تبلیغات
آریا مارکتینگ، مجله آنلاین بازاریابی،فروش،کسب و کار و کارآفرینی - مطالب ابر ثروت

بر کسی پوشیده نیست که ناامنی اقتصادی می‌تواند به حساب بانکی، ثروت خانوار و وضعیت روانی یک فرد آسیب وارد کند. اما تحقیق تازه‌‌ای نشان می‌دهد که تبعات منفی شرایط اقتصادی مبهم می‌‌تواند قربانی دیگری داشته باشد که به ذهن کسی نرسیده است: نوآوری در میان کارکنان سطوح پایین‌تر شرکت‌های تکنولوژی. تحقیقی که پروفسور شای برنشتاین به همراه دو نفر دیگر انجام داده، به این نتیجه رسیده در میان کارکنانی که قبل از شروع بحران مالی منابع کمتری برای پرداخت وام مسکن خود داشتند و بنابراین بعد از شروع توفان اقتصادی توانایی کمتری برای بازپرداخت این وام داشتند، اثرات رکود اقتصادی شدیدتر است.

برنشتاین می‌گوید: «کشف اثرات اختلال‌های گسترده‌ای که در بازار مسکن به وجود آمده بود برای ما غیرمنتظره بود. وقتی نااطمینانی در ثروت خانوار به اوج خود رسید، خلاقیت در محیط کار از بین رفت.» محققان برای جمع‌آوری داده، وضعیت کارمندانی را مقایسه کرده که در یک شرکت کار کرده‌اند و در یک حوزه شهری یکسان ساکن هستند، اما ثروت خانوادگی آنها در طول بحران مالی سال ۲۰۰۸ متغیر بوده است. کارمندانی که سطح درآمدشان به شدت کاهش یافته، پروژه‌های نوآورانه کمتری را دنبال کرده‌اند. برنشتاین می‌گوید منطقی‌ترین توضیحی که برای این تغییر رفتار می‌توان ارائه کرد، فروپاشی بازار مسکن و عدم پرداخت بدهی‌های رهنی است. هر چقدر کارمندان بیشتر نگران این موضوع شده‌اند، کمتر پروژه‌های نوآورانه را در محیط کار خود پیش برده‌اند؛ به‌خصوص پروژه‌هایی که به‌شدت اثربخش، اکتشافی یا پیچیده بوده‌اند. او می‌گوید: «اگر هزینه مسکنی که در آن زندگی می‌کنید گران‌تر شود، آخرین چیزی که می‌خواهید تجربه کنید، از دست دادن شغل‌تان است. ما دریافتیم بیشتر کارکنانی که در این شرایط بودند، خیلی نوآوری از خود به خرج نمی‌دادند و در عوض، از ریسک کردن و انرژی صرف کردن برای تمرکز بر وظایف آنی که در دست‌شان بود، گریزان بودند.»

  آیا ثروت رضایت می‌آورد؟

نکته جالب این است که نویسندگان دریافتند افزایش ناگهانی قیمت‌ مسکن قبل از بحران مالی سال ۲۰۰۸ به تنهایی تاثیری بر نوآوری کارکنان نداشته است. برنشتاین می‌گوید که انتظار داشته وقتی کارکنان ثروتمندتر می‌شوند، ریسک بیشتری کنند و نوآوری بیشتری داشته باشند. در واقعیت، داده‌ها می‌گویند نوساناتی که در میزان ثروت افراد اتفاق می‌افتد فقط در دوران رکود اقتصادی بر نوآوری و بهره‌وری کارکنان اثر می‌گذارد و این یعنی وقتی اوضاع خوب است، کارکنان رضایت بیشتری دارند. «وقتی شرایط اقتصادی به‌طور کلی خوب است، تغییر قیمت مسکن هیچ تاثیری بر بهره‌وری ندارد.»

