 


سودآوری مهم نیست

در زمینه فناوری، مردم اغلب عقیده دارند که موفقیت عبارت از نرخ بالای رشد است و تمرکز بر سودآوری اشتباه است. سرمایه‌گذاری در نوآوری، تکرار سریع و رشد با سرعت بالا همگی احکام قدرتمندی برای زندگی محسوب می‌شوند اما سودآوری مستلزم در دسترس بودن است. حتی Salesforce، یک شرکت معروف برای سرمایه‌گذاری مجدد بر درآمدها، سود کمتری را در سال ۲۰۱۵ اعلام کرده است.

 


پیروی از راهکار ثابت

هرچند Salesforce یکی از موفق‌ترین شرکت‌های سراسر دنیا محسوب می‌شود اما یک حیوان منحصر به فرد محسوب می‌شود. این شرکت به ندرت سودآور بوده است. شما نمی‌توانید از هر راهکاری پیروی کنید زیرا شرکت شما مانند همه شرکت‌ها به نوبه خود منحصر به فرد است. فکر کنید و به صورت مستقل برنامه‌ریزی کنید و انتظار نداشته باشید که چون از تمام مراحلی که شخص دیگر انجام داده پیروی می‌کنید همه کارها به وفق مراد شما باشد.

 


MBA بگیرید

مهمتر از MBA ، درک آن چیزی است که انجام می‌دهید و به واسطه آن برترین ویژگی‌های خود را نمایان ساخته و بر مهارت‌های خود تکیه کنید. من هنگامی که دید انتقادی را شروع کردم، مدرک MBA نداشتم، با وجود این، کماکان با تمرکز بر جستجوی فرصتهای جدید، پذیرش فرصت‌های جدید و با تعالی در چیزهایی که بهترین بودم موفقیت را بنا نهادم.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

سال 2014 مطالعه‌ای در دانشگاه اوهایو درباره رستوران‌های شکست‌خورده صورت گرفته است. براساس نتایج این مطالعه، 60 درصد این رستوران‌ها در همان سال اول ورشکست شدند. اما چه فاکتور‌هایی باعث موفقیت یا شکست یک رستوران می‌شود؟

چرا رستوران‌های زنجیره‌ای بزرگی مثل کی‌اف‌سی و مک دونالد سال‌های سال در کشور‌های مختلف دنیا فعالیت می‌کنند و بر عکس بسیاری از رستوران‌ها همان سال اول بسته می‌شوند؟

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از فرصت امروز ، کارشناسان فعالیت رستوران‌های زنجیره‌ای را بررسی کردند و نتایج آن را به شرح زیر منتشر کرده‌اند.

1- مدیریت قوی، فکری خلاق
در پس هر استارتاپی یک ایده جدید نهفته است. داشتن ایده‌های نوآورانه و خلاق به موفقیت می‌انجامد. مک‌دونالد از جمله آن رستوران‌های خلاقی بود که توانست در تقریبا تمام جهان نفوذ کند. ارائه منو‌هایی متنوع تر، و خدمات جدید‌تر یکی از فاکتور‌های موفقیت یک رستوران است.

2- محل رستوران
واقعا عجیب نیست که محل واقع شدن رستوران تا این حد مهم باشد. رستورانی که در محل رفت‌و‌آمد عموم نباشد، یا به‌راحتی قابل مشاهده نباشد، شانس زیادی برای موفقیت ندارد. یا حداقل نباید انتظار داشت که سریع به موفقیت دست یابد. این فاکتور برای رستوران‌هایی که ایده تحویل سریع غذا را دارند از اهمیت بیشتری برخوردار است.

3- ارائه محصولات پرطرفدار، سالم و باکیفیت
آنچه در رستوران‌های موفق و بزرگ دیده می‌شود، ارائه محصولات پر طرفدار و خلق ایده‌های جدید است. به‌عنوان مثال همبرگر همیشه در طول تاریخ غذای محبوب بسیاری از مردم بوده است. مک دونالد از این محبوبیت برای ارائه محصولات جدید‌تر استفاده کرد و همبرگر را در انواع مختلف به مشتریان ارائه داد.

عرضه غذا با مواد اولیه سالم و روش طبخ و آماده‌سازی مطمئن و حتی زیر نظر مشتری نیز به موفقیت رستوران‌ها کمک می‌کند.

یکی دیگر از عواملی که برای موفقیت مک دونالد بر شمرده‌اند این است که در هزاران شعبه خود در سراسر دنیا، غذا با کیفیتی یکسان و با قیمتی یکپارچه عرضه می‌شود.

