تبلیغات
آریا مارکتینگ، مجله آنلاین بازاریابی،فروش،کسب و کار و کارآفرینی - مطالب ابر فروش

انتقاد مشتری می تواند مایوس کننده باشد اما احتمال خرید مشتریانی که خیلی انتقاد می کنند، سه برابر مشتریانی است که هیچ انتقادی نمی کنند. مشتریانی که انتقاد نمی کنند، هیچ عکس العملی نشان نمی دهند و به همین خاطر کار فروش را مشکل تر می سازند. در مقابل، مشتریانی که انتقاد می کنند وارد مذاکره می شوند و در واقع با انتقاد خود حرکت بعدی را به فروشنده نشان می دهند. هرگز انتقاد مشتری را نادیده نگیرید و از آن ها برای نهایی کردن معامله و فروش استفاده کنید.



نظرات()   
   

پاورپوینت چگونگی راه اندازی یک کسب وکارخوب در دنیای امروز

پاورپوینت-چگونگی-راه-اندازی-یک-کسب-وکارخوب-در-دنیای-امروزتوضیحات: دانلود پاورپوینت با موضوع چگونگی راه اندازی یک کسب وکارخوب در دنیای امروز، در قالب ppt و در 30 اسلاید، قابل ویرایش.   بخشی از متن پاورپوینت: برای راه اندازی یک کسب و کارخوب می بایست یک                                                   


دانلود فایل


نظرات()   
   
پنجشنبه 21 شهریور 1398  10:55 ب.ظ

نیم‌وجبی‌های میلیاردر استارتاپی

داستان ایده های ساده نوجوانان کم سن و سالی که بعد از مدتی کوتاه سرمایه های میلیون دلاری جذب کرده و در جهان مشهور شده اند.

 دیگر عوض شده است؛ اگر سال‌ها قبل برای راه‌انداختن یک تجارت جدید نیاز به سرمایه‌ای هنگفت بود حالا نوجوانانی در دنیا هستند که همزمان با درس‌خواندن در مدرسه، ایده‌ها و نوآوری‌هایی داشته‌اند که تبدیل به یک کسب و کار نوپای مهم شده است. آنها ایده‌هایشان ساده است و عموما هدفشان به جای درآمدزایی، کمک‌کردن به دیگران است. با وجود این، بعد از مدت نه‌چندان زیادی توانسته‌اند سرمایه‌های قابل توجهی جذب کنند؛‌ سرمایه‌ای که در برخی موارد تا چند میلیون دلار هم رسیده است. بچه‌ها عمدتا زیر18سال دارند؛ سنی که خیلی‌ها آن را زمان بی‌تجربگی می‌دانند و حتی اجازه کارآموزی یا کار داوطلبانه را به افرادی با این سن و سال نمی‌دهند. فرهنگ استارتاپی اما این فضا را به نفع ایده‌های برتر تغییر داده است؛ فارغ از اینکه این ایده را یک نوجوان 18ساله ارائه داده باشد یا مرد جا افتاده 50ساله. مجله

 Entrepreneur مجموعه‌ای از چند استارتاپ موفق را معرفی کرده‌ که گردانندگان اصلی آنها نوجوان‌هایی هستند که بعضی‌هایشان حتی وارد دبیرستان هم نشده‌اند!

«کوری» و کارخانه کلوچه‌پزی 

کوری نیو؛ 15ساله

6سالش بود که به فکرش رسید، پول‌هایش را جمع کند و برای مادرش یک خودروی شخصی بخرد چون به قول خودش، هم می‌خواست به او کمک کند، هم اینکه خودش از اتوبوس‌سواری خسته شده بود. کوری نیو اما پولش به اندازه خرید ماشین قد نمی‌داد و باید هرچه سریع‌تر یک

کسب و کار راه می‌انداخت. نخستین تجربه‌اش فروش قهوه فوری شرکت «سوییس میس» بود که هر فنجانش را یک دلار می‌فروخت. بعدتر اما به فکرش رسید که بهتر است یک ایده پربازده‌تر پیدا کند. بعد از همفکری با مادر، ایده فروش کلوچه به ذهنش رسید. هرچه دستور پخت کلوچه و شیرینی دم دستش بود را امتحان می‌کرد تا به یک فرمول خودخواسته و جدید برسد. هربار هم غیر از خودش و مادرش، چند نمونه به اطرافیان می‌داد تا بچشند و نظر بدهند. خودش می‌گوید: «نمونه‌ای که هم از نظر خودمان خوب از آب در آمده بود و همسایه‌ها پسندیدند، نامزد نهایی بود. همان را به بازار عرضه کردیم و حسابی همه تحویلش گرفتند. در نتیجه فکر کردیم اگر همین را به بازار بدهیم، پول پارو می‌کنیم». مرحله بعد، پیداکردن یک نام و شعار تجاری بود. شعارش این شد: «زندگی کوتاه‌تر از آن است که کلوچه شکلاتی نخورید!». همین باعث جلب توجه زیادی شد. کوری و مادرش به برنامه‌های تلویزیونی رفتند، در آمریکا، جایی که برند کلوچه‌هایش ثبت شده بودند شناخته شد و سرمایه‌گذار جذب کرد. بعد از شرکت در این برنامه‌ها خیلی معروف شد و به‌طور ناگهانی سفارش زیادی گرفت. کوری نیو می‌گوید: «چندین برابر روزهای قبل سفارش گرفتیم و مدت خیلی کمی برای تحویل‌شان داشتیم. مامان گفت بهتر است از بقیه کمک بگیریم. خیلی زود چند نفر را استخدام کردیم تا برای پخت کلوچه و ارسال‌شان به کشور کمک‌مان کنند. این آغاز برنامه برند ما در سال 2015 بود که تحت برند «کلوچه‌های جناب کوری» فعالیت جدی‌اش را شروع کرد.» هرچند این استارتاپ تا حالا خوب پیش رفته و جز کلوچه شکلاتی 13مزه دیگر هم ارائه داده و در کل قاره آمریکا مشتری دارد، کوری می‌گوید، شاید تا مدتی دیگر برنامه‌اش را موقتا معلق کند؛ «شاید بعد از دبیرستان و وقتی بزرگ‌تر شدم، مدتی برند را تعلیق کنم تا به دانشگاه و زندگی‌ام برسم. بعدتر می‌شود دوباره همین کسب و کار را راه‌اندازی کرد، غصه ندارد!».

جوراب‌‌هایی برای برآورده‌شدن آرزوی بچه‌ها

برندن مارتینز؛ 13ساله / سباستین مارتینز؛ 11ساله

5 سال پیش بود که این دو برادر به فکرشان رسید، با یک روش خاص به بچه‌های همسن‌وسال خودشان کمک کنند؛‌ طوری که جز بچه‌های محله یا شهر، فایده‌اش به همه بچه‌های جهان برسد. سباستین می‌گوید: «ما کلی با هم جر و بحث می‌کنیم. سر این ایده هم کلی با برندن جر و بحث کردیم. دست آخر قرار شد جوراب‌فروشی را امتحان کنیم. به‌نظر ایده بدی نمی‌آمد و اینطور که بعدا معلوم شد، خیلی‌ها از دیدن محصول ما ذوق کرده‌ بودند». ‌ ایده برندن و سباستین مارتینز کمک به سازمان‌های خیریه از طریق فروش جوراب بچگانه است. شاید عجیب برسد اما همین ایده ساده چند وقت پیش حدود یک میلیون دلار پول در آورد. ناب‌بودن ایده جوراب‌فروشی خیریه خیلی از سازمان‌ها را به سمت آن جذب کرد اما اینطور که سباستین و برندن می‌گویند، نگاه همه آدم‌ها هم از سر خیرخواهی نیست؛ «کمی که از کارمان گذشت، دیدیم بعضی‌ها به برنامه خیرخواهانه‌ای که ارائه می‌کنند، ‌عمل نمی‌کنند. پول را که می‌گیرند، ‌غیب‌شان می‌زند یا در بهترین حالت، به کاری که قولش را داده‌اند عمل نمی‌کنند. با مشاورهایمان صحبت کردیم و یک راه‌حل خیلی خوب ارائه کردند؛ قرارداد! حالا فقط به قول زبانی آدم‌ها اکتفا نمی‌کنیم. هرکس می‌خواهد با ما کار کند، باید قرارداد ببندد.»

