تبلیغات
آریا مارکتینگ، مجله آنلاین بازاریابی،فروش،کسب و کار و کارآفرینی
دوشنبه 22 شهریور 1395  01:04 ق.ظ
نوع مطلب: (معرفی کتاب ،) توسط: محمد افشار

معرفی کتاب: نبرد در اتاق فرمان


 "مجله‌ی فرچون در سالگرد 75 سالگی تاسیس خود، در گزارشی "75 کتابی که برای مدیریت کسب‌وکار خود باید بخوانید" را انتخاب و منتشر کرده است. در این لیست هیچ کتابی در ارتباط با بازاریابی وجود نداشته است."

ال ریس و لورا ریس پدر و دختری که از بزرگان بازاریابی و نویسنده کتاب‌های پرفروشی مانند چکش بصری، سقوط تبلیغات و ظهور روابط عمومی و 22 قانون تغییرناپذیر برند هستند این بار با کتاب نبرد در اتاق فرمان به سراغ فاصله‌ی ایجاد شده بین مدیران چپ ذهن و بازاریابان راست‌ذهن رفته‌اند. در این کتاب ریس‌ها به این موضوع پرداخته‌اند که چطور این دو گروه متفاوت فکر می‌کنند. آن‌ها اعتقاد دارند شکاف ایجاد شده بین این دو دسته به شکل‌گیری یک تعارض بین آن‌ها در ارتباط با این موضوع که چه چیزی برای رشد و آینده‌ی شرکت مناسب است منتهی می‌شود.

به گفته‌ی نویسندگان کتاب، با این وجود که بازاریابان توانایی و تسلط بیشتر بر چگونگی عملکرد بازاریابی و بخش خودشان دارند این مدیران هستند که تصمیم گیرنده‌ی نهایی به شمار می‌روند. این موضوع باعث شده است که پایه‌گذاری استراتژی‌های بازاریابی سازمان‌ها به تفکر مدیران آن‌ها وابسته شود.
اما تفاوت بین این مدیران و بازاریابان در چه مواردیست؟

معرفی کتاب: نبرد در اتاق فرمان


کتاب شامل 25 فصل است که در هر بخش به یکی از تفاوت‌های بین مدیران و بازاریابان با استفاده از مثال‌های فراوان و کیس استادی‌های متعدد پرداخته شده است. در فصل اول (مدیریت با واقعیت سر و کار دارد بازاریابی با برداشت‌ها) به این موضوع پرداخته شده است که اکثر مدیران باور دارند تولید یک محصول بهتر کلیدی برای موفقیت است؛ حال‌آنکه همواره اینطور نیست. مثالی که نویسندگان این کتاب برای روشن‌تر شدن موضوع از آن کمک می‌گیرند volkswagon phaeton است که یک خودروی لوکس و بسیار با‌کیفیت به حساب می‌آمد اما در بازار به‌شدت شکست خورد.

فصل دوم به این موضوع پرداخته که "مدیریت بر محصول تمرکز دارد بازاریابی بر برند". مثالی که این بار ریس‌ها از آن استفاده می‌کنند مقایسه کوکاکولا و پپسی است. طبق نتایج به‌دست‌آمده از تحقیقات نویسندگان این کتاب در حالی که نوشابه‌های پپسی در اکثر آزمون‌های مزه بهتر عمل میکردند کوکاکولا در آمریکا با اختلاف بیش از 50 درصد با پپسی بیشترین فروش را در اختیار خود دارد.

معرفی کتاب: نبرد در اتاق فرمان


مثال‌های زده شده در این کتاب بسیار خوب توضیح داده شده‌اند و اطلاعات خوبی را در اختیار مخاظب قرار می‌دهند. بخش‌های دیگر این کتاب نیز به همین ترتیب با اشاره به یکی از تفاوت‌هایی که باعث ایجاد نبردی در اتاق فرمان می‌شود به شکافتن آن و تشریح اثرات آن می‌پردازد.
در بخشی از این کتاب آمده است:
"مدیران چپ‌ذهنی که تفکر کلامی دارند، به جمله‌های انتزاعی مانند این گرایش دارند: «لازم نیست یک گربه‌ی چاق باشید تا از اقامت در هتل‌های ما لذت ببرید.»
البته اصطلاح "گربه‌ی چاق" استعاره از مدیران سرمایه‌دار است و "زندگی شیرین" را تداعی می‎کند. به نظر می‌رسد شعار فوق‌العاده‌ای است، اما پتانسیل بصری برندِ امباسی سوئیتس را نابود می‌کند. در واقع آن‌ها به ایده‌ی بصری سطح پایین گارفیلد راضی شده‌اند.
اما بازاریابان راست‌ذهن که تفکر بصری دارند، دوست دارند از شعارهای رویایی و فرازمینی پایین بیایند و شعاری زمینی مانند «دو اتاق به ازای هزینه یک اتاق» را انتخاب کنند. این ایده، بی‌درنگ خود را به یک فرصت بصری تبدیل می‌کند."

این کتاب سرگرم‌کننده و آموزنده گفتنی‌های بسیاری برای مدیران بازاریابی و اجرایی در تمام سطوح سازمان دارد. با توجه به این که مدیران هستند که تصمیم گیرنده نهایی به شمار می روند افرادی که در بخش بازاریابی مشغول به فعالیت هستند باید بتوانند زبان چپ‌مغزها را فرا بگیرند تا بتوانند بر روی نظر آن‌ها تاثیر بگذارند. این کتاب محل خوبیست برای این که فرد یادگیری‌های خودش در این زمینه را شروع کند. از طرفی کتاب برای مدیران حتی منطقی‌ترین آن‌ها نیز می‌تواند مفید و موثر باشد به این ترتیب که آن‌ها را با آن چه به آن "شم بازاریابی" می‌گویند آشنا می‌کند.

کتاب نبرد در اتاق فرمان (چرا مدیران چپ ذهن نمی‌توانند با بازاریاب‌های راست‌ذهن روبه‌رو شوند و راه حل چیست؟) به تازگی توسط انتشارات سیته که سایر کتاب‌های ال ریس و لورا ریس را هم در ایران ترجمه و چاپ کرده بود منتشر شده است. آتنا مقدم و سامان شاهین‌پور مترجمان این کتاب هستند.
از حاشیه‌های انتشار این کتاب در ایران استفاده‌ی انتشارات سیته از مدیوم بیلبورد برای معرفی آن در ایران است. پیش از این نیز سیته برای معرفی کتاب اعترافات یک تبلیغاتچی از این مدیوم استفاده کرده بود.

امیر محمد عزیزی

منبع:ام بی ای نیوز


نظرات()   
   
دوشنبه 22 شهریور 1395  12:57 ق.ظ
نوع مطلب: (معرفی کتاب ،) توسط: محمد افشار

معرفی کتاب: نبایدهای کسب و کارهای کوچک و کار آفرینانه


 اولین باری که اسم این کتاب را شنیدم یاد این جمله از بنیامین فرانکلین افتاد: "تجربه مدرسه بسیار ارزشمندی است. اما تنها یک احمق خود را به این مدرسه محدود میکند."
تجربه چه خوب و چه بد میتواند آموزنده باشد و آدم نباید فقط خودش را به تجربه هایی که میکند محدود کند و میتواند از تجربیات دیگران هم استفاده کند. این کتاب این فرصت را در اختیار شما قرار میدهد و بنظرم اگر میخواهید کسب و کار خودتان را شروع کنید، میتواند مفید باشد. بر خلاف بسیاری از کتاب های معمول در حوزه مدیریت، این کتاب شما را با نبایدهای کسب و کار آشنا میکند. نبایدهایی که می گویند از چه کارهایی باید پرهیز کنیم و چه تصمیماتی را به چه شکلی نگیریم.
در این کتاب دو کسب و کار رویایی معرفی شده اند و در ادامه توضیحاتی داده شده است که این کسب و کارهایی که پتانسیل رویایی شدن را داشته اند چرا شکست خورده اند.

در اینجا برایتان قسمتهایی از کتاب را می آورم:
"ممکن است کارآفرینان ادعا کنند که تولید محصولات جدید و یا راه اندازی یک کسب و کار همواره دارای ریسک است. این گفته پذیرفته است،اما باید توجه کرد که ریسک کردن به معنای بی محابا عمل کردن و بی حساب کار کردن نیست. این اعداد و ارقام زمانی می توانند مفید باشند که برآورد حساب شده ای پشت سر آنها باشد. برآوردی که عملا از دل بازار آمده باشد و نه صرفا روی کاغذ و با نشستن در دفترکار. ریسک حساب شده زمانی حاصل می شود که ایده جدید آزمون شود و اگر آزمون ایده رضایت بخش بود بر اساس آن عمل شود. "

"نکته ای که باید توجه کرد این است که بسیاری از کارآفرینان صرف هزینه هایی برای بسته بندی و یا هزینه هایی برای ارائه و یا ارسال نمونه برای مشتریان را به عنوان هزینه های زائد می دانند حال آنکه این خود نوعی سرمایه گذاری است و به نوعی تبلیغ برای محصول و شرکت است. به عنوان مثال شرکتهای کوچک زیادی هستند که مثلا برای ارسال یک نمونه محصول برای مشتریان از آنها هزینه هایی مثل هزینه پیک و آژانس و ... را دریافت می کنند، غافل از اینکه این نوع برخورد با مشتریان بالقوه می تواند به زیان شرکت تمام شود."

"از دست دادن تمرکز در کار به معنای نزدیک شدن به شکست است. اگر شما یک شرکت تولیدی هستید، بر تولید و فروش محصولاتان تمرکز کنید تا در بازار جا بیفتید. پس از ثبات در بازار به فکر کسب و کار دیگری باشید نه پیش از آن. پیش از آن کسب و کار شما به مثابه کودکی است که قادر به مراقبت از خودش نیست و این شما هستید که باید تمام وقت در خدمت او باشید. "

این کتاب توسط انتشارات بازاریابی چاپ شده است.

پی نوشت: به عنوان کسی که این کتاب را خواندم حتما توصیه میکنم که آن را بخوانید. البته یک پیشنهاد هم به نویسنده دارم و آن این هست که خیلی بهتر بود که تصمیم را از نتیجه تصمیم جدا کنیم، خیلی وقتها پیش میاید که ما تصمیم خوبی میگیریم ولی نتیجه آن خوب از کار در نمیاید و این دلیل کافی نیست برای اینکه دیگه آن تصمیم را نگیریم و البته بالعکس. امیدوارم این پیشنهاد در چاپ های بعدی کتاب بتواند تاثیر بگذارد.

محمد طبیب زاده

منبع:ام بی ای نیوز


نظرات()   
   

شما بیزینس کوچک خود را راه‌اندازی کرده‌اید و به عنوان یکی از صاحبان مشاغل، قصد دارید پیام برند خود را گسترش دهید و کاری کنید که مشتریان درباره‌ی شما اطلاعاتی داشته‌باشند. کلید یک بیزینش موفق، دانستن درباره‌ی هویت برند و نحوه‌ی برقراری ارتباط با مشتری است. نکات زیر شما را برای رسیدن به موفقیت راهنمایی می‌کند.

بازار هدف خود را بشناسید

همان‌طور که در حال بنا نهادن بیزینس خود هستید، باید آمار و اطلاعات دقیقی از افراد داشته باشید و بدانید که بیزینس شما قرار است به چه کسانی خدمات ارائه دهد؛ چیزی که بازار هدف نامیده می‌شود. داشتن اطلاعات دقیق از بازاری که شما می‌خواهید در آن فعالیت کنید، احتمال بازگشت مشتریان را افزایش می‌دهد.

نیازهای مشتریان را نشان دهید

کارکرد بیزینس این است که خدمات و محصولات معینی را فراهم کند. هنگامی که کمپانی شما با مشتریان در ارتباط است، چگونگی نشان دادن نیاز آن‌ها توسط کمپانی اهمیت پیدا می‌کند. برای مثال، نگاهی می‌اندازیم به دو شرکت که از لحاظ ساختاری با هم تفاوت دارند. کمپانی‌های A و B، هر دو ساختار ویژگی‌های تجاری را معرفی می‌کنند. کمپانی a خود را به عنوان یک شرکت چند‌منظوره معرفی می‌کند و از خدمات خود یک لیست ارائه می‌دهد. کمپانی B نیز علاوه بر لیست خدمات خود، لیستی از مشتریان سابق و نظرات آن‌ها را نیز ارائه می‌دهد. حالا به نظر شما کدام کمپانی قابل اعتمادتر است؟ اگر پاسخ شما کمپانی B است، به زودی یک داستان برند بهتر خواهید ساخت.

از proof pointها استفاده کنید

استفاده از proof point مدرکی‌ست برای نشان دادن تجربه‌ی مثبت یک مشتری. درحالی که بعضی از کمپانی‌ها قادرند یک طرح شفاف و مختصر بنویسند، این برای مشتریان مهم است که مطمئن باشند فریبشان نمی‌دهید. از نظرات و صحبت‌های مشتریان استفاده کنید تا نحوه‌ی پاسخگویی بیزینس شما به نیاز‌های آن‌ها و چگونگی ارائه‌ی راه‌حلشان را نشان دهید. این یک راه تاثیرگذار است که به مشتری نشان دهید با انتخاب کمپانی شما چه چیزی به دست می‌آورد.

از المان‌های بصری استفاده کنید

در لوگو، نام برند و یا وب‌سایت برای بازنمایی و ایجاد راحتی در به یاد آوردن کمپانی‌تان، از المان‌های بصری استفاده کنید. این المان‌ها باید برای شما و کمپانی شما گیرا، متفاوت و خاص باشد.

