امروزه موفقیت بهصورت یك علم اكتسابی درآمده است. علمی با شاخصهای خاص كه
حتی میشود بهصورت یك سرفصل یا حتی یك رشته آن را آموخت.
وسعت و گستردگی عوامل موفقیتساز، بسیار است و انسانهای موفق كسانی هستند
كه عوامل موفقیت را در زندگی روزمره خود به صورت عملی و كاربردی استفاده
میكنند. یكی از این تكنیكها «قدرت هوش اجتماعی» است. اگر همه ما كمی
صداقت به خرج دهیم، متوجه خواهیم شد كه تواناییهای اجتماعیمان به یك
گردگیری احتیاج دارد. برای شروع باید بتوانیم با مردم رابطهای مناسب داشته
باشیم؛ این مردم ممكن است گروهی كوچك یا یك سالن پر از جمعیت باشد. افرادی
كه از هوش اجتماعی بهرهمندند، باید بتوانند از تمام قدرت مغزی و جسمانی
خود استفاده كنند تا بتوانند با بقیه ارتباط قوی و موثری برقرار كنند. آنها
باید شخصیتی داشته باشند كه دیگران را تحت تاثیر قرار دهند و بدانند چطور
دوست پیدا كنند و چطور آنها را نگه دارند. این هوش مهم باید بتواند هنر
كنار آمدن در اوج درگیریها و مذاكرات را دریابد.
● تو كیستی؟
اگر میخواهید خودتان را بشناسید، به رفتار بقیه نگاه كنید و اگر میخواهید
بقیه را درك كنید، به قلب خودتان نگاه كنید. كلید هوش اجتماعی در این است
كه بتوانید با بقیه ارتباط مثبت برقرار كنید و آنها بتوانند در كنار شما
احساس آرامش و خوشحالی كنند.
اگر شما با خودتان در آرامش هستید، اعتماد به نفس هم دارید، پس ارزشها و
معیارهای خودتان را میشناسید. قدم اول در هوش اجتماعی این است كه باور
كنیم انسان موجودی اجتماعی است. حال كه به این واقعیت ایمان پیدا كردیم،
باید تواناییهایمان را بشناسیم و به اصطلاح این نیروهای بالقوه را بالفعل
كنیم.
۱) مقدمه
قاطعیت یکی از جنبه های قابل اصلاح ارتباط میان افراد است. این مهارت می
تواند افراد را در برخورد با همکاران بالادست و زیردست بسیار یاری دهد. به
اعتقاد لازاروس قاطعیت دارای چهار مؤلفه است.
اول) رد تقاضا
دوم) جلب محبت دیگران و مطرح کردن درخواست های خود
سوم) ابراز احساسات مثبت و منفی
چهارم) شروع، ادامه و خاتمه گفت وگوها (هارجی و دیگران، ،۱۳۷۷ص۲۹۶).
۲) تعریف قاطعیت
به اعتقاد کیت دیویس قاطعیت فرایند بیان احساسات، درخواست تغییرات، دادن و
دریافت کردن بازخور صادقانه است (DAVIS AND ET.AL ۲۰۰۲,P۲۶۹). لنج و
جاکوبسکی معتقدند قاطعیت عبارت است از گرفتن حق خود و ابراز افکار، احساسات
و اعتقادات خویش به نحوی مناسب، مستقیم و صادقانه به صورتی که حقوق دیگران
زیرپا گذاشته نشود (هارجی و دیگران، ،۱۳۷۷ ص۲۹۷). قاطعیت با درک و پذیرش
اینکه هر فردی حق انتخاب و کنترل زندگی خود را دارد آغاز می شود. قاطعیت به
معنای بهره کشی از دیگران نیست، بلکه به معنای محافظت از خود و منابع خود
است (برکو، ،۱۳۷۸ ص۲۱۳). هر تعریفی که از قاطعیت موردقبول قرارگیرد باید در
آن بررعایت و احترام به حقوق خود و دیگران تأکید و میان گرفتن حقوق خود و
پایمال کردن حقوق دیگران تمایز قایل شد.
