پکیج آموزش کسب درآمد اینترنتی خانگی پنجره طلایی (آموزش بازاریابی موفق)
قیمت: 15,000 تومان
پکیج آموزش کسب درآمد اینترنتی خانگی پنجره طلایی (آموزش بازاریابی موفق در سایتهای همکاری در فروش )

اولین و کاربردی ترین پکیج آموزش درآمد خانگی از اینترنت برای شما ارائه شده است . اگر بازاریاب سایتهای همکاری در فروش مثل دریکساز و مسبی و فایل سل هستید و هنوز به درآمد نرسیده اید این آموزشهای درآمدزایی یکی از بازاریابان برتر، شما را به درآمد می رساند. دوران بسته های آموزش کسب درآمد اینترنتی با وعده های غیرواقعی درآمد میلیونی پس از چند روز تمام شده است. کسی فریب این دروغ ها را نخواهد خورد . حق هر کسی است اگر چیزی تهیه می کند از قبل محتویاتش را بداند پس ما هم در پایین مطلب، سرفصل مطالبمان را ارائه می دهیم . هم اینکه تصاویر نمونه صفحات بسته آموزشی و نمونه درآمدها را برایتان قرار داده ایم .


مشاهده نمونه صفحات آموزشی برای کسب اطمینان
  














جوانان جویای کار ! خانم های خانه دار که دنبال مشاغل خانگی برای بانوان می گردید ! دانشجویان جویای مشاغل پاره وقت ! شمایی که درآمد مکفی ندارید و دنبال شغل دوم می گردید ! نوجوانان و جوانانی که تعطیلات مخصوصا تابستان را به بطالت می گذرانید ! شمایی که از کار برای دیگران خسته شده اید !!!


 


ممکن است در سایتهای همکاری در فروش عضو شده باشید و ماهها گذشته و یک ریال در نیاورده باشید. باید از تجربیات بازاریابان موفق این سایتها استفاده کنید. اگر اصولی پیش نروید تا ابد هم در جستجوهای موتورهای جستجو دیده نمی شوید و به درآمد نمی رسید . این فقط نمونه درآمد از اینترنت با متد پنجره طلایی فقط در اردیبهشت و خرداد در سایت فایل سل است . یادتان باشد 30 سایت همکاری در فروش در این بسته آموزش درآمد اینترنتی آموزش داده شده. یعنی غیر از این 1 سایت از 29 سایت دیگر هم می توانید درآمد داشته باشید.


آموزش کسب درآمد از اینترنت پنجره طلایی



تفاوت این بسته با سایر بسته ها :


حتما شما هم بسته هایی را دیده اید که وعده درآمدهای میلیونی ظرف تنها چند روز !!! می دهند . خیلی از شما هم شاید همچین بسته هایی را خریده باشید و متوجه شده باشید این بسته ها نه تنها شامل هیچ آموزشی نمی باشند بلکه فقط شامل نصیحت های روانشناسانه است. مثلا نوشته روزی 50 بار روبروی آینه بایستید و بگویید : من موفق می شوم !!! با این کار ظرف 1 هفته به پول میلیونی می رسید !!!


الف . اولین فرق ما با این بسته ها این است که ما هرگز وعده درآمد میلیونی در کوتاه مدت را نمی دهیم . بلکه درآمد پایدار با زحمت و وقت گذاشتن و البته استفاده از آموزش های گام به گام و تصویری ما بدست می آید .


ب . دومین فرق ما با آنها این است که آنها فقط وعده می دهد ولی هیچ وقت در تبلیغاتشان سرفصل مطالبشان را ارائه نمی دهند . ما با صداقت خدمت شما سرفصل مطالب این بسته را ارائه می نماییم تا عزیزان با چشم باز بتوانند انتخاب نمایند . این حق مشتری است که بداند در ازای پولی که پرداخت می کند چه مطالبی را دریافت خواهد کرد .



لیست سرفصل مطالب آموزش داده شده در بسته پنجره طلایی :


1 . آموزش گام به گام تصویری ساخت یک وبلاگ رایگان برای درآمدزایی از اینترنت در 2 سیستم وبلاگدهی


2 . آموزش کسب درآمد از بازدیدهای دیگران از وبلاگتان (درآمد مکمل)



  1. آموزش درآمد از بازاریابی در سیستم های همکاری در فروش بوسیله وبلاگتان با معرفی بیش از 30 سایت همکاری در فروش (درآمد اصلی)


4 . آموزش درآمدزایی از فروش محصولات خانگی خودتان ( درآمد مکمل )


5 . روشهای بازاریابی و تبلیغات برای افزایش فروش (امتحان شده توسط بازاریابان اینترنتی موفق برترسایتهای همکاری در فروش)


6. آموزش سئو سایت یا وبلاگ و بهینه سازی سایت یا وبلاگ برای موتورهای جستجو : ( سئوی داخلی سایت - استفاده از شبکه های اجتماعی در سئو و بازاریابی و فروش - روشهای گرفتن بک لینک برای سایت یا وبلاگ شما - معرفی ایمیل مارکتینگ و ساخت گوگل گروپ )



این فایل پی دی اف که بصورت زیپ شده ارائه شده بصورت انحصاری برای فروش در برخی سایتهای همکاری در فروش توسط خود صاحب اثر قرار گرفته و در فروش آن در هر سایتی که توسط خود صاحب اثر قرار نگرفته است غیر قانونی بوده و شرعا و قانونا حرام می باشد .


ما در پشتیبانی بسته ی کسب درآمد اینترنتی پنجره طلایی شما را از ابتدا تا موفقیت همراهی می کنیم . پس از دریافت بسته آموزش درآمد ار اینترنت ایرانی پنجره طلایی ، شما می توانید همه روزه با ایمیلی که در بسته آموزش کسب و کار اینترنتی پنجره طلایی و در سایت این مجموعه قرار دارد تماس گرفته و هر سوالی برایتان پیش آمد بپرسید . هر شب تمام ایمیل ها و سوالات عزیزان پاسخ داده خواهند شد . امید است با اجرای موبه موی بسته آموزش مشاغل خانگی پردرآمد پنجره طلایی ، یک کسب و کار اینترنتی در منزل را بصورت پایدار و موفق پایه ریزی نمایید و بصورت واقعی و حلال ، درآمد از اینترنت در ایران را تجربه نمایید . 



این محصول فقط به مدت 2 هفته با تخفیف ویژه 40 درصد ارائه می گردد
قیمت اصلی 25000
قیمت با تخفیف 15000

فورمت فایل: PDF
تعداد صفحات: 216
خرید


نظرات()   
   
دوشنبه 30 مرداد 1396  11:45 ب.ظ

«اتوماسیون» یا «خودکارسازی» کلمه‌ای طلایی در دنیای کسب‌و‌کار امروز به‌شمار می‌رود. هر چه بیشتر خودکارسازی انجام دهید، می‌توانید سریع‌تر حرکت کنید، رشد بیشتری داشته باشید، کارآیی بیشتری به‌دست آورید و موثرتر ارتباط برقرار کنید.

بدون خودکارسازی، مجبور هستید همه چیز را با دست انجام ‌دهید؛ یعنی هر جنبه از کسب‌کار-صفر تا 100 آن را- به‌صورت دستی انجام ‌دهید.ایده کلی پشت اتوماسیون قادر بودن به انجام کارهای متوالی از پیش تعیین‌شده و بارها و بارها تکرار آنها است. گرچه گام بعدی نیاز به المان‌های «هوش مصنوعی» و «یادگیری ماشینی» دارد؛ که در آن رفتار گذشته می‌تواند بر قدم‌های آینده اثر بگذارد. به گزارش دنیای اقتصاد، اخیرا در اخبار شنیدم که فیس‌بوک دو روباتی را که توسعه داده بود متوقف کرده است؛ این اتفاق زمانی افتاد که این عناصر هوش مصنوعی زبان خودشان را ابداع کرده بودند. روبات‌ها برای یافتن سریع‌ترین و موثرین راه برای رفتن از نقطه A به نقطه B، بر مبنای یک هدف یا پاداش خاص، برنامه‌ریزی شده‌اند. طی زمان این روبات‌ها، «آموختند» که زبان انگلیسی کارآترین ابزار ارتباطی نیست و به آرامی شروع به ابداع و گسترش زبان خود کردند تا به هدف از پیش برنامه‌ریزی شده خود دست یابند و این داستان در سراسر اینترنت پخش شد. اما من می‌خواهم در مورد آینده تکنولوژی به‌طور منصفانه‌ای خوش‌بین باشم؛ بنابراین این اشتباهات کوچک را به یادگیری آزمون و خطا نسبت می‌دهم. اما در عین حال این مساله من را بر آن داشت تا در مورد نحوه تکامل هوش مصنوعی و برنامه‌های کسب‌و‌کاری که هوش مصنوعی به‌زودی در صنایع مختلف به ارمغان خواهد آورد فکر کنم.اخیرا با گرگ پیتراسینزکی، مدیر ارشد اجرایی و یکی از موسسان Growbots، یک ابزار فروش یادگیری ماشینی، صحبت می‌کردم. گفت‌وگوی ما پیرامون برخی چالش‌های حل‌نشده در هوش مصنوعی و یادگیری ماشینی بود و مشاهده کردیم که Growbots ، 5/ 2 میلیون دلار درآمد کسب کرده و کل بودجه خود را به 2/ 4 میلیون دلار رسانده است؛ اینها فرصت‌هایی هستند که او از آنها بسیار آگاه است.پیتراسینزکی می‌گوید «من فکر می‌کنم که چالش‌های همراه با هوش مصنوعی دو لایه دارند: داده‌‌هایی که برای یادگیری الگوریتم‌تان استفاده می‌کنید و خود الگوریتم‌ها.

بدون داده‌های آموزشی مرتبط، همه الگوریتم‌ها بی‌فایده هستند. محققان هوش مصنوعی می‌گویند که کسب اطلاعات 90 درصد تلاش و 10 درصد ساخت الگوریتم است. بسیاری از افراد تعجب می‌کنند که چرا تسلا اولین شرکتی بود که ویژگی اتوپایلوت را در اتومبیل‌های خود معرفی کرد؛ اما پاسخ بسیار ساده است: آنها داده‌ها را از تمام اتومبیل‌های خود در جاده‌ها جمع‌آوری کرده‌اند؛ درحالی‌که گوگل تنها از چند نمونه اولیه داده گردآوری کرده است.» این همان طرزفکری است که Growbots برای توانمندی‌های هوش مصنوعی خود به‌کار برده است و این در حالی است که از فعالیت‌های مشتریان برای بهبود الگوریتم‌های هدف می‌آموزد. چگونگی کارکرد آن، پلت‌فرمی است که به عنوان یک نرم‌افزار تخصصی «مدیریت ارتباط با مشتری» (CRM) عمل می‌کند. به‌عنوان یک کسب‌و‌کار، شما خصوصیات مشتری ایده‌آل خود را درخواست می‌کنید و سپس Growbots هر روز میلیون‌ها وب‌سایت شرکت را جست‌وجو می‌کند تا مخاطبانی پیدا کند که با آن ویژگی‌های معین منطبق باشند. کاربران این پلت‌فرم، مسوول نوشتن محتوای ایمیل‌ها هستند؛ اما همه ایمیل‌های پیگیری و توالی‌های فروش خودکارسازی شده‌اند.

واضح است که تقاضایی برای آن وجود دارد. طبق گزارش TechCrunch، Growbots به عنوان یک شرکت در حال تجربه 10 درصد رشد به‌طور ماهانه و 4 میلیون فروش سالانه است. پیتر اسینزکی می‌گوید: «در مورد توانایی‌های هوش مصنوعی، چیزهای هیجان‌انگیز زیادی وجود دارد.» «وقتی به آن فکر می‌کنید، ارتباط با مشتریان بالقوه، بزرگ‌ترین چالش برای هر شرکتی است. بنابراین جز اینکه این فرآیند را خودکارسازی کنید، چه گزینه‌های دیگری دارید؟ شما می‌خواهید هم میلیون‌ها دلار در تبلیغات صرف کنید و هم تیم‌های فروش بسیار گران بسازید. هوش مصنوعی و یادگیری ماشینی به سرعت به شرکت‌های کوچک‌تر اجازه می‌دهد تا با رقبای بزرگ‌تر با بودجه‌های کلان‌شان به رقابت بپردازند.»البته عموم مردم اغلب در مورد اخلاقیات پشت هوش مصنوعی، روبات‌ها، یادگیری ماشینی و... بیشترین نگرانی را دارند.ما در عصری زندگی می‌کنیم که تبلیغات به شدت هدفدار تا حدی میهمان ناخوانده زندگی ما محسوب می‌شوند. شخصا برایم آزاردهنده است که به تلفن یک شرکت زنگ بزنم و با یک صدای خودکار صحبت کنم. قطعا یک مولفه اخلاقی برای تکنولوژی و نوآوری وجود دارد و متاسفانه این موضوعی است که معمولا نادیده گرفته می‌شود. اما یکی از چالش‌های اخلاقی که شرکت‌های تکنولوژیک با آن مواجه خواهند بود این است که چه زمانی به مشتریان بگویند آنها با یک فرد واقعی صحبت می‌کنند (به عنوان مثال از طریق چت‌بات وب‌سایت) و چه زمانی با یک روبات.

پیتر اسینزکی می‌گوید: «در مورد ما، همه چیز در مورد این است که صادقانه بگوییم چه چیزی خودکارسازی شده و چه چیزی خودکارسازی نشده است.گرچه کلمه «خودکار» ممکن است تداعی‌کننده «کیفیت پایین‌تر» برای برخی افراد باشد؛ اما کاملا برعکس است. الگوریتم‌های ما می‌توانند میلیون‌ها نقطه داده را در چند ثانیه آنالیز کنند؛ به طوری که می‌توانید مطمئن باشید که تنها با مشتریان کاملا متناسب تماس می‌گیرید و اینکه آنها محتوای مربوطه را در ایمیل‌هایی که برایشان ارسال می‌شود دریافت می‌کنند. ماشین‌ها در تجزیه و تحلیل داده فوق‌العاده هستند؛ بنابراین ما ماشین‌هایی می‌خواهیم که به بهترین نحو کار کنند: داده‌ مبادله کنید و تطبیق‌های بالقوه پیشنهاد دهید؛ به طوری که افراد در خلال فرآیند فروش، زمان بیشتری برای صحبت با افراد واقعی داشته باشند.» بنابراین هر چقدر که بازار اتوماسیون بازاریابی طی 5 تا 7 سال گذشته داغ بوده است، اگر می‌خواهید بهتر از حد متوسط ظاهر شوید، چیزی که باید به آن توجه کنید «هوش مصنوعی» خواهد بود.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
دوشنبه 30 مرداد 1396  11:40 ب.ظ

به این امر اعتقاد داشته باشید که همیشه حق با مشتری است.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از کسب و کار ، به این امر اعتقاد داشته باشید که همیشه حق با مشتری است. اگر مشتری مشکلی دارد، حال اگر مشکل اش واقعی باشد یا حاصل سؤتفاهم فرق نمی کند. با گوش دادن به حرف های او می توانید سؤتفاهم را درک کنید و آنها را از میان بردارید.

مشتری ریئس است. او حقوق ما را می پردازد و سود نصیب مان می کند. آن هایی که این واقعیت را درک کرده اند، تلاش می کنند همه ی کارها را به بهترین شکل انجام بدهند، حتی زمانی که شرایط سخت تر و سخت تر می شود.

1 - به شغل و اصول آن افتخار کنید

اگر این تفکر را نداشته باشید دو راه وجود دارد:

دلایلی که باعث شده شما این طور فکر نکنید پیدا کنید و باید آنها را یکی یکی برطرف کنید.

در صورت عدم موفقیت، شغل دیگری پیدا کنید تا بتوانید در زندگی پیشرفت کنید.