وقتی بچه‌ها فروشنده مـی‌شوند

جک بونو؛ 13ساله

ماجرا از 5سال پیش و زمانی شروع شد که جک یک آرزوی نسبتا کوچک اما دست‌نیافتنی داشت: خرید یک بسته کامل اسباب‌بازی لگو، نسخه جنگ ستارگان. این اسباب‌بازی 400دلار قیمت خورده بود که بسیار بیشتر از کل پس‌انداز جک بود. اما پسرک بدجور دلش می‌خواست صاحبش شود. به فکرش رسید کنار خانه‌شان در کلرادو یک غرفه کوچک دایر کند و محصولات باغ‌شان را بفروشد. این شغل نیمه‌وقت خیلی بیشتر از آنچه فکرش را می‌کرد، جواب داد؛ «به راحتی 900دلار سود کردم و کلی پول اضافه آوردم. به فکرم رسید که ایستادن پشت غرفه‌ و فروختن جنس - از محصولات کشاورزی تا هر محصول خانگی دیگر- یک راه مفید و سریع برای کسب درآمد است. اما انگار هم‌سن و سال‌هایم درباره‌اش چیزی نمی‌دانند یا دست‌کم جرأت و امکانات انجامش را ندارند. ترجیح دادم در ازای یاددادن این روش به بچه‌ها پول در بیاورم.»‌ باب، پدر جک به او کمک کرد که یکسری غرفه پیش‌ساخته تهیه کند. خودش هم با دوستانش صحبت کرد که اگر مایل باشند، می‌توانند محصولاتشان را از این طریق بفروشند؛ «کارمان خیلی زود گرفت. هرکدام از بچه‌ها چیزی می‌آورد و برای فروش عرضه می‌کرد. ما هم به ازای هر نیم‌ساعت 15دلار ازآنها می‌گرفتیم. این‌طوری فقط کسانی وارد سیستم می‌شدند که انگیزه و برنامه‌ای برای فروش داشته باشند و جنسشان هم به اندازه کافی مشتری‌پسند باشد.»‌ او حالا نقشه‌های تازه‌ای هم دارد که قرار است آنها را در قالب اپلیکیشن‌های کاریابی فعال کند. این ایده را خودش و پدرش با هم ارائه داده‌اند و قرار است به‌زودی نیز اجرایش کنند؛ «بابا می‌گفت در دهه 1980(1360) که بچه بود، معمولا هم‌سن و سال‌هایش از بچه‌داری و نگهداری خانه پول در می‌آوردند. اما این کارها را امروز به بزرگ‌ترها می‌سپارند و جای ما حسابی تنگ شده. من می‌خواهم به بچه‌هایی که دنبال کار در اوقات فراغت‌شان هستند، کمک کنم تا کار پیدا کنند.»‌ ایده او ساخت یک اپ است که کارهای ساده‌ای مثل رساندن خوراکی و پیتزا به خانه  و نصب برنامه‌های موبایل یا راه‌انداختن یک اپ برای همسایه‌های سالمند و... را انجام بدهد. او می‌گوید: «البته حواسم هست که این شغل باید جایی در همسایگی محل زندگی بچه‌ها باشد که رفت‌وآمد برایشان سخت و پرهزینه نشود. معیار من برای سنجش فاصله مسافتی است که بشود بدون خستگی با اسکوتر یا دوچرخه طی کرد. بچه‌ها می‌توانند با این سیستم همدیگر را بشناسند و به‌کار همدیگر هم امتیاز بدهند. همینطور اگر کسی حین کار مشکلی برایش پیش آمد یا سؤالی داشت، می‌تواند از بقیه بپرسد. این‌طوری همه هوای همدیگر را داریم».

بچه‌ها حلال مشکلات شهر

کنان پالا؛ 15ساله

عاشق کمک‌کردن است و دست دیگران را گرفتن. «کنان» از وقتی بچه بود دوست داشت مرتب به پدر و مادرش در کارهای خانه کمک کند، به جای آنها به خرید برود و حتی هوای همسایه‌هایش را هم داشته باشد. کمی که بزرگ‌تر شد، دلش می‌خواست به آدم‌های شهر و محله‌اش بیشتر کمک کند. مشکل اینجا بود که برای اینکه بتواند عضو چنین گروه‌های داوطلبی بشود، باید سنش به بالای 18سال می‌رسید. کنان پالا می‌گوید: «کمی که گذشت فهمیدم خیلی‌های دیگر هم مشکل من را دارند؛ اینکه می‌خواهند مشکلات شهرشان را حل کنند، وقت اضافه و توان انجام این کار را هم دارند اما کسی تحویل‌شان نمی‌گیرد، چون بچه هستند، چون سن‌شان زیر 18سال است و از نظر قانونی امکان پذیرفته‌شدن‌شان در بیشتر این پلتفرم‌ها وجود ندارد. من بندهای مختلف قانون را بررسی کردم و به‌نظرم رسید جلوگیری از عضویت در این گروه‌ها، صرفا به‌خاطر راحت‌تر بودن سروکله‌زدن با آدم‌بزرگ‌هاست، نه چیز دیگری. به همین‌خاطر تصمیم گرفتم یک سیستم داوطلبی مخصوص بچه‌ها راه بیندازم». ‌او از 2 سال پیش و زمانی که 13 ساله بود، سازمان داوطلبی و غیرانتفاعی kids4Community را راه‌اندازی کرد؛ سامانه‌ای که فقط نیروهای داوطلب زیر 18سال را پذیرش می‌کند. کار این سازمان، قرارداد بستن با سازمان‌ها یا افرادی است که ایده مهمی برای بهبود وضعیت شهر دارند؛ ایده‌ای که نیروهای داوطلب می‌توانند آن را انجام بدهند. در نهایت، بعد از اینکه نقشه انجام پروژه ریخته شد، خود بچه‌ها از جمع‌آوری بودجه تا اجرای برنامه را برعهده می‌گیرند. شاید عجیب به‌نظر برسد اما طی2 سال، این ایده غیرانتفاعی توانسته حدود یک میلیون دلار پول جمع کند. مشکلات بی‌خانمان‌های بخشی از سن‌دیه‌گوی آمریکا، پخش غذای گرم بین افراد نیازمند و سرویس‌های رفت‌وآمد رایگان برای سالمندان و نیازمندان را نیز فراهم کرده است. کنان پالا می‌گوید: «برنامه‌ام این است که وقتی دبیرستان را تمام می‌کنم، برادرم را در کارم شریک کنم. او حالا خیلی کوچک است اما تا آن زمان و وقتی بزرگ‌تر بشود، می‌تواند بخشی از مشکلات شهر را حل کند. با این حساب، وقتی به دانشگاه بروم، او هم از مهم‌ترین مهره‌های سازمان غیرانتفاعی بچه‌ها خواهد شد.»

روبات‌سازیبا زباله‌ها

روهیت سوینیواسان؛ 19ساله

سیدارث سوینیواسان؛ 17ساله

روهیت و سیدارث سرینیواسان 2برادر خوره‌ کامپیوتر، روبات و همه‌‌چیزهای بامزه دنیای فناوری بودند. یکی از مهم‌ترین دغدغه‌ها و البته راه‌های درآمدشان هم سفر به هندوستان، سرزمین آبا و اجدادی‌شان بود تا بتوانند بچه‌های هندی را با دانش روباتیک آشنا کنند.

این بچه‌ها جز آشناشدن با ساخت روبات‌های نسبتا ساده و مقدماتی برای برنامه مهم جام روبات‌ها نیز خودشان را آماده می‌کردند؛‌ رقابتی که از جنبه علم و فناوری نیز در جهان بسیار شناخته شده و مهم است. اما یک چالش مهم، بچه‌های هندی را از اینکه بتوانند تمام و کمال در این برنامه مهم حاضر شوند، باز می‌داشت؛ آن هم کمبود امکانات اولیه ساخت روبات و البته گران‌بودن‌شان بود. 

