آریا مارکتینگ، مجله آنلاین بازاریابی،فروش،کسب و کار و کارآفرینی محمد افشار/بازاریاب و فروشنده tag:http://ariaamarketing.ir 2018-11-14T00:55:35+01:00 mihanblog.com دانستنی های بازاریابی و فروش(20) 2018-11-11T19:18:17+01:00 2018-11-11T19:18:17+01:00 tag:http://ariaamarketing.ir/post/8027 محمد افشار اگر محصولات شرکت ها همه شبیه هم باشند پس مشتری چگونه تصمیم بگیرد؟ شرکت شما باید تفاوت داشته باشد و این تفاوت برای مشتری ارزش داشته باشد.منبع: آریا مارکتینگ اگر محصولات شرکت ها همه شبیه هم باشند پس مشتری چگونه تصمیم بگیرد؟ شرکت شما باید تفاوت داشته باشد و این تفاوت برای مشتری ارزش داشته باشد.

منبع: آریا مارکتینگ
]]>
پاورپوینت سیستم های اطلاعاتی مدیریت پیشرفته 2018-11-11T19:07:46+01:00 2018-11-11T19:07:46+01:00 tag:http://ariaamarketing.ir/post/8025 محمد افشار پاورپوینت سیستم های اطلاعاتی مدیریت پیشرفتهدانلود پاورپوینت با عنوان سیستم های اطلاعاتی مدیریت پیشرفته در قالب ppt، قابل ویرایش و در حجم 29 اسلاید شامل عصر اطلاعات، ویژگی های عصر اطلاعات، چالش هاى عصر اطلاعات، چشم انداز جامعه اطلاعاتى، ویژگى هاى جامعه اطلاعاتى، انقلاب نوین اطلاعاتی، چگونگی تامین اطلاعات، تعریف سیستم اطلاعاتی، سیستم اطلاعاتى،
پاورپوینت سیستم های اطلاعاتی مدیریت پیشرفته

پاورپوینت-سیستم-های-اطلاعاتی-مدیریت-پیشرفتهدانلود پاورپوینت با عنوان سیستم های اطلاعاتی مدیریت پیشرفته در قالب ppt، قابل ویرایش و در حجم 29 اسلاید شامل عصر اطلاعات، ویژگی های عصر اطلاعات، چالش هاى عصر اطلاعات، چشم انداز جامعه اطلاعاتى، ویژگى هاى جامعه اطلاعاتى، انقلاب نوین اطلاعاتی، چگونگی تامین اطلاعات، تعریف سیستم اطلاعاتی، سیستم اطلاعاتى،


دانلود فایل

]]>
۲۰ نشانه یک مدیر موفق 2018-11-11T18:35:54+01:00 2018-11-11T18:35:54+01:00 tag:http://ariaamarketing.ir/post/8024 محمد افشار مدیر و مسؤول بودن آن‌قدرها که به نظر می‌رسد کار ساده‌ای نیست. مدیریت دیگران بار روانی و فشار زیادی ایجاد می‌کند. اما موضوع مهمی که گریبانگیر بسیاری از مدیران مجموعه‌هاست این است که ناظری بر نحوه عملکرد آنها وجود ندارد. بنابراین در بسیاری از موارد، مدیران ارزیابی‌ای از نحوه عملکرد خود ندارند و نمی‌دانند آیا مدیر خوبی برای مجموعه هستند یا نه!

مدیر و مسؤول بودن آن‌قدرها که به نظر می‌رسد کار ساده‌ای نیست. مدیریت دیگران بار روانی و فشار زیادی ایجاد می‌کند. اما موضوع مهمی که گریبانگیر بسیاری از مدیران مجموعه‌هاست این است که ناظری بر نحوه عملکرد آنها وجود ندارد. بنابراین در بسیاری از موارد، مدیران ارزیابی‌ای از نحوه عملکرد خود ندارند و نمی‌دانند آیا مدیر خوبی برای مجموعه هستند یا نه!

شاید شما هم با این مشکل روبه‌رو شده‌اید که ندانید چگونه تعادل بین ابهت مدیریتی و ارتباط دوستانه با کارکنان برقرار کنید. آیا کارکنان شما بخوبی با شیوه مدیریتی شما کنار می‌آیند و عملکرد خوبی دارند؟ آیا تا به حال نوع رفتارتان باعث ایجاد تنشی در شرکت‌تان شده است؟

مدیریت صحیح، کلیدی‌ترین نکته برای عملکرد خوب مجموعه است. براساس نتایج مطالعه‌ای که در آمریکا انجام شده، یک‌سوم افراد حداقل یک بار کار خود را به خاطر مدیر بدی که داشتند رها کرده‌اند. اما قاعدتا شما به عنوان یک مدیر نمی‌توانید در شرکت دور بزنید و نظر کارمندانتان را در مورد نحوه مدیریت‌تان بپرسید. یکی از بهترین روش‌ها برای رفع این مشکل، استفاده از نتایج نظرسنجی‌های کارکنان و دریافت بازخوردهای مستقیم از این طریق است، اما گاهی نشانه‌هایی نیز می‌توانند به صورت غیرمستقیم بگویند تا چه حد توانسته‌اید مدیر موفقی باشید. در ادامه به بررسی برخی از این علامت‌ها خواهیم پرداخت.

کارمند نورچشمی ندارد

متمایز کردن یک کارمند از دیگران، رفتاری است که می‌تواند بشدت محیط کار را متشنج کند. اگر به طور خیلی مشخص نشان بدهید که یکی از کارمندان مورد توجه شماست، زمینه را برای دلسرد کردن دیگران فراهم کرده‌اید. در این حالت کارکنان انگیزه خود را برای تلاش در جهت نشان دادن قابلیت‌هایشان از دست می‌دهند.

البته طبیعی است که هر انسانی با برخی شخصیت‌ها راحت‌تر ارتباط برقرار می‌کند و هیچ‌کس از این موضوع مستثنی نیست. اما زمانی که مسؤولیت هدایت مجموعه‌ای را به‌عهده دارید باید بتوانید تعادل رفتاری را در خود تقویت کنید. در غیر این صورت محیط کار به فضایی ناخوشایند و پر از رقابت‌های ناسالم تبدیل خواهد شد.

حقوق انسانی کارکنان را رعایت میکند

متاسفانه برخی مدیران تصور می‌کنند تحقیر کارمندان و سوءاستفاده از آنها روش موثری برای ایجاد انگیزه کاری بیشتر است؛در حالی که در اکثر موارد این روش اصلا کارایی ندارد یا حتی اثرات بسیار مخربی خواهد داشت. استفاده از کلمات نامناسب و لحن‌های دستوری می‌تواند بار منفی زیادی را به فرد منتقل کند. کارمندان چنین مجموعه‌هایی به مرور باورشان را نسبت به توانمندی‌های خود از دست می‌دهند و هیچ‌گونه احساس تعلقی به محیط کار خود نخواهند داشت. در نتیجه اثرات مخرب چنین رفتارهای نامناسبی بشدت از کارایی مجموعه خواهد کاست. اگر شما از آن دست مدیرانی هستید که از کلمات جادویی و مودبانه برای انتقال خواسته‌های خود به کارکنانتان استفاده می‌کنید و ارزش‌های انسانی برای آنها قائل هستید - اگرچه به وظیفه خود به عنوان یک انسان عمل می‌کنید - مطمئن باشید قدم بزرگی از بسیاری مدیران جلوتر هستید.

دوست دارد موارد جدید را تجربه کند

مدیران خوب، از روش‌های خاصی برای انجام کارها استفاده می‌کنند که نسبت به سایر روش‌ها نتایج بهتری ایجاد می‌کند. بنابراین اگرچه از روش ثابتی استفاده می‌کنند، علت آن عادت کردن به روشی خاص نیست، اما مدیران بسیار خوب به کارمندان خود فضایی هرچند کوچک برای آزمون و نوآوری می‌دهند. چنین مدیرانی می‌دانند که در عصر فناوری نمی‌توان در مقابل تغییرات ایستاد. به همین دلیل همواره آماده پذیرش هر پیشنهاد به‌روز و جدیدی هستند که بتواند کارایی و کیفیت مجموعه را افزایش دهد.

روی همه افراد مجموعه حساب میکند

اگر کارمندان احساس کنند که روی آنها حساب می‌کنید، انگیزه بیشتری برای اثبات خود و بهتر کار کردن خواهند داشت. این روش می‌تواند روحیه تلاش و همبستگی را در مجموعه تقویت کرده و فضای کار را به فضایی دوست‌داشتنی برای کار تبدیل کند.

 

از کارکنان حمایت میکند

یک رئیس خوب باید میان خود و کارمندانش با حمایت و راهنمایی‌های بجا اعتمادسازی کند. گر چه این حمایت به معنی قدم به قدم جلو بردن آنها نیست، اما رها کردن کارکنان در موقعیت‌های ناشناخته و دشوار نیز نشان‌دهنده مدیریت خوب شما نخواهد بود. بنابراین در کنار آزادی عملی که فراهم می‌کنید، در شرایط سخت حامی خوبی برای کارکنان باشید تا حضور تان موجب آرامش خاطر آنها شود.

نواقص کار را کنار میزند

رئیس‌نماها با سنگ‌اندازی در برابر کارمندان، شرایط کار و رسیدن به موفقیت را برایشان دشوار می‌کنند تا به خیال خود سختکوشی را در آنها نهادینه کنند. در حالی‌که مدیران کارآمد همواره در حال تلاش برای بهبود شرایط کار در مجموعه خود و برطرف‌کردن نواقص آن هستند. در چنین مجموعه‌هایی کارمندان با آرامش خیال بیشتر می‌توانند از خلاقیت‌ها و نوآوری‌های خود برای رشد و اعتلای هر چه بیشتر مجموعه استفاده کنند.

مربی خوبی است

کار مربی فقط نشستن روی نیمکت کنار زمین و بازی کردن با انگشتانش نیست. از طرف دیگر هیچ مربی‌ای وارد زمین بازی هم نمی‌شود که خودش بازی را پیش ببرد. رئیس خوب نیز مانند یک مربی قوی عمل می‌کند. او در نهایت احترام، ترکیبی از تشویق و انتقاد سازنده را به کارمندان انتقال می‌دهد تا توانمندی‌های آنها هرچه بهتر بروز پیدا کند و اگر نواقصی در کارشان وجود دارد با روحیه‌ای سازنده آن را بهبود ببخشد.

میتواند انتظارات را برآورده کند

مدیرانی که با گفتن حرف‌های غیر واقعی در مورد شرایط شرکت و اتفاقات مربوط به آن باعث جاخوردن، گیج‌شدن و سرخوردگی ناگهانی کارمندان می‌شوند، مقبولیتی نخواهند داشت. چنین مدیرانی معمولا در صحبت‌ها و سخنرانی‌های خود از شرایط خوب شرکت و پیشرفت‌های غیرواقعی آن می‌گویند، اما ناگهان به صورت غیرمنتظره با تعدادی از کارکنان قطع همکاری می‌کنند. این در حالی است که مدیر خوب با کارمندان خود صادق است و به آنها حق می‌دهد که بخواهند در جریان امور قرار بگیرند. شفافیت همیشه فضای کار را دلپذیرتر می‌کند.

حاضر به شنیدن است

کارمندان دوست دارند شنیده شوند. معمولا پایان ساعت کاری زمانی است که به جمع‌بندی روزانه اختصاص داده می‌شود، اما گاهی بنا به شرایط ممکن است بتوانید در ساعات پایانی، زمانی را به شنیدن دیدگاه‌ها و نظرات کارمندان خود اختصاص دهید. زمان‌هایی را برای ملاقات‌های حضوری اختصاص دهید. همچنین می‌توانید سامانه‌ای برای انتقال مستقیم نظرات کارکنان به مدیریت طراحی کنید. اما مهم این است که واقعا بخواهید بشنوید! بسیاری از مجموعه‌ها در حال حاضر مجهز به سیستم‌های انتقادات و پیشنهادات و ارتباط مستقیم با ریاست هستند، اما فقط برای مدت کوتاهی به آنها توجه می‌شود و پس از آن فقط جنبه تزئینی پیدا می‌کنند.

دیدگاهش را توضیح میدهد

مدیر موفق از کسی انتظار ندارد توقعاتش را از ذهنش بخواند. او دورنمای واضحی از آنچه در ذهنش می‌گذرد برای ارائه به کارمندانش تهیه می‌کند تا بخوبی با دیدگاهش آشنا شوند و آن را در خود نهادینه کنند. زمانی می‌توانید از کارمندان انتظار داشته باشید همه نکات مد نظرتان را رعایت کنند و طبق اصول شما کارها را پیش ببرندکه به طور کامل توجیه شده باشند.