2 - همیشه شاد باشید

همیشه شاد باشید و به این ترتیب شادی را به دیگران هم منتقل کنید. به یاد داشته باشید که ما لبخند نمی زنیم که شاد شویم بلکه چون شاد هستیم لبخند می زنیم این حالت زمانی میسر است که ذهن خود را واداریم به چیزهای خوب فکر کند. این امر زمانی اتفاق می افتد که مطالب خوب بخوانیم و با دوستانی هم صحبت شویم که افکار خوبی دارند. مراقب باشید بدون توجه به آن که ظاهر مشتری چگونه است، خوش رفتار یا بد رفتار است، تحصیلکرده است یا خیر، رفتار انسانی و مثبت خود را با اوحفظ کنید. شاید این امر سخت باشد اما می توانید این امر را جزو عادات خود در آورید.

3 - رفتار خوب را بیاموزید

نام مشتری خود را یاد بگیرید و آن را هنگام صحبت به کار ببرید. مشتری هنگامی که نام خود را می شنود احساس می کند به موسیقی دلنشین گوش می دهد. هرگز با مشتری بیش از حد آشنایی و دوستی برقرار نکنید. البته تعیین حد و مرز قدری مشکل است، این دیگر بسته به هنر شماست که چگونه تعادل برقرار کنید. مطمئنا راه اشتباهی را طی نخواهید کرد.

4 - در مقابل مشتری همیشه بگویید: بله قربان، به او نگویید خیر قربان

وقتی مشتری مشکلی دارد به راه هایی فکر کنید که می توان به او جواب مثبت داد، حتی اگر لازم بود برای رفع مشکل او نزد همکار دیگری بروید یا به قسمت دیگر شرکت مراجعه کنید.

5 - هرگز با مشتری بحث نکنید

به این امر اعتقاد داشته باشید که همیشه حق با مشتری است. اگر مشتری مشکلی دارد، حال اگر مشکل اش واقعی باشد یا حاصل سوءتفاهم فرق نمی کند. با گوش دادن به حرف های او می توانید سؤتفاهم را درک کنید و آنها را از میان بردارید. سوءتفاهم ها همیشه وجود دارند. اکثر اوقات این موضوع را نمی فهمیم، چون عادت داریم وسط حرف مشتری بپریم. مشتری به اندازه ما درباره محصول مان آگاهی ندارد. بحث کردن مثل شعله است، می توانید با موافقت کردن با او شعله را به خاکستر تبدیل کنید، یا با بحث کردن شعله را بیشتر فروزان کنید.

6 - به مشتری قول هایی بدهید که می توانید به آن عمل کنید

همیشه درباره ی زمان تحویل، صورتحساب خدمات، خدمات بی دردسر و این طور چیزها قول هایی به مشتری می دهید.فکر کنید و مراقب باشید با احتیاط عمل کنید. همیشه خطاها قابل جبران نیستند. پس از قول هایی که به مشتری می دهید فکر نکنید که همه ی امور خود به خود پیش می روند. سعی کنید موانع را برطرف کنید. این را بدانید اگر یک مشتری از پیش شما ناراضی برود با خود چندین مشتری دیگر را نیز می برد.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

آخرین باری که با هواپیما سفر کردید را به خاطر دارید؟ آیا برای خرید بلیت، انتخاب صندلی و انجام سایر امور مربوط به پرواز از وب‌سایت یا اپلیکیشن‌های هواپیمایی استفاده کردید یا در صف فرودگاه ایستادید تا یک انسان کارتان را راه بیندازد؟ تحقیقات ما نشان می‌دهد که این روزها بسیاری از مشتریان روش «سلف سرویس» را ترجیح می‌دهند.

مفهوم سلف سرویس تنها به هتل‌ها و رستوران‌ها محدود نمی‌شود. در حقیقت، سلف سرویس یکی از روش‌های ارائه خدمات است که در آن، مشتری به جای رجوع به متصدیان فروش یا خدمات، امور مربوطه را خودش شخصا انجام می‌دهد. ارائه خدمات به روش سلف سرویس باعث کاهش هزینه‌های شرکت‌ها می‌شود. تراکنش‌هایی که به صورت سلف سرویس انجام می‌گیرند هزینه چندانی ندارند، درحالی‌که هر تراکنش زنده میان مشتری و کارمند واحد خدمات، مثل تماس تلفنی یا ایمیل، برای شرکت‌های B2C بیش از ۷ دلار و برای شرکت‌های B2B بالغ بر ۱۳ دلار هزینه دارد. اما گرایش مشتریان به این روش باعث ایجاد یک چالش جدید شده است: وقتی مشتریان انجام امور ساده را خودشان بر عهده می‌گیرند، کارکنان خط مقدم واحد پشتیبانی (front-line service reps) که به صورت مستقیم با مشتری در ارتباط هستند، ناچارند به مسائل و مشکلات پیچیده‌تر رسیدگی کنند؛ مسائلی که مشتری به تنهایی قادر به حل و فصل آنها نیست. این افراد هر روز با مشکلات پیچیده‌تری روبه‌رو می‌شوند. برخی از رهبران شرکت‌های خدماتی اقرار می‌کنند که کارکنان آنها برای رسیدگی به امور مشتریان امروز، به اندازه کافی مهارت ندارند. به گزارش دنیای اقتصاد، شرکت‌ها سرمایه‌های هنگفتی را صرف راه‌اندازی تکنولوژی‌های سلف سرویس می‌کنند، ولی از جذب نیروی با استعداد برای واحدهای خدمات غافلند. طی سال‌های اخیر، روش شرکت‌ها برای استخدام، آموزش و مدیریت این نیروها هیچ تغییری نکرده است. مشتریانی که از روش سلف سرویس استفاده می‌کنند هر روز یک اتفاق جدید را تجربه می‌کنند. تجربه مشتریان در این زمینه دائما در حال بهبود و دگرگونی است، درحالی‌که در تعاملات زنده میان مشتری و کارکنان پشتیبانی کوچک‌ترین تحولی ایجاد نشده و همین امر باعث ایجاد یک شکاف بزرگ میان انتظارات مشتری و تجربیات واقعی او شده است. داستان نارضایتی یک مشتری از خدمات یک شرکت می‌تواند از طریق شبکه‌های اجتماعی به سرعت در سراسر جهان پخش شود و اعتبار آن شرکت را خدشه‌دار کند. تعجبی ندارد اگر در سال‌های اخیر، میزان رضایت مشتریان از خدمات شرکت‌ها رو به کاهش بوده است.

بسیاری از کارکنان پشتیبانی برای رسیدگی به درخواست‌های پیچیده مشتریان مهارت کافی ندارند. به همین علت یکی پس از دیگری استعفا می‌دهند. در سال‌های اخیر، نرخ جابه‌جایی نیروی کار در واحدهای پشتیبانی رشد روزافزونی داشته است. به‌علاوه، وقتی کارکنانی را که آموزش کافی ندیده‌اند پشت تلفن می‌نشانید و از آنها می‌خواهید با مشتریان عصبانی سر و کله بزنند، هزینه‌های شما سر به فلک می‌کشد، چرا که حل مشکلات پیچیده به زمان بیشتری نیاز دارد. میانگین هزینه‌های هر تماس زنده، طی 6 سال گذشته از ۷ دلار به ۱۰ دلار افزایش یافته است. عدم آموزش کارکنان همچنین باعث افزایش نرخ جابه‌جایی کارکنان می‌شود. از سوی دیگر، افزایش این نرخ نه‌تنها باعث افزایش هزینه‌های استخدام و آموزش نیروها می‌شود، بلکه شرکت‌ها ناچار می‌شوند از ترس آنکه مبادا استعدادهای خود را از دست بدهند، بخش اعظمی از هزینه‌ها را صرف حفظ کارکنان واحدهای پشتیبانی کنند. در دنیای امروز که روش سلف سرویس در آن حرف اول را می‌زند، وجود نیروهای با استعداد در واحدهای پشتیبانی بیش از پیش اهمیت یافته است. اما کدام گروه از افراد برای رسیدگی به امور مشتریان امروز مناسب‌ترند؟ سازمان‌ها چگونه می‌توانند برای واحدهای پشتیبانی نیروهای بااستعداد جذب و این نیروها را حفظ کنند؟

 

تیپ‌های شخصیتی هفت‌گانه

برای طبقه‌بندی کارکنان واحدهای خدمات، روی ۱۴۴۰ کارمند از سراسر جهان و صنایع مختلف مطالعه کردیم. بر اساس داده‌های به دست آمده از این تحقیقات دریافتیم که کارکنان واحدهای خدمات بسته به ویژگی‌های شخصیتی و رویکردی که نسبت به شغل خود دارند، در یکی از این هفت گروه قرار می‌گیرند: کنترل‌گر، آسان‌گیر، سازش‌کار، دلسوز، سختکوش، مبتکر و رقابتی. طبق نتایج این تحقیقات، بخش اعظمی از جمعیت کارکنان واحد پشتیبانی را افراد دلسوز تشکیل می‌دهند (حدود ۳۲ درصد) که این یعنی رایج‌ترین ویژگی در میان این کارکنان، دلسوزی است. اما افراد «کنترل‌گر» از نظر کارآمدی تعاملات با مشتریان و ایجاد یک تجربه بی‌دردسر برای آنها، رتبه اول را به خود اختصاص دادند. شرح کوتاهی از این هفت تیپ شخصیتی بر اساس رتبه کارآمدی از این قرار است:

• کنترل‌گر: رک‌گو و خود رای است. دوست دارد تعاملات با مشتریان را هدایت کند (رتبه اول).

• آسان‌گیر: خونسرد و خوش‌بین است. درگیری‌های لفظی را به خود نمی‌گیرد.

• سازش‌کار: سعی می‌کند با همه به توافق برسد. دیگران را در تصمیم‌گیری‌ها مشارکت می‌دهد.

• دلسوز: از حل مشکلات دیگران لذت می‌برد. به دنبال درک رفتارها و محرک‌هاست. دلسوزانه به صحبت‌های دیگران گوش می‌دهد.

• سختکوش: از قوانین و دستورالعمل‌ها پیروی می‌کند. از کار کردن با اعداد و ارقام لذت می‌برد. مصمم و پایبند به انجام کارها در موعد مقرر است.

• مبتکر: به دنبال کشف راه‌هایی برای اصلاح فرآیندها و دستورالعمل‌هاست. ایده‌های جدید خلق می‌کند.

• رقابتی: تمرکز اصلی او روی برنده شدن، جلو زدن از همکاران و تغییر نگرش دیگران است. سپس با ده‌ها کارمند مصاحبه کردیم تا ببینیم نسبت به شغل خود چه رویکردی دارند. پس از آن، سراغ مدیران مراکز پشتیبانی (Contact Center) شرکت‌ها رفتیم و این سوال را در قالب نظرسنجی با آنها مطرح کردیم: «ترجیح می‌دهید کارکنان واحد پشتیبانی را از کدام گروه انتخاب کنید؟»۴۲ درصد این مدیران، کارکنان «دلسوز» را ترجیح می‌دادند. این تعجب‌آور نیست چون ۳۲ درصد کارکنان مورد مطالعه ما نیز در این گروه قرار می‌گیرند. از نظر مدیران، کارمندی ایده‌آل است که «خدمات‌محور» باشد، «شنونده خوبی»، باشد، بتواند به خوبی «ارتباط برقرار کند» و «کمک به دیگران» از دغدغه‌های اصلی‌اش باشد. نایب رئیس یک شرکت اپراتور بزرگ در این رابطه می‌گوید: «این روزها مشتریان به طرز عجیبی کم‌تحمل هستند. زندگی پرمشغله و حجم وسیعی از اطلاعات متناقضی که هر روز از اینترنت دریافت می‌کنند آنها را به ستوه آورده. آنها با میل خودشان با پشتیبانی شرکت‌ها تماس نمی‌گیرند. چاره دیگری ندارند.»

 

آیا دلسوزها عملکرد موفقی دارند؟

ما برای یافتن پاسخ این سوال به جمع‌آوری داده‌هایی پرداختیم که با معیارهای کلیدی سنجش مدیریت عملکرد مرتبط بودند، مثل وفاداری و رضایت مشتری، میانگین زمان رسیدگی به امور مشتری و توانایی کارمند در کاهش زحمت مشتری. نتایج این تحقیقات با آنچه مدیران انتظار داشتند متفاوت بود. بر خلاف تصور ما، دلسوزها عملکرد چندان موفقی نداشتند، بلکه «کنترل‌گرها» بهترین عملکرد را داشتند. در حقیقت، کنترل‌گرها در تمامی معیارهای سنجش عملکرد، بیشترین امتیاز را دریافت کردند. مهم‌ترین این معیارها، کاهش زحمت مشتری بود. با وجود این، مدیران نسبت به این تیپ شخصیتی گرایش چندانی ندارند. تنها ۲ درصد از مدیران حاضرند کارمند بخش پشتیبانی را از میان افراد کنترل‌گر انتخاب کنند. داده‌هایی که از بیش از صد هزار مشتری جمع‌آوری شده نشان می‌دهد که تعاملات میان مشتری با یک کارمند پشتیبانی، در اغلب اوقات به عدم وفاداری مشتری منجر می‌شود. بنابراین، به نظر ما شرکت‌ها باید به جای تمرکز بر ارائه خدمات فراتر از انتظار مشتری، سعی کنند از مشکلات آنها بکاهند. چند توصیه ساده:

۱) ابزارهای سلف سرویس را اصلاح کنید.

اگر کانال‌های سلف سرویس ساده و استفاده از آنها آسان باشد، مشتری نیازی به پشتیبانی زنده پیدا نمی‌کند. این به معنای صرف هزینه‌های هنگفت نیست. یک شرکت مالی و اعتباری بزرگ، ابزاری طراحی کرده بود که مشتری از طریق وب‌سایت به آن دسترسی پیدا می‌کرد و به‌راحتی می‌توانست با پاسخ‌دهی به چند سوال، مشکل خود را از طریق اینترنت حل کند.

 

۲) تماس مجدد را فراموش نکنید.

گاهی مشکل مشتری تنها با برقراری یک تماس رفع نمی‌شود. معمولا یک مشکل به مشکلی دیگر منتهی می‌شود و مشتری به ناچار دوباره با شما تماس می‌گیرد. می‌توانید پیشدستی کنید. یعنی در اولین تماس مشتری، تنها به حل مشکل فعلی او بسنده نکنید بلکه او را در جریان مشکلات احتمالی که ممکن است در آینده رخ دهد، قرار دهید و راه‌حل ارائه کنید.اما چرا کارکنان کنترل‌گر در مقایسه با سایر تیپ‌های شخصیتی عملکرد موفق‌تری دارند؟ نظرسنجی‌های ما نشان داد که افراد کنترل‌گر به ارائه خدمات آسان و سریع معتقدند و به‌منظور نیل به این هدف از شخصیت قدرتمند خود بهره می‌گیرند. آنها برای توصیف خود از واژه «مسوول» استفاده می‌کنند. آنها به جای آنکه همرنگ جماعت شوند، ترجیح می‌دهند برنامه‌ریزی کنند. آنها تصمیم‌گیرندگانی با اعتماد به نفس‌اند که کنترل امور را بر عهده می‌گیرند و سایرین را هدایت می‌کنند.و همزمان که مشکلات کارکنان واحدهای پشتیبانی پیچیده‌تر شد، کاشف به عمل آمد که هیچ‌کس به اندازه افراد کنترل‌گر نمی‌تواند شرایط پیچیده را مدیریت کند. افراد کنترل‌گر نه تنها مشکلات مشتریان را پیش‌بینی‌ می‌کنند بلکه همزمان، شخصیت فرد تماس‌گیرنده و شرایطی که در آن قرار دارد را نیز در نظر می‌گیرند. آنها از مشتری نمی‌پرسند «مایل» است چه کارهایی انجام دهد. آنها به مشتری می‌گویند چه کارهایی «باید» انجام دهد. هدف اصلی آنها حل مشکل به آسان‌ترین و سریع‌ترین شکل ممکن است.