سیدارث در این‌باره می‌گوید: «به فکرمان رسید که این مشکل را با یک ایده استارتاپی ساده حل کنیم. یک پکیج روباتیک بسیار ساده و ارزان تهیه کردیم که کاربر می‌توانست با ساده‌ترین چیزها روباتش را بسازد. اسم این سیستم را TrashBot گذاشتیم که به‌معنای روبات‌ زباله‌ای است چون سعی کرده‌ایم در ساخت این پکیج کمک آموزشی از وسایل دورریختنی، ساده و بسیار ارزان استفاده کنیم. 

حسگرها، باتری، ‌اتصالات و... تا جایی که امکان داشت، ‌با وسایل ارزان‌تری جابه‌جا شدند. از بطری پلاستیکی، چوب یا حتی زباله به‌عنوان بدنه استفاده کردیم. چوب بستنی، نقش عایق را برایمان ایفا کرد و گیره کاغذ هم، بعضی بخش‌های مختلف را با مواد دیگری جایگزین کردیم. در نهایت قیمت یک کیت کامل ساخت روبات پیشرفته با ملزومات و دستور ساخت آن به حدود 100دلار در هر بسته می‌رسد که بهایی کاملا اقتصادی است». هدف اولیه آنها کمک به دانش‌آموزان هندی و ساده‌تر کردن شیوه آموزش خودشان بود اما حالا مشتریان جدیدی از تمام دنیا دارند و سرمایه‌گذارانی نیز برای همکاری با آنها در انتظار هستند. سیدارث می‌گوید:« ایده‌های دیگری مثل ساخت کولرهای همراه با استفاده از بدنه بطری نوشابه هم اجرا کرده‌ایم تا بچه‌ها بتوانند تأثیر روباتیک را در زندگی روزمره‌شان احساس کنند. گاهی می‌شنویم که با همین ایده، دستگاه‌های خنک‌کننده کوچکی ساخته می‌شود و با فروش آنها درآمد کسب می‌کنند».


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

در یک تحقیق در آمریکا وقتی تنوع مرباهای موجود در قفسه فروشگاه را کاهش دادند، میزان فروش به طور چشمگیری افزایش یافت.

  در ادامه بحث های سواد زندگی، امروز به عرصه کسب و کار می رویم و کمی درباره "فروش"صحبت می کنیم.

ممکن است شما یک فروشنده باشید؛ مثلاً صاحب یک سوپر مارکت محلی یا مدیر یک فروشگاه لوازم خانگی.
در این صورت شما نیز مانند همه فروشنده های سراسر جهان دوست دارید بیشتر بفروشید. در اینجا چند راهکار ساده و عملیاتی را برای افزایش فروش تان مرور می کنیم:

1 - اگر برخی از محصولاتی که شما در فروشگاه تان دارید از رسانه ها تبلیغ می شود باید خوشحال باشید ولی این بدان معنا نیست که لازم نیست شما کاری بکنید و سیل مشتریان به فروشگاه شما روانه خواهند شد.
در اینجا شما باید از تکنیک "یادآور" استفاده کنید.

مردم شب در تلویزیون تبلیغ محصولی را می بینند یا صبح در مترو، آن تبلیغ را در موبایل یا روزنامه مشاهده می کنند و سپس درگیر زندگی می شوند. بنابراین الزامی نیست که وقتی از جلوی فروشگاه شما می گذرد، آن تبلیغ را به یاد بیاورند. اینجاست که شما باید با نصب تابلویی در برابر دیدگان افرادی که از مقابل فروشگاه شما می گذرند یا داخل آن می گردند، تبلیغی که قبلاً دیده اند را به آنان یادآوری کنید. 
با دیدن تابلوی یادآور، آنچه فرد در تبلیغات دیده است، برایش تداعی می شود و احتمال خرید بالا می رود.

بی دلیل نیست که برخی تولید کننده ها همراه محصولات خود، پوسترهایی به فروشگاه می دهند که مثلاً قسمت جدید فلان سریال رسید.


2 - از بازی سازی (گیمیفیکیشن) استفاده کنید؛ بازی سازی یعنی این که روندی را تعریف کنید که مشتری به مدت طولانی شما را همراهی کند. مثلاً یک پیتزا فروشی، کارتی را با 10 خانه مربعی چاپ می کند و به مشتریانش می دهد. با هر بار خرید، یکی از خانه ها توسط صندوقدار مهر می شود و با پر شدن همه خانه ها، یک پیتزای رایگان به مشتری داده می شود. این کارت ساده می تواند انگیزه ای برای مراجعه مکرر مشتری به آن رستوران شود، البته اگر غذایش واقعاً خوشمزه باشد.

ببینید چگونه می توانید نفعی برای مشتریان تان تعریف کنید تا آنها در شرایط برابر برای خرید به شما مراجعه کنند؟

3 - سعی کنید اسامی مشتریان را یاد بگیرد و به خاطر بسپارید. خطاب کردن افراد با نام یا نام خانوادگی آنها حس صمیمیت را بر می انگیزد. به همین دلیل بعضی کسب و کارها که مشترک دارند (مانند تاکسی تلفنی ها) در سیستم خود نام افراد را ذخیره می کنند تا وقتی زنگ تلفن شان به صدا در می آید، نام مشترک روی مونیتورشان نمایش داده شود و آنها به محض برداشتن گوشی بگویند: سلام خانم / آقای ... .

4 - با مشتریان روابط انسانی برقرار کنید. یکی از این راه ها، ابراز محبت به کودکان آنهاست. مردم فرزندان خود را دوست دارند و اگر کسی به فرزندان شان محبت کند، حتماً درصدد جبران بر می آیند. اگر کسب و کارتان مورد مراجعه روزمره مردم است (مثلاً میوه فروش هستید) چه اشکالی دارد بیسکوییت هایی را در نظر بگیرید که وقتی کسی با فرزندش وارد مغازه تان شد، یکی از آنها را با لبخند و مهربانی به کودکش دهید؟ این کار را برخی رستوران ها با دادن بادکنک به کودکان انجام می دهند.

5 - مشتری را سردرگم نکنید. این تصور که اگر اقلام موجود در مغازه تنوع بسیار داشته باشد فروش تان نیز بالا خواهد رفت مردود است. در یک تحقیق در آمریکا، یک بار قفسه های یک فروشگاه را پر از انواع مربا کردند؛ هر چند تعداد بازدیدکننده ها بالا رفت ولی فروش پایین آمد. وقتی تعداد مرباها را کاهش دادند، میزان فروش به طور چشمگیری افزایش یافت.
محققان می گویند مغز انسان در برابر تنوع بیش از اندازه، دچار تردید می شود و وقتی مردد شد، امکان این که صورت مسأله را پاک کند و خرید را به زمان یا فروشگاه دیگری واگذار کند، زیاد می شود.

اگر رفتار بزازهای قدیمی را بررسی کنید می بینید که آنها معمولاً سه یا چهار طاقه پارچه را از قفسه پایین می آورند و به مشتری نشان می دهند و این گونه نیست که همزمان 15 طاقه را به مشتری عرضه و او را سردرگم کنند. آنها تنها وقتی طاقه های جدید را می آورند - باز هم به صورت قطره چکانی - که مشتری از 4 - 3 طاقه اول، چیزی را پسند نکند.

6 - رفتارشناس ها می گویند عموم مردم تحت تأثیر رفتار اکثریت هستند. در خیلی از کتابفروشی های معتبر، بخشی را اختصاص می دهند به "پرفروش ترین های ماه". آنها می دانند که وقتی فردی بداند فلان محصول با استقبال مواجه شده است، تمایل بیشتری به آن خواهند داشت. 
بنابراین به مشتریان خود بگویید که فلان محصول چقدر با استقبال مواجه بوده و به قول بازاریان قدیمی "هر کی برده راضی بوده".
پس، محصولات پرفروش تان را معرفی کنید.

7 - مردم دوستدار اطلاعات هستند. درباره محصولاتی که می فروشید مطالعه کنید و اطلاعات کافی به دست بیاورید تا وقتی با مشتری صحبت می کنید، او را غنی از اطلاعات کنید. مردم وقتی اطلاعات کافی از یک محصول داشته باشند، با رغبت بیشتری آن را می خرند.