از نکاتی که مطرح شد برای ساختن بهترین تجربه‌ی ارتباط با مشتری استفاده کنید. هنگام بنا نهادن بیزینس خود، برند را به چشم یک وسیله در جعبه‌ابزار خود نگاه کنید و مشتری را به عنوان یک محصول نهایی ببینید. مانند هر پروژه‌ی دیگری، این نکته اهمیت دارد که بدانیم هر وسیله‌ای چه کاربردی دارد و برای رسیدن به چه هدفی به ما کمک می‌کند و در نهایت همه‌ی این‌ها در کنار هم بیزینس شما را می‌سازند.

مترجم:افروز مصلایی پور

منبع:ام بی ای نیوز


نظرات()   
   
دوشنبه 22 شهریور 1395  12:46 ق.ظ
نوع مطلب: (عمومی ،) توسط: محمد افشار

انتخاب ها جهان اطراف ما را شكل می دهند. تصمیمات كوچك و بزرگ ما، برنامه های متعدد، كودكان متولد نشده همگی بستگی به تصمیماتی دارند كه شكست یا موفقیت هر اقدامی را رقم می زنند. این تصمیمات حتی شاید با انتخاب یك طعم بد بستنی پایان یابند.
هر روز احتمال تصمیم گیری های اشتباه در ما وجود دارد. گاهی اوقات تلاش ما برای تصمیم گیری اشتباه بدون فكر و تامل بسیار جلب توجه می كند. هنگام مواجهه با مشكلات در راستای توسعه مهارت های تصمیم گیری به اجرای 8 تكنیك زیر بپردازید:

8 تكنیك توسعه مهارت های تصمیم گیری كدامند؟


1. خطرات را شناسایی كنید

گزینه های پیش رو از سرمایه گذاری های كلان چند میلیون دلاری گرفته تا انتخاب كراوات برای رفتن سر كار، همواره در حال تغییر هستند. انتخاب های بزرگ و مهم نیاز به تحقیق، توجه فراوان و ضمانت های متعدد قبل از تلاش برای تصمیم گیری دارند، در حالی كه برخی تصمیم های كوچك (مثل طعم كیك) نیاز به توجه به ذائقه فرد دارند.

8 تكنیك توسعه مهارت های تصمیم گیری كدامند؟


2. دلیل تصمیم گیری خود را مشخص كنید

انتخاب ها در مواقع ضروری شكل می گیرند. دستور جلسه ها و استدلال های خاص می توانند در نهایت بر روی تصمیم شما تاثیر بگذارند. هدف از گرفتن یك تصمیم و ذینفعان آن را مشخص كنید. آیا دلایل دیگری برای این تصمیم گیری وجود دارند؟ كل این اطلاعات می توانند ضمن کمک به شما در راه رسیدن به یك استدلال برای تصمیم گیری، این فرایند را حتی آسان تر از قبل نیز كنند.

8 تكنیك توسعه مهارت های تصمیم گیری كدامند؟


3. درباره تعداد گزینه های پیش رو تصمیم بگیرید

حین تصمیم گیری گزینه های متعددی پیش روی شما قرار می گیرند كه البته گاهی اوقات برخی گزینه ها حتی از دید شما پنهان هستند. گزینه های پیش روی خود را به سه دسته گزینه های "مفید"، "غیر مفید" و "در آینده مفید" تقسیم كنید. قبل از هر گونه تصمیم گیری همه اصول و اعتقادات خود را به یاد آورید.

4. یك تصمیم آگاهانه بگیرید

قبل از تصمیم گیری سوال بپرسید. این سوال ممكن است از خود یا شریكتان پرسیده شود، در هر صورت به طور كلی این كار را انجام دهید. سعی كنید كه تا حد ممكن اطلاعات زیادی را درباره تصمیمی كه باید بگیرید، به دست آورید.
چه كسی از این تصمیم گیری شما سود می برد؟ آیا گرفتن یك تصمیم از گرفتن یك تصمیم دیگر سخت تر است؟ قبل از هر گونه تصمیم گیری درباره این مسائل فكر كنید.

8 تكنیك توسعه مهارت های تصمیم گیری كدامند؟


5. از ایده یك نفر دیگر نیز كمك بگیرید

تصمیم گیری ها گاهی اوقات می توانند سخت باشند اما همیشه نباید خود را ملزم به انجام این كار فرض كنید. گهگاه اطلاع از عقیده یك فرد قابل اعتماد بهترین راه حل است. این فرد می تواند دوست، یكی از اعضای خانواده یا در صورت برخورداری از امكانات لازم، یك كارشناس باشد. نكته مهم این است كه استفاده از راهنمایی های یك نفر دیگر درباره یك موضوع خاص می تواند در قالب كمكی واقعی تصمیم گیری را بسیار آسان تر و به طور كلی نتیجه بخش تر كند.
در هر صورت تایید نظر یك شخص دیگر و شنیدن دیدگاه او راجع به تصمیم خود، شما را به تفكر واداشته و اغلب اوقات برای گرفتن یك تصمیم خوب كافی است.

6. به تصمیمات قابل قبول و منطقی اعتماد كنید

هنگام تصمیم گیری، حس مشترك می تواند نقشی محوری را در تشخیص یك تصمیم درست ایفا كند. با این وجود مراقب باشید زیرا این حس یكی از ابزار های موجود در انبار شما است و به وسایل دیگری نیز دسترسی دارید.
گوش دادن به حس مشترك خود و تلاش منطقی برای استفاده از آن در راستای افزودن اهمیت یك معمای حل نشده را فرا بگیرید. از این روش می توان برای گرفتن تصمیم های كوچك استفاده كرد اما در تصمیم گیری های بزرگ و مهم تر پس از گوش دادن و اعتماد به آن، در صورت شكست در سایر موارد به حس مشترك خود رجوع كنید.

8 تكنیك توسعه مهارت های تصمیم گیری كدامند؟


7. با منطق و نه احساسات تصمیم بگیرید

در سختی ها و گرفتاری ها، تصمیم های عجولانه از روی غرور، خشم یا حتی ناراحتی گرفته می شوند. تداخل احساسات در این فرایند در حالی منجر به تصمیم گیری های بد و خطرناك می شود كه این محرك ها اغلب اوقات تصمیم گیری های عجولانه و از روی بی فكری را در پی دارند.
قبل از هر گونه تصمیم گیری یك نفس عمیق بكشید، ذهن خود را پاك كنید و سعی كنید مطمئن شوید كه احساساتتان بر قضاوت شما سایه نمی اندازند. در مرحله بعدی شما فقط باید با استفاده از منطق خود به درستی درباره تصمیمتان فكر كنید.

8. از تصمیمات بد خود درس بگیرید

همه ما حتما در زندگی خود تصمیمات اشتباهی را گرفته ایم، اما این موضوع نباید مانع از تفكر خوب و دقیق درباره مشكل بعدی پیش روی ما شود. تصمیمات ما در زندگی همیشه نیز خوب و درست نیستند. تنها راه حل موجود نترسیدن از شكست، پذیرش آن با آرامش، عبرت گرفتن و اخذ تصمیمات درست در شرایط مشابه بعدی است.
تصمیمات از اهمیت فراوانی در زندگی روزمره ما برخوردار هستند. در تصمیم گیری های بزرگ ما باید به دقت و روشنی درباره آن ها فكر كنیم. تصمیمات كوچك در زندگی ما اهمیت به مراتب كمتری را دارند. در هر صورت تمرین و ممارست این تصمیمات را به كلید یادگیری راه اخذ تصمیم های درست تبدیل می كند. در زندگی گاه تصمیمات درست و گاه تصمیمات غلطی گرفته می شوند اما شاید با كمك این تكنیك ها شما در اغلب موارد تصمیم های درستی را بگیرید.

مترجم:مرضیه فروتن

منبع:ام بی ای نیوز


نظرات()   
   
دوشنبه 22 شهریور 1395  12:35 ق.ظ
نوع مطلب: (آریا خبر ،) توسط: محمد افشار

نشست همکاری مشترک ایران و تایلند با حضور 10 شرکت تایلندی تولیدکننده و ارائه‏ کننده خدمات و کالاهای گردشگری و جمعی از فعالان صنعت گردشگری ایران برگزار شد. به گزارش خبرنگار «دنیای‏اقتصاد»، در این نشست که با همکاری دو شرکت خصوصی ایرانی و تایلندی برگزار شده بود، مدیر بازاریابی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری با بیان اینکه ورود گردشگران تایلندی به ایران در سال‏های اخیر افزایش یافته است، گفت: «به باور ما، دلیل این رشد در تعداد گردشگران تایلندی ایران بهبود وضعیت اقتصادی مردم این کشور و همچنین برقراری پروازهای مستقیم از بانکوک و کوالالامپور به تهران است.»

 

باقر نعمتی زرگران با تاکید بر اینکه برقراری پروازهای مستقیم با شهرهای مهم جهان پس از برجام، ورود گردشگران به کشور را تسهیل کرده، خاطرنشان کرد: «ازجمله این پروازها، پرواز تهران-بانکوک و برعکس است که از سوی یک ایرلاین ارزان‏قیمت برقرار شده و از این طریق ایران را به کشورهای جنوب شرق آسیا متصل کرده است.» وی با اشاره به اینکه حضورش در این نشست صرفا به معنای اعلام حمایت سازمان میراث فرهنگی، صنایع‏دستی و گردشگری از بخش خصوصی است، اظهار کرد: «سازمان میراث فرهنگی در برگزاری این نشست نقشی نداشته اما تمام حمایت‏های لازم را برای برقراری ارتباط بیشتر میان بخش خصوصی ایران با همتایان خارجی خود انجام خواهد داد.»  نعمتی در ادامه به دیدار رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع‏دستی و گردشگری ایران و وزیر گردشگری تایلند در حاشیه نشست وزرای گردشگری کشورهای ACD اشاره کرد و گفت: «این دیدار، مقدمات همکاری‏های بیشتر در حوزه گردشگری میان دو کشور را فراهم کرد و نشست کنونی در ادامه توافقات صورت گرفته برای این همکاری‏ها به شمار می‏رود.»

مدیر بازاریابی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری همچنین از برگزاری قریب‏الوقوع یک نشست در تایلند با هدف جذب سرمایه‏گذار خبر داد و تصریح کرد: «نمایشگاهی در آبان‏ماه در مالزی برگزار می‏شود که در این زمینه نیز اطلاع‏رسانی لازم را انجام داده‏ایم.» وی با بیان اینکه شرکت ایرانگردی و جهانگردی مجری این طرح است، توضیح داد: «این شرکت در پاییز امسال اولین حضور ایران در این رویداد مهم گردشگری را رقم خواهد زد.» مدیر بازاریابی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری به علاوه، خبر از برگزاری تور‏های آشنایی با کشورهای مالزی و تایلند برای آشنایی هرچه بیشتر تورگردانان و خبرنگاران این دو کشور در آذرماه سال‏جاری داد.

 

استفاده از تجربه توریسم سلامت در تایلند

نعمتی همچنین در بخش دیگری از سخنان خود، بر اهمیت استفاده از تجارب مثبت تایلند در حوزه گردشگری سلامت تاکید و تصریح کرد: «از آنجا که گردشگری سلامت یکی از محورهای مورد تایید معاونت گردشگری برای جذب گردشگران بیشتر به کشور است، تعاملات خود را در این زمینه در راستای بهره‏مندی از ایده‏ها و تجارب تایلند توسعه خواهیم داد.» این مقام مسوول در پایان سخنان خود در این نشست، با تاکید بر جذب هرچه بیشتر گردشگران تایلندی به ایران، از برگزاری چنین دیدارهایی استقبال و ابراز کرد: «این ابتکارات به ما کمک خواهد کرد تا از ظرفیت‏های متقابل استفاده کنیم و همکاری‏های رو در رو (B2B) را در کشور توسعه دهیم.»  نعمتی در حاشیه این نشست نیز درخصوص برنامه‏های سازمان میراث فرهنگی در راستای توسعه گردشگری میان ایران و کشورهای جنوب شرق آسیا از جمله تایلند به خبرنگار ما گفت: «ما در حال فراهم کردن مقدمات حضور بخش خصوصی گردشگری ایران در نمایشگاه مهم ITB سنگاپور هستیم.»

 

تجارب مهم تایلند در محصولات هتلداری

در بخش دیگری از این نشست، مدیر دفتر توسعه تجارت بین‏الملل وزارت بازرگانی تایلند، ضمن تشریح وظایف نهاد متبوع خود گفت: «دایره ترویج تجارت وزارت بازرگانی تایلند (DITP) از آژانس‏های وابسته به دولت است که هدف اصلی آن گسترش تجارت این کشور با سایر کشورها است و به کارآفرینان تایلندی کمک می‏کند فعالیت‏های تجاری خود را در عرصه بین‏المللی تقویت کنند و توسعه دهند.» آراپا بودداراکسا به عنوان حامی این نشست، افزود: «ایران کشوری است که تجار تایلندی به همکاری با آن علاقه‏مند هستند.» او با بیان اینکه ورود گردشگران خارجی به ایران پس از رفع تحریم‏ها بسیار رشد داشته، خاطرنشان کرد: «سهم گردشگری خارجی در GDP ایران 2درصد است و با توجه به جمعیت 80میلیون نفری ایران فرصت‏های بزرگی برای رشد گردشگری ایران وجود دارد.» این مقام دولتی تایلند ابراز اطمینان کرد که به‌زودی شهروندان و شرکت‌های اروپایی، دسترسی بسیار گسترده‏ تری به بازار ایران خواهند داشت و این اتفاق که در بخش‏های مختلف روی خواهد داد، در نهایت منجر به افزایش سفرهای تجاری و گردشگری به ایران خواهد شد و تقاضا برای هتل ‌هارا افزایش می‏دهد.