4- قیمت‌های متناسب
غذاهایی با کیفیت‌های بالا قیمت‌های بالای رستوران‌ها را توجیه می‌کنند. اما رستوران‌ها باید در نظر داشته باشند که قیمت با حجم غذا و حتی قیمت‌های پیشنهادی رقبای آنها رابطه‌ای مستقیم دارد. بعضی از رستوران‌ها یک سیستم قیمت‌گذاری انعطاف‌پذیر را در پیش می‌گیرند. یکی از دلایل موفقیت مک دونالد قیمت پیشنهادی برای غذاهای خود در منوهایش است. همچنین قیمت غذا‌ها در منو از یک سقفی تجاوز نمی‌کند.

5- ارائه سریع خدمات
یکی از چیز‌هایی که می‌تواند موفقیت بیشتری را برای یک رستوران به ارمغان بیاورد، ارائه خدمات سریع و در یک محیط دلچسب است. افرادی که به رستوران می‌روند یا از فست فود استفاده می‌کنند معمولا افرادی هستند که وقت زیادی برای صرف غذا و آماده‌سازی آن ندارند.

6- صمیمیت و حسن رفتار کارکنان و عوامل رستوران
رضایت مشتری نباید فقط در حد حرف باقی بماند. مشتری باید از ارائه سرویس و خدمات و رفتار همراه با نزاکت کارکنان رستوران رضایت داشته باشد. مشتری‌مداری یکی از نکات کلیدی رستوران‌های بزرگ مانند مک دونالد است.

7- تعامل با مشتری از نوع مدرن
رابطه خود را با مشتریان حفظ کنید. یکی دیگر از عوامل موفقیت رستوران‌ها حفظ تعامل میان مشتری و رستوران است. چه این تعامل به‌صورت فیزیکی و در محل رستوران باشد و چه به‌صورت آنلاین و از طریق شبکه‌های اجتماعی. مطالعات نشان داده است که با پیشرفت تکنولوژی، تعامل با مشتری یکی از جدید‌ترین راه‌های موفقیت یک رستوران است که تا سال‌ها قبل به آن بی‌توجهی می‌شد. به‌عنوان مثال ارسال و اشتراک‌گذاری تصاویر و گفت و گو در دنیای مجازی برای مشتریان می‌تواند جالب و جذاب باشد.

8- استفاده از تکنولوژی در ارائه خدمات
استفاده از فناوری در ارائه سرویس به مشتری در تمام مراحل از آماده‌سازی و سفارش تا پرداخت صورت حساب به سرعت ارائه خدمات کمک و رستوران را یک قدم به موفقیت نزدیک می‌کند. مثلا رستوران‌های زنجیره‌ای بزرگ وای‌فای رایگان در اختیار مشتریان خود قرار می‌دهند.

9- بازاریابی و تبلیغات
مک دونالد به‌عنوان رهبر جهانی در صنعت فست فود، هر سال سرمایه زیادی را صرف تبلیغات خود می‌کند. این غول آمریکایی برای کودکان و خانواده‌ها محصولاتی متناسب با هر قشر ارائه می‌دهد. یکی از دلایل موفقیت مک دونالد توجه به نیاز‌های کودکان به‌عنوان قشری از مشتریان خود است، به طوری که اکنون یکی از بزرگترین توزیع‌کننده‌های اسباب بازی در دنیاست.

10- سرمایه‌گذاری در آموزش
سال 1961 مک دونالد یک دوره آموزشی برگزار کرد. این دوره بعد‌ها پس اینکه گسترش یافت به نام دانشگاه همبرگر شناخته شد. این دانشگاه به تربیت و آموزش کارکنان می‌پردازد و همچنین آماده‌سازی و طبخ به سبک مک دونالد به آنها آموزش داده می‌شود. تاکنون بیش از 80 هزار نفر از این دانشگاه فارغ‌التحصیل شده‌اند.

منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

وقتی صاحب یک کسب‌ و کار هستید، به‌خوبی می‌دانید نظرات مشتریان آنلاین بسیار تاثیرگذار است. امروزه شبکه‌های اجتماعی مختلفی ازجمله فیس‌بوک، گوگل پلاس، لینکداین و … نیز خبررسان‌های مختلف از قبیل تلگرام، وایبر، واتس‌اپ و … وجود دارند که براساس شرایط استفاده، هر یک کاربران بیشتر یا کمتری دارند و مردم هم در حال اشتراک‌گذاری تجربیات خود روی آنها هستند و در عمل چیزی که در این بسترها به اشتراک می‌گذارند، بر وضعیت کسب‌وکار ما می‌تواند تاثیرگذار باشد.