این روزها مشتریان از اطلاعات اشباع شده‌اند و افراد کنترل‌گر به خوبی می‌دانند که چگونه به نیاز این مشتریان پاسخ دهند. روش آنها ساده است: به جای آنکه ده‌ها گزینه در مقابل مشتری قرار دهید، آنها را به صورت شفاف راهنمایی کنید. ما در ادامه تحقیقاتمان در رابطه با پشتیبانی مشتری دریافتیم که ۸۴ درصد مشتریان ترجیح می‌دهند به جای رجوع به طیف وسیعی از کانال‌های ارتباطی (مثل ایمیل یا وب‌سایت شرکت)، یک راه‌حل مشخص دریافت کنند. حوزه‌های بازاریابی و فروش نیز از این قاعده مستثنی نیستند. مشتریان به برندهایی وفادارند که آنها را راهنمایی و تصمیم‌گیری را برایشان آسان می‌کنند. مدیرانی که تصمیم دارند در تعاملات خدماتی خود تغییر ایجاد کنند و یک رویکرد «کنترل‌گر» اتخاذ کنند با سه چالش اصلی روبه‌رو خواهند بود: استخدام نیروهای کنترل‌گر، آموزش مهارت‌های لازم به کارکنان فعلی و ایجاد محیطی که در آن، افراد به اتخاذ این رویکرد تشویق و از کسانی که دارای این مهارت‌ها هستند قدردانی شود.

 

استخدام نیروی کنترل‌گر

افراد کنترل‌گر تنها ۱۵ درصد جمعیت افراد مورد مطالعه ما را تشکیل می‌دادند. با توجه به کمیاب بودن این افراد و عملکرد موفق آنها در حوزه پشتیبانی، ممکن است تصور کنید که جذب این نیروها دشوار و هزینه‌بر است. ما برای آزمایش این نظریه با بیش از هزار جوینده کار مصاحبه کردیم. پس از طبقه‌بندی این افراد در یکی از گروه‌های هفت‌گانه، به بررسی تمایل و گرایش این افراد نسبت به مشاغل خدماتی و پشتیبانی پرداختیم. نتایج به دست آمده جالب است: افراد کنترل‌گر، نسبت به مشاغل پشتیبانی و خدماتی گرایش بیشتری دارند. این البته به این معنا نیست که جذب این نیروها آسان است. موانع بسیاری بر سر راه مدیران وجود دارد. به‌عنوان مثال، ادبیاتی که شرکت‌ها در آگهی‌های استخدام خود برای جذب نیروهای پشتیبانی به‌کار می‌برند، به جای جذب این افراد، آنها را فراری می‌دهد. ما آگهی استخدام پانصد شرکت برتر جهان از نگاه مجله فورچون را مورد بررسی قرار دادیم. باوجود تفاوت میان این آگهی‌ها و نحوه خدمات‌رسانی آنها، همه آنها حاوی یک پیام یکسان بودند: «ما به فردی نیاز داریم که مهارت‌هایش در حوزه خدمات مشتری ثابت‌شده باشد». نکته دیگری که همه این شرکت‌ها به آن پایبند بودند، ارائه ارزش پیشنهادی به کارمندان بود (Employee Value Proposition). ارزش پیشنهادی در حوزه استخدام به معنای مزایا و ارزش‌هایی است که کارمند را به پذیرش شغل مربوطه تشویق می‌کند. مثلا در تمام آگهی‌های استخدام این شرکت‌ها عباراتی از این دست به چشم می‌خورد: «فرصت‌های شغلی چالش برانگیز» یا «فرهنگ سازمانی حامی عملکرد موفق». مطالعات ما نشان می‌دهد که یکی از اولویت‌های افراد کنترل‌گر، انعطاف‌پذیری شغلی است تا بتوانند شخصیت خود را مطرح کنند. تجدید نظر در نحوه درج آگهی به شما کمک می‌کند تا در این افراد نفوذ کنید.

 

آموزش ساختار فکری کنترل‌گر

موفقیت در جذب نیروی کنترل‌گر، پایان ماجرا نیست. شما علاوه‌بر جذب نیرو باید بتوانید رویکردهایی در راستای توسعه استعدادها و مدیریت عملکرد اتخاذ کنید تا نیروهای فعلی نیز مهارت‌های افراد کنترل‌گر را کسب و تمرین کنند. به این منظور باید در برنامه‌های آموزشی خود تجدید نظر کنید. به جای آموزش فرآیندها و نحوه استفاده از سیستم‌ها و ابزارها، «تکنیک‌های گوش کردن» را به کارکنان بیاموزید تا بتوانند در کوتاه‌ترین زمان، مشکل مشتری را شناسایی و رفع کنند. البته، آموزش مهارت‌های کنترل‌گر تنها از طریق جلسات آموزشی ممکن نیست. کارکنانی در این زمینه موفق هستند که این مهارت‌ها را در بستر کار تمرین کنند. کسب این مهارت‌ها نیازمند زمان است.

 

ایجاد یک بستر حامی رویکرد کنترل‌گر

افراد کنترل‌گر دوست دارند هنگام حل مشکلات آزادی عمل داشته باشند، بتوانند به راحتی قضاوت کنند و فرصت‌های یادگیری را شناسایی کنند. آنها در چارچوب‌ها نمی‌گنجند و از دستورالعمل‌های سنتی و از پیش تعیین شده فراری‌اند. برای آنها کیفیت مهم‌تر از پایبندی به قوانین و سیاست‌های سخت‌گیرانه است. برای ایجاد بستری که مورد پسند این افراد باشد، باید در نحوه مدیریت عملکرد افراد و مشارکت تیم‌ها تجدید نظر کنید. بعضی از مدیران، لیستی از دستورالعمل‌ها و جملات از پیش تعیین شده را در اختیار کارکنان پشتیبانی می‌گذارند تا در مواقع لزوم از این جملات استفاده کنند. مثلا «اگر فلان مشکل پیش آمد، سه بار نام مشتری را تکرار کنید و از او عذرخواهی کنید». افراد کنترل‌گر از این رویکرد بیزارند. به جای آنکه به آنها بگویید چه بگویند، «رفتارهایی را به آنها آموزش دهید که آنها را از یک فرد تازه‌کار به یک کارمند ماهر تبدیل می‌کند». مثلا یک کارمند ناشی در گفت‌وگو با مشتری، «متکلم وحده» است درحالی‌که یک کارمند متبحر با مشتری ارتباط «دوطرفه» برقرار می‌کند. همچنین، به‌منظور بهبود کیفیت خدمات و ایجاد یک تجربه مطلوب برای مشتری، از نیروهای واحد پشتیبانی بازخورد دریافت کنید، از آنها نظر بخواهید، با آنها به‌طور مستمر در ارتباط باشید و مشکلات مشتریان را جویا شوید. نتایج نهایی تحقیقات ما حاکی از آن است که افراد کنترل‌گر، تا حدی دلسوز نیز هستند. آنها نیازها و دغدغه‌های مشتریان را درک می‌کنند اما به روش خاص خودشان به این نیازها پاسخ می‌دهند. آنها می‌دانند که مشتریان امروز به دنبال عذرخواهی شما نیستند. آنها از شما راه‌حل می‌خواهند.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

ضرورت تدوین برنامه موفقیت در بازاریابی یک کسب و کار اعم از کوچک یا بزرگ نیازمند داشتن برنامه مدون بازاریابی است. نوشتن اهداف و برنامه بازاریابی کمک می کند مقصد کسب و کار خود را بهتر درک کنیم. نتایج تحقیقات نشان می دهد سازمان هایی که نقشه راه دارند.

یک برنامه خوب بازاریابی می تواند باعث تحقق پنج هدف کلیدی و مؤثر شود. تشریح وضعیت حال و آینده سازمان که شامل تحلیل وضعیت فعلی، SWOT  (به معنی فرصت ها، تهدیدها، قوت ها و ضعف ها) و عملکرد گذشته سازمان است، تعیین پیامدهای مورد انتظار مطابق با اهداف کلان و کمی به منظور پیش بینی وضعیت سازمان در پایان دوره برنامه ریزی شده، شفاف سازی اقدامات و مشخص شدن مسئولیت هر بخش برای واگذاری و پیاده سازی، شناسایی منابع لازم برای اجرای اقدامات برنامه ریزی شده، نظارت و کنترل اقدامات، نتایج حاصله و میزان انطباق آنها با اهداف سازمان، گویای اهمیت و تأثیر تدوین برنامه بازاریابی است.

به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از فرصت امروز، لازم است بدانید برنامه بازاریابی دارای ساختاری است که فرآیند تدوین برنامه را بر مبنای آن باید برنامه ریزی کنید. درست است که نوشتن یک برنامه بازاریابی جامع به خصوص برای بار اول، بسیار وقت گیر است و تحلیل وضعیت موجود به عنوان گام اول زمان زیادی را می طلبد، اما این کار به هر میزان با قدرت و دقت بیشتری انجام شود، درصد موفقیت شما نیز افزایش می یابد.

 بعد از پایان این مرحله، پیش نویس نخست برنامه را برای یک یا چند روز کنار بگذارید و ذهن تان را آزاد نگه دارید. سپس برنامه را با نگرشی تازه دوباره بازبینی کرده و تغییرات احتمالی را اعمال کنید. دسته بندی و جدا کردن اطلاعات، کنار گذاشتن استراتژی های ضعیف و بسط یک برنامه بازاریابی معقول، نکات مهم و ضروری است که باید حتما به آنها توجه داشته باشید. خلاقیت و تلاش برای دستیابی به آخرین اطلاعات مفید متناسب با نوع کسب و کار نیز بدون شک کسب و کارتان را با نتایج موفقی مواجه می کند.

نکته قابل توجه دیگر آنکه به موازات تدوین برنامه بازاریابی کسب و کار خود، حتما درباره چگونگی پیاده سازی آن تأمل کنید. برنامه های خوب بازاریابی آنهایی است که با توجه به منابع سازمان واقع گرایانه و عملی باشند، اما این پایان راه نیست؛ بعد از تدوین و پیاده سازی، برنامه باید به صورت مرتب با داده ها و اطلاعات جدید به روزرسانی شود. بسیاری از سازمان ها، برنامه های بازاریابی خود را در یک دوره زمانی سه ماهه به روزرسانی می کنند تا مطمئن شوند استراتژی بازاریابی کسب و کارشان با تغییرات محیط های داخلی، خارجی و مشتری سازگار است.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
شنبه 21 مرداد 1396  10:13 ب.ظ
نوع مطلب: (مدیریت ،) توسط: محمد افشار

نکته جالب برای اکثر مدیران تازه منصوب‌شده این است که مهارت‌ها و ویژگی‌هایی که موجب ترفیع آنها شده است، بسیار متفاوت از آنهایی است که به‌عنوان یک رهبر به آنها کمک خواهد کرد.

زمانی که اولین بار مدیر شدم- یک ترفیع غیرمنتظره خیلی زود پس از کسب یک شغل جدید- از اینکه نسبت به همتایانم ترفیع یافته بودم، احساس ناخوشایندی داشتم. هنوز تیم من در میانه یک پروژه پیچیده بود که تازه شروع شده بود؛ بنابراین می‌خواستم با کنترل اوضاع رئیسم را تحت‌تاثیر قرار دهم. تصورم این بود که باید همه مشکلات را خودم تحمل کنم. ساعات طولانی‌تری کار می‌کردم و خودم را موظف به انجام وظایفی می‌کردم که می‌ترسیدم از همتایان سابقم آنها را درخواست کنم. اما خیلی زود دچار ناامیدی شدم. به گزارش دنیای اقتصاد، آیا همکارانم به نوعی منتظر –یا بدتر از آن- خواهان شکست من بودند؟با توجه به آنچه که گذشت، اغلب در مورد گرفتن ترفیع شرمنده بودم و در روزهای اول هیچ نشانه‌ای از رهبری واقعی از خودم نشان نمی‌دادم. در مورد اینکه افراد مختلف، به‌خصوص رئیسم، در من چه می‌بینند نگران بودم؛ اما اینکه آنها «باید» چه چیزی در من ببینند، من را به اندازه کافی درگیر نکرده بود. خوشبختانه من به سرعت پیشرفت کردم.

نکته جالب برای اکثر مدیران تازه منصوب‌شده این است که مهارت‌ها و ویژگی‌هایی که موجب ترفیع آنها شده است، بسیار متفاوت از آنهایی است که به‌عنوان یک رهبر به آنها کمک خواهد کرد. قطعا متعجب خواهید شد اگر بدانید چه تعداد مدیر در شرکت‌هایی که به سرعت در حال رشد هستند، پیش از اینکه به قدرت برسند، تجربیات و آموزش مدیریتی داشته‌اند. فرانسیس فری استاد دانشگاه هاروارد که اخیرا از سوی اوبر برای کمک به رهبری شرکت و شایعات آزار جنسی آن استخدام شده است اشاره می‌کند که نتیجه‌گیری سریع ممکن است این باشد که این شرکت حمل‌و‌نقل مدیران بدی دارد؛ اما در واقعیت، او معتقد است که این مدیران راهنمایی مورد نیاز را دریافت نکرده‌اند. او می‌گوید «به نظر می‌رسد آموزش رهبری سازمانی را به مدیرانمان نداده باشیم. بنابراین مدیران برای موفقیت آماده نشده‌اند.»

باب ساتون، استاد دانشگاه استنفورد و نویسنده کتاب «رئیس خوب، رئیس بد» می‌گوید چالش‌هایی که مدیران جدید با آنها روبه‌رو هستند، بسیار زیاد است: «توجه شما با تغییر سلسله‌مراتب تغییر خواهد کرد.» این اتفاق حتی در طبیعت نیز می‌افتد: یک بابون (نوعی میمون) هر سی ثانیه یا بیشتر به دنبال نر برتر است تا از او تقلید کند. ما وقتی ترفیع می‌یابیم، نیز کار مشابهی می‌کنیم. دائما به دنبال این هستیم که اطمینان یابیم رئیس‌مان ما را می‌بیند و تایید می‌کند که به این معناست که به افرادی که اکنون هدایتشان می‌کنیم، توجه کمتری مبذول می‌داریم. و همتایان سابق ما، بیشتر از گذشته ما را نظاره می‌کنند. حالت و سیمای ما چه چیزی را پیشنهاد می‌دهد؟ آیا از پشت میزمان بیشتر بلند می‌شویم؟ وقت‌مان را صرف چه چیزهایی می‌کنیم؟ آیا نسبت به آنچه باید باشیم کمتر یا بیشتر دوستانه رفتار می‌کنیم؟ در سلسله‌مراتب جدید چه کسی داخل آن و چه کسی خارج آن است؟ ساتون توضیح می‌دهد که این «عدم تقارن توجه» برای اکثر مدیران جدید مشکل‌ساز است. ممکن است آنقدر مشتاق این باشید که به مافوق‌تان ثابت کنید ترفیع (یا استخدام) شما درست بوده است که ندانسته از افرادی که به شما گزارش می‌دهند، غفلت بورزید. بنابراین، برای مواجهه با این مساله چه باید بکنید؟

لیندا هیل استاد دانشگاه هاروارد می‌گوید «داشتن افرادی که به شما گزارش می‌دهند، در حالی که از بسیار نزدیک شما را می‌بینند آسان نیست.» اما هیچ چیز مهم‌تر از توجه به آنها نیست. نیاز دارید تیم جدیدتان با ارائه بهترین عملکرد و اعتماد به شما برای هدایت آنها، در کنار شما باشد. به گفته هیل وقتی شما و زیردستان‌تان نقشتان را دوباره تنظیم می‌کنید، آنها به دنبال سه چیز خاص در شما خواهند بود.