بودداراکسا ادامه داد: «در ادامه این روند هتل‏ها نیز بیش از پیش به کالاهای با کیفیت برای عرضه خدمات بهتر به گردشگران نیاز خواهند داشت.» مدیر دفتر توسعه تجارت بین‏الملل وزارت بازرگانی تایلند تصریح کرد: «سازمان‏دهی این نشست مطابق با خط‏مشی‏های DITP است که هدفش ترویج و پیشرفت کسب و کارهای بین‏المللی هتلداری، مدیریت هتلداری و صنایع تامین‏کننده تجهیزات و خدمات مرتبط با این صنعت وابسته به گردشگری است.» او به تجارب فراوان کشورش در تامین خدمات لازم برای ارائه به گردشگران و نیز سوابق درخشان تایلند در گردشگری و هتلداری اشاره و تصریح کرد: «تعداد گردشگران ورودی به تایلند در سال جاری میلادی، 32میلیون نفر تخمین زده شده است.» این مقام رسمی دولت تایلند، مجددا کشورش را سرزمینی شناخته‏شده در زمینه تولید محصولات هتلداری با کیفیت و دارای قیمت رقابتی توصیف و اظهار کرد: «تایلند می‏تواند شریک مهمی برای ایران در صنعت هتلداری و خدمات وابسته به آن باشد که حضور 10 شرکت منتخب تایلندی در این نشست مقدمه‏ای برای آغاز این همکاری‏ها است.»

او تاکید کرد: «این شرکت‌ها مترصد همکاری با ایران و درپی برقراری شراکت‏های معنادار و برد-برد با دست‏اندرکاران صنعت هتل ایران هستند.» بودداراکسا در پایان یادآور شد: «دولت تایلند مطمئن است که همکاری میان کسب و کارهای دو کشور منجر به رشد بخش‏های گردشگری ایران شده و رونق را برای هر دو کشور به ارمغان خواهد آورد.»  این نشست مشترک که به پیشنهاد یک شرکت تایلندی برگزارکننده همایش‌ها و نمایشگاه‌های مرتبط با صنعت گردشگری و با هماهنگی و همکاری مشترک یک شرکت ایرانی فعال در صنعت گردشگری برگزار شد، در کنار دیگر رفت و آمدها و مذاکرات متعدد که طی یک سال اخیر با برخی کشورهای خارجی دیگر انجام شده، نشان از معطوف شدن نگاه سرمایه‌گذاران و فعالان اقتصادی کشورهای خارجی موفق در حوزه گردشگری به سوی ایران دارد. درک موقعیت کنونی از سوی این فعالان تاییدی بر موقعیت طلایی پیش آمده برای کشورمان در زمینه ایجاد تحولی بنیادین در این صنعت است؛ تا آنجا که مدیر شرکت تایلندی برگزارکننده این همایش به خبرنگار ما گفت: «گردشگری ایران فرصت بسیاری برای رشد، پیش رو دارد و در این زمینه می‌تواند از تجارب تایلند بهره‌مند شود.» انانت پراسرت سیت با ابراز تعجب از اینکه چرا ایرانی‌ها به درستی از فرصت طلایی به‌وجود آمده بهره‌مند نمی‌شوند، تصریح کرد: «ما از برگزاری چنین نشست‌هایی در کشورمان و یا به میزبانی ایران استقبال می‌کنیم.» او که قرار است در زمستان امسال برای برگزاری نمایشگاه غذای حلال به ایران بازگردد، تاکید کرد: «پروازهای متعدد هرروزه میان دو کشور و علاقه متقابل، زمینه مساعدی را برای بهره‌مندی ایران از تجربیات تایلند در صنعت گردشگری و هتلداری فراهم کرده است.»  حالا به باور کارشناسان آنچه بیش از این نشست‌ها اهمیت پیدا می‌کند، چگونگی بهره‌گیری و استفاده از آنها و شکل اجرایی گرفتن بحث‌های تئوریک است.

شیما رئیسی


منبع:دنیای اقتصاد


نظرات()   
   
دوشنبه 22 شهریور 1395  12:30 ق.ظ
نوع مطلب: (موفقیت ،) توسط: محمد افشار

هریک از ما در طول زندگی با چالش‌های زیادی مواجه شده‌ایم؛ برخی از این چالش‌ها ناشی از طرز فکر خود ما هستند. بدون اینکه متوجه باشیم، طرز فکر ما می‌تواند مانع موفقیت ما باشد. متاسفانه، هرگز به ما آموزش داده نشده تا افکار مخرب را بشناسیم و با آنها مقابله کنیم. یکی از نویسندگان مشهور Lisa Kleypas می‌گوید: «شما بدترین دشمن خود هستید. اگر شما بیاموزید که از خود و دیگران انتظار بیجا برای رسیدن به کمال نداشته باشید، در این صورت می‌توانید آن شادی را که به دنبالش بودید پیدا کنید.»

 

تفکراتی که مانعی بر سر راه شما ایجاد می‌کنند و باعث عقب‌نشینی شما می‌شوند، عبارت است از:

1. شک کردن به خود: تصور شکست خوردن در رسیدن به هدف، بزرگ‌ترین مانع موفقیت شما خواهد شد. این طرز فکر بر کل نگرش شما نسبت به فعالیت‌های روزانه‌تان تاثیر می‌گذارد. اولین مرحله در دستیابی به هر هدفی چه بزرگ و چه کوچک این است که باور کنید آن هدف را به‌دست می‌آورید. اگر باور نداشته باشید که دستیابی به هدف تان ممکن است، محرک لازم را برای دنبال کردن اهدافتان نخواهید داشت. با نگرش مثبت شروع کنید و باور داشته باشید که هر چیزی امکان‌پذیر است.

 

2. از دست دادن فرصت: با از دست دادن فرصت‌ها شما راه موفقیت خودتان را مسدود می‌کنید. برخی از فرصت‌ها ممکن است فقط یک بار در طول زندگی پیش بیایند. از این‌رو تعلل در استفاده از آنها به راحتی می‌تواند موفقیت را از ما دور کند. توجه کنید که فرصت‌هایی که امروز از دست می‌دهید ممکن است هرگز تکرار نشوند. هر زمان که فرصت مناسبی به شما رو کرد آن‌را بقاپید و به دنبال آن بروید.

 

3. رها کردن : بارها پیش آمده که وسوسه شده‌اید مانند یک بوکسور در بازی بوکس «حوله تان را پرتاب کنید» و اعلام شکست کنید؛ این بدترین کاری است که می‌توانید انجام دهید. زمین خوردن شما به معنای شکست نیست. شکست واقعی زمانی اتفاق می‌افتد که شما از بلند شدن و ادامه دادن امتناع می‌کنید. به خاطر داشته باشید که بسیاری از افراد موفق، از جمله توماس ادیسون، آبراهام لینکلن، اُپرا وینفری و بیل گیتس بارها و بارها شکست خورده‌اند ولی راه‌شان را به سمت هدف ادامه داده‌اند. بلند شوید و دوباره شروع کنید.

 

4. ترس از ریسک کردن: اگر بخواهید در منطقه امن خود بمانید هرگز به پتانسیل کامل خود دست نمی‌یابید. موفقیت نیاز به ریسک دارد. ریسک کردن دری است به سوی فرصت‌های جدید. اگر همان روال عادی و قدیمی خود را ادامه دهید، فرصت‌های بهتر را از دست می‌دهید. وقتی در مسیرتان می‌توانید به موفقیت‌های بیشتری دست پیدا کنید، فرصت ریسک کردن را از خود دریغ نکنید! نویسنده بزرگ Norman Vincent Peale می‌گوید: «به سوی ماه بروید، اگر هم به ماه نرسید حداقل در میان ستارگان قرار می‌گیرید.»

 

5. نداشتن شور و شوق: وقتی که شور و شوق ندارید تبدیل به بزرگ‌ترین دشمن خود می‌شوید. زیرا یکی از معیارهای لازم برای دستیابی به هر نوعی از موفقیت و گذر از موانع، داشتن شور و اشتیاق است. برای به‌دست آوردن رویایتان اشتیاق داشته باشید، درغیر این صورت نمی‌توانید تغییری ایجاد کنید. گاهی اوقات سال‌ها طول می‌کشد تا اشتیاق لازم به‌وجود آید. ذهن‌تان را باز نگه دارید و تا زمانی که اشتیاق لازم را به‌دست آورید دست از جست‌وجو برندارید.

 

6. ترس از شکست: ترس دشمنی است که فعالیت‌های شما را فلج می‌کند. اگر دائما از شکست و زمین خوردن بترسید نمی‌توانید هیچ کاری انجام دهید و به هیچ هدفی دست نمی‌یابید. شجاعت داشته باشید و پایتان را از چیزهایی که به شما حس امنیت می‌دهند فراتر بگذارید.

 

7. عدم انطباق: اگر شما این واقعیت را قبول نکنید که همه‌چیز درحال تغییر است و ما باید خودمان را با این تغییرات وفق دهیم، دشمن خود می‌شوید. اگر قادر به مقابله با شرایط نباشید، محکوم به شکست می‌شوید. در جریان اتفاقات قرار بگیرید و قابل انعطاف باشید. در پایان، لیستی از نقاط قوت و فعالیت‌های مثبت مانند «باورها، چشم‌اندازها و فرصت‌های موجود» تهیه کنید و در جایی قرار دهید تا هر روز آنها را ببینید. وقت آن رسیده که به روش‌های جدید فکر کنید و به اهداف بیشتری را دست یابید.


منبع:دنیای اقتصاد


نظرات()   
   

اجلاس بین‌المللی سرمایه‌گذاری هوانوردی در روزهای 28 و 29 شهریور ماه در تهران برگزار می‌شود. این اجلاس با حضور بیش از 150 شرکت‌کننده خارجی از 20 کشور جهان توسط کاپا در شهر فرودگاهی امام خمینی و با حمایت سازمان هواپیمایی کشوری برگزار خواهد شد. محور اصلی اجلاس سرمایه‌گذاری هوانوردی، بررسی روش‌های فاینانس و سرمایه‌گذاری در صنعت هوانوردی ایران در دوران پساتحریم و اجرایی شدن برجام است. در این اجلاس که با حضور معاون اول رئیس‌جمهوری آغاز به کار خواهد کرد، علاوه بر بانک‌ها، موسسات مالی و بیمه ای، حضور بزرگ ترین سازندگان هواپیما در جهان از جمله بوئینگ، ایرباس، امبرائر، ATR و همچنین رولزرویس قطعی شده است. پیش از این اواخر سال گذشته بود که اجلاسی با حضور بزرگان هوایی در تهران برگزار شد. در آن اجلاس نیز نمایندگان بیش از 100 شرکت سازنده، تامین‌کننده قطعات هواپیما و تجهیزات فرودگاهی و ناوبری شرکت کردند. اجلاس سال گذشته هم با همکاری و مشارکت مرکز هوانوردی آسیا – پاسیفیک (کاپا) برگزار شد. مرکز هوانوردی آسیا و پاسیفیک موسوم به «کاپا» موسسه بین‌المللی هوانوردی است که در سال 1990 در استرالیا تاسیس شد؛ در ابتدا فعالیت این مرکز محدود به منطقه آسیا پاسیفیک بود و به همین دلیل با نام centre for Asia pacific aviation و عنوان اختصاری CAPA به مخاطبان معرفی شد، اما فعالیت این موسسه بعدها با همین عنوان به همه قاره‌های جهان گسترش یافت.

منبع:دنیای اقتصاد


نظرات()   
   
دوشنبه 22 شهریور 1395  12:01 ق.ظ
نوع مطلب: (آریا خبر ،) توسط: محمد افشار

معاون خانه صنعت، معدن و تجارت ایران درباره دستورالعمل تامین مالی ۷۵۰۰ واحد تولیدی کشور گفت که باید برای بازاریابی محصولات این واحدها نیز فکری شود.

بیژن پناهی زاده در گفت‌وگو با ایسنا، در خصوص بخشنامه تامین مالی ۷۵۰۰ واحد تولیدی کوچک و متوسط در کشور اظهار کرد: ‌گذشته از تمام مشکلاتی که در خصوص پرداخت تسهیلات این بخشنامه برای واحدهای تولیدی ایجاد می‌شود، ‌ باید فکری برای بازار محصولات این ۷۵۰۰ واحد تولیدی کرد که تا سال آینده به چرخه تولید باز می‌گردند.

وی با بیان این‌که در دستورالعمل اعطای تسهیلات احیاگر، به بازاریابی محصولات و کالاهای  ۷۵۰۰ واحد تولیدی اشاره‌ای نشده است، افزود: بسیاری از این واحدهای تولیدی که مقرر شده در قالب این بخشنامه به چرخه تولید باز گردند، دارای تکنولوژی بسیار قدیمی هستند؛ بنابراین باید وضعیت بازار آن‌ها مشخص باشد.

پناهی زاده، با تاکید بر لزوم تحریک بازار به منظور ایجاد تقاضا برای محصولات و کالاهای واحدهای تولیدی کوچک و متوسط خاطرنشان کرد:‌ حتی واحدهای تولیدی که اکنون فعال هستند نیز با تقاضایی برای محصولات خود مواجه نمی‌شوند. باید پروژه‌ها و سرمایه‌گذاری‌هایی در زمینه‌های مختلف صورت بگیرد تا از این طریق کالاها و تولیدات داخلی جذب بازار شوند.

