تبلیغات
آریا مارکتینگ، مجله آنلاین بازاریابی،فروش،کسب و کار و کارآفرینی - مطالب ابر برندسازی

در دنیای امروز ایجاد برندی قدرتمند و موفق در زمینه جلب نظر مخاطب هدف از ضرورت های هر کسب و کاری است. در این میان نکته مهم اطمینان از عملکرد مناسب برندمان است. در صورت عملکرد نامناسب برندمان باید به سرعت اقدام به بازسازی آن کنیم. به راستی معیار مناسب برای تشخیص عملکرد مناسب یک برند چیست؟

  ساده ترین راهکار برای اطمینان از این امر فروش برندمان است. به پرسش های ذیل توجه کنید:

• آیا شما در حال جذب مشتریان تازه هستید؟

• آیا آنها از شما خرید می کنند؟

• آیا آنها دوباره به سراغ شما می آیند؟

بدون تردید هیچ چیز به اندازه یک برند قدرتمند توانایی پیشبرد اهداف فروش شرکت را ندارد. نکته مهم در این میان اهمیت روزافزون جزییات است. در حوزه برندسازی همه چیز پیرامون موفقیت در جلب نظر مخاطب و ترغیب وی به خرید دوباره است.

برند و برندسازی جلب نظر مخاطب

مشتریان برند ما دارای انتخاب های بسیار زیادی هستند. هنگامی که مشتریان اقدام به مقایسه انتخاب های در دسترس می کنند، در نهایت بهترین گزینه را انتخاب خواهند کرد. گاهی اوقات انتخاب بسیار ساده است. این امر در زمان مواجهه با یک برند بسیار مشهور روی می دهد. در سایر موارد نتیجه نهایی از طریق مشاهده سطح بالاتر خلاقیت و سایر موارد جزئی برندها تعیین می شود. در نهایت برندی که توانایی بهتری در زمینه تمرکز بر روی جزییات داشته باشد، برنده نهایی خواهد بود.

برندسازی درست مانند یک مبارزه ورزشی است. در این میان کیفیت بازاریابی برندمان سلاح و نیروی ما خواهد بود. اگر کیفیت سایت و کمپین بازاریابی ما بسیار نامناسب باشد، مانند حضور در میدان مسابقه با سلاحی شبیه به یک چاقوی کوچک خواهد بود. بدون تردید در چنین مسابقه ای ما از پیش شکست خورده هستیم.

بدون ساخت یک برند جذاب و ماندگار در ذهن مخاطب، موفقیت ما به دو عامل بستگی دارد: روابط شخصی ما مشتریان و قیمت پایین.

تلاش برای فروش بیشتر با تکیه بر رابطه نزدیک با مشتریان و کاهش سطح قیمت استراتژی بسیار مناسبی محسوب می شود. به شرط اینکه دامنه کسب و کار ما بسیار محدود باشد، با این حال وقتی پای برندهای بزرگ میان باشد استفاده از تکنیک فوق هیچ مزیتی به همراه نخواهد داشت. در این شرایط ما باید به فکر رقابت نزدیک با برندهای رقیب باشیم. این شرایط دقیقا وضعیت رقابت برندهای بزرگ در سطح جهانی را توصیف می کند. در دنیای واقعی رقابت برندهای بزرگ براساس تعریف سطح قیمت های پایین تر روی نمی دهد. یک برند در صورت استفاده مناسب از توانایی های خود نیازی به کاهش سطح قیمت محصولاتش ندارد. البته این به معنای تعیین قیمت بسیار بالا نیست. منظور من اشاره به سرمایه گذاری قابل توجه شرکت های بزرگ بر روی برندشان به منظور فروش محصولات است.

برند ما یک سیگنال قوی به مشتریان بالقوه در زمینه تعیین انتظارات شان از ماست. مشتریان در تصمیم گیری های خریدشان ابتدا برندهای قوی را انتخاب می کنند. این امر به دلیل کاهش ریسک های خرید از برندهای معتبر و بزرگ است.