زمانی که تصمیم گرفتم اولین ویدئو را در سایت قرار دهم، برای انجام این کار تردید زیادی داشتم. سؤالهایی در ذهنم بود که باعث میشد از انجام این کار منصرف بشوم. اولین ویدئویی که برای سایت ساختم ویدئو استراتژی بازاریابی ایمیل بود و یک تصمیم مهم در ذهنم، چه بپوشم؟ اولین ویدئویی که ساختم با کت و شلوار بود. ویدئو خوبی به لحاظ محتوا بود. ان را به چند نفر نشان دادم؛ و گفتند نوع ساخت آن کمی کلیشه ای است. اصلاً این احساس را دوست نداشتم. میخواستم فرد بیننده با من ارتباط خوبی برقرار کند. به سایتهای اشتراک ویدئو رفتم و ویدئو های زیادی را دیدم که در مورد افرادی بود که ویدئو های آموزشی خودشان را قرار داده بودند. اکثر این افراد با لباسهای معمولی و ساده در مقابل دوربین پیام خودشان را میگفتند. برایم خیلی جالب بود. یکی از لباسهای ساده کرم رنگ خودم رو پوشیدم و این بار دیدم که خیلی راحتتر میتوانم در مقابل دوربین صحبت کنم و از حالت خیلی رسمی خارج شدم. ویدئو را ضبط کردم. آن را به همان دوستانم نشان دادم. این بار آنها استقبال خوبی کردند. برای چند همکار خودم نیز ارسال کردم و آنها هم از ویدئو احساس رضایت کردند؛ و آن ویدئو را در سایت قرار دادم و ایمیلی را به تمامی کاربران سایت ارسال کردم تا ن ها نیز این ویدئو را به صورت رایگان مشاهده کنند. پس از ارسال ایمیلهای زیادی را از کاربران دریافت کردم که رضایت خودشان را از این ویدئو نشان داده بودند. بخش نظرات بیش از هزار و دویست نظر رو دریافت کرد. همه آنها رضایت خودشان را به ما نشان داده بودند. چند شرکت معتبر نیز بعد از آن با من تماس گرفتند و برای مشاوره حضوری وقت گرفتند. بعد از آن دو ویدئو دیگر نیز در سایت قرار دادم که هر کدام به نوبه خود باعث خوشنودی و رضایت کاربران بود. الآن خیلی راحت میتوانم برای قرار دادن ویدئو در سایت برنامه ریزی کنم.
اگر به روزهای ابتدایی آغاز تجارت اینترنتی نگاه کنید، متوجه خواهید شد که
در آن زمان برای آغاز تجارت اینترنتی شما ملزم به داشتن یک وب سایت می
بودید.
● چگونه با استفاده از وب سایت شخصی دیگر و به صورت رایگان، پول به دست آوریم؟
اگر
به روزهای ابتدایی آغاز تجارت اینترنتی نگاه کنید، متوجه خواهید شد که در
آن زمان برای آغاز تجارت اینترنتی شما ملزم به داشتن یک وب سایت می
بودید.قبل از آنکه قادر به پول درآوردن می شدید، می باید:
▪ یک دامین ثبت می کردید
▪ از هاستینگ استفاده می کردید
▪ وب سایت طراحی می کردید
▪ تمام این کارها آنلاین انجام می شد
▪ وب سایت خود را بهبود بخشیده و تست می کردید
اما
شاید با یک تصمیم آنی نظرتان عوض می شد و دیگر نمی خواستید تجارت اینترنتی
خود را آغاز کنید. یا شاید پیش از آن مایل بودید چالش های این کار را
شناسایی می کردید: مشکلاتی که باید رفع شوند، افرادی که شما می خواهید به
آنها محصول بفروشید، و بهترین روش برای بنیان نهادن یک بیزینس پررونق!
مطمئنا مایلید تا زمانی که روش های مختلف را امتحان نکرده اید از وب سایت
استفاده نکنید. خوشبختانه امروزه روش های متعددی برای شما وجود دارد تا
بدون داشتن وب سایت نیز بتوانید محصولات خود را به صورت آنلاین بفروشید.