وی با اشاره به مشکل نبود تقاضا برای صنایعی نظیر ذوب آهن، ‌ فولاد، ‌ نورد، ‌ میلگردسازی و ... خاطرنشان کرد: ‌اکنون چیزی تحت عنوان دپو در صنایع فولادی نداریم، زیرا تقاضایی برای محصولات این صنایع وجود ندارد و محصولات واحدهای تولیدی فقط در انبارها باقی می‌ماند و امکان توقف خط تولید نیز وجود ندارد زیرا در صورت متوقف کردن خطوط تولید، راه‌اندازی مجدد تولید دردسرهای بسیاری خواهد داشت.

رئیس خانه صنعت، معدن و تجارت خوزستان بازاریابی برای محصولات واحدهای تولیدی را یکی از اصول مهم افزایش توان رقابت در بازارهای بین‌المللی دانست و بیان کرد: ‌بیشتر بودن قیمت تمام شده محصولات صنایع داخلی از صنایع خارجی از دلایل و علل نبود توان رقابت در بازارهای بین المللی برای تولیدکنندگان داخلی است، زیرا در کشور ما نرخ سود تسهیلات بانکی، بسیار زیاد است؛ بنابراین باید فکری به حال بازار واحدهای تولیدی کرد.


منبع:ایسنا


نظرات()   
   
یکشنبه 21 شهریور 1395  11:58 ب.ظ
نوع مطلب: (آریا خبر ،) توسط: محمد افشار

شرکت خودروسازی جنرال موتورز روز جمعه اعلام کرد که در حدود 3/ 4 میلیون دستگاه خودروی ساخت این شرکت در سرتاسر جهان را فراخوان می‌کند. دلیل این فراخوان رفع یک نقص نرم‌افزاری در این خودروهاست. شرکت جنرال موتورز نیز اعلام کرده است که این نقص نرم افزاری باعث می‌شود کیسه‌های هوای این خودروها در هنگام تصادف باز نشوند. گفته می‌شود که این نقص تاکنون منجر به مرگ یک نفر و مجروح شدن 3 تن شده است. این تازه‌ترین فراخوان از سلسله فراخوان‌های مربوط به کیسه‌های هوای خودروهای تولید خودروسازان بزرگ جهان در سال جاری است. فراخوان‌های مربوط به کیسه‌های هوای خودروها تاکنون عمدتا مربوط به کیسه‌های هوای ساخت شرکت تاکاتا بوده‌اند. جنرال موتورز که سومین خودروساز بزرگ جهان است، اعلام کرده است که این فراخوان شامل کامیون‌ها و مدل‌های شاسی بلند ساخت سال‌های 2014 تا 2017 است.

منبع:دنیای اقتصاد


نظرات()   
   
یکشنبه 21 شهریور 1395  11:50 ب.ظ

آیا می دانستید چگونه می توان یک ایده را به یک کسب وکار تبدیل کرد؟

 

تا می توانید بازخورد دریافت کنید، البته از افراد مناسب. «آیا مردم از ایده من استقبال می کنند؟» این احتمالا نخستین سوالی است که به ذهن شما خطور می کند. ببینید احساس تان به شما چه می گوید. نخست آنکه محصول شما باید بتواند نیازی را برطرف کند که تاکنون هیچ محصولی قادر به رفع آن نبوده است.

اگر برای این سوال جوابی نیافتید، ایده جدیدی را امتحان کنید. اگر فکر می کنید ایده شما عملی است و از آن استقبال می شود، آن را با دیگران در میان بگذارید. از دایره دوستان و اقوام فراتر روید چرا که نزدیکان شما، برای آنکه شما را دلسرد نکنند به شما چنین جواب هایی می دهند: «ایده جالبی است. من با آن موافقم».


چنین بازخوردهایی سازنده و بی طرفانه نیستند. به جای مشورت با نزدیکان، با چند کارآفرین موفقی که می شناسید ملاقات کنید، با کارآفرینانی که در حوزه موردنظر پیشگام هستند تماس بگیرید، به افراد متخصص ایمیل بفرستید، در انجمن های تخصصی سایت ها عضو شوید و از تمامی این افراد بخواهید تا به شما بازخورد ارائه دهند. علاوه بر این در سایت خود یک نظرسنجی اینترنتی برگزار کنید و تا جایی که امکان دارد از نظر مشاوران و کارشناسان استفاده کنید.

 

منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   

بیست و ششمین شماره ماهنامه "بازاریاب بازارساز" منتشر شد


 در این شماره از نشریه موضوعاتی نظیر: تاثیرهوش قدرشناسی در محیط کسب و کار، اهمیت منابع انسانی در سازمان های فروش، نقش ظاهر درفروشندگی و خجالت آورترین اشتباهات فروش درج شده است و پرویز درگی دربخش یادداشت مدیر مسول این شماره به تشریح مهمترین موضوعات آن میپردازد.

همچنین در سرمقاله که به قلم دکتر مسعود نصرت آبادی نوشته شده، بحث فعال سازی نورون های آینه ای سبک فروش را با تکیه بر اصول روانشناسی تبلیغ مطرح میکند. به این مفهوم که اگر بخواهیم از منظر فروش و بازاریابی به این موضوع نگاه کنیم، این تحقیق بر اساس یافته های علوم اعصاب پیشنهاد می کند که: به محصولتان باورداشته باشید، چرا که تازمانی که فردی پیام خرید را می شنود، طرز بیان فروشنده و هیجان و رفتار و حالت های وی، مناطقی مشابه در مغز شنونده فعال می کند. اگر بین معنای کلمات شنیده شده توسط مشتری و هیجاناتی که ادراک کرده تفاوتی وجود داشته باشد، تاثیر پیام کمتر می شود.
او در این بخش به روش های فعال سازی نورون های آینه ای مشتری اشاره می کند.

در بخش اخبار این شماره به موضوع برگزاری همایش راهکارهای بازاریابی نوین اشاره می شود. این همایش توسط کنسرسیوم کسب و کارهای اینترنتی ایران با هدف آشنایی مدیران با تکنینک های نوین و جهانی افزایش فروش، توسعه سهم بازار، ازتقای مهارتهای آنها و کمک به اقتصاد مقاومتی برگزار می شود.

افزایش سهم فروشگاه های زنجیره ای در بازار خرده فروشی خبر دیگری است که دراین بخش درج شده و ضمن ارئه ی گزارشی به ضرورت توسعه این فروشگاه ها در بازار داخل می پردازد.

مطلبی با عنوان هوش قدرشناسی به قلم دکتر سیما مهذب نگاشته شده است که با دیدگاه روانشناختی به اهمیت قدردانی در روابط کار و بازاریابی اشاره می کند. در بخشی از این مطلب می خوانیم: هوش قدرشناسی نوعی توانایی ذهنی برای فرادی است که استعداد نوسازی شرایط را دارند، با همان دیدن نیمه ی پر لیوان. در واقع چشم تیزبین برای کشف جنبه های مثبت افراد دیگر.

میزگرد این شماره با موضوع: نقش و اهمیت منابع انسانی در سازمان های فروش نام دارد که با حضور مدیران شرکت های تولیدی و پرویز درگی برگزار شده است.

نقش ظاهر در فروشندگی، عنوان مطلبی است که به قلم علی ثابت توسلی مدیر بازاریابی شرکت کار و پیشرو نوشته شده است. او با ذکر این موضوع که فروشندگی هنری است تلفیق شده از چندین مهارت که شاید کمتر فروشنده ای این مهارت را به نام بشناسد، به بیان ویژگی های این مهارت ها و کاربرد آن برای یک فروشنده میپردازد. همچنین با توجه به این مساله که چهارثانیه نخست برخورد با مشتری از اهمیت بالای برخوردار است لذا پوشش و حتی نحوه آرایش مو رنگ لباس و نحوه ی ایستادن و برخورد، تاثیر بسیار مهمی بر روند ارتباط و کارفروش بر جای میگذارد.

دربخش بعدی این شماره، مطلب جالبی با عنوان: سازمانها چه رنگی باشند درج شده است که نویسنده آن سید سلمان شرافت است. انسانها واکنش های متفاوتی نسبت به رنگ ها از خود نشان میدهند. مثلاً رنگ آبی احساس آرامش و خونسردی و نشاط را در ذهن شما متبادر می کند، درحالی که رنگ قرمز حس نیرومندی و ایجاد اشتها را به شما منتقل میسازد. با استفاده از این ویژگی ها، انتخاب رنگ مناسب برای یک برند و انتقال پیام آن به مخاطبانش اهمیت میابد. نویسنده در ادامه این مطلب به مواردی برای تبدیل شدن به یک برند قدرتمند اشاره میکند که عبارتند از: مخاطب خود را زیر نظر بگیرید، خصوصیات فرهنگی را در نظرداشته باشید، همیشته متفاوت باشید، جسورباشید، نه تنها به یک رنگ بلکه به یک جعبه مداد رنگی فکر کنید.

مریم غضنفری

منبع:ام بی ای نیوز


نظرات()   
   

در عصر حاضر چهره ارتباط بین مردم نسبت به دهه های پیش بسیار تغییر کرده است. تکنولوژی به صورت غیر قابل باوری پیشرفت کرده و زندگی اجتماعی و فردی هیچ گونه شباهتی با سال های گذشته ندارد. تا همین چند سال قبل پدر، در کنار مادر، کنار فرزندان، عمو، عمه، خاله، دایی، خانواده، قبیله معنی و مفهوم دیگری داشت و براساس آن زندگی اجتماعی، اقتصادی تعریف می شد.

 

فرصت امروز نوشت:

 

امروز زندگی محیط بسته پیشین را کنار گذاشته و ضرورت های آن به صورت لحظه ای تغییر می کند. انتخاب رئیس جمهوری در یک کشور، تغییر فلان حکومت با فاصله چند هزار کیلومتری در زندگی خصوصی ما تاثیر دارد و خانواده از محیط بسته خانه به جهان تغییر شکل داده است.
اگر هزار سال پیش خشکسالی منطقه ای را فرا می گرفت و هزاران نفر جان خود را از دست می دادند آن سوی دنیا کمتر کسی متوجه و باخبر می شد یا اگر زلزله ای به وقوع می پیوست برای دیگران مفهومی نداشت و در زندگی دیگران تاثیری نداشت.

امروز همه حوادث و اتفاقات تغییر اساسی یافته و هر حرکتی در زندگی سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ما نقش موثری دارد. تغییر اقلیم، آب و هوا، میزان ازن در جو، آزمایش موشک، ورشکستگی فلان سرمایه دار جهانی، خارج شدن یک کشور از یک گروه بر زندگی فرد فرد ما  تاثیر دارد.

مرزهای جغرافیایی تغییر کرده و امروز مرزبندی ها مفهوم دیگری یافته است. آن گروه و تیمی که قدرت ارتباط بیشتر و تعامل بهتری دارد نفوذ بیشتری دارد و حدود و ثغور خود را تعیین می کند. امروز مساحت یک کشور نشان دهنده قدرت و نفوذ بیشتر نیست. به خوبی مشاهده می کنیم یک کشور بسیار کوچک که روی نقشه جغرافیایی نمی توان به خوبی آن را تشخیص داد چگونه توانسته تسلط خود را دیکته کند.

آنچه باید باور و قبول کنیم این است که با قوانین و مقررات و دستورالعمل های قبلی و بی توجه به تغییرات خود را به خواب زده ایم و روزبه روز از دیگران فاصله گرفته و برای جبران آن به سختی می توانیم رقابت کنیم. یک روز دیر کردن برابر است با یک دهه عقب ماندگی. این تغییرات بر همه شاخص ها، ارگان ها و تشکیلات تاثیر آنی دارد و امروزه سرعت حرف اول را می زند. عدم توجه و تعامل با ذی نفعان و کم اهمیت تلقی کردن آن یعنی با چشم باز عامل عقب ماندگی و سبقت دیگران از ما.

در این چرخه همه چیز و همه کس تحت الشعاع قرار می گیرد و ایجاد ارتباط و روابط عمومی بیشترین نقش را بازی می کند. استراتژی روابط عمومی مدل روابط عمومی و تئوری روابط عمومی باید به روز تعریف شود. اهداف ظاهری  هدف های پنهان و درک کسب و کار از اهمیت بالایی برخوردار است. تزریق نگرش های جدید بر عوامل محیطی و عوامل سیاسی اقتصادی را باید در اولویت های خود قرار دهیم و اینکه امروز با همان اهداف بازاریابی و تبلیغات دهه قبل بتوانیم رقابت کنیم امکان پذیر نیست.

بر این اساس ساختار یک سازمان باید پاسخگوی نیازهای مهم آن سازمان برای دستیابی به اهداف آن باشد. ارتباط با ذی نفعان برای تامین نیازهای آنان و ایجاد انگیزه در دو طرف به صورت مستمر تعریف شده ارتباط موثر و دوسویه با مشتریان یادگیری از تجربیات و اصلاح امور بر اساس تجربه و دانش روز و اصلاح ارتباط و تحلیل دائمی آن باید سرلوحه اهداف هر سازمان قرار گیرد.

امروز در بازار رقابت، تبلیغات یک سویه تاثیر خود را از دست داده و تعریف بازاریابی تغییر کرده است. ترویج استانداردهای اخلاقی و رفتاری، مواجهه با رفتارهای غیر اخلاقی و پذیرش اشتباه و اصلاح آن در کوتاه ترین زمان ممکن سازمان را نسبت به رقبا در جایگاه بهتری قرار می دهد.

آنچه رهبران و سهامداران باید به آن توجه داشته باشند این است که نقش روابط عمومی نقش سرمایه ای است نه نقش هزینه ای و تعامل و به دست آوردن رضایت مخاطبان و ذی نفعان آینده آن را تضمین می کند. هدف در بازاریابی کسب سود در مدت زمان کوتاه است که با تبلیغات یک طرفه همسو است و باید در کنار آن به برخی انتظارها و عکس العمل ها دقت لازم و کافی داشته باشیم.