تکرار فرآیند خرید

یکی از حقایق مهم کسب و کار مربوط به حوزه برندسازی است. یک برند بدون توانایی تکرار خرید مشتریان هیچ مزیتی نخواهد داشت. تمام توانایی یک برند در ترغیب مشتریان به تکرار خریدشان نهفته است.

توانایی فروش محصول به مشتریان برای یک بار بسیار عالی است، اما اگر مشتریان ما دوباره به سراغ برندمان نیایند، چه؟ این امر چه پیامی را برای دیگر مشتریان بالقوه ما مخابره خواهد کرد؟ واقعیت دنیای کسب و کار فروش چندباره محصولات از سوی برندهاست. حتی عمل جراحی قلب هم بیش از یک بار امکان انجام دارد، پس چرا حوزه کسب و کار اینگونه نباشد؟

به عنوان یک بیمار شاید شما چند بار نیاز به عمل جراحی قلب نداشته باشید (امیدوارم اصلا نیازی بدان پیدا نکنید) با این حال اوضاع در حوزه کسب و کار بر ضرورت ترغیب مشتریان به خرید چند باره استوار است. وقتی برند ما مشتریان ثابت زیادی داشته باشد، پیام واضحی را به سایر مشتریان مخابره خواهد کرد. دلیل موفقیت مداوم برندهای بزرگ نیز دقیقا همین امر است.

آنچه مشتریان را به سوی برندمان برمی گرداند، نه کمپین های بازاریابی، بلکه کیفیت خدمات مان است. من معتقدم که کسب و کارهای موفق برندهای موفق را ایجاد می کنند. ترغیب مخاطب به سوی خرید دوباره از درون یک شرکت شروع می شود. تولید محصولات باکیفیت و خدمات جانبی مطلوب مهم ترین المان در این میان است.

اگر شما محصولی عالی داشته باشید، این امر باید با سایر بخش های باکیفیت همراه باشد. در غیر این صورت مشتریان به تکرار خریدشان فکر نخواهند کرد.

جمع بندی نهایی

برندهای جذاب و ماندگار در ذهن مخاطب دارای یک مجموعه بهم پیوسته هستند: بازاریابی، محصول و کارمندان عالی.

امروزه مفهوم برندسازی دارای فاکتورهای چندگانه است. در این میان برای موفقیت باید بخش های مختلف برندمان را در سطحی بالا نگه داریم. بدون تردید این امر بسیار دشوار خواهد بود، چراکه میزان زیادی وقت و انرژی را طلب می کند. همچنین نباید الزام های مالی را نیز از نظر دور داشت. نکته مهم اما نتیجه چشمگیر و سودمند پیگیری چنین الگویی است. یک برند موفق توانایی مشاهده چند باره مشتریانش را دارد. به این ترتیب طیف وسیعی از مشتریان آنها بدل به مشتریان وفادار خواهند شد. در دنیای کسب و کار مشتریان وفادار ارزش واقعی یک برند قلمداد می شوند.

خوشبختانه تمام معیارهای برندسازی قابل ارزیابی دقیق هستند. به این ترتیب دشواری های برندسازی برای ما تا حد زیادی کاسته خواهد شد.

منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   

تا سال ۲۰۲۰ میلادی، حدود ۳۰ میلیارد دستگاه به اینترنت متصل خواهند بود، بیش از نیمی از جمعیت دنیا به اینترنت دسترسی خواهند داشت و نزدیک به ۶۰ درصد جمعیت جهان در مناطق شهری سکونت خواهند داشت.