• احتمالا دلیل ترفیع شما این است که در شغل قبلی‌تان خوب ظاهر شده‌اید، اما شما به‌عنوان یک مدیر، شایسته این منصب هستید؟

• آیا می‌خواهید که به‌عنوان یک رهبر سازمانی جدید کارهای درستی را انجام دهید؟

• آیا شبکه درست، احترام و توانایی برای انجام امور دارید؟

هیل می‌گوید «افراد از نشانه‌های شفاهی و غیرشفاهی شما شواهد را جمع‌آوری خواهند کرد. باید نه تنها به آنچه انجام می‌دهید، بلکه به چگونگی انجام آن نیز توجه کنید.» کلماتی که استفاده می‌کنید، مهم است. توصیه سوتون این است که برخی از آنها به سادگی طرزفکر شما را تغییر می‌دهند: آیا شما هم‌پیمان آنها هستید؟ آیا از این نگران هستید که فقط شما نیستید که می‌درخشید؟ آیا در چگونگی تصمیم‌گیری منصف هستید؟

اعضای تیم‌تان به هر حرکت شما نگاه می‌کنند تا نشانه‌هایی بیابند که چه نوع رئیسی خواهید بود و اینکه آیا قابلیت ‌اعتماد، شخصیت و تاثیر موفق شدن را دارید یا خیر. من با عدم‌شناخت از اینکه رفتارم تا چه حد انعکاس می‌یابد، روزهای اولیه مدیریت اشتباهاتی داشتم. به‌عنوان مثال با تلاش برای ماندن در راس شغل جدیدم، اغلب در اواخر شب یا آخر هفته‌ها ایمیل می‌فرستادم یا به آنها پاسخ می‌دادم. این کار با دانستن اینکه Inbox خود را خوانده‌ام، من را آرام می‌کرد تا اینکه یکی از زیردستان شجاعم چشمان من را به روی حقیقت باز کرد؛ من واقعا نمی‌دانستم که به‌طور ناخواسته به تیمم این پیغام را داده بودم که از آنها انتظار تعهد 24 ساعته و 7 روز هفته به ایمیل‌ها را دارم و نیت من این نبود، شروع به زمان‌بندی ایمیل‌ها کردم تا طی ساعات اداری آنها را ارسال کنم. زمانی که در نهایت به‌جای یک مدیر جدید عصبی بر تبدیل شدن به یک رهبر سازمانی واقعی تمرکز کردم، از همکارانم پرسیدم که چگونه می‌توانیم به بهترین شکل کارها را انجام دهیم. به نظرم این کار به آنها این علامت را داد که من به نظر و تخصص آنها اهمیت می‌دهم و تک رو نیستم. سال بعد از آن ما جایزه صنعت برتر را بردیم؛ دستاوردی که موجب شد به‌عنوان تیم بیشتر با یکدیگر متحد شویم.تنها چون پیش از ترفیع یافتن یک تولیدکننده فوق‌العاده بوده‌اید، دلیلی بر آن نیست که به‌طور خودکار یک رئیس فوق‌العاده نیز باشید. باید چیزهای بسیار زیادی بیاموزید و از مدیر خودتان کمک و راهنمایی بخواهید. هیل می‌گوید « احتمالا به‌عنوان یک مدیر جدید خود را درگیر مسائل بسیار زیادی احساس می‌کنید.» «باید اطمینان یابید که از نظر احساسی نیز از خودتان مراقبت می‌کنید؛ آنگاه می‌توانید برای سایر افراد در دسترس باشید و به آنها کمک کنید.»


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
جمعه 20 مرداد 1396  11:22 ب.ظ
نوع مطلب: (مدیریت ،) توسط: محمد افشار

شاید مهم‌ترین تمایز بین بنگاه‌های «دیجیتال‌زاد» و شرکت‌های موروثی افراد، مجموعه داده یا منابع محاسباتی آنها نیست بلکه تعهد در ارائه توصیه‌های دقیق و قابل‌ پیگیری به مشتری وجه متمایز آنها محسوب می‌شود.

موتورهای توصیه‌گر (Recommendation engines) با تحلیل رفتار کاربر خود، اقدام به پیشنهاد مناسب‌ترین اقلام (داده، اطلاعات، کالا و...) می‌کنند. این سیستم رویکردی است که برای مواجهه با مشکلات ناشی از حجم فراوان و رو به رشد اطلاعات ارائه شده و به کاربر خود کمک می‌کند تا در میان حجم عظیم اطلاعات سریع‌تر به هدف خود نزدیک شوند. در عصر جدید حجم فراوان و رو به رشد اطلاعات روی وب و اینترنت، فرآیند تصمیم‌گیری و انتخاب اطلاعات، داده یا کالاهای مورد نیاز را برای بسیاری از کاربران دشوار کرده ‌است. به گزارش دنیای اقتصاد، از این موضوع، انگیزه‌ای شده است تا محققان را وادار به پیدا کردن راه‌حلی برای رویارویی با این مشکل اساسی کند. سیستم توصیه‌گر قادر به تشخیص و تفکیک اقلام باکیفیت و بی‌کیفیت، در ارائه پیشنهاد برای یک موضوع یا کالا است.

موتورهای توصیه‌گر سازمان‌ها را وادار می‌کنند تا درحالی‌که ارزش بزرگ‌تری برای مشتریان‌شان خلق می‌کنند، به‌طور اساسی در مورد نحوه کسب ارزش بزرگ‌تر از داده‌هایشان دوباره بازبینی کنند. به عبارت دیگر، آنها یک واسطه و مکانیزم فوق‌العاده برای تغییر مدیریت سنتی به نوین هستند.پیشنهاد من به شرکت‌هایی که آرزو دارند یا تلاش می‌کنند خلاقانه شکاف دیجیتال را از بین ببرند، «ایجاد سریع موتورهای سفارش» است. (digital divide یا شکاف دیجیتالی نابرابری‌های موجود میان کشورهای مختلف جهان است که از چگونگی بهره‌گیری آنان از تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات در جهت توسعه اقتصادی و اجتماعی ناشی می‌شود.)از توصیه‌گرها استفاده کنید تا بینش بهتری نسبت به مشتریانتان به‌دست آورید و آنها نیز اطلاعات بهتری نسبت به شما به‌دست آورند.نبوغ واقعی توصیه‌گرها از فرصت‌شان برای ایجاد چرخه‌های مطلوب کسب‌و‌کار(virtuous cycles) ناشی می‌شود: هر چه افراد بیشتری از آنها استفاده کنند، بیشتر ارزشمند می‌شوند و هر چه ارزشمند‌تر شوند، افراد بیشتری از آنها استفاده می‌کنند.

توصیه‌گرها دائما از تجربه کاربران می‌آموزند و بهبود می‌یابند. به این معنا که سازمان‌ها نیز می‌توانند مدام از توصیه‌گرها بیاموزند و بهبود یابند. توصیه‌گرها پلت‌فرم‌های دیجیتال برای چرخه‌های مطلوب هستند.طبق تجربه من، مدیریت موروثی نقش توصیه‌گرها را در ایجاد نوآوری و تغییرات فرهنگی نادیده می‌گیرد. آنها با موتورهای توصیه‌گر بیشتر به‌عنوان ابزاری برای فروش‌های تجارت الکترونیک و تدابیر بازاریابی نگاه می‌کنند تا به‌عنوان سرمایه‌گذاری‌های مهم در پلت‌فرم‌های چرخه مطلوب.توصیه‌ها به‌جای اینکه به‌عنوان یک منبع تجدیدپذیر برای بهبود دیدگاه مشتری و دیدگاه خودشان دیده شوند، به‌عنوان تکنیکی برای فروش بیشتر آنلاین دیده می‌شوند. این سازمان‌ها با چرخه‌های مطلوب در ذهنشان طراحی نمی‌شوند.

شرکت‌های پلت‌فرم2 برای حل مشکلات در چرخه‌های مطلوب سرمایه‌گذاری می‌کنند؛ شرکت‌های سنتی‌تر برای حل مشکلات در بهبود فرآیند سرمایه‌گذاری می‌کنند. (process improvement یا بهبود فرآیند، به معنای شناسایی، تحلیل و بهبود فرآیندهای کسب‌و‌کار موجود در خلال یک سازمان برای بهینه‌سازی و تطابق با استانداردهای جدید کیفی است.)به‌عنوان مثال در یک شرکت تجهیزات صنعتی چند میلیارد یورویی، مدیران فروش‌، بازاریابی و نگهداری به سادگی نمی‌توانستند تصور کنند که یک کاتالوگ هوشمند آنلاین همه آن چیزی بود که آنها و مشتریان‌شان نیاز داشتند. آنها با خود گفتند «بیایید سریع‌تر و ساده‌تر جست‌وجو کنیم.» «بیایید یافتن آنچه مشتریان به دنبالش هستند را برای آنها آسان‌تر کنیم.» بنابراین آنها چنین کاری کردند. استنباط و فرض آنها این بود که مشتریان می‌دانستند چه می‌خواهند. شناسایی الگوها و همبستگی‌های خرید که می‌تواند به صورت الگوریتمی پیشنهادها یا جست‌وجوهای بیشتر را القا کند «چاره‌اندیشی دیرهنگام» بود.

ذهن‌ها تنها زمانی تغییر کرد که یکی از رقبا و دو شرکت از بزرگ‌ترین «فروشندگان تکمیلی دست دوم»، توصیه‌گرهای خود را آغاز کردند. (فروشندگان تکمیلی دست دوم یاvalue-added reseller شرکتی است که ویژگی‌ها یا خدمات را به محصول موجود اضافه می‌کند و سپس آن را به‌عنوان یک محصول یکپارچه می‌فروشد.)شرکت مذکور خیلی زود دریافت که در حقیقت بسیاری از مشتریان‌شان نمی‌دانستند چه می‌خواهند. توصیه‌های آنلاین، از ارائه‌های فروش متمایز بود و مسیری فوق‌العاده پیش روی مشتریان صنعت گشود. «جست‌وجو» پیشنهادها را بهبود می‌بخشد؛ «پیشنهادها» موجب بهبودی جست‌وجو می‌شود.

یک نمایندگی فروش این شرکت یک توصیه‌گر نگهداری و اصلاح محتوا، شامل ویدئو را روی سایت خود فرستاد که به مشاوره محصول و خدمات بپردازد. این خرده‌فروش سایت خود را برای نظرات منتخب مشتریان باز کرد. گرچه این خرده‌فروش از عرضه‌کننده بزرگ‌تر خود بسیار کوچک‌تر بود، اما سایت توصیه‌محور آن 50 برابر بیشتر ترافیک وب داشت. از همه مهم‌تر، عرضه‌کننده نیز اذعان کرد که این خرده‌فروش معمولا در مورد وضعیت تجهیزات و خریدهای برنامه‌ریزی‌شده اطلاعات بیشتری دارد.یکی از توسعه‌دهندگان وب شرکت می‌گوید «در آن زمان تصور نمی‌کردیم که یک موتور توصیه‌گر ضروری باشد.» در واقع، بازدید اخیر سایت تایید می‌کند که توصیه‌های شرکت اندکی بیشتر از توصیف‌های کاتالوگ است که از طریق لینک منتشر می‌شود. این شرکت اکنون برای رسیدن به برتری در صنعت تلاش می‌کند.

در مقابل، یک شرکت خدمات مالی با مشاوران-روبات (robo-advisers)، سریعا دریافت که مشتریانش چیزی بیشتر از صرفا مشاوره‌های خوب می‌خواهند؛ آنها انتظار توصیه‌های مالی دارند که به آنها توانایی و قدرت بدهد. این کار مکالمات داخلی ایجاد کرد؛ مکالماتی که این شرکت هرگز قبلا نداشته است. تیم مشاور-روبات از خودش پرسید «شرکت آمازون چه کار می‌کند؟»

به‌عنوان مثال، آیا باید این مشاور-روبات پیشنهادهایی مانند آمازون بدهد؟

این تیم طراحی از طریق صدها مدل آزمایشی بررسی کرد که چگونه بهترین توصیه‌ها را ارائه دهد.این شرکت خدمات مالی به سرعت دریافت که مشاور-روبات آن باید یک «پلت‌فرم پیشنهاد» باشد؛ هر چه افراد بیشتری از آن استفاده کنند، توصیه‌ها بهتر خواهند شد. تمرکز مشتری بسیار مهم و کلیدی بود. مشاور-روبات باید جست‌وجوی این پیشنهادها را ساده و آسان کند. چرخه مطلوب باید در آن شکل بگیرد.تیم مشاور-روبات دریافت که موفقیت به داده‌های بیشتر و دسترسی نیاز دارد. به‌عنوان یک شرکت موروثی بزرگ با صدها محصول منظم، با داده‌هایی که در سراسر بنگاه پراکنده هستند، این شرکت به لحاظ عملیاتی منزوی بود.توصیه‌گر مشاور-روبات تبدیل به فرصتی برای تسهیل همکاری متقابل بین گروه‌های محصول و مدیران فناوری اطلاعات شده است؛ مدیرانی که قبلا هرگز ارتباطی نداشتند.گروه‌های متعددی در برابر درخواست‌های اطلاعات و همکاری تیم مشاور-روبات مقاومت کرده و عقب‌نشینی کردند. اما رهبری سازمان بر همکاری همه افراد پافشاری کرد.

چرا؟ او به‌عنوان مدیر ارشد مالی به من گفت «ما اکنون می‌دانیم که این چیزی است که آینده ما شبیه آن خواهد بود. ما می‌خواهیم داده‌ها را در سراسر سیلوها به اشتراک بگذاریم. ما باید فرآیندهای دیجیتال داشته باشیم که از سوی مشتریان و نه فقط افراد خودمان داده‌محور هستند.» توصیه‌گر مشاور-روبات تبدیل به الگو و آزمونی برای دگرگونی دیجیتال این شرکت شد. این امر یک پیشرفت سازمانی، عملیاتی و فرهنگی و نه فقط یک پیشرفت دیجیتالی را پیش روی ما می‌گذارد. بدون تعارف، توصیه‌گرها بهترین وسیله برای دگرگونی دیجیتال هستند. آنها همه سوالات و چالش‌های درستی را که هر نوآور جدی باید در مورد رفع شکاف دیجیتال داشته باشد، می‌پرسند.آنها سازمان‌ها را وادار می‌کنند تا در مورد «هماهنگی فرآیند» کمتر فکر کنند و بیشتر در مورد «چرخه‌های مطلوب» به تفکر بپردازند. دیجیتالی شدن به این معنا نیست که تنها فناوری اطلاعات را بهبود داده و ترفیع دهید، بلکه نیاز به بازبینی اصول کسب‌و‌کار دارد. در اینجا پنج توصیه برای سازمان‌هایی که برای رفع شکاف دیجیتال تلاش می‌کنند آورده شده است:

 

می‌خواهیم پیشنهادهای ما شبیه چه باشد؟

توصیه‌گر را بازتولید نکنید. مشتریان شما تجربه پیشنهاد شبیه آمازون را ترجیح می‌دهند یا شبیه نت‌فلیکس را؟ شاید توصیه‌های محتوای کورا (Quora یک وبگاه پرسش و پاسخ است که کاربران می‌توانند سوال بپرسند و پاسخ دهند و ویراستاری کنند) یا Stack Overflow به سریع‌ترین شکل ارزش را اضافه کنند. Stitch Fix و Pinterest انواع متفاوت تجربیات پیشنهاد بصری و منتخب ارائه می‌دهند.شما باید نگرش‌های پیشنهادی را جست‌وجو و تجربه کنید که به بهترین شکل ارزش‌های برند سازمان شما و تجربیات کاربر را بازتاب دهد.هیچ کمبودی از توصیه‌گرها در دنیای واقعی برای رقابت با آنها و نوآوری وجود ندارد. به‌طور مشابه، هیچ کمبود نرم‌افزاری (به‌خصوص نرم‌افزار متن باز) نیز وجود ندارد. (open source به نرم‌افزارهایی می‌گویند که افراد می‌توانند در کد منبع آنها تغییر ایجاد کرده یا اشکالات احتمالی آنها را رفع کنند.) اینکه سازمان شما چگونه باید تجربه توصیه و تجربه کاربر را ادغام و تنظیم کند یک چالش محسوب می‌شود.

 

می‌خواهید از تجربه پیشنهاد چه چیزی یاد بگیرید؟

شرکت‌هایی مانند آمازون، نت‌فلیکس و کورا، از ردیابی نحوه مشاهده، پیروی و بی‌اعتنایی کاربران به پیشنهادها، اطلاعات کیفی و دیدگاه‌های چشمگیری به‌دست می‌آورند. چگونه می‌خواهید طبق آنچه از تجربه مشتری آموخته‌اید عمل کنید؟ آیا می‌خواهید به‌طور متفاوت قیمت‌گذاری کنید؟ محصولات و خدمات را بهتر دسته‌بندی کنید؟ ویژگی‌ها و قابلیت‌های خاصی را اضافه یا حذف می‌کنید؟ بخش‌های نوظهور مشتری را شناسایی می‌کنید؟ ارائه‌ها را شخصی‌سازی می‌کنید؟ ایده‌های نوآورانه را آزمون می‌کنید؟ چه معیارهایی بیشتر مهم هستند: تعهد یا جست‌وجو؟توصیه‌های کاملا ساختاریافته، اطلاعاتی که آنها می‌خواهند را فراهم می‌کنند. تعیین کنید که می‌خواهید پیشنهادهای شما چه نوع یادگیری برای شما فراهم کند.