 


 

تا جایی که امروزه به‌جرأت می‌توان گفت یک نظر آنلاین که توسط یکی از مشتریان ما درج‌شده است، چه به‌صورت منفی یا مثبت، از یک تبلیغ گوگل اثر به‌مراتب بالاتری می‌تواند برای ما داشته باشد.
به عبارتی از قول بریان سولیس، یکی از کارشناسان حوزه شبکه‌های اجتماعی، باید گفت: «به عصر جدیدی از بازاریابی و خدمات خوش ‌آمدید که در آن برند شما توسط کسانی تعریف می‌شود که آن را تجربه کرده‌اند.»

برخی کسب‌وکارها روی چگونگی رفتار در مقابل یک یا دو موردنظر بد و منفی منتشرشده درباره خودشان تمرکز می‌کنند، اما موثرترین راه برای مبارزه با چنین موضوعی تشویق انبوهی از نظرات مثبت از طرف مشتریان است. در ادامه شش راه عملی را در این رابطه مرور می‌کنیم:

1- روی چندین شبکه اجتماعی و پیام‌رسان و... برای کسب‌وکار خودتان پروفایلی ایجاد کنید

به‌تمامی وب‌سایت‌ها و زیرساخت‌هایی که به کسب‌وکار شما مربوط می‌شوند و تصور می‌کنید که ممکن است بخشی از مشتریان شما در آنها فعالیت داشته باشند، توجه ویژه‌ای داشته باشید. حتی اگر تصور می‌کنید که کسب‌وکار شما در حوزه‌ای قرار دارد که نظرات تاثیری بر آن ندارد، یا سایت یا بستر اجتماعی خاصی مرتبط با کسب‌وکار شما وجود ندارد، مثل سایت فیدیلیو برای رستوران‌ها و کافی‌شاپ‌ها، بازهم از شبکه‌های اجتماعی و زیرساخت‌های خبررسان عمومی غافل نشوید.

2- از مشتریان خود برای درج نظر درخواست کنید

می‌خواهید بهترین راه افزایش تعداد نظرات از مشتریان در رابطه با کسب‌وکار خودتان را بدانید؟ فقط از آنها در این رابطه بخواهید. آنها به‌خوبی اهمیت این کار را درک می‌کنند و تا زمانی که محصولات یا خدمات مناسبی را برای آنها ارائه کنید، از اینکه از آنها بخواهید در رابطه با کسب‌وکار شما نظری را درج کنند، ناراحت نمی‌شوند. خیلی در این کار تعلل نکنید: اگر از آنها بلافاصله پس از ارائه یک محصول یا خدمت مناسب درخواست درج نظر داشته باشید، خیلی سریع‌تر پاسخ می‌گیرید.

نوبت بعدی که یک مشتری از طریق تلفن و ایمیل یا شخصی از خدمات یا محصولات یا... از شما تشکر کرد، خیلی راحت به وی بگویید که خیلی خوشحال می‌شوید اگر وی این نظرش را در فلان زیرساخت برای شما منتشر کند.

3- درج نظر را برای مشتریان ساده کنید

جز اینکه کسی تجربه‌ای منفی برای اشتراک‌گذاری داشته باشد، عموم مصرف‌کنندگان در پی یافتن راهی برای درج نظر در مورد شرکت شما نیستند. به همین دلیل است که شما باید به‌طور مستقیم از مشتریان خودتان بخواهید عملکرد شما را مورد بازبینی قرار داده و نظری در رابطه با آن درج کنند. برای این کار می‌توانید لینک‌های مختلف و فراخوان‌هایی به این منظور در قالب بنر و... در سایت خود، روزنامه و خبرنامه، ایمیل‌های ارسالی و … قرار دهید.

4- برای دریافت نظرات سرمایه‌گذاری کنید اما آنها را نخرید

گاهی اوقات حتی راضی‌ترین مشتریان شما هم به‌منظور اختصاص دادن زمانی از برنامه زمانی فشرده خودشان برای درج نظری در رابطه با شما نیاز به‌نوعی تشویق و پاداش دارند. به این منظور پیشنهاد یک پاداش یا مشوق کوچک راه مناسبی برای قدردانی کردن از آنها به‌حساب می‌آید. فقط باید توجه داشته باشید که پیشنهاد ارائه‌شده از طرف شما برای نوشتن یک نظر و نه برای نوشتن یک نظر خوب و تایید آنها باشد. اهدای جایزه‌های ماهانه که در آنها شما یکی از درج کننده‌های نظر روی مثلا سایت خود را به‌طور تصادفی انتخاب می‌کنید، روشی موثر برای تشویق مشتریان به درج نظر است و دراین‌بین هم هیچ اثری از انتقال ارزش مادی به آنها در ازای درج نظر برای شما وجود ندارد.