 

 گسترش دیجیتال‌سازی، جهانی‌شدن و رشد شهرنشینی در سال‌های پیش‌رو، اقتصاد بسیاری از کشورها را متحول خواهد کرد. افزون بر این برخی از پیشرفته‌ترین شرکت‌های کنونی جای خود را به ابرقهرمانان بازارهای در حال ظهور خواهند داد. پیش‌بینی می‌شود نیمی از ۵۰۰ شرکت حاضر در لیست S&P در ۱۰ سال آتی از این لیست حذف شوند. پیشرفت سریع با وجود چنین تحولاتی دشوار است و افراد و سازمان‌ها باید خود را با شتاب این تغییرات هماهنگ کنند. جهان در عصر حاضر با چالش‌های متفاوتی روبه‌رو است که مستلزم مجموعه‌ای متفاوت از پارادایم‌هاست. در ادامه برخی از این چالش‌ها را بررسی می‌کنیم تا دریابیم چگونه پارادایم برندسازی در سال‌های آینده به یکی از مهم‌ترین ابزارها برای دستیابی به آینده‌ای موفق برای سازمان‌ها تبدیل خواهد شد.

سرعت چشمگیر

امروز ما در هر ۴۸ ساعت به اندازه اطلاعات گردآوری شده از ابتدای حیات بشر تا سال ۲۰۰۳ میلادی اطلاعات تولید می‎کنیم. چنین شرایطی به‌عنوان دریایی از فرصت‌های جدید برای سازمان‌ها به شمار می‌رود. در چنین شرایطی تعداد تصمیماتی که همه ما به‌صورت روزانه مجبور به اتخاذشان هستیم به سرعت در حال افزایش است. در حالی که این الگو مدت زمان زیادی وجود داشته است، اما در این میان چیزی که تغییر نکرده است زمان، ظرفیت و منابع لازم برای پردازش اطلاعات است. انسان به‌طور میانگین در هر ثانیه نزدیک به یازده میلیون بیت اطلاعات از طریق حواس گوناگون خود دریافت می‌کند. با این حال ظرفیت ما برای پردازش و تفسیر این اطلاعات و تبدیل آنها به تفکری منطقی محدود به ۵۰ تا ۱۰۰ بیت در ثانیه است. تعداد زیاد گزینه‌های موجود به معنی نیاز به تصمیم‌گیری متعدد است. این موضوع می‌تواند خسته‌کننده باشد و در بدترین حالت به میزانی برسد که به عدم تصمیم‌گیری ختم شود. در مقابل پیش‌رو داشتن انتخاب‌های متعدد نیز گاهی به عدم رضایت از کیفیت تصمیم اتخاذ شده منجر می‌شود، چراکه انتظاراتی که در طول فرآیند تصمیم‌گیری بلندمدت شکل گرفته‌اند عملا در تصمیم نهایی منعکس نمی‌شوند.گسترش اطلاعات می‌تواند به نیرویی شتاب‌بخش و همچنین مانعی در برابر تکامل بشریت و فرهنگ ما تبدیل شود. حتی اگر فرصت‌های بزرگی را که به واسطه توسعه کلان‌داده شکل می‌گیرند بستاییم، اما هنوز هم از آنچه که می‌تواند ما را در رویارویی با حجم فراوان اطلاعات تولید، ذخیره و پردازش‌شده یاری رساند، آگاه نیستیم. در این صورت، کسب اطمینان از نقش تکاملی اطلاعات در توسعه فرهنگ و پیشگیری از تاثیرات ویرانگر آن امری دشوار خواهد بود.


مبارزه برای پیشرفت

ما انسان‌ها با تلاش برای رشد و تکامل بیشتر قصد داریم قوی‌تر و جذاب‌تر به‌نظر برسیم و بهترین شریک خود را برای اطمینان از حفظ حیات پیدا کنیم. سالیان بسیار است که «بقای اصلح» اصلی‌ترین مکانیزم زندگی در این کره‌خاکی به‌شمار می‌رود. جهان در نظر اکثر مردمان آن کوچک می‌نمود و همه یکدیگر را می‌شناختند. اما در گذر زمان همه‌چیز تغییر کرده است و جهان هر روز در حال گسترش است. روش‌هایی که بر اساس آن ارتباط برقرار می‌کنیم، جوامعی را شکل می‌دهیم و تغییراتی که ایجاد می‌کنیم اساسا متفاوت از گذشته است. در حالی که هنوز هم در پی قدرت بیشتر و بهتر و شنیده و دیده شدن هستیم اما از تاکتیک‌های متفاوتی استفاده می‌کنیم، در واقع همه ما سرگرم سازگاری بیشتر با محیط در حال تغییرمان هستیم.