اگر مشتری بداند که موتور داخل این مخلوط کن ساخت فلان کمپانی است، جنس بدنه اش از آلیاژ خاصی است که مقاومت اش را بالا می برد، تنها به اندازه یک لامپ 60 وات مصرف می کند و 24 ماه ضمانت تعویض دارد، حتماً راحت تر تصمیم به خرید می گیرد تا این که یک مخلوط را روی یک قفسه فروشگاهی ببیند.
اوقات بیکاری تان در فروشگاه را به خواندن بروشورهای محصولاتی که می فروشید بپردازید و با استفاده از اینترنت و افراد مجرب، به صورت مستمر اطلاعات خود درباره محصولات تان را افزایش دهید.

8 - اگر کالایی را ندارید، در پاسخ به مشتری نگویید: نه! متاسفانه موجود نداریم. بلکه از این قبیل جملات استفاده کنید:
- از آن بهترش را داریم.
- برند دیگری داریم که می تواند نیازتان را بر آورده کند.
- تا دو روز دیگر خواهیم آورد.

9 - کالاهایی که جزو ضروریات نیستند را درست مقابل چشم و دست مشتریان قرار دهید. کمتر کسی به یک سوپرمارکت می آید تا یک شکلات رنگی بخرد ولی خیلی ها هر روز به سوپرمارکت می روند تا شیر و ماست بخرند. بنابراین اگر یخچال لبنیات پشت ویترین ها باشد مشکلی ایجاد نمی کند ولی شکلات های رنگی باید روی پیشخوانی باشد که مشتری برای حساب کردن پول به آنجا می آید و ممکن است با دیدن آنها یکی را نیز در لحظه آخر بردارد.

10 - از روش "ایجاد محدودیت" استفاده کنید. مثلاً اگر می خواهید کالا یا خدماتی را با تخفیف ارائه دهید یا برای یک کلاس آموزشی ثبت نام کنید تصریح کنید که مثلاً فقط تا پایان روز دوشنبه می توانید از این فرصت استفاده کنید یا فقط 20 عدد از این گوشی ها با این قیمت عرضه خواهد شد و ... .
تجربه ثابت کرده است که وقتی مشتریان احساس کنند که ممکن است فرصتی از دست شان برود، تمایل شان برای خرید بیشتر خواهد بود.

11 - بکوشید مدت توقف مشتری در فروشگاه تان را افزایش دهید. این توصیه به ویژه برای فروشگاه های بزرگ بسیار حائز اهمیت است. نورپردازی مناسب، پخش موسیقی ملایم در فضا، تعبیه جاهایی نرم و راحت برای نشستن و استراحت مشتریان، پراکندن رایحه ای نرم در محیط و ... روش های متعارفی برای افزایش مدت حضور مشتری در فروشگاه هستند. حتی فروشگاه های و مراکز تجاری بزرگ، ساعت دیواری نیز در محیط نصب نمی کنند و به فضای بیرون پنجره نمی گذارند تا مشتریان متوجه گذر زمان نشوند.

12 - مشتری را غافلگیر و شاد کنید. مثلاً می توانید گاهی بدون هیچ مقدمه ای به مشتری تخفیف دهید و او را از این تخفیف ناگهانی خوشحال کنید یا هدیه ای به او بدهید و حس قدرشناسی اش را برانگیزید. بکوشید "حس خوب مشتری" با برند شما تلفیق شود.

13 - وقتی مشتری لیست خریدش را به شما اعلام کرد، می توانید در تکمیل آن، پیشنهاداتی به او داشته باشید. مثلاً اگر کت و شلواری خریده، می توانید پیراهنی که ست آن است را به مشتری پیشنهاد کنید یا به مشتری رستوران بعد از سفارش غذا بگویید که سالاد خوبی هم دارید یا زیتون پروده جدیدتان ارزش امتحان کردن را دارد.

14 - بانک اطلاعات مشتریان داشته باشید. به مشتریانی که قبلاً خرید داشتند و الان نه، تماس بگیرید و جویای حال شان شوید و از ایشان بپرسید که چه مشکلی وجود دارد که دیگر سراغ شما نمی آیند؛ ممکن است نقدی داشته باشند که کسب و کارتان را نجات دهد. استفاده از نرم افزارهای CRM می تواند روابط شما با مشتریان تان را بهبود بخشد و فروش تان را بالا ببرد.


منبع: سواد زندگی


نظرات()   
   

کسب‌وکارهایی که رشد می‌کنند، باید ایده روشنی داشته باشند از اینکه کجا هستند و کجا می‌خواهند بروند. پیش‌بینی و برآورد فروش بخشی حیاتی از برنامه‌ریزی‌های پیش‌رو است. به‌عنوان یک صاحب کسب‌وکار یا مدیر ارشد، ضروری است که اعداد و ارقام مربوط به فصل‌های آینده را بدانید.

باید درک دقیقی از ارزش معاملاتی که در پایپ‌لاین فروش (مجموعه اقداماتی که یک نماینده فروش باید پشت سر هم طی کند تا مشتری بالقوه را به مشتری حتمی تبدیل کند) انجام می‌شوند، داشته باشید. هر ماه چند قرارداد جدید به سرانجام می‌رسد؟ ارزش این معاملات چقدر است؟ آیا در مسیر هدف حرکت می‌کنید یا نیاز به انجام اصلاحات دارید؟برآورد موثر، شما را در پایپ‌لاین فروش و بازاریابی مطمئن می‌کند. به هر حال، تحقیقات «انجمن مدیریت فروش» آمریکا دریافته که تنها ۴۴ درصد مدیران معتقدند مدیریت پایپ‌لاین موثر است. برعکس، شرکت‌هایی که فرآیند برآورد رسمی‌تری را اجرا می‌کنند، ۲۸ درصد درآمد بیشتری نسبت به رقبا به دست می‌آورند.

مسائل مرتبط با برآورد

برآوردکردن یعنی پیش‌بینی و انجام یک سری محاسبات از قبل. وقتی پای فروش و بازاریابی به میان می‌آید، اعداد و ارقام اغلب بیش از حد رویایی و خوش‌بینانه به نظر می‌رسند. فروش و بازاریابی حوزه‌های رشد هستند و رشد، مدیران را امیدوار می‌کند.  امیدواری باعث می‌شود روی قلعه‌های شنی بیش از حد حساب باز کنیم و حتی اعضای واقع‌بین تیم هم بیش از حد خوش‌بین می‌شوند و عدد و رقم‌ها را با این خوش‌بینی متناسب می‌کنند. مدیران ارشد و ذی‌نفعان، برآوردهای بیش از حد خوش‌بینانه را به چالش می‌کشند، مگر اینکه دستاورد جاه‌طلبانه‌ای پیش‌رو باشد و تعیین اهداف واقع‌گرایانه سخت شود.  از دیگر مشکلاتی که در مدل‌های برآورد فعلی وجود دارد، دشواری استفاده از اکسل برای کار مشارکتی است. شرکت‌ها اغلب برای ایجاد و تثبیت فرمول‌هایی که امکان جمع‌آوری و ترکیب منابع داده مختلف را فراهم می‌کند و نتایج را مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌دهد، به کارشناس نیاز دارند. وقتی تیم‌ها و ذی‌نفعان متعدد درگیر هستند، کنار هم قرار دادن این پیش‌بینی‌ها و برآوردها، هفته‌ها یا ماه‌ها زمان می‌برد و به چندین نسخه از یک صفحه اکسل نیاز دارد. مرتب‌سازی این اطلاعات، می‌تواند مثل یک کابوس باشد. هیچ‌یک از راه‌هایی که گفته شد امن نیستند و یک اشتباه ساده یا حرکتی عامدانه، می‌تواند منجر به شکل‌گیری برآوردها و پیش‌بینی‌های غلط و فاجعه‌آمیزی شود.

به‌طور حتم، روش بهتری برای توسعه فرآیندها و ابزارهایی که شرکت‌ها از آن برای انجام برآوردهای دقیق‌تر و سریع‌تر از روش‌های فعلی استفاده می‌کنند، وجود دارد که در اینجا هفت مورد را بررسی می‌کنیم.