رضایت درون سازمان منجر به رضایت بیرونی می شود که در سازمان های ما هنوز به آن توجه کافی نشده و زمانی آن را درک می کنیم که ناگهان حرکتی برخلاف عرف انجام می شود و هیجان ایجاد شده در درون سازمان موجب انعکاس و اثر نامطلوب آن در سطح جامعه می شود. پرداخت حقوق مناسب و عدم تبعیض در بین کارکنان، آموزش به موقع، پاداش، تنبیه، تشویق، تفویض اختیار، شفاف سازی، صداقت و دانش کافی، آینده یک سازمان را تعریف، تبیین و مطمئن می کند.

نقش رهبری و شناخت مدیریت از اهمیت روابط عمومی در سازمان موجب تسهیل در ایجاد ارتباط با ذی نفعان می شود که در بخش بازاریابی و تبلیغات این نقش نیز موثر خواهد بود. عدم توجه به روابط عمومی و ادغام آن با برخی بخش های دیگر یا بعضا حذف آن نشان دهنده عدم شناخت سازمان و مدیریت آن به نقش این مهم است که متاسفانه در برخی سازمان ها شاهد آن هستیم.

در طول تاریخ همواره شاهد سرنوشت تلخ سازمان هایی بوده ایم که به آرای عمومی توجه نکرده و به نگرش مردم نسبت به خود حساسیت نشان نداده اند. سازمان ها امروز نیازمند آگاهی از نظرات و آشنایی، استقبال یا عدم استقبال مردم است تا بتواند خود را برای بقا در جامعه حفظ کند و نقش روابط عمومی در این امر انکارناپذیر است.

ممکن است سازمانی ترجیح دهد نیازی به مراجعه به آرای عمومی و نگرش مردم نسبت به فعالیت هایی که در دست اقدام دارد نداشته باشد ولی در بلند مدت شکست و ورشکستگی قطعا نتیجه این عدم توجه است. هر سازمانی نیاز به ارتباط و تعامل دارد که براســاس سـیاســت گذاری ها و اســتراتژی های هر سازمان تعیین می شود و مهم تر از آن پیاده کردن این سیاست ها و استراتژی های ارتباطی ذی نفعان و مخاطبان است.

در حال حاضر و در جامعه امروز هر طرفی را که مشاهده می کنیم شاهد یک حرکت زیربنایی جهت تبدیل بازاریابی تبلیغات محور به بازاریابی روابط عمومی محور هستیم. روابط عمومی می تواند پیام های تبلیغاتی را به صورت دیگر و غیرمستقیم به گوش مخاطبان برساند. در هر برنامه ای باید بتوانیم در آغاز اطلاع رسانی کنیم و پس از اطلاع رسانی و دستیابی به اهداف سازمان برنامه های تبلیغاتی را در دستور کار قرار دهیم. در عصر حاضر نمی توانیم اهداف خود را با زور در ذهن ذی نفعان و مخاطبان قرار دهیم.

هر چقدر تبلیغات یک سویه را بیشتر کنیم آثار منفی آن بیشتر خواهد شد. اطلاع رسانی، افکارسنجی، پژوهش و تحقیق و مشتری مداری در روابط عمومی به صورت لحظه ای باید مورد توجه مدیریت و راهبران قرار گیرد تا بتوانند از دستاوردهای آن در توسعه سازمانی بهره مند شوند. اگر سازمانی دارای روابط عمومی و کارشناسی ذی صلاح نیست دلیلی بر حذف آن نیست، مشکل عدم درک صحیح سازمان از نقش و جایگاه و اهمیت آن است.

حذف یا کوچک کردن نقش روابط عمومی دال بر عدم شناخت از نقش ارتباطات در جهان امروز است. آنچه امروز باید مورد بازنگری و توجه قرار گیرد اهمیت به مخاطب و اهمیت به نظر و سلیقه طرف مقابل است و نمی توانیم به سادگی اهمیت آن را نادیده بگیریم. اگر امروز به انتقاد ها و شنیدن سخنان مخالف توجه نکنیم مانند آن است که سرخود را مانند کبک زیر برف کرده ایم و به جز عقب ماندگی حاصل دیگری نخواهد داشت و به روز بودن روابط عمومی و شنیدن و در جریان قرار گرفتن و به دست آوردن آخرین اطلاعات مهم ترین اسلحه و ابزار برای پیشی گرفتن از رقیبان است که با تبلیغات و بازاریابی نمی توانیم آن را جامه عمل بپوشانیم.

روابط عمومی مدعی العموم سازمان در مقابل جامعه است و همین نقش را از طرف مخاطبان برای سازمان دارد تا بتواند با تعامل و نزدیکی بین دو سوی عرضه کننده و متقاضی تعادل ایجاد کرده و احساس اطمینان و رضایت را در هر دو طرف به وجود آورد و اگر این معادله با خدشه مواجه شود پیامدهای آن ناگوار خواهد بود.

کوچک شمردن روابط عمومی، موازی کاری با آن، ادغام با برخی قسمت ها و واحدها و کم اهمیت پنداشتن نقش روابط عمومی یعنی عدم شناخت محیط و جامعه و عدم اعتقاد به اصل دموکراسی و رقابت سالم و نداشتن فرهنگ مردم داری و احترام به مخاطب و این مفهومی به جز سقوط تدریجی برای یک سازمان ندارد.


منبع:مارکتینگ نیوز


نظرات()   
   
یکشنبه 21 شهریور 1395  11:26 ب.ظ
نوع مطلب: (آریا خبر ،) توسط: محمد افشار

به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از عصرایران، در یک مطالعه علمی  که توسط «انجمن قلب آمریکا» انجام شده است، محققان اعلام کرده‌اند: "شواهد نشان می‌دهند که نشستن برای سلامت مشکل‌ساز است.” و توصیه کرده‌اند که: "کمتر بنشینید، بیشتر حرکت کنید.”

مطالعات نشان داده‌اند که اگر زمان کمتری صرف نشستن کنید، از نظر روانی سالم‌تر هستید و کیفیت زندگی‌تان بالا می‌رود. این در حالی است که اگر زمان بیشتری صرف نشستن کنید، "نشانه‌های افسردگی” در شما افزایش می‌یابد. تحقیقات نشان داده است که حتی اگر فعالیت بدنی داشته باشید، نشستن روی قلب شما تاثیر منفی می‌گذارد.

البته برای اینکه مشخص شود تا چه اندازه نشستن بی خطر است، تحقیقات بیشتر لازم است.

آخرین تحقیقات که توسط محققان دانشگاه Exeter و دانشگاه لندن بر روی بیش از ۵۰۰۰ نفر طی ۱۵ سال اخیر انجام شده، به این نتیجه رسیده است که زمان نشستن پشت میز کار و یا هنگام تلویزون تماشا کردن، و دیگر عادات معمول نشستن خطر مرگ را افزایش نمی‌دهد اما بهتر است به صورت طولانی مدت روی صندلی خود ننشینید و دقایقی را از جای خود بلند شوید و کمی قدم بزنید.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
یکشنبه 21 شهریور 1395  11:01 ب.ظ
نوع مطلب: (آریا خبر ،) توسط: محمد افشار

شرکت HTC با انتشار گزارشی اعلام کرد مجموع درآمدهای آن در ماه آگوست سال‌ جاری میلادی 94/ 209 میلیون دلار بوده است که این رقم نسبت به درآمدهای ماه ژوئیه رشد 11/ 4 درصدی را نشان می‌دهد و البته نسبت درآمدهای مدت مشابه در سال قبل 51/ 4 درصد کمتر شده است.

 

به گزارش موبنا، مجموع درآمدهای HTC طی هشت ماه نخست سال‌جاری در پایان ماه آگوست 49/ 1 میلیارد دلار محاسبه شد. ولی این طور که گزارش‌های موجود نشان می‌دهد، مجموع درآمدهای این شرکت که یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان گوشی‌های هوشمند است در این دوره زمانی نسبت به مدت مشابه سال قبل 56/ 47 درصد کاهش یافت. گوشی هوشمند HTC 10 پرچمدار و پیشرفته‌ترین محصول این شرکت محسوب می‌شود و با گوشی‌های مانند Galaxy S7 و S7 edge سامسونگ رقابت می‌کند. این گوشی هوشمند هم‌اکنون رقبای دیگری از جمله آی‌فون ۷ و LG V20 را هم پیش‌ روی خود می‌بیند. شرکت اچ‌تی‌سی هم‌اکنون فروش دستبند هوشمند خود موسوم به UA Band را در کشور تایوان آغاز کرده و قرار است از اواخر ماه جاری میلادی نوار هوشمند UA Heart Rate آن برای دور قفسه سینه عرضه شود.


منبع:مارکتینگ نیوز


نظرات()   
   
یکشنبه 21 شهریور 1395  10:30 ب.ظ
نوع مطلب: (آریا خبر ،) توسط: محمد افشار

مارکتینگ‌نیوز- ست مانیکور ناخن شول (Scholl) تبلیغات زیر را در ماه سپتامبر منتشر نموده است.


دست‌اندرکاران:
آژانس تبلیغاتی: Hoshva DGTL، کیف، اوکراین
مدیر خدمات مشتریان: ناتالیا پوتاشوا
مدیریت حساب:  داریا بویکو
طراح: اوگنی مادنوف
عکاس: اولگ 

 

 

 

 

 

 

 

 


نظرات()   
   
یکشنبه 21 شهریور 1395  10:26 ب.ظ
نوع مطلب: (آریا خبر ،) توسط: محمد افشار

شرکت فورد یک سقف توهمی برای خودرو طراحی کرده که جایگزین مونروف‏ها خواهد شد.

 

به گزارش ایسنا و به نقل از اینسایدر، مونروف‏ها و سانروف‏ها یا همان پنجره‏ های سقفی در میان خودروها بسیار متداول هستند و نور طبیعی و هوای تازه را برای مسافران به ارمغان می‏ آورند. اما برای نصب این پنجره ‏های سقفی باید ساختار سقف خودرو را تغییر داد که شامل حذف ترازهای سقف است و منجر به کاهش مقاومت می‏ شود. از این رو، برای جبران این کاهش مقاومت باید سقف را در مناطق دیگر تقویت کرد. سقف توهمی فورد به شبیه‌سازی یک دریچه در سقف خودرو می ‏پردازد. این فناوری شامل یک دوربین است که مناظر بیرونی را ضبط و به‌طور زنده روی سقف پخش می‏ کند. یک نمایشگر نیز روی بخش داخلی سقف قرار می‌گیرد که تصاویر زنده را از بیرون برای مسافران پخش می‏ کند. زمانی که نور محیط مطلوب نیست، نمایشگر خاموش می ‏شود و از بسته‏ شدن مونروف تقلید می‏ کند. علاوه‌بر آن، این نمایشگر ممکن است از بخش‏های مختلف برخوردار باشد و به‌طور مستقل برای هر مسافر به نمایش مناظر بیرون بپردازد.


منبع:مارکتینگ نیوز


نظرات()   
   
یکشنبه 21 شهریور 1395  10:15 ب.ظ
نوع مطلب: (آریا خبر ،) توسط: محمد افشار

شرکت سامسونگ کمربند هوشمندی تولید کرده است که با بهره‏ گیری از مجموعه‌ای حسگر و گام‏شمار، وضعیت غذا خوردن و مصرف کالری را محاسبه و به تلفن‏ همراه هوشمند ارسال می‏کند.

 

به گزارش ایسنا و به نقل از ساینس دیلی، کمربند هوشمند شرکت سامسونگ مشابه تلفن‏ هوشمند شارژ می‏شود، اما با استفاده از سامانه مدیریت مصرف تا 20 روز نیاز به شارژ مجدد ندارد. قرار است این کمربند ارزان‏قیمت 69 دلاری در دو نمونه مردانه و زنانه به‌زودی به بازار عرضه شود. در کمربند هوشمند سامسونگ با نام WELT مجموعه‏ای از حسگرهای پیشرفته از جمله حسگر مغناطیسی محاسبه پیوسته قطر کمر نصب شده است. این حسگر تغییرات قطر کمر را به‌ طور پیوسته محاسبه کرده و اطلاعات را در بازه روزانه، هفتگی و ماهانه در اختیار کاربر قرار می‏دهد تا دیگر کسی از چاق شدن ناخواسته احساس ناراحتی نکند. شرکت سامسونگ هدف از طراحی و عرضه کمربند هوشمند را حرکتی مثبت در راستای آگاه سازی اجتماعی خطرات ناشی از اضافه‏ وزن و دریافت کالری اضافی در وعده‏ های غذایی روزانه می‏داند.


منبع:مارکتینگ نیوز


نظرات()   
   
یکشنبه 21 شهریور 1395  08:16 ب.ظ
نوع مطلب: (آریا خبر ،) توسط: محمد افشار

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از شرق ،  عباس شاکری، رئیس دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی، درصدد برآمد از واکاوی وضعیت موجود به راهکاری مناسب حال اقتصاد ایران برسد. او سیاست‌های کوتاه‌مدت برای حل مشکلات اقتصاد ایران را کارا نمی‌داند، بلکه معتقد است اول باید به ریشه‌های بروز مشکلات پی‌ ببریم و با رفع آنها در پی علاج درد اقتصاد ایران باشیم. در لابه‌لای سخنان شاکری، برج‌سازها، بانک‌ها، نامولدها، واردکننده‌ها، خصولتی‌ها و حتی دولتی‌ها و منتقدان آنها به چالش کشیده می‌شوند.

