بازاریابی با کمک کاربران تأثیرگذار فضای مجازی که آنها را بیشتر با نام اینفلوئنسر می‌شناسیم یکی از جدیدترین و در برخی موارد کاربردی‌ترین روش‌های تبلیغات برای کسب‌وکارهای کوچک و نوپا به شمار می‌رود.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از جام جم، اما همان‌قدر که این روش نوین می‌تواند بسیار کارآمد باشد در صورت همکاری نادرست و بدون شناخت با چنین افرادی ممکن است پایان کسب‌ ‌و کارتان خیلی زود به شکست ختم شود. بنابراین پیش از شروع همکاری‌هایی از این جنس با کاربران تأثیرگذار، اول بررسی کنید که آیا این روش می‌تواند در مورد کسب‌وکار شما نیز اثربخش باشد و اگر هست، چه کسی برای این همکاری مناسب خواهد بود؟ پیش از این که با چشم‌های بسته خود را به این وادی وارد کنید، چند نکته مهم را در نظر بگیرید تا ناخواسته خود و کسب‌وکارتان را در گرداب ناشناخته‌ای غرق نکنید. در ادامه با 10 نکته طلایی در مورد بازاریابی تأثیرگذار از نگاه افراد باتجربه در حوزه صنعت و بازاریابی آشنا خواهیم شد. نکاتی که می‌تواند موفقیت در این همکاری امروزی را برایتان دست‌یافتنی کند. برگرفته از: Forbs

برای نرخ، چانه‌زنی کنید

معمولا کاربران اثرگذار بر اساس نوع تبلیغ‌شان و خدماتی که ارائه می‌دهند جدول نرخ‌بندی مشخصی دارند و آن را برای مشتریان خود ارسال می‌کنند. اما این برگه را تنها به چشم نقطه‌ای برای شروع مذاکرات ببینید. در این مورد هم مانند سایر قراردادهای کاری همیشه جایی برای مذاکره و چانه‌زنی وجود دارد. قیمت تبلیغات این افراد بر اساس نوع روش تبلیغی، میزان تبلیغ و میزان تولید محتوای مورد نیاز برای تبلیغ متغیر خواهد بود. قرار نیست همه قراردادهای تبلیغاتی به یک شیوه انجام شوند و هرکدام داستان خاص خود را خواهند داشت. بنابراین ابتدا اهداف خود را بررسی کنید و آنها را با فرد اثرگذار در میان بگذارید و از او بخواهید که با توجه به تجربیات پیشین‌اش بهترین بسته تبلیغاتی برای کسب‌وکارتان را معرفی کند. مطمئن باشید که برای این افراد نیز موفقیت شما مهم است زیرا به نوعی کارنامه کاری‌شان محسوب می‌شود. پس از این که بر اساس اولویت‌هایتان بسته تبلیغی خود را انتخاب کردید، وقت آن است که وارد مذاکره و چانه‌زنی بر سر قیمت شوید یا برخی امتیازات جانبی از فرد دریافت کنید.

پیشرفت‌تان را رصد کنید

جریان اثرگذاری مثبت تأثیرگذاران ممکن است شما را نیز به‌شدت تحت‌تأثیر بگذارد. اما باید حواس‌تان باشد که از همان ابتدای شروع این روش به طور مرتب پیشرفت‌تان را بررسی کنید. اگر روشی برای اندازه‌گیری تغییرات نداشته باشید نمی‌توانید متوجه شوید که آیا اصلا استفاده از این روش برایتان مؤثر بوده است یا نه. برای ساده‌تر شدن بررسی میزان تأثیرگذاری در حال حاضر می‌توانید از بسترهای آماده برای بررسی تبلیغات تأثیرگذار کمک بگیرید. این بسترهای آماده به صورت خودکار تغییرات کسب‌وکارتان و بازگشت سرمایه را محاسبه می‌کند. این موضوع در این روش تبلیغاتی بسیار مهم و حیاتی است. زیرا اگر برای تبلیغات سراغ فرد تأثیرگذار اشتباهی بروید ممکن است کلا کسب‌وکارتان را با شکست روبه‌رو کنید.

تا حد امکان هزینه نکنید

نوع همکاری خود با کاربران تأثیرگذار فضای مجازی را به نوعی مشخص کنید که بیشترین کارایی را برایتان خواهد داشت. برای مثال یکی از روش‌های رایج این است به جای این که به کاربر تأثیرگذار پول بدهید تا در مورد محصول‌تان صحبت کند، نمونه محصول‌تان را برایش به صورت رایگان بفرستید تا پس از استفاده، تجربه‌اش را با دنبال‌کنندگانش در میان بگذارد. پس از این که همکاری موفق و واقعی فرد اثبات شد می‌توانید در رویدادهای بسیار ویژه مانند افتتاح فروشگاه، همکاری‌های جدید برای تولید محصول جدید یا معرفی سری جدید محصولات در آغاز فصل‌ها از او دعوت کنید و تشکر مادی نیز داشته باشید. یادتان باشد که وقتی از تبلیغات دروغین و ساختگی برای محصول‌تان استفاده کنید مردم متوجه می‌شوند و تبلیغات‌تان به ضدتبلیغ تبدیل می‌شود. بنابراین برای تبلیغ محصول‌تان با روش تأثیرگذاری باید کمی هوشمندانه‌تر عمل کنید تا مخاطبان‌تان را به‌درستی جذب کنید.

 این روش برای اطلاع‌رسانی است، نه فروش!

زمانی که برای تبلیغ محصولتان سراغ فرد تأثیرگذار کارآمد و متناسب با نوع محصولتان بروید مطمئنا تأثیر حرف‌هایش در مورد محصولتان به افزایش مستقیم محصول‌تان نیز منجر خواهد شد. اما در بیشتر مواقع الزاما حرف‌های شخصیت‌های تاثیرگذار به خرید محصول منجر نمی‌شود، بلکه سطح آگاهی و اطلاع افراد را از محصول‌تان افزایش می‌دهد. در این زمان شما وظیفه مهمی بر عهده خواهید داشت تا تمام این افرادی که حالا به‌واسطه شخصیت تأثیرگذار با محصول‌تان آشنا شده و در حال جست‌‌وجو و تحقیق بیشتر در مورد آن هستند را به خریداران جدید محصولتان تبدیل کنید. بنابراین زمانی که تصمیم می‌گیرید برای روش تبلیغ تأثیرگذاری هزینه کنید یادتان باشد که پس از این مرحله، مرحله سخت تبدیل کردن افراد مطلع شده به خریدار را نیز خواهید داشت. حواستان باشد که شخصیت تأثیرگذار از ارزش‌هایی مشابه ارزش‌های مجموعه‌تان برای معرفی محصولتان استفاده کند. زیرا اگر بخواهد با داستان‌های غیرواقعی فقط تعداد مخاطبانتان را افزایش دهد، این مخاطبان در بررسی‌های بعدی به نادرست بودن تبلیغات پی می‌برند و عملا سودآوری به دنبال نخواهند داشت.

منافع را به طور شفاف مشخص کنید

این را همواره به خاطر داشته باشید که شخصیت‌های تأثیرگذار باید به صورت واضح و مشخص بدانند که از همکاری با شما چه به دست خواهند آورد و این منافع صرفا مالی نیست. بسیاری از تأثیرگذاران حرفه‌ای ترجیح می‌دهند زمانی محصول یا خدماتی را معرفی کنند که می‌دانند موجب ارتقای جایگاه کاری خودشان خواهد شد. به عنوان مثال هر شخصیت تأثیرگذاری از همکاری با شرکت‌های معروف تجاری برای معرفی محصولاتشان بسیار خشنود می‌شود. زیرا این همکاری در صورت موفقیت، دو سر بُرد خواهد بود؛ علاوه بر افزایش تعداد مشتریان محصول، جایگاه رسانه‌ای کاربر تأثیرگذار نیز به دلیل همکاری با یکی از محصولات خوشنام و سرشناش، در فضای مجازی و میان دوستداران ارتقا خواهد یافت. این موضوع به این معنی نیست که حتما باید غول حوزه کاری خود باشید تا کاربران تأثیرگذار حاضر به همکاری با شما شوند، اما باید بدانید اگر این افراد در حوزه کاری خود حرفه‌ای باشند با هر شرکتی همکاری نمی‌کنند. به صورت معمول تاثیرگذاران زمانی که با پیشنهاد همکاری روبه‌رو می‌شوند، در مورد محصول درخواست‌دهنده تحقیق می‌کنند و با افرادی وارد همکاری می‌شوند که خوشنام‌تر باشند و بر اساس تعهداتشان عمل کنند.

حرفه‌ای رفتار کنید

بیشتر کاربران تأثیرگذار فضای مجازی قیمت‌های بالایی برای همکاری‌هایشان دریافت می‌کنند، اما فراموش می‌کنند حرفه‌ای عمل کنند. بهتر است در زمان شروع همکاری قرارداد دقیقی بنویسید و تمام موارد مهم و انتظاراتی که دارید را به روشنی مطرح کنید. در ادامه همکاری نیز حتما مطمئن شوید که این فرد اطلاعات کافی در مورد محصولتان به دست آورده و تا جای ممکن محتوایی را که می‌خواهد در مورد کسب‌وکارتان منتشر کند پیش از انتشار بررسی کنید. حتما در زمان انتشار مطالب نیز مواردی را که نشر داده، بررسی کنید. همچنین در صورت نیاز آموزش‌های لازم برای استفاده صحیح از محصول‌تان را برایش فراهم کنید. در حقیقت باید تلاش کنید تا این افراد در کنار این که شخصیت خود را دارند، حرفه‌ای باشند و تصویری واقعی، دقیق و مطابق اهداف شرکت از محصول‌تان ارائه کنند. به آنها به چشم مصرف‌کنندگانی نگاه کنید که تجربه مصرف محصول و تعاملشان با مجموعه شما در عموم جامعه بسیار اثربخش است. البته این همکاری متقابل است و شما نیز باید به صورت حرفه‌ای با آنها رفتار کنید و مواردی که برایشان در همکاری با شما مهم است را به صورت کامل و به موقع برآورده کنید.

پیش از انتخاب فرد تأثیرگذار تحقیق کنید

همان‌طور که پیشتر مطرح شد، یکی از مهم‌ترین مواردی که هنگام همکاری با شخصیت‌های تأثیرگذار می‌تواند مشکل‌ساز شود مشخص نکردن نوع محتوا، مطالب و تصاویری که قرار است منتشر شود و حتی ساعت انتشار محتوا در ابتدای همکاری است. اگر در مورد تمام این موارد از پیش به توافق نرسید ممکن است در پایان کار باوجود هزینه بسیار سنگینی که برای این تبلیغات متحمل شده‌اید بازده خوبی هم در کارتان نبینید و دیگر نمی‌توانید پول‌تان را نیز پس بگیرید. به همین خاطر بهتر است پیش از شروع همکاری در مورد این فرد تحقیق کنید و مواردی که پیش از این انتشار داده و روش‌های تبلیغاتی‌اش را خوب بررسی کنید تا ببینید شیوه‌های کاری او با نیازهای شما برای محصولتان همخوانی کافی دارد یا نه. از طرف دیگر، تبلیغ او برای محصول‌تان به خاطر مطلبی که برای مثال یک سال پیش در صفحه شخصی‌اش منتشر کرده، به جای تأثیر مثبت، موجب کاهش فروش محصولتان نمی‌شود.

تعداد دنبال‌کنندگان، شرط موفقیت نیست

هنگام استفاده از موج پرقدرت تأثیرگذاران فضای مجازی برای تبلیغات محصولتان باید خیلی محتاط و عاقلانه پیش بروید. یکی از موارد مهمی که باید به آن حتما توجه کنید ولی متاسفانه در بیشتر موارد در نظر گرفته نمی‌شود، این است که الزاما تعداد دنبال‌کنندگان زیاد هر فرد نمایانگر اثرگذاری بیشترش نیست. بلکه میزان مشارکت دنبال‌کنندگان است که اهمیت دارد. ممکن است برخی از شخصیت‌های تأثیرگذار میلیون‌ها نفر دنبال‌کننده داشته باشند، اما تا زمانی که اثری روی آنها نداشته باشند، موفقیتی به دست نیاورده‌اند. پس هنگام انتخاب فرد تأثیرگذار باید به دنبال فردی باشید که به معنای حقیقی اثرگذار باشد و یادتان باشد که تعداد دنبال‌کنندگان به تنهایی نمی‌تواند ملاک اثرگذاری افراد باشد. تعداد نظرات برای مطالب منتشر شده و تعداد بازنشرهای مطالب می‌تواند دید بهتری از میزان اثرگذاری اشخاص برایتان فراهم کند. حتی تعداد پسند(لایک) زیاد هم معمولا نمی‌تواند ملاک خوبی برای این مورد باشد، زیرا بسیاری از افراد بدون توجه به متن و محتوا از سر عادت تمام مطالب را پسند کرده و رد می‌کنند. وقتی شخصیتی که واقعا روی دنبال‌کنندگانش تأثیرگذار است در مورد محصولتان صحبت یا آن را تبلیغ کند به مراتب اثر بیشتری در فروش محصولتان به وجود خواهد آمد.

از تأثیرگذارهای کوچک‌تر کمک بگیرید

برخی افراد تصور می‌کنند هرچه تعداد افرادی که محصول‌شان را می‌بینند بیشتر باشد، موفقیت بیشتری نصیبشان خواهد شد، اما ایرادی که به این دیدگاه وارد است این که چه تعداد از افرادی که محصولتان را می‌بینند، محصول‌تان به دردشان می‌خورد یا برایشان کاربردی دارد؟! افراد تأثیرگذار با سابقه‌تر دامنه وسیع‌تری از مخاطبان دارند و به همین جهت معمولا مراجعه و تمایل کسب‌وکارها برای همکاری با آنها نیز بیشتر است؛ اما حقیقت این است زمانی که با شخصیت‌های جدیدتر، کم‌سابقه‌تر، تخصصی‌تر با دنبال‌کنندگان یکدست‌تر همکاری کنید، بازگشت سرمایه بیشتری در انتظارتان خواهد بود؛ هرچه دنبال‌کنندگان بیشتر به بازار هدف محصول شما نزدیک‌تر باشند، احتمال معرفی محصول‌تان به افراد صحیح و موفقیت کسب‌وکارتان بیشتر خواهد شد. اگر محصولتان را به 2000 نفری که بازار هدف محصول به شمار می‌آیند، معرفی کنید به مراتب بهتر از این است که محصول را به صدهزار نفر از گروه‌های سنی و تخصصی گوناگون معرفی کنید که شاید محصول‌تان کاربردی برای بسیاری از آنها نداشته باشد.

بودجه مشخصی تعیین کنید و به آن پایبند باشید

گاهی اوقات استفاده از توان تبلیغاتی افراد تأثیرگذار ممکن است برایتان هزینه هنگفتی به‌بار بیاورد. پیش از این که به سمت این روش بروید باید بدانید معمولا افراد تأثیرگذار مطرح در زمینه‌های گوناگون نرخ بالایی برای تبلیغات محصولات دارند. ممکن است بسته به نوع محصول و انتخاب درستی که در مورد شخصیت تأثیرگذار انجام می‌دهید، این هزینه موجب بازگشت سرمایه زیادی برایتان شود؛ اما در هر صورت بهتر است از قبل هزینه مشخصی را برای این موضوع کنار بگذارید تا طی همکاری نگرانی و اضطراب کمتری بابت مخارج تبلیغ‌تان داشته باشید و سعی کنید به همان مواردی که در ابتدا توافق کرده‌اید پایبند بمانید تا با اضافه کردن موارد متعدد جدید در طول کار، هزینه‌هایتان در نهایت سرسام‌آور نشود. با تمام این اوصاف اگر احساس می‌کنید که در حال حاضر قدرت مانور زیادی برای پرداخت هزینه تبلیغات را ندارید، شاید بهتر است از این روش برای معرفی محصولتان بدون مشورت با افراد باتجربه استفاده نکنید، زیرا ممکن است با پیش آمدن موارد ناخواسته کنترل اوضاع مالی از دست‌تان خارج شود.


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
پنجشنبه 21 شهریور 1398  09:55 ب.ظ

نیم‌وجبی‌های میلیاردر استارتاپی

داستان ایده های ساده نوجوانان کم سن و سالی که بعد از مدتی کوتاه سرمایه های میلیون دلاری جذب کرده و در جهان مشهور شده اند.

 دیگر عوض شده است؛ اگر سال‌ها قبل برای راه‌انداختن یک تجارت جدید نیاز به سرمایه‌ای هنگفت بود حالا نوجوانانی در دنیا هستند که همزمان با درس‌خواندن در مدرسه، ایده‌ها و نوآوری‌هایی داشته‌اند که تبدیل به یک کسب و کار نوپای مهم شده است. آنها ایده‌هایشان ساده است و عموما هدفشان به جای درآمدزایی، کمک‌کردن به دیگران است. با وجود این، بعد از مدت نه‌چندان زیادی توانسته‌اند سرمایه‌های قابل توجهی جذب کنند؛‌ سرمایه‌ای که در برخی موارد تا چند میلیون دلار هم رسیده است. بچه‌ها عمدتا زیر18سال دارند؛ سنی که خیلی‌ها آن را زمان بی‌تجربگی می‌دانند و حتی اجازه کارآموزی یا کار داوطلبانه را به افرادی با این سن و سال نمی‌دهند. فرهنگ استارتاپی اما این فضا را به نفع ایده‌های برتر تغییر داده است؛ فارغ از اینکه این ایده را یک نوجوان 18ساله ارائه داده باشد یا مرد جا افتاده 50ساله. مجله

 Entrepreneur مجموعه‌ای از چند استارتاپ موفق را معرفی کرده‌ که گردانندگان اصلی آنها نوجوان‌هایی هستند که بعضی‌هایشان حتی وارد دبیرستان هم نشده‌اند!