به دنبال راهحل است

زمانی که شرایط کار دشوار می‌شود، مدیران ضعیف سعی می‌کنند کسی را پیدا کنند تا تقصیرات را گردن او بیندازند و سرزنش کنند. مدیر موفق کسی است که در هر شرایطی به جای این که کسی را جلوی اتوبوس بیندازد، مشکل را می پذیرد و به دنبال پیدا کردن راه‌حلی برای حل آن مشکل است. در این حالت فضای کار به فضایی امن برای تجربه کردن تبدیل خواهد شد.

کارمندان را به چالش میکشد

کارکنان بی‌انگیزه کارکنانی غمگین هستند. مدیر خوب همیشه در حال ایجاد چالش‌های جدید برای پویاکردن کارمندان و ایجاد انگیزه در آنهاست. زمانی که کار از حالت یکنواخت و تکراری خارج شود، پویایی و خلاقیت در مجموعه افزایش خواهد یافت. کارمندان با خوشحالی در محل کار خود حاضر می‌شوند و هر روز ایده‌های جدیدتری برای بهبود کار خواهند داشت.

به تکتک امور شخصا رسیدگی نمیکند، اما بیخیال هم نیست

مدیر خوب هیچ‌وقت با ذره‌بین کارهای تک‌تک کارمندانش را بررسی نمی‌کند. اگر بخواهید هر روز شخصا به هر کار کوچک و بزرگی نظارت مستقیم داشته باشید، زمانی برای انجام وظایف اصلی مدیریت که مشخص کردن مسیر، انجام مذاکرات و فراهم‌کردن شرایط مورد نیاز است نخواهید داشت. بنابراین با دقت تمامی توانمندی‌های کارمندان خود را بررسی کنید تا کلیاتی از ظرفیت‌های مجموعه خود بدانید. زمانی که از توان مجموعه خود آگاه باشید، می‌توانید با خیال راحت برخی مسؤولیت‌ها را به افراد پرتوان واگذار کنید و مانند مدیری واقعی فقط به پیشرفت کارها نظارت داشته باشید.

شوخطبع است

شوخ‌طبع‌ بودن به معنای جدی نگرفتن کار نیست. برخی مدیران فکر می‌کنند اگر مدام با کارمندان خود شوخی کنند خیلی مدیر محبوبی خواهند بود. این در حالی است که شوخی بیش از حد فضای کار را از حالت جدی که فراخور کار است خارج و روند کاری را مختل می‌کند. اما شوخ‌طبع بودن بجا موجب می‌شود گاهی که فضای کار بسیار خشک شده، طراواتی در فضا ایجاد شود که کارمندان با حال خوب‌تری به کار خود بپردازند. مدیران خوب مدیرانی هستند که کار را کاملا جدی می‌گیرند، اما فضای دوست‌داشتنی برای کار کردن ایجاد می‌کنند.

به آرزوها و اهداف کارمندان اهمیت میدهد

مدیران موفق روی کارمندان خود سرمایه‌گذاری می‌کنند. یعنی اهداف کاری و پیشرفت کارمندان برای آنها حائز اهمیت است. زمانی که کارمندان احساس کنند در مجموعه دیده می‌شوند و خوب کارکردنشان موجب پیشرفتشان خواهد شد، با انگیزه بسیار بیشتری برای مجموعه تلاش خواهند کرد و احساس تعلق بیشتری به محیط کار خود خواهند داشت.

ادای مدیران خوب را در نمیآورد

مدیرانی که ادای خوب بودن را درمی‌آورند، معمولا خیلی قابل اعتماد نیستند. این مدیران در زمان‌هایی مزایای بی‌دلیلی به کارمندان خود می‌دهند، بعد ناگهان احساس می‌کنند نباید این فرصت را ایجاد می‌کردند و فرشی که زیر پای کارمندشان پهن کرده بودند را از زیر پایشان می‌کشند.

اگر دنبال دردسر نیستید، هیچ وقت ادای خوب بودن در نیاورید. همیشه با کارمندانتان روراست و واقعی رفتار کنید. این کار باعث می‌شود آنها سردرگم و غافلگیر نشوند.

گوش میکند

شاید یکی از علت‌هایی که اکثرا افراد درونگرا مدیران موفق‌تری هستند، همین موضوع باشد. احتمالا شما نیز زمانی برای مدیری کار کرده‌اید که علاقه زیادی به حرف زدن داشته و احتمالا از دستش کلافه شده‌اید، اما همیشه مدیرانی که گوش شنوایی دارند-که البته تعداد آنها زیاد هم نیست-از مقبولیت بیشتری برخوردارند. با مهارت خوب گوش دادن به کارمندانتان این پیام را می‌رسانید که نظرات و دیدگاه‌های آنها برای شما بسیار مهم است.

دوست دارد از زندگی کارمندانش باخبر باشد

میان این خصیصه و سرک‌کشیدن در زندگی افراد مرز بسیار باریکی وجود دارد. مدیران خوب بدون دخالت کردن در زندگی شخصی، از مشکلات احتمالی، موفقیت‌ها یا اتفاقاتی که در زندگی کارمندانشان وجود دارد مطلع هستند و خود را علاقه‌مند به دانستن نشان می‌دهند. این علاقه‌مندی به کارکنان این پیام را منتقل می‌کند که فراز و نشیب‌های زندگی‌شان برای مدیرشان اهمیت دارد. در مجموع این تعامل موجب ارتباط کاری بهتر و تعامل بیشتر میان دو طرف خواهد شد.

به تلاش بها میدهد نه ایدهآل بودن

رهبران بزرگ به دنبال کارمندان پرتلاش هستند. چنین مدیرانی در زمان لازم به افراد راهنمایی‌های مناسب می‌دهند تا بتوانند با تلاش خود به اهداف مورد نظر دست پیدا کنند.

رؤسای خیلی جدی معمولا واقع‌بین نیستند و بیش از اندازه ایده‌آل‌گرایی دارند. همه افراد زمانی اشتباه می‌کنند و اشتباه همیشه رخ می‌دهد. اگر کارمندانتان را برای هر شکست کوچکی سرزنش کنید، مانع بروز خلاقیت‌ها، نوآوری‌ها و آزمودن موارد جدید در مجموع خواهید شد.

بعضی وقتها احساس میکند مدیر ناکارآمدی است

به عقیده سیمون سینِک (Simon Sinek) نویسنده حوزه کارآفرینی و مدیریت، اکثر افرادی که احساس می‌کنند خیلی مدیر لایق و خوبی هستند، از بدترین و منفورترین مدیران هستند.

رؤسای بزرگ می‌دانند که مقام و موقعیت نشانه توانمندی‌های مدیریتی نیست. چنین افرادی همیشه در حال تلاش برای افزایش قابلیت‌ها و توانمندی‌های خود هستند. شاید حتی خیلی از مواقع احساس کنند که مدیر خوب و کارآمدی نیستند اما هموار برای بهتر شدن در حال تلاش هستند.


منبع: اقتصاد آنلاین
]]>
14 راه ساده برای افزایش فروش در کسب و کارهای کوچک و متوسط 2018-11-11T18:09:25+01:00 2018-11-11T18:09:25+01:00 tag:http://ariaamarketing.ir/post/8023 محمد افشار در یک تحقیق در آمریکا وقتی تنوع مرباهای موجود در قفسه فروشگاه را کاهش دادند، میزان فروش به طور چشمگیری افزایش یافت.   در ادامه بحث های سواد زندگی، امروز به عرصه کسب و کار می رویم و کمی درباره "فروش"صحبت می کنیم.ممکن است شما یک فروشنده باشید؛ مثلاً صاحب یک سوپر مارکت محلی یا مدیر یک فروشگاه لوازم خانگی.در این صورت شما نیز مانند همه فروشنده های سراسر جهان دوست دارید بیشتر بفروشید. در اینجا چند راهکار ساده و عملیاتی را برای افزایش فروش تان مرور می کنیم:1 - اگر برخی از محصولات در یک تحقیق در آمریکا وقتی تنوع مرباهای موجود در قفسه فروشگاه را کاهش دادند، میزان فروش به طور چشمگیری افزایش یافت.

  در ادامه بحث های سواد زندگی، امروز به عرصه کسب و کار می رویم و کمی درباره "فروش"صحبت می کنیم.

ممکن است شما یک فروشنده باشید؛ مثلاً صاحب یک سوپر مارکت محلی یا مدیر یک فروشگاه لوازم خانگی.
در این صورت شما نیز مانند همه فروشنده های سراسر جهان دوست دارید بیشتر بفروشید. در اینجا چند راهکار ساده و عملیاتی را برای افزایش فروش تان مرور می کنیم:

1 - اگر برخی از محصولاتی که شما در فروشگاه تان دارید از رسانه ها تبلیغ می شود باید خوشحال باشید ولی این بدان معنا نیست که لازم نیست شما کاری بکنید و سیل مشتریان به فروشگاه شما روانه خواهند شد.
در اینجا شما باید از تکنیک "یادآور" استفاده کنید.

مردم شب در تلویزیون تبلیغ محصولی را می بینند یا صبح در مترو، آن تبلیغ را در موبایل یا روزنامه مشاهده می کنند و سپس درگیر زندگی می شوند. بنابراین الزامی نیست که وقتی از جلوی فروشگاه شما می گذرد، آن تبلیغ را به یاد بیاورند. اینجاست که شما باید با نصب تابلویی در برابر دیدگان افرادی که از مقابل فروشگاه شما می گذرند یا داخل آن می گردند، تبلیغی که قبلاً دیده اند را به آنان یادآوری کنید. 
با دیدن تابلوی یادآور، آنچه فرد در تبلیغات دیده است، برایش تداعی می شود و احتمال خرید بالا می رود.

بی دلیل نیست که برخی تولید کننده ها همراه محصولات خود، پوسترهایی به فروشگاه می دهند که مثلاً قسمت جدید فلان سریال رسید.


2 - از بازی سازی (گیمیفیکیشن) استفاده کنید؛ بازی سازی یعنی این که روندی را تعریف کنید که مشتری به مدت طولانی شما را همراهی کند. مثلاً یک پیتزا فروشی، کارتی را با 10 خانه مربعی چاپ می کند و به مشتریانش می دهد. با هر بار خرید، یکی از خانه ها توسط صندوقدار مهر می شود و با پر شدن همه خانه ها، یک پیتزای رایگان به مشتری داده می شود. این کارت ساده می تواند انگیزه ای برای مراجعه مکرر مشتری به آن رستوران شود، البته اگر غذایش واقعاً خوشمزه باشد.

ببینید چگونه می توانید نفعی برای مشتریان تان تعریف کنید تا آنها در شرایط برابر برای خرید به شما مراجعه کنند؟

3 - سعی کنید اسامی مشتریان را یاد بگیرد و به خاطر بسپارید. خطاب کردن افراد با نام یا نام خانوادگی آنها حس صمیمیت را بر می انگیزد. به همین دلیل بعضی کسب و کارها که مشترک دارند (مانند تاکسی تلفنی ها) در سیستم خود نام افراد را ذخیره می کنند تا وقتی زنگ تلفن شان به صدا در می آید، نام مشترک روی مونیتورشان نمایش داده شود و آنها به محض برداشتن گوشی بگویند: سلام خانم / آقای ... .

4 - با مشتریان روابط انسانی برقرار کنید. یکی از این راه ها، ابراز محبت به کودکان آنهاست. مردم فرزندان خود را دوست دارند و اگر کسی به فرزندان شان محبت کند، حتماً درصدد جبران بر می آیند. اگر کسب و کارتان مورد مراجعه روزمره مردم است (مثلاً میوه فروش هستید) چه اشکالی دارد بیسکوییت هایی را در نظر بگیرید که وقتی کسی با فرزندش وارد مغازه تان شد، یکی از آنها را با لبخند و مهربانی به کودکش دهید؟ این کار را برخی رستوران ها با دادن بادکنک به کودکان انجام می دهند.

5 - مشتری را سردرگم نکنید. این تصور که اگر اقلام موجود در مغازه تنوع بسیار داشته باشد فروش تان نیز بالا خواهد رفت مردود است. در یک تحقیق در آمریکا، یک بار قفسه های یک فروشگاه را پر از انواع مربا کردند؛ هر چند تعداد بازدیدکننده ها بالا رفت ولی فروش پایین آمد. وقتی تعداد مرباها را کاهش دادند، میزان فروش به طور چشمگیری افزایش یافت.
محققان می گویند مغز انسان در برابر تنوع بیش از اندازه، دچار تردید می شود و وقتی مردد شد، امکان این که صورت مسأله را پاک کند و خرید را به زمان یا فروشگاه دیگری واگذار کند، زیاد می شود.

اگر رفتار بزازهای قدیمی را بررسی کنید می بینید که آنها معمولاً سه یا چهار طاقه پارچه را از قفسه پایین می آورند و به مشتری نشان می دهند و این گونه نیست که همزمان 15 طاقه را به مشتری عرضه و او را سردرگم کنند. آنها تنها وقتی طاقه های جدید را می آورند - باز هم به صورت قطره چکانی - که مشتری از 4 - 3 طاقه اول، چیزی را پسند نکند.