۱) ساده‌سازی جمع‌آوری داده: اعضای تیم فروش و بازاریابی شما داده‌های ارزشمندی در اختیار دارند که بخواهند به اشتراک بگذارند. این داده‌ها ممکن است پراکنده و در Inboxها، برنامه‌های مدیریت ارتباط با مشتری (CRM)، صفحات اکسل و اسناد دیگر باشند. برای انجام یک برآورد دقیق، لازم است این داده‌ها از جاهای مختلف جمع‌آوری و ارزیابی شوند. برخی از آنها مفید خواهند بود و بقیه را می‌توان کنار گذاشت.

از آنجا که برآوردها معمولا فقط سالی یک بار انجام می‌شوند و یا هر ۶ ماه اصلاح و متناسب‌سازی می‌شوند، این باید یک فرآیند پیش‌بینی‌پذیر باشد. اما وقتی اضطرار پیش می‌آید، کسانی که در فرآیند برآورد مشارکت کرده‌اند، آن‌قدر که شرکت‌ها نیاز دارند، سازماندهی شده عمل نمی‌کنند.

گماشتن یک مدیر که مسوول جمع‌آوری داده باشد و از حمایت اعضای ارشد و منابع برخوردار باشد، این فرآیند را ساده‌سازی می‌کند. همچنین استفاده از نرم‌افزارهایی که امکان انتقال منابع و پیگیری مشارکت‌ها را فراهم می‌کند، نیاز به داشتن نسخه‌های متعدد از یک فایل یا بالا و پایین کردن ایمیل‌های بی‌شمار و به دنبال آن آشفتگی‌های داده را کم می‌کند.

۲) اتخاذ یک رویکرد مشارکتی: مشارکت و همکاری کلید کار است. مطمئن شوید که سیاست‌های دفتر کار و تنش‌های هر بخش، فرآیند را پیچیده نمی‌کند. هر کسی را که مسوولیتی بر عهده دارد، از همان ابتدا درگیر فرآیند کنید. همچنین دستورالعمل‌ها، انتظارات و معیارهایی که در راستای هدف هستند را به‌طور واضح تعیین کنید.

۳) برآورد را سرعت ببخشید: هر چقدر ابزارهای برآورد موثرتر و مشارکتی‌تری در اختیار داشته باشید، می‌توانید سرعت فرآیند را بالاتر ببرید. مثلا اگر محیط عملیاتی سریع تغییر کند (رکود اقتصادی اتفاق بیفتد یا یک مشتری بزرگ را از دست بدهید)، باید با چند گام یک برآورد قابل سنجش و دقیق را اصلاح و به‌روز کرد. مدیران ارشد و ذی‌نفعان نباید برای اطلاعاتی که فردا نیاز دارند، چند هفته یا چند ماه صبر کنند.

۴) کاهش سوگیری شناختی: وقتی قرار است برآورد و پیش‌بینی انجام شود، تفکر گروهی خطرناک است. هیچ‌چیز بدتر از این نیست که بگذاریم دو سه صدا که از همه بلندتر است فقط حرفشان را بزنند و نسبت به یک دستاورد مشخص برای تغییر اعداد و ارقام، سوگیری به وجود بیاید. کاهش مشکلاتی که در مورد جمع‌آوری داده وجود دارد و همکاری و تجزیه و تحلیل به تیم شما زمان بیشتری می‌دهد تا پشت صحنه اعداد و ارقام را مورد بررسی قرار دهند. در نتیجه، سوگیری نباید در پیش‌بینی‌ها و برآوردهای یک تیم نقش داشته باشد.

۵) عینک خوش‌بینی را درآورید: خوش‌بینی یا بدبینی بیش از حد، به نتیجه برآوردها لطمه می‌زند. داشتن یک رویکرد بی‌طرف نسبت به داده‌ها و اطمینان از اینکه با تیم مدیریتی مشورت لازم صورت گرفته، شانس شکست برآوردهای شما را کم می‌کند.

۶) سناریوسازی انجام دهید: چندین سناریو را برنامه‌ریزی کنید. مثلا اینکه فروش، بیشتر یا کمتر از حد انتظار شده است. برای فصول خوب و بد، برای معرفی محصول جدید یا تاخیر در معرفی محصول جدید، برنامه‌ریزی کنید. با ابزارهای درست، می‌توانید ارقام و نتایج مختلف را تست کنید و راحت‌تر بفهمید که عملکرد کسب‌وکارتان در شرایط مختلف چگونه است.

مترجم: مریم رضایی

منبع: دنیای اقتصاد


نظرات()   
   

بازاریابی از شکل قدیم آن خارج شده است؛ مخصوصاً با ظهور فرصت های پایان ناپذیری که به لطف دنیای دیجیتال هر روزه از راه می رسند، این حوزه تخصصی هر روز پیچیده تر می شود.

اغلب شرکت ها نه تنها باید در زمینه راهبردهای بازاریابی به تحولات جدید این حوزه عادت کنند، بلکه باید از این موضوع اطمینان حاصل کنند که تمام توانایی های مورد نیازشان را در اختیار دارند.

در یک گروه بازاریابی قوی به چه افرادی نیاز دارید؟

با نگاهی به صنعت بازاریابی می توان از تبلیغات ویدئویی و تبلیغ در شبکه های اجتماعی گرفته تا وبلاگ نویسی و کلیک کردن های تبلیغاتی را در این حوزه پیدا کرد. اگر کسی بخواهد همه این موضوعات را باهم مدیریت کند، باید به دنبال استخدام یک اَبَر قهرمان باشد که تمام توانایی های مورد نظر شما را با هم داشته باشد.

خوشبختانه نیاز نیست یک نفر را پیدا کنید که تمام فعالیت های بازاریابی را مدیریت کند، بلکه باید یک گروه قوی بسازید که تمام مهارت های لازم را با هم ترکیب کرده و از طریق تشریک مساعی، به یک قدرت شکست ناپذیر تبدیل شوند.

رویکرد تی (T)

من عاشق تی هستم. به ویژه عاشق این نوشیدنی گوارا و گرم (تی به معنای چای) هستم که همانند یک نوشابه بهشتی از آلودگی های دنیای مدرن منزه است. چای مثل یک سنگر آهنین است که در مقابل وحشت هوای مه آلود انگلستان از شما محافظت می کند. چای هم عاشق انسانهاست. چای هیچ وقت شما را در وقت نیاز تنها نمی گذارد، مگر اینکه چایتان تمام شود.


البته در این بحث منظور من از تی، چای نیست. مقصود من یک رویکرد استخدامی بسیار مشهور است که ابتدا توسط «دیوید گست» مطرح شد. 

دنبال کردن رویکردی به شکل حرف تی (T) در هنگام استخدام به این معناست که باید به دنبال افرادی باشید که دارای درک وسیع و گسترده ای از موضوع مورد نظر شما در شاخه های مختلف علم داشته باشند (خط افقی حرف تی) و در عین حال، از درک و تخصصی عمیق در یک حوزه مشخص برخوردار باشند (خط عمودی حرف تی).

چه در حال از صفر بنا کردن یک بخش بازاریابی باشید یا به فکر اضافه کردن مهارت های تازه به گروه بازاریابی باشید، تخصص های مشخصی وجود دارند که هر گروه بازاریابیِ ابرقهرمان باید آنها را دارا باشد.

معرفی گروه ابرقهرمان بازاریابی

با تجربه بیش از 16 سال کار در حوزه بازاریابی دیجیتال، به نظر من چهار نقش کلیدی باید در یک گروه بازاریابی شکست ناپذیر وجود داشته باشد:

رهبر گروه

هر گروهی به یک رهبر شجاع نیاز دارد و گروه ابرقهرمان های بازاریابی هم از این قاعده مستثنا نیست. این شخص معمولاً باید ظرفیت و بلوغ فکری، احساسی و حرفه ای لازم را دارا باشد تا بتواند مسئولیت رهبری سایر بازاریاب ها را برعهده بگیرد. یک شخص کسب و کار - محور، سرمایه بزرگی برای اجرای امور و حفظ کارایی گروه طبق انتظارات کلی شرکت محسوب می شود. رهبر گروه باید یک همه فن حریف به تمام معنا باشد و هنگام تصمیم گیری برای استخدام چنین فردی باید علاوه بر تجربه کاری متقاضیان، به میزان شور و اشتیاق، انگیزه و هوش آنها برای بر عهده گیری چنین مسئولیتی توجه شود؛ توجه به خط افقی تی (T) در این مورد حائز اهمیت است.