«کوری» و کارخانه کلوچه‌پزی 

کوری نیو؛ 15ساله

6سالش بود که به فکرش رسید، پول‌هایش را جمع کند و برای مادرش یک خودروی شخصی بخرد چون به قول خودش، هم می‌خواست به او کمک کند، هم اینکه خودش از اتوبوس‌سواری خسته شده بود. کوری نیو اما پولش به اندازه خرید ماشین قد نمی‌داد و باید هرچه سریع‌تر یک

کسب و کار راه می‌انداخت. نخستین تجربه‌اش فروش قهوه فوری شرکت «سوییس میس» بود که هر فنجانش را یک دلار می‌فروخت. بعدتر اما به فکرش رسید که بهتر است یک ایده پربازده‌تر پیدا کند. بعد از همفکری با مادر، ایده فروش کلوچه به ذهنش رسید. هرچه دستور پخت کلوچه و شیرینی دم دستش بود را امتحان می‌کرد تا به یک فرمول خودخواسته و جدید برسد. هربار هم غیر از خودش و مادرش، چند نمونه به اطرافیان می‌داد تا بچشند و نظر بدهند. خودش می‌گوید: «نمونه‌ای که هم از نظر خودمان خوب از آب در آمده بود و همسایه‌ها پسندیدند، نامزد نهایی بود. همان را به بازار عرضه کردیم و حسابی همه تحویلش گرفتند. در نتیجه فکر کردیم اگر همین را به بازار بدهیم، پول پارو می‌کنیم». مرحله بعد، پیداکردن یک نام و شعار تجاری بود. شعارش این شد: «زندگی کوتاه‌تر از آن است که کلوچه شکلاتی نخورید!». همین باعث جلب توجه زیادی شد. کوری و مادرش به برنامه‌های تلویزیونی رفتند، در آمریکا، جایی که برند کلوچه‌هایش ثبت شده بودند شناخته شد و سرمایه‌گذار جذب کرد. بعد از شرکت در این برنامه‌ها خیلی معروف شد و به‌طور ناگهانی سفارش زیادی گرفت. کوری نیو می‌گوید: «چندین برابر روزهای قبل سفارش گرفتیم و مدت خیلی کمی برای تحویل‌شان داشتیم. مامان گفت بهتر است از بقیه کمک بگیریم. خیلی زود چند نفر را استخدام کردیم تا برای پخت کلوچه و ارسال‌شان به کشور کمک‌مان کنند. این آغاز برنامه برند ما در سال 2015 بود که تحت برند «کلوچه‌های جناب کوری» فعالیت جدی‌اش را شروع کرد.» هرچند این استارتاپ تا حالا خوب پیش رفته و جز کلوچه شکلاتی 13مزه دیگر هم ارائه داده و در کل قاره آمریکا مشتری دارد، کوری می‌گوید، شاید تا مدتی دیگر برنامه‌اش را موقتا معلق کند؛ «شاید بعد از دبیرستان و وقتی بزرگ‌تر شدم، مدتی برند را تعلیق کنم تا به دانشگاه و زندگی‌ام برسم. بعدتر می‌شود دوباره همین کسب و کار را راه‌اندازی کرد، غصه ندارد!».

جوراب‌‌هایی برای برآورده‌شدن آرزوی بچه‌ها

برندن مارتینز؛ 13ساله / سباستین مارتینز؛ 11ساله

5 سال پیش بود که این دو برادر به فکرشان رسید، با یک روش خاص به بچه‌های همسن‌وسال خودشان کمک کنند؛‌ طوری که جز بچه‌های محله یا شهر، فایده‌اش به همه بچه‌های جهان برسد. سباستین می‌گوید: «ما کلی با هم جر و بحث می‌کنیم. سر این ایده هم کلی با برندن جر و بحث کردیم. دست آخر قرار شد جوراب‌فروشی را امتحان کنیم. به‌نظر ایده بدی نمی‌آمد و اینطور که بعدا معلوم شد، خیلی‌ها از دیدن محصول ما ذوق کرده‌ بودند». ‌ ایده برندن و سباستین مارتینز کمک به سازمان‌های خیریه از طریق فروش جوراب بچگانه است. شاید عجیب برسد اما همین ایده ساده چند وقت پیش حدود یک میلیون دلار پول در آورد. ناب‌بودن ایده جوراب‌فروشی خیریه خیلی از سازمان‌ها را به سمت آن جذب کرد اما اینطور که سباستین و برندن می‌گویند، نگاه همه آدم‌ها هم از سر خیرخواهی نیست؛ «کمی که از کارمان گذشت، دیدیم بعضی‌ها به برنامه خیرخواهانه‌ای که ارائه می‌کنند، ‌عمل نمی‌کنند. پول را که می‌گیرند، ‌غیب‌شان می‌زند یا در بهترین حالت، به کاری که قولش را داده‌اند عمل نمی‌کنند. با مشاورهایمان صحبت کردیم و یک راه‌حل خیلی خوب ارائه کردند؛ قرارداد! حالا فقط به قول زبانی آدم‌ها اکتفا نمی‌کنیم. هرکس می‌خواهد با ما کار کند، باید قرارداد ببندد.»

وقتی بچه‌ها فروشنده مـی‌شوند

جک بونو؛ 13ساله

ماجرا از 5سال پیش و زمانی شروع شد که جک یک آرزوی نسبتا کوچک اما دست‌نیافتنی داشت: خرید یک بسته کامل اسباب‌بازی لگو، نسخه جنگ ستارگان. این اسباب‌بازی 400دلار قیمت خورده بود که بسیار بیشتر از کل پس‌انداز جک بود. اما پسرک بدجور دلش می‌خواست صاحبش شود. به فکرش رسید کنار خانه‌شان در کلرادو یک غرفه کوچک دایر کند و محصولات باغ‌شان را بفروشد. این شغل نیمه‌وقت خیلی بیشتر از آنچه فکرش را می‌کرد، جواب داد؛ «به راحتی 900دلار سود کردم و کلی پول اضافه آوردم. به فکرم رسید که ایستادن پشت غرفه‌ و فروختن جنس - از محصولات کشاورزی تا هر محصول خانگی دیگر- یک راه مفید و سریع برای کسب درآمد است. اما انگار هم‌سن و سال‌هایم درباره‌اش چیزی نمی‌دانند یا دست‌کم جرأت و امکانات انجامش را ندارند. ترجیح دادم در ازای یاددادن این روش به بچه‌ها پول در بیاورم.»‌ باب، پدر جک به او کمک کرد که یکسری غرفه پیش‌ساخته تهیه کند. خودش هم با دوستانش صحبت کرد که اگر مایل باشند، می‌توانند محصولاتشان را از این طریق بفروشند؛ «کارمان خیلی زود گرفت. هرکدام از بچه‌ها چیزی می‌آورد و برای فروش عرضه می‌کرد. ما هم به ازای هر نیم‌ساعت 15دلار ازآنها می‌گرفتیم. این‌طوری فقط کسانی وارد سیستم می‌شدند که انگیزه و برنامه‌ای برای فروش داشته باشند و جنسشان هم به اندازه کافی مشتری‌پسند باشد.»‌ او حالا نقشه‌های تازه‌ای هم دارد که قرار است آنها را در قالب اپلیکیشن‌های کاریابی فعال کند. این ایده را خودش و پدرش با هم ارائه داده‌اند و قرار است به‌زودی نیز اجرایش کنند؛ «بابا می‌گفت در دهه 1980(1360) که بچه بود، معمولا هم‌سن و سال‌هایش از بچه‌داری و نگهداری خانه پول در می‌آوردند. اما این کارها را امروز به بزرگ‌ترها می‌سپارند و جای ما حسابی تنگ شده. من می‌خواهم به بچه‌هایی که دنبال کار در اوقات فراغت‌شان هستند، کمک کنم تا کار پیدا کنند.»‌ ایده او ساخت یک اپ است که کارهای ساده‌ای مثل رساندن خوراکی و پیتزا به خانه  و نصب برنامه‌های موبایل یا راه‌انداختن یک اپ برای همسایه‌های سالمند و... را انجام بدهد. او می‌گوید: «البته حواسم هست که این شغل باید جایی در همسایگی محل زندگی بچه‌ها باشد که رفت‌وآمد برایشان سخت و پرهزینه نشود. معیار من برای سنجش فاصله مسافتی است که بشود بدون خستگی با اسکوتر یا دوچرخه طی کرد. بچه‌ها می‌توانند با این سیستم همدیگر را بشناسند و به‌کار همدیگر هم امتیاز بدهند. همینطور اگر کسی حین کار مشکلی برایش پیش آمد یا سؤالی داشت، می‌تواند از بقیه بپرسد. این‌طوری همه هوای همدیگر را داریم».

بچه‌ها حلال مشکلات شهر

کنان پالا؛ 15ساله

عاشق کمک‌کردن است و دست دیگران را گرفتن. «کنان» از وقتی بچه بود دوست داشت مرتب به پدر و مادرش در کارهای خانه کمک کند، به جای آنها به خرید برود و حتی هوای همسایه‌هایش را هم داشته باشد. کمی که بزرگ‌تر شد، دلش می‌خواست به آدم‌های شهر و محله‌اش بیشتر کمک کند. مشکل اینجا بود که برای اینکه بتواند عضو چنین گروه‌های داوطلبی بشود، باید سنش به بالای 18سال می‌رسید. کنان پالا می‌گوید: «کمی که گذشت فهمیدم خیلی‌های دیگر هم مشکل من را دارند؛ اینکه می‌خواهند مشکلات شهرشان را حل کنند، وقت اضافه و توان انجام این کار را هم دارند اما کسی تحویل‌شان نمی‌گیرد، چون بچه هستند، چون سن‌شان زیر 18سال است و از نظر قانونی امکان پذیرفته‌شدن‌شان در بیشتر این پلتفرم‌ها وجود ندارد. من بندهای مختلف قانون را بررسی کردم و به‌نظرم رسید جلوگیری از عضویت در این گروه‌ها، صرفا به‌خاطر راحت‌تر بودن سروکله‌زدن با آدم‌بزرگ‌هاست، نه چیز دیگری. به همین‌خاطر تصمیم گرفتم یک سیستم داوطلبی مخصوص بچه‌ها راه بیندازم». ‌او از 2 سال پیش و زمانی که 13 ساله بود، سازمان داوطلبی و غیرانتفاعی kids4Community را راه‌اندازی کرد؛ سامانه‌ای که فقط نیروهای داوطلب زیر 18سال را پذیرش می‌کند. کار این سازمان، قرارداد بستن با سازمان‌ها یا افرادی است که ایده مهمی برای بهبود وضعیت شهر دارند؛ ایده‌ای که نیروهای داوطلب می‌توانند آن را انجام بدهند. در نهایت، بعد از اینکه نقشه انجام پروژه ریخته شد، خود بچه‌ها از جمع‌آوری بودجه تا اجرای برنامه را برعهده می‌گیرند. شاید عجیب به‌نظر برسد اما طی2 سال، این ایده غیرانتفاعی توانسته حدود یک میلیون دلار پول جمع کند. مشکلات بی‌خانمان‌های بخشی از سن‌دیه‌گوی آمریکا، پخش غذای گرم بین افراد نیازمند و سرویس‌های رفت‌وآمد رایگان برای سالمندان و نیازمندان را نیز فراهم کرده است. کنان پالا می‌گوید: «برنامه‌ام این است که وقتی دبیرستان را تمام می‌کنم، برادرم را در کارم شریک کنم. او حالا خیلی کوچک است اما تا آن زمان و وقتی بزرگ‌تر بشود، می‌تواند بخشی از مشکلات شهر را حل کند. با این حساب، وقتی به دانشگاه بروم، او هم از مهم‌ترین مهره‌های سازمان غیرانتفاعی بچه‌ها خواهد شد.»

روبات‌سازیبا زباله‌ها

روهیت سوینیواسان؛ 19ساله

سیدارث سوینیواسان؛ 17ساله

روهیت و سیدارث سرینیواسان 2برادر خوره‌ کامپیوتر، روبات و همه‌‌چیزهای بامزه دنیای فناوری بودند. یکی از مهم‌ترین دغدغه‌ها و البته راه‌های درآمدشان هم سفر به هندوستان، سرزمین آبا و اجدادی‌شان بود تا بتوانند بچه‌های هندی را با دانش روباتیک آشنا کنند.

این بچه‌ها جز آشناشدن با ساخت روبات‌های نسبتا ساده و مقدماتی برای برنامه مهم جام روبات‌ها نیز خودشان را آماده می‌کردند؛‌ رقابتی که از جنبه علم و فناوری نیز در جهان بسیار شناخته شده و مهم است. اما یک چالش مهم، بچه‌های هندی را از اینکه بتوانند تمام و کمال در این برنامه مهم حاضر شوند، باز می‌داشت؛ آن هم کمبود امکانات اولیه ساخت روبات و البته گران‌بودن‌شان بود. 

سیدارث در این‌باره می‌گوید: «به فکرمان رسید که این مشکل را با یک ایده استارتاپی ساده حل کنیم. یک پکیج روباتیک بسیار ساده و ارزان تهیه کردیم که کاربر می‌توانست با ساده‌ترین چیزها روباتش را بسازد. اسم این سیستم را TrashBot گذاشتیم که به‌معنای روبات‌ زباله‌ای است چون سعی کرده‌ایم در ساخت این پکیج کمک آموزشی از وسایل دورریختنی، ساده و بسیار ارزان استفاده کنیم. 

حسگرها، باتری، ‌اتصالات و... تا جایی که امکان داشت، ‌با وسایل ارزان‌تری جابه‌جا شدند. از بطری پلاستیکی، چوب یا حتی زباله به‌عنوان بدنه استفاده کردیم. چوب بستنی، نقش عایق را برایمان ایفا کرد و گیره کاغذ هم، بعضی بخش‌های مختلف را با مواد دیگری جایگزین کردیم. در نهایت قیمت یک کیت کامل ساخت روبات پیشرفته با ملزومات و دستور ساخت آن به حدود 100دلار در هر بسته می‌رسد که بهایی کاملا اقتصادی است». هدف اولیه آنها کمک به دانش‌آموزان هندی و ساده‌تر کردن شیوه آموزش خودشان بود اما حالا مشتریان جدیدی از تمام دنیا دارند و سرمایه‌گذارانی نیز برای همکاری با آنها در انتظار هستند. سیدارث می‌گوید:« ایده‌های دیگری مثل ساخت کولرهای همراه با استفاده از بدنه بطری نوشابه هم اجرا کرده‌ایم تا بچه‌ها بتوانند تأثیر روباتیک را در زندگی روزمره‌شان احساس کنند. گاهی می‌شنویم که با همین ایده، دستگاه‌های خنک‌کننده کوچکی ساخته می‌شود و با فروش آنها درآمد کسب می‌کنند».


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

امروزه تمام شرکت ها در هر حوزه کسب و کاری نیازمند راه اندازی سایت رسمی هستند. این امر بسیار رایج است، بنابراین مشاهده یک برند بدون سایت رسمی یا سایتی بدون به روز رسانی مداوم غیرحرفه ای خواهد بود.

 بدون تردید در زمینه راه اندازی سایت نیز مانند هر فعالیت دیگری در حوزه کسب و کار تردیدهای زیادی وجود دارد. به همین دلیل من در مقاله فعلی به بررسی ضرورت داشتن سایتی فعال برای برندها پرداخته ام. به این منظور نکات ذیل را مورد بررسی قرار دهید.

4 دلیل برای سرمایه گذاری بر روی سایت رسمی کسب و کارمان

سایت های تخصصی حوزه کسب و کار و بازاریابی مطالب بسیار زیادی در مورد ضرورت راه اندازی سایت معتبر دارند، با این حال من در اینجا به بررسی چهار مورد از مهم ترین نکات در زمینه کاربرد سایت رسمی در فعالیت شرکت ها خواهم پرداخت.

1. افزایش اعتبار شرکت مان

داشتن یک سایت رسمی شرکت ما را نزد مشتریان بالقوه معتبرتر جلوه خواهد داد. امروزه بسیاری از شرکت ها در زمینه تولید محصولات دارای راهنمای استفاده نسبتا پیچیده فعالیت دارند. به همین دلیل راه اندازی یک سایت رسمی برای بیان نکات جانبی در این زمینه بسیار مفید خواهد بود. به این ترتیب مشتریان سایت شما را به چشم محلی مورد اعتماد برای کسب اطلاعات مفید پیرامون خریدشان تلقی می کنند. افزایش اعتماد مشتریان به سایت رسمی برندمان در طولانی مدت به معنای افزایش خریدشان از ما خواهد بود. به این ترتیب میزان فروش و سود ما نیز در بلندمدت افزایش چشمگیری خواهد داشت.

2. ارائه نکات آموزشی و ترغیب مشتریان

امروزه اغلب برندها علاوه بر سایت رسمی دارای وبلاگ جانبی نیز هستند. در وبلاگ اغلب مطالب نسبتا کوتاه و مختصر پیرامون موضوعات مرتبط با محصولات برندها منتشر می شود. به طور کلی تولید محتوا در سایت برندمان باید حول دو محور اصلی باشد: نخست ارائه نکات آموزشی در زمینه های مرتبط با برند ما و دوم ترغیب مشتریان به خرید و استفاده از محصولات مان. متاسفانه شمار قابل توجهی از برندها نسبت به این مزیت راه اندازی سایت رسمی بی توجه هستند. به همین خاطر نیز در عمل مشکلات زیادی را در فرآیند بازاریابی و فروش تجربه می کنند. نکته جالب تولید محتوای آموزشی و ترغیب مشتریان افزایش وفاداری آنها به برندمان است. بالطبع این امر موجب افزایش فروش ما خواهد شد.

3. جذب ترافیک سایت بیشتر

به گزارش سایت Thrive Global، جذب ترافیک بیشتر به سایت رسمی یکی از نیازهای اصلی برندها محسوب می شود. این امر به معنای توانایی دستیابی به مشتریان تازه خواهد بود. نکته مهم امکان دستیابی به مشتریان بالقوه بیشتر در صورت استفاده درست از کلیدواژه هاست. استفاده مناسب از کلیدواژه ها باعث ارتقای جایگاه سایت برندمان در جست وجوهای گوگل و سایر موتورهای جست وجوگر می شود. مهم ترین بخش های یک مقاله برای استفاده از کلیدواژه ها تیتر اصلی و سطر نخست مقاله است. به این ترتیب به هنگام جست وجوی مطالب مرتبط با کسب و کارمان از سوی کاربران شانس مشاهده سایت ما افزایش خواهد یافت. امروزه اغلب مشتریان به جای تبلیغات به جست وجوی شخصی درباره محصولات مورد نیازشان توجه دارند. اینترنت نیز همیشه انتخاب نخست افراد در این زمینه خواهد بود. به همین خاطر نیز شرکت ما باید همیشه مقالات مفید با استفاده از کلیدواژه های مناسب برای مخاطب هدفش تولید کند.