6 - رفتارشناس ها می گویند عموم مردم تحت تأثیر رفتار اکثریت هستند. در خیلی از کتابفروشی های معتبر، بخشی را اختصاص می دهند به "پرفروش ترین های ماه". آنها می دانند که وقتی فردی بداند فلان محصول با استقبال مواجه شده است، تمایل بیشتری به آن خواهند داشت. 
بنابراین به مشتریان خود بگویید که فلان محصول چقدر با استقبال مواجه بوده و به قول بازاریان قدیمی "هر کی برده راضی بوده".
پس، محصولات پرفروش تان را معرفی کنید.

7 - مردم دوستدار اطلاعات هستند. درباره محصولاتی که می فروشید مطالعه کنید و اطلاعات کافی به دست بیاورید تا وقتی با مشتری صحبت می کنید، او را غنی از اطلاعات کنید. مردم وقتی اطلاعات کافی از یک محصول داشته باشند، با رغبت بیشتری آن را می خرند.

اگر مشتری بداند که موتور داخل این مخلوط کن ساخت فلان کمپانی است، جنس بدنه اش از آلیاژ خاصی است که مقاومت اش را بالا می برد، تنها به اندازه یک لامپ 60 وات مصرف می کند و 24 ماه ضمانت تعویض دارد، حتماً راحت تر تصمیم به خرید می گیرد تا این که یک مخلوط را روی یک قفسه فروشگاهی ببیند.
اوقات بیکاری تان در فروشگاه را به خواندن بروشورهای محصولاتی که می فروشید بپردازید و با استفاده از اینترنت و افراد مجرب، به صورت مستمر اطلاعات خود درباره محصولات تان را افزایش دهید.

8 - اگر کالایی را ندارید، در پاسخ به مشتری نگویید: نه! متاسفانه موجود نداریم. بلکه از این قبیل جملات استفاده کنید:
- از آن بهترش را داریم.
- برند دیگری داریم که می تواند نیازتان را بر آورده کند.
- تا دو روز دیگر خواهیم آورد.

9 - کالاهایی که جزو ضروریات نیستند را درست مقابل چشم و دست مشتریان قرار دهید. کمتر کسی به یک سوپرمارکت می آید تا یک شکلات رنگی بخرد ولی خیلی ها هر روز به سوپرمارکت می روند تا شیر و ماست بخرند. بنابراین اگر یخچال لبنیات پشت ویترین ها باشد مشکلی ایجاد نمی کند ولی شکلات های رنگی باید روی پیشخوانی باشد که مشتری برای حساب کردن پول به آنجا می آید و ممکن است با دیدن آنها یکی را نیز در لحظه آخر بردارد.

10 - از روش "ایجاد محدودیت" استفاده کنید. مثلاً اگر می خواهید کالا یا خدماتی را با تخفیف ارائه دهید یا برای یک کلاس آموزشی ثبت نام کنید تصریح کنید که مثلاً فقط تا پایان روز دوشنبه می توانید از این فرصت استفاده کنید یا فقط 20 عدد از این گوشی ها با این قیمت عرضه خواهد شد و ... .
تجربه ثابت کرده است که وقتی مشتریان احساس کنند که ممکن است فرصتی از دست شان برود، تمایل شان برای خرید بیشتر خواهد بود.

11 - بکوشید مدت توقف مشتری در فروشگاه تان را افزایش دهید. این توصیه به ویژه برای فروشگاه های بزرگ بسیار حائز اهمیت است. نورپردازی مناسب، پخش موسیقی ملایم در فضا، تعبیه جاهایی نرم و راحت برای نشستن و استراحت مشتریان، پراکندن رایحه ای نرم در محیط و ... روش های متعارفی برای افزایش مدت حضور مشتری در فروشگاه هستند. حتی فروشگاه های و مراکز تجاری بزرگ، ساعت دیواری نیز در محیط نصب نمی کنند و به فضای بیرون پنجره نمی گذارند تا مشتریان متوجه گذر زمان نشوند.

12 - مشتری را غافلگیر و شاد کنید. مثلاً می توانید گاهی بدون هیچ مقدمه ای به مشتری تخفیف دهید و او را از این تخفیف ناگهانی خوشحال کنید یا هدیه ای به او بدهید و حس قدرشناسی اش را برانگیزید. بکوشید "حس خوب مشتری" با برند شما تلفیق شود.

13 - وقتی مشتری لیست خریدش را به شما اعلام کرد، می توانید در تکمیل آن، پیشنهاداتی به او داشته باشید. مثلاً اگر کت و شلواری خریده، می توانید پیراهنی که ست آن است را به مشتری پیشنهاد کنید یا به مشتری رستوران بعد از سفارش غذا بگویید که سالاد خوبی هم دارید یا زیتون پروده جدیدتان ارزش امتحان کردن را دارد.

14 - بانک اطلاعات مشتریان داشته باشید. به مشتریانی که قبلاً خرید داشتند و الان نه، تماس بگیرید و جویای حال شان شوید و از ایشان بپرسید که چه مشکلی وجود دارد که دیگر سراغ شما نمی آیند؛ ممکن است نقدی داشته باشند که کسب و کارتان را نجات دهد. استفاده از نرم افزارهای CRM می تواند روابط شما با مشتریان تان را بهبود بخشد و فروش تان را بالا ببرد.


منبع: سواد زندگی

]]>
۱۲ قدم تا راه‌اندازی بنگاه زود بازده اقتصادی 2018-11-11T18:03:41+01:00 2018-11-11T18:03:41+01:00 tag:http://ariaamarketing.ir/post/8022 محمد افشار اگر کارمند یا کارگر باشید در روزهایی از سال از مشکلات کار خود بشدت کلافه می‌شوید و از دردسرهای کار کردن برای دیگران به ستوه می‌آیید. در این لحظات فقط می‌خواهید نوآوری و خلاقیت‌های خود را صرف راه‌اندازی شرکت موفقی کنید. شرکتی که به شما تعلق دارد. رویای شما این است که خودتان رئیس باشید. یکی از نگرانی‌هایی که مانع تحقق این خیالات می‌شود، ت

اگر کارمند یا کارگر باشید در روزهایی از سال از مشکلات کار خود بشدت کلافه می‌شوید و از دردسرهای کار کردن برای دیگران به ستوه می‌آیید. در این لحظات فقط می‌خواهید نوآوری و خلاقیت‌های خود را صرف راه‌اندازی شرکت موفقی کنید. شرکتی که به شما تعلق دارد. رویای شما این است که خودتان رئیس باشید.

یکی از نگرانی‌هایی که مانع تحقق این خیالات می‌شود، ترس از شکست است. زیرا برای مدتی طولانی به گرفتن حقوق به موقع و مشخص عادت کرده‌اید و نگران هستید نتوانید به سرعت به سودآوری برسید و نتوانید از پس مخارج بربیایید. حقیقت این است که وقتی صاحب کسب‌وکاری باشید، متناسب با ابعاد کاری که راه انداخته‌اید با چالش‌های مختلفی روبه‌رو خواهید شد.

 صاحبان کسب‌وکارهای کوچک نیز مستثنی نیستند. هیچ‌کس نمی‌گوید راه‌اندازی یک کسب‌وکار کوچک موفق کار آسانی است. اما زمانی که خود را باور داشته باشید و بتوانید از کوچک‌ترین چیزها بیشترین بهره‌ها را ببرید، انگیزه بیشتری برای ادامه مسیر پیدا خواهید کرد. یادتان باشد هر کسب‌وکار موفق و پر آوازه‌ای که امروز می‌بینید، کار خود را از ابعاد کوچکی آغاز کرده است. در ادامه این مقاله با نکاتی در خصوص راه‌اندازی کسب‌وکارهای کوچک و زودبازده آشنا خواهید شد که عبور از چالش‌های پیش رو را آسان‌تر و به موفقیت بنگاه اقتصادی زود بازده‌تان کمک خواهد کرد.

دیدگاه روشنی از کار خود داشته باشید

داشتن دیدگاه، کلیدی‌ترین اصل موفقیت در کسب‌وکار و سایر جنبه‌های زندگی است. دیدگاه، تصویر واضحی از جایی که می‌خواهید به آن دست پیدا کنید فراهم می‌کند و به شما این امکان را می‌دهد که به آخر هر ماجرایی در ابتدای آن فکر کنید. این تصویر ذهنی مسیری که باید برای کسب‌وکارتان از آن عبور کنید را برای مغز روشن و انگیزه کافی برای حرکت ایجاد می‌کند. با داشتن دیدگاهی مشخص برای کسب‌وکارتان، ماموریت‌هایتان شکل می‌گیرد و اهداف کسب‌وکارتان بروز پیدا می‌کند.

به مشتریان خود چه میخواهید بفروشید؟

از زمانی که وارد دنیای کسب‌وکار می‌شوید به روشنی مشخص کنید که چه کاری قرار است انجام شود. این یکی از مهم‌ترین مراحل راه‌اندازی کسب‌وکاری موفق است. اگر بدانید قرار است دقیقا چه کاری در کسب‌وکار خود انجام دهید، چرا وارد این کسب‌وکار شده‌اید و به‌طور واضح بدانید چطور باید کسب‌وکارتان را پیش ببرید، حرکت رو به جلوی کسب‌وکارتان به مراتب سریع‌تر خواهد شد. بعلاوه، این ویژگی باعث می‌شود هر زمانی که بخواهید کسب‌وکارتان را برای شرکا یا سرمایه‌گذاران تعریف کنید، خیلی با مهارت و مسلط این کار را انجام دهید.

از منابع مالی مطمئن و پایدار استفاده کنید

راه‌اندازی کسب‌وکارهای کوچک به پشتوانه مالی، کارایی و احتیاط نیاز دارد. یکی از راهکارها، بررسی تمام فرصت‌های مالی‌ای است که در اختیار دارید. این شامل خانواده، دوستان، همکاران، سرمایه‌گذاران، بانک‌ها و... می‌شود. بانک‌ها این روزها تسهیلاتی را در اختیار بنگاه‌های اقتصادی کوچک زودبازده قرار می‌دهند. اما شرایطی که هر کدام از بانک‌های کشور برای وام کسب‌وکارهای کوچک دارند متفاوت است. بنابراین انتخاب بانک مناسب نیز اهمیت زیادی دارد. انتخاب منابع مالی مناسب توان مالی شما را افزایش خواهد داد و کمک می‌کند بهتر بتوانید کسب‌وکارتان را مدیریت کنید.

از مشاوران راه‌اندازی کسب‌وکارهای کوچک مشورت بگیرید

این روزها دوره‌های رسمی و غیررسمی زیادی برای آموزش کارآفرینی و راه‌اندازی کسب‌وکارهای کوچک مشغول فعالیت هستند. بسیاری از آنها مشاوره‌های خوبی برای حل مشکلات کسب‌وکار در مراحل مختلف به افراد می‌دهند یا امکان برقراری ارتباط میان سرمایه‌گذاران و صاحبان کسب‌وکارهای کوچک را فراهم می‌کنند. همچنین این مجموعه‌ها می‌توانند شما را با مراحل اداری راه‌اندازی کسب‌وکار و ثبت شرکت آشنا کنند. بعلاوه می‌توانید از دوره‌هایی که برای آموزش بازاریابی و فروش برگزار می‌شود نیز استفاده کنید و دانش خود را در این زمینه افزایش دهید. برخی از این شرکت‌ها به شما کمک می‌کنند طرح مناسبی برای کسب‌وکارتان بنویسید تا از این طریق بتوانید سرمایه‌گذار مناسبی برای تامین هزینه‌ها جذب کنید.

‌برای کسب‌وکارتان طرح قابل اجرا و برای بازاریابی برنامه مشخصی داشته باشید

یکی از نکات کلیدی برای راه‌اندازی کسب‌وکار کوچک موفق، داشتن طرح کسب‌وکار دقیق و قابل اجراست که تمام اهداف کوتاه‌مدت و بلندمدت، بازار هدف و برنامه توسعه کسب‌وکار به‌صورت دقیق در آن مشخص شده باشد. در کنار طرح کسب‌وکار دقیق، به برنامه دقیقی برای بازاریابی نیز نیاز دارید. تلاش کنید برنامه مالی روشن و مشخصی داشته باشید تا بدانید مثلا رسیدن تعداد فروش به چه عددی به معنای سودآوری مجموعه شماست یا چه زمانی به حدی خواهید رسید که شرکت خود را گسترش دهید. هر کسب‌وکاری (حتی کسب‌وکارهایی که در مقیاس بزرگ‌تری هستند) نیاز دارند برنامه کسب‌وکار مالی دقیقی داشته باشند. اگر برنامه‌ای برای کسب‌وکار وجود نداشته باشد، ممکن است به خود بیایید و بگویید اصلا چرا وارد این کار شدم؟!