مغز خلاق گروه

بازاریابی ترکیبی است از برنامه ریزی، تحلیل و خلاقیت، اما عنصر خلاقیت در یک گروه بازاریابی قوی یکی از مهم ترین بخش هاست که باید بتواند ایده های نوینی برای ایجاد پویش های بازاریابی ارائه کند. هنگام جست وجو برای عنصر خلاق گروه، باید به دنبال فردی با شوخ طبعی ذاتی باشید که بتواند خارج از چارچوب های رایج فکر کند و در ایده پردازی تجارب گسترده ای داشته باشد. به عضو خلاق گروه تا حد ممکن آزادی عمل دهید تا بهترین نتایج را بگیرید.

نابغه نویسندگی

در عصر دیجیتال، محتوا از همیشه مهم تر شده است. الگوریتم های گوگل به شدت پیچیده شده است و محتوایی را که تنها با هدف سئو (بهینه سازی موتورهای جست وجو) نوشته یا کپی برداری شده از محتوایی که واقعاً برای مخاطب ارزشمند است، به آسانی تشخیص می دهد. توجه به محتوا - چه در قالب ایمیل یا وبلاگ و چه به شکل محتوای شبکه های اجتماعی یا خبرنامه ها - هسته اصلی تمام فعالیت های بازاریابی را تشکیل می دهد و به همین علت از لحاظ تولید محتوا باید بهترینِ بهترین ها را در گروه تان داشته باشید. هنگام جست وجو برای نویسنده، ترکیبی از تجربه و مهارت های تبلیغ نویسی (copywriting) باید معیارهای اصلی انتخاب شما باشند. نویسنده ای که به فشار کاری زیاد و محیط های کاری کیفیت-محور نظیر فضاهای روزنامه نویسی یا نشر عادت داشته باشد، بهترین انتخاب در این حوزه است.

ستاره تحلیلگری

هیچ گروه بازایابی مدرنی نمی تواند بدون مهارت های یک متخصص کامپیوتر فعالیت کند. ایجاد پویش های تبلیغاتی با محتوای عالی و رهبری قوی بدون داشتن یک برنامه تحلیل رایانه ای قوی چندان فایده ای ندارد. ستاره تحلیلگری را به گروه تان وارد کنید: این عضو گروه، مغز متفکر عملیات اجرایی است و می داند چطور برای کمک به بهبود فعالیت های بازاریابی آتی، اطلاعات را تحلیل و مرتبط کند. شناسایی متخصص داده آسان است. این افراد در تمام عرصه های توسعه بازاریابی فعال هستند، به کار با اعداد و ارقام و ابزارهای کسب و کار علاقه دارند و احتمالاً بیشتر وقت شان را صرف کار با داده های صفحات گسترده (spreadsheets) می کنند. فردی با پیش زمینه کار در بخش مالی یا تحقیقاتی گزینه مناسب این سمت است.

طرز فکر استخدام کنید، مهارت پرورش دهید!

اکنون که با مهارت های اصلی یک گروه ابرقهرمانی بازاریابی آشنا شده اید، باید به پیدا کردن اعضای این گروه بپردازید.

یک نکته دیگر هم وجود دارد که اگر اهمیتش بیش از مهارت های فوق الذکر نباشد، قطعاً کمتر نیست، و آن تناسب فرهنگی است. باید اطمینان حاصل کنید که اعضای گروه می توانند به خوبی در کنار یکدیگر کار کرده و روحیه کار گروهی را بین خودشان رشد کنند. در نهایت آن چیزی که از یک گروه بازاریابی، ابرقهرمان می سازد، پرورش حس همکاری، خلاقیت و تبادل انرژی است.


هنگام مصاحبه با نامزدهای استخدام، سعی کنید استعدادهای درخشان هر حوزه را پیدا کرده و در مواقع شک، بهتر است به جای استخدام افراد باتجربه که با گروه و شرکت شما از لحاظ فرهنگی همخوانی ندارند، افرادی را استخدام کنید که از لحاظ نگرش و طرز فکر با سایرین همخوانی بیشتری دارند و سپس مهارت های لازم را در آنها پرورش دهید.

اگر نمی توانید یک گروه بازاریابی ابرقهرمانی ایجاد کنید، چه باید کرد؟

نترسید! همیشه راه حل دیگری هم وجود دارد.

پیدا کردن هر یک از این افراد برای ساخت یک گروه بازاریابی فوق العاده کار ساده ای نیست. گاهی وقت ها پیدا کردن ترکیب مناسبی از مهارت ها در بین افراد متقاضی غیرممکن است، اما این بدان معنا نیست که شما مجبورید به تنهایی به بازاریابی بپردازید.

اگر از لحاظ تأمین بودجه ایجاد یک گروه بازاریابی دچار مشکل هستید یا اینکه نتوانسته اید افراد مناسبی را پیدا کنید، نیاز نیست از ایجاد یک گروه بازاریابی قوی صرف نظر کنید. گروه بازاریابی شما نباید حتماً بخشی از کسب وکار شما باشد. شرکت های عامل زیادی وجود دارند که افراد و مهارت های مورد نیاز شما را در اختیار دارند و می توانند پویش های بازاریابی موفقی را برای شما راه اندازی کنند.

جان هاگز (مدیر بازاریابی دیجیتال در شرکت storm id)

مترجم: صهبا صمدی

منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   
شنبه 8 اردیبهشت 1397  10:55 ب.ظ

مشتریان راضی منبع سود شرکت ها هستند. شرکت هایی که نمی توانند مشتریان را راضی نگه دارند در دراز مدت در بازار باقی نخواهند ماند.

منبع: آریا مارکتینگ


نظرات()   
   
یکشنبه 2 اردیبهشت 1397  11:01 ب.ظ

در استراتژی بازاریابی تمرکزی شرکت معمولا یک بخش کوچک از بازار را انتخاب نموده، تلاش می کند سهم بزرگی از آن بخش را به خود اختصاص دهد.

منبع: آریا مارکتینگ


نظرات()   
   
دوشنبه 27 فروردین 1397  10:45 ب.ظ

مشتریان ارزش هایی را که از شرکت های مختلف می توانند دریافت کنند با هم مقایسه کرده و شرکتی را انتخاب می کنند که بنا به نظر آنها ارزش بیشتری را به ایشان ارائه کند.

منبع: آریا مارکتینگ


نظرات()   
   
چهارشنبه 22 فروردین 1397  11:46 ب.ظ

به طور کلی برای اینکه محصول جدیدی موفق شود، شرکت تولید یا عرضه کننده باید مشتریان بازارها و شرکت های رقیب را شناسایی و درک کند و محصولی به مشتریان  عرضه کند که از نظر مشتریان (نسبت به محصولات رقیب) ارزنده تر باشد.

منبع:آریا مارکتینگ


نظرات()   
   
یکشنبه 12 فروردین 1397  07:43 ب.ظ

در دنیای رقابتی امروز شرکت هایی موفق هستند که بتوانند ارزش های بیشتری برای مشتریان به وجود آورند.

منبع:آریا مارکتینگ


نظرات()   
   
جمعه 10 فروردین 1397  11:12 ب.ظ

به طور کلی منظور از تقسیم بندی بازار، طبقه بندی مشتریان است تا با جلب رضایت آن ها اهداف سازمانی بهتر محقق شود. در تقسیم بندی بازار در هر بخش خریداران مشابه قرار می گیرند تا شرکت بر اساس دانش، توانایی ها و مهارت ها بتواند در آن بخش که انتخاب می کند فعالیت کند.

منبع:آریا مارکتینگ


نظرات()   
   

موفقیت هر سازمان وابسته به توانایی های آن سازمان برای جلب رضایت و وفادارسازی مشتری است.