آغاز فروش در e-Bay:eBay.com امروزه وب سایت داغ و پرطرفداری برای تجارت
اینترنتی می باشد. برخی دلایل آن عبارتند از:
زمان زیادیست که وبلاگ نویسی می کنم، و در
این مدت به این مساله پی بردم که برای رسیدن به موفقیت در وبلاگم باید یک
طرح کسب و کار یا همان Business Plan برای آن بنویسم. اگر شما هم تا این
لحظه بدون برنامه و هدف اقدام به وبلاگ نویسی می کردید، به شما پیشنهاد می
کنم پس از خواندن این مطلب دست به کار شوید و یک طرح کسب و کار یا Business
Plan برای وبلاگ خود بنویسید. چرا طرح کسب و کار ( Business Plan ) برای یک وبلاگ اهمیت دارد؟ برای اینکه اگر شما برنامه و نقشه ای
نداشته باشید، شما نمی توانید اهداف خود را مشخص کنید و بدون هدف تنها
هزینه زمانی و مالی زیادی را باید صرف کنید تا وبلاگ شما به درآمدزایی
برسد. اما حال به شما می گویم که چگونه برای وبلاگ خود یک طرح کسب کار بنویسید :
شما به عنوان کسی که میخواهد کالای خود را برای اولین بار روانه بازار
کند، چه قیمتی روی آن میگذارید؟ آیا قیمت بالا روی آن قرار داده و مشاهده
میکنید که فروش کالایتان کم میشود؟ یا برای حل این مشکل آن را با قیمتی
پایین روانه بازار خواهید کرد؟ - کاری که با وجود کم ریسک بودن آن، درآمد و
سود شما را کاهش داده و ارزش بازار کالای شما را در سطحی پایین قرار
میدهد.
تجربه نشان داده است که 80 الی 90 درصد قیمتهایی که برای اولین
بار روی کالاها گذاشته میشوند قیمتهای پایینی بوده و افزایش آنها به
مرور زمان کاری بسیار دشوار و در برخی موارد غیر ممکن به نظر میرسد. البته
روند بازار در بسیاری از موارد همسو با کاهش قیمتها است. این واقعیت که
تقاضا برای قیمتهای پایین بیشتر خواهد بود، همچنین کم شدن موانع ورود در
صنایع مختلف و افزایش رقابت جهانی، افزایش شفافیت قیمتگذاریهای شرکتها و
اشتیاق شرکتها برای به دست آوردن هر چه سریعتر سهم بازار و بازگشت
سرمایه مورد نظر، همگی شرکتها را به قراردادن قیمت کالاهای خود در سطحی
پایینتر از ارزش واقعی آنها در دیدِ مشتریان واداشته و میل آنها را به
اتخاذ روشهای قیمتگذاری نفوذی و افزایشی زیاد میکند.
به نظر میرسد که سیاست ده ساله آتیداموتورز برای دریافت شکایات مردمی
چندان مناسب مشتریانی که تهدید کردهاند شکایتشان را به صورت ویدئویی در
یوتیوب مطرح کنند، نیست.
جیم، معاون مدیرعامل خدمات مشتریان در
آتیداموتورز داشت کامپیوترش را خاموش میکرد که ایمیلی از برادرش دریافت
کرد. موضوع ایمیل این بود «فرشته برو به جهنم!» نامه به یک لینک یوتیوب به
نام «نامهای به بیل مدیرعامل هواپیمایی فرشته» متصل بود. ویدئو هواپیمایی
را نشان میداد که مسافران در آن از گرما میپختند و دو مسافر به حالت
خزیدن به مهمانداران التماس میکردند که به آنها قطرهای آب بدهند و
مهمانداران هم کاملا به آنها بیتوجه بودند. در پایان ویدئو بازیگران اعلام
کردند که هیچ کدام از 3000 کارمندی که در شرکتشان مشغول به کار هستند دیگر
هرگز با هواپیمایی فرشته پرواز نخواهند کرد و خطاب به مدیرعامل هواپیمایی
اعلام کردند که کیفیت خدمات مشتریان هواپیمایی فرشته را به دنیا نشان
میدهند.جیم در حالی که ایمیل را برای همسر و دوستانش میفرستاد، لبخند زد.