روی برندسازی مجموعه خود کار کنید

بدون شک، برندسازی مجموعه‌های کسب‌وکاری نوپا از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و به محض شکل‌گیری ایده راه‌اندازی باید روی برندسازی آن کار کرد. برندسازی به این معناست که چهره‌ای قابل پذیرش از کسب‌وکارتان در بازار هدفی که برای آن در نظر گرفته‌اید ایجاد کنید. این مرحله هیچ‌وقت به پایان نخواهد رسید. شخصیت‌سازی برای کسب‌وکار از مرحله انتخاب نام برای مجموعه آغاز می‌شود و شخصیتی که به آن می‌دهید با نوع کسب‌وکاری که انجام می‌دهید کاملا در ارتباط خواهد بود. سعی کنید در انتخاب طراحی‌ها، رنگ کسب‌وکار، شعارهای تبلیغاتی و نشان کسب‌وکارتان خلاقانه عمل کنید. همه‌چیز باید برای مشتری‌ها مشخص و جذاب باشد. در مجموع سعی کنید چهره کسب‌وکارتان را در ذهن افراد طوری جا بیندازید که براحتی فراموش نشود. در این حالت توانسته‌اید ارتباط روحی خوبی میان مجموعه و مشتریان ایجاد کنید که منجر به فروش بیشتر و گسترش کسب‌وکار خواهد شد.

نترسید و کسبوکارتان را راه بیندازید

زمانی که دیدگاه و ماموریت‌های شرکت خود را مشخص کردید، به‌طور شفاف و واضحی معلوم شد چه محصول یا خدماتی را ارائه خواهید کرد، با منابع مالی احتمالی ارتباط برقرار کرده و منابع مورد نیاز خود را تامین کردید، با مشاوران کسب‌وکارهای نوپا در خصوص مراحل اداری مشورت کردید و در نهایت طرح کسب‌وکار و طرح بازاریابی خلاقانه و دقیق خود را نوشتید، زمان شروع کار است! دیگر حتی نباید یک لحظه را هم صرف تعلل و خیال‌پردازی کنید. فقط کار را شروع کنید!

شبکه ارتباطی خود را گسترش دهید

برای گسترش بیشتر کسب‌وکارتان تا جایی که می‌توانید با دیگر کسب‌وکارهای کوچک و صاحبان آنها ارتباط برقرار کنید. برقراری ارتباط باعث افزایش آگاهی شما از محیط کسب‌وکار و اشتراک‌گذاری راهکارهای مورد استفاده و فرصت‌های کسب‌وکار موجود می‌شود. در رویدادهای دوره‌ای کسب‌وکار که در منطقه کاری‌تان برگزار می‌شود حتما شرکت کنید. این رویدادها فرصت بسیار خوبی برای گردهمایی کسب‌وکارهای کوچک، هم‌فکری آنها و اشتراک‌گذاری ایده‌ها و تجربیاتشان است. همچنین می‌توانید در انجمن‌های مربوط به بنگاه‌های اقتصادی زودبازده نیز عضو شوید و با شرکت در رویدادهای کسب‌وکار محلی، آگاهی خود را درخصوص کسب‌وکاری که به آن مشغول هستید افزایش دهید. شرکت در نمایشگاه‌ها و رویدادهای منطقه‌ای فرصت آشنایی مشتریان و سرمایه‌گذاران با شرکت شما و محصولی را فراهم می‌کند که شما ارائه‌اش می‌کنید. مزایای شرکت در چنین نمایشگاه‌ها و رویدادهایی به‌دلیل اثر تبلیغاتی که برای برند شما دارد بسیار زیاد خواهد بود.

سودآوری را در اولویت قرار دهید

شاید جالب باشد بدانید افراد زیادی کسب‌وکارهایی را شروع می‌کنند اما در ادامه نمی‌دانند چطور به سودآوری برسند. این قانون کلی در اقتصاد است که هدف اول هر کسب‌وکار سودآوری است. زمانی که کسب‌وکاری دیگر سودآوری نداشته باشد، ادامه فعالیت و رشد مجموعه بسیار دشوار خواهد بود. بنابراین اگر می‌خواهید در کسب‌وکار خود موفق باشید باید پول را درک کنید و بدانید که قانون طلایی پول این است که بتوانید بیشتر از چیزی که هزینه می‌کنید به دست بیاورید. به همین سادگی! اما بسیاری از کارآفرینان و صاحبان کسب‌وکارها همین قانون ساده تجارت را فراموش می‌کنند.

علاوه بر اولویت دانستن سودآوری، مدیریت هزینه‌ها نیز باید در اولویت باشد. مطمئن شوید مدیریت مناسبی روی هزینه‌ها دارید تا حداقل میزان هدررفت سرمایه و حداکثر بازدهی و سودآوری را داشته باشید. اگر احساس می‌کنید خودتان برای این کار مناسب نیستید، حتما از حسابدار با تجربه‌ای کمک بگیرید تا حساب‌های مالی‌تان را مرتب و میزان سودآوری قطعی را مشخص کند.

حتی یک مشتری را هم ناراضی نگذارید!

راضی نگه داشتن تمام مشتریان اصلا کار راحتی نیست. اما شما باید تمام تلاش خود را برای راضی نگه‌داشتن تمام مشتریانتان انجام دهید و این موضوع را به عنوان قاعده کسب‌وکارتان در نظر بگیرید. هیچ کسب‌وکاری بدون مشتری معنا و مفهوم ندارد. هرچه میزان حمایت مشتری‌ها از کسب‌وکارتان بیشتر باشد، سودآوری بیشتری خواهید داشت و به‌دنبال آن موفقیت بیشتری در کسب‌وکار خود رقم خواهید زد. هر مشتری معادل صدها میلیون تومان یا بیشتر در کسب‌وکار شما اهمیت دارد. هر یک مشتری که از دست بدهید معادل صد میلیون تومان یا حتی بیشتر از دست داده‌اید. زیرا هر مشتری که در مجموعه شما باقی بماند، مجددا از شما خرید خواهد کرد و چندین و چندبار در طول عمر کسب وکارتان سودآوری خواهد داشت. بنابراین باید برنامه درستی برای جلب رضایت مشتری از طریق خدمات مشتریان و برقراری ارتباط با مشتریان داشته باشید. همیشه سعی کنید از انتقادات و پیشنهادات مشتری‌ها برای افزایش کیفیت و اقبال عمومی محصولات یا خدمات خود بهره بگیرید.

تبلیغات را جدی بگیرید

مهم نیست که محصولات یا خدمات شما چقدر باکیفیت و مناسب است. اگر بازار هدف با این محصول یا خدمات آشنا نباشد یا انگیزه‌ای برای انتخاب آن نداشته باشد جایگاهی در بازار نخواهید داشت. اگر می‌خواهید کسب‌وکار کوچک یا متوسط موفقی داشته باشید باید برای محصول خود تبلیغ و مردم را به استفاده از محصول یا خدماتی که ارائه می‌کنید ترغیب کنید. باید این احساس را در آنها ایجاد کنید که به محصول یا خدمات شما نیاز دارند. در دنیای پیشرفته امروز با کمک شبکه‌های اجتماعی مختلف مانند اینستاگرام، لینکدین و ... با کمترین هزینه می‌توانید محصول خود را به بازار هدف معرفی کنید. اگر با وبلاگ‌نویسی آشنایی دارید، وبلاگ‌نویسی درخصوص محصولی که دارید نیز خالی از لطف نخواهد بود. روش‌های دیگر تبلیغاتی مانند پخش کردن برگه‌های تبلیغاتی و نمونه‌های رایگان نیز راه‌های خوبی برای معرفی محصولات و افزایش اقبال عمومی از کسب‌وکارتان هستند.

نسبت به کسب‌وکارتان پرانگیزه و همواره به فکر بهبود آن باشید

هیچ‌وقت به کم قانع نباشید. همیشه به فکر بهتر شدن باشید و از میانگین بالاتر بروید. به دنبال راحتی نباشید. هر روز برای بهتر شدن کسب‌وکارتان نسبت به دیروز تلاش کنید. این دیدگاه باید از شما به کارکنانتان نیز منتقل شود. حتی در زمان استخدام نیروهای خود همیشه به دنبال افرادی باشید که بازده بالاتر، کارایی بیشتر و اعتقاد بیشتری به کاری که می‌خواهند انجام دهند داشته باشند. همیشه باید به پیشرفت فکر کنید و زمانی را صرف درجا زدن و رکود نکنید. فراموش نکنید هیچ‌یک از کسب‌وکارهای پرآوازه امروز مثل شرکت اپل یا کارخانه کوکاکولا از روز اول بزرگ نبودند. اکثر کارخانه‌های بزرگ در ابتدا کسب‌وکار کوچکی بودند که با تلاش خود را به برندی منحصربه‌فرد تبدیل کردند. بسیاری از این کسب‌وکارها بیش از یک قرن در حال فعالیت هستند و در تمام این مدت خود را در صدر بازار حفظ کرده‌اند. شما نیز اگر خود و توانایی‌هایتان را باور داشته باشید، می‌توانید بسیار موفق باشید.


منبع: اقتصاد آنلاین
]]>
کافه‌ تهرون؛ خانه‌ی طعم‌های یک‌دستِ تهران 2018-11-11T17:34:40+01:00 2018-11-11T17:34:40+01:00 tag:http://ariaamarketing.ir/post/8021 محمد افشار دیگر مدت‌ها از آن زمانی گذشته که کافه‌ها فقط جایی برای وقت‌گذراندن بودند. حالا که تقریبا هر خیابان یکی دو تا کافه در خودش جای داده، آدم‌ها برایشان مهم است که به کدام کافه می‌روند، وقت‌شان را کجا می‌گذارنند و چه خوراکی‌هایی می‌خورند. کافه‌‌رفتن یک‌جورهایی مثل وصل شدن به یک اجتماع (کامیونیتی) خاص است و کافه‌روهای حرفه‌ای هویت‌شان را با کافه‌شان مشخص می‌کنند. قهوه‌خورهای قهار، کسانی که دل‌شان موسیقی خاص می‌خواهد، آن‌هایی که می‌خواهند در کافه غذای خوب بخورند و کسانی که یک گوشه‌ی خلوت برا دیگر مدت‌ها از آن زمانی گذشته که کافه‌ها فقط جایی برای وقت‌گذراندن بودند. حالا که تقریبا هر خیابان یکی دو تا کافه در خودش جای داده، آدم‌ها برایشان مهم است که به کدام کافه می‌روند، وقت‌شان را کجا می‌گذارنند و چه خوراکی‌هایی می‌خورند. کافه‌‌رفتن یک‌جورهایی مثل وصل شدن به یک اجتماع (کامیونیتی) خاص است و کافه‌روهای حرفه‌ای هویت‌شان را با کافه‌شان مشخص می‌کنند. قهوه‌خورهای قهار، کسانی که دل‌شان موسیقی خاص می‌خواهد، آن‌هایی که می‌خواهند در کافه غذای خوب بخورند و کسانی که یک گوشه‌ی خلوت برای خودشان می‌خواهند، هر کدام کافه‌های خودشان را دارند و قرارهای مهم‌شان را آن‌جا می‌گذارند و بقیه‌ی کافه‌ها مکان‌هایی گذری‌اند که هر از گاه به سراغ‌شان می‌روند.

در یکی از پر خاطره‌ترین کوچه‌های تهران بین قرنی و ویلا- کوچه‌ای است به اسم خسرو که خانه‌ای قدیمی را در خود جای داده است.
از درش که وارد می‌شوی کنار گلدان‌های کوچک و بزرگ ورودی، گاری کوچکی قرار دارد که روی آن را هم گل پوشانده؛ می‌دانی که این جا قرار است عقربه‌ها زمان تازه‌ای را برایت بسازند.

کافه‌ تهرون؛ خانه‌ی طعم‌های یک‌دستِ تهران


حیاط پُر است از درخت و روی خاک باغچه شبدرهای کوچک با هم خلوت کرده‌اند. میزهای چوبی با رومیزی‌های سفید -مثل آن‌هایی که خیلی سال قبل توی خانه‌ها میزها را می‌پوشاند- حیاط را زینت داده‌اند و هوا مثل آن‌وقت‌های تهران است. روی هر میز یک کاشی اسمش را به آدم‌ها می‌گوید و موقع خلوتی کافه می‌شود انتخاب کرد که مثلا مشتری میز چنار باشی یا نارون. بعد از نشستن توی حیاط آدم چشمش می‌افتد به حوض و برگ‌های نیلوفر که توی این خانه‌ی قدیمی فرود آمده‌اند؛ خیالت تو را می‌برد به داستان نیلوفرها. شجریان دارد می‌خواند «دوش دور از رویت ای جان، جانم از غم تاب داشت» و حالاست که عاشق می‌شوی؛ عاشق این گوشه‌ی تهران که طعمش هنوز دست‌نخورده باقی مانده. می‌توانی بروی طبقه‌ی بالا. پله‌ها، پاگرد قدیمی، بالکن، تلویزیون در‌دار، گرامافون و همه را سیر تماشا کنی. حالا وقت سفارش است و می‌توانی تهران را –تمام و کمال- سر بکشی.