ظهور پارادایمی جدید

از نخستین روزهای شکل‌گیری تمدن تا امروز و با گسترش تنوع راه‌ها و فاصله‌هایی که از طریق آن به تجارت و اشتراک‌گذاری محصولات و اطلاعات می‌پردازیم، افراد از نشانه‌ها و سمبل‌هایی برای به نمایش‌گذاردن مالکیت و وسیله‌ای برای برقراری ارتباط استفاده می‌کنند. امروزه از نشانه‌ها و سمبل‌ها بیش از هر زمان دیگری استفاده می‌کنیم تا در قالب یک زبان جهانی نوظهور در مناطق جغرافیایی مختلف و با تمامی فرهنگ‌ها به برقراری ارتباطات بپردازیم. همچنین با استفاده از این نشانه‌ها خود را به ابزارهایی برای به نمایش گذاشتن قدرت، ثروت، سلامتی و موقعیت‌مان مجهز می‎کنیم.


گرایش بیشتر به تعلق

در جهانی که با سرعت بی‎سابقه‌ای در حال رشد و دگرگونی است، ما انسان‌ها به دنبال تعلق به گروه‌هایی هستیم که از این نشانه‌ها و سمبل‌ها به‌عنوان ابزاری برای بیان نظرات و شناساندن شخصیت خود به دیگران، برای جدا کردن خود از دیگران و برای نشان دادن اینکه در این دهکده جهانی چه‌کسی هستند، استفاده می‌کنند. ما همگی در پی عضویت در این گروه‌ها هستیم تا از احساس قدرت حاصل از آن به نفع خود و در جهت رشد شخصی بهره‎برداری کنیم و البته نشان دهیم چه‌کسی هستیم یا دست‌کم می‌خواهیم در آینده چه‌کسی باشیم.

علاوه بر بهره‌برداری از مزایای درک مشترک از قدرت، از قدرتی جمعی برای ایجاد تغییری تاثیرگذارتر بهره‌مند می‎شویم. هر چه در گروه‌هایی که مفاهیم مشترک را به اشتراک می‌گذارند عضو می‌شویم، شانس موفقیت افزایش پیدا می‌کند. این موفقیت گاه در قالب پیروزی در بازی فوتبال و گاه به شکل مجموعه‌ای از ارزش‌های مشترک انعکاس پیدا کرده و در نهایت به هدفی بزرگتر و ماندگارتر ختم می‌شود. آنچه در سایه تعلق خاطر مشترک به دست می‎آید، ایجاد اعتماد است. اعتماد نیرویی قدرتمند برای هر فرد و البته سازمان به‌شمار می‎‌رود. زمانی که در میان افرادی که دارای ارزش‎ها و باورهای مشترک هستند حضور داریم، (مثل اعضای خانواده، اعضای تیم‎های ورزشی، اعضای باشگاه‎های مختلف) ریسک بیشتری را می‎پذیریم، روش‎های متعددی را می‎آزماییم و سخت‎تر تلاش می‎کنیم. چرا؟

بدون شک، اطرافیان ما در صورت شکست به کمک‌مان خواهند آمد. در آزمودن تجربه‌ای جدید ما را یاری خواهند کرد و در یادگیری بیشتر حامی ما خواهند بود. همه اعضا می‌دانند که فقط در کنار یکدیگر قادر به ساخت آسمانخراش‌ها و پل‌ها، گذر از اقیانوس‌ها، ساخت کشتی‌های عظیم و سفر به ماه هستیم. حتی اگر دائما در حال رقابت هم باشیم، به دلیل تمایل برای زنده ماندن و گرایش ذاتی به «بقای اصلح» بیشتر از همیشه نیاز به تعلق خواهیم داشت.