4. رشد هویت برندمان

هویت برند ما به سادگی از طریق سایت رسمی مان قابل رویت است. همچنین این امر آزمون مناسبی در زمینه سنجش درستی استراتژی برندسازی شرکت مان خواهد بود. متاسفانه امروزه توجه مناسبی به انتخاب استراتژی برندسازی درست از سوی شرکت ها صورت نمی گیرد. به همین خاطر بسیاری از کسب و کارهای کوچک به طور فزاینده ای برندهای شان شبیه یکدیگر است. این امر کار تصمیم گیری را برای مشتریان به شدت دشوار خواهد کرد. وقتی برندها تفاوت چندانی با هم نداشته باشند، تصمیم گیری بدل به امری پیچیده خواهد شد. به علاوه، فعالیت درست در سایت رسمی برندمان امکان پیگیری الگوی بازاریابی مناسب و تاثیرگذار را نیز فراهم خواهد کرد. خوشبختانه امروزه امکان راه اندازی فروشگاه آنلاین برای برندمان نیز وجود دارد. به این ترتیب مشتریان به طور مستقیم خریدشان را از ما انجام خواهند داد. این امر به معنای کسب سود بیشتر خواهد بود. نکته مهم در اینجا داشتن یک سایت مناسب همراه با سیستم فروش کارآمد است.

جمع بندی نهایی

امروزه داشتن سایت رسمی برای کسب و کارمان ضروری است. فرقی ندارد شما وکیل، تولیدکننده کفش یا یک شرکت لوله کشی باشید، به هر حال باید صفحه ای اینترنتی برای دسترسی مشتریان مان به اطلاعات موردنیاز پیرامون خود راه اندازی کنید. این امر موجب سهولت یادگیری مشتریان درباره شما و ماهیت فعالیت تان خواهد شد. امروزه مشتریان بیش از هر زمان دیگری علاقه مند به یادگیری درباره خریدهای شان هستند. به این ترتیب کمتر مشتری بدون بررسی محصولات مختلف برندها اقدام به خرید می کند. همچنین در مورد محصولات دارای تکنولوژی های نوین آموزش نحوه استفاده به مشتریان نیز ضروری خواهد بود. همه این فرآیندها از طریق راه اندازی سایت رسمی برای برندمان قابل پیگیری است.

در نهایت، توجه به هماهنگی فعالیت سایت رسمی برند با اهداف شرکت مان ضروری است. با انجام درست این کار و توجه به توصیه های این مقاله نتیجه کار شما را غافلگیر خواهد کرد. همچنین میزان شهرت و اعتبار برندمان نیز تا حد زیادی افزایش خواهد یافت.

امروزه داشتن یک سایت حرفه ای برای برندمان ضرورتی اجتناب ناپذیر به منظور باقی ماندن در رقابت کسب و کار است. به این ترتیب باید هرچه زودتر نسبت به راه اندازی سایت رسمی برندمان و به روز رسانی اش اقدام کنیم.

منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   

مشتریان ما هیچ گاه تا این اندازه دست برتر را نداشته اند. امروزه انتخاب های بسیار زیادی پیش روی مشتریان قرار دارد.

 از یکسو وجود گزینه های بسیار امکان سردرگرمی مشتریان و ناتوانی در زمینه انتخاب یک برند برای خرید را به همراه می آورد. ترجیح اغلب مشتریان، یک برند آشنا با سلیقه شان است. به این ترتیب برند موردنظر با طراحی کمپین های بازاریابی اختصاصی برای آنها امکان فروش محصولات بیشتر را خواهد داشت. این امر به معنای افزایش وفاداری مشتریان به برند و کاهش نگرانی ها و اتلاف وقت مشتریان برای یافتن محصول موردنیازشان است. به این ترتیب مشتریان همیشه به سراغ برند مورد علاقه و قدیمی شان می روند.

به صورت خلاصه، در اینجا مفهوم بازاریابی دقیق مطرح می شود. این امر برای کسب و کارها گونه ای سلاح در راستای تعامل هرچه بیشتر با مشتریان فعلی است. به این ترتیب هزینه های یافتن مشتریان تازه کاهش چشمگیری خواهد یافت. نتیجه امر نیز تبدیل مشتریان معمولی برندمان به مشتریان وفادار و ثابت است.

بازاریابی دقیق چیست؟

به منظور توضیح این تکنیک بازاریابی ابتدا تصویری را تجسم کنید. شما همین چند ساعت پیش از یک سایت فروش آنلاین خرید کرده اید. تا الان نیز از خریدتان راضی هستید. دو روز بعد فروشگاه موردنظر برای شما ایمیل مبنی بر تخفیف مناسب بر روی محصولی که همین چند روز پیش خریدید، ارسال می کند. به عبارت بهتر، محصول مورد نظر همان روز صبح به دست شما رسیده است.

از نظر بسیاری از کارشناس ها چنین رفتارهای نادرستی از سوی برندها دلیل اصلی از دست رفتن مشتریان است. چنین رفتارهایی پیام روشنی مبنی بر شناخت نادرست برندها از مشتریان مخابره می کند. در مورد محتوای بازاریابی و تبلیغاتی نیز شرایط یکسانی حاکم است. بسیاری از برندها به دلیل عدم شناخت مشتریان شان اقدام به تولید محتوای ناهماهنگ با سلیقه آنها می کنند.

هدف اصلی در بازاریابی دقیق معطوف به مشتریان فعلی به منظور افزایش وفاداری شان است. در این الگو به جای استفاده از تبلیغات به سراغ تولید محتوا و کمپین های بازاریابی هماهنگ با سلیقه و نیاز مشتریان فعلی برند می رویم.

تقسیم بندی بازار محور اصلی بازاریابی دقیق است. در این مرحله ما پس از انتخاب بازار هدف مان آن را به بخش های کوچک تر تقسیم می کنیم. به این ترتیب هر کدام از بخش های کوچک تر دارای نیازهای و سلیقه خاص خود قلمداد می شود. گاهی اوقات تقسیم بندی براساس معیارهای ساده نظیر جنسیت و گاهی بر پایه معیارهای پیچیده مانند مردهای مجرد زیر 40 سال خواهد بود.

در اینجا به این مسئله باید اینگونه نگاه کرد: در حالی که شبکه های اجتماعی فرصت بازاریابی مستقیم را برای برندها فراهم می کند، بازاریابی دقیق امکان تعامل با مخاطب های مناسب در زمان مناسب و از طریق پیام مناسب را امکان پذیر خواهد کرد. نتیجه اصلی این فرآیند افزایش وفاداری مشتریان و کاهش احتمال اتلاف بودجه برندمان و زمان مشتریان است. فقط باید از خودمان درباره تجربه های بمباران تبلیغاتی در فیس بوک و دیگر شبکه های اجتماعی سوال کنیم. امروزه اغلب مشتریان تمایل به وفاداری به مجموعه ای مشخص از برندها دارند. به این ترتیب با پاسخگویی درست به این خواسته امکان کسب سود بیشتر از طریق مشتریان ثابت فراهم می شود. از نقطه نظر مشتریان، درک درست برندها از نیازشان به معنای امکان تعامل مداوم با برندهای مورد علاقه شان و عدم دریافت پیام های تبلیغاتی مختلف است.

تمام هدف ما در اینجا تلاش برای ایجاد ارتباط با مشتریان هماهنگ تر با ماهیت و محصولات برندمان است. به این ترتیب دامنه مشتریان وفادار ما افزایش خواهد یافت. ویژگی اصلی مشتریان وفادار تمایل بیشتر به خرید از برند ما در مقایسه با دیگر رقباست. متاسفانه مشکل اصلی بسیاری از برندها با مشتریان معمولی ناتوانی در حفظ آنها برای مدت زمان طولانی است. بدون تردید در راستای جلب نظر مشتریان فعلی و تبدیل شان به مشتریان ثابت برندمان باید اقدام به استفاده از ابزارهای تازه بازاریابی و گردآوری اطلاعات پیرامون آنها نیز کنیم.

چگونه از بازاریابی دقیق برای افزایش سود استفاده کنیم؟

درست به مانند هر کمپین بازاریابی دیگری، در اینجا نیز باید کارمان را با یک هدف مشخص شروع کنیم. به راستی ما قصد دستیابی به چه هدفی را از طریق این الگوی بازاریابی داریم؟ آیا هدف اصلی در اینجا افزایش میزان بازدید کاربران از اکانت مان در شبکه های اجتماعی است؟ یا شاید هم قصدمان بازیابی دوباره اعتماد مشتریان از دست رفته مان است.

اجازه دهید در اینجا به دو شیوه اجرای بازاریابی دقیق توجه کنیم. در الگوی نخست، فرض کنیم ما هدف موردنظرمان را مشخص کرده ایم. پس از آن ما باید اقدام به ارزیابی و تولید ارزش براساس اطلاعات به دست آمده از کمپین های قبلی مان کنیم. این اطلاعات باید به ما در زمینه دسته بندی درست مشتریان مان کمک کند. توصیه من در اینجا اقدام برای تعیین گونه ایده آل مشتریان مان پیش از شروع به دسته بندی آنهاست. به این ترتیب ما آشنایی کافی با معیارهای موردنظرمان برای تاثیرگذاری بر روی مشتریان خواهیم داشت. پس از این مرحله امکان دسته بندی بیشتر مشتریان براساس نوع سلیقه و نیازهای شان وجود دارد.

در مرحله بعد ما باید به سراغ افزایش دقت و هماهنگی محتوای کمپین مان با نیازها و سلیقه مشتریان مختلف برندمان باشیم. بر این اساس تخمین میزان مشتریان حاضر در هر دسته بندی و تولید محتوای مختلف برای جلب رضایت گروه های گوناگون اهمیت دارد. متاسفانه بسیاری از برندها به جای توجه به گوناگونی مشتریان شان اقدام به شناسایی فقط یک دسته می کنند. به این ترتیب در عمل بقیه گروه ها را فدای یک گروه خواهند کرد. در اینجا هدف اصلی ما باید تلاش برای افزودن گروه های متفاوت هرچه بیشتری از مشتریان به دامنه فعالیت الگوی بازاریابی مان باشد. استفاده از اطلاعات دست اول در اینجا اهمیت دارد. به این ترتیب با بررسی اطلاعات هرچه بیشتر امکان دستیابی به نتیجه بهتر فراهم می شود.

همیشه وقتی یک کمپین را راه اندازی می کنیم، نیازمند ارزیابی نتایج آن نیز هستیم. مشکل اصلی بسیاری از برندها عدم ارزیابی مداوم نتایج فعالیت برندشان است. به این ترتیب در عمل فقط یک بار اقدام به ارزیابی نتایج می کنند.

همه چیز درباره داده و برند سازی است

داده در قلب فرآیند بازاریابی دقیق جای دارد، با این حال تمام فرآیند کسب و کار معطوف به بازاریابی و تحلیل داده ها نیست. برندسازی یکی از نکات مهم در این زمینه است. بنابراین باید به فکر استفاده از داده های در دسترس مان به منظور استفاده ای فراتر از بازاریابی صرف باشیم. بدون تردید در هر فرآیند کسب و کار داده ها بهترین دوست برندمان محسوب می شود. برخی از کاربردهای اساسی داده ها به شرح ذیل است:

تحلیل های تقسیم بندی: داده های مورد استفاده در این زمینه کمک شایانی در زمینه یافتن اهداف برندمان و ارزیابی آنها خواهد کرد.

تحلیل های آینده نگر: در این زمینه هدف اصلی جمع آوری اطلاعات مورد نیاز با هدف پیش بینی دقیق وضعیت آینده بازار و برندمان است.

علاوه بر تجزیه و تحلیل داده ها ما نیازمند تمرکز بر روی برندسازی با هدف جلب توجه بیشتر مشتریان هستیم. در حالی که داده ها به ما در زمینه تولید پیام های هماهنگ با سلیقه مخاطب هدف کمک می کند، برندسازی به آشنایی بهتر مخاطب ها با برندمان یاری می رساند. هنگامی که ما به صورت درست با یک برند آشنا شویم، علاقه مان به آن نیز بیشتر خواهد شد.

اگر شما هنوز المان های اصلی برندتان نظیر لوگو، صدای اصلی، رنگ ها و شعار تبلیغاتی را انتخاب نکرده اید، راه درازی در زمینه برندسازی در پیش خواهید داشت. استفاده از شیوه آزمایش A/B (دو گانه) یکی از راهکارهای مناسب به منظور یافتن الگوی مناسب برندسازی برای شرکت مان محسوب می شود. نکته مهم در فرآیند برندسازی اطمینان از هماهنگی برندمان با ارزش ها و تعهدات مان در کنار سلیقه مخاطب هدف است.

جمع بندی

در نهایت، بازاریابی دقیق به طور کامل پیرامون پالایش پیام برندمان با هدف جلب توجه افراد مناسب است. استفاده از داده ها و تجزیه و تحلیل آنها نیز در همین راستا معنا پیدا می کند. به این ترتیب امکان افزایش شمار مشتریان و سود برندمان فراهم خواهد شد.

منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   

همه اهالی کسب و کار از ضرورت جذب مشتریان در صورت علاقه به ادامه فعالیت برندهای شان آگاهی دارند. در هر صورت، تقریبا تمام مقالات موجود در وبلاگ های تخصصی کسب و کار چنین نکته ای را در خود جای داده اند.

 نکته مهم درخصوص رابطه با مشتریان ضرورت ارتقای رابطه مان از سطح معمولی است. به این ترتیب اگر ما قصد ایجاد ارتباطی واقعی با مشتریان مان را داریم، باید برای شناخت آنها در سطح شخصی تلاش کنیم. به این ترتیب برند ما به خوبی سلیقه، دلیل اصلی آنها برای خرید یک محصول و نحوه تصمیم گیری شان را متوجه خواهد شد.

امروزه بسیاری از برندها احساس توانایی بیشتر در زمینه تعامل با مشتریان شان در صورت استفاده از نکات علمی و آموزشی را دارند. آیا شما نیز به دنبال راهکارهای مناسب برای افزایش سطح تعامل برندتان با مشتریان هستید؟ در این صورت مقاله فعلی دقیقا به کار شما خواهد آمد. هدف اصلی من در این مقاله بررسی راهکارهای کاربردی برای ایجاد رابطه ای عمیق تر و در سطح شخصی برای تبدیل مشتریان عادی به مشتریان وفادار برندهاست. در ادامه به بررسی هر کدام از این راهکارها خواهیم پرداخت.

1. پاسخگویی به مشتریان در کمترین زمان ممکن

بدون تردید تمام صاحبان کسب و کارهای کوچک به طور مداوم در تلاش برای یافتن راهکارهای تازه و کاربردی برای ارتقای سطح فعالیت برندشان هستند. متاسفانه اغلب این افراد به دنبال راهکارهای بسیار بزرگ و عجیب و غریبند، با این حال در اغلب اوقات تاثیرگذارترین تغییرات و شیوه ها درست رو به روی ما قرار دارد. یکی از این راهکارها تلاش برای پاسخگویی سریع به مشتریان در کمترین زمان ممکن است. به طور معمول مشتریان ما انتظار مشخصی در زمینه پاسخگویی از سوی برندمان دارند. براساس معیارهای مختلف حداکثر 24 ساعت پس از ارسال پیام باید پاسخی از سوی برند ما داده شود. در غیر این صورت مشتریان احساس بی احترامی خواهند کرد. در اینجا باید به تجربه شخصی خودمان رجوع کنیم. بدون تردید همه ما تجربه هفته ها و حتی ماه ها انتظار برای دریافت پاسخ از برخی برندها را داشته ایم. تلاش برای حذف چنین تجربه های ناخوشایندی اهمیت بالایی در زمینه کسب و کار دارد.

خوشبختانه امروزه برخی پژوهش های بسیار گسترده در زمینه تاثیر مثبت پاسخگویی سریع به مشتریان وجود دارد. براساس پژوهش موسسه هاروارد بیزینس ریویو، شانس برندها در زمینه جذب مشتریان تازه در صورت پاسخگویی سریع به درخواست ها و پرسش های مشتریان 400 برابر افزایش خواهد یافت.

نکته مهم در اینجا تفاوت زمان مورد انتظار مشتریان برای دریافت پاسخ از برندها در صنایع مختلف است، بنابراین ما باید خود را با انتظار مشتریان هماهنگ سازیم. در غیر این صورت کسب موفقیت برندمان با چالش های جدی مواجه خواهد شد.

2. گامی اضافه در راستای کسب رضایت مشتریان

پیرامون آخرین باری که به عنوان مشتری یک محصول با بخش خدمات مشتریان یک برند تماس گرفته اید، فکر کنید. به طور معمول اغلب برندها از سیستم هوشمند پاسخگویی به مشتریان استفاده می کنند. بدون تردید هنوز هم این نوع سیستم ها ناکارآمدی های خاص خود را دارند، با این حال در صورت خوش شانسی یکی از کارمندان برند موردنظر به ما پاسخ خواهد داد. در اینجا نیز به احتمال زیاد کارمند موردنظر از روی یک متن آماده به ما پاسخ می دهد. اکنون درباره تجربه تماس با یک برند دارای رویکردی کاملا متفاوت در زمینه خدمات مشتریان فکر کنید. برند موردنظر به جای استفاده از سیستم هوشمند یا تهیه متن آماده برای پاسخگویان به آنها آموزش های لازم را می دهد. سپس کارمندان براساس آموزش های دریافتی پاسخ هر مشتری را خواهند داد. بدون شک این نوع تجربه تاثیر بسیار مطلوب تری بر روی تجربه خرید ما از یک برند دارد. به طور معمول در چنین شرایطی اغلب مشتریان تمایل بالایی برای وفاداری به یک برند پیدا می کنند. به هر حال هر برندی که اهمیت بیشتری به مشتریان خود دهد، در حوزه کسب و کار موفق تر خواهد بود.

امروزه مشتریان دامنه بسیار وسیعی از انتخاب ها را پیش روی خود دارند. به همین دلیل انتخاب یک برند معمولا براساس کیفیت و سطح رابطه صمیمانه آن با مشتریان صورت می گیرد. در این میان اگر برند ما سپاسگزاری خود را نسبت به خرید مشتریان به گونه ای مطلوب و مورد انتظار خریدارها نشان ندهد، موفقیت چندانی در حوزه کسب و کار کسب نخواهد کرد. به علاوه، همیشه برندهای رقیبی در بازار برای شکار مشتریان ما با ارائه خدمات بهتر وجود دارد.