منبع:آریا مارکتینگ


نظرات()   
   
چهارشنبه 16 اسفند 1396  12:25 ق.ظ

منشأ و رکن اساسی نظام بازاریابی،نیازها و خواسته های انسان است.

منبع:آریا مارکتینگ


نظرات()   
   
سه شنبه 8 اسفند 1396  12:09 ق.ظ

فروشندگی امری ذاتی نیست، بلکه اکتسابی است. پس تلاش کنید تا آن را فرا بگیرید.

منبع:آریا مارکتینگ


نظرات()   
   

یک فروشنده خوب برای معاملات کوچک نیز به اندازه قراردادهای بزرگ ارزش قائل است.

منبع:آریا مارکتینگ


نظرات()   
   

آموزش فروش موفق به کارمندان از لحظه ای که آنان را استخدام می کنید واجب و ضروری است. وقتی کارمندان فروش جدیدی استخدام می کنید، به آخرین چیزی که فکر می کنید این است که بخواهید آنها را بعد از چند هفته یا چند ماه اخراج کنید.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از فرصت امروز، این مسئله به کل شرکت ضرر می زند. نه تنها شرکت مقدار زیادی زمان و پول برای این افراد سرمایه گذاری می کند، بلکه مشتریان و سایر کارمندان نیز با مشاهده اخراج افراد جدید از لحاظ روانی دچار آسیب می شوند. با این حال، همچنان بسیاری از شرکت ها افراد جدید الورودی را بدون اقدامات آموزشی و انگیزشی کافی، در مقام کارمند فروش شان قرار می دهند.

در این نوشتار کوتاه، به چند نکته اشاره می کنیم که از طریق آنها می توانید برای آموزش فروش موفق به کارمندان تان گام های خوبی بردارید تا در شغل جدیدشان به موفقیت برسند و میزان فروش شرکت تان را نیز افزایش دهند:

۱- ادغام فروش و بازاریابی

پیش از شروع فرآیند فروش واقعی، تیم های فروش و بازاریابی را با یکدیگر ادغام کنید، زیرا آنها افراد کلیدی درگیر با مشتری محسوب می شوند.

۲- کارمندان را غرق اطلاعات نکنید

کارمندان فروش را غرق در اطلاعات غیرضروری نکنید. از آن جا که نظریه های بسیاری در زمینه مفاهیم و فرآیندهای فروش وجود دارند، هضم این اطلاعات برای کارمندان فروش بسیار دشوار خواهد بود.

۳- تمرکز بر فواید محصولات

آموزش باید بر فواید محصولات و همچنین توضیحات مفصلی در زمینه ویژگی های گوناگون آنها متمرکز باشد.

۴- آموزش ترکیبی

آموزش فروش تان را با استفاده از یادگیری ترکیبی پیاده سازی کنید؛ این آموزش باید ترکیبی از کلاس های واقعی و آموزش آنلاین باشد.

۵- تهیه پادکست های انگیزاننده

پادکست هایی از نقل قول های انگیزه بخش در زمینه فروش تهیه کنید. این پادکست ها می توانند به مسئولان فروش انرژی بدهند؛ به علاوه، آنها به آسانی قابل پخش و مشاهده هستند، حتی هنگام راه رفتن و حرکت.

۶- استفاده از داده های واقعی و به روز

جهت اطلاع رسانی به کارمندان فروش درباره تغییرات قیمت، سهم بازار، و سایر اطلاعات مرتبط از داده های واقعی و به روز استفاده کنید. این کار به کارمندان فروش کمک می کند، بتوانند وضعیت فروش تان را بهبود ببخشند.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
پنجشنبه 20 خرداد 1395  12:43 ق.ظ

فروش کار دشواری‌ست. استفاده از این تکنیک‌ها به شما کمک می‌کند تا بذر ایجاد روابط با مشتریان آینده را بکارید تا در فروش موفق شوید.
 
 شبکه اطلاع رسانی روابط عمومی ایران (شارا)- فروش کار دشواری‌ست. استفاده از این تکنیک‌ها به شما کمک می‌کند تا بذر ایجاد روابط با مشتریان آینده را بکارید تا در فروش موفق شوید.


رویکردهای مختلفی را که دو متخصص فروش زیر استفاده کرده‌اند، در نظر بگیرید: جان به صورت آنلاین به دنبال مشتریان بالقوه گشت و تلاش کرد که ملاقاتی با بزرگ‌ترین مشتریان احتمالی که می‌توانست پیدا کند، ترتیب دهد. دن هم به صورت اینترنتی به جستجوی مشتری پرداخت؛ اما بازار مشخص‌تر و هدفمندتری را در ذهن داشت.


هم جان و هم دن به ارباب‌رجوع مشخصی نیاز داشتند که بتوانند از پس هزینه خدمات‌شان برآید (در مثال ما، خدمات تکنولوژی ارتباطات). اما در حالی که جان فقط به اندازه مشتریان را در نظر می‌گرفت، دن معیارهای اضافی و مهم‌تری را در نظر داشت از جمله مکان و تعداد مدیران فناوری اطلاعات شرکت مورد نظر؛ این عوامل شاخص‌های موفقیت فروش سابق او بود. بعد از آن که او ۵۰ مشتری بالقوه برتر را انتخاب کرد، خبرنامه‌ای برای هرکدام از آن‌ها فرستاد که در مورد چالش‌های فناوری اطلاعات بود. سپس یک هفته بعد از طریق تماس تلفنی تلفنی اوضاع را پیگیری کرد و از آن‌ها خواست که قرار ملاقاتی برای بحث در مورد آن خبرنامه و چالش‌های فناوری اطلاعات در نظر بگیرند. میزان موفقیت دن برای به دست آوردن آن ملاقات حیاتی اولیه ۵۰ درصد بود. اما جان تنها ۱۰ درصد موفقیت کسب کرد.


فروش کار سختی ‌ست و اگر بازار از شرکت شما خبر نداشته باشد، غیر ممکن خواهد بود. دن با هدف قرار دادن مشتریان و آگاه‌کردن آن‌ها از خدمات خود قبل از برقراری تماس از لحاظ زمانی کارآیی بیشتری داشت.


شما نیز باید آگاهی را نسبت به شرکت‌تان از طریق یک برنامه مشخص اما ساده بازاریابی افزایش دهید و سپس آن تماس اولیه فروش را برقرار سازید. در این‌جا ۵ مرحله برای کارسازکردن بازاریابی فروش در هر صنعتی آورده شده است:


بازار خود را هدفمند کنید
قبل از آن که فعالیت‌های بازاریابی خود را مشخص کنید، ضروری‌ست که بازار خود را بشناسید. شما به عنوان مدیر یک کسب و کار کوچک احتمالا نمی‌خواهید که تلاش‌های بازاریابی‌تان مانند قطره کوچکی در اقیانوسی بزرگ گم شود. در عوض باید شیرجه عمیقی در استخری کوچک بزنید. این موضوع نیازمند آن است که شما تعداد قابل مدیریتی از مشتریان برتری را انتخاب کنید که می‌توانید به طور استراتژیکی روی آن‌ها تمرکز کنید. مشتریان را بر اساس عواملی مانند درآمد، مکان، تعداد کارمندان، صنعت، مشتریان و چالش‌های بزرگ آن انتخاب کنید.

شما می‌خواهید که استخرتان متمرکز باشد، اما باید به اندازه کافی بزرگ باشد تا با اهداف درآمدی شما منطبق باشد. به عنوان مثال، فرض کنیم که اهداف درآمدی شما ۵۰۰هزار دلار است. اگر با نیمی از مشتریان‌تان قرارداد ببندید و مقدار میانگین هر پروژه ۲۵هزار دلار باشد، آنگاه شما باید سالیانه چهل قرارداد ببندید تا به هدفتان برسید. خب مشتریان احتمالی تان چطور؟ اگر سی درصد از مشتریان احتمالی‌تان تبدیل به مشتری بالقوه شوند، سالیانه به ۱۳۳ مشتری احتمالی نیاز دارید. بیشتر توضیح می‌دهم: چند درصد از مخاطبان شما تبدیل به مشتری احتمالی می‌شوند؟ بیایید فرض کنیم که نرخ تبدیل مخاطبین به مشتریان احتمالی ۳۰درصد باشد. در آن صورت شما سالیانه به ۴۴۳ نفر در آن استخر احتیاج دارید و باید به صورت ماهیانه با ۳۷ نفر ارتباط برقرار کنید.