 

چگونه می‌توانیم چرخه پیشنهادهایمان را مطلوب‌‌تر کنیم؟

پاسخ به دو سوال اول مشخص می‌کند که چه نوع داده‌هایی را برای شروع توصیه‌گر نمونه اولیه نیاز خواهید داشت. اما آیا سایر مجموعه داده‌ها، الگوریتم‌ها و تعاملات وجود دارند که بتوانند چرخه مطلوب را بهبود ببخشند؟ آیا توصیه‌گر شما باید یک گزینه «کلیک برای چت» را برای تسهیل یک ارتباط بین‌فردی ارائه دهد؟ آیا ممکن است نظرات و بازبینی‌های منتخب ارزش قابل‌اندازه‌گیری را به تجربه مشتری اضافه کنند؟ آیا می‌توانید از مشتریان بپرسید که آیا پیگیری‌های ایمیلی یا کاغذهای سفید روی محصولات یا خدماتی می‌خواهند تا بتوانند علایق خود را بیان کنند؟ آیا یک پیوند لینکدین منطقی به نظر می‌رسد؟موتورهای توصیه‌گر تنها در مورد پیشنهادها نیستند؛ آنها پلت‌فرم‌هایی هستند که توانایی تعامل اطلاعات دیجیتالی را دارند. با طراحی متناسب، این تعاملات ارزشی برای مشتریان شما و برای خودتان ایجاد می‌کنند. چرخه‌های مطلوب می‌توانند مطلوب‌تر و ارزشمندتر باشند.

 

در یک‌سال چه چیزی را باید بیشتر توصیه کرد؟

همان‌طور که توصیه‌گران مطلوب‌تر و ارزشمندتر می‌شوند، فرصت‌ها برای پیشنهادهای نوآورانه‌تر، بیشتر می‌شود. شرکت‌های تولیدی می‌توانند هم خدمات خود و هم خدمات شخص ثالث را ارائه دهند؛ شرکت‌های خدماتی می‌توانند محصولات را پیشنهاد دهند.نگاه کنید که چگونه آمازون طیف وسیعی از محصولات و خدمات خود را به «فرمت‌های چندگانه پیشنهاد» دسته‌بندی می‌کند. اطلاعات و داده‌های بیشتر به ناچار نه تنها به پیشنهادهای بهتر بلکه طیف‌های وسیع‌تری از توصیه‌ها منجر می‌شود. این امر البته به این بستگی دارد که شما می‌خواهید چه چیزی یاد بگیرید و چگونه می‌خواهید چرخه‌های مطلوب خود را رشد دهید.

 

توصیه‌گران در همه جا حضور دارند

محدود کردن توصیه‌گران به حوزه تجارت الکترونیک اشتباه است. همان‌طور که سرویس‌هایی مانند کورا، Stack Overflow و لینکدین تصدیق می‌کنند، توصیه‌گران می‌توانند چیزی بیش از پیشنهاد محصولات و خدمات برای مشتریان انجام دهند؛ آنها می‌توانند محتوا، مشاوره و اطلاعات برای تصمیمات ارائه دهند. چرا توصیه‌گرانی ایجاد نکنیم که به مردم تیم‌های جدید محصول پیشنهاد کنند؟ در مورد توصیه‌گران برای شرکا و کانال‌های کسب‌و‌کار چطور؟ پیشنهاددهندگان می‌توانند هر جایی که افراد نیاز به پیشنهاد و مشاوره دارند، مفید و کاربردی باشند. چرخه‌های مطلوب نباید تنها به مشتریان تعلق داشته باشند. هر جا که دیجیتالی شدن و داده‌ها به وفور وجود دارند، باید قدرت و پتانسیل برای توصیه‌گران وجود داشته باشد. بهترین پیشنهاد برای قادر ساختن دگرگونی دیجیتال، توانا ساختن دگرگونی دیجیتال پیشنهادها است.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

هدف اصلی از اجرای یک برنامه وفاداری به دست آوردن قلب مشتریان و دلبسته کردن آنها به برند است.

شرکت شما از کدام دسته است؟ دوست دارید اعضای برنامه وفاداری شما، بیشتر امتیازات خود را برای جوایز بهتر جمع کنند یا نه؟! دوست دارید در لحظه از امتیازات خود استفاده کنند؟ کدام‌یک؟ درباره استفاده از امتیازات، دو نوع مکتب فکری وجود دارد؛ عده‌ای معتقدند یک برنامه وفاداری قوی باید اعضای خود را به ذخیره امتیازات و استفاده بلندمدت از آنها تشویق کند و عده‌ای دیگر نظری کاملا عکس دارند و می‌گویند امتیازات باید در لحظه استفاده شوند. به گزارش دنیای اقتصاد،  هر دو گروه نیز عقاید مخصوص به خود را دارند و نظر خود را بر گروه مخالف ترجیح می‌دهند. سوالی که پیش می‌آید، این است که کدام مکتب درست‌تر فکر و عمل می‌کند؟

بگذارید با ذکر یک مثال، مساله را ساده‌تر بیان کنم؛ در برنامه وفاداری Indigo’s Plum Point Rewards که برنامه‌ای برای فروشگاه‌های زنجیره‌ای برند Indigo است، شرکت مذکور مشتریان خود را به این شیوه با برنامه آشنا می‌کند:

01

همان‌طور که مشاهده می‌کنید، به همان نسبت که در این ساختار هزینه می‌کنید، امتیاز بیشتری به دست می‌آورید اما امتیازات به صورت برابر افزایش نمی‌یابد؛ یعنی اگر با صرف 2500 امتیاز 5 دلار به دست می‌آورید، طبیعی به نظر می‌رسد که برای 10 دلار باید 5 هزار امتیاز به دست آورده باشید اما این‌طور نیست! شما برای کسب 10 دلار، به 4500 امتیاز نیاز دارید، یعنی 500 امتیاز کمتر.

در این ساختار، مشتری به ذخیره و نگهداری امتیازات خود تشویق می‌شود و طبیعتا آنها را در لحظه مورد استفاده قرار نمی‌دهد. به نظر شما این شیوه مدیریت امتیازها، صحیح است؟ آیا راه‌حل بهتری وجود دارد؟

تشویق مشتریان به ذخیره امتیازات

مدیر مالی شرکت، مادربزرگ و بانکی که همیشه با آن کار می‌کنید، به شما می‌گویند پس‌انداز و ذخیره پول حرکت مفیدی است. بعضی از بازاریابان وفاداری نیز این‌گونه فکر می‌کنند. ازنظر آنها زمانی که شما مشتریان خود را به ذخیره امتیازات تشویق می‌کنید این مزایا را به دست می‌آورید:

1) سرمایه‌گذاری در فروشگاه یا برند شما: اگر نظر افراد را درباره برنده شدن در قرعه‌کشی جویا شوید، بسیار جدی و واقع‌گرایانه درباره آن صحبت خواهند کرد. اما اگر از همین افراد درباره خرید کردن، امتیاز به دست آوردن و برنده شدن بدون قرعه‌کشی بپرسید، خیلی خوش‌بینانه و با امیدواری درباره آن صحبت می‌کنند. چرا؟! چون این مساله را نوعی سرمایه‌گذاری می‌بینند، نه یک شانس برای یک قرعه‌کشی واهی! آنها از همان ابتدا خود را برنده می‌پندارند و سعی می‌کنند نظر خود را با عملی که انجام داده‌اند، سازگار نشان دهند و در اصطلاح خود را توجیه می‌کنند. زمانی که مشتریان شما این تصور را داشته باشند که با امتیازهای خود در کسب‌وکار شما سرمایه‌گذاری کرده‌اند، بیشتر احتمال دارد که دوباره به فروشگاه یا شرکت شما مراجعه کنند و خریدهای خود را افزایش دهند. به منطق این دو برنامه وفاداری نگاهی بیندازید؛ شما با مشاهده کدام‌یک از آنها به خریدهای خود ادامه می‌دهید؟

02

درست مانند یک انسان منطقی، در صورت مشاهده شرایط گزینه A به خریدهای خود از شرکت مذکور ادامه می‌دهید. یکی از دلایلی که می‌تواند شما را به ذخیره امتیازات و به دست آوردن پاداش‌ها و جوایز بهتر ترغیب کند، همین مساله سرمایه‌گذاری است. اما روی دیگر قضیه آن است که مشتریان شما به قدر کافی صبر و حوصله نداشته باشند و قبل از رسیدن به امتیازات بالاتر، شرکت شما را رها کنند و بروند که در این صورت استراتژی جذب شما با شکست بزرگی مواجه می‌شود.

2) امتیازات غیرقابل استفاده: برخی از مدیران بر این باورند زمانی که شما مشتریان خود را به ذخیره امتیازهایشان تشویق می‌کنید، آنها نیز این کار را ادامه می‌دهند، اما در حقیقت با طولانی شدن روند جمع‌آوری امتیازها، میزان استفاده از آنها نیز کمتر و کمتر می‌شود!

زمانی که امتیازها مورد استفاده قرار نمی‌گیرد، از «نرخ شکست» استفاده می‌شود. نرخ شکست یکی از شاخص‌های نشان‌دهنده پیش نرفتن برنامه وفاداری مطابق با پیش‌بینی‌ها و مفروضات است. اما اگر هدف شرکت شما از یک برنامه وفاداری، کمتر هزینه کردن و ذخیره پول برای خودتان است، شاید این دلیل منطقی به نظر برسد، ولی از نظر من این‌گونه نیست، چراکه همان‌طور که اشاره کردم، این ویژگی نشانه شکست پروژه است، نه موفقیت!

3) معامله با برند: آخرین مزیتی که برای ذخیره امتیازهای مشتریان در نظر گرفته‌اند، «سود ادراک‌شده» است. زمانی که به مشتریان خود می‌گویید امتیازات خود را ذخیره کنند تا در آینده نزدیک از پاداش‌های بهتری استفاده کنند، مشتریان شما این تصور را خواهند داشت که «شرکت در قبال وفادار ماندن من در طولانی‌‌مدت، پاداش بیشتر و بهتری به من می‌دهد. بنابراین بهتر است همچنان وفادار بمانم.» به نظر من ایجاد چنین احساساتی در مشتریان کاری کاملا عاقلانه، مفید و تاثیرگذار خواهد بود.

تشویق مشتریان به مصرف امتیازات

با وجود آنکه ذخیره امتیازات روشی کاملا عاقلانه و اقتصادی به نظر می‌رسد، اما در بعضی مواقع لذتی که در مصرف کردن امتیازها وجود دارد، در ذخیره آنها نیست! آیا برای شما هم پیش‌آمده است که زمانی به خریدن چیزی سخت احتیاج داشته باشید؛ یعنی فعل خریدن نه کالایی خاص؟ یا خرید کردن حال احساسی شما را بهتر کند و با خود بگویید حالم بهتر شد؟ برای من که بسیار اتفاق افتاده است. درصورتی‌که جنبه‌های عاطفی خرید و برنامه‌های وفاداری را در نظر بگیرید، استفاده از امتیازات در لحظه، گزینه بسیار خوبی برای شرکت شما خواهد بود. یک شرکت با رویکرد «استفاده در لحظه از امتیازات» بیشتر مشتریان خود را با تخفیف‌های باورنکردنی و در لحظه غافلگیر می‌کند. این شرکت‌ها به حال و احساس مشتریان خود بیشتر اهمیت می‌دهند.با توجه به‌ تمامی مطالب پیش‌گفته، ارزش استفاده از هر روش 50 – 50 است. یعنی هر شرکت می‌تواند با توجه به شرایط کسب‌وکار و نوع مشتریانش، یکی از روش‌های بالا را انتخاب کند. اما به نظر من، استفاده در لحظه از امتیازات، بهترین روش ممکن برای یک برنامه وفاداری است، چراکه هدف اصلی از اجرای یک برنامه وفاداری به دست آوردن قلب مشتریان و دلبسته کردن آنها به برند است. بنابراین دیدگاه اقتصادی چندان مناسب به نظر نمی‌رسد.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
جمعه 13 مرداد 1396  11:46 ب.ظ
نوع مطلب: (مدیریت ،) توسط: محمد افشار

موفق‌ترین و کارآمدترین مدیران کسانی هستند که نه تنها از مهارت‌های فنی و کلاسیک مدیریتی به حد کمال برخوردارند، بلکه یکسری مهارت‌های نرم و ظریف مدیریتی را نیز در خود تقویت کرده‌اند که آنها را نسبت به مدیران معمولی و متوسط متمایز می‌سازند.

 از این مهارت‌های نرم می‌توان به مواردی همچون مهارت‌های بین فردی، مهارت‌های ارتباطی، مهارت در مذاکره و الهام بخشی اشاره کرد که بدون آنها مدیران دارای بالاترین حد مهارت‌های فنی نیز کاری از پیش نخواهند برد. به گزارش دنیای اقتصاد در این مطلب به هشت مورد از شانزده مورد مهارت‌های نرم و تاثیرگذاری که در اغلب مدیران برجسته و مشهور امروز وجود دارند، اشاره شده است.

1) مهارت گوش کردن

بهترین ارتباط برقرارکنندگان کسانی هستند که به دقت و به‌طور کامل به سخنان و اظهار نظرهای دیگران گوش می‌دهند. این هنر یک مدیر است که به کارکنانش گوش کند تا از افکار و همچنین قابلیت‌های آنان آگاهی یابد و پس از آن او قادر خواهد بود از پتانسیل‌های آنها نهایت استفاده را ببرد.

پند مدیریتی: توجه کامل خود را به گفته‌های کسی که در حال صحبت با شماست معطوف کنید و در صورت امکان از صحبت‌های او یادداشت برداری کنید و نسبت به گفته‌هایش واکنش نشان دهید.

2) مهارت ارتباط برقرار کردن

توانایی برقراری ارتباط مستمر و نزدیک با کارکنان، به شکل بخشیدن به یک پیوند نزدیک و سازنده بین مدیر و کارکنان کمک می‌کند و در سایه وجود همین پیوند است که انجام هر کاری ممکن و میسر می‌شود.

پند مدیریتی: با علاقه تمام با افرادتان ارتباط برقرار کنید و در این مسیر از نشان دادن اشتیاق، اعتماد و پشتیبانی خود به افرادتان دریغ نکنید. استفاده از عباراتی همچون «عالیه» یا «فوق‌العاده است» و «حتما» در این میان بسیار سازنده خواهد بود.

3) مهارت ارتباط غیرکلامی

زبان بدن یک مدیر می‌تواند بسیار مهم‌تر و تاثیرگذارتر از سخنان او بر کارکنان عمل کند. تحقیقات دانشمندان نشان داده میزان تاثیرگذاری کلماتی که یک فرد در مکالمه‌اش با فردی دیگر استفاده می‌کند، بر تفسیر او حداکثر 7 درصد است، درحالی‌که این تاثیرگذاری در مورد زبان بدن بیش از 55 درصد است.

پند مدیریتی: وقتی با کارکنان تان صحبت می‌کنید حتما با آنها تماس چشمی داشته باشید و از نگاه کردن به اطراف خودداری کنید. در ضمن از انجام کارهایی مانند کلنجار رفتن با دکمه لباس یا جواهرات یا جابه‌جا کردن اشیای اطرافتان که حاکی از بی‌توجهی شما به طرف مقابل است خودداری کنید.

4) مهارت دادن خبر بد

هیچ‌کس دوست ندارد حامل خبر بد و ناگواری برای دیگران باشد. با این همه خبرهای بد بخشی گریزناپذیر از دنیای کسب و کار و همه مشاغل به حساب می‌آیند. توانایی در اعلام خبرهای بد با ایجاد کمترین حد پیامدهای منفی از جمله توانایی‌هایی است که مدیران بزرگ را از مدیران معمولی متمایز می‌سازد.