3. ارسال ایمیل های خواندنی برای مشتریان

به طور معمول بازاریابی ایمیلی به عنوان تاثیرگذارترین ابزار در زمینه بازگشت سرمایه برندها قلمداد می شود. میزان بازگشت سرمایه برندها از طریق این الگو تقریبا چهار برابر هر شیوه مشابهی ارزیابی می شود، بنابراین اگر ما به دنبال فروش بیشتر محصولات مان هستیم، باید به سراغ ارسال ایمیل های بیشتر برویم. نکته مهم در این میان توجه به سلیقه مخاطب هدف و مشتریان برندمان به هنگام تهیه محتوای ایمیل های مان است. به این ترتیب در صورت ارسال ایمیل ناهماهنگ با سلیقه مشتریان استقبال چندانی از کمپین برندما صورت نخواهد گرفت. همچنین شانس برندمان در زمینه شناخت بهتر مشتریان و ایجاد رابطه ای صمیمانه هم از دست می رود. متاسفانه امروزه بسیاری از برندها در زمینه ارسال چنین ایمیل هایی با مشکلات جدی در زمینه تهیه مطالب موردپسند مشتریان شان مواجه هستند.

براساس پژوهش موسسه Constant Contact، یکی از دلایل اصلی خروج مشتریان از سیستم خبرنامه برندها دریافت محتوای نامرتبط است. به این ترتیب با تولید محتوای مفید و سازگار با سلیقه مشتریان برندمان تغییری شگرف در زمینه رابطه برندمان با مشتریان ایجاد خواهیم کرد.

بدون تردید هیچ کاربر اینترنتی علاقه مند به دریافت ایمیل های عجیب و غریب و بی علاقه به آنها نیست، بنابراین برند ما برای موفقیت در این زمینه باید شناخت بالایی از مشتریان خود پیدا کند. در صورت شناخت درست مشتریان حتی ارسال ایمیل های فراوان به آنها نیز موجب رنجش شان نخواهد شد. به هر حال همه ما از دریافت محتوای مورد علاقه مان حتی به مقدار زیاد لذت خواهیم برد. نکته مهم در این میان توجه به نیاز مشتریان و زمینه فعالیت برندمان است. به این ترتیب امکان تولید محتوای موردپسند مشتریان و افزایش شانس برندمان برای ایجاد رابطه ای شخصی با آنها فراهم خواهد شد.

4. شخصی سازی وبلاگ کسب و کارمان

یک نکته مهم در زمینه روابط مردم علاقه آنها به سایر مردم است. این امر به معنای تاثیرگذاری بیشتر مردم بر یکدیگر به جای برندها و افراد تاثیرگذار است. به همین دلیل امروزه اغلب برندها به دنبال استفاده از الگوی بازاریابی و تبلیغاتی مبتنی بر جلب همکاری مردم عادی هستند.

به عنوان یک برند باید اقدام به تغییر چهره مان از یک کسب و کار خشک و بی روح کنیم. این امر از طریق تلاش برای فعالیت به عنوان یک فرد حقیقی به جای یک برند امکان پذیر است. به عنوان یک فرد معمولی ما رابطه ای صمیمی با دوستان مان خواهیم داشت. به این ترتیب در دنیای شبکه های اجتماعی و تعاملات کسب و کار نیز باید در تلاش برای پیاده سازی این شیوه باشیم. بدون تردید این فرآیند دشواری های خاص خود را دارد. با این حال نتایج مثبت حاصل از آن ارزش سختی های موردنظر را دارد.

5. استفاده از کمک مشتریان برای تولید محتوا

موفق ترین وبلاگنویس های دنیا از روند طولانی تولید محتوا در دنیای اینترنت صحبت می کنند. برندها نیز در زمینه تولید محتوای آنلاین همیشه با مشکل کمبود ایده مواجه اند. در این میان یک راهکار مناسب برای برندها استفاده از ایده های مشتریان شان است. این امر مستلزم جلب همکاری مشتریان است. به این ترتیب باید همانطور که در بخش قبلی اشاره شد، از حالت یک برند بی روح خشک در بیاییم. فقط در این صورت امکان همکاری سازنده با مشتریان در راستای تولید ایده های تازه وجود خواهد داشت. همچنین نظرخواهی از مشتریان در مورد مسائل مختلف نیز ما را در زمینه ایده پردازی بهتر کمک می کند.

6. دیدار با مشتریان در دنیای واقعی

مردم علاقه بسیار بیشتری به بیان حرف ها و توصیه های خود به برندها در حالت دیدار رو در رو دارند. این امر بسیاری از برندها را به سوی دیدار مستقیم با مشتریان شان با هدف کسب آخرین اطلاعات در مورد میزان رضایت شان سوق داده است. به این ترتیب هدف اصلی در اینجا کاهش سطح نظرخواهی ها به صورت آنلاین است. این امر به دریافت نظرات واقعی مشتریان کمک بسیار بیشتری خواهد کرد.

اگر برند شما امکان ملاقات رو در روی مشتریان را ندارد، استفاده از الگوهایی نظیر تماس تصویری مطلوب خواهد بود. در هر صورت به منظور ایجاد رابطه ای شخصی با مشتریان باید از برقراری تماس به شیوه های غیرحضوری تا حد امکان دوری کرد.

7. به مشتریان تان پاداش دهید

یکی از دلایل اصلی تلاش برای ایجاد رابطه ای شخصی با مشتریان فعلی برندمان هزینه های بالای جذب مشتریان تازه است. فرآیندهای بازاریابی و تبلیغاتی همیشه یکی از پرهزینه ترین فعالیت های برندها محسوب می شود. به همین خاطر تلاش برای حفظ مشتریان با ارائه پاداش های مختلف برای سپاسگزاری از وفاداری شان کاملا منطقی به نظر می رسد.

یکی از راهکارهای ساده تشکر مشتریان ارسال پیام های سپاسگزاری است. همچنین در صورت توانایی برندمان ارائه کدهای تخفیف ویژه به مشتریان وفادار اقدام جالبی خواهد بود.

منبع: فرصت امروز



نظرات()   
   

در دنیای امروز ایجاد برندی قدرتمند و موفق در زمینه جلب نظر مخاطب هدف از ضرورت های هر کسب و کاری است. در این میان نکته مهم اطمینان از عملکرد مناسب برندمان است. در صورت عملکرد نامناسب برندمان باید به سرعت اقدام به بازسازی آن کنیم. به راستی معیار مناسب برای تشخیص عملکرد مناسب یک برند چیست؟

  ساده ترین راهکار برای اطمینان از این امر فروش برندمان است. به پرسش های ذیل توجه کنید:

• آیا شما در حال جذب مشتریان تازه هستید؟

• آیا آنها از شما خرید می کنند؟

• آیا آنها دوباره به سراغ شما می آیند؟

بدون تردید هیچ چیز به اندازه یک برند قدرتمند توانایی پیشبرد اهداف فروش شرکت را ندارد. نکته مهم در این میان اهمیت روزافزون جزییات است. در حوزه برندسازی همه چیز پیرامون موفقیت در جلب نظر مخاطب و ترغیب وی به خرید دوباره است.

برند و برندسازی جلب نظر مخاطب

مشتریان برند ما دارای انتخاب های بسیار زیادی هستند. هنگامی که مشتریان اقدام به مقایسه انتخاب های در دسترس می کنند، در نهایت بهترین گزینه را انتخاب خواهند کرد. گاهی اوقات انتخاب بسیار ساده است. این امر در زمان مواجهه با یک برند بسیار مشهور روی می دهد. در سایر موارد نتیجه نهایی از طریق مشاهده سطح بالاتر خلاقیت و سایر موارد جزئی برندها تعیین می شود. در نهایت برندی که توانایی بهتری در زمینه تمرکز بر روی جزییات داشته باشد، برنده نهایی خواهد بود.

برندسازی درست مانند یک مبارزه ورزشی است. در این میان کیفیت بازاریابی برندمان سلاح و نیروی ما خواهد بود. اگر کیفیت سایت و کمپین بازاریابی ما بسیار نامناسب باشد، مانند حضور در میدان مسابقه با سلاحی شبیه به یک چاقوی کوچک خواهد بود. بدون تردید در چنین مسابقه ای ما از پیش شکست خورده هستیم.

بدون ساخت یک برند جذاب و ماندگار در ذهن مخاطب، موفقیت ما به دو عامل بستگی دارد: روابط شخصی ما مشتریان و قیمت پایین.

تلاش برای فروش بیشتر با تکیه بر رابطه نزدیک با مشتریان و کاهش سطح قیمت استراتژی بسیار مناسبی محسوب می شود. به شرط اینکه دامنه کسب و کار ما بسیار محدود باشد، با این حال وقتی پای برندهای بزرگ میان باشد استفاده از تکنیک فوق هیچ مزیتی به همراه نخواهد داشت. در این شرایط ما باید به فکر رقابت نزدیک با برندهای رقیب باشیم. این شرایط دقیقا وضعیت رقابت برندهای بزرگ در سطح جهانی را توصیف می کند. در دنیای واقعی رقابت برندهای بزرگ براساس تعریف سطح قیمت های پایین تر روی نمی دهد. یک برند در صورت استفاده مناسب از توانایی های خود نیازی به کاهش سطح قیمت محصولاتش ندارد. البته این به معنای تعیین قیمت بسیار بالا نیست. منظور من اشاره به سرمایه گذاری قابل توجه شرکت های بزرگ بر روی برندشان به منظور فروش محصولات است.

برند ما یک سیگنال قوی به مشتریان بالقوه در زمینه تعیین انتظارات شان از ماست. مشتریان در تصمیم گیری های خریدشان ابتدا برندهای قوی را انتخاب می کنند. این امر به دلیل کاهش ریسک های خرید از برندهای معتبر و بزرگ است.

تکرار فرآیند خرید

یکی از حقایق مهم کسب و کار مربوط به حوزه برندسازی است. یک برند بدون توانایی تکرار خرید مشتریان هیچ مزیتی نخواهد داشت. تمام توانایی یک برند در ترغیب مشتریان به تکرار خریدشان نهفته است.

توانایی فروش محصول به مشتریان برای یک بار بسیار عالی است، اما اگر مشتریان ما دوباره به سراغ برندمان نیایند، چه؟ این امر چه پیامی را برای دیگر مشتریان بالقوه ما مخابره خواهد کرد؟ واقعیت دنیای کسب و کار فروش چندباره محصولات از سوی برندهاست. حتی عمل جراحی قلب هم بیش از یک بار امکان انجام دارد، پس چرا حوزه کسب و کار اینگونه نباشد؟

به عنوان یک بیمار شاید شما چند بار نیاز به عمل جراحی قلب نداشته باشید (امیدوارم اصلا نیازی بدان پیدا نکنید) با این حال اوضاع در حوزه کسب و کار بر ضرورت ترغیب مشتریان به خرید چند باره استوار است. وقتی برند ما مشتریان ثابت زیادی داشته باشد، پیام واضحی را به سایر مشتریان مخابره خواهد کرد. دلیل موفقیت مداوم برندهای بزرگ نیز دقیقا همین امر است.

آنچه مشتریان را به سوی برندمان برمی گرداند، نه کمپین های بازاریابی، بلکه کیفیت خدمات مان است. من معتقدم که کسب و کارهای موفق برندهای موفق را ایجاد می کنند. ترغیب مخاطب به سوی خرید دوباره از درون یک شرکت شروع می شود. تولید محصولات باکیفیت و خدمات جانبی مطلوب مهم ترین المان در این میان است.

اگر شما محصولی عالی داشته باشید، این امر باید با سایر بخش های باکیفیت همراه باشد. در غیر این صورت مشتریان به تکرار خریدشان فکر نخواهند کرد.

جمع بندی نهایی

برندهای جذاب و ماندگار در ذهن مخاطب دارای یک مجموعه بهم پیوسته هستند: بازاریابی، محصول و کارمندان عالی.

امروزه مفهوم برندسازی دارای فاکتورهای چندگانه است. در این میان برای موفقیت باید بخش های مختلف برندمان را در سطحی بالا نگه داریم. بدون تردید این امر بسیار دشوار خواهد بود، چراکه میزان زیادی وقت و انرژی را طلب می کند. همچنین نباید الزام های مالی را نیز از نظر دور داشت. نکته مهم اما نتیجه چشمگیر و سودمند پیگیری چنین الگویی است. یک برند موفق توانایی مشاهده چند باره مشتریانش را دارد. به این ترتیب طیف وسیعی از مشتریان آنها بدل به مشتریان وفادار خواهند شد. در دنیای کسب و کار مشتریان وفادار ارزش واقعی یک برند قلمداد می شوند.

خوشبختانه تمام معیارهای برندسازی قابل ارزیابی دقیق هستند. به این ترتیب دشواری های برندسازی برای ما تا حد زیادی کاسته خواهد شد.

منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   

پذیرش پیشنهاد فرصت شغلی جدید، راه اندازی استارتاپ خودتان و یا حتی استخدام شدن برای یک شغل دولتی همگی بستگی به توانایی شما در ارزیابی فرصت هایی دارد که هر روز دَر خانه شما را می زنند!

سوال این است که آیا راهی وجود دارد که مهارت شما را در تشخیص و یا حتی پیش بینی فرصت های آینده یاری کند؟ به راستی کارآفرینان موفق چگونه این مهارت را کسب کرده اند؟

 حتما شما هم مانند بسیاری از مردم فرصت های طلایی زیادی در زندگی تان داشته اید و درست مانند آن ها این فرصت ها را خیلی راحت از دست داده اید چون نفهمیده اید که این فرصت ها چقدر خاص هستند و اگر از دست شان بدهید احتمالا دیگر هرگز به سراغ تان نمی آیند.

ناراحت نباشید! حتی ماهرترین کارآفرینان هم گاهی فرصت های خوبی را از دست می دهند. به عنوان شرکت سرمایه گذاری بِسِرمنت بر روی تعداد زیادی از استارتاپ ها همچون اپل، گوگل و… سرمایه گذاری کرده است اما در عین حال فرصت های زیادی را هم در این بین از دست داده است. مهم این است که شرکتی مثل بسرمنت از فرصت های از دست رفته درس گرفته است و در آینده تلاش بیشتری برای بهر برداری از فرصت ها می کند.

موفقیت نهایی ما حاصل شناسایی و بهره برداری از فرصت هایی است که امروز در محیط پیرامون مان وجود دارند. اگر شما بتوانید مهارتی بیشتر از عامه ی مردم در تشخیص فرصت های کارآفرینانه به دست آورید بدون شک آینده ی شغلی درخشانی خواهید داشت، اما چگونه این مهارت را کسب کنید؟ با درک راهکارهایی که در ادامه برایتان تشریح می کنیم:

۱. به یک ایده ی کامل و بدون نقص نیاز ندارید

شما معمولا زمانی ایده ی کسب و کارهای موفق را می شنوید که به خوبی گسترش داده شده اند اما واقعیت این است که این ایده ها در ابتدا خام و ناقص بوده اند. شما زمانی که ایده ای را می شنوید احتمالا به بسیاری از نقص هایش پی خواهید برد اما این مساله نباید شما را از دیدن فرصت هایی که در دل این ایده ها نهفته است غافل کند. معمولا وقتی متخصص جوانی در یک شرکت استخدام می شود نقص ها و اشکالات آن را می بیند حتی اگر شرکت بزرگی مانند گوگل باشد. اما چیزی که این افراد باهوش و جوان از دیدنش غافل می شوند فرصت هایی است که برای پیشرفت و بهبود وجود دارد. اگر منتظر این هستید که ایده ای کامل و بدون نقص به سراغ تان بیاید فقط وقت تان را تلف می کنید. چنین ایده ای وجود ندارد. البته این بدان معنی نیست که هر ایده ی ارزش دنبال کردن را دارد. بر روی ایده های کسب و کاری خود تحقیق کنید. زمانی که مطمئن شدید به قدر کافی خوب و سودآور هستند سعی کنید برای برطرف کردن نقص هایش راهکاری بیابید نه اینکه ایده تان را به کلی فراموش کنید.

۲. آینده با علم امروز ساخته می شود نه علم فردا

نوآوری ها و محصولات آینده به وسیله ابزارها و تکنولوژی هایی که امروز در دست شما هستند ساخته می شوند. کاملا در اشتباه هستید اگر فکر می کنید که یک ابزار و اختراع جدید ، فرصتی را برای نوآوری به وجود می آورد. بسیاری از مردم منتظر رسیدن یک تکنولوژی جدید هستند تا بتوانند به وسیله آن فرصت های کسب و کاری جدیدی به وجود آورند. گرچه اختراعات و تکنولوژی می توانند فرصت های تازه ای پدید آورند با این حال بسیاری از فرصت ها در به کارگیری و استفاده متفاوت از تکنولوژی های موجود نهفته اند. آیفون همان گوشی تلفن همراه بود فقط کمی پیشرفته تر و یا آیپاد به وسیله تکنولوژی هایی که وجود داشتند ساخته شد.

با توجه به این نکته، هنگام ارزیابی فرصت ها به تکنولوژی هایی که هنوز وجود ندارند فکر نکنید. تنها ابزاری که در اختیار شماست علم و تکنولوژی امروز است. به آینده فکر نکنید، آن را بسازید.

۳. هر ایده باید در زمان مناسبش اجرایی شود

یکی از مهم ترین سوالاتی که به عنوان یک کارآفرین باید به آن جواب بدهید این است: آیا الان زمان مناسبی برای پیاده کردن ایده تان است؟ ایده های فوق العاده ی زیادی وجود دارند که تا رسیدن زمان مناسب به یک فرصت کارآفرینانه تبدیل نمی شوند.

یکی از بزرگترین عوامل موفقیت فیس بوک این بود که در زمانی مناسب راه اندازی شد. امروزه شبکه های اجتماعی موبایل محور به موفقیت های عظیمی دست پیدا کرده اند. دلیل آن هم استفاده گسترده از اسمارت فون ها و در دسترس بودن اینترنت پرسرعت در بسیاری از کشور هاست. اما تاریخچه شبکه های اجتماعی به دهه نود و یا حتی قبل از آن باز می گردد. تمامی آن استارتاپ ها شکست خوردن چون در آن زمان استفاده از اینترنت به خصوص برای برقراری ارتباط بین افراد به اندازه ی امروز نبود.

۴. شکست پنجره به فرصت های جدید است

وقتی در اجرای ایده ای شکست خوردید از آن دست نکشید. اتفاقا شکست نشان می دهد که ایده تان ارزش دنبال کردن را دارد. در واقع بهترین فرصت ها زمانی شناخته می شوند که شما بارها در اجرای ایده شکست بخورید. در سال ۲۰۰۵ یوتیوب راه اندازی شد در حالی که در همان زمان حداقل ۳۰ سایت به اشتراک گذاری ویدیو دیگر هم وجود داشتند. از سال ۱۹۹۹ همه ی این شرکت ها با شکست مواجه شدند. اما این به خاطر بد بودن این ایده نبود. همانطور که بعدها یوتیوب با تغییرات کمی توانست یکی از موفق ترین کسب و کارهای مبتنی بر وب را بر پایه همین ایده راه اندازی کند.