کافه‌ تهرون؛ خانه‌ی طعم‌های یک‌دستِ تهران


کافه تهرون از آن کافه‌هایی است که محال است آدم از یادش برود؛ همه چیزش به همه چیزش می‌آید. به قول تبلیغات‌چی‌ها برندینگ درستی دارد؛ اسم کافه، اسم‌ میزها، منوی پارچه‌ای، طعم‌ها، موسیقی، رفتار کارکنان، حتی شبدرهای خودروی باغچه برندینگ یک‌پارچه‌ای دارند؛ همه چیز در خدمت قدمت و خاطره است و چیزی فدای دیدگاه مدرن نشده.

شخصیت برند، تهران/ تهرانی است از نوع اصیلش؛ میهمان‌نواز و کاربلد. میهمان‌نواز است چون هر بار که سر بر می‌گردانی لبخند می‌بینی و کاربلد است چون طعم غذاهایش را فقط می‌توانی در خانه چشیده باشی. با اعتمادبه‌نفس است و به خودش اطمینان کامل دارد و به دنبال حفظ اصالت گذشته است و برای مهم نیست دنیا چه‌قدر جلو رفته؛ ارزش‌هایش با ارزش‌های زندگی مدرن تفاوت دارد و هویت اصیلش را با هیچ چیز دیگری عوض نمی‌کند.
این جا تهران است.

کافه‌ تهرون؛ خانه‌ی طعم‌های یک‌دستِ تهران


نازنین کی نژاد

منبع: ام بی ای نیوز
]]>
بهترین اپلیکیشن‌های پخش آنلاین موسیقی برای گوشی‌های اندرویدی 2018-11-11T17:28:48+01:00 2018-11-11T17:28:48+01:00 tag:http://ariaamarketing.ir/post/8020 محمد افشار این گزارش به مرور و معرفی مختصری بر بهترین و معروف‌ترین برنامه‌های پخش آنلاین موسیقی خواهد پرداخت.  این روزها که اپلیکیشن و سرویس‌های پخش آنلاین موسیقی همچون اپل موزیک و اسپاتیفای از محبوبیت و استقبال بی‌نظیری از سوی کاربران جهانی برخوردار شده است، این گزارش به مرور و معرفی مختصری بر مجموعه اپلیکیشن های پخش انلاین موسیقی یا استریم موزیک می

این گزارش به مرور و معرفی مختصری بر بهترین و معروف‌ترین برنامه‌های پخش آنلاین موسیقی خواهد پرداخت.

 این روزها که اپلیکیشن و سرویس‌های پخش آنلاین موسیقی همچون اپل موزیک و اسپاتیفای از محبوبیت و استقبال بی‌نظیری از سوی کاربران جهانی برخوردار شده است، این گزارش به مرور و معرفی مختصری بر مجموعه اپلیکیشن های پخش انلاین موسیقی یا استریم موزیک می پردازد.   

کاربران به صورت رایگان و پولی قادر خواهند بود از سرویس‌های پخش موزیک آنلاین بهره‌مند شوند. این برنامه ها قابلیت‌های متفاوتی دارند که برای کاربران مختلف در سراسر جهان می‌تواند مفید و کاربردی باشد. به عبارتی دیگر ، باید گفت برنامه‌های این چنینی به کاربران این امکان را می‌دهند حتی بدون اشتراک ماهانه و پرداخت حق اشتراک، به حجم وسیعی از موسیقی‌های موردنظر و موردعلاقه به صورت آنلاین خود گوش فرادهند.

وب سایت Android Authority در زیر فهرستی از مهم‌ترین و بزرگترین اپلیکیشن‌های پخش آنلاین موزیک در جهان که در جدیدترین رتبه بندی‌های صورت پذیرفته جایگاه بالایی را به خود اختصاص داده‌اند، آورده است:

۱. اپل موزیک (  Apple Music)

57777796

 

۲. اسپاتیفای (Spotify )

57777787

۳. گوگل پلی موزیک (  Google Play Music )

57777789

۴. پاندورا ( Pandora )

57777785

۵. تیدال ( Tidal)

57777788

۶. آی هارت رادیو ( iHeartRadio)

57777795

۷. ساندکلاد ( Sound Cloud)

57777786

۸. توونین ( Tune In)

57777792

۹. دیزر (Deezer)

57777794

 

بدون شک، منطقه آمریکای شمالی که شامل ایالات متحده آمریکا و کانادا می‌شود، از بزرگترین طرفداران و کاربران اپلیکیشن‌های استریم موسیقی به شمار می‌روند. ایالات متحده به تنهایی حدود ۴۰ درصد از درآمد سرویس‌های موسیقی در جهان را به خود اختصاص داده است. درآمد سرویس‌های استریم موسیقی در این کشور از ۲.۵ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۶ به بیش از ۴ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۷ افزایش پیدا کرده است.

برآورد می‌شود تعداد مشترکین سرویس‌های استریم موسیقی در آمریکا تا سال ۲۰۲۵ به بیش از ۹۰.۱ میلیون نفر خواهد رسید که در مقایسه با آمار ۴۹.۱ میلیون نفری کنونی، شاهد یک رشد دو برابری خواهد بود. محبوبیت سرویس‌های موسیقی علاوه بر اینکه توانسته درآمد این صنعت را شکوفا کرده و افزایش دهد، به رعایت حقوق کپی‌رایت و حق نشر آهنگ‌ها نیز کمک بسیاری کرده است.


منبع: ایسنا
]]>
سبقت چینی‌ها در صنعت خودروهای برقی از اروپا 2018-11-11T17:18:23+01:00 2018-11-11T17:18:23+01:00 tag:http://ariaamarketing.ir/post/8019 محمد افشار به نظر می‌رسد که خودروسازان چینی از همتایان خود در اروپا در تولید و توسعه خودروهای الکتریکی و برقی پیشی گرفته‌اند. بسیاری از شرکتهای خودروسازی در جهان عزم خود را برای تولید انبوه خودروهای برقی جزم کرده و از برنامه‌های خود بدین منظور رونمایی کرده‌اند. افزایش روزافزون خودروهای برقی و محبوبیت استفاده بیشتر از این خودروهای پاک، موجب شده است شرکت ه

به نظر می‌رسد که خودروسازان چینی از همتایان خود در اروپا در تولید و توسعه خودروهای الکتریکی و برقی پیشی گرفته‌اند.

بسیاری از شرکتهای خودروسازی در جهان عزم خود را برای تولید انبوه خودروهای برقی جزم کرده و از برنامه‌های خود بدین منظور رونمایی کرده‌اند. افزایش روزافزون خودروهای برقی و محبوبیت استفاده بیشتر از این خودروهای پاک، موجب شده است شرکت های خودروسازی در سراسر جهان به رقابتی تنگاتنگ پرداخته و هریک از برنامه های خود برای طراحی و تولید خودروهایی بهتر و با توان پیمایش بیشتر رونمایی کنند.

بسیاری از کشورهای جهان قصد دارند با هدف مقابله با آلودگی هوا و کاهش میزان انتشار آلاینده ها و گازهای گلخانه‌ای و حفظ بیشتر محیط زیست، خودروهای تمام الکتریکی و برقی را به تولید انبوه برسانند.

تازه‌ترین گزارش‌های منتشر شده حاکی از آن است که شرکت‌های خودروسازی در چین تصمیم گرفته‌اند به توسعه خط تولید خودروهای پاک و دوستدار محیط زیست بپردازند و در این خصوص از خودروسازان اروپایی جلو بزنند.

از طرفی دیگر، بسیاری از شرکت‌های خودروسازی اروپایی که خودروهای برقی تولید می‌کنند، باتری‌های مورد نیاز خود را از کارخانه‌های باتری‌سازی در چین و کشورهای آسیایی تامین می‌کنند و همین مساله موجب می‌شود که خودروسازان اروپایی وابستگی شدیدی به همتایان چینی خود داشته باشند که در نهایت موجب می‌شود آنها حداقل یک پله از خودروسازان چینی عقب‌تر بایستند.

این رقابت به مرحله‌ای رسیده است که برندهای اروپایی باوجود تلاش‌های فراوان، همچنان تحت سلطه و در اختیار چین است و به نظر می‌رسد با توجه به جذب سرمایه‌گذاری‌های کلان آینده خودروهای برقی از آن این کشور پهناور آسیایی خواهد بود.

تحلیلگران همچنین برآورد کرده‌اند که فناوری خودروهای برقی یکی از عواملی خواهد بود که موجب پیشرفت، سودآوری و درآمدزایی چین شده و عملکرد موفقیت آمیز این کشور را نسبت به سایر شرکت های رقیب دو چندان خواهد کرد.

بر اساس گزارش وب سایت StreetInsider، در حال حاضر دو سوم ظرفیت جهانی تولید باتری های لیتیوم یونی که در خودروهای برقی نیز مورد کاربرد قرار می‌گیرد، به چین تعلق دارد بعلاوه اینکه این کشور هم‌اکنون بزرگترین بازار خرید و فروش خودروهای برقی در جهان را نیز به خود اختصاص داده است.

این در حالی است که تنها یک درصد از ظرفیت تولید جهانی باتری لیتیوم یونی به شرکت های اروپایی تعلق دارد که آنها نیز باز چین را بعنوان قطب اصلی و مرکزی تولید باتری و فعالیت های خود در نظر گرفته‌اند. بعنوان مثال، شرکت هلندی لیتیوم ورکس (Lithium Werks) تاکنون دو کارخانه در چین احداث و راه اندازی کرده و هم اکنون نیز درحال احداث سومین کارخانه با یک سرمایه گذاری یک میلیارد و ۸۰۰ میلیون دلاری در این کشور است. البته به نظر می رسد قانون افزایش تعرفه واردات از چین و جنگ تجاری میان این کشور و ایالات متحده آمریکا اندکی در این خصوص دست و پای شرکت های اروپایی فعال در چین را بسته و ممکن است آنها را با افزایش هزینه‌های نهایی روبرو کند که البته همه آنها تحت حمایت کمیسیون اروپا به منظور توسعه شرکت‌های فعال در حوزه تولید خودروهای پاک و دوستدار محیط زیست قرار گرفته‌اند.

دولت های بسیاری همچون انگلستان، فرانسه، نروژ، اسپانیا، یونان، مکزیک، چین و هند از جمله پیشگامانی هستند که قصد دارند به منظور جلوگیری از آلودگی هوا و حفظ محیط زیست، تولید و فروش خودروهای بنزینی و دیزلی را تا دهه ۲۰۳۰ و نهایتا تا دهه ۲۰۴۰ میلادی (حدودا دو دهه آینده) ممنوع و متوقف اعلام کنند.

در سال گذشته میلادی بالاخره خودروهای الکتریکی و برقی از حالت خودروهای غیر قابل استفاده‌ای که تنها در نمایشگاه‌های علم و فناوری از آنها رونمایی می‌شد، خارج شد و تولید انبوه خودروهای لوکس و قابل استفاده آنها توسط غول‌های خودروسازی آغاز شد. این تولید انبوه که با استقبال بینظیری از سوی مردم و دولت‌های بسیاری روبرو شد، می‌تواند نقطه عطفی برای جهشی بزرگ و گامی بلند به سمت خودروهای پاک و غیر آلاینده به شمار بیاید.

به همین دلیل، بسیاری از کارشناسان و تحلیلگران برآورد کرده بودند که سال جاری میلادی، سال شکوفایی صنعت خودروسازی برقی و الکتریکی خواهد شد.


منبع: ایسنا
]]>
چین محبوب‌ترین مقصد گردشگری جهان می‌شود 2018-11-11T17:09:05+01:00 2018-11-11T17:09:05+01:00 tag:http://ariaamarketing.ir/post/8018 محمد افشار بر اساس گزارش جدید منتشر شده توسط یک شرکت تحقیقاتی در لندن، چین در سال ۲۰۳۰ محبوب‌ترین مقصد گردشگری جهان خواهد شد و از فرانسه که هم اکنون عنوان مقصد گردشگری محبوب جهان را دارد، پیشی خواهد گرفت. به گزارش چاینا دیلی، نماینده شرکت Euromonitor International گفت: مقصدهای گردشگری مانند چین به دلیل عملکرد موفق در زمینه گردشگری به سرعت به مکان‌های محبوب گ

بر اساس گزارش جدید منتشر شده توسط یک شرکت تحقیقاتی در لندن، چین در سال ۲۰۳۰ محبوب‌ترین مقصد گردشگری جهان خواهد شد و از فرانسه که هم اکنون عنوان مقصد گردشگری محبوب جهان را دارد، پیشی خواهد گرفت.

به گزارش چاینا دیلی، نماینده شرکت Euromonitor International گفت: مقصدهای گردشگری مانند چین به دلیل عملکرد موفق در زمینه گردشگری به سرعت به مکان‌های محبوب گردشگری تبدیل می‌شوند.