برند قوی به‌عنوان شتاب‌دهنده تصمیمات

همان‌طورکه فرآیندها سریع‌تر می‌شوند و گزینه‌های موجود برای انتخاب چند برابر، سرعت و کیفیت تصمیمات به بهترین عامل کسب موفقیت تبدیل می‌شوند. پیدا کردن شرکای مناسب، یافتن افراد مورد اطمینان و اطلاعات مناسب راهی برای خلق مزیت رقابتی در آینده است، هم برای ما انسان‌ها و هم برای سازمان‌ها. افراد به ابزارهایی برای جهت‌گیری نیاز دارند، چیزی که آنها را قادر به تصمیم‌گیری صحیح و سریع‌ با نتایج بهتر و پایدارتر می‌کند. در حقیقت، برندهای موفق چنین کاری می‌کنند. نام‌های تجاری مجموع عباراتی هستند که به منبع و گزاره ارزشی خاص دلالت دارند. به این ترتیب، برندها افراد را در هدایت جهانی که بزرگ‌تر از هر زمان دیگری شده است، یاری می‎کنند.


بهره‎برداری از پتانسیل واقعی برند

امروزه یکی از اصلی‌ترین چالش‌ها این است که اصطلاح برند اغلب به‌عنوان کنایه‌ای از یک سازمان یا شرکت به کار گرفته می‌شود، این امر منجر به درک نامناسبی از ماهیت برندها و قابلیت‌های آنها شده است. عباراتی نظیر «فلان نام‌ تجاری فکر می‌کند» یا «نام‌های تجاری فلان کار را می‌کنند»، شما را ناخودآگاه به این تصور وا می‌دارد که برندها همان شرکت‌ها یا تولیدکنندگان محصولات هستند. اما چنین برداشتی صحیح نیست.

نام‌های تجاری عباراتی هستند که می‌توان به آنها شکل داد یا آنها را تغییر داده و مدیریت کرد. برندها نه شرکت‌ها هستند و نه محصولات یا افراد خاص، نام‌های تجاری حتی نمی‌توانند آینده را بسازند و این تنها قابلیت ما انسان‌هاست. اما نام‌های تجاری قدرت و تاثیرگذاری خاصی دارند. بنابراین چگونه رهبران می‌توانند از قابلیت‌های نام‌های تجاری به بهترین شکل ممکن بهره‌برداری کنند؟

برای شروع مهم است که به تعریفی شفاف و یکپارچه از نام تجاری دست پیدا کنید. باید در مورد هر آنچه در مورد آن صحبت می‎کنید به توافق برسید، این امر در پذیرش مسوولیت و کمک به ایفای نقش تک تک اعضا تاثیرگذار است. اما اغلب اوقات از این تعریف حتی در بالاترین سطوح سازمان که ادعای ایفای نقش قابل توجهی در پیشبرد هنر و دانش برندسازی دارند، برداشت نامناسبی می‌شود.

اولین قدم برای برندسازی موفق با دانستن و توافق بر سر آنچه باید گفته شود، آغاز می‎شود. این امر در قالب گزاره‎ای مناسب شامل ترکیبی از قابلیت‌های شما و نیازهای مشتریان انجام می‎شود و در حالی که افزایش دسترسی به اطلاعات فرصت‌های زیادی به همراه دارد، چالش اساسی هر سازمانی در جهان امروز همچنان ایجاد درکی عمیق از نیازها و خواسته‌های مخاطبان هدف و ایجاد و اصلاح گزاره ارزش به طریقی است که آن نیازها را هدف قرار دهد و به‌طور قابل ملاحظه‌ای قابلیت‌های واقعی و شخصیت سازمان را منعکس کند.