در رکودی نسبتا ماندگار قرار داریم. چرا و چه باید کرد؟ این سؤال اصلی است؛ اما رکود یعنی چه؟ اگر روند استفاده از ظرفیت‌هایی که امکان تبدیل به فعلیت موجود کشور را دارند، در نظر بگیریم، اقتصاد ایران در سه، چهار دهه اخیر، کم‌وبیش در رکود بوده است. ما در این مدت، رشد اقتصادی چهار درصد را تجربه کرده‌ایم و اگر میزان رشد هشت یا ١٤ درصد هم بوده، موقتی بوده است. شاید اقدامات کوتاه‌مدت درستی هم در این مقاطع انجام شده باشد که رشد اقتصادی را افزایش داده، اما استعداد همان چیزی است که روند برجا گذاشته و میانگین رشد بیش از سه، چهار درصد نبوده است. این وضعیت برای اقتصادی در حال توسعه، حکم رکود دارد؛ چراکه حرکت آن پایین‌تر از روند است.

مسئله ما، مسئله توسعه‌نیافتگی است؛ دلیل هم این است که بین ما، اجماعی که برای تغییر نیاز داریم وجود ندارد؛ مردم همیشه از دولت‌های جدید انتظار دارند مشکلات را حل و رفاه ایجاد کنند یا مثلا از برنامه‌ پنج‌ساله توسعه، انتظار می‌رود کشور را متحول کند. واقعیت این است که ما در ذهنیت هم مشکل داریم و مردم نمی‌دانند در کجا قرار دارند، چگونه باید عمل کنند، وظیفه آنها چیست و اگر چطور عمل کنند به چه نتایجی می‌رسند. مسئله اصلی اینجاست؛ باید فکری کرد؛ به‌گونه‌ای که فکر و ذهن جامعه را متناسب با اقتضائات یک جامعه رو به جلو، ارتقا دهیم. در این مسئله، مسئولان هم جزء مردم هستند و در نقدهایی که از یکدیگر می‌کنند، همان راه مردم را می‌روند؛ درحالی‌که وحدت نظر نداریم و نمی‌دانیم از کجا این وضعیت ایجاد شده و علت آن چه بوده است؛ بنابراین می‌بینیم بسیاری از مسئولان حکومتی، نهادها، مؤسسات و... بنگاه‌داری می‌کنند، دستی در واردات خودروهای گران‌قیمت دارند، در خریدوفروش زمین و برج‌سازی فعالیت می‌کنند و حاشیه شهرها را می‌سازند؛ درحالی‌که اگر می‌دانستند این کارها برای کشور مانند سم است و حداقل منفعتی ندارد، شاید آنها را انجام نمی‌دادند. مشخص است که هیچ توجهی به این مسائل ندارند؛ پس باید در این حوزه‌ها کارهایی انجام داد. 

گفته می‌شود وضعیت سرمایه‌گذاری، رشد اقتصادی و رفاه کشور در دهه‌های اخیر تقریبا یکنواخت بوده است. قاعدتا باید این اتفاق را به توسعه‌نیافتگی ربط بدهیم؛ اما از مسائل و سیاست‌های کوتاه‌مدت نیز نمی‌توان صرف نظر کرد؛ چراکه خط‌‌‌مشی‌ها و قاعده‌هایی که ارائه و اجرا می‌شوند بسیار تأثیرگذار هستند. در این فرایند، همه قوا اعم از قوه قضائیه، مجریه و مقننه درگیر هستند؛ مثلا ببینید مجالس ما از وزارت علوم چه می‌خواهند؟ آیا وزیری را احضار می‌کنند تا درباره تولید علم و چشم‌انداز آینده آن یا درباره سطح استقلال فکری دانشگاه‌ها سؤال کنند؟ نه. همیشه حرفشان این است که چرا این ‌را برداشتید و آن را گذاشتید یا چرا فلان را آوردید و بهمان را نیاوردید. دولت‌ها هم عمدتا به همین شکل هستند.

ما بعد از انقلاب و اتمام جنگ تحمیلی، قرار بود توسعه پیدا کنیم، برنامه‌های توسعه نوشتیم، به صورت جدی کار را شروع کردیم و پنج، شش برنامه هم اجرا شد. وقتی به گذشته نگاه می‌کنیم، می‌بینیم باید از وضع موجود و شرایط تاریخی تحلیلی واقعی به دست می‌آوردیم و براساس آن تحلیل، برنامه می‌نوشتیم و از دل آن سیاست‌گذاری می‌کردیم و جلو می‌رفتیم اما متأسفانه اینها در برنامه‌ها نبوده است؛ مثلا هیچ فکری برای حقوق مالکیت یا شفافیت نکردیم. حتی مجامع بین‌المللی‌ هم در پکیج‌هایی که برای کشورهای در حال گذار تهیه کرده بودند، به این کشورها می‌گفتند باید شفافیت ایجاد کنید و کل خرج‌و‌دخل حکومت وارد بودجه شود؛ یعنی اگر یک مؤسسه یا بنیادی جزء حاکمیت است و دخل‌و‌خرج‌هایی دارد؛ باید در بودجه آورده شود. در کشور ما، نه‌تنها به این مسائل توجه نشد، بلکه از نظر اقتصادی، دست‌های بخش عمومی و شبه‌عمومی کشور را باز گذاشتیم و آنها را قوی‌تر کردیم؛ به‌گونه‌ای‌که حالا بخش وسیعی از اقتصاد در دست آنهاست و بانک، زمین، کارخانه، املاک و... دارند و  واردات هم می‌کنند.

خلاصه برنامه‌های ما این شد که یک‌سری از قیمت‌ها را تغییر بدهیم و آزادسازی‌هایی انجام دهیم که البته می‌توانستند در جای خود درست باشند و اگر همراه با بسترسازی بودند، نتایج مطلوبی بدهند؛ اما اینها را به طور مجزا و بدون مقدمه و زمینه، اجرا کردیم؛ ازاین‌رو مثلا نقدینگی کشور از هزارو ٦٥٠ میلیارد تومان با متوسط رشد سالانه حدود ٢٥ درصد، به بالای هزار هزار میلیارد تومان رسید. این‌گونه رشد تورم نامتناسب شد و برای بخش‌هایی که نباید بهره‌مند می‌شدند، بیشتر و برای بخش‌هایی که باید قوی‌تر می‌شدند، کمتر افزایش پیدا کرد. تصورمان از تولید، تجارت و توزیع به‌شیوه‌ای بود که باعث شد شرایط را به گونه‌ای‌ رقم بزنیم که گویی فقط مغازه‌سازی و تجاری‌سازی و واردات، اعم از رسمی و غیررسمی، کار ما را جلو می‌اندازند. البته برخی از کشورها، مانند کشورهای حاشیه خلیج فارس که وضعیت بدی هم داشتند، وارد حوزه خدمات تجاری بین‌المللی شدند و رفاه هم دارند؛ اما برای کشور بزرگی مانند ما، مسئله رشد، رفاه و توسعه در گرو این است که تولید و البته خدمات و فعالیت‌های مکمل تقویت شوند؛ اما این اتفاق نیفتاد.

در همین چارچوب محدود مبتنی بر نگرش‌های کوتاه‌مدت، که با چند آزادسازی قیمت و رهاسازی، به‌جای خصوصی‌‌سازی، انجام شد اگر کاری می‌کردیم که متغیرها مقداری متوازن‌تر شده و قیمت‌های نسبی آن بخش‌هایی که در رشد تأثیر دارند، بهتر شوند و بهره‌مندی آنهایی که پشت سر این بخش‌ها هستند کمتر شود، کارمان توجیه‌پذیر بود؛ اما تا چشم باز کردیم، دیدیم که کل اقتصاد به تجارت، واردات، پاساژ و مغازه و... محدود شده است. البته در سه برنامه اول توسعه، زحمت‌های زیادی کشیده شد و بخشی از منابع در پروژه‌های عمرانی و سرمایه‌گذاری مصرف شد؛ اما باز هم وجه اول همواره غالب بود. بعد از اینها گفتیم خدمات مالی کشور کاستی دارد؛ دوره اول خصوصی‌سازی را انجام دادیم و اصلا نگفتیم واگذاری‌ها به چه کسانی بود و حالا عملکردشان چگونه است؛ فقط شنیدیم که اینها به انحصاراتی تبدیل شده‌اند. در دوره بعدی هم در دولت دهم که نسبت به همه دولت‌های قبلی خصوصی‌سازی بیشتری انجام شد، فقط بخش اندکی از آن ازطریق واگذاری سهام، خصوصی‌سازی واقعی بود و مابقی در دست دستگاه‌های شبه‌دولتی و نهادها قرار گرفت.

بعد هم گفتیم پویایی رشد اقتصاد نیاز به رقابت دارد و خارجی‌ها می‌گویند شما چرا موانع وضع می‌کنید، پس باید در حوزه تجارت بین‌الملل درها را باز کنیم. در سال‌های ٧٨-٧٩ تقریبا واردات را آزاد کردند؛ اما در آن دولت زمینه برای این فراهم نبود که همه تجارت کنند و همه ارزی که در بودجه می‌گذاشتند، حدود ١٣ میلیارد دلار بود نه اینکه ٦٠-٧٠ میلیارد دلار واردات داشته باشیم. هیچ فکر نکردیم این کار باید با مقدماتی همراه شود و حساب‌وکتابی داشته باشد. در سال‌های بعد، از همین قوانین استفاده کردند و واردات را به ٦٠-٧٠ میلیارد دلار رساندند و برای هر کالای تولید داخل، رقیب وارداتی آوردند. اگر برنامه‌ریزی داشتیم به تولیدکننده داخلی می‌گفتیم شما باید با حمایت‌ها رقابت‌پذیر شوید چراکه ممکن است درهای واردات را روی کالاهای مرغوب خارجی باز کنیم؛ اما هیچ وقت چنین حمایت‌هایی نداشتیم و هرگاه حمایت کردیم هم مشروط و زمان‌دار نبوده بلکه اجازه دادیم در سایه‌حمایت‌ها هر کاری خواستند بکنند. حالا که نگاه می‌کنیم، می‌بینیم اغلب صنایع ما حال‌وروز خوشی ندارند درحالی‌که در کشورهای آزاد سرمایه‌داری، که پیشرفته و رقابت‌پذیر هم هستند، این طور نیست که واردات را رها کنند و هر کسی هر کاری خواست انجام دهد؛ اما در اینجا بحث منفعت و منافع مطرح است و این اتفاق می‌افتد.

بعدا به‌ویژه در برنامه سوم، که برنامه تغییر ساختار بود و برنامه چهارم، برای توسعه کشور استارت بانک‌های خصوصی زده شد و بعد از آن گفتیم حتی به دستگاه‌های دولتی هم اجازه داده شود خودشان رأسا بانک عامل را انتخاب کنند و در هر بانکی که خواستند منابع کلان دولتی و سپرده‌های خود را بگذارند. بانک‌ها یکی پس از دیگری در صحنه اقتصاد و در محل‌های لوکس و گران‌قیمت شهرها ظاهر شدند. قاعدتا وقتی که این نوع بنگاه‌ها خصوصی می‌شوند، باید رقابتی‌تر شوند و قیمت خدمات آنها کمتر شود؛ اما در کشور ما عمدتا بانک‌ها به بخش مسکن و واردات و... رفتند. وقتی چندسالی گذشت و میدان بیشتری به آنها داده شد، هم‌زمان با حضور اینها، بخش زمین و مسکن به تحرک نامتناسبی نسبت به بقیه اقتصاد دچار شد. حالا که می‌بینیم، از سال ٧٢ تا ٩٣ شاخص زمین حدود ١١٠‌برابر و شاخص مسکن حدود ٧٠-٨٠ برابر رشد کرده است؛ درحالی‌که سطح عمومی قیمت‌ها فقط ٣٧ برابر رشد کرده‌است. این شاخص‌ها تا دهه ٨٠ هم نامتناسب بوده‌اند؛ اما تناسب‌نداشتن‌شان بسیار کم بوده است. می‌بینید که شهرها و حومه‌ شهرها چه وضعیتی پیدا کرده‌اند.

همه برج‌ساز شدند و در کوچه‌های سه، ‌چهار متری، بدون اینکه به فکر فضا باشند، بلندمرتبه‌سازی‌های انبوه کردند و آپارتمان متری ١٠٠ هزار تومان به متری ١٣میلیون تومان رسید. این تناسب نداشتن‌ها حرف‌های بسیاری برای گفتن دارند و نشان می‌دهند چرا تولیدکننده این مملکت می‌نالد و چرا کارگر و کارفرما مشکل دارند و صندوق‌های بازنشستگی رو به ورشکستگی‌ هستند. در دهه ٨٠ این تناسب‌نداشتن را شاهد بوده‌ایم. ببینید در اطراف چقدر عایدی سرمایه‌ای از زمین و مسکن حاصل شده است؛ درحالی‌که هیچ اتفاقی در تولید ناخالص ملی نیفتاده است. هزاران میلیارد تومان پول در اختیار کسانی قرار گرفته که نه تولیدکننده هستند و نه ارزش افزوده ایجاد می‌کنند.  مشکل عمده تولید این است که بنشینیم دورهم و تصمیم بگیریم با اجرای چنین سیاست‌هایی از رکود خارج شویم و به رشد هشت‌درصدی برسیم. مگر اینکه اعجازی اتفاق بیفتد. تحلیل ما این است که دوستان و حتی آنهایی که انتقاد می‌کنند و برخی از آنها آتش‌بیار معرکه هستند و واردات و صادرات هم می‌کنند، تبیین درستی از آنچه حالا در آن قرار گرفته‌ایم ندارند و هر روز سیاستی اعلام می‌کنند.