پند مدیریتی: خبرهای بد را به صورت رو در رو و حضوری اعلام کنید و تا آنجا که ممکن است در انجام این کار با صداقت تمام عمل کنید و از طفره رفتن و پرداختن به حاشیه‌ها بپرهیزید. در ضمن بعد از اعلام خبر بد به کارکنان این فرصت را بدهید تا در مورد عقاید و پیشنهادهایشان در قبال آن خبر بد اظهار نظر کنند.

5) مهارت نه گفتن

برای بسیاری از مدیران گفتن نه به برخی خواسته‌ها و پیشنهادها کاری سخت و نامطلوب است درحالی‌که اگر مطمئن هستید پیشنهاد یا ایده مطرح شده به هیچ عنوان به درد نمی‌خورد و شما را به بیراهه می‌برد باید با قاطعیت به آن نه بگویید.

پند مدیریتی: هنگامی که می‌خواهید به یک ایده یا پیشنهاد مطرح شده از سوی کارکنان تان نه بگویید پس از بیان کلمه نه حتما برای آنها توضیح دهید که چرا با ایده آنها مخالفید و گفت‌وگوی خود با آنها را با بیان چند جمله مثبت و امیدوارکننده به پایان برسانید تا از رنجیده شدن کارکنان از شما جلوگیری کنید.

6)مهارت چانه‌زنی

همه مدیران در طی روزهای کاری شان به‌طور مداوم در حال مذاکره و چانه زدن با دیگران اعم از مشتریان، شرکا، کارکنان و رقبا هستند. توجه کامل آنها به ظرافت‌ها و ریزه کاری‌های مذاکره و چانه‌زنی می‌تواند نقش بسزایی در دستیابی آنها و سازمان‌های تحت رهبری شان به اهداف مد نظرشان داشته باشد.

پند مدیریتی: به موقعیت‌ها و شرایط از دید طرف مقابل بنگرید و از داشتن نگاه یک سویه و افراطی به قضیه خودداری کنید.

7) مهارت برقراری رابطه صمیمانه با کارکنان و همکاران

یک مدیر برای موفق شدن در کارش به شدت به برقراری رابطه‌ای صمیمانه و نزدیک با کارکنان و همکارانش نیاز دارد و از این طریق است که می‌تواند به ایجاد یک محیط کاری همسو و مولد کمک کند.

پند مدیریتی: همیشه سعی کنید در زمان صحبت با کارکنان اسم آنها را بر زبان بیاورید، چرا که هر کارمندی دوست دارد مدیرش او را به اسم صدا کند. علاوه‌بر این، همیشه خود را نسبت به کسب اطلاع از وضعیت زندگی و اعضای خانواده کارکنان و همچنین همکارانتان مشتاق و علاقه مند نشان دهید و به آنها ثابت کنید که مسائل زندگی آنها برای تان مهم است.

8) مهارت نقد کردن دیگران

همه مدیران در موقعیت‌هایی قرار می‌گیرند که باید نسبت به نقد و تذکر دادن به کارکنانشان در قبال عملکرد ناکارآمدشان اقدام کنند. با این همه نحوه برخورد مدیران با این قضیه و به حداقل رساندن پیامدهای منفی این نقد و تذکر از جمله موارد متمایزکننده مدیران بزرگ و موفق از مدیران معمولی به حساب می‌آید. یک مدیر می‌تواند تندترین نقدها را از عملکرد یک کارمند یا کارگر بیان کند بدون اینکه او را آزرده خاطر سازد و گفته‌های او تلنگری باشد برای تغییر جهت حرکت آن فرد به سمت عملکرد مثبت و سازنده.

پند مدیریتی: همیشه انتقادها و تذکراتتان به یک کارمند را به‌صورت خصوصی و فقط با حضور خود او بیان کنید و از انجام این کار در برابر دیگران خودداری کنید. علاوه‌بر این، از خطاب کردن فرد با انگشت و تهدید ضمنی او جدا خودداری کنید و حتما بعد از هر انتقادی، راه حل جایگزین و پیشنهاد سازنده‌ای را بیان کنید تا به طرف مقابل فرصت اصلاح و رفع نواقص را بدهید.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

مدیرعامل شرکت اپل، تیم کوک، هر روز ساعت4:0 ایمیل های شرکتش را بررسی و ارسال می کند و بعد از آن به سالن ورزش سر می زند. او یکی از موفق ترین مدیران اجرایی است که در مورد اهمیت بیدار شدن در صبح به خوبی آگاه است. اما او در این راه تنها نیست.

1- سحرخیز باشید

مدیرعامل دیزنی، رابرت ایگر ساعت 4:30 صبح از خواب بیدار می شود و قبل از اینکه به دفتر کارش وارد شود ورزش می کند. اما دلیلی وجود دارد که آنها و بعضی دیگر از موفق ترین افراد جهان صبح ها زود از خواب بیدار می شوند. از نظر آنها در این ساعت ها که تمام جهان خواب هستند و همه جا ساکت است، می توانند بهتر تمرکز کرده و به اهداف بلند مدت خود فکر کنند.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از فرصت امروز ، حتی برای افرادی که گمان می کنند نمی توانند صبح ها زود از خواب بیدار شوند، عادت به این رفتار روزانه از طریق رویکرد میکرو برای شان امکان پذیر می شود. برای این کار هر هفته تقریبا 15 دقیقه زودتر از خواب بیدار شوید و این روند را تا جایی که ممکن است ادامه دهید و این عادت رفتاری را در خودتان پرورش دهید.

2- مدیریت زمان موثری داشته باشید

زمان بزرگ ترین سلاح در زندگی است. همه ما یک اندازه زمان در طول شب و روز داریم. جایی که زندگی می کنیم، رنگ پوست مان، مذهب و ... هیچ تفاوتی به حال مان ندارد و همه ما فقط همان 24 ساعت در روز را دریافت می کنیم. که این 86،400 ثانیه است؛ نه بیشتر و نه کمتر. با این حال، آنچه باعث تفاوت می شود، این است که چطور از این وقت گرانبها درست استفاده  کنیم و چگونه از آن بهرمند شویم. آیا ما وقت مان را هدر می دهیم؟ یا از آن به طور مؤثر استفاده می کنیم؟ به طور خلاصه بهترین راه برای رسیدن به موفقیت و اهداف مان مدیریت زمان مناسب و دقیق است. اگر در مورد موفقیت درازمدت جدی هستید، باید این عادت روزانه را به زندگی خود اضافه کنید.

از سیستم مدیریت زمان چهارگانه استفاده کنید، که برای نخستین بار از سوی داییت داییز آیزنهاور، پیش بینی شده است و بعدا توسط استیفن کویس در کتاب «7عادت افراد بسیارمؤثر» محبوب شد. شما این سیستم مدیریت زمان چهارگانه را به عنوان بهترین استراتژی برای مدیریت زمان خود و در نهایت دستیابی به اهداف خود خواهید یافت.

3- اهداف روزانه خود را تنظیم کنید

کارآفرینان موفق نه تنها اهداف بلند مدت را تعیین می کنند، بلکه به تنظیمات اهدف روزانه کسب و کار خود نیز می پردازند. آنها اهداف هر روز را براساس آنچه می خواهند در بلند مدت به دست آورند تعیین می کنند. اهداف روزانه در مقیاس کوچک به موفقیت در کسب و کارمان کمک می کنند. بنجامین فرانکلین هر روز از خود می پرسید «امروز چه کاری برای دستیابی به هدفم انجام داده ام؟» و در آغاز روز با دانستن اینکه باید به این سوال پاسخ دهد روز خود را با در جهت انجام اهداف صحیح برای دستیابی به موفقیت در کسب و کار به پایان می رساند.

استیو جابز نیز یکی از آنهایی بود که هر روز هنگام نگاه کردن به آینه از خود سوالی را می پرسید. او در یکی از سخنرانی هایش برای فارغ التحصیلان دانشگاه استنفورد بیان کرد که آن سوال این است که اگر امروز آخرین روز زندگی شما بود، دوست داشتید چه کاری انجام دهید؟ او بعدا اعلام کرد که «هر زمان که برای چند روز متوالی جوابی نداشتم، می دانستم که باید چیزی را تغییر دهم.»

4- برنامه ریزی دقیق داشته باشید

برای تعیین اهداف، برنامه ریزی بسیار اهمیت دارد. موفق ترین کارآفرینان جهان برنامه ریزان دقیقی هستند. شما باید تعیین کنید که چگونه از Point A  به Point B در کسب و کار خود برسید تا با درک بهتری در آینده به خط پایان نزدیک شوید.

یک لحظه در مورد یک هواپیما فکر کنید. هر هواپیما یک هدف دارد؛ هدف آن این است که از یک شهر به مقصد دیگر بروید، پس در تاریخ و زمان خاصی مکانی را ترک می کند و در تاریخ و زمان دیگری به مکان مورد نظر می رسد. برای رسیدن به مقصد، برنامه ریزی های بسیاری لازم است از جمله پیش بینی مسیرسفر، سرعت هوا، ارتفاع و...

دستیابی به هدف تان در کسب و کار مانند مثال هواپیماست. شما باید در جهت رسیدن به اهداف خود در مورد تمام مسائل برنامه ریزی داشته باشید و ایجاد یک برنامه و پیگیری مداوم شما به صورت روزانه باعث پیشرفت تان می شود. اگر متوجه شوید که مانعی بر سر مسیرتان قرار دهد همچون هواپیما که هنگام ترافیک هوایی، مسیر، ارتفاع یا سرعت را تغییر می دهد تا به هدف مورد نظر برسد، عمل کنید.

5- به طور مداوم به فعالیت های خود ادامه دهید

بسیاری از افراد در مورد اقداماتی که قصد انجام آن را دارند سخن می گویند اما هر کسی نمی تواند آن اقدامات را به درستی عملی کند و از روند مداومی برای پیروزی تبعیت کند، با این حال، پیگیری مداوم فعالیت ها یکی از مهم ترین عادت های روزانه است که می توانید برای رسیدن به موفقیت های احتمالی آن را دنبال کنید و همچنین برای کارهایی که آنها را به تعویق می اندازید کافی است تنها روزی 15 دقیقه وقت خود را برای انجام آنها بگذارید. ادامه این روند باعث می شود کارتان نیز انجام شود.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

بیشتر خرده‌فروشان اهمیت ترکیب بهترین فناوری‌های دیجیتال و انبارهای فیزیکی برای ایجاد تجربه روان و یکپارچه برای مشتریان در سرتاسر کانال‌ها را تایید می‌کنند.

دلیل خوبی برای اثبات این موضوع وجود دارد: باارزش‌ترین مشتریان این خرده‌فروشی‌ها در همه کانال‌ها به‌کار گرفته می‌شوند: انبار، موبایل، آنلاین و اجتماعی. برخی خرده‌فروشان درمی‌یابند که مشتریان چندکاناله 2 تا 5 برابر بیشتر از مشتریان تک‌کاناله خرید می‌کنند. اما بسیاری از خرده‌فروشان بیان کردند که ایجاد سازمانی واقعی که بر استراتژی چندکانالی بنا شود دشوار است. به گزارش دنیای اقتصاد، عدم توجه به این موضوع منجر به اشتباهاتی می‌شود که نتایج خطرناکی دارد.مسیر سختی را در نظر بگیرید که به وسیله یک مدیر تازه‌کار در چند کانال هدایت می‌شد. این خرده‌فروش دریافت که نیازمند مجموعه‌های جهت‌دهی‌شده‌ای است و تصمیم گرفت همه بازرگانان خود را به بازرگانان چندکاناله تبدیل کند و مسوولیت کانال‌های دیجیتالی و انبارهای فیزیکی را همزمان بر عهده آنها گذاشت. با اینکه قانون جهت‌دهی و چشم‌انداز مشترک درست بود، بیشتر تاجران دریافتند کسب‌وکار دیجیتال کوچک منجر به بی‌توجهی به انبارداری فیزیکی می‌شود. برخی در کار دیجیتال تجربه‌ای نداشتند و همه کسب‌وکار را نادیده گرفتند. با اینکه بازار آنلاین 15 درصد توسعه یافته بود، رشد دیجیتال متوقف شد.

وقتی تیم رهبری متوجه این اشتباه شد، تیم دیجیتال را از نو ساخت و اهدافی را برای تسریع رشد دیجیتال برگزید. اما یک سال بعد، شرکت با تنوع بیش از حد مجموعه‌ها، روابط ضعیف پیرامون برنامه‌ها و وقایع کلیدی و عدم همگرایی انگیزاننده‌ها با مدیریت موجودی روبه‌رو شد. رشد دیجیتال برای دومین سال صفر بود. این خرده‌فروش کجای مسیر را اشتباه رفته بود؟ وی دو بار تلاش کرده بود برای حل مشکل یک ساختار را مورد بهره‌برداری قرار دهد، بدون آنکه از یک سرمایه‌گذاری متناظر و شفاف‌سازی شایستگی‌ها، همسویی و حقوق تصمیم‌گیری استفاده کند. این خرده فروش پیش از آنکه بتواند در سال بعد به این موضوعات بپردازد، در بین رقبایش در فروش دیجیتال از جایگاه نخست به جایگاه سوم تنزل یافته بود.این یک تجربه غیرمعمولی نیست و خطراتی را که خرده‌فروشان به وسیله عدم ایجاد تغییرات سازمانیِ درستِ مورد نیاز برای حمایت از یک استراتژی چند کاناله با آنها رو‌به‌رو می‌شوند، مشخص می‌کند. به ازای هر شرکتی که جایگاهش را در بازار فروش دیجیتال از دست می‌دهد، رقیبی دیده می‌شود که با استفاده از ظرفیت فروش دیجیتال، خود را به رتبه‌های بالاتری می‌رساند و سهم بازار خود را افزایش می‌دهد. کار و تحلیل ما با همراهی صدها مشتری از میان خرده‌فروشانی که استراتژی چندکاناله داشتند، کمک کرد سه قانون عمده برای ایجاد یک سازمان خرده‌فروشی برشماریم.

قانون اول: قابلیت‌های میان‌کانالی و میان‌بخشی بسازید

بسیاری از خرده‌فروشان از مدت‌ها قبل به روش سیلویی (عملکرد انفرادی) سازماندهی شده‌اند. این ساختار اغلب با همکاری کم در میان تیم‌های کانال یا در میان کارکردهایی مانند تجارت، انبارداری، IT و زنجیره تامین همراه بوده است. این مدل اجرای کسب‌وکار را آسان‌تر می‌سازد، اما کار را برای مشتریان جهت یکپارچگی خرید در میان کانال‌ها آسان نمی‌کند. برای عملی شدن استراتژهای چندکاناله جدید و برآورده کردن انتظارات مشتریان امروزی، خرده‌فروشان چاره‌ای ندارند به‌جز اینکه به‌صورت اثربخش‌تر در میان کانال‌ها و کارکردها کار کنند. برای نمونه، قابلیت‌های «آنلاین بخرید، در مغازه بردارید» یا «کلیک کنید و جمع کنید» را در نظر بگیرید. این شایستگی‌ها نیازمند هماهنگی و تصمیم‌گیری‌های سریع میان بخش‌های تجارت الکترونیک، زنجیره تامین، فروشگاه‌ها و همچنین میان بخش‌های برنامه‌ریزی، بازاریابی، بازرگانی و... است. این کانال آنلاین باید بداند که موجودی در انبارهای محلی برای عرضه به مشتری در دسترس هست یا خیر. فروشگاه‌ها نیز برای دریافت موفق این سفارش، باید سفارش را برای مشتری رزرو کنند و وقتی مشتری برای دریافت سفارش می‌آید خدمت مناسبی ارائه دهند. بخش‌های برنامه‌ریزی و زنجیره تامین باید نظارت مناسبی به ورود و خروجی موجودی داشته باشند. بخش بازاریابی نیز باید درگیر شود و نمایش اثربخشی برای عرضه به مشتریان ارائه دهد. گام نخست، داشتن یک استراتژی شفاف برای شایستگی‌های حیاتی چندکاناله است. ما هفت شایستگی گسترده که خرده‌فروشان برای ارائه مناسب خدمت به مشتریان چندکاناله نیاز دارند مشخص کرده‌ایم. این شایستگی‌ها معمولا کانال‌ها و کارکردهایی با چند محدوده هستند و برای هماهنگی اثربخش میان کانال‌ها باید فرآیندها، نقش‌های تصمیم‌گیری و پاسخگویی به‌خوبی تعریف شوند.