5- از درج‌کنندگان نظر تشکر کنید

اگر نظر مربوطه در سایت خودتان درج‌شده است که محدودیتی ندارید، اما اگر در یک سایت یا شبکه دیگر درج‌شده، در صورت وجود داشتن امکان ازلحاظ فنی، از فردی که این نظر را برای محصول یا خدمت شما درج کرده است، تشکر کنید. علاوه بر این می‌توانید با ارسال یک‌قلم کالای کوچک و رایگان یا یک کد تخفیف برای فرد درج‌کننده نظر وی را شگفت‌زده کنید. این کار به‌راحتی باعث می‌شود تا یک مشتری راضی به یک نماینده وفادار شما تبدیل شود یا حتی از نارضایتی یک مشتری ناراضی تا حدود زیادی کاسته شود.

6- درج نظر توسط مخاطبان را به‌عنوان بخشی از فرآیند کار خودتان لحاظ کنید

حتما توجه داشته باشید که تمامی کارکنان در بخش فروش و خدمات مشتری از اهمیت درج نظر و بازبینی فرآیند و کیفیت انجام کار شما توسط مشتری که با آنها در ارتباط است، مطلع باشند. به این منظور می‌توانید یک برنامه تشویقی برای کارکنان در نظر بگیرید که در آن کارکنان به ازای هر نظری که در رابطه با آنها درج شود یک پاداش تشویقی دریافت کنند. این‌گونه خودشان برای تشویق کردن و یادآوری به مشتریان در رابطه با بازبینی فرآیند کسب‌وکار شما و درج نظر در رابطه با آن پیشقدم می‌شوند.


منبع:فرصت امروز


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :4  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
آخرین پست ها

پاورپوینت ارائه نمایشی درباره مدیریت روابط مشتریان..........پنجشنبه 21 شهریور 1398

پاورپوینت چگونگی راه اندازی یک کسب وکارخوب در دنیای امروز..........پنجشنبه 21 شهریور 1398

درس‌هایی برای استفاده از فضای مجازی در کسب و کار ..........پنجشنبه 21 شهریور 1398

۵ توصیه به کارآفرین‌های تازه کار ..........پنجشنبه 21 شهریور 1398

۸ طرز فکری که در کارآفرینان باید تغییر کند ..........پنجشنبه 21 شهریور 1398

نیم‌وجبی‌های میلیاردر استارتاپی ..........پنجشنبه 21 شهریور 1398

علی‌بابا بازنشسته می‌شود ..........پنجشنبه 21 شهریور 1398

صدای پای گوشی مبتنی بر بلاک‌چین می‌آید! ..........پنجشنبه 21 شهریور 1398

کدام گوشی‌های هوشمند بهترین باتری را دارند؟ ..........پنجشنبه 21 شهریور 1398

اتصال به «وای‌فای»‌های رایگان بی‌خطر نیست ..........پنجشنبه 21 شهریور 1398

آشنایی با ویژگی‌های اپلیکیشن راننده ماکسیم ..........سه شنبه 19 شهریور 1398

رشد خودروهای برقی در اروپا ..........سه شنبه 19 شهریور 1398

اوبر به رانندگانش وام می‎دهد ..........سه شنبه 19 شهریور 1398

کدام کشورها مشتری گوشی‌های ۵G هستند؟ ..........سه شنبه 19 شهریور 1398

بهترین‌های روز دنیای تکنولوژی ..........سه شنبه 19 شهریور 1398

پاورپوینت مدیریت سازمان های ورزشی..........شنبه 5 مرداد 1398

پاورپوینت ارزشیابی شایستگی کارکنان..........شنبه 5 مرداد 1398

چرا کسب و کار ما به سایت رسمی نیاز دارد؟ ..........شنبه 5 مرداد 1398

از الگوی بازاریابی دقیق چه می‌دانیم؟ ..........شنبه 5 مرداد 1398

راهکارهای تعامل با مشتریان سختگیر ..........شنبه 5 مرداد 1398

همه پستها