هنگامی که گزاره ارزشی روشن و شفاف انتخاب شد، سازمان‌ها باید بتوانند موثرترین ترجمه و تفسیر آن را در قالب استفاده از عبارات مختلف بیابند و حقیقت آن را در تمامی نقاط ارتباطی با ذی‌نفعان به نمایش بگذارند. این راهکار بسیار موثرتر از برخورد با نام تجاری به‌عنوان یک نقاشی لحظه آخری است که در آخرین دقایق تصمیم‎گیری و پس از طراحی و توسعه محصول واقعی تهیه شده و آماده معرفی می‌شود. طی هفت سال گذشته، چند بار دیده‌ام که از تیم‌های برندسازی شرکت‌های بزرگ بین‌المللی خواسته شده است نام و لوگویی را که شامل برخی رنگ‌ها و پیام‌های خاص است در پایان فرآیند توسعه محصول پیشنهاد دهند.

برای اطمینان از بیان موثر گزاره ارزش سازمان، بسیار مهم است که برند به‌عنوان بخشی از هر تصمیم تجاری مورد توجه قرار گیرد و اقدام به طراحی و توسعه محصول از ابتدا انجام شود. این درک از نام تجاری می‌تواند یک تفاوت واقعی در شکل دادن به نتایج نهایی ایجاد کند. توجه به این فرآیند و قدرت نام تجاری، شکل‌دهنده تاثیر آن برکارکنان عملیاتی است و توانایی سازمان‌ها را در استفاده کامل از قابلیت‌های برندهایشان تعیین می‌کند.

کیفیت گزاره - که مستلزم تغییر و انطباق با نیازهای مخاطبان است - و همچنین ترجمه آن، هر دو تعیین‌کننده میزان رشد برند، ایجاد تجارب استثنایی برای مشتریان و بر جای گذاشتن تاثیری پایدار در عملکرد کارکنان عملیاتی هستند. از جنرال موتورز گرفته تا کوکاکولا، ‌آی‌بی ام، گوگل و بسیاری دیگر، این استراتژی برای همه شرکت‌ها صادق است. فقط سازمان‌هایی که به درک عمیقی از چگونگی شکل‌گیری برند و نقش مفهوم برند در سراسر فرآیند تصمیم‌گیری سازمان دست یافته باشند، قادر خواهند بود به‌طور کامل قدرت برندسازی موثر را که در طول زمان به تکامل و رشد سازمان منجر می‌شود، درک کنند. نام تجاری باید از سوی کلیه نقش‌های کلیدی سازمان درک شود، تا از این موضوع اطمینان حاصل شود که گزاره ارزش مورد نظر به‌طور موثر در تمامی اشکال ارتباطی سازمان با ذی‌نفعانش به خوبی تفسیر می‌شود.


منبع:دنیای اقتصاد


  • آخرین ویرایش:یکشنبه 12 فروردین 1397
  • برچسب ها:برندسازی ،
نظرات()   
   
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396  11:29 ب.ظ

اگر چیزی وجود داشته باشد که اغلب اوقات از موسسان جدید شرکت‌ها بشنوم این است که می‌گویند آنها «رقبای واقعی» ندارند.

زمانی که استارت‌آپم را در سال ۲۰۱۴ شروع کردم به چیزی کمتر از موفقیت فکر نمی‌کردم. من یک کارآفرین در یک شرکت مشاوره‌ای موفق بودم و یک ایده قوی داشتم، اما به‌رغم تلاش‌های من، استارت‌آپم شکست خورد. حالا وقتی افراد با ایده‌های استارت‌آپی خود نزد من می‌آیند، اولین چیزی که به ذهنم می‌رسد این است که «خدا به همراهت باشد»، چرا که برای موسسان جدید بسیار سخت است که درک کنند مسیر پیش‌رو می‌تواند تا چه حد دشوار باشد. چشم‌انداز استارت‌آپ مملو از دام‌ها و مین‌هایی است که حتی آماده‌ترین کارآفرینان و ارزشمندترین فعالیت‌های اقتصادی را در معرض نابودی و خروج از مسیر قرار می‌دهد. اما من به عنوان کسی که این مسیر را رفته‌ام ۳ نکته را به شما یادآور می‌شوم تا اطمینان یابید که فعالیت‌ اقتصادی و استارت‌آپ شما با شکست مواجه نمی‌شود.