 در این گزارش که در جریان رویداد گردشگری لندن منتشر شده اعلام شده است، در سال جاری میلادی ۱.۴ میلیارد سفر در سراسر جهان انجام شده که نسبت به سال گذشته پنج درصد افزایش داشته است. بخش عمده‌ای از گردشگری پایدار در منطقه آسیا، اقیانوس آرام بوده که افزایش ۱۰ درصدی در سال جاری داشته است.

در این گزارش آمده که طی ۱۲ سال آینده، سفرهای بین‌المللی به حدود ۲.۴ میلیارد دلار افزایش خواهد داشت و چین تا سال ۲۰۳۰ بزرگترین بازار گردشگری را خواهد داشت. 

رشد اقتصادی و درآمد بیشتر در کشورهای آسیایی نزدیک به چین موجب تشویق گردشگران به بازدید از چین شده است. علاوه بر این، رویدادهای مهم ورزشی مانند بازی‌های المپیک زمستانی ۲۰۲۲ گردشگران بیشتری را به این کشور جذب می‌کند.

گردشگری یکی از پایه‌های اصلی اقتصاد در چین است و سرمایه‌گذاری‌های زیادی برای بهبود زیرساخت‌ها و استانداردها در زمینه گردشگری انجام شده است. علاوه بر آن، گردشگری دوستانه و ابتکاری نیز در ارتقا گردشگری چین بسیار مهم است.

طبق گزارش سازمان جهانی گردشگری، در حال حاضر، چین، رتبه چهارم گردشگری را دارد. کشورهای فرانسه در مقام اول، ایالات متحده در مقام دوم و اسپانیا در مقام سوم قرار دارند.


منبع: ایسنا
]]>
فروش ۱۰ میلیارد دلاری غول تکنولوژی در جشنواره‌ای عجیب 2018-11-11T17:04:51+01:00 2018-11-11T17:04:51+01:00 tag:http://ariaamarketing.ir/post/8017 محمد افشار غول تجارت الکترونیک چین، علی‌بابا در ساعت اول فروش خود در روز مجردها(امروز) ۶۹ میلیارد یوآن (۹.۹۲ میلیارد دلار) فروخت که این نسبت به فروش ساعت اول این روز در سال گذشته ۲۱ درصد جهش داشته است. به گزارش رویترز، روز یکشنبه، غول تجارت الکترونیک چین، علی‌بابا،  در ساعت اول فروش خود در روز مجردهای امسال، ۶۹ میلیارد یوآن (۹.۹۲ میلیارد دلار) فرو

غول تجارت الکترونیک چین، علی‌بابا در ساعت اول فروش خود در روز مجردها(امروز) ۶۹ میلیارد یوآن (۹.۹۲ میلیارد دلار) فروخت که این نسبت به فروش ساعت اول این روز در سال گذشته ۲۱ درصد جهش داشته است.

به گزارش رویترز، روز یکشنبه، غول تجارت الکترونیک چین، علی‌بابا،  در ساعت اول فروش خود در روز مجردهای امسال، ۶۹ میلیارد یوآن (۹.۹۲ میلیارد دلار) فروخت که این نسبت به فروش ساعت اول این روز در سال گذشته ۲۱ درصد جهش داشته است.

 سال گذشته کل فروش علی‌بابا در بزرگترین رویداد فروش آنلاین جهان، روز مجردها، به ۱۶۸ میلیارد یوآن (۲۴.۱۵ میلیارد دلار) رسید.

حجم عظیم و خارج از تناسبی از خریدها تنها در دقایق اولیه این رویداد ۲۴ ساعته انجام می‌شود.

به نظر می‌رسد این آخرین رویداد فروش ماه نوامبر این شرکت، تحت اداره موسس و رییس کنونی آن، جک ما، باشد. طبق آن‌چه این شرکت در ماه سپتامبر اعلام کرده است، مدیر اجرایی ارشد کنونی این شرکت، دانیل ژانگ از سال آینده میلادی رییس خواهد شد.

درحالی که رشد فروش علی‌بابا ثابت مانده است، با وجود شرایط نامشخص تجاری تحت تاثیر جنگ تجاری بین آمریکا و چین، سهام این شرکت امسال ۱۶ درصدسقوط کرده است.

علی‌بابا اعلام کرده است که امسال حدود ۱۸۰۰۰۰ برند در رویداد روز مجردها شرکت کرده‌اند و تا ساعت ۱۰ صبح به وقت محلی، فروش این روز به ۲۰ میلیار دلار نزدیک شده است.


منبع: مهر
]]>
دانستنی های بازاریابی و فروش(19) 2018-11-01T20:11:48+01:00 2018-11-01T20:11:48+01:00 tag:http://ariaamarketing.ir/post/8016 محمد افشار در استراتژی نفوذ در بازار، مدیریت به دنبال افزایش سهم بازار برای محصولات فعلی خود در بازارهای موجود است. برای این کار سه راه وجود دارد: افزایش تعداد دفعات خرید مشتریان فعلی، جذب مشتریان محصولات رقبا و ترغیب کسانی که از محصول شرکت استفاده نمی کنند به خرید و مصرف آن.منبع: آریا مارکتینگ در استراتژی نفوذ در بازار، مدیریت به دنبال افزایش سهم بازار برای محصولات فعلی خود در بازارهای موجود است. برای این کار سه راه وجود دارد: افزایش تعداد دفعات خرید مشتریان فعلی، جذب مشتریان محصولات رقبا و ترغیب کسانی که از محصول شرکت استفاده نمی کنند به خرید و مصرف آن.

منبع: آریا مارکتینگ
]]>
جزوه درسی رویکرد سیستمی دکتر پور ابراهیمی 2018-11-01T20:03:57+01:00 2018-11-01T20:03:57+01:00 tag:http://ariaamarketing.ir/post/8015 محمد افشار جزوه درسی رویکرد سیستمی دکتر پور ابراهیمیجزوه درسی رویکرد سیستمی دکتر پور ابراهیمی از اساتید بنام مدیریت ، در قالب فایل pdf و در حجم 21 صفحه.  رویکر سیستمی در کلیه گرایش های مدیریت در مقطع کارشناسی ارشد پاس می گردد در این جزوه درسی به تعریف نگرش سیستمی پرداخته شده در ادامه ویژگی های سیستم بیان شده است، توضیحاتی در خصوص ضرورت تفکر ...
جزوه درسی رویکرد سیستمی دکتر پور ابراهیمی

جزوه-درسی-رویکرد-سیستمی-دکتر-پور-ابراهیمیجزوه درسی رویکرد سیستمی دکتر پور ابراهیمی از اساتید بنام مدیریت ، در قالب فایل pdf و در حجم 21 صفحه.  رویکر سیستمی در کلیه گرایش های مدیریت در مقطع کارشناسی ارشد پاس می گردد در این جزوه درسی به تعریف نگرش سیستمی پرداخته شده در ادامه ویژگی های سیستم بیان شده است، توضیحاتی در خصوص ضرورت تفکر ...


دانلود فایل

]]>
۳ رکن اصلی فروش در سطح جهانی 2018-11-01T19:51:37+01:00 2018-11-01T19:51:37+01:00 tag:http://ariaamarketing.ir/post/8014 محمد افشار در جهان امروز که شرکت های تازه بنیان و کارآفرین های عالی به وفور یافت می شوند، نمی توان خبرهای زیادی که در مورد شکست یک استارتاپ و یا مشکلاتی که در امر فروش اجناس به صورت مداوم شنیده می شود را نادیده گرفت. نکتۀ قابل تأمل این است که عدم وجود مهارت های مربوط به تکنولوژی، کمبود سرمایه و یا محصولات غیرمؤثر، علت وقوع این اتفاق نیستند. مشکل اصلی عموماً به امر فروش باز می گردد.

در جهان امروز که شرکت های تازه بنیان و کارآفرین های عالی به وفور یافت می شوند، نمی توان خبرهای زیادی که در مورد شکست یک استارتاپ و یا مشکلاتی که در امر فروش اجناس به صورت مداوم شنیده می شود را نادیده گرفت. نکتۀ قابل تأمل این است که عدم وجود مهارت های مربوط به تکنولوژی، کمبود سرمایه و یا محصولات غیرمؤثر، علت وقوع این اتفاق نیستند. مشکل اصلی عموماً به امر فروش باز می گردد.

 در یک استارتاپ، هیچ چیز مهم تر از توانایی فروش نیست. با این حال، تعداد کمی از شرکت ها از این واقعیت اطلاع دارند. در دهۀ اخیر، من افتخار همکاری با گروه های فروش شرکت های بزرگ و موفق تکنولوژی محور با درآمد بالغ بر 500 میلیون دلار را در سراسر کشور داشته ام. سپس زندگی حرفه ای خود را صرف حمایت و همکاری با مؤسسین شرکت های تکنولوژی تجاری-تجاری در سال های ابتدایی فعالیت و کمک به پیاده سازی یک سیستم فروش در سطح جهانی کردم.

در ادامه به این یافته های چند ساله اشاره خواهم کرد. راه حل تمامی مشکلات فروش منوط به انجام صحیح سه اصل ساده، صرف نظر از بزرگی شرکت است که وجودشان برای شروع، پیشرفت و ساخت یک تیم فروش در سطح جهانی از الزامات محسوب می شود.

افراد

اولین قدم در اختیار داشتن افراد خبره و مناسب است. بزرگ ترین اشتباهی که در فهرست شکست یک تشکیلات در زمینۀ فروش وجود دارد، عدم توجه و اهمیت به مدیریت است. ملامت کردن مأموران فروش به دلیل فروش ضعیف، کاری ساده است، اما در صورت فروش ضعیف، این مدیران در سطوح سرپرستی و معاونت هستند که عموماً کار خود را درست انجام نداده اند. بله، طبیعتاً استخدام مأموران فروش خبره از اهمیت زیادی برخوردار است، اما اگر مدیریت گروه توسط یک مدیر معمولی انجام شود، مهارت، تجربه و یا تلاش تیم فروش بی نتیجه خواهد ماند.

فرآیند

دوم، وجود یک فرآیند استراتژیک است. زمانی که از نظر افراد تیم، کار شرکت تکمیل شد، چه اقدامات و فعالیت هایی را از آنها می خواهید؟ چه تعداد تماس تلفنی باید با مشتریان احتمالی برقرار کنند؟ پس از برقراری تماس چه کاری انجام می دهند؟ پس از چندبار تلاش برای فروش محصولات به یک مخاطب، دیگر با آنها تماس نمی گیرند؟ از چه کانال های دیگری برای رسیدن به مخاطب استفاده می کنند؟ زمانی که با مشتریان احتمالی صحبت می کنند و یا اعتراض آنها را می شنوند چگونه رفتار می کنند؟ چه مشکلاتی را برای مشتریان حل وفصل می کنند؟

اینها تنها قسمت کوچکی از سؤالاتی هستند که باید قبل از اولین تماس تلفنی مأمور فروش به آنها پاسخ داده شود. مدل سنتی و بدون برنامه دیگر قابلیت اجرایی نخواهد داشت. هنگامی که فرآیندی این چنین به وجود آمد، باید از چگونگی پیشبرد و آموزش فرآیند به افراد تیم و همچنین مسئول گروه مطمئن شوید. مدیران شما باید سخت کوش ترین افراد تشکیلات شما باشند و از عهده مسئولیت و آموزش تمامی تیم برای پیشبرد فرآیند به شکلی مطلوب برآیند. 

فرهنگ

هنگامی که افراد مناسب و فرآیند مورد نیاز را به دست آوردید، قدم سوم فرهنگ شرکت شما خواهد بود. این نکته ای است که اکثر شرکت ها در آن با مشکل مواجه می شوند. فرهنگ به وجود یک میز پینگ پنگ در سالن استراحت و یا مکانی برای چرت زدن خلاصه نمی شود. البته، اینها موارد قابل توجهی هستند، اما ربطی به فرهنگ شرکت شما ندارند. فرهنگ شرکت، مجموعه قوانین و ارزش هایی هستند که تشکیلات شما را تعریف می کنند و از بالاترین سطح شرکت شروع می شوند. 

اگر مدیرعامل شرکت منظم ترین فرد گروه باشد، فرهنگ تیم فروش نیز از همین قاعده پیروی خواهد کرد. اگر معاون فروش همواره برای ارتقای شخصی خود تلاش کند، فرهنگ تیم فروش نیز آن را منعکس خواهد کرد. اگر مدیران فروش خود را ملزم به موفقیت بالا و خواست محکم برای پیروزی کنند، تیم فروش نیز همگام با این فرهنگ پیش خواهد رفت. بیشتر رهبران دوست ندارند این گونه صحبت ها را بشنوند، اما حقیقت امر همین است. بیشتر افراد به نقش های مدیریتی به عنوان یک راه فرار از مسئولیت های دشوار نگاه می کنند؛ در حالی که باید زودتر از دیگران سر کار حاضر شوند، دیرتر روز کاری خود را به پایان رسانند و برای کمک به تیم خود تلاش کنند.