برای اینکه فرصتی را به خوبی ارزیابی کنید، اول باید ببیند که چرا تلاش های قبلی برای اجرایی کردن اش شکست خورده است. مثلا در ماجرای یوتیوب بسیاری از استارتاپ های مشابه قبلی به خاطر کم بود پهنای باند اینترنت شکست خوردند. اگر مشکلی که باعث شده ایده تان قبلا شکست بخورد را کشف کنید و برطرفش سازید مطمئنا موفق خواهید شد.

هر ایده ای که شما دارید به احتمال زیاد بارها اجرایی شده و شکست خورده است. اگر نتوانید مشکل را پیدا کنید نمی توانید در اجرای این ایده موفق شوید. باید کاخ موفقیت خود را با استفاده از خرابه های شکست های قبلی بسازید.

منبع: اقتصاد آنلاین





نظرات()   
   

شاید کسب و کار شما هنور در دوره خردسالی باشد، با این حال عملکرد مطلوبی از خود نشان می دهد. به طور معمول صاحب های کسب و کارهای کوچک علاقه‎مند به توسعه شرکت شان هستند. آنها آمادگی انجام هر کاری برای تحقق این هدف را نیز دارند، با این حال همیشه یک مشکل پیش روی آنها قرار می گیرد. جالب اینکه مشکل مورد نظر خود آنها هستند.

مشکل اساسی بسیاری از کسب و کارهای کوچک فقدان تجربه در زمینه بازاریابی در کنار عدم ساماندهی تیم بازاریابی است. بدون تردید با توجه به وضعیت بسیاری از کسب و کارهای کوچک امکان همکاری با آژانس های بازاریابی وجود ندارد. بنابراین چه باید کرد؟ چگونه امکان راه‎اندازی کمپین بازاریابی دیجیتال برای کسب و کارهای کوچک وجود دارد؟ در این مقاله من قصد بررسی راهکارهایی برای پاسخگویی به این پرسش را دارم.

1. ایجاد یک روال عادی

به منظور دستیابی به موفقیت در عرصه بازاریابی تعیین یک روال عادی در شرکت مان ضروری خواهد بود. به عنوان یک کارآفرین، شما مسئولیت های بسیار بیشتری از آنچه جایگاه مدیریتی بیان می کند، دارید. بازاریابی فقط یکی از دغدغه های شما به عنوان کارآفرین خواهد بود.

توصیه من در این بخش تلاش برای اختصاص مقدار زمانی مناسب برای بازاریابی است، حتی اگر زمان مورد نظر فقط یک ساعت در هفته باشد. اقدام منطقی در این میان تنظیم روالی مناسب با توانایی های مان است. به این ترتیب رعایت آن تضمین خواهد شد. بدون تردید در ابتدا ما توانایی اختصاص زمان زیادی به فرآیند بازاریابی را نخواهیم داشت. با این حال شروع کار با هر مقدار زمانی موجب عادت مان به آن می شود. به این ترتیب در آینده مقدار زمان بیشتری به فرآیند بازاریابی اختصاص خواهیم داد. اگر ما توانایی رعایت روالی عادی مخصوص بازاریابی را داشته باشیم، تاثیرات مثبت آن به زودی کسب و کارمان را تحت تاثیر قرار خواهد داد. در غیر این صورت بدون برنامه ای منظم تمام زحمات مان بر باد می رود.

2. اولویت‎بندی هوشمندانه

بدون تردید در عرصه کسب و کار زمان مانند پول است. بازاریابی آنلاین کسب و کار در هر صنعتی اهمیت دارد. با این حال مقدار زیادی کارهای دیگر نیز برای رسیدگی وجود دارد. درست به همین دلیل ما باید بر روی الگویی از بازاریابی همراه هماهنگی بالا با کسب و کارمان تمرکز کنیم.

به منظور شروع یک کمپین بازاریابی دیجیتال بدون داشتن هرگونه بودجه ای باید به دستیابی طبیعی به مخاطب هدف در شبکه های اجتماعی توجه کنیم. همچنین توجه به الگوی بازاریابی محتوایی نیز دارای اهمیت بالایی است. یک توصیه منطقی در این میان نگارش محتوای جذاب و کاربردی برای سایت برندمان و همینطور فعالیت به عنوان نویسنده میهمان در سایت های بزرگ است. به این ترتیب دیگران با برند و کسب و کار ما آشنا خواهند شد.

اگر شما از بودجه ای مناسب برخوردار باشید، کار بازاریابی ساده تر خواهد شد. در این میان مشکل بسیاری از برندها فقدان زمان کافی برای سرمایه‎گذاری بر روی فرآیند بازاریابی است. توصیه من در این زمینه شروع کار با الگوی بازاریای مبتنی پرداخت بر اساس هر کلیک (PPC) است. در این مدل به ازای هر مقدار کلیک کاربران بر روی بنر تبلیغاتی آنلاین مان به سایت میزبان تبلیغ پول پرداخت می شود. بدون تردید این الگو بهترین شیوه بازاریابی دیجیتال محسوب نمی شود، با این حال برای شروع کار مناسب خواهد بود. مزیت اصلی این شیوه نتیجه‎بخشی در کوتاه‎مدت است. بنا بر این برند تازه کار ما مزه موفقیت در عرصه بازاریابی را خواهد چشید. این امر امیدواری بیشتری به ما در راستای ادامه مسیر می دهد. نکته مهم درخصوص الگوی بازاریابی پرداخت براساس هر کلیک توقف آن پس از کاهش تمایل ما به پرداخت هزینه است.

3. استفاده از ابزار طبقه‎بندی کارهای بازاریابی

اکنون شما یک روال عادی بازاریابی در شرکت تان دارید. همچنین کانال بازاریابی مورد نظرتان را نیز مورد شناسایی قرار داده اید. بی‌شک این فرآیند برای شروع کار بسیار عالی است، با این حال قدم بعدی شما چه خواهد بود؟ همانطور که پیش از این بیان کردم، زمان در عرصه کسب و کار مانند پول است. به همین دلیل باید برنامه ای دقیق برای مدیریت بهینه زمان مان داشته باشیم. استفاده از ابزار طبقه‎بندی کارهای بازاریابی دستیابی به این هدف را ساده تر خواهد کرد.

مزیت اصلی استفاده از ابزار طبقه‎بندی کارهای بازاریابی امکان رسیدگی به کارهای دارای اهمیت و فوریت در مرحله نخست است. خوشبختانه بسیاری از این ابزارهای با بهره‎مندی از هوش مصنوعی امکان ارزیابی و تحلیل وضعیت کارهای پیش روی ما را دارند. به این ترتیب آنها برنامه کاری ما در عرصه بازاریابی را به صورت خودکار طبقه‎بندی خواهند کرد. بدون تردید استفاده از ابزارهای هوشمند برای بازاریابی جذاب خواهد بود. با این حال هدف اصلی ما در اینجا بهره‎مندی از جذابیت بیشتر نیست. در حقیقت کاهش زمان مورد نیاز برای جست وجوی تکنیک های بازاریابی دیجیتال و بهبود وضعیت پیگیری امور در جریان از مهم ترین اهداف پشت این حرکت محسوب می شود. به این ترتیب ما زمان کافی برای توجه به سایر بخش های کسب و کارمان را خواهیم داشت.

4. ضرورت ارزیابی نتایج

بدون تردید خواسته هر برندی اطمینان از ثمربخشی زحماتش در عرصه بازاریابی دیجیتال است. هیچ‎کس علاقه ای به فعالیت سخت و سپس عدم دستیابی به اهداف اش را ندارد. واقعیت حوزه بازاریابی از شکست بسیاری از برندها در زمینه دستیابی به اهداف شان حکایت دارد. به این ترتیب باید به فکر راهکاری برای پیشگیری از شکست در عرصه کسب و کار باشیم. نکته مهم درخصوص فرآیند بازاریابی ضرورت آگاهی از هدف یا اهداف مان است. آیا هدف شما در این میان افزایش ترافیک سایت تان است؟ به عبارت بهتر، ما باید براساس اهداف مان دست به ارزیابی نتایج فرآیند بازاریابی برندمان بزنیم. در غیر این صورت معیار درستی برای سنجش موفقیت مان نخواهیم داشت. بنابراین در اینجا ما ابتدا باید هدف اصلی مان را شناخته و سپس به سراغ یافتن راهکاری برای ارزیابی آن باشیم.

بخش تحلیل و ارزیابی گوگل یکی از بهترین راهکارها برای ارزیابی نتایج است. این ابزار تحت عنوان Google Analystics در دسترس کاربران قرار دارد. برندها امکان استفاده از این ابزار برای مشاهده میزان ترافیک سایت و مقدار مطالعه هر مطلب از سوی کاربران را دارند. همچنین در زمینه شبکه های اجتماعی نیز امکان دسترسی به اطلاعات مفید براساس ارزیابی داده های طبقه‎بندی شده پلتفرم ها وجود دارد. به عنوان مثال، اینستاگرام، توییتر و فیس‎بوک اطلاعات طبقه‎بندی شده و کاربردی را در اختیار اکانت های تجاری قرار می دهند. تنها باید اکانت مان در این پلتفرم ها را به حالت تجاری درآوریم.

5. تصمیم‎گیری های داده محور

زمان در اختیار ما بسیار باارزش است، بنابراین باید از تمرکز بر روی نتیجه‎بخش ترین استراتژی های بازاریابی اطمینان حاصل کرد.

استفاده از ابزار Google Analystics امکان مشاهده اطلاعات مهمی در مورد سایت برندمان را فراهم می کند. نکته مهم در این میان تمرکز بر روی بهترین پست ها و مطالب مان در دنیای آنلاین است. به عبارت بهتر، بازدید و لایک بیشتر یک پست نسبت به دیگر محتوا بیانگر علاقه بیشتر کاربران به ماهیت آن است. بنابراین ما باید به دنبال تولید بیشتر محتوای مورد پسند مخاطب ها باشیم. این امر نیز از طریق ارزیابی سلیقه کاربران صورت می گیرد. در بسیاری از موارد مردم علاقه بیشتری به یک سری از موضوع ها یا فرمت‎های محتوایی نشان می دهند. به عنوان مثال، فرمت ویدئو دارای محبوبیت به مراتب بیشتری در مقایسه با سایر فرمت هاست. به همین دلیل نیز اغلب برندها اکنون سرمایه‎گذاری بسیار بالایی بر روی این فرمت انجام می دهند.

6. تقویت عضلات بازاریابی مان

شاید شما فرآیند بازاریابی را لذت‎بخش بیابید. در این صورت، دستیابی به موفقیت برای شما بسیار ساده خواهد بود. در صورت علاقه به حوزه بازاریابی امکان کسب آموزش های کاربردی و افزایش مهارت وجود دارد. شرکت در این دوره های آموزشی و افزایش اطلاعات مان در حوزه بازاریابی به تقویت آنچه عضلات بازاریابی شرکت نامیده می شود، کمک خواهد کرد. در نتیجه فرآیند بازاریابی برند ما با سهولت بیشتری دنبال خواهد شد. در این میان برای بهبود عضلات بازاریابی برندمان باید به دنبال ایجاد لوگو جذاب، صدا و شعار تبلیغاتی باشیم. این سه عنصر به تاثیرگذاری کمپین های بازاریابی ما کمک شایانی خواهد کرد. در غیر این صورت امکان بهره‎مندی از اهداف موردنظرمان وجود نخواهد داشت.

به موازات پیشرفت برندمان و امکان استخدام بازاریاب های دیجیتال، افزایش آگاهی مان در زمینه بازاریابی به ایجاد رابطه‎ای بهتر با اعضای تیم بازاریابی شرکت کمک خواهد کرد. حتی اگر ما به سراغ همکاری با آژانس های بازاریابی برویم، باز هم شانس تعامل سازنده و بهتری با آنها را خواهیم داشت.

بازاریابی نیازمند زمان است

موفقیت در عرصه بازاریابی دیجیتال یک شبه رخ نمی دهد، بنابراین باید اندکی شکیبایی مان را تقویت کنیم. مشکل اصل بسیاری از برندها در این میان تلاش برای کسب موفقیت سریع است. به همین دلیل در صورت عدم مشاهده موفقیت در بازه زمانی اندک به سرعت ناامید می شوند. همانطور که در بخش های قبلی اشاره کردم، اختصاص زمان کافی برای فرآیند بازاریابی اهمیت بالایی دارد. نیازی هم به اختصاص زمان بسیار زیاد از همان ابتدای کار نیست. هرچه زمان بیشتری را در حوزه بازاریابی صرف کنیم، مهارت های مان بیشتر می شود. به این ترتیب امکان توسعه بهتر محتوای بازاریابی مان فراهم می شود. نکته مهم در این میان به یاد داشتن ضرورت شکیبایی و تداوم در فعالیت بازاریابی است.

بدون تردید توسعه جلوه آنلاین برندمان یکی از تجربه های جذاب خواهد بود. تداوم در این عرصه ما را به سوی نتایج مطلوب راهنمایی خواهد کرد.


منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   

در شرق منهتن یک کافه کوچک و بسیار جالب وجود دارد. من اخیرا در سفرهای کاری ام به آنجا سر زده ام. در حقیقت من در طول چند ماه اخیر به یافتن محیط های جالب برای نگارش مقاله و ساماندهی به کارهای مشابه ام علاقه مند شده ام. کافه مورد بحث من یکی از بهترین محیط ها برای استراحت و رسیدگی به کارهای جزئی محسوب می شود. در حقیقت به محض ورود دیگر هیچ علاقه ای به ترک آنجا نخواهید داشت.

 منوی آنها شامل بسیاری از خوراکی های شناخته شده با طرز تهیه مخصوص است. به این ترتیب تقریبا با سلیقه تمام افراد سازگاری دارد. همه چیز در این کافه کاملا زیبا، با اصالت و چشم نواز طراحی شده است. همه اینها تا پیش از صحبت یکی از کارمندان پشت پیشخوان با یکی از مشتریان بود. مشتری مورد از تفاوت بین گلاتو و بستنی پرسید. پاسخ کارمند پشت پیشخوان به این ترتیب بود: «من نمی دانم. هنگامی که در کافه دیاری کوئین کار می کردم، هر دو به نظرم بستنی می آمدند.»

به راستی تا مدت زمانی طولانی چنین رخدادی را باور نکردم. فرض کنید یک مشتری وارد فروشگاه اپل شده و سوالی در مورد تفاوت میان مک بوک پرو و محصولات دِل بپرسد. چنین واکنشی را از سوی کارمند فروشگاه اپل در نظر بگیرید: «نمی دانم. همه آنها دکمه های مختلف، منبع تغذیه انرژی و کیبورد دارند.» در صورت چنین پاسخی به زودی کارمند موردنظر فقط سابقه کار ناموفق در فروشگاه اپل را در کارنامه اش خواهد داشت.

برند ما فقط به اندازه بدترین عملکردش خوب ارزیابی می شود

شرکت ها پول زیادی را برای فرآیند بازاریابی خرج می کنند. به عنوان صاحب یک کسب و کار کوچک میزان سرمایه گذاری ما بر روی حوزه بازاریابی بسیار زیاد خواهد بود. طراحی لوگو و سایت رسمی برای برندمان نیازمند صرف هزینه های مشخصی است. همه این عناصر وظیفه کمک به ما در راستای بیان داستان برندمان و جلب نظر مشتریان را دارد.

پس از سرمایه گذاری بر روی بخش بازاریابی نوبت به رفتار با مشتریان می رسد. پس از نخستین تماس تلفنی مشتریان باید به هماهنگی نحوه برخورد کارمندان مان با آنها و اهداف برندمان فکر کنیم. در مورد مثال کافه قبلی این هماهنگی به هیچ وجه رعایت نشده بود. چراکه تمام زحمت های کافه با یک اقدام اشتباه از سوی کارمند پشت پیشخوان بههم ریخت.

اگر شما در زمینه کسب و کار آنلاین فعالیت دارید، به واکنش مشتریان تان در صورت تاخیر چهار روزه در پاسخگویی به ایمیل های شان فکر کنید. بدون تردید چنین رفتارهایی پیام مناسبی را مخابره نخواهد کرد. آیا برند ما توانایی کاهش تاثیرگذاری تجربه های شخصی کارمندان در تعامل با مشتریان را دارد؟

بازاریابی داخلی در برابر بازاریابی خارجی

آنچه در دو بخش قبلی بیان شد، تفاوت میان بازاریابی داخلی و خارجی را بیان می کند. بازاریابی خارجی اموری نظیر تبلیغات، طراحی لوگو و وب سایت را شامل می شود. به عبارت بهتر، تمام کارهایی که برای جلب نظر مشتریان به کسب و کارمان صورت می گیرد.

بازاریابی داخلی شیوه پاسخگویی ما در برابر تماس های مشتریان، پاسخ به ایمیل ها و رفتارمان با آنها در فروشگاه است.

اگر بازاریابی خارجی محل بیان داستان برندمان باشد، بازاریابی داخلی محلی برای تحقق آن داستان خواهد بود. به این ترتیب ما فرصت تحقق وعده ها و ارزش های اصلی مورد تاکید برندمان را خواهیم داشت. به این ترتیب در صورت عدم سازگاری بازاریابی خارجی برندمان با وضعیت بازاریابی داخلی فرآیند جلب اعتماد مشتریان بر هم خواهد خورد. نکته مهم درخصوص بازاریاب داخلی ارتباط آن با تجربه هر روز مشتریان از برندمان است. به این ترتیب یک اشتباه کوچک نیز در این میان کار را خراب خواهد کرد.

درسی برای همه ما

همانطور که در حال نگارش این مقاله بودم، کارمند پشت پیشخوان در میز کناری من همراه با همکارش مشغول نوشیدن هات چاکلت بود. در این میان صحبت وی با همکارش بسیار جالب بود: «نمی توانم صبر کنم تا کار تمام شود، درها را قفل کنم و از اینجا بروم.»