  ارتباط بین معیشت و اختراعات ارزشمند

برنشتاین و همکارانش نوآوری را بر حسب تعداد حق ثبت اختراعات یک شرکت و تعداد ارجاعاتی که به این حق ثبت‌ها شده، سنجیده‌اند. هر چقدر یک اختراع ارجاع بیشتری خورده باشد، تعداد نوآوری‌های آینده و تکنولوژی‌های جدیدی که به آن وابسته هستند، بیشتر می‌شود. وقتی مخترعین در صنعت تکنولوژی درخواست ثبت اختراع می‌کنند، تعداد کارکنانی که روی پروژه کار کرده‌اند، در یک لیست می‌آید. این اسامی خودشان به بخشی از این اختراعات تبدیل شده و برای همیشه ثبت می‌شوند. بنابراین، اختراعات ثبت شده‌ای که دائم مورد اشاره و ارجاع قرار می‌گیرند، نه تنها بیشترین ارزش اقتصادی را برای یک شرکت به دنبال دارند، بلکه کمک می‌کنند کارکنانی که بیشترین میزان نوآوری را برای آن شرکت به همراه می‌آورند، شناسایی شوند.

در نتیجه، برنشتاین و محققان دیگر توانستند با بررسی این اختراعات ثبت شده تعداد نیروهایی که نام‌شان بیشتر از همه تکرار شده مشخص کنند. افرادی که با کمبود بودجه برای مسکن مواجه شده بودند، اختراعات بسیار کمتری ثبت کرده بودند یا اصلا نام‌شان در هیچ لیست ثبت اختراعی نبود یا اگر هم بود، اختراعاتی را ثبت کرده بودند که ارزش اقتصادی چندانی نداشتند و در نتیجه، چندان مورد ارجاع قرار نگرفته بودند. برنشتاین در این باره توضیح می‌دهد که این اختراعات و نوآوری‌ها چندان اثربخشی که در یک محصول انقلاب ایجاد کنند، نداشتند. او می‌گوید: «اختراعات پیشرفته را طیف گسترده‌ای از تکنولوژی‌ها مورد اشاره قرار می‌دهند، چون نوآوری‌های مهمی محسوب می‌شوند. اختراعاتی که کمتر مورد ارجاع قرار می‌گیرند، بیشتر تکمیلی هستند.»

محققان همچنین اشاره کرده‌اند که مطالعات آنها چشم‌انداز تازه‌ای را در مورد سازمان خلاقیت ارائه می‌دهد. قبلا نظر کارشناسان این بود که مدیران ارشد سیاست‌های نوآوری یک شرکت را تعیین می‌کنند. اما واقعیت این است که معیشت خانوار بر کیفیت کار کارکنان سطوح پایین اثرگذار است و می‌تواند در پروژه‌هایی که آنها حضور دارند تغییر ایجاد کند. در نتیجه به عقیده برنشتاین، بخش مهم نوآوری در صنعت تکنولوژی از پایین به بالا اتفاق می‌افتد، نه صرفا از بالا به پایین.

  انجام اقدامات پیشگیرانه

شاید بزرگ‌ترین نکته‌ای که از این تحقیق می‌توان به دست آورد، ساده‌ترین چیزی است که مشاهده می‌شود. دوره‌های بحران مالی برای کارمندانی که در سطوح پایین کار می‌کنند پراسترس و پردغدغه است و ترکیب افزایش ناامنی شغلی و بی‌ثباتی مالی در سطح خانوار می‌تواند در بسیاری جهات چالش‌برانگیز باشد. از نظر برنشتاین و همکارانش، در این شرایط کارکنان هم درگیر یک وضعیت روانی بد هستند که اضطراب و ناامیدی برای آنها ایجاد می‌کند و هم توانایی آنها برای تمرکز بر نوآوری بلندمدت مختل می‌شود. برای مقابله با این سناریو، بهتر است شرکت‌ها به فکر ایجاد برنامه‌های کمکی برای کارکنان آسیب‌پذیر باشند تا آنها بتوانند دوران مالی پرچالش خود را پشت‌سر بگذارند.