او در تیتر نامه نوشت «مطمئنا از این ایمیل لذت خواهید برد. خوشحالم که
مخاطب این ایمیل ما نبودهایم» و در حالی که کامپیوترش را خاموش میکرد
فکرد کرد که تا زمانی که من مدیر این بخش باشم هم این اتفاق نخواهد افتاد.
مشتریای که وارد کسب و کار شما میشود، در حقیقت صاحب کسب و کار شما است.
خودتان را جای مشتری بگذارید و به همه چیز، ابتدا از دریچه چشم او بنگرید.
من پس از سالها شاگردی بازار، با جرات میگویم مشتریها قبل از هر چیز،
خریدار ارزش و احترام هستند. یک مشتری بالقوه ممکن است از شما خرید نکند؛
اما ارزش و احترامی را که شما برای او یک خاطره و رویداد خلق کردهاید، در
ذهن خود دارد. از دیدگاه روانشناسان، خاطرات در ذهن انسانها ماندگار و
قابل بازیابی است.
فروشندهها باید تلاش کنند تا خاطرات جذاب و به یادماندنی از رفتار خودشان در ذهن مشتریان ایجاد کنند.
کمپانی
اکسپرینس انجینیرینگ در حوزه «مدیریت سرنخها» به فعالیت مشغول است. این
کمپانی که رهبری آن را لو کاربون بر عهده دارد، به طراحی فضاهای فروش یا
ارائه خدمات میپردازد تا خاطرات مثبتی را در ذهن مشتریها باقی بگذارند.
فروشندگان میتوانند با رفتار و گفتاری متمایز و معنا دار، برای مشتریها
خاطره بسازند. خاطرات مشتریان از شما در ضمیر ناخودآگاهشان حک میشود؛
بنابراین نسبت به حضور مشتریان در کسب و کارتان بیتوجه نباشید؛ حتی اگر از
شما خریدی هم نکنند. همه چیز در طرز رفتار و برخورد شما با مشتری نهفته
است؛ چه این رفتار دقیقا همان چیزی است که مشتری در آینده، درباره شما به
خاطر خواهد آورد و قضاوت خواهد کرد. بدانید هر مکالمه و رفتاری که با مشتری
داشته باشید، پیش از هر چیز ابتدا در ذهن او ثبت میشود.
فروش كالاها و خدمات در خارج تا حدود زیادی شبیه فروش آنها در داخل كشور است.
البته
در بسیاری از موارد، باید تغییرات كوچكی نیز اعمال شود. شما میتوانید با
كسب تجربه با این تفاوتها آشنا شوید، اما بهتر است پیش از آغاز كار صادرات
با برخی از مشكلات احتمالی آشنا شوید.
مسافرت و اقامت: هزینه مسافرت به
خارج از كشور و هزینههای ضروری غذا و اقامت معمولا برای یك كسب و كار
كوچك بالا است. بنابراین بهتر است با صرف وقت ارزانترین پروازها و هتلها
را پیدا كنید. هزینههای مسافرت به بعضی كشورها پایینتر است.شاید لازم
باشد چنین كشوری را به عنوان اولین كشور هدف انتخاب نمایید.
نمایشگاههای
تجاری: حتی كوچكترین كسبوكارها هم میتوانند در نمایشگاه تجاری
بینالمللی شركت كنند. در این نمایشگاهها شما میتوانید با خریداران
بالقوه ارتباط مستقیم داشته باشید و بازخوردهای ارزشمندی دریافت كنید. اگر
در ابتدای كار خود برای انجام تحقیق بازار به مسافرت خارجی میروید،
میتوانید از این فرصت برای سنجش وضعیت نمایشگاه و رقبای احتمالی هم بهره
ببرید. به علاوه، نمایشگاههای تجاری بینالمللی در داخل كشور شما هم
برگزار میشود و خریداران خارجی در آنها شركت میكنند؛ شما میتوانید برای
آزمایش بازار صادرات در یكی از این نمایشگاهها شركت كنید.
یكی از
مشكلات بزرگ نمایشگاههای تجاری امنیت است. در چنین نمایشگاههایی رقبا سعی
میكنند از اسرار تجاری شما سر در بیاورند. بعضی از شركتكنندگان با
تجربه، در پایان هر روز ابزار و وسایل حساس را با قفل و حفاظت كامل از
محوطه نمایشگاه خارج میكنند.