بدون تردید در این مورد درسی نهفته است. در حقیقت دو درس مهم وجود دارد. درس نخست شاید ضرورت عدم استخدام افراد بی علاقه به کسب و کارمان باشد. اگر هم استخدام شان می کنید، باید به آنها در راستای علاقه مندی به کسب و کارمان کمک کنیم. درس دوم، اندکی تامل پیرامون بازاریابی داخلی برندمان خواهد بود، چراکه اگر در این زمینه موفق نباشیم، هیچ کدام از فرآیندهای بازاریابی خارجی مان موفقیت آمیز نخواهد بود.


منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   

با توجه به نظرسنجی انجام شده در خصوص استراتژی‌های محبوب صاحبان کسب و کارهای کوچک برای بازاریابی، استفاده از رسانه‌های اجتماعی در جایگاه نخست قرار گرفت.

 بر اساس گزارش ارائه شده توسط Keap، حدود نیمی از صاحبان کسب و کارهای کوچک در ایالات متحده، در سال جاری، از رسانه‌های اجتماعی به عنوان بخشی از استراتژی پیش‌برد بازاریابی خود استفاده کرده‌اند. در میان کسانی که از رسانه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند، حدود سه نفر از ده نفر برنامه‌ریزی کرده‌اند که میزان استفاده خود از این رسانه‌ها را در سال جاری افزایش دهند.

در ادامه قابل ذکر است که حدود یک سوم از صاحبان کسب و کارهای کوچک گفته‌اند که رسانه‌های اجتماعی، تبلیغات دیجیتال، بازاریابی به وسیله ایمیل، جست و جوگرها، بازاریابی محتوا و تبلیغات چاپی یا ایمیل مستقیم، بخشی از استراتژی بازاریابی آنها نبوده است.

همانطور که در نمودار مشاهده می‌شود، جایگاه دوم را در لیست استراتژی‌های صاحبان کسب و کارهای کوچک، با میزان 23درصد به بخش تبلیغات دیجیتالی اختصاص دارد.

در نمودار ارائه شده، استراتژی‌های استفاده شده برای بازاریابی توسط صاحبان کسب و کارهای کوچک در سال جاری را مشاهده می‌کنید؛

photo_2019-06-01_17-10-38

مهسا نجاتی

منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

از دانشجویی با دست خالی به یک برند بزرگ زیورآلات در ایران رسیده است و حالا پیشنهادهایی برای افتتاح فروشگاه در کشورهای خارجی دارد. این سرگذشت زنی جوان است که از اینستاگرام شروع کرد و حالا با یک کارگاه ١٥ نفره مالک یک برند شناخته شده زیورآلات در ایران است، اما این تنها یک مورد نیست که می‌خواهیم به شما معرفی کنیم. حالا چیزی حدود ٢٠ دانشجو در پل کالج تهران یک فروشگاه بزرگ مشترک دارند و پوشاک دست‌سازشان را آن‌جا می‌فروشند.

فروشگاهی که بین «تریپ هنری‌ها» معروف و زبانزد شده است و مورد سوم یک گروه سه نفره از دانشجویان خوش فکر هنری است که لباس‌های نوجوانان را با نقاشی‌های دلخواه شان تولید می‌کنند و بسیار هم پرطرفدار شده‌اند.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از شهروند، امید شنعه، رئیس بنیاد توسعه و تعاونی‌های کارآفرینی تهران می‌گوید که یک راه میان بر برای افرادی با سرمایه کم و ایده‌های خلاقانه وجود دارد تا به سرعت در بازار شناخته شوند و به درآمدزایی برسند و آن تشکیل کارهای گروهی و تقسیم و مدیریت اصولی هزینه‌هاست.

یک فروشگاه اشتراکی با مالکان دانشجو

یک فروشگاه بزرگ نزدیک دانشگاه‌شان در پل کالج دارند. فروشگاهی پر از کیف و کفش‌های دست دوز با چرم، نمد، قطعات گلیم و پارچه‌های شاد و رنگارنگ. لباس‌هایی که روی آنها اشعار فارسی خطاطی شده است. زیورآلاتی با نقش‌های ایران باستان و.... این‌جا فروشگاه تعدادی از دانشجویان یک دانشگاه هنر غیرانتفاعی است. خودشان می‌گویند فکر کردند که اگر بخواهند با فروش کارهای تک و جزیی به یک مغازه برسند، سالیان‌سال باید کار کنند و چه بسا میانه کار خسته شوند و به پشت میزنشینی روی آورند! می‌گویند تصمیم گرفتیم همگی -که تعدادشان ٢٠ نفر می‌شود- پول روی هم بگذاریم و یک مغازه اجاره کنیم. حالا آنها کارهای تولیدی‌شان را در مغازه می‌آورند و می‌فروشند. هزینه‌های جاری مغازه را مساوی تقسیم می‌کنند و سود حاصل از فروش را براساس کارهایی که یک فرد تولید کرده است، می‌پردازند. خودشان می‌گویند دو‌سال صبر کرده‌اند تا به سوددهی رسیده‌اند، اما حالا از نتیجه کار ناراضی نیستند.

می‌گویند مشتری‌های جوان و با تیپ‌های خاص هنری دارند و چون آنها می‌توانند همه کالاهای مورد نیاز برای ظاهرشان را این‌جا به صورت یکجا پیدا کنند، فروشگاه‌شان به سرعت دیده شده است.

لباس با نقاشی سفارشی مخصوص نوجوانان!

آنها یک گروه کوچک هستند که توانسته‌اند با یک فروشگاه اینستاگرامی مشتریان زیادی برای خود دست و پا کنند.  ایده آنها بسیار ساده و خلاصه است. می‌گویند که بیشتر لباس‌هایی که آماده می‌خریم طرح و نقاشی‌هایش از پیش آماده شده است و در بازار ایران امکان کمی وجود دارد تا مشتری نقاشی دلخواهش را روی لباسش سفارش بدهد. کار آنها نقاشی‌های سفارشی روی لباس است. خودشان می‌گویند بیشتر مشتریان‌شان تینیجرها هستند. آنها خیلی علاقه دارند که لباس‌هایی با طرح‌های متفاوت داشته باشند تا جلب توجه کنند. بعضی‌های‌شان روی تی‌شرت‌شان اسامی‌شان را به صورت فارسی طراحی می‌کنند و سفارش می‌دهند، بعضی‌ها می‌خواهند روی کفش‌شان طراحی و نقاشی کنند و بعضی دیگر روی شلوارشان تصویری از شخصیت‌های مورد علاقه‌شان یا جمله و نمادی از آنها را سفارش می‌دهند.

نرگس رحیمی می‌گوید: «لباس با طرح سفارشی معمولا در بازار ایران تنها برای مشتریان پولدار با خیاط‌های مخصوص است. ما تلاش کردیم این تجربه را برای همه مشتریان‌مان ایجاد کنیم و به همین دلیل طرح‌های سفارشی‌مان که قیمت نسبتا مناسبی دارند با استقبال مشتریان اینستاگرامی‌مان مواجه شد.»

آنها ٣ نفر هستند و با یک وام ٥‌میلیون تومانی و خرید لوازم و رنگ‌های قابل شست‌وشوی نقاشی کارشان را در خانه‌شان شروع کرده‌اند. سفارش‌های هفتگی را بین خودشان تقسیم می‌کنند و هرکس کار را در خانه خودش انجام می‌دهد و برای مشتریان با پیک  ارسال می‌کند.

این دانشجویان هنر می‌گویند که به فروشگاه اینستاگرامی‌شان بسنده نکرده‌اند و اطلاعیه‌هایی برای معرفی کارشان به فروشگاه‌های پوشاک داده‌اند و از آنها هم سفارش می‌گیرند.

از بی‌پولی دوران دانشجویی تا برند بزرگ زیورآلات

طرح‌های ظریف میناکاری ایرانی روی زیورآلات. این خلاصه کاری است که استارتش را یک دانشجوی هنر به نام راضیه حبیبی زد و به سرعت توانست فالوورهای زیادی در اینستاگرام جذب کند. کار خلاقانه یک دانشجوی شمالی و البته زیورآلات چشم‌نواز او آن‌قدر پرمشتری شد که دیگر نتوانست جوابگوی آن همه تقاضا باشد و به ناچار تعدادی از همکلاسی‌هایش را به کمک طلبید. آنها حالا یک برند معروف زیورآلات دارند و چند شعبه فروشگاه در تهران و شهرستان و حتی پیشنهادهایی برای ایجاد فروشگاه در کشورهای خارجی داشته‌اند. کارگاه ١٥ نفره آنها توانسته است یک شغل پردرآمد برای این همکلاسی‌ها که حالا فارغ التحصیل شده‌اند، ایجاد کند.

او درباره این‌که چگونه استارت این کار را زده است  می‌گوید: «دوران دانشجویی سختی داشتم زیرا وضع مالی‌ام چندان مطلوب نبود و گاهی شرایط  سخت باعث  می‌شود تا یک کار متفاوت به وجود بیاید.»

حبیبی ادامه می‌دهد: «سال آخر دانشگاه بودم که به این فکر افتادم که میناکاری را روی زیورآلات بیاورم. ایده‌ای که تا قبل از این اجرا نشده بود و بیشتر طراحی‌ها و نقاشی‌های روی زیورآلات معمولا با لاک و گواش بود که پس از مدتی محو می‌شد. این در حالی است که مینا هم بادوام‌تر و زیباتر بود و هم این‌که مشتری با خرید زیورآلات درواقع صاحب یک اثر هنری اصیل در اندازه مینیاتوری می‌شد.»

این کارآفرین توضیح می‌دهد: «این ایده خلاقانه توانست جای خود را در میان مخاطبانش پیدا کند و من  به جای کارهای تکی  تصمیم گرفتم کارگاهی راه‌اندازی کنم و ١٥ نفر در آن مشغول به کار شویم؛ می‌توانم بگویم فکر من سرمایه‌ام بود.»

او می‌گوید: «البته در ابتدا چنین ایده‌ای نداشتم و در بازارچه‌های سنتی  ورود پیدا کردم تا نیاز خود را برطرف کنم؛ اما پس از مدتی این فکر به ذهنم رسید چرا خودم تولید نکنم؟ به هر طریقی که بود با وام ٢‌ میلیون تومانی کوره‌ای را خریداری کردم تا ایده‌ام را به حقیقت تبدیل کنم؛ چرا که کاری متفاوت در نظر داشتم  و خوشبختانه مورد استقبال هم قرار گرفت.»

حبیبی  در ادامه با تأکید بر این‌که بیشتر کسانی که در کارگاهش کار می‌کنند از اهالی هنر هستند و  ابتدا  این افراد مورد آموزش قرار گرفته‌اند و پس از آن با نظارت مستقیم فعالیت می‌کنند، می‌گوید: «معمولا افرادی که در کارگاه کار می‌کنند از فارغ‌التحصیلان رشته‌های هنر هستند. البته  در این‌جا امتیازی هم برای افراد مشغول در کارگاه قایل شدیم؛ این‌که  در صورت عدم توانایی حضور در کارگاه، کار خود را در خانه انجام دهند و یک روز برای تحویل کار حضور داشته باشند.»

اما حالا فروش این برندی که توانسته جای خود را در میان مشتریان  پیدا کند، به چه شکل است؟

صاحب این  برند  معروف زیورآلات می‌گوید: «نمی‌توان  درآمد معینی را برای  ما در نظر گرفت؛ چرا  که یک ماه فروش خوبی داریم و در ماه دیگر نه؛ به‌ عنوان مثال فروش ما در ماه‌های محرم، صفر و رمضان از نصف کمتر می‌شود و به ٧٠‌میلیون تومان می‌رسد در صورتی که در ماه‌های پرفروش چیزی بین ١٥٠‌میلیون تومان  تا ٢٠٠‌ میلیون تومان فروش داریم که می‌تواند جبران ماه‌های کم‌فروش‌مان را کند زیرا ماه‌هایی هست که ما ٣٠‌میلیون تومان بیشتر فروش نداریم و  من ماهیانه باید ٣٠‌میلیون تومان  دستمزد پرداخت کنم.»

تک‌خوری نکنید!

به جای این‌که استارت کارتان را تک‌نفره بزنید و سال‌های طولانی برای بازگشت سرمایه‌تان منتظر بمانید، یک کار مشترک و گروهی شروع کنید. این توصیه بسیاری از کارشناسان بازار کار به افرادی است که سرمایه کمی دارند اما با ایده خلاقانه و مشتری‌پسند می‌توانند بازار خوبی به دست بیاورند.

در جای جای جهان  بنگاه‌های کوچک و  بزرگی وجود دارد که  با اندک سرمایه و البته به صورت گروهی پایه‌گذاری شده است. اتفاقی که در ایران کمتر تجربه شده است؛ چرا که می‌گویند ایرانی‌ها علاقه زیادی به کار گروهی ندارند و همین اخلاق باعث می‌شود که آنها مشاغلی پرهزینه‌تر و با راندمان کمتر و ضعیف‌تر داشته باشند. در حالی ‌که یک کار گروهی می‌تواند سرعت تولید و کیفیت محصولات‌تان را افزایش دهد، خلاقیت و فکرهای خوب منحصر به یک نفر نباشد و با تقسیم هزینه‌هایی مانند اجاره، مالیات و... حتی باعث کاهش هزینه‌های‌تان شود. درست است که درآمد هم تقسیم می‌شود اما این‌که در شروع کار و با دست خالی بیشتر به فکر تقسیم هزینه‌ها باشید، عاقلانه‌تر است.

در این رابطه امید شنعه،  رئیس بنیاد توسعه و تعاونی‌های کارآفرینی تهران می‌گوید: «اگر افراد برای برندینگ می‌خواهند سرمایه‌گذاری کنند، بهتر است در بنگاه‌های  بزرگ سرمایه‌گذاری کنند و اگر می‌خواهند خودشان دست به کار شوند و برند خودشان را داشته باشند، بهتر است کار گروهی را شروع کنند؛ چرا که از نظر اقتصادی و اصول بازار کار این اتفاق برای‌شان مقرون به صرفه‌تر است. » او ادامه می‌دهد: «راه عاقلانه‌تر این است که افراد با کارگاه‌های کوچک با برندهای بزرگ حرف بزنند و آنها را متقاعد کنند که سفارش‌های آنها را انجام می‌دهند و‌درصدی سود می‌گیرند. این کار باعث می‌شود که برندهایی با سرمایه بالا، مواد اولیه این کارگاه‌ها را تأمین کنند و هزینه تبلیغات، فروش و بازاریابی آنها را به عهده بگیرند و افراد با کارگاه‌های کوچک سریع‌تر و ارزان‌تر به درآمدزایی برسند.»


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

تحقیقات دانشگاه مک گیل بر روی ۶۰۰ شرکت که در عرصه های مختلف کار می کردند نشان داد شرکت هایی که در دوران رکود بودجه تبلیغات و بازاریابی شان را بهبود بخشیدند در فروش خود بیش از ۲۵۵ درصد موفق تر از شرکت هایی بودند که این بخش از بودجه شان را قطع کردند یا کاهش دادند. برتری این شرکت ها در دوران بعد از رکود هم عمدتاً ادامه داشته است.

 هر گونه فعالیت اقتصادی در بستری از زمان انجام می شود، گاه زمان رونق و گاه دوران رکود؛ این طبیعت اقتصاد است. مهم این است که بتوانید در هر زمان، بهترین عملکرد را داشته باشید.

درس جدید سواد زندگی، 16 راه بسیار مهم برای کار و کسب و درآمدزایی در دوران رکود را پیشنهاد می کند:

1 - در دوران رکود، باید استراتژی شرکت شما، قبل از هر چیزی "بقا" باشد و نه "سود حداکثری" ؛ تا این واقعیت را نپذیرید نخواهید توانست زیست مناسبی در دوران رکود داشته باشید. پس در گام اول، استراتژی تان را واقع بینانه بازتعریف کنید.

2 - هزینه های شرکت را مجدداً و با وسواس بسیار بررسی کنید و ببینید کدام هزینه ها را می توان قطع کرد یا کاست؛ مدیریت هزینه ها ارزشی به مراتب بیشتر از افزایش درآمد دارد؛ قاطعانه در این باره اقدام کنید.

3 - مشتریان کسب و کارها در دوران رکود معمولاً خریدشان را متوقف نمی کنند بلکه آن را محدود می کنند. بنابراین فروش سخت تر از قبل می شود.

در چنین وضعیتی باید بکوشید خود را با محدودیت های مشتریان وفق دهید و با خدمت رسانی بیشتر به آنها، وفاداری شان را حفظ کنید در غیر این صورت به سمت رقبا خواهند رفت. کارهایی مانند این چند مورد می توانند به شما در حفظ مشتریان وفادار کمک کنند:

   - ارائه تخفیف های مناسب و حتی دراز مدت (به جای کاهش قیمت)

   - فروش اقساطی

   - فروش با جایزه

   - ارائه آفرها ( مانند خرید به اندازه n تومان = دریافت یک بسته از کالای x )

4 - سبد محصولات خود را متنوع کنید و کالا و خدمات ارزان تر نیز در آن بگنجانید. مثلاً اگر صاحب یک سوپرمارکت هستید، ماکارونی های ارزان تری هم بیاورید، یا اگر معلم زبانی هستید که تدریس خصوصی می کنید، از این پس کلاس های 5  نفری را هم بپذیرید تا هزینه ها بین شاگردان تان سرشکن شود یا اگر مشاور هستید می توانید در کنار مشاوره های مرسوم یک ساعته ، مشاوره های محدود 20 دقیقه ای با قیمت پایین را هم بگنجانید (مثلاً به این شکل که مراجعه کننده از قبل مشکل اش را در یک صفحه تایپ شده به شما بدهد تا شما فرصت بیشتری برای مشاوره دادن در زمان محدود داشته باشید/ البته این فقط یک مثال است و شاید مقررات و الزامات درباره مشاوره جور دیگری ایجاب کند).

بدیهی است که در هر کسب و کاری معنای ارزان و گران متفاوت است. اگر شما فروشنده ساعت های لوکس هستید ممکن  است با آوردن ساعت های 5 میلیون تومانی در کنار ساعت های موجود 20 - 10 میلیون تومانی، بتوانید بخشی از مشتریان قبلی را حفظ کنید ولی در یک ساندویچی با گنجاندن فلافل ارزان قیمت در کنار همبرگرها، به حفظ مشتری فکر کنید.

5 - در دروان رکود، مردم بیش از آن که به ظاهر و بسته بندی های شکیل توجه کنند، متوجه قیمت ها و مقایسه آن با موجودی کارت بانکی شان هستند. لذا اگر تولید کننده هستید - به ویژه در اقلام عمومی - بکوشید با کاستن از هزینه بسته بندی، قیمت تمام شده را پایین بیاورید.