 

از مشتریان خودتان (چه داخل و چه خارج از شرکت) بیاموزید

من استارت‌آپم را با نام Bodyology بر اساس نیاز خودم شروع کردم. پس از اینکه به دلیل بیماری تیروئیدم، واقعا از عرق کردن رنج می‌بردم، نتوانسته بودم لباس‌هایی را بیابم که در برابر گرگرفتگی‌های گاه و بیگاه من مقاومت داشته باشد. اماBodyology نوعی تکنولوژی با عملکرد بالا را به‌کار می‌گیرد و بدن را خنک نگه می‌دارد.تولید محصولی بر اساس نیاز شخصی خودتان همیشه خارق‌العاده است. به گزارش دنیای اقتصاد، گرچه به یاد داشتن این موضوع در ذهن بسیار مهم و ضروری است که «شما مشتری خودتان نیستید.» این موضوع در مورد بستگان و دوستان شما نیز صدق می‌کند.یکی از بزرگ‌ترین اشتباهات در شروع Bodyology این بود که من خط تولید محصول را بر مبنای ترجیحات خودم توسعه دادم؛ چرا که بر این باور بودم که من سرسخت‌ترین منتقد خودم هستم. تصور می‌کردم که مشتری خودم را می‌شناسم؛ چرا که تحقیق بازار را بر مبنای جمعیت‌ هدف هدایت می‌کردم. آنچه درک نمی‌کردم این بود که اختلافات جزئی در مورد مشتری من و رفتار خرید او وجود داشت؛ فرق‌هایی که در یک پایگاه داده یافت نمی‌شد و چون من در مراحل اولیه زمانی برای دستیابی به داده‌های گسترده صرف نکرده بودم، با ترجیحات خاص خریدار و تورش‌های بعد آن غافلگیر شدم.

 

رقیبان خود را جدی بگیرید

اگر چیزی وجود داشته باشد که اغلب اوقات از موسسان جدید شرکت‌ها بشنوم این است که می‌گویند آنها «رقبای واقعی» ندارند. موسسان استارت‌آپ‌ها اغلب بر این باورند که اگر تنها فردی نباشند که این کار را انجام می‌دهند، یکی از معدود افرادی هستند که این ایده به ذهن‌شان خطور کرده است.من همیشه به حرفشان گوش داده و سر تکان می‌دهم؛ چرا که خودم نیز در چنین موقعیتی بوده‌ام. اما با حضور بیشتر و بیشتر در کسب‌و‌کار، آموخته‌ام که رقبا وجود دارند (شرکت‌هایی که اگر دقیقا همان کار را انجام ندهند، کاری مشابه را انجام می‌دهند.) گرچه درست مثل ما کوچک و در رسوخ به جریان اصلی بازار ناتوان بودند.

باور کنید شما همیشه رقیب دارید. حتی اگر هیچ کس دقیقا کار شما را انجام ندهد شرکت‌هایی وجود دارند که اگر تقاضا ایجاب کند، می‌توانند به آسانی به سوی فعالیت شما تغییر مسیر دهند. بنابراین وقتی در مورد رقبایتان تحقیق می‌کنید عمیق و دقیق باشید. از برخورد با افرادی که کاری مشابه شما انجام می‌دهند و سوال پرسیدن از آنها نترسید و در نهایت از تازه‌کار بودن در بازار هراس نداشته باشید. شما می‌دانید که رقبایتان چه می‌گویند. پیشگامان صنعت نیز ضربه می‌خورند و آنکه در این میان باقی می‌ماند، ثروتمند خواهد شد.