اگر آرایشگر شما هربار که یکی از دوستانتان را به او معرفی میکنید 10 دلار
به شما پرداخت کند، شما حتما وسوسه میشوید تا به رفقایتان بگویید که او
چه آرایشگر خارق العادهای است. حتی ممکن است تلاش نمایید که دوستان جدیدی
برای خود دست و پا کنید تا به او ارجاع دهید.
این روش هوشمندانه جلب
مشتری یکی از حالتهای بازاریابی دهان به دهان (شفاهی) است که اصطلاحا به
عنوان یک روش ارجاعی شناخته شده است. هر چند چنین برنامههایی برای چندین
دهه است که از سوی سازمانهای غیرانتفاعی همچون PBS مورد استفاده واقع
شدهاند، اما روشهای ارجاع مشتری مشابهی نیز به شکلی فزاینده و در طیف
وسیعی از صنایع از خدمات مالی و صنعت اتومبیل تا هتلها و روزنامهها محبوب
شرکتها بودهاند.
کریستوفر واندن بولت، یک پروفسور بازاریابی در
وارتون، روش ارجاع به مشتری را به عنوان یک راهکار موثر برای جذابتر جلوه
نمودن نزد مشتریان سطح بالا توصیف میکند «این روشها ایدههای
قدیمیهستند که امروزه مجددا مطرح شدهاند». وی خاطر نشان میسازد: «ما
اکنون شواهد محکمی مبنی بر سودآوری مالی این روشها در دست داریم.»
براساس
مطالعهای که به تازگی تحت عنوان «روشهای ارجاعی و ارزش مشتری» انجام
گرفته، روشهای ارجاع مشتری در حقیقت راهکاری است با جذابیت مالی برای
بنگاههایی که خواهان به دست آوردن مشتریان جدید میباشند.
بر خلاف این درک عمومی که نسل بشر در یک دوره پسرفت قرار دارد، مت ریدلی
میگوید به لطف کار آفرینان، پیشرفت انسانها هر روز سرعت بیشتری به خود
میگیرد.
مت ریدلی که یک خبرنگار مسائل علمی انگلیسی است، در کتاب جدیدش
به نام «خوشبینی منطقی: موفقیت چگونه رشد میکند؟» در مخالفت با سقوط
قریبالوقوع و حتمی تمدن صحبت میکند. او در پایان کتابش یک نتیجه
تعجببرانگیز هم میگیرد و آن این است که نوآوری و تجارت آزاد ما را به
انسان تبدیل کرده است. ریدلی در مورد اینکه او چرا اینقدر در مورد
کارآفرینی کله شق است و سرسختانه به آن ایمان دارد، با مقاله نویس Smart
Answers (از سایت بیزنس ویک) به نام کارن ای. کلین صحبت کرده است که
چکیدهای از حرفهای آنها را در اینجا میبینید.
کارن: آیا واقعا کارآفرینی اولین شعلههای انسانیت را بر افروخته است؟
مت:
در کتابی که نوشته ام تاکید من بر این است که چیزی که باعث هجوم زیاد به
سمت کالاهایی مانند خمیر دندان و سفینههای فضایی شد، ابداع مبادله و تجارت
بود.
درک شما از رشد کسبوکار اشتباه است ادوارد دی هس، استاد مدرسه کسبوکار
میگوید: نباید پنداشت که یك كسبوكار بزرگتر همیشه بهتر است، بهبودهای
مستمر بسیار حیاتیتر از گسترش هستند.
ادوارد هس، استاد مدرسه کسبوکار
داردن دانشگاه ویرجینیا اعتقاد دارد بخش زیادی از دانستههای مردم درباره
کسبوکار بر پایه واقعیات نبوده و ایدهآل گرایانه است. این مدیر اسبق،
سالها روی مفهوم رشد کسبوکار مطالعه کرده است و مقالات و کتابهای زیادی
در باب این موضوع شامل «رشد هوشمند: ایجاد یک کسبوکار پایدار به وسیله
مدیریت ریسکهای رشد» (انتشارات مدرسه کسبوکار کلمبیا، 2010) را تالیف
کرده است. در ادامه مصاحبهای که پروفسور هس، درباره مطالعات اخیرش، با
خانم کارنای کلین خبرنگار سایت بیزینس ویک داشته را میخوانیم:
به نظر میرسد که نوع جدیدی از آموزش مدیریتی برای آینده مورد نیاز است.