6 - هرگز در دام این که با کاهش کیفیت از قیمت ها بکاهید نیفتید. این تصمیم برندتان را منهدم خواهد کرد و حتی اگر بتوانید از دوران رکود نیز زنده بیرون بیایید، دیگر اعتمادی به شما وجود نخواهد داشت.

7 - از نیروهای شرکت تان بخواهید اگر پیشنهادهای خلاقانه ای برای بهبود وضعیت و کاهش هزینه ها دارند با شما در میان بگذارند. برای پیشنهادهای عملی، پاداش مناسب در نظر بگیرید.

8 - در دوران رکود، ممکن است روحیه نیروهایتان کاهش یابد. باید به عنوان رهبری دلسوز، با نیروهایتان همراهی و همدلی واقعی - و نه نمایشی -  داشته باشید. رفتار انسانی با نیروها به عنوان اعضای یک خانواده می تواند آنها را در کنار هم و در کنار شما نگه دارد.

جاهایی هم لازم است گوشه هایی از مشکلات را به آنها بگویید تا دچار این سوء تفاهم نشوند که شما ثمره کار آنها را به طور غیر منصفانه ای برای خود مصادره می کنید اما نباید طرح مشکلات به گونه ای باشد که آنها را از آینده بترساند و ناامیدشان کند.

راستی اگر مانند گذشته نمی توانید به هر کارمندتان ماهانه 200 هزار تومان پاداش بدهید ولی می توانید که یک جمعه را با آنها قرار بگذارید و با هم به کوه بروید یا یک سینما مهمان شان کنید.

9 - بررسی کنید گونه می توانید از فضای مجازی برای توسعه فروش تان استفاده کنید؛ این نکته بسیار مهم و حیاتی است.

10 - بسیاری از مدیران اولین کاری که در مواجهه با رکود می کنند، قطع یا کاهش بودجه تبلیغات و بازاریابی است.

تحقیقات دانشگاه مک گیل بر روی 600 شرکت که در عرصه های مختلف کار می کردند نشان داد شرکت هایی که در دوران رکود بودجه  تبلیغات و بازاریابی شان را بهبود بخشیدند در فروش خود بیش از 255 درصد موفق تر از شرکت هایی بودند که این بخش از بودجه شان را قطع کردند یا کاهش دادند. برتری این شرکت ها در دوران بعد از رکود هم عمدتاً ادامه داشته است.

تبلیغات و بازاریابی موثر در دوران رکود که مشتریان سردرگم و کلافه اند می تواند به آنها کمک کند، به ویژه این که رقبای زیادی به اشتباه بودجه تبلیغات و بازاریابی شان را کم یا قطع کرده اند و شما می توانید بهتر و راحت تر دیده شوید.

11 - ارتباط با مشتریان را تقویت کنید. پیشنهاد می کنیم از یک نرم افزار  CRM استفاده کنید. CRM یعنی مدیریت ارتباط با مشتری و برای این که این ارتباط به خوبی مدیریت شود نرم افزارهایی در بازار وجود دارند که اگر خوب انتخاب و عمل کنید، می توانید فروش تان را بالا ببرید.

12 - اگر در حالت عادی فروش تان در یک شهر پاسخگوی نیازهای شرکت تان بود، بررسی کنید که آیا در دروان رکود می توانید دایره جغرافیایی عرضه محصولات تان را گسترش دهید؟

13 - تحقیقات متعدد نشان می دهد در دوران رکود، همبستگی خانوادگی افزایش می یابد (مثلاً پدر به جای این که برای خود کفش نو بخرد، یکی از مایحتاج خانواده را می خرد یا به جای این که 4 بار انفرادی به رستوران برود، یک بار با خانواده به رستوران می رود یا مادر ترجیح می دهد به جای خرید طلا ، یخچال خراب شان را تعویض کند) . بنابراین در تبلیغات تان به جای فرد گرایی روی ارزش های خانوادگی تمرکز کنید.

14 - شبکه توزیع تان را بیش از پیش مورد حمایت قرار دهید تا انگیزه بیشتری برای توزیع محصول شما داشته باشند. آنها نیروهای خط مقدم شما هستند.

15 - در دوران رکود، بسیاری از رقبا نیروهای کارآمدشان را از دست می دهند، اگر بتوانید آنها را جذب کنید، سرمایه گذاری دراز مدتی برای شرکت خود انجام داده اید. پس حواس تان به اخراجی های رقبا باشد و البته نیروهای کلیدی تان را حفظ کنید.

16 - دانش مربوط به کار و کسب تان را بروز کنید. همچنین درباره بازاریابی و برندسازی و تبلیغات و ... کسب دانش کنید. حتماً ایده های جذابی برای رونق کار و کسب تان می یابید و از رقبا جلوتر می افتید.

منبع: عصر ایران


نظرات()   
   
دوشنبه 27 اسفند 1397  11:19 ب.ظ
نوع مطلب: (آریا خبر ،) توسط: محمد افشار

مربای موسوی محصولات تازه ای وارد بازارکرده که ضمن سلامت محور بودن به دلیل تازگی و استفاده از موادی که قبلاً در تولید محصولاتی نظیر مربا کاربرد نداشتند، مثل گل گاو زبان و چای ترش مورد توجه مخاطبان قرارگرفته است.

همیشه مارکتینگ به دنبال راه هایی تازه ای است تا در میان رقبایی که در بازار هستند بتوانند برندی را پایدار و کسب و کاری را پر رونق تر و ازسویی مشتریان را وفادارتر بسازد. استفاده از روش هایی که دیگران درآن وارد نشده اند و ایجاد امکان اتتخاب برای مشتری موضوعاتی است که از دید تیز بینانه ی مدیران بازاریابی مجموعه های موفق دراین مسیر دور نمی ماند.

مربای موسوی از سال 57 در تبریز به تولید انواع مربا پرداخته و از جمله شرکت هایی است که با حفظ کیفیت درعرصه ی رقابت حضوری فعال داشته است. این مجموعه یکی از مهمترین ویژگی هایش نوآوری رفتن راه هایی که دیگران نرفته اند و خلاقیت در تولید و بسته بندی خاص محصولات مربا است که زیبایی و نوآوری در کنار استفاده آسان برای مشتری مدنظر قرار دارد.


احمدی مدیرفروش این مجموعه ضمن اعلام مطلب فوق گفت: در حال حاضر این شرکت تیم های خلاقی که در حوزه های مختلف تولید و بسته بندی و مارکتینگ و فروش و به خصوص توزیع مویرگی به همه نقاط ایران و صادرات به کشورهایی نظیر عراق و... در اختیار دارد و با تولید بیش از 20 محصول متنوع مربا در شبکه های فروش نقش فعالی داشته و مشتریان وفادار مهمترین سرمایه های این مجموعه هستند.

وی با بیان اینکه دربازار فعلی که هر روز ذائقه ی مصرف کننده به خاطر وجود محصولات تازه درحال تغییر است پایبندی به تولید محصولات سنتی و قدیمی کفایت نمی کند و به همین علت این مجموعه اقدام به تولید مرباهایی که برای نخستین بار در ایران تولید شده نظیر مربای چای ترش با خواص کاهش دهنده گلسترول و قند خون و ضد افسردگی و همچنین مربای گل گاو زبان که خواص دارویی فراوانی دارند نموده است.

وی در ادامه گفت این مجموعه در طرح ریبرندینگ خود با این پیام با مخاطبان ارتباط برقرارکرده که اصولا وعده ی صبحانه به عنوان مهمترین وعده غذایی برای آنها دوست داشتنی و متنوع باشد و لذا با این هدف اقدام به تولید انواع متنوع و با کیفیت مرباهایی با طعم ها و مزه هایی خاص کردیم که ضمن خوشمزه بودن خواص دارویی و درمانی خود را حفظ کنند  و سفره ی صبحانه ی مشتریان دلچسب و متنوع تر از قبل باشد.



تولیدات مجموعه مربای موسوی نه تنها در سفره ی صبحانه مخاطبان بلکه به عنوان میان وعده هایی در کنار بستنی و نان تست و... پیشنهاد شده و البته قنادی ها نیز از مشتریان مرباهای خاص مجموعه هستند که در تولید انواع شیرینی جات مربایی کاربرد داشته و به خاطر غلظت و کیفیت و طعم طبیعی مورد استفاده قرار می گیرد.

او استقبال مخاطبان از انواع مربای جدید را مهمترین انگیزه تولید محصولاتی جدید عنوان کرده که خواص دارویی دارند و همچنین بسته بندی های متفاوت و خلاق و آسان بودن استفاده از آن برای مخاطب را ازجمله دیگر مزیت ها برشمرده است.

او با بیان اینکه برخی محصولات نظیر کیوی و تمشک و شاه توت در شکل مربا ماندگاری و کاربرد بیشتر و طولانی مدتی دارند گفت: تحقیقات بازار بخش مهمی از کار مارکتینگ این مجموعه است که با استفاده از نوآوری هایی که در تولید انواع مربا در دنیا انجام شده و ذائقه و نیاز مصرف کننده داخلی شامل دو بخش سنتی و جوان؛ اقدام به تولید و بسته بندی هایی شده که به حفظ و گسترش بازار 40 ساله مربای موسوی کمک می کند.



وی تبلیغات را عامل مهم معرفی محصولات تازه این شرکت دانست که سهم بالایی در جلب مخاطبان داشته که دربخش محیطی در شهرهای بزرگ و در شبکه های اجتماعی با قرعه کشی مسابقات سعی شده ارتباط پویایی با آنها برقرارشود و ثبت سفارشهایی نیز برپایه ی کمپین هایی که تاکنون برگزار شده انجام شده و برای محصولات آینده متناسب در بهار و تابستان نیز طرح های تبلیغاتی دیگری اجرا می شود.

مریم غضنفری

منبع: ام بی ای نیوز


نظرات()   
   
چهارشنبه 17 بهمن 1397  11:30 ب.ظ

در کوتاه مدت، وظیفه بازاریابی انطباق نیاز خریداران با محصولات موجود و در درازمدت، انطباق محصولات با احتیاجات خریداران است.


نظرات()   
   

اگر محصولات شرکت ها همه شبیه هم باشند پس مشتری چگونه تصمیم بگیرد؟ شرکت شما باید تفاوت داشته باشد و این تفاوت برای مشتری ارزش داشته باشد.


نظرات()   
   
پنجشنبه 10 آبان 1397  11:21 ب.ظ

در جهان امروز که شرکت های تازه بنیان و کارآفرین های عالی به وفور یافت می شوند، نمی توان خبرهای زیادی که در مورد شکست یک استارتاپ و یا مشکلاتی که در امر فروش اجناس به صورت مداوم شنیده می شود را نادیده گرفت. نکتۀ قابل تأمل این است که عدم وجود مهارت های مربوط به تکنولوژی، کمبود سرمایه و یا محصولات غیرمؤثر، علت وقوع این اتفاق نیستند. مشکل اصلی عموماً به امر فروش باز می گردد.

 در یک استارتاپ، هیچ چیز مهم تر از توانایی فروش نیست. با این حال، تعداد کمی از شرکت ها از این واقعیت اطلاع دارند. در دهۀ اخیر، من افتخار همکاری با گروه های فروش شرکت های بزرگ و موفق تکنولوژی محور با درآمد بالغ بر 500 میلیون دلار را در سراسر کشور داشته ام. سپس زندگی حرفه ای خود را صرف حمایت و همکاری با مؤسسین شرکت های تکنولوژی تجاری-تجاری در سال های ابتدایی فعالیت و کمک به پیاده سازی یک سیستم فروش در سطح جهانی کردم.

در ادامه به این یافته های چند ساله اشاره خواهم کرد. راه حل تمامی مشکلات فروش منوط به انجام صحیح سه اصل ساده، صرف نظر از بزرگی شرکت است که وجودشان برای شروع، پیشرفت و ساخت یک تیم فروش در سطح جهانی از الزامات محسوب می شود.

افراد

اولین قدم در اختیار داشتن افراد خبره و مناسب است. بزرگ ترین اشتباهی که در فهرست شکست یک تشکیلات در زمینۀ فروش وجود دارد، عدم توجه و اهمیت به مدیریت است. ملامت کردن مأموران فروش به دلیل فروش ضعیف، کاری ساده است، اما در صورت فروش ضعیف، این مدیران در سطوح سرپرستی و معاونت هستند که عموماً کار خود را درست انجام نداده اند. بله، طبیعتاً استخدام مأموران فروش خبره از اهمیت زیادی برخوردار است، اما اگر مدیریت گروه توسط یک مدیر معمولی انجام شود، مهارت، تجربه و یا تلاش تیم فروش بی نتیجه خواهد ماند.

فرآیند

دوم، وجود یک فرآیند استراتژیک است. زمانی که از نظر افراد تیم، کار شرکت تکمیل شد، چه اقدامات و فعالیت هایی را از آنها می خواهید؟ چه تعداد تماس تلفنی باید با مشتریان احتمالی برقرار کنند؟ پس از برقراری تماس چه کاری انجام می دهند؟ پس از چندبار تلاش برای فروش محصولات به یک مخاطب، دیگر با آنها تماس نمی گیرند؟ از چه کانال های دیگری برای رسیدن به مخاطب استفاده می کنند؟ زمانی که با مشتریان احتمالی صحبت می کنند و یا اعتراض آنها را می شنوند چگونه رفتار می کنند؟ چه مشکلاتی را برای مشتریان حل وفصل می کنند؟

اینها تنها قسمت کوچکی از سؤالاتی هستند که باید قبل از اولین تماس تلفنی مأمور فروش به آنها پاسخ داده شود. مدل سنتی و بدون برنامه دیگر قابلیت اجرایی نخواهد داشت. هنگامی که فرآیندی این چنین به وجود آمد، باید از چگونگی پیشبرد و آموزش فرآیند به افراد تیم و همچنین مسئول گروه مطمئن شوید. مدیران شما باید سخت کوش ترین افراد تشکیلات شما باشند و از عهده مسئولیت و آموزش تمامی تیم برای پیشبرد فرآیند به شکلی مطلوب برآیند. 

فرهنگ

هنگامی که افراد مناسب و فرآیند مورد نیاز را به دست آوردید، قدم سوم فرهنگ شرکت شما خواهد بود. این نکته ای است که اکثر شرکت ها در آن با مشکل مواجه می شوند. فرهنگ به وجود یک میز پینگ پنگ در سالن استراحت و یا مکانی برای چرت زدن خلاصه نمی شود. البته، اینها موارد قابل توجهی هستند، اما ربطی به فرهنگ شرکت شما ندارند. فرهنگ شرکت، مجموعه قوانین و ارزش هایی هستند که تشکیلات شما را تعریف می کنند و از بالاترین سطح شرکت شروع می شوند. 

اگر مدیرعامل شرکت منظم ترین فرد گروه باشد، فرهنگ تیم فروش نیز از همین قاعده پیروی خواهد کرد. اگر معاون فروش همواره برای ارتقای شخصی خود تلاش کند، فرهنگ تیم فروش نیز آن را منعکس خواهد کرد. اگر مدیران فروش خود را ملزم به موفقیت بالا و خواست محکم برای پیروزی کنند، تیم فروش نیز همگام با این فرهنگ پیش خواهد رفت. بیشتر رهبران دوست ندارند این گونه صحبت ها را بشنوند، اما حقیقت امر همین است. بیشتر افراد به نقش های مدیریتی به عنوان یک راه فرار از مسئولیت های دشوار نگاه می کنند؛ در حالی که باید زودتر از دیگران سر کار حاضر شوند، دیرتر روز کاری خود را به پایان رسانند و برای کمک به تیم خود تلاش کنند.

بزرگ ترین دستاوردهای زندگی عموماً در کوچک ترین جزییات پیدا می شوند. پیدا کردن افراد خبره، ساخت یک فرآیند قوی و به وجود آوردن فرهنگی مناسب هیچ پیچیدگی خاصی ندارد. شما تنها باید خود را برای انجام این امور متقاعد کنید. شکست در دنیای استارتاپ لزوماً آمار و ارقام نیست که تمام تلاش خود را صرف فرار کردن از آن کنید. از دیگران پیشی بگیرید و در بازی فروش پیروز شوید!


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

ترجیح می دهید ۲۴ ساعت هفته کار کنید یا از ساعت ۹ تا ۵ برده باشید؟ کارآفرینان معمولا گزینه اول را انتخاب می کنند، اما همیشه بیشتر کار کردن به معنای هوشمند کارکردن نیست. در حقیقت، عمده کارآفرینان اشتباهات احمقانه ای دارند. حقیقت دیگر این است که آنها مرتکب این اشتباه شده و حتی متوجه هم نیستند.

آیا شما هم مرتکب این اشتباهات می شوید؟ بیایید بررسی کنیم.

اشتباه شماره 1: حل کردن مشکلاتی که وجود ندارند

حل کردن مسائل غلط می تواند هر کسب و کاری را از مسیر اصلی اش منحرف کند، حال فرقی نمی کند که موسسانش چقدر باهوش باشند. عمده کارآفرینان کار خود را با یک ایده آغاز می کنند، اما در واقع باید کار خود را با یک مساله جدی شروع کنند. با حل کردن این مساله می توانند کسب و کار متعادل و پایداری را خلق کنند.

2. اشتباه شماره2: رشد سریع

اگر استارتاپ شما شاهد موفقیت اولیه ای باشد، وسوسه رشد و توسعه به سراغ تان می آید. شاید بخواهید مکان بزرگ تری داشته باشید. کارمندان بیشتری استخدام کنید. در حوزه بازاریابی سرمایه گذاری بیشتری داشته باشید، اما میان راهبرد سریع تر و راهبرد هوشمندانه تفاوت هایی وجود دارد.

راهبرد زودتر از موعد موجب عدم توانایی در برطرف کردن نیازهای مشتریان می شود. با این کار با هزینه های گزافی روبه رو می شوید که توانایی پرداخت آنها را نخواهید داشت. یک تحقیق گزارش داد که راهبرد و توسعه زودهنگام موجب 74درصد از شکست های استارتاپ های تکنولوژیک می شود. عجله ای برای رشد نداشته باشید. به جای آن، بنیان های شرکت خود را تقویت کرده تا بعدا بتوانید رشد هوشمندانه تری داشته باشید.

اشتباه شماره 3: نقصان در بازاریابی

در حالی که برخی از شرکت ها به سرعت توسعه می یابند، شرکت های دیگر فکر می کنند که توسعه برای شان اتفاق خواهد افتاد. آنها فکر می کنند که مشتریان از طریق تبلیغات شفاهی کسب و کارشان را پیدا خواهند کرد، اما حقیقت امر این است که همواره به بازاریابی نیاز خواهید داشت. حتی بهترین محصولات هم بدون بازاریابی صحیح شکست خواهند خورد.