شرکت میسی (Macy) یک مدل سازمانی چندکاناله را برای پشتیبانی از شایستگی‌های جدید ساخته است. چندکانالی در گذشته بخشی اصلی در استراتژی این شرکت بوده است. میسی بر شایستگی‌های حیاتی مانند ارسال از انبار تاکید زیادی دارد. این شرکت در سال‌های اخیر بخش انبارداری سازمان‌های برنامه‌ریزی، بازاریابی و بازرگانی را دوباره سازماندهی کرد تا آنها را سریع‌تر و چابک‌تر کند و بین دنیای انبارداری فیزیکی و دیجیتال ارتباط بهتری برقرار کند. میسی سازمان‌های بازرگانی‌اش را متحد کرد و فرآیندها و مسوولیت‌ها را همراه با بازرگانی چندگانه و بازرگانی دیجیتال برای ایجاد استراتژی طبقه‌بندی شده تک‌بعدی برای رشد انبارداری فیزیکی و دیجیتال بازنگری کرد.برنامه‌ریزی یکپارچه سازمان میسی می‌تواند تقاضای ناحیه تجاری را تجزیه و تحلیل کند و بر یک دیدگاه تک بعدی موجودی، برای تخصیص بهتر تاجر براساس موقعیت متکی است. میسی در بازاریابی، استراتژی و حضورش در بازار را در میان همه کانال‌ها یکپارچه کرد تا در برابر مشتریانش صدای واحدی داشته باشد. برخلاف خرده فروش توصیف شده در بالا که سه بار در سه سال دست به سازماندهی دوباره زد، میسی منتظر ماند تا یکپارچه‌تر عمل کند و پس از تقویت شایستگی‌های دیجیتالی خود و رشد سهم کسب‌وکار دیجیتال از کل فروش خود دست به این کار زد. طبق تخمین‌های موسسه خرده‌فروشی آنلاین، میسی اکنون با انجام حدود یک‌پنجم از فروش خود به صورت آنلاین در سال 2014، یک رهبر در فضای دیجیتال به شمار می‌رود.

قانون دوم: فراتر از ساختار باشید

تغییر ساختار سازمانی به تنهایی قدرت توسعه شایستگی‌های چندکانالی را به یک شرکت نخواهد داد. همه عناصر یک مدل عملیاتی خرده‌فروشی در این راستا باید با استراتژی سازمان همسو شوند. این عناصر شامل ساختار، مسوولیت‌ها، حاکمیت و رفتارهای ضروری و همچنین روش به‌کارگیری کارکنان، فرآیندها و فناوری است.برخی از رهبران چندکانالی بر طراحی اثربخش فرآیندها با نقش‌های تصمیم‌گیری شفاف درباره اینکه کارکردها چگونه باید با هم کار کنند، تمرکز کرده‌اند.برخی دیگر نیز دریافته‌اند که همنشینی کارکنان کانال‌ها و کارکردهای مختلف به ایجاد یادگیری و روابط اطمینان‌بخش میان آنان کمک می‌کند. برخی در حال بازطراحی انگیزاننده‌ها برای تشویق رفتارهای صحیح تیم‌شان هستند.

شرکت کورتز (Courts) که یک خرده فروش سنگاپوری است، فروش‌های آنلاین را نسبت به بودجه‌های انبارداری یکپارچه و مدیران انبارداری را به «مدیران ناحیه مبادله» تبدیل کرده است تا فروش همه کانال‌هایش را به ازای هر کسی که در نواحی تجاری مختلف زندگی می‌کند، اندازه‌گیری کند.این حرکت به رشد قدرتمند 35 درصدی فروش دیجیتال فصل گذشته این شرکت کمک کرده است. خرده فروشان همچنین در حال تعریف مسیرهای شغلی جدیدی هستند که شایستگی‌های بین کانالی را می‌سازد و نسل بعدی رهبران چندکانالی را توسعه می‌دهد. برای نمونه، یک شرکت ممکن است قبل از دستیابی به موقعیت‌های بالاتر در بازرگانی، نیازمند خریداران بالقوه‌ای برای کسب تجارب انبارداری فیزیکی و دیجیتالی باشد. در برخی خرده‌فروشی‌ها، این چرخش کارکنان به بالاترین سطوح می‌رسد. نوردستروم (Nordstrom) دیگر نوآور چندکاناله است که در مه 2014 نقش ریاست انبارهای خود را با نقش ریاست انبارهای نوردستروم دایرکت عوض کرد. این حرکت احتمالا بیشتر از یک تغییر ساختاری بود و متخصص انبارداری (اریک) را به عملیات دیجیتال نوردستروم و متخصص دیجیتال (جیمز) را به انبارداری فیزیکی منتقل کرد.

هشدار: وقتی شرکت‌ها تغییرات احتمالی مدل عملیاتی را محاسبه می‌کنند، نمی‌توانند انتخاب‌هایشان را با تقلید صرف از رقبا انجام دهند. خطرهایی در تکیه کردن بر الگوهای رایج وجود دارد. مدل‌های عملیاتی باید به استراتژی واحد خرده‌فروشان متصل باشند. شرکتی که استراتژی خود را مبتنی بر سرعت ارسال و قابلیت اطمینان قرار دهد، نسبت به شرکتی که راهبرد خود را بر تجارب درون فروشگاهی قرار داده است، وضعیت متفاوتی خواهد داشت.

قانون سوم: جاه‌طلب باشید و درباره چگونگی رسیدن به آن جایگاه کنکاش کنید

چالش پایانی در پیاده‌سازی این تغییرات با آهنگ درست وجود دارد. برای خرده‌فروشان چندکانالی، هدف نهایی به احتمال زیاد یکپارچه‌سازی بین تاجران فروشگاه‌های فیزیکی و دیجیتال، برنامه‌ریزان یا بازاریابان است؛ اما حرکت خیلی کند یا سریع می‌تواند تاثیر مخربی بر نتایج داشته باشد. یکپارچگی خیلی سریع می‌تواند رشد دیجیتال را با عدم جداسازی کافی برای تمرکز بر جنبه‌های منحصربه‌فرد کانال‌های دیجیتال متوقف کند. حرکت خیلی آرام برای یکپارچه‌سازی می‌تواند موجب تمرکز پراکنده خرده‌فروشان در کانال‌های مختلف شود؛ درحالی‌که رقبا ارتباطات قوی‌تری را در کانال‌های مختلف موبایلی، آنلاین و فروشگاه‌ها ایجاد می‌کنند.انتخاب‌های درست برای خرده‌فروشان مختلف متفاوت است و تنها بر استراتژی شرکت متکی نیست، بلکه به بلوغ دیجیتال و سطح یکپارچگی سیستم شرکت نیز بستگی دارد. مدل عملیاتی میسی، نوردستروم یا کورتس مدل صحیحی برای خرده فروشانی که سرمایه‌گذاری متفاتی بر شایستگی‌ها دارند یا در مرحله‌ای مختلف در سفر چندکانالی خودشان هستند، نخواهد بود.

طبق تجربه ما، خرده‌فروشان در مراحل اولیه‌ ایجاد قابلیت‌های دیجیتال باید جداسازی کانالی و کارکردی بیشتری جهت پرورش نوآوری داشته باشند. با این حال، تکامل مرحله‌بندی‌شده به سوی یک مدل عملیاتی یکپارچه‌تر برای تبدیل شدن به یک خرده فروش چندکانالی ضروری است خرده‌فروشان سطح آغازین معمولا فرهنگ‌ها و معیارهای متمایزی در درون کانال‌ها دارند و سرمایه‌گذاری‌های سنگینی در فناوری‌های قدیمی‌تر و افق‌های سرمایه‌گذاری یک تا دوساله دارند. در مقابل، خرده فروشان سطح خبره، فرهنگ‌های متحدتر، ابزارها و سیستم‌هایی یکپارچه و افق‌های سرمایه‌گذاری بیشتر از پنج سال دارند. خرده فروشان تخمین زده‌اند که برای رسیدن از مرحله آغازین تا خبره، در نظر گرفتن حالت سیستم‌های اطلاعات هنگام تصمیم‌گیری‌های مدل عملیاتی حیاتی است. برای نمونه، تصمیمات مربوط به زمان ادغام کارکردهای خاصی مانند تیم‌های برنامه‌ریزی موجودی فروشگاه‌های فیزیکی و دیجیتال تا حد زیادی به یکپارچگی سیستم‌های اطلاعاتی‌ همچون سیستم‌های برنامه‌ریزی موجودی و سیستم‌های مدیریت اقلام که در میان کانال‌ها بستگی دارند.

جان لوئیس، خرده‌فروش بریتانیایی، یک رویکرد نظام‌مند و برنامه‌ریزی‌شده در سفر چندکانالی خود اتخاذ کرده است. این شرکت یک بستر هدایت آنلاین را توسعه داده، یک مرکز توزیع خودکار، منعطف و مدرن ساخته و فناوری اطلاعات قدیمی خود را با سیستم‌های چندکانالی تازه جایگزین کرده است. این حرکت‌های برنامه‌ریزی‌شده در نهایت به این شرکت اجازه داد تا نوآوری‌های عمده‌ای را حاصل کند. مانند اعطای قابلیت کلیک و جمع‌آوری در فروشگاه‌های جان لوئیس و ویتروز گروسری. خب، از کجا شروع کنیم؟ ایجاد یک سازمان خرده‌فروشی مدرن به معنی آغاز استراتژی چندکانالی شفاف برای پیشنهاد یک تجربه روان کسب مشتری است. این کار به معنای شکستن سیلوهای قدیمی و به‌کارگیری روش‌های جدید کاری در نقش‌ها، سیستم‌ها و فرآیندهاست. این کار همچنین به معنای توجه دقیق به زمان‌بندی حرکات شماست. تغییر بنیادین صنعت خرده فروشی در جهان فرصت‌های بسیار خوبی برای رشد و سوددهی فراهم می‌کند؛ اما این اتفاق فقط برای شرکت‌هایی می‌افتد که خواهان تصور دوباره سازمان‌هایی مناسب برای آینده هستند.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

اپلیکیشن نوعی نرم‌افزار کامپیوتر است که برای استفاده کاربر نهایی استفاده می‌شود. اکثر نرم‌افزارهایی که روزانه استفاده می‌کنیم، شامل این تعریف می‌شوند. انتظار می‌رود میزان دانلود اپلیکیشن تا سال 2020 با نرخ رشد 8/ 1 برابری به 378 میلیارد بار برسد.

گوشی‌های هوشمند و تبلت‌ها در سال‌های اخیر به محبوب‌ترین ابزارهای شخصی و همراه در سراسر دنیا تبدیل شده‌اند. اما این ابزارهای هوشمند، محبوبیت خودشان را مدیون اپلیکیشن‌های متنوع و متفاوتی هستند که برای آنها ارائه شده‌اند. در ایران نیز سالانه حدود 70 هزار اپلیکیشن تولید می‌شود که تعدادی از این اپلیکیشن‌ها در بازار توفیق چندانی پیدا نمی‌کنند. تغییر و تحولات صورت گرفته در بازار اپلیکیشن ما را به این نقطه می‌رساند که حرکت از تولیدمحوری به سوی بازارمحوری با حرکت سریع در حال چرخش است. یکی از دلایل عدم موفقیت این اپلیکیشن‌ها در بازار عدم توجه به اندازه بازار است.  به گزارش دنیای اقتصاد، منظور از اندازه بازار، خرید ریالی یک محصول یا خدمت در یک بازه زمانی، مثلا یک‌سال در یک کشور است. بیل گیتس در این زمینه می‌گوید: «فرق است بین کارآفرینی که وقتی می‌پرسند اندازه بازار محصولات شما چقدر است می‌گوید اوه! خیلی زیاد و کارآفرینی که می‌گوید اندازه بازار محصولات و خدماتی که در آن فعالیت می‌کنیم، یکصد میلیون دلار است.» از دیگر توصیه‌های متخصصان بازاریابی به تولیدکنندگان اپلیکیشن عبارت است از:

1) بازار را بررسی و تحلیل کنید: درست مانند هر کسب‌وکار دیگری، موفقیت شما در گرو درک صحیح و تحلیل درست از بازار نهفته است. اپ استور و گوگل پلی و کافه بازار مهم‌ترین بازارهای نرم‌افزاری هستند که در این زمینه پیش رو دارید. بهترین راه برای درک اپ‌استور اپل و کافه بازار و... نگاه کردن به فهرست‌های پرفروش‌ترین و برترین برنامه‌های رایگان، برترین برنامه‌های در حال رشد و... است. اپل قادر به ارائه‌ چنین فهرست‌هایی در هر یک از دسته‌بندی‌های مورد علاقه شما است.

بهتر است این آمار و ارقام را به‌طور مرتب بررسی کنید و موارد مهم را در دفترچه یادداشت‌تان بنویسید. انجام چنین کاری در درازمدت شما را از برنامه‌های موفق، طرح‌های محبوب و بازاریابی پیرامون مدل‌های گوناگون قیمتی آگاه می‌سازد. باوجود اینکه انجام این کار دشوار به نظر می‌رسد، انجام تحقیقات بسیار ساده بوده و هزینه خاصی هم ندارد.

2) سازگاری ایده‌های نو با برنامه‌های موفق: از کجا می‌دانید برنامه‌ شما مورد توجه بازار قرار می‌گیرد؟ بهتر است برای چنین کاری به جدول برترین برنامه‌ها نگاهی بیندازید. آیا برنامه‌هایی نظیر آنچه قصد تولیدش را دارید، در آنجا فهرست شده است؟ اگر بله، این پتانسیل وجود دارد که برنامه‌ای موفق داشته باشید و اگر این طور نیست، باز هم به نگاه کردن ادامه دهید. به همین سادگی.

3) تجربه‌ کاربر را در برنامه خود طراحی کنید: حال زمان آن فرارسیده تا تجربیات خود را به ماهیتی قابل لمس تبدیل کنید. برای تبدیل درست ایده‌ها، پیشنهاد می‌شود آن را روی کاغذ بکشید. گرچه ممکن است برخی ترجیح دهند از ابزارهای دیجیتال نظیر برنامه فتوشاپ یا Draft استفاده کنند. هر روشی که با آن راحت‌تر هستید را برگزینید. این روش بهترین راه برای ارائه جزئیات مربوط به برنامه‌نویسان است.

هر چه توضیحات واضح‌تری ارائه کنید، در زمان کار با برنامه نویسان با مشکلات و سوءتفاهم‌های کمتری مواجه می‌شوید. هدف، انتقال صحیح معانی و اهداف کلی کار به‌گونه‌ای است که در نهایت منجر به تولید برنامه‌ای کاربردی شود.

4) برنامه‌نویسان توانمند را به‌کار گیرید: پیدا کردن و به‌خدمت گرفتن نخستین برنامه‌نویس، کاری دشوار و گاه زمانبر است، اما بکوشید این زمان را با دقت صرف کنید. یافتن افراد توانمند شما را از تأخیرهای ناخواسته در حین کار دور کرده و روند توسعه برنامه را تسریع می‌کند و به مراتب از هزینه‌ها خواهد کاست. بهتر است همیشه به دنبال افراد با استعداد جدید باشید و آنها را در گروه خود جای دهید.