نوعی از آموزش که به آن «طراحی سازمان» گفته میشود و مسلما فردی که ازاین
سیستم آموزشی فارغالتحصیل میشود، نام «طراح سازمان» را خواهد گرفت.
بین
یک «طراح سازمان» و یک «مدیر سازمانی»، تفاوت فراوانی وجود دارد. برای
روشنتر شدن موضوع مثالی میزنیم. مهمترین دو نفر در عملکرد موفق یک
هواپیما را در نظر بگیرید. یکی ازاین افراد، طراح هواپیما و دیگری خلبان
آن است.
طراح هواپیما چیزی را به وجود میآورد که یک خلبان عادی بتواند
آن را به آسانی به حرکت در بیاورد. خوب، حال به نظر شما یک مدیر سازمانی
چیزی بیشتر از یک خلبان عادی برای هواپیما است؟ یک مدیر برای اداره کردن یک
سازمان در نظر گرفته میشود، ولی معمولا کسی به صورت آگاهانه نقش طراح
سازمانی را به عهده نمیگیرد.
1- وجود اعتماد و حمایت در سازمان لازم است. اگراین دو عنصر
در سازمان نباشد و افراد در حمایت از تفکر خلاق همکاران خود بی میل باشند،
شانسی برای نوآوری وجود ندارد. اگر افراد با یکدیگر روراست نبوده، نسبت
بهایدههای یکدیگر حسادت ورزند، به بدی از یکدیگر سخن گفته، چاپلوسی
یکدیگر را نمایند و به ویژه علاقهای به همکاران خود نداشته باشند، شکی
نداشته باشید که به طور حتم تمام آن خلاقیت و نوآوری خاموش خواهد شد.
2-
همواره میلی به انجام ریسک و قبول شکست به عنوان تجربهای برای یادگیری
وجود دارد. ترس از شکست، یکی از سختترین موانع در راه خلاقیت است.
چنانچه
افراد بدانند که احتمال زیادی برای شکست وجود دارد و به فرصتهای آینده
آنان لطمه وارد مینماید، به ندرت وارد عرصه خلاقیت میشوند. این ترس
میتواند ناشی از احتمال وجود یک تنبیه واقعی همچون از دست دادن شغل گرفته
تا سادهتر از آن، مورد تمسخر قرار گرفتن باشد.
آنیل کارانی میگوید: این تصور که وظیفه شرکتها مبارزه با مشکلات اجتماعی
است نه تنها درست نمیباشد، بلکه سبب نادیده گرفتن راههای صحیح برای حل
این نوع مشکلات میشود.»
آیا شركتها میتوانند علاوه بر کسب سود،
عملکرد صحیحی نیز داشته باشند؟ بله، گاهی اوقات این نظر که شركتها موظف
هستند تا در جهت منافع عمومیگام بردارند و از این راه سود ببرند، اساسا
نادرست است. در حال حاضر شركتهای بزرگ مرتبا ادعا میكنند که علاوه بر
اهداف مالی به فکر ارائه خدمات اجتماعی نیز هستند. چنین شركتهایی با
هیاهوی بسیار تلاش میکنند مواد غذایی سالم یا وسایل نقلیه با سوخت کمتر
تولید کنند و کاهش مصرف انرژی و دیگر منابع را در راس تمام امور قرار
میدهند یا اینکه سعی میكنند از طرق مختلف دنیا را به مکان بهتری تبدیل
کنند. انجمن مدیریت و سازمان ملل، شركتها را به پیروی از چنین خط مشیای
تشویق میكنند.
جای تعجب نیست که این ایده جالب تاکنون تعداد بیشماری
از مردم را مجذوب کرده است، زیرا شرکتها هم سود میبرند و هم از پس
مسوولیتهای اجتماعی برمیآیند.