بعد هم که در تحریم‌ها قرار گرفتیم، صادرات نفت هم داشتیم، اما دسترسی به منابع ارزی کم شده بود، در همان چارچوب متعارفی که از برنامه اول پایه‌گذاری شده بود گفتیم، اگر قیمت ارز را بالا ببریم همه چیز درست می‌شود. این سیاست‌ها در جای خود درست است و عمل می‌کند، اما نتیجه این شد که در کمتر از یک سال نرخ تبدیل ارز سه تا سه‌ونیم برابر شد. در همان سال، فلان شرکت‌ سرمایه‌گذاری وابسته به فلان بانک با خریدوفروش ارز، نزدیک به صددرصد سود کرد. اصلا کاری به ارز و تبعات آن نداریم؛ همین‌که این مؤسسه چنین سودی برده مستلزم این است که از جیب کسی رفته باشد. عده‌ای می‌گفتند قصد نداشتیم ارز این‌طور شود، اما حالا که شد تولید و صادرات تقویت می‌شود اما یکی از ضربه‌هایی که به تولید وارد شد از همان جا بود، زیرا با از بین‌بردن تناسب، باعث افت قدرت خرید شد و تقاضای داخلی برای تولید داخلی را کم کرد.

بعد، حذف یارانه‌ها را انجام دادیم؛ حالا آن حرکت پوپولیستی که برای پرداخت نقدی به مردم انجام دادند و باعث شد از منابع عمومی مبالغ کلانی پرداخته شود به جای خود، گفتند حذف یارانه‌ها به تکنولوژی و مصرف علامت می‌دهد و بودجه دولت را نیز بهبود می‌بخشد، اما هیچ اتفاقی نیفتاد الا اینکه ١٥٠ تا ٢٠٠ هزار نفر از جای‌جای کشور برای مسافرکشی به تهران آمدند و بعد هم به آنها گیر دادند اگر پلاک خودرو، شماره تهران نباشد، اجازه فعالیت ندارید که این هم شغل درست‌کردن قولنامه‌ جعلی را درست کرد.نه اینکه این سیاست‌ها کلا غلط باشد بلکه منظور این است که برای شوک‌درمانی، باید ثباتی در فضای اقتصادی باشد که تناسب را از بین نبرد. مرحله دوم حذف یارانه‌ها را با امید رفع همه مشکل‌ها انجام دادیم، اما باز هم مشکلی رفع نشد چراکه بسترهای لازم برای آن، ایجاد نشده بود. این وضعیت‌ها می‌تواند مسائل ما را به عنوان کشوری که مشکل توسعه داریم و رشد اقتصادی محدود را تجربه می‌کنیم، تشدید کند، هیچ وقت هم از آنها درس نمی‌گیریم. علت‌یابی اصلی مربوط به این می‌شود که همه درگیر آن هستند، اما در چارچوب سیاست‌های مقطعی و روز، کارهایی از این قبیل انجام می‌دهیم.

بنابراین زمین، مسکن و واردات انحصاری و رانت ناشی از آن همه منابع را به سمت خود برد و نرخ‌های بازدهی بالایی ایجاد کرد که به نرخ تنزیل پروژه‌های سرمایه‌گذاری تبدیل شد؛ به این ترتیب پی‌وی این پروژه‌ها منفی شد و باعث شد کسی به کار تولیدی نپردازد. واردات انحصاری ایجاد کردیم؛ حتی نهاده‌های تولید هم به صورت انحصاری وارد شد. واردات علوفه ٦٠، ٧٠درصد سود داشت در حالی که ما می‌خواهیم به دامداری و کشاورزی یارانه بدهیم و مالیات نگیریم تا به آنها کمک کنیم. الان وضع به این‌صورت شده که دو سال پیش دولت گفت شیر را هزار و ٤٠٠ می‌خریم، سال گذشته هزار و ١٥٠ تومان خریدند و امسال کارخانه شیر را هزار و ٥٠ می‌خرد چراکه کارخانه شیرخشک وارد می‌کند و قیمت تمام‌شده‌اش از خرید شیر دامدار کمتر می‌شود.

این بازدهی‌های بالا، در کنار اینکه رمقی برای تولید فعلی نمی‌گذارد، پی وی پروژه‌های مولد سرمایه‌گذاری را نیز منفی می‌کند و کسی به سراغشان نمی‌رود. تناسب را هم از بین می‌برد؛ عده‌ای زمین فلان منطقه را داشتند که خریدوفروش و تجارت کردند و به درآمدهای بالایی رسیدند. خارجی‌ها می‌گویند دو، سه میلیون نفر در ایران هستند که تقاضای بسیار بالا و قوی‌ای دارند و آنهایی که به دنبال بازار می‌گردند، روی این بخش توجه زیادی دارند. عده‌ای هم هستند که ماهانه یک تا سه میلیون تومان حقوق می‌گیرند و برای جفت‌و‌جورکردن مابقی، کار اضافی یا رشوه می‌گیرند و کم‌کاری و بی‌انگیزگی دارند. در تولید هم کالای ناسالم، بنجل و تقلبی عرضه می‌شود. برای داروی مردم بازاری درست می‌شود که کسی حریف آن نمی‌شود. وقتی در ناصرخسرو محدودیتی وضع می‌کنند، وزیر اسبق به تلویزیون می‌آید و می‌گوید ما ١٠ سال پیش همین کار را کردیم و حریف نشدیم. در این وضعیت، فضا برای تولید تنگ می‌شود. از آن سو، بنگاه تولیدی نیاز به بازار و تقاضا دارد، اما وقتی درآمد به صورت نامتناسب توزیع شد، عامه مردم که باید کالا بخرند دچار مشکل می‌شوند.

بخش مسکن هم همین‌طور شد، مدام قیمت‌ها را بالا بردیم تا جایی که کسی نتواند بخرد. البته هنوز در جاهای لوکس، تغییر اراضی، تغییر کاربری‌ها، تخریب جاهای خوش‌آب‌وهوا منابع کار می‌کند. اگر مناطق میانی تهران نشد، به مناطق بالای تهران می‌روند، اگر در این مناطق نشد، به مناطق پشت کوه می‌روند، آنجا نشد، به حومه شهرهای بزرگ و سواحل و مزارع و... می‌روند و کار خودشان را می‌کنند. مدام جابه‌جایی‌هایی می‌شود که درآمدهای هنگفتی نصیب کسانی می‌کند که عامل تولید نیستند. درآمد هم از آسمان نمی‌بارد بلکه باید از سهم عوامل تولید کم شود. بنابراین منابع هم از تولید دریغ شد و بیشتر به این سمت رفت. اما باز هم توجه نکردیم و دوباره آنچه در کشور متعارف است اینکه چه کنیم تا سرمایه بانک‌ها را اضافه کنیم، بازار اوراق بدهی را راه بیندازیم. نرخ سود بانکی هم موضوعیتی داشت که با تسهیلات ٣٠درصدی چطور می‌خواهیم تولید راه بیندازیم. داستان تناسب‌های ساده بسیار سطحی است. تورم را بالا ببرید. تورم از چند هزار قلم کالا تشکیل شده است. ببینید کدام بیشتر و کدام کمتر بالا رفته است. محصولی که به اندازه تورم بالا نرفته، چطور می‌خواهید چند درصد بالاتر از نرخ تورم از او سود بگیرید.

ملاحظه می‌کنید که وقتی در تورم‌های بالا نرخ‌های سود را بالا بردیم، آن را پایین نیاورده‌ایم، بعدا هم گفتند بانک‌ها خودشان داوطلبانه پایین می‌آورند. بعد که پایین آوردیم، سه روز بعد اوراق رهنی مسکن با سود ١٨,٥درصد منتشر کردیم. قرار شده چند ده هزار میلیارد تومان ارواق مشارکت هم منتشر کنیم که اگر سود اینها هم بالای ١٨ درصد شود، قاعدتا سود سپرده‌ها هم همین قدر می‌شود؛ در حالی که اوراق بهادار و بازارهای مالی فرع بر وضعیت تولید هستند و مقام پولی باید خودش متناسب با اقتضائات اقتصاد و به دور از سلایق و منافع دست‌های منفعت‌طلب، ببیند اقتصاد به چه چیزی نیاز دارد. نمی‌خواهد هیچ‌کس کار داوطلبانه انجام دهد، باید آنچه صلاح اقتصاد است را انجام بدهند؛ داوطلبانه یعنی اینکه ما همیشه حامی اقتصاد بوده‌ایم و حالا هم داوطلبانه می‌خواهیم نرخ سود را کاهش دهیم. به نظر می‌رسد مسئله ابعاد گسترده‌ای پیدا کرده است و یک وجه و دو وجه ندارد؛ بنابراین ما به جای اینکه با سیاست‌های تک‌بعدی بخواهیم با قضیه برخورد کنیم، باید بپذیریم تولید مشکل دارد و بخش‌های نامولد بر اقتصاد غالب هستند. باید برای اقتصادی که بخش عمده آن نامولد شود، فکری کرد.

طبیعتا اگر بحث نامولدها را به رسمیت بشناسیم آن‌وقت منابع مدیریت می‌خواهد. مثلا اگر نرخ سود پایین بیاید و مدیریت نشود، ممکن است کسانی که از پول‌ها در دهه قبل به نحوی استفاده کردند، دوباره به همان نحو استفاده کنند. نظارت و تعامل نیاز است. در نظام‌های بانکی آلمان و ژاپن، بانک‌های ژاپنی از خود مدیران بانک‌ها بیشتر بر صورت‌های مالی بنگاه‌ها احاطه دارند. نمی‌شود بانک بالا بنشیند و بگوید اقتصاد خودش کار می‌کند، پول ما را می‌گیرند همان‌جایی که گفتند خرج می‌کنند و بعد هم پس می‌دهند. نظارت از هر چیزی برای اقتصاد ضروری‌تر است؛ برای اینکه در آن دست‌های منفعت‌طلب و انحصارطلب زیاد است. قدم به قدم باید نظارت شود. در این میان یک‌دفعه می‌گویند کار را به بازار بسپارید. این حرف چه جوابی دارد؟ چه برداشتی از بازار داریم؟ بازاری نیست که کار را به آن بسپاریم. آن بازاری که کار را به آن می‌سپارند، به قدری نیروهای بی‌نام دارد و از دست‌های انحصاری خلعیت کرده‌اند که بسیاری از شوک‌ها را نیز جذب می‌کنند، نه اینکه خودشان شوک ایجاد کنند.

در چنین وضعیتی، می‌گویند اگر پول را در فلان بخش به کار بیندازیم، فلان بازدهی را دارد و همین می‌شود که هیچ‌کس دل به کار نمی‌دهد و از نظر اقتصادی و مادی هم منطقی است. سطح دستمزدها و کف نظام انگیزشی برای عده‌ای پایین آمده و رغبت‌ها از بین رفته است. در وهله اول بحث ما سیاست‌های تجاری، بعد منابع بانکی و بعد نظارت و کنترل است. حالا هرچه می‌خواهند بگویند اینها کمونیستی، سوسیالیستی یا پوپولیستی است، درحالی‌که خود این حرف‌ها پوپولیستی است که بدون ارائه هیچ جزئیاتی گفته می‌شود. اگر منابع محدودی داریم باید ببینیم در اولویت‌های سیاست‌گذاری‌ در کدام بخش اشتغال بیشتری ایجاد می‌کند و کدام بخش بده‌بستان بیشتری با دیگر بخش‌ها دارد. حتی اگر می‌خواهیم بخش مسکن را تحریک کنیم، این بخش طیف وسیعی دارد؛ مسکن عمومی را تقویت می‌کنیم یا برج‌سازها را؟ نیت ما خیر است اما شاید منابع محدود را به جایی می‌فرستیم که عده‌ای برج‌هایی ساختند که می‌خواهیم کاری کنیم که تقاضا فقط برای آنها ایجاد شود. اینها نظارت و بررسی می‌خواهد. بنابراین بخش نامولد، رانت زمین و مسکن هنوز تغییری نکرده است؛ مگر در جاهایی که بازارشان با محدودیت مواجه شود که به جای دیگر می‌روند. واردات کشور درباره کالاهای مصرفی باید چطور بشود که یک بانک ٢٥ درصد سود سپرده می‌دهد و با واردات سود می‌کند. با چه وضعیتی واردات انجام می‌شود؟ عمده واردات ما کالاهای مواد اولیه و کالاهای واسطه‌ای و سرمایه‌ای است. انحصارات جاهایی که ما به خاطر مقیاس به چند نفر واگذار می‌کنیم، باید تنظیم مقررات بشود.

باید کنترل و نظارت کرد. به هر حال دست‌های منفعت‌طلب، جناح‌ها و گروه‌ها مسائلی است که حتما باید به آنها در افق بلندمدت پرداخته شود. مسائل کوتاه‌مدت ما هم خیلی راحت نیست که بگوییم اگر سیاستی را اعمال کنیم کارمان راه می‌افتد و در مسیر رشد می‌افتیم. سوای این بحث درباره اوراق بدهی دولت، بستگی دارد نرخ چگونه باشد. مگر دولت چه درآمدی دارد و چه قلکی ساخته که با نرخ مثلا ١٨ درصد چند هزار میلیارد تومان اوراق بدهی ایجاد کند و اصل و فرع آن را بپردازد. جالب است به عنوان یک نقطه تأیید، چرا بدهی‌های دولت این‌قدر بالاست؟ بدهی‌های دولت هم در رکود جاری نقش دارد. فلان کارخانه کالا را به دولت فروخته و پولش را نداده است. پیمانکاری برای دولت کار کرده و پولش را نگرفته. خدمات مولد خدمات را به دولت فروخته و پولش را نداده است.