بزرگ ترین دستاوردهای زندگی عموماً در کوچک ترین جزییات پیدا می شوند. پیدا کردن افراد خبره، ساخت یک فرآیند قوی و به وجود آوردن فرهنگی مناسب هیچ پیچیدگی خاصی ندارد. شما تنها باید خود را برای انجام این امور متقاعد کنید. شکست در دنیای استارتاپ لزوماً آمار و ارقام نیست که تمام تلاش خود را صرف فرار کردن از آن کنید. از دیگران پیشی بگیرید و در بازی فروش پیروز شوید!


منبع: اقتصاد آنلاین
]]>
۶ اصل برگرفته از ارتش برای رهبری فوق العاده 2018-11-01T19:40:20+01:00 2018-11-01T19:40:20+01:00 tag:http://ariaamarketing.ir/post/8013 محمد افشار بسیاری از مدیران موفق امروز نخستین تجربه رهبری را در ارتش به دست آورده اند؛ از طرفی ارتش بیشتر از هر نهاد دیگری، رهبرانی ماهر را پرورش داده است، بنابراین فکر کردم برای این که فوت و فن رهبری را پیدا کنم، بهتر است به جای آن که به سراغ افراد عادی بروم، بررسی را مستقیماً از منشأ آموزش رهبران برتر شروع کنم. به این ترتیب بود که بیانیه رهبری رسمی ارتش ایالات متحده، دستورالعمل رهبری عملیات ارتشی را پیدا کردم. شش اصل فرماندهی ماموریت را در این گنجینه از اصول آموز

بسیاری از مدیران موفق امروز نخستین تجربه رهبری را در ارتش به دست آورده اند؛ از طرفی ارتش بیشتر از هر نهاد دیگری، رهبرانی ماهر را پرورش داده است، بنابراین فکر کردم برای این که فوت و فن رهبری را پیدا کنم، بهتر است به جای آن که به سراغ افراد عادی بروم، بررسی را مستقیماً از منشأ آموزش رهبران برتر شروع کنم. به این ترتیب بود که بیانیه رهبری رسمی ارتش ایالات متحده، دستورالعمل رهبری عملیات ارتشی را پیدا کردم. شش اصل فرماندهی ماموریت را در این گنجینه از اصول آموزشی رهبری منضبط یافتم.

 پیش از هر چیز باید به این نکته اشاره کنم که اصول فرماندهی ماموریت در ارتش سبک شمرده نمی شود. این اصول با تار و پود مفهوم رهبری در این شاخه از ارتش درهم تنیده شده است. متن زیر بخشی از دستورالعمل عملیات است که به اختصار بیان می شود:

«درک کردن و عمل کردن به اصول فرماندهی ماموریت لازم الاجرا است. فلسفه فرماندهی ماموریت از طریق عمل کردن به آن در تمام حوزه های رشد رهبری، در فرهنگ و عادات ارتش تثبیت شده است. سربازان، رهبران ارتشی و افراد غیرنظامی در تمام رده ها، اصول فرماندهی ماموریت را در فعالیت های روزمره و وظایف معمول خود به مرحله اجرا درمی آورند.»

در ادامه با شش اصل فرماندهی ماموریت آشنا می شوید که می توانید آنها را در فرآیند مدیریت و رهبری خود به کار بگیرید.

1ـ فرمانده باید هدف خود را به وضوح بیان کند

پیش از هر چیز فرمانده باید هدف ماموریت را به روشنی بیان کند. هدف باید تبیین کننده چرایی ماموریت باشد. چرا از نفرات می خواهید که در این ماموریت کنارتان باشند؟ اتحاد در هدف است که همدلی و اتحاد را در ساعات سخت و تاریک ممکن می کند.

براساس تعاریف ارتش، روشن ساختن هدف فرماندهی شامل الزام در واضح ساختن ارتباط و مشخص ساختن اولویت بندی نیز می شود. نقطه نظر کلی اصل اول این است که تمام نفرات بدون تردید و به طور قطعی با یکدیگر همداستان باشند، اتحادی که در عالم واقعیت و برای سربازان ارتش گاهی به فاجعه ای دردناک ختم می شود. در هر حال داشتن یک هدف مشخص و یگانه در محل کار نیز به اندازه ارتش مهم است، بنابراین هرچه سریع تر مقصود و هدف اصلی خود را به روشنی برای کارکنان تان بیان کنید.

2ـ فرمانده باید از طریق ایجاد اعتماد متقابل، گروه را با هم متحد کند

این اصل در ارتش اینگونه پیاده می شود که ابتدا فرمانده خود را به الگویی برای افراد تبدیل می کند و سپس آگاهانه سعی می کند که جوی مبتنی بر اعتماد را ایجاد و حفظ کند. برای این کار لازم است که ارزش ها و اصول اخلاقی سازمان همواره در معرض دید باشد.

همچنین چنانچه فرمانده بتواند بین نیازهای زیردستان و مقتضیات ماموریت تعادل ایجاد کند و زمان و توجه خود را معطوف ایجاد اتفاق نظر کند، گروهی منسجم و متحد شکوفا می شود.

در نهایت یک رهبر بی نظیر باید مناقشات را به سرعت حل کند و جو مثبتی را برای پرورش کار گروهی به وجود بیاورد که شرایط را برای داشتن یک تیم متحد کامل می کند. سعی کنید تمام این نکات را به سرعت به مرحله اجرا دربیاورید.

3ـ ایجاد فهم مشترک

این اتفاق زمانی می ا فتد که رهبران با زیردستان خود ارتباط برقرار کنند و برای تبادل و تفهیم اطلاعات مهم وقت بگذارند. بدیهی است که فهم مشترک با «فریاد زدن بر سر زیردستان» به دست نمی آید. رهبران استثنائی با کارکنان شان ارتباطی دوجانبه برقرار می کنند و قدرت شخصی را در برابر قدرت حاصل از موقعیت به کار می گیرند تا به جز اطاعت، تعهد نسبت به اهداف مشترک را نیز به دست بیاورند.

ایجاد درک مشترک در ارتش و همینطور در کسب و کار به این معنا است که تمام اعضای گروه به خوبی بدانند که دیگران چه کاری انجام می دهند و متوجه باشند که مسئولیت های تعریف شده برای هر نفر کمترین همپوشانی ممکن را با وظایف دیگران دارد.

ایجاد فهم مشترک با درک صحیح اصول پایه و متعهد شدن به تبادل اطلاعات شروع می شود.

4ـ تمرین کردن ابتکار عمل منضبط

ارتش در پیاده کردن انضباط و دیسیپلین مشهور است. این نظم و ترتیب با تاثیر گذاشتن بر روی زیردستان برای به عهده گرفتن ابتکار عمل حین انجام دادن وظایف به منظور تقویت حس وظیفه شناسی، هدایت و رفتار حرفه ای در تمام شرایط و از دست ندادن کنترل خود در شرایط سخت و پیش بینی کردن تغییرات یا عدم قطعیت ها به دست می آید.

در چنین جوی ذهنیتی به وجود می آید که تک تک افراد برای دستیابی به نتیجه نهایی مطلوب مسئول خواهند بود. شما نیز می توانید با پیروی از این راهنما این وضعیت ذهنی را ایجاد کنید.

5ـ بهره گیری از دستورات ماموریت

این اصل نفرات را ترغیب می کند که دستورها و رهنمودها را واقعاً به کار ببندند و کورکورانه از آنها پیروی نکنند و در اجرایی کردن این دستورها از آنها به عنوان فرصتی برای یادگیری، رشد و پیشرفت خود استفاده کنند. حالت ایده آل این است که نفرات بدون نیاز به دستورات مفصل و دقیق در مسیر پیشرفت قرار بگیرند. به عبارت دیگر هر ماموریت فرصتی برای رهبران است که اختیار عمل اعطا شده را تمرین کنند و فرصتی برای زیردستان است که با توجه به این دستورات در مسیر رشد و پیشرفت خود گام بردارند.

بنابراین هر ماموریتی را که در راس آن قرار دارید، به عنوان فرصتی مغتنم غنیمت بشمارید.

6ـ ریسک محتاطانه را بپذیرید

در دستورالعمل ارتش قید شده است که فرماندهان باید ریسک را با دقت ارزیابی و مدیریت کنند و از آن اجتناب نکنند، سپس بر پایه ارزیابی های دقیق خود تصمیماتی مناسب را برای تخصیص منابعی اتخاذ کنند که می تواند احتمال رسیدن به موفقیت نهفته در پس خطر را بهبود دهد.

برای مهارت پیدا کردن در این اصل ابتدا باید بتوانید ریسک «محتاطانه» را به خوبی ارزیابی کنید و سپس برنامه ای را برای تخصیص منابع پشتیبانی کننده تنظیم کنید.

با پیروی از این اصول مانند یک ژنرال رهبری کنید و به رهبری بی نظیر تبدیل شوید.


منبع: فرصت امروز
]]>
فقدان خودآگاهی؛ مشکل بزرگ محیط‌ های کاری 2018-10-31T20:27:15+01:00 2018-10-31T20:27:15+01:00 tag:http://ariaamarketing.ir/post/8012 محمد افشار گرچه خودآگاهی (self-awareness)-‌شناخت اینکه ما چه کسانی هستیم و چگونه از نگاه دیگران دیده می‌شویم- برای عملکرد شغلی، موفقیت‌های حرفه‌ای و اثربخشی رهبری سازمانی مهم است؛ اما این ویژگی به‌طور قابل‌توجهی در محیط کار دنیای امروز به مقدار کم عرضه می‌شود. در واقع یک جنبه مهم خودشناسی (self-knowledge) است- اینکه چگونه ویژگی‌ها، ارزش‌ها و رفتارهای شخصیتی متفاوتمان را می‌بینیم. گرچه خودآگاهی (self-awareness)-‌شناخت اینکه ما چه کسانی هستیم و چگونه از نگاه دیگران دیده می‌شویم- برای عملکرد شغلی، موفقیت‌های حرفه‌ای و اثربخشی رهبری سازمانی مهم است؛ اما این ویژگی به‌طور قابل‌توجهی در محیط کار دنیای امروز به مقدار کم عرضه می‌شود. در واقع یک جنبه مهم خودشناسی (self-knowledge) است- اینکه چگونه ویژگی‌ها، ارزش‌ها و رفتارهای شخصیتی متفاوتمان را می‌بینیم.

اما جنبه دیگر آگاه بودن از نکته است که دیدگاه ما از خودمان در مقایسه با یک دید بیرونی تا چه حد پایدار است؛ یعنی اینکه دیگران ما را چگونه می‌بینند. مورد دوم تغییرشکل خودشناسی از درون‌گرایی صرفا شخصی به خودآگاهی‌ دقیق است که بسیار ضروری است. اما همان‌طور که گفتیم ویژگی خودآگاهی در محیط کار دنیای ما به شدت کم عرضه می‌شود. در تحقیق ما روی این موضوع که ۵ سال به طول انجامید، دریافته‌ایم که گرچه ۹۵ درصد افراد تصور می‌کنند خودآگاه هستند، اما ۱۰ تا ۱۵ درصد واقعا این ویژگی را دارند.

از سوی دیگر، شرکت‌ها میلیون‌ها دلار و ساعات بی‌شماری را صرف ارزیابی‌های خودسنجی می‌کنند که تنها هدف آن خودشناسی است. اما مشکل اصلی این است که ما به‌طور آشکار قاضیان ضعیفی در مورد توانمندی‌های خود هستیم. مطالعه سال ۲۰۱۴ روی ۳۵۷ هزار نفر یک همبستگی متوسط ۲۹/ ۰ را بین ارزیابی‌های خود و سنجش عینی نشان داد (یک همبستگی ۰/ ۱ دقت کلی را نشان می‌دهد) و این همبستگی برای مهارت‌های مرتبط به کار حتی پایین‌تر نیز بود. بنابراین ممکن است این طور نشان داده شود که من خودم را یک سخنگوی قهار می‌بینم اما مخاطبانی که هنگام صحبت کردن من خواب‌شان می‌برد، روایت دیگری را بیان می‌کنند.

جان مطلب اینکه بدون داده‌های خارجی، نتایج ارزیابی‌های خودشناسی دقیق فرض می‌شود، در حالی که ممکن است درک غیردقیقی از خودمان را تقویت کند. نتیجه خالص می‌تواند برای پیشرفت و عملکرد و همان‌طور که مشاهده‌کردیم برای کارآیی تیم‌ها مضر باشد.