البته شما در طول سال مخاطبین جدیدی نیز پیدا خواهیدکرد و اگر مشتریان فعلی و سابق شما باز هم از شما خرید کنند، آن‌ها را نیز حفظ خواهید کرد.
به عنوان مثال، دن یک «لیست برتر ارتباطات» حاوی صدها نفر را در برگه‌ای ثبت کرده است. او این لیست را به طور مرتب با اضافه‌کردن مخاطبین جدید و حذف آن‌هایی که بازنشسته شده‌اند، شغل‌شان را عوض کرده‌اند و یا دیگر بخشی از مخاطبین هدف او نیستند، به روزرسانی می‌کند.


ایده جمع کنید
زمانی که بازارتان را هدف قرار دادید، مقدار مناسبی زمان را به پژوهش اختصاص دهید. خود را به جای مشتریان بالقوه‌تان فرض کنید و نیازهای‌شان را ارزیابی کنید. از لیست‌کردن محصولات و خدمات‌تان فراتر بروید؛ از خودتان بپرسید که خدمات شما چگونه می‌تواند چالش‌های خاص آن‌ها را برطرف سازد. به دنبال مقالات، وبلاگ‌ها و آماری بگردید که مشکلات آن‌ها را مشخص کند و این منابع را در هنگام برقراری ارتباط با آنها متذکر شوید.


از طریق رسانه‌ها بازاریابی کنید
برای افزایش آگاهی از شرکت، راه حل‌ها و خودتان، تاثیرگذاری خود را با بازاریابی رسانه‌ای افزایش دهید. این اطلاعات نباید طولانی باشند و حتی نیازی به نوشتن آن‌ها نیز نیست. اما باید شامل توصیف دقیقی از مشکلات مشتریان و آمارهای پشتیبان یا حکایت‌هایی باشد و همچنین راه‌حل‌ها و اطلاعات دقیقی در مورد شرکت‌تان ارائه دهد. شما می‌توانید این اطلاعات را در یک وبلاگ، خبرنامه بنویسید یا در قالب مقالاتی به رسانه‌های اجتماعی بفرستید یا از طریق ایجاد و به اشتراک‌گذاری یک اینفوگراف توزیع کنید.

دن آنچه را که برای افراد موجود در لیست برتر ارتباطات ارسال می‌کرد پیگیری می‌کرد تا از دوباره فرستادن یک مقاله برای دو نفر جلوگیری کند. او هر از چندگاهی ایمیل‌هایی شخصی را برای گروه کوچکی ارسال می‌کرد، اما اغلب او محتوا را به عنوان ضمیمه ایمیل یا یک لینک از طریق یک برنامه ارسال گروهی ایمیل (مانند icontact، constant contact یا mailchimp) می‌فرستاد. شما بدین وسیله می‌توایند کمپین‌های بازاریابی‌تان را از قبل آماده کنید و آن‌ها را برای تاریخ و زمان مشخصی برنامه‌ریزی کنید تا هر شنبه مجبور نباشید که برای ایمیل‌های ارسالی آن هفته فکر کنید. این برنامه‌ها همگی روش‌هایی برای پیگیری افرادی که ایمیل‌های‌شان را می‌خوانند نیز ارائه می‌دهند تا بهتر بتوانید پیام‌های‌تان را در آینده مدیریت کنید.


با مشتریان خود ارتباط برقرار کنید
زمانی که گزارش‌های معتبر، مقالات یا دیگر اطلاعات را ارسال کردید، تماس با مشتریان برای پیگیری آن آسان‌تر از برقراری تماس هایی از پیش تعیین نشده خواهد بود. به یاد داشته باشید، مردم می‌خواهند که در مورد خودشان صحبت کنند. برقراری تماس برای کسب اطلاعات در مورد کسب وکار، چالش‌ها و نحوه ارتباط آن‌ها با اطلاعات ارسالی شما بهتر از این است که از آن‌ها بخواهید به شما زمان دهند تا در مورد محصولات و خدمات‌تان صحبت کنید.


ارتباط برقرار کنید
هدف نهایی بازاریابی شما این است که با مشتریان ارتباط برقرار و مشکلات آن‌ها را حل کنید. زمانی که ثابت کنید مشاوری قابل اعتماد هستید که اطلاعاتی مفید به آنها عرضه می‌کنید، آن‌گاه می‌توانید نشان دهید که محصولات‌تان چگونه می‌تواند مشکلات آن‌ها را برطرف کند.

در این مرحله زمان آن می‌رسد که بازاریابی به فروش تبدیل شود. برگه مشخصات محصولات یا خدمات را با بخش‌های کلیدی شرکت‌های مشتری در میان بگذارید یا به طور رایگان و برای مدت مشخصی محصولات را برای استفاده در اختیار آن‌ها قرار دهید.


در طول سال به توسعه محتوای بازاریابی‌تان ادامه دهید. آن را به صورت کاتالوگ در برگه‌ای ثبت کنید و از لیست برتر ارتباطات خود استفاده کنید تا زمانی که آیتم‌هایی را ارسال میکنید بتوانید به پیگیری آن‌ها بپردازید. شاید بسته به اندازه چرخه فروش خود نیاز داشته باشید که تنها دو ایمیل برای مشتریان‌تان ارسال کنید یا این که در طول سال و با گسترش ارتباطات به طور مرتب محتواهایی را با بازار هدف خود به اشتراک بگذارید.


شما می‌توانید حتی بعد از فروش نیز از این تکنیک‌های بازاریابی برای فروش استفاده کنید تا ارتباطات‌تان را حفظ کنید و مشتریان احتمالی را در دسترس نگه دارید. اگر این کار به درستی انجام شود، مشتریان تلاش‌های شما را به عنوان فعالیت‌هایی بدون تهدید در نظر می‌گیرند تا در آینده مذاکراتی صورت گیرد.

منبع:مارکتینگ نیوز


نظرات()   
   
آخرین پست ها

دانستنی های بازاریابی و فروش(23)..........جمعه 12 مهر 1398

دانستنی های بازاریابی و فروش(22)..........جمعه 12 مهر 1398

پاورپوینت صنعت گردشگری..........جمعه 12 مهر 1398

پاورپوینت تكنیكهای خلاقیت..........جمعه 12 مهر 1398

پاورپوینت تفكر استراتژیك..........جمعه 12 مهر 1398

رقیب بزرگ اینستاگرام ..........پنجشنبه 11 مهر 1398

افزایش خلاقیت با ۱۳ اقدام ساده ..........پنجشنبه 11 مهر 1398

رمز و راز یک کسب و کار خوشمزه ..........پنجشنبه 11 مهر 1398

درس‌هایی از شکست غول‌های تجاری ..........پنجشنبه 11 مهر 1398

۵ عادت مشترک تمامی کارآفرین‌های موفق ..........پنجشنبه 11 مهر 1398

چگونه به اهداف‌مان در شبکه‌های اجتماعی برسیم؟ ..........پنجشنبه 11 مهر 1398

پردرآمدترین مشاغل در آلمان کدامند؟ ..........پنجشنبه 11 مهر 1398

کالاهای کدام کشورها محبوب هستند؟ ..........پنجشنبه 11 مهر 1398

کدام شبکه اجتماعی در جهان بر دیگران غالب است؟ ..........پنجشنبه 11 مهر 1398

وحشت بانک‌ها از رمز ارز فیسبوک ..........پنجشنبه 11 مهر 1398

می‌توان از بلاک اینستاگرام خارج شد؟..........پنجشنبه 11 مهر 1398

رضایت کاربران از کدام تبلت‌ها بیشتر است؟..........پنجشنبه 11 مهر 1398

بازار نورسیده‌های بازار تکنولوژی چطور است؟..........پنجشنبه 11 مهر 1398

بدترین سال فروش گوشی موبایل در جهان! ..........پنجشنبه 11 مهر 1398

بجای فیس‌بوک مسنجر، از واتس‌اپ استفاده کنید!..........پنجشنبه 11 مهر 1398

همه پستها