محققان همچنین به این فکر کرده‌اند که چگونه یافته‌های خودشان را به دیگر بخش‌های اقتصاد و دیگر اثرات احتمالی عدم امنیت اقتصادی تعمیم دهند. برنشتاین اشاره می‌کند که بی‌ثباتی اقتصادی ممکن است سلامت روانی کارکنان را تحت تاثیر قرار دهد و آنها را مضطرب کند؛ هر دو عامل بازدارنده بهره‌وری هستند. او می‌گوید: «رکود اقتصادی اثرات مخرب دیگری هم بر بهره‌وری کارکنان دارد که باید شناسایی شوند. در نهایت، این اولین مرحله‌ای است که می‌تواند به شرکت‌ها کمک کند از قبل آمادگی مواجهه با رکود اقتصادی را داشته باشند.»


مترجم:مریم رضایی


منبع:دنیای اقتصاد


نظرات()   
   
سه شنبه 25 خرداد 1395  11:48 ب.ظ
نوع مطلب: (عمومی ،) توسط: محمد افشار

وقتی که یک طرح و عادت مالی برای ثروتمند شدن داشته باشید، آنقدر باانگیزه می‌شوید که حتی دوست ندارید شبها بخوابید و مدام در پی انجام برنامه‌هایتان برای ثروت سازی هستید.

در این نوشتار با ما همراه باشید تا ۳ عادت مالی عالی را با شما درمیان بگذاریم که بتوانید در کمتر از ۳ سال به سطح مطلوبی از پول ساختن برسید. مطمئن هستیم ثروتمند شدن رویای شما هم هست.


قانون ۷۰/۳۰ را بیشتر بشناسید

به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از بازده، بعد از اینکه مالیات و بقیه کسورات قانونی را کنار گذاشتید، یاد بگیرید که با ۷۰% از درآمد خالص خود زندگی کنید که شامل هم هزینه‌های ضروری و هم هزینه‌های تجملاتی می‌شود. حالا می‌ماند ۳۰% باقیمانده از درآمدتان که به این صورت تقسیم‌بندی می‌شود:


۱. امور خیریه

یک سوم از این ۳۰% می‌بایست برای امور خیریه هزینه شود. امور خیریه یعنی بخشش به نیازمندان و برآوردن احتیاجات آنها در حد توان. به عقیده من این مبلغ یعنی یک سوم از باقیمانده یا ۱۰% از کل درآمدتان برای این کار کافیست. بخشیدن را در همان ابتدا که مبالغ اندک است باید یاد بگیریم. بخشیدنِ یک سکه ۱۰ سنتی از یک دلار خیلی راحت است. ولی خیلی سخت است که صد هزار دلار از یک میلیون دلار را ببخشیم. شاید بگویید، «اگر یک میلیون دلار داشته باشم، بدون هیچ مشکلی صد هزار دلار از آن را می‌بخشم.» من که مطمئن نیستم. صد هزار دلار هم پول کمی نیست. پس این عادت را از همان ابتدا که مبالغ اندک است در خود نهادینه کنید.


۲. سرمایه‌گذاری

یک سوم دیگر یعنی ۱۰% از باقیمانده درآمد خالص‌تان را باید استفاده کرده و ثروت خلق کنید. این پولی‌ست که باید با آن کار تجاری یعنی خرید، فروش، تولید، شراکت و غیره انجام دهید. کلید موفقیت در این است که خود را درگیر تجارت بکنید، حتی اگر یک کار نیمه‌وقت باشد.

خوب حالا چطور قصد دارید با این پول ثروت خلق کنید؟ راههای زیادی وجود دارد. بگذارید تصورات شما بال و پر بگیرد و همه جا پرسه بزند. نگاه دقیق‌تری به مهارت‌ها یا علاقه‌مندیهای خود بیاندازید؛ شاید بتوانید آنها را به یک تشکیلات اقتصادی سودآور تبدیل کنید. هیچ چیز غیرممکن نیست. بعلاوه، می‌توانید یاد بگیرید که کلّی بخرید و خرده بفروشید حالا هر چیزی که باشد. با این ۱۰% تجهیزات و مواد اولیه بخرید و شروع به تولید کنید. لازم به یادآوری نیست که بگویم چه نبوغ ذاتی در درون شماست که منتظر یک جرقه و فرصت است تا بیدار شود.