بازاریابی نقطه تمایز شما با رقبای تان است. به اندازه ی کافی تحقیق کرده تا بدانید چه چیزی برای رسیدن به مخاطب تان بهترین کارکرد را دارد. از روش های بازاریابی متعددی استفاده کنید. علی رغم اینکه باید توجه خود را به صرف نقدینه خود مبذول داشته باشید، نباید از سرمایه گذاری در این حوزه ترسی به خود راه دهید.

اشتباه شماره 4: با کارکنان خود به گونه ای رفتار کنید، که شرکت های بزرگ با نیروهای خود رفتار می کند

شما نمی توانید به راحتی افراد درستی را استخدام کنید. بلکه باید با آنها به خوبی رفتار کنید. باید محیط را به گونه ای سامان دهید که میل ماندن در آن را داشته باشند. تحقیقات نشان داده اند که خروج کارکنان هزینه ای بالغ بر دو تا سه برابر حقوق کارمندان دارد.

میزان بالای خروج کارمندان، موجب شکست یک شرکت می شود. برای جلوگیری از این مساله باید برای کارمندان خود فرصت رشد فراهم کنید، آن را رهبری نموده و بر آنان تاثیرگذار باشید.

اشتباه شماره 5: داشتن ارائه به جای داشتن نمونه اولیه

حرف به تنهایی ارزشی ندارد. بسیاری از کارآفرینان برروی ساختن فایل های پاورپوینت و طرح های کسب و کاری که به ندرت قابلیت اجرایی شدن دارند، تمرکز دارند. برعکس، داشتن یک نمونه اولیه تاثیر دوچندانی خواهد داشت. نیازی نیست که این نمونه اولیه تمام و کمال باشد. تنها باید برای قانع کردن سرمایه گذاران کافی باشد و افق دید شما را به مشتریان تان تفهیم کند.

جان رمپتون سرمایه گذار می گوید: «داشتن ایده خوب یک چیز است، تبدیل آن به حقیقت یک مقوله دیگر است». «من به شخصه باید چند نمونه اولیه کارکردی ببینم». کارآفرینان باید ثابت کنند که مردم حاضرند برای ایده آنان پول بپردازند و به هنگام شنیدن در مورد کارشان تنها سری تکان ندهند.

اشتباه شماره 6: سخت گیری بی دلیل

بسیاری از کارآفرینان دو سرِ شمع را همزمان می سوزانند: به سختی کار می کنند و به خودشان هم سخت می گیرند. نیازی نیست که همیشه قِران به قِران پول تان را محاسبه کنید. گاهی اوقات مزیت های دیده نشده ای واقع می شوند که می توان آن ها را صرف خرید میز کار، صندلی کار مناسب تر و یا نرم افزاری جدید کرد.

اشتباه شماره 7: در نظر گرفتن «نه» به عنوان جواب

کارآفرینان قوی می دانند که در اکثر مواقع کلمه «نه» به معنای «نه هنوز» است. آنها زمانی از دیوارها گذر می کنند که دیگران به مانع برخورده اند. در حالی که سایر کارآفرینان «نه» را به مثابه علامت تسلیم می دانند، کارآفرینان قدرتمند آن را به عنوان بازخوردی ارزشمند خواهند دید.

شنیدن جواب رد از طرف سرمایه گذاران بدین معنا نیست که هرگز سرمایه لازم را کسب نخواهید کرد. بلکه بدین معناست که باید در مورد ارزشی که قصد ارائه کردن آن را دارید، تجدید نظر کنید. از این بازخورد استفاده کرده تا محصول و خدمات خود را تقویت نمایید و مسیر موفقیت را برای خود هموار کنید.

اشتباه شماره 8: مقدس انگاشتن طرح کسب وکار

اگر قرار بود طرح کسب و کارتان یک کتاب باشد، در گروه داستان های واقعی دسته بندی می شد، این طور نیست؟ البته که همین طور است، اما همه چیز همانطور که وصف کرده اید اتفاق می افتد؟ نه دقیقا. بدترین کارآفرینان طرح کسب و کار خود را به مثابه نقشه ای گام به گام برای موفقیت می پندارند. اما کارآفرینان موفق می دانند که این طرح های کسب و کار تنها حکم گارد ریل را دارند. شاید بتوانند تصمیم گیری های آینده را مشخص کنند اما نباید این تصمیمات را دیکته کنند.

باید سعی کنید که طرح کسب و کار منعطفی داشته باشید. همیشه همه چیز طبق نقشه پیش نخواهد رفت. ممکن است مشتری یا سرمایه گذار شما را رد کنند. فناوری های جدید می توانند صنعت تان را مختل کنند.

شرکت های بلاک باستر و کوداک به خاطر عدم تطابق با تغییرات منسوخ شدند. شما اشتباه آنان را تکرار نکنید. غرور را کنار گذاشته و هرجا که لازم بود آماده یادگیری باشید.

خودداری از این اشتباهات همیشه آسان نیست. شاید در مورد یک ایده بد هیجان زده شوید. شاید نیاز به تغییر عادات خود داشته باشید، اما نباید اشتباهات معرف شما باشند. می توانید از آنها درس بگیرید. مهم تر از همه اینکه می توانید قدم های اشتباه خود را شناسایی کرده و از تکرار این اشتباهات خودداری کنید. هرچه کارکرد هوشمند را بهتر فرا بگیرید، نتایج بهتری خواهید گرفت و می توانید به رویاهای کارآفرینی تان دست پیدا کنید.

سرتان را بالا بگیرید. روند را ادامه دهید. موفق خواهید شد!


منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   

وقتی صحبت از بازاریابی است، خواسته های تولید کننده مطرح نیست، تنها چیزی که اهمیت دارد، خواسته های مشتری است و احتمالا آنچه مشتری می خواهد، کاملا با آنچه تولید کننده فکر می کند، متفاوت است.


نظرات()   
   

کسب و کارهای توسعه یافته با سرمایه و سود بسیار زیاد، بودجه کافی جهت بازاریابی و تیم های تبلیغاتی را نیز دارند اما شرکت هایی مانند تولیدی جواهر که در یک پارکینگ فعالیت می کند، خط تولید پوشاکی که در یک اتاق خواب برقرار است و مثال هایی از این دست، بودجه کافی برای بازاریابی مشابه با شرکت های بزرگ را در اختیار ندارند. هرچند گزینه های بسیاری برای کسب وکارهایی که تنها محصولات دستی تولید می کنند وجود دارد که می توانند با استفاده از آنها شرکت شان را به سطحی بالاتر برسانند.

مصاحبه Business News Daily با مسئولان بازاریابی کسب وکارهای کوچک، راهنمایی های آنها برای بهترین روش بازاریابی و فروش محصولات دستی را در بر دارد.


وب سایت خودتان را بسازید

مؤسس زیبت، جاناتان پیکاک (Jonathan Peacock) می گوید، «هر که سودای فروش موفق محصولاتش به صورت آنلاین را در سر دارد، باید وبسایت خودش را راه اندازی کند. وقتی می خواهید محصولی را به صورت آنلاین تبلیغ کنید، نیاز به محلی دارید که آنها را ارسال کنید. آن محل باید وب سایت خودتان باشد، نه یک فروشگاه بزرگ مانند اتسی.»


پیکاک می گوید وقتی یک مراجعه کننده را به یک فروشگاه بزرگ می برید، معمولاً او را به فروشنده رقیب واگذار می کنید. در فروشگاه های بزرگ خریداران با انبوهی از گزینه ها مواجهند. حتی اگر مستقیماً به صفحه مربوط به محصول شما بیایند، بالا و پایین صفحه مملو از پیشنهاداتی از محصولات مشابه با محصول شماست.

داشتن وب سایت شخصی، امکان کنترل بیشتر را فراهم می کند. مایک خورف (Mike Khorev) مدیر توسعه شرکت بازاریابی Nine Peaks Media می گوید، «وقتی وب سایت خودتان را داشته باشید، مالک آن هستید و نیازی به کانال های رسانه ای همچون رسانه های اجتماعی که با گذر زمان تغییر می کنند، نخواهید داشت.» برای مثال تعداد مراجعه کنندگانی که پلتفرم های رسانه های اجتماعی اخیراً برای کسب وکارها ایجاد می کنند، نسبت به گذشته کاهش یافته است و شما باید برای جذب مخاطب بیشتر هزینه کنید. اگر امروزه تنها بر روی رسانه اجتماعی حساب کنید، احتمالاً مخاطبان بسیاری را از دست می دهید.

به دنبال روش های جدید فروش باشید

اگر در بررسی روش های فروش، تفکری خلاقانه داشته باشید و خود را محدود نسازید، از دیگر رقبای تان پیشی می گیرید و به موفقیتی مداوم می رسید.

نیت مسترسون(Nate Masterson)، مدیر بازاریابی Maple Holistics می گوید، «اگر در روش های فروش خلاقیت به خرج دهید، شاید مخاطبان جدیدی را بیابید که باعث رشد چشمگیر کسب وکارتان شوند.»

پیکاک می گوید، کارآفرینان خلاق باید به دنبال شیوه های جدید فروش باشند. البته توصیه او در زمینه هدایت نکردن مراجعه کنندگان به فروشگاه ها، الزاماً به معنای دست کشیدن از آنها نیست.

پیکاک در ادامه می افزاید، «دلیل اصلی اینکه فروشگاه ها محل مناسبی برای رهنمود بازدیدکننده نیستند، همان دلیل ارزشمندی آنهاست. مشتریان بالقوه از محصولات شما دیدن می کنند، چون شما بخشی از فروشگاه هستید. فروشگاه های خوب مخاطبان خود را دارند و این موضوع سبب ایجاد مخاطب بیشتر برای محصولات تان می شود. مخاطب بیشتر نیز به معنای فروش بیشتر است، بنابراین آیا لازم است در فروشگاه اتسی دست به فروش بزنید؟ البته که بله. فروشگاه آمازون مختص محصولات دست ساز چطور؟ بله. شما باید در هر تعداد فروشگاهی که می توانید، فروش داشته باشید.»

او می گوید از امتحان روش های مختلف بازاریابی از جمله رسانه اجتماعی، بازاریابی از طریق ایمیل، وبلاگ نویسی و . . . نترسید تا بتوانید بهترین راه فروش محصولات تان را بیابید. در هر تلاش تنها بر روی یکی از روش های فروش متمرکز شوید تا نتایج حاصل قابل مقایسه باشند.

از فروش چندمرحله ای استفاده کنید

فروش چندمرحله ای روشی از بررسی مقاطعی است که منجر به فروش می شوند. پیکاک می گوید این روش را مانند یک قیف تصور کنید. فروش معمولاً با مراوده اول انجام نمی شود و در حالت کلی مراحل متعددی پیش از خرید نهایی وجود دارد. براساس گفته فلین زایگر(Flynn Zaiger)، مدیرعامل آژانس بازاریابیOnline Optimism، فروش قیفی است که از آگاهی نسبت به مد نظر قرار دادن کالا آغاز و به مرحله تصمیم به خرید منتهی می شود.

پیکاک می گوید، «بررسی مقاطع موجود در قیف فروش بسیار مهم است تا بتوانید به مشتری در پشت سر گذاشتن آنها کمک کنید. در هنگام بازاریابی نباید سریعاً به مرحله فروش بروید. ابتدا ارزش محصول را بیان و رابطه ای مثبت ایجاد کنید و سپس با پیشروی در قیف، به سمت فروش بروید.»

بازاریابی کالاهای دست ساز تجربه ای منحصربه فرد است و با بازاریابی محصولات تیراژ بالا کاملاً تفاوت دارد.

جونیت بوکهایم(Jonit Bookheim)، مدیر فروش و ارتباطات Mata Traders می گوید، «محصولات ساخت دست همواره یک داستان در ورای خود دارند که محصولات تیراژ بالا معمولاً فاقد آن هستند. در محصولات دست ساز یک شفافیت خاص قابل ملاحظه است که شما باید بر روی آن تأکید کنید.»

از سیاست های بازاریابی محصولات تیراژ بالا پیروی نکنید

با اینکه محصولات دست ساز و تیراژ بالا ممکن است در فروش از یک پلتفرم مشترک استفاده کنند، اما مخاطبان متفاوتی دارند؛ در نتیجه استراتژی بازاریابی متفاوتی نیز باید در پیش بگیرند.

زایگر می گوید، «مشاهده محصول خریداری شده در خانه مشتریان محصولات دست ساز بسیار لذت بخش است. محصولات تیراژ بالا همگی به یک شکل هستند و استراتژی های فروش آنها به فروش ختم می شود، اما برای محصولات ساخت دست، معمولاً خریداران به دنبال محصولی منحصربه فرد هستند و شما باید مطمئن باشید که با دنبال کردن آن محصول تا منزل و کمد خریدار، این خصیصه را حفظ کنید.»

زایگر می افزاید، این خدمات پس از فروش، نه تنها محتوایی جذاب جهت تبلیغات در رسانه های اجتماعی و وبلاگ برای تان ایجاد می کنند، بلکه به خریدار حس خاص بودنی را می دهند که منجر به تمایل آنها به خرید بعدی می شود.


نکته مهم این است که هنرمندان تولیدکننده محصولات دست ساز، مهارتی منحصربه فرد دارند که دیگران آن را تحسین و از آن حمایت می کنند.

بوکهایم پیشنهاد می کند، «از توسعه برندتان نهراسید. اینکه محصولات را در منزل تان تولید می کنید باعث نمی شود که از آنها تصاویری مانند تصاویر پرفروش ترین محصولات بازار تهیه نکنید. چون تیراژ تولیدتان محدود به 50 نسخه در ماه است، از گفتن اینکه چه کسی 10 نسخه از آن را می خواهد، نترسید. تنها یک قدم از ناحیه اطمینان تان خارج نشوید، بلکه گام های زیادی از آن فاصله بگیرید.»

مترجم: امید گوهری

منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   
شنبه 7 مهر 1397  11:03 ب.ظ
نوع مطلب: (معرفی کتاب ،) توسط: محمد افشار

 
معرفی کتاب: اصول مهندسی بازاریابی


 محیط تجاری قرن بیست و یکم نیازمند تحلیل و موشکافی بیشتر در تصمیم گیری بازاریابی است. تصمیم گیری بازاریابی شباهت فزاینده‌ای به مهندسی طراحی دارد. مهندسی طراحی مفاهیم، داده‌ها، تحلیل و شبیه سازی را کنار هم قرار داده و آموزش لازم را در مورد بازار می‌دهد و طراحی‌های موثر بازاریابی را می‌کند.
برخی بازاریابی سنتی را هنر می‌ببیند و برخی دیگر علم، حال آنکه بازاریابی جدید به مهندسی می‌ماند. در "کتاب اصول مهندسی بازاریابی"، نویسندگان: "پرفسور گری ال لیلین، پرفسور آرویند ران گاسوامی، پرفسور آرنود دی براین" که توسط مترجمان: "دکتر کامبیز حیدرزاده و حسین علی سلطانی" به رشته تحریر درآمده، نظر اجمالی و قابل دسترسی از پرکاربردترین مفاهیم مهندسی بازاریابی و ابزارها عرضه شده است.
در این کتاب آمده، چگونه در مهندسی بازاریابی مجموعه‌ای از اطلاعات و داده‌های صحیح را می‌توان جمع آوری و با تجریه و تحلیل صحیح تبدیل به طرح‌های بازاریابی و تولیدی بهتر کرد و تصمیمات درست بازاریابی را از آنها بدست آورد.

کتاب مورد نظر به انضمام یک مقدمه در هشت فصل تدوین شده و در هر فصل به بررسی بخشی از مفاهیم مهندسی بازاریابی پرداخته شده است. همچنین؛ این کتاب مطمئنا برای دانشجویان کسب و کار یا مدیران بازاریابی و کسانی که دارای حداقل آموزش و زمینه فنی هستند و لازم است مدل‌ها و ابزارهای پایه‌ی مربوط به مهندسی بازاریابی را به کار ببندند، مفید خواهد بود.
لازم به ذکر است؛ کتاب: اصول مهندسی بازاریابی در 277 صفحه به همت انتشارات سیته در سال جاری منتشر و روانه بازار شده است.

منبع: ام بی ای نیوز


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :4  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
آخرین پست ها

دانستنی های بازاریابی و فروش(23)..........جمعه 12 مهر 1398

دانستنی های بازاریابی و فروش(22)..........جمعه 12 مهر 1398

پاورپوینت صنعت گردشگری..........جمعه 12 مهر 1398

پاورپوینت تكنیكهای خلاقیت..........جمعه 12 مهر 1398

پاورپوینت تفكر استراتژیك..........جمعه 12 مهر 1398

رقیب بزرگ اینستاگرام ..........پنجشنبه 11 مهر 1398

افزایش خلاقیت با ۱۳ اقدام ساده ..........پنجشنبه 11 مهر 1398

رمز و راز یک کسب و کار خوشمزه ..........پنجشنبه 11 مهر 1398

درس‌هایی از شکست غول‌های تجاری ..........پنجشنبه 11 مهر 1398

۵ عادت مشترک تمامی کارآفرین‌های موفق ..........پنجشنبه 11 مهر 1398

چگونه به اهداف‌مان در شبکه‌های اجتماعی برسیم؟ ..........پنجشنبه 11 مهر 1398

پردرآمدترین مشاغل در آلمان کدامند؟ ..........پنجشنبه 11 مهر 1398

کالاهای کدام کشورها محبوب هستند؟ ..........پنجشنبه 11 مهر 1398

کدام شبکه اجتماعی در جهان بر دیگران غالب است؟ ..........پنجشنبه 11 مهر 1398

وحشت بانک‌ها از رمز ارز فیسبوک ..........پنجشنبه 11 مهر 1398

می‌توان از بلاک اینستاگرام خارج شد؟..........پنجشنبه 11 مهر 1398

رضایت کاربران از کدام تبلت‌ها بیشتر است؟..........پنجشنبه 11 مهر 1398

بازار نورسیده‌های بازار تکنولوژی چطور است؟..........پنجشنبه 11 مهر 1398

بدترین سال فروش گوشی موبایل در جهان! ..........پنجشنبه 11 مهر 1398

بجای فیس‌بوک مسنجر، از واتس‌اپ استفاده کنید!..........پنجشنبه 11 مهر 1398

همه پستها