در شرکت، همکاران ناآگاه زیادی می‌توان یافت. افرادی که به‌رغم موفقیت‌های گذشته، قابلیت‌های خوب و هوش غیرقابل‌انکار، درباره کاری که می‌کنند هیچ‌گونه بینشی از خود ندارند. در مطالعه‌ای که ما روی ۴۶۷ فرد بزرگسال در محیط‌های کار در ایالات متحده آمریکا و بین چندین صنعت انجام دادیم، ۹۹ درصد کار با حداقل یک نفر از چنین افرادی را گزارش دادند و تقریبا نیمی از آنها با حداقل ۴ نفر از چنین افرادی کار کرده‌اند. همتایان (Peers) پرتکرارترین متخلفان بودند ( ۷۳ درصد پاسخ‌دهندگان حداقل یک همتای ناآگاه را گزارش دادند) و بعد از آن افراد زیردست (۳۳ درصد)، روسا (۳۲ درصد) و مشتریان (۱۶ درصد) قرار داشتند.

همکاران فاقد حس خودآگاهی می‌توانند شانس موفقیت یک تیم را به نصف کاهش دهند. طبق پژوهش ما، دیگر پیامدهای کار با همکاران ناآگاه شامل افزایش استرس، کاهش انگیزه و افزایش احتمال ترک شغل می‌شود.

بنابراین ما چگونه با این موقعیت‌ها برخورد می‌کنیم؟ آیا ممکن است بتوانیم به فرد ناآگاه کمک کنیم تا به شناخت بیشتری از خودش برسد؟ و اگر قادر به انجام این کار نیستیم، برای حداقل کردن لطمات آنها بر موفقیت و رضایتمندی خود چه می‌توانیم بکنیم؟

  درک مشکل

نمی‌توان گفت همه همکاران با رفتارهای بد از فقدان خودآگاهی رنج می‌برند و نه می‌توان به همه آنهایی که دچار این عدم خودآگاهی هستند کمک کرد. بنابراین، باید در وهله اول تعیین کنید که آیا منبع مشکل واقعا فقدان خودآگاهی فرد است یا خیر. از خودتان بپرسید:

  پشت این تنش چه چیزی نهفته است؟

زمانی که در کار با کسی دچار مشکل هستیم، این مشکل همیشه فقدان خودآگاهی از جانب آنها نیست. درگیری میان-فردی می‌تواند از اولویت‌های متفاوت، شکل ارتباطات ناسازگار یا فقدان اعتماد ایجاد شود.

برای تعیین اینکه آیا واقعا با یک فرد ناآگاه مواجه هستید یا خیر، ببینید که سایر افراد پیرامون آنها چه احساسی دارند. به‌طور نمونه، اگر فردی ناآگاه است، اجماعی در مورد رفتار او وجود دارد (یعنی تنها شما نیستید که نسبت به آن فرد چنین احساسی دارید.) ما به‌طور خاص، چندین رفتار ثابت از افراد ناآگاه را مشخص کرده‌ایم:

• آنها بازخورد انتقادی را گوش نمی‌دهند یا نمی‌پذیرند.

• آنها نمی‌توانند چشم‌انداز دیگران را درک ‌کنند یا بپذیرند.

• آنها به زحمت می‌توانند احساسات و تفکرات افراد دیگر در محیط کار را درک کنند.

• آنها نظر اغراق‌آمیزی از همکاری‌ها و عملکردشان دارند.

• آنها بدون اینکه بدانند برای دیگران مضر هستند.

• آنها خود را عامل موفقیت‌ها می‌دانند و دیگران را برای شکست‌ها مقصر می‌شناسند.

  این فرد از کجا آمده است؟

افراد دیگری در محیط کار وجود دارند که در مقایسه با ناآگاهی، به نوعی افرادی نادان به حساب می‌آیند. آنها دقیقا می‌دانند که چه کاری انجام می‌دهند اما نمی‌خواهند تغییر کنند.

یک مدیر ارشد عملیاتی را می‌شناختم که وقتی تیمش او را ناامید می‌کرد، به تحقیر آن می‌پرداخت. اما او در توجیه رفتارش می‌گفت: «بهترین ابزار مدیریت ترس است. اگر آنها از شما بترسند، کارشان را به خوبی انجام خواهند داد.» (جای شگفتی نیست که مافوق‌های او دیدگاه‌های او را به اشتراک نمی‌گذاشتند و چند ماه بعد او را اخراج کردند.)

بزرگ‌ترین تفاوت بین کسی که نمی‌داند و کسی که می‌داند ولی اهمیت نمی‌دهد، قصد و نیت آنهاست: افراد ناآگاه صادقانه می‌خواهند همکاری کنند و موثر باشند اما نمی‌دانند که دچار قصور هستند. در حالی که افرادی که به آگاهی اهمیت نمی‌دهند، بدون اظهار پشیمانی رفتارشان را تایید می‌کنند. به‌عنوان مثال می‌گویند «البته من با مشتریان رفتاری تحمیل‌کننده دارم. خب این تنها راه فروش است!» افراد ناآگاه نمی‌توانند نحوه رفتار خود را از دید سایرین ببینند. به‌عنوان مثال از روی ناآگاهی می‌گویند «ملاقات با آن مشتری خوب پیش رفت.»

  کمک به افراد ناآگاه

وقتی که تشخیص می‌دهید فردی از فقدان خودآگاهی رنج می‌برد، اکنون زمان آن است که صادقانه ارزیابی کنید که آیا می‌توان به آن فرد کمک کرد یا خیر. در مورد نیات او و اینکه آیا او قصد تغییر دارد یا خیر فکر کنید. آیا تا به‌حال دیده‌اید این فرد درخواست چشم‌انداز متفاوت کند یا از بازخوردهای انتقادی استقبال کند؟ پاسخ به این سوال نشان می‌دهد که کمک به این‌گونه افراد برای خودآگاه‌تر شدن کاملا امکان‌پذیر خواهد بود.

اما مطالعه ما نشان داده است که گرچه ۷۰ درصد افراد با همکارانی ناآگاه برای کمک به بهبود آنها تلاش کرده‌اند اما تنها ۳۱ درصد در این مورد موفق یا بسیار موفق بوده‌اند و بین آنها کسانی که تصمیم به کمک نکردن گرفته‌اند، تنها ۲۱ درصد از تصمیم‌شان پشیمان شده‌اند. بنابراین پیش از اینکه در این مورد گام بردارید، از خودتان بپرسید که:

  آیا من پیام‌رسان درستی هستم؟

دلیل شماره یک که پاسخ‌دهندگان مطالعه ما برای عدم کمک به یک فرد ناآگاه ارائه دادند این بود که آنها تصور نمی‌کردند پیام‌رسان درستی باشند. برای اینکه فردی واقعا پذیرای بازخورد انتقادی باشد، باید به ما اعتماد داشته باشد. باید اساسا باور داشته باشد که ما واقعا نگران او هستیم و می‌خواهیم به او کمک کنیم. زمانی که اعتماد وجود داشته باشد، فرد دیگر با آسیب‌پذیر بودن احساس راحتی بیشتری خواهد کرد؛ که این امر پیش‌نیاز پذیرش رفتار ناآگاه فرد است.

بنابراین در مورد رابطه شما با یک همکار ناآگاه، آیا تمام تلاش‌تان را برای کمک یا حمایت از آنها در گذشته کرده‌اید؟ آیا مطمئن هستید که آنها بازخورد شما را به‌جای اینکه آن را یک انگیزه شرورانه تلقی کنند، به شکل واقعی آن- یعنی حمایتی برای کمک به آنها در جهت بهتر شدن است- خواهند دید؟ یا افراد دیگری وجود دارند که ممکن است برای ارائه بازخورد نسبت به شما بهتر باشند؟

  آیا می‌خواهم بدترین سناریوی ممکن را بپذیرم؟

دومین دلیل معمولی که افراد تصمیم می‌گیرند تا به افراد ناآگاه کمک نکنند این است که ریسک آن بسیار بالاست. همان‌طور که یکی از شرکت‌کنندگان در مطالعه ما پاسخ داد «ممکن است نتوانم به درستی به او کمک کنم و انجام این کار تنها آنها را عصبانی کند» و پیامدهای آن می‌تواند از احساس ناراحتی (اشک ریختن، رفتارهای خاموش و فریاد زدن) تا محدودیت‌های شغلی (خروج یک کارمند، تلاش یک همکار برای کارشکنی در کار ما، اخراج شدن ما توسط رئیس) رده‌بندی شود.

اما در این زمینه تشخیص و تمایزهای قدرت در سازمان یک عامل مهم به حساب می‌آیند. به‌عنوان مثال، روسای ناآگاه اثری زیان‌آور روی رضایت شغلی، عملکرد و سلامت کارمندان‌شان دارند و مواجهه با رئیس ناآگاه به دلیل قدرت موقعیتی که این فرد دارد به مراتب ریسکی‌تر است. برعکس، این ریسک معمولا با همتایان پایین‌تر است و با زیردستان نیز به مراتب پایین‌تر است (در حقیقت، اگر شما یک کارمند ناآگاه دارید، این وظیفه شماست که به عنوان مدیر به او کمک کنید.) اما با وجود جایگاه آنها در چارت سازمانی، ما باید برای پذیرش بدترین سناریویی که ممکن است رخ دهد آماده باشیم.

اگر باور دارید که می‌توانید کمک‌کننده باشید، پس بهترین روش برای انجام این کار چیست؟ قطعا بسیاری از منابع مفید برای ارائه بازخورد با کیفیت با افراد ناآگاه وجود دارد. اما سه روش برای این افراد وجود دارد که ارزش تاکید را دارند.

• اول اینکه، شخصا با آنها صحبت کنید. (تحقیق ما نشان می‌دهد افرادی که از طریق ایمیل بازخورد ارائه می‌دهند، ۳۳ درصد کمتر موفق هستند.)

• دوم اینکه به‌جای اینکه بدون مقدمه رفتار آنها را نقد کنید، صبر و شکیبایی استراتژیک در پیش بگیرید. اگر ممکن است، تا زمانی که همکارتان احساس ناامیدی یا عدم رضایت ناشی از عدم آگاهی خود را بیان کند، صبر کنید. از آنها بپرسید که آیا می‌توانید نظرتان را در مورد موفقیت‌های آنها بیان کنید یا خیر. (استفاده از لغت «بازخورد» ریسک حالت تدافعی را بالا می‌برد.)

• سوم اینکه اگر آنها موافق این کار هستند، روی رفتار خاص و قابل‌مشاهده آنها و اینکه چگونه این کار موفقیت آنها را محدود می‌کند تمرکز کنید. مکالمه خود را با بیان قوی حمایت‌تان و پرسیدن این سوال که چگونه می‌توانید کمک‌کننده باشید پایان دهید.

  اگر افراد ناآگاه تغییر نکردند چه باید بکنید؟

وقتی نتوانید به فرد ناآگاه کمک کنید، طبیعی است که احساس ناامیدی کنید. خبر خوب این است که گرچه ما نمی‌توانیم دیدگاه خود را به آنها تحمیل کنیم، اما می‌توانیم اثر آنها را روی خودمان به حداقل برسانیم.

انسانیت را در آنها پیدا کنید:

انسانیت می‌تواند به راحتی فراموش شود. اگر زمانی که افراد ناآگاه رفتار بدی از خود نشان می‌دهند، به‌جای از کوره در رفتن این نکته را به‌خاطر داشته باشیم که می‌توانیم این موضوع را تشخیص دهیم که رفتار ناآگاهانه آنها نشانه‌ای است که آنها در حال کشمکش و تقلا هستند، می‌توانیم طرزفکر مبتنی بر دلسوزی و شفقت را بدون قضاوت بپذیریم.

محققان دریافته‌اند که تقویت مهارت‌های دلسوزی به ما کمک می‌کند تا در مواجهه با افراد و موقعیت‌های دشوار آرامش خود را حفظ کنیم. همان‌طور که استاد مدیریت، حوریه جزایری، اشاره می‌کند «وقتی ما تفکرات بدی در مورد فردی داریم، پیامدهای منفی در پی دارد. همدردی به ما اجازه می‌دهد تا این پیامدهای منفی را حذف کنیم.»

مشارکت فعال داشته باشید:

زمانی که صحبت از مواجهه با افراد ناآگاه می‌شود، یکی از مهم‌ترین مسائلی که باید به یاد داشته باشیم این است که چون آنها اکنون به این روش فعالیت می‌کنند به این معنا نیست که آنها در آینده نیز تغییر نخواهند کرد. رفتارهای ناآگاهانه گاهی باید پیش از اینکه بازخورد ارائه شود، چندین بار مورد اشاره قرار بگیرند.

ما در تحقیق‌مان افرادی را مورد مطالعه قرار داده‌ایم که بهبودهای چشمگیر و متحولانه در خودآگاهی خود داشته‌اند. گرچه این کار جرات، تعهد و فروتنی می‌طلبد، اما در واقع امری ممکن است و چه افراد پیرامون ما انتخاب کنند که خودآگاهی خود را بهبود ببخشند و چه این انتخاب را نداشته باشند، ما کنترل کاملی روی انتخاب اینکه خودمان را بهبود دهیم داریم و در پایان روز، شاید این جایی است که انرژی ما به بهترین شکل سپری شده است.

28 (3)


مترجم: آناهیتا جمشید نژاد

منبع: دنیای اقتصاد
]]>