۳. پس‌انداز

آخرین ۱۰% می‌بایست برای پس‌انداز کنار گذاشته شود. این مورد یکی از مهیج‌ترین بخش از طرح مالی شماست چون با آماده‌سازی شما برای زمستانهای سخت مالی، آرامش درونی به شما می‌دهد. اجازه بدهید تعریفی از «ثروتمند» و «فقیر» به شما ارائه کنم: مردم فقیر پول خود را خرج می‌کنند و آنچه باقی می‌ماند را پس‌انداز می‌کنند.

مردم ثروتمند پول خود را پس‌انداز می‌کنند و آنچه باقی می‌ماند را خرج می‌کنند. بیست سال پیش، دو نفر هر کدام ۱۰۰۰$ در ماه درآمد داشتند و هرکدام هم به یک اندازه افزایش درآمد در سالهای بعد داشتند. یکی از آنها این دیدگاه را داشت که پولش را خرج کرده و باقیمانده را پس‌انداز کند. دیگری این دیدگاه را داشت که اول پولش را پس‌انداز کرده و سپس باقیمانده را خرج کند. امروز اگر هر دو را بشناسید، یکی را فقیر و دیگری را ثروتمند می‌نامید.

پس بخاطر بسپارید که بخشیدن، سرمایه‌گذاری و پس‌انداز، مثل هر کار دیگری اگر با انضباط انجام شود، تاثیر به سزایی در آینده مالی شما خواهد داشت. در پایان یک روز، یا یک هفته، یا یک ماه، نتایج این روش به سختی قابل تصور است. اما بگذارید ۳ سال بگذرد تفاوتها خود را به خوبی نشان می‌دهند.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
آخرین پست ها

پاورپوینت ارائه نمایشی درباره مدیریت روابط مشتریان..........پنجشنبه 21 شهریور 1398

پاورپوینت چگونگی راه اندازی یک کسب وکارخوب در دنیای امروز..........پنجشنبه 21 شهریور 1398

درس‌هایی برای استفاده از فضای مجازی در کسب و کار ..........پنجشنبه 21 شهریور 1398

۵ توصیه به کارآفرین‌های تازه کار ..........پنجشنبه 21 شهریور 1398

۸ طرز فکری که در کارآفرینان باید تغییر کند ..........پنجشنبه 21 شهریور 1398

نیم‌وجبی‌های میلیاردر استارتاپی ..........پنجشنبه 21 شهریور 1398

علی‌بابا بازنشسته می‌شود ..........پنجشنبه 21 شهریور 1398

صدای پای گوشی مبتنی بر بلاک‌چین می‌آید! ..........پنجشنبه 21 شهریور 1398

کدام گوشی‌های هوشمند بهترین باتری را دارند؟ ..........پنجشنبه 21 شهریور 1398

اتصال به «وای‌فای»‌های رایگان بی‌خطر نیست ..........پنجشنبه 21 شهریور 1398

آشنایی با ویژگی‌های اپلیکیشن راننده ماکسیم ..........سه شنبه 19 شهریور 1398

رشد خودروهای برقی در اروپا ..........سه شنبه 19 شهریور 1398

اوبر به رانندگانش وام می‎دهد ..........سه شنبه 19 شهریور 1398

کدام کشورها مشتری گوشی‌های ۵G هستند؟ ..........سه شنبه 19 شهریور 1398

بهترین‌های روز دنیای تکنولوژی ..........سه شنبه 19 شهریور 1398

پاورپوینت مدیریت سازمان های ورزشی..........شنبه 5 مرداد 1398

پاورپوینت ارزشیابی شایستگی کارکنان..........شنبه 5 مرداد 1398

چرا کسب و کار ما به سایت رسمی نیاز دارد؟ ..........شنبه 5 مرداد 1398

از الگوی بازاریابی دقیق چه می‌دانیم؟ ..........شنبه 5 مرداد 1398

راهکارهای تعامل با مشتریان سختگیر ..........شنبه 5 مرداد 1398

همه پستها