یکی از چاره‌جویی‌ها این است که پول اینها را بدهیم. وزیر اقتصاد می‌گوید دولت جمعا بالای ٥٠٠ هزار میلیارد تومان بدهی دارد. بدهی‌هایی از این دست در ابتدای ٨٩ به صد هزار میلیارد هم نمی‌رسیده است؛ چطور بدهی‌ها به اینجا رسیده؟ باید از اینها درس بگیریم. رسانه‌ها هم به ملاک‌های موجود دامن می‌زنند، سیاست‌گذاران ما هم به همین صورت تحلیل می‌کنند و امیدوارند دستی از بالا بیاید و امور را درست کند. مسئله فعلی راه‌حل دارد اما باید همدلی و هم‌فکری و همکاری کرد. این‌طور نیست که رقیب را مقصر اعلام کنیم؛ شرایط کشور نیز حساس‌تر از این است که در هر دوره‌ای بخواهیم دنبال مقصر بگردیم و برای استفاده‌های کوتاه‌مدت از نقطه‌ضعف‌هایی که وجود دارد، استفاده کنیم. به همدلی و قدری تحلیل صحیح و چندوجهی نیاز داریم؛ چراکه موضوع، چندوجهی و پیچیده است.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
یکشنبه 21 شهریور 1395  07:59 ب.ظ
نوع مطلب: (آریا خبر ،) توسط: محمد افشار

دولتی و نفتی بودن اقتصاد دو عاملی است که احمد توکلی، نماینده ادوار پیشین مجلس آن را از مهمترین علل بروز فساد در ایران می‌داند. این وزیر مستعفی کابینه توضیح می‌دهد در زمان جنگ به دلیل مخالفتش با اقتصاد دولتی از کابینه میرحسین موسوی استفعا داده و از سال 60 به بعد هر زمان که توانسته به بررسی فساد در اقتصاد ایران و ریشه‌های آن پرداخته است.به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از تجارت فردا،  بخش‌های زیر گزیده گفت‌وگوی احمد توکلی است.

- امضای طلایی از اقتصاد دولتی بر می‌خیزد. یعنی زمانی که مردم برای انجام هر کاری و انجام هر فعالیت اقتصادی باید از دولت مجوز بگیرند. در نتیجه افرادی که باید در این مراحل اداری مجوز انجام فعالیت‌های اقتصادی را صادر کنند، دارای امضای طلایی می‌شوند و این مساله فساد‌آفرین است.

- فساد مشکلی تازه و کم سابقه در اقتصاد ایران نیست. ما از زمان جنگ با اقتصاد دولتی مواجه بودیم. ما همان زمان هم مدام تاکید می‌کردیم باید دخالت دولت در اقتصاد به قدر ضرورت باشد در برابر نگاه آقای نخست وزیر و وزرایی مانند آقای بهزاد نبوی که به هر نحوی بر دخالت دولت می‌افزودند. همین اختلاف نگاه سبب بروز اختلاف در دولت شد.که در نهایت من و حبیب‌الله عسگراولادی از کابینه میرحسین موسوی استعفا دادیم و از دولت خارج شدیم تا این کشمکش‌ها در زمان جنگ وجود نداشته باشد.

- ما معتقد بودیم اقتصاد دولتی حتی برای جنگ مشکل‌ساز است. چون دولت مدام بزرگ‌تر و به اصطلاح‌ عیال‌وارتر می‌شد و همین بزرگی دولت باعث افزایش هزینه‌های دولت در زمان جنگ شده و اداره امور را دشوار می‌کرد. افزایش هزینه‌ها یکی از عوامل موثر بر پذیرش قطعنامه 598 بود. چون امام خمینی (ره) اعلام کردند میرحسین موسوی نزد من آمده و اعلام کرده که بودجه کشور زیر صفر است.

- زمانی که دولتی متکی بر مالیات باشد به چند دلیل میزان فساد را کاهش می‌دهد. اول اینکه چون منابع خود را از طریق مالیات‌های مردم تامین می‌کند باید پاسخگو باشد. از طرف دیگر چون هرچه تولید ملی بالا رود میزان مالیات هم افزایش می‌یابد در نتیجه دولت برای افزایش تولید اقتصادی انگیزه مضاعف دارد.

- در یک اقتصاد نفتی نقش اصلی دولت توزیع امکانات است و در این توزیع رانت صورت می‌گیرد و همین رانت منشا فساد است.

- قانون بودجه اگر به درستی و با شفافیت تنظیم نشود موجب بی‌انضباطی مالی می‌شود و زمینه فساد را در کشور ایجاد می‌کند. اگر روش بودجه‌نویسی درست نباشد و ردیف‌های هزینه و درآمدی به درستی مشخص نشود و یا در زمان تدوین بودجه اطلاعات پشتیبان کافی وجود نداشته باشد این مساله می‌تواند زمینه‌ساز بروز فساد شود.

- هر کجا که منابع مالی و پول بیشتری جمع شده باشد همانجا هم فساد بیشتر است. مثلا بانک‌ها در راس این فساد قرار دارند و جزو بخش‌های فسادخیز اقتصادند. آن بخش‌هایی از اقتصاد که در آن برخی از منابع توزیع می‌شود که این توزیع اصولا با رانت همراه است و منجر به بروز فساد می‌شود.

- فساد دولت قبل ریشه در بی‌انضباطی مالی و شلختگی در تصمیم‌گیری‌ها داشت. فساد به مرور زمان رشد می‌کند اما در آن دولت بی‌انضباطی در تصمیم‌گیری‌ها هم بسیار دیده می‌شد. اما مساله این است که در این مدت هم برخورد مناسبی با فساد انجام نشده و همین هم عاملی است که سبب می‌شود فسادها یکی پس از دیگری سر باز کند و دیده شود.

- اوایل فساد در ایران فساد سیستمی نبود. اما چون تلاش سیستماتیکی برای مقابله با آن شکل نگرفت. این مساله سبب شد فساد در ادارات و دستگاه‌ها به‌صورت خزنده رشد کند، مفسدین با هم پیوند بخورند، فساد هم در دستگاه‌های اجرایی، هم قانون‌گذاری و هم تصمیم‌گیری ایجاد شود. زمانی که فساد در همه بخش‌ها ریشه دواند، مقابله با آن بسیار دشوار می‌شود. مانند فساد در دولت، فساد در مجلس، قوه قضاییه و یا شهرداری‌ها.

- متاسفانه در 8 سال دولت قبل فساد در اقتصاد بسیار رشد کرد و در همه بخش‌ها ریشه دواند. مقابله با این فساد سیستمی هم جز از طریق سیستماتیک و تشکیلاتی جواب نمی‌دهد.

- چندی پیش از بورس کالا اسنادی را برای ما ارسال کردند که یکی از وزرا تلاش کرده بود پتروشیمی‌ها را از بورس کالا خارج کند. ما کار پژوهشی انجام دادیم و به معاون اجرایی رئیس جمهور، آقای شریعتمداری نامه نوشتیم و اعلام کردیم این اقدام رانت هزار میلیارد تومانی به همراه دارد. همچنین روی قراردادهای نفتی بسیار کار کردیم و ما پیشگام بررسی این موضوع بودیم. قراردادهای جدید نفتی تاکنون سه اصلاحیه خورده است و جلوی ده‌ها کرسنت را گرفته‌ایم.

- با انتشار فیش‌های حقوقی من در نامه‌ای برای رئیس جمهور نوشتم به دلیل فیش‌های حقوقی فضایی در جامعه ایجاد شده که همه مردم خواستار برخورد با فساد اقتصادی در جامعه شده‌اند. باید این فرصت را از دست ندهید و با این مساله برخورد کنید. دولت ابتدای امر با فیش‌های حقوقی به خوبی برخورد کرد اما نتوانست با همان قدرت این مساله را ادامه دهد.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
یکشنبه 21 شهریور 1395  07:49 ب.ظ
نوع مطلب: (آریا خبر ،) توسط: محمد افشار

مرکز پژوهش‌های مجلس در تازه‌ترین گزارش، به تحلیل بخش‌ها و رشد اقتصادی سال 1394 پرداخت.

به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از خبرآنلاین، در این گزارش آمده است: «در کنار برخی مشکلات ساختاری و ریشه‌دار اقتصاد ایران، سه چالش اصلی و فوری موثر بر عملکرد بخش واقعی اقتصاد کشور در سال 1394، کمبود تقاضای موثر، وضعیت بغرنج سیستم بانکی و نرخ‌های بالای سود و کاهش درآمدهای نفتی بوده‌اند. مهمترین رویداد مثبت اقتصادی- سیاسی این دوره را نیز می‌توان حصول توافق برجام و زمینه‌سازی برای اجرای آن به‌شمار آورد. این توافق به‌طور بالقوه حاوی ظرفیت‌هایی برای کمک به رفع برخی از معضلات فوری اقتصادی کشور است.

با وجود چالش‌ها و فرصت‌های گفته شده، عملکرد بخش واقعی در سال 1394 نشان می‌دهد که با وجود تجربه رشد مثبت اقتصادی در سال 1393، همچنان گرد رکود از پیکر اقتصاد ایران زدوده نشده است. با در نظر گرفتن عملکرد بخش واقعی اقتصاد کشور در سال 1394، برآورد مرکز پژوهش‌های مجلس از رشد اقتصادی سال 1394 معادل 0.4 - درصد است. در این میان رشد اقتصادی بخش کشاورزی (4.5 درصد)، بخش نفت (1.3 درصد)، بخش صنعت (2.7- درصد)، بخش ساختمان (14.7- درصد) و بخش خدمات (یک درصد) است.

در عین حال مرکز آمار ایران در گزارشی عملکرد بخش واقعی اقتصاد کشور در سال 1394 را ارائه کرده است که طی آن رشد اقتصادی در این دوره نسبت به دوره مشابه سال قبل را یک درصد اعلام کرده است. در رابطه با این گزارش، چند نکته قابل ذکر است:

1. در این گزارش ارزش‌افزوده بخش‌ها و اجزای تقاضای نهایی به قیمت‌های جاری و ثابت در سال 1393 و همچنین ارقام ارزش‌افزوده و اجزای تقاضای نهایی به قیمت‌های جاری سال 1394 ارائه نشده است. به عبارت دیگر، فراداده مربوط به گزارش رشد سال 1394 به طور کامل منتشر نشده است.

2. در گزارش مذکور در چگونگی تبدیل شدن رشد 0.1 درصدی مجموع ارزش‌افزوده بخش‌های اقتصادی در سال 1394، به رشد یک درصدی محصول ناخالص داخلی در این دوره ابهام وجود دارد؛ چراکه عدد مربوط به خالص مالیات بر واردات و نحوه محاسبه آن در گزارش مذکور ارائه نشده است.

3. سال پایه محاسبات ملی مرکز آمار ایران همچنان 1376 است. تاخیر در تغییر سال پایه بر سهم بخش‌های مختلف و اجزای آنها در محاسبه ارزش‌افزوده و رشد اقتصادی موثر است. به نظر می‌رسد کم‌برآوردی رشد واسطه‌گری‌های مالی (که 3.9- درصد اعلام شده است) می‌تواند مرتبط با این موضوع و نحوه در نظر گرفتن نسبت سهم بانک‌ها، بیمه‌ها و سایر واسطه‌گریهای مالی در کل بخش واسطه‌گری‌های مالی باشد.»


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :322  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
آخرین پست ها

نبرد در اتاق فرمان..........دوشنبه 22 شهریور 1395

نبایدهای کسب و کارهای کوچک و کار آفرینانه..........یکشنبه 21 شهریور 1395

برقراری ارتباط با مشتری: چیزهایی که از برندینگ باید بدانیم..........یکشنبه 21 شهریور 1395

8 تكنیك توسعه مهارت های تصمیم گیری كدامند؟..........یکشنبه 21 شهریور 1395

بهار همکاری گردشگری ایران و تایلند..........یکشنبه 21 شهریور 1395

عبور از موانعی که باعث عقب‌ نشینی شما می‌شوند..........یکشنبه 21 شهریور 1395

150 شرکت در اجلاس بین‌المللی سرمایه‌گذاری هوانوردی..........یکشنبه 21 شهریور 1395

برای بازاریابی محصولات صنایع احیاشده باید فکری شود..........یکشنبه 21 شهریور 1395

فراخوان جنرال موتورز..........یکشنبه 21 شهریور 1395

تبدیل ایده به محصول..........یکشنبه 21 شهریور 1395

بیست و ششمین شماره ماهنامه "بازاریاب بازارساز" منتشر شد..........یکشنبه 21 شهریور 1395

روابط عمومی ضرورت حیات سازمانی / کوچک شمردن روابط عمومی یعنی عدم شناخت جامعه و ذی نفعان..........یکشنبه 21 شهریور 1395

نشستن بیش از حد می‌تواند مرگبار باشد ..........یکشنبه 21 شهریور 1395

درآمد امسال HTC نصف شد..........یکشنبه 21 شهریور 1395

تبلیغات ست مانیکور..........یکشنبه 21 شهریور 1395

فورد نمایشگر را جایگزین سانروف می‏ کند..........یکشنبه 21 شهریور 1395

کمربندی که پرخوری را حس می‏کند..........یکشنبه 21 شهریور 1395

رکود در ایران تاریخی است ..........یکشنبه 21 شهریور 1395

«امضاهای طلایی» اقتصاد ایران از کجا آب می‌خورد؟ ..........یکشنبه 21 شهریور 1395

سه چالش اصلی اقتصاد ایران ..........یکشنبه 21 شهریور 1395

همه پستها