5) آزمایش برنامه: زمانی که برای آزمایش برنامه صرف می‌کنید بسیار مهم است چرا که روند استفاده‌ کاربر نهایی از برنامه را به چشم خواهید دید. ممکن است کاربران سوالاتی در ذهن داشته باشند، سوالاتی که به ذهن شمای توسعه‌دهنده خطور نمی‌کند. این موارد نیز بسیار مهم و حائز اهمیت است. طرح‌های اولیه‌ تهیه برنامه را کنار بگذارید و بکوشید تمامی جوانب کار را به خوبی بسنجید. هرگز تصور نکنید ممکن است بخشی از برنامه به‌دلیل آنکه قبلا خوب کار می‌کرده از آزمایش مبرا است. باید تمامی بخش‌های برنامه را همیشه کنترل و بررسی کنید؛ به‌خصوص پیش از انتشار نهایی محصول. نباید روند آزمایش برنامه تنها به شما محدود شود. ممکن است این برنامه تنها برای شما قابل فهم باشد اما برای سایرین چنین نباشد. از هرکسی که می‌شناسید کمک بگیرید تا برنامه‌ای خوب داشته باشید.

6) برای برنامه خود بازاریابی کنید: اپ استور، کافه بازار و...مملو از برنامه‌های عالی و کاربردی است. پس برای کسب موفقیت نیاز به تبلیغات و بازاریابی برای برنامه‌تان دارید. برای بازاریابی موفق، لازم است به چندین حوزه توجه ویژه‌ای داشته باشید. در واقع ابزارهای اولیه‌‌ای که برای موفقیت برنامه‌تان در اختیار دارید، همانا فرصت بازاریابی برای آن است. کار شما از طراحی آیکون برنامه تا انتها و انتشار آن همگی به بازاریابی صحیح بستگی دارد. علاوه‌بر بازاریابی، باید برنامه را با توجه به نیاز مخاطبان و تحرکات رقبا همیشه به روز نگه داشته و تغییرات سازنده‌ای در آن اعمال کرد.

روش‌های فروش اپلیکیشن

1) یک ویدئو بسازید و به اشتراک بگذارید: ساختن ویدئو یکی از بهترین کارها برای نمایش اپلیکیشن شماست. یک ویدئو از نحوه کار اپلیکیشن تهیه کنید و از طریق شبکه‌های اجتماعی به اشتراک بگذارید. هرقدر ویدئو شما جذاب‌تر باشد، احتمال خرید اپلیکیشن شما بیشتر می‌شود.

2) نظریات مشتریانتان را درباره اپلیکیشن‌تان منتشر کنید: درج نظر مشتریان سابق و فعلی درباره اپلیکیشن‌تان یک راه برای جذب مشتریان جدید است.

3) دوره‌هایی برای دانلود رایگان برنامه خود در نظر بگیرید. به این ترتیب می‌توانید کاربران را ترغیب کنید با محیط برنامه شما آشنا شوند؛ موضوعی که برای انتشار برنامه‌های کاربردی حیاتی است. این نسخه رایگان را حداکثر بین تمامی مشتریان احتمالی توزیع کنید. در این نسخه روش‌های تهیه سریع اپلیکیشن کامل را نیز توضیح دهید تا به سرعت در اختیار مشتریان احتمالی‌تان قرار گیرد.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

سؤالی که به ذهن می رسد این است که “فرصت” چیست؟

سعید اجلال ، کارشناس ارشد کسب و کار دانشگاه تهران امروز در جهان اقتصاد نوشت:  افراد مختلف، فرصت را بر مبنای دیدگاه های خود به اشکال مختلف تعریف کرده اند. در کل می توان فرصت را شرایطی دانست که بر اساس آن، افراد گزینه هایی را بصورت نوآورانه تشخیص می دهند و امکان معرفی محصول، خدمت، فرآیند، شکل سازمانی و بازاری جدید برای آنها فراهم می شود که منافع حاصل از آن بیشتر از هزینه های آن می باشد.  بیشتر افراد تصور می کنند که موفقیت های کارآفرینانه بر اساس یک ایده کاملاً جدید حاصل شده است. اما همیشه یک ایده به تنهایی کافی نیست. میلیون ها نفر از مردم ایده هایی در سر داشته اند که هیچکدام تبدیل به یک شانس طلایی نشده اند! شروع و راه اندازی یک کسب وکار نیازمند چیزی بیش از یک ایده و نیازمند فعالیت های بیشماری از جمله استخدام کارکنان، خرید تجهیزات، اجاره تسهیلات، بازاریابی، جمع آوری منابع مالی و فعالیت هایی از این دست می باشد. اغلب افراد معمولاً جهت راه اندازی کسب وکار خود، یک “سناریو” یا دستورالعمل از پیش تعیین شده که پیش از این در جای دیگریپیاده سازی شده را اجرا می کنند. کارآفرینان ممکن است هنگام راه اندازی بنگاه، مجموعه ای از دستورالعمل ها را ادغام و با بکارگیری آنها، مقدمات پیاده سازی فعالیت خود را فراهم آورند.

در واقع ٢ سؤال اصلی در پژوهشهای کارآفرینی عبارتند از :

الف – تحت چه شرایط زمانی و مکانی و کدام افراد از فرصتها با خبر می شوند؟

ب – بواسطه تأثیر کدام دسته از عوامل افراد قادر و مصمم به بهر ه برداری ازفرصتها می گردند؟

تعریف فرصت :

در طی سالهای گذشته تعاریف متعددی توسط محققین مختلف برای تبیین فرصت کارآفرینی ارائه شده اند . برخی از این تعاریف عبارتند از :

  فرصت در مقابل تهدید معنی پیدا می کند. فرصت به موقعیتهائی اطلاق می گردد که اولاً قابل کنترل توسط فرد باشند و ثانیاً این موقعیت ها پی آمدهای مثبتی برای فرد به همراه داشته باشند. در مقابل تهدید به هر موقعیت غیر قابل کنترل با پ یآمدهای منفی اطلاق میگردد.(Krueger 2000)

   فرصت پدیده ای وابسته به شرایط محیطی است. افراد ٢ الگوی ذهنی فرصت و تهدید را همواره با خود داشته و اینکه یک موقعیت مشخص را بعنوان فرصت یا تهدید تشخیص دهند بستگی به سرعت فعال شدن هر یک از ٢ الگوی ذهنی مذکور دارد. (McCline et. al. 2002)در عین حال سرعت فعال شدن هر یک از ٢ الگوی ذهنی بستگی به علائم و اطلاعاتی دارد که از محیط دریافت می گردد.

    فرصت به هر گونه ایده که اجرای آن امکانپذیر باشد اطلاق می گردد. (Gartner et. al. 2003)

    فرصت کارآفرینی به هر موقعیتی اطلاق می گردد که در آن موقعیت ها بتوان محصولات، خدمات، مواد خام، بازار و شیو ههای سازماندهی جدیدی را ارائه نمود. (Shane & Venkatraman 2000)

فرصت به هر موقعیت مناسب در بازار اطلاق می گردد که در آن موقعیت ها بتوان محصول/ خدمتی جدید)ایده ( را عرضه نمود. (Singh 2001)

فرصت ماهیتی مسئله گونه داشته و ایده راه حل انتخابی برای مسئله مذکور است. (Ardichvili et. al. 2003)

  فرصت به موقعیتی اطلاق می گردد که در آن فرد بر این باور است که با نو ترکیبی منابع می تواند به سودی نائل گردد. (Shane 2003)

نظریه های سایرمحققین:

با توجه به اهمیت پژوهشهای مرتبط با کشف فرصت در مجموعه مطالعات کارآفرینی و نیز این نکته که چارچوبهای تئوریکی مختلفی برای تبیین این پدیده توسط پژوهشگران ارائه شده است، برخی پژوهشگران تلاش کرده اند تا این چارچوبهای تئوریکی را طبقه بندی کنند. حداقل دو طبقه بندی را میتوان به شرح زیر ارائه نمود:

    طبقه بندی ونکاترامن و ثاراثواتی

در طبقه بندی این دو محقق از یک رویکرد عرضه و تقاضا به موضوع پرداخته می شود.در این رویکرد ایده جدید یا موجود به مثابه بخش عرضه است و مسائلی که ایده قادر به حل و فصل آنهاست در حکم بخش تقاضا می باشند.

با این رویکرد محققین مذکور سه نوع از نظریه های رقیب را از یکدیگر تفکیک می کنند :

الف ( الگوی تشخیص فرصت

در این الگو هر دو بخش عرضه و تقاضا موجود بوده و کارآفرین بواسطه هوشیاری خود که به معنی جستجوی ناخودآگاه است، نقش میانجی بین عرضه و تقاضا را برعهده دارد. در این الگو تشخیص فرصت معنی دارد.

ب ( الگوی کشف فرصت

در این الگو که متأثر از نظرات شومپیتر و هایک ارائه شده اند یکی از دو بخش عرضه و تقاضا موجود می باشند و نقش کارآفرین جستجوی آگاهانه برای کشف بخش غایب و ایفای نقش میانجی بین آنهاست.

ج ( الگوی خلق فرصت

در این الگو هر دو بخش عرضه و تقاضای در محیط عینی غایب بوده و نقش کارآفرین آفرینش ذهنی هر دو بخش و تلاش همزمان برای عینیت بخشیدن به آن در جهان واقع می باشد.

    طبقه بندی آلسوس و همکاران

در این طبق هبندی نظریه های رقیب با استفاده از ٢ معیار )سطح آگاهی کارآفرین و منشاء فرصت( از یکدیگر تفکیک م یگردند. به این ترتیب ۴ دسته نظریه از یکدیگر قابل تمایزند :

الف ( ایده و فرصت درونی – تصادفی

در این نظریه ها منشاء ایده درون )ذهنی ( کارآفرین است که در یک سطح ناخودآگاه توانسته است آن را تشخیص دهد.

ب ( ایده و فرصت بیرونی – تصادفی

در این نظریه منشاء ایده بیرون )محیط اطراف( کارآفرینی است که دیده شدن آن توسط کارآفرین ناخودآگاه بوده است.

ج ( ایده و فرصت بیرونی – غیرتصادفی

در این نظریه منشاء ایده بیرون )محیط اطراف( کارآفرین است که کشف آن ناشی از جستجوی فعالانه )آگاهانه( توسط کارآفرین بوده است.

د (ایده و فرصت درونی – غیرتصادفی

در این نظریه ایده و فرصت در درون )ذهنیت( کارآفرین و در سطح خودآگاه ضمیر وی شکل گرفته است. این فرصت ها چون منشاء درونی و فعال دارند برای نمود عینی در جهان واقع بایستی توسط کارآفرین خلق گردند.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

برای کارآفرینی در حوزه‌ی سلامت، نیاز به تحصیلات و پیش‌زمینه پزشکی نیست و افراد نوآور و خلاق می‌توانند از این فرصت بسیار عالی استفاده کنند.

برخی کارشناسان، البته آن‌هایی که منفی‌باف هستند، در مورد احتمال وجود فرصت‌های کارآفرینی در بخش سلامت تردید دارند. آن‌ها عقیده دارند فرصت‌های بخش بیوتکنولوژی بسیار پرخطر هستند. آن‌ها معتقدند رشد این علم بسیار پایین است و نمی‌توان به‌عنوان یک فرصت پایدار به آن نگاه کرد.

خوشبختانه تعداد افرادی که این طرز قدیمی را دارند بسیار کم است. در عصر حاضر که مصرف‌کنندگان، بیشترین اهمیت را به سلامت خود می‌دهند، فرصت ایجاد کسب‌وکار و استارتاپ در بخش سلامت بیشتر از هر زمان دیگری شده است.

به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از زومیت، تانموی شارما، یکی از کارآفرینان سلامت که خود نیز پزشک است، در سال ۲۰۰۴ به ایالات متحده آمد. وی دارای دکترای داروسازی، ۲۰ سال فعالیت در زمینه‌ی فیزیوتراپی و فعالیت در سه قاره‌ی جهان در زمینه‌ی داروسازی است. دکتر شارما، در سال ۲۰۰۹ یک مرکز کوچک ترک اعتیاد ۶ تختخو‌ابی تأسیس کرد و در حال حاضر آن تشکیلات کوچک تبدیل به یک کسب‌وکار بسیار بزرگ شده است که وی مدیریت آن را بر عهده دارد. در واقع مرکز درمانی ترک‌ اعتیاد دکتر شارما، رویکرد جدیدی نسبت به ترک اعتیاد ایجاد کرده است. به‌طوری که تأثیرگذاری درمان ترک اعتیاد از طریق بستری شدن در این کلینیک، از متوسط کل ایالات متحده بالاتر رفته است. با حمایتی که کارآفرینی سلامت در چندین سال گذشته دریافت کرده است، نباید از دیدن رونق چنین مراکزی که در زمینه‌ی سلامت بسیار فعال هستند، تعجب کرد.

ولی هنوز بسیاری از افراد از دیدن کسب‌وکارهای مربوط به بخش سلامت که دارای ایده‌های نوآورانه و کارآفرینانه و عملکرد بسیار منظم هستند، تعجب می‌کنند.


نقش سرمایه‌گذاری خطرپذیر

سرمایه‌گذاران خطرپذیر به دنبال نسل جدیدی از استارتاپ‌ها برای سرمایه‌گذاری هستند. پس این نوع سرمایه‌گذاران باید گوش‌به‌زنگ باشند تا فرصت‌ها را از دست ندهند. در ایالات متحده و در سه ماه آخر سال ۲۰۱۵، تعداد ۱۷۲ شرکت سرمایه‌گذاری خطرپذیر مبلغ ۱۱.۶ میلیارد دلار در زمینه‌ی بیوتکنولوژی و دستگاه‌های پزشکی سرمایه‌گذاری کرده‌اند. دنیای داروسازی بسیار بزرگ است و کارآفرینان حتی بدون داشتن سابقه و تحصیلات پزشکی، می‌توانند در این زمینه فعالیت کنند. پس اگر شما یک سرمایه‌گذار خطرپذیر هستید، فرصتی برای از دست دادن ندارید و باید وقت خود را صرف بررسی استارتاپ‌های حوزه سلامت کنید و در آن‌ها سرمایه‌گذاری خوبی داشته باشید.

سلامت، نیاز جهان

دوره‌ی کنونی، دوره‌ای نیست که منتظر یک موتور جستجوی جدید مثل گوگل یا یک نرم‌افزار پیام‌رسان دیگر مثل تلگرام باشیم. بلکه آنچه جهان ما به آن احتیاج دارد، داروهای بهتر، واکسیناسیون مناسب، سیستم‌های سلامت کارا و داروهای پیشگیرانه برای افرادی است که در محرومیت زندگی می‌کنند. درواقع، کارآفرینی سلامت در ذات خود دارای نگاهی بشردوستانه است که البته فرصت تجاری بسیار خوبی نیز به شمار می‌رود.

تمام کسب‌وکارها باید برای ادامه‌دار بودن، سودآور باشند. در دنیای امروز، افراد نیازهای بیشتری به نگهداری‌های پیشگیرانه و سلامت شخصی دارند که مقدمه‌ی بسیار خوبی برای ایجاد هزاران فرصت مناسب در زمینه‌های غیر دارویی است. شاید باور این سخت باشد که در ورزش یوگا که روی سلامت شخصی افراد کار می‌کند، سرمایه‌گذاری ۱۶ میلیارد دلاری شده است.

نوآوری در زمینه‌های اولیه‌ی سلامت، نیازی به تحصیلات آکادمیک بالا ندارد. فقط لازم است که افراد شم تجاری بالا و علاقه‌ی مناسب برای کمک به کسانی داشته باشند که از ضرورت توجه به سلامتی خود غافل مانده‌اند؛ به‌عنوان مثال ارائه‌ی یک برنامه کاربردی که به شما کمک می‌کند بتوانید رستوران غذای مناسب با بدن خود را انتخاب کنید. سایر فرصت‌ها به همین صورت می‌تواند خلق شود و جذابیت بسیار زیادی برای مردم داشته باشد.


صنعت سلامت، صنعت پایدار

باید به این نکته دقت کرد که صنعت سلامت، یک صنعت پایدار است. هزینه‌های بخش سلامت برای خانواده‌های آمریکایی متوسط از لحاظ درآمد، در حال بیشتر شدن است و در سال ۲۰۱۶، به میزان ۴.۳ درصد نسبت به سال گذشته رشد داشته که از سال ۲۰۰۰ بی‌سابقه بوده است. اگر چه ممکن است