 

پیش از هر چیز دیگر بر فروش تمرکز کنید

گرچه تمرکز بر فروش به نظر واضح می‌آید، اما این کار بزرگ‌ترین و رایج‌ترین اشتباهی است که موسسان استارت‌آپ‌ها مرتکب می‌شوند. در مراحل اولیه هیجان بسیار زیاد، تمرکز فوق‌العاده‌ و منابع شگرفی وجود دارد که برای توسعه محصول صرف می‌شوند. چون ارزش فوق‌العاده‌ای در ایده خود می‌بینید، می‌خواهید باور کنید سایرین نیز آن را خواهند دید و درهای شرکت را به روی آنها باز می‌کنید. وقتی شروع می‌کنید و محصول شما تولید می‌شود از آنچه اتفاق می‌افتد شگفت‌زده می‌شوید.

تا زمانی که ضرورت یک استراتژی واقعی فروش را دریافتم، اکثر سرمایه استارت‌آپم را از دست داده بودم. خدمات بازاریابی و بهینه‌سازی موتور جست‌وجوی کیفیت (SEO) به‌راحتی به‌دست نمی‌آیند و اگر نمی‌دانید در حال انجام چه کاری هستید، لطمه جدی در کمین برندتان خواهد بود.اما اشتباهات من لزوما اشتباهات شما نخواهد بود. از شکست من درس بگیرید. با پیروی از این نکات، برنده این بازی خواهید شد و یک قدم در تبدیل رویای استارت‌آپی خود به واقعیتی پولساز نزدیک‌تر خواهید شد.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
آخرین پست ها

پاورپوینت ارائه نمایشی درباره مدیریت روابط مشتریان..........پنجشنبه 21 شهریور 1398

پاورپوینت چگونگی راه اندازی یک کسب وکارخوب در دنیای امروز..........پنجشنبه 21 شهریور 1398

درس‌هایی برای استفاده از فضای مجازی در کسب و کار ..........پنجشنبه 21 شهریور 1398

۵ توصیه به کارآفرین‌های تازه کار ..........پنجشنبه 21 شهریور 1398

۸ طرز فکری که در کارآفرینان باید تغییر کند ..........پنجشنبه 21 شهریور 1398

نیم‌وجبی‌های میلیاردر استارتاپی ..........پنجشنبه 21 شهریور 1398

علی‌بابا بازنشسته می‌شود ..........پنجشنبه 21 شهریور 1398

صدای پای گوشی مبتنی بر بلاک‌چین می‌آید! ..........پنجشنبه 21 شهریور 1398

کدام گوشی‌های هوشمند بهترین باتری را دارند؟ ..........پنجشنبه 21 شهریور 1398

اتصال به «وای‌فای»‌های رایگان بی‌خطر نیست ..........پنجشنبه 21 شهریور 1398

آشنایی با ویژگی‌های اپلیکیشن راننده ماکسیم ..........سه شنبه 19 شهریور 1398

رشد خودروهای برقی در اروپا ..........سه شنبه 19 شهریور 1398

اوبر به رانندگانش وام می‎دهد ..........سه شنبه 19 شهریور 1398

کدام کشورها مشتری گوشی‌های ۵G هستند؟ ..........سه شنبه 19 شهریور 1398

بهترین‌های روز دنیای تکنولوژی ..........سه شنبه 19 شهریور 1398

پاورپوینت مدیریت سازمان های ورزشی..........شنبه 5 مرداد 1398

پاورپوینت ارزشیابی شایستگی کارکنان..........شنبه 5 مرداد 1398

چرا کسب و کار ما به سایت رسمی نیاز دارد؟ ..........شنبه 5 مرداد 1398

از الگوی بازاریابی دقیق چه می‌دانیم؟ ..........شنبه 5 مرداد 1398

راهکارهای تعامل با مشتریان سختگیر ..........شنبه 5 مرداد 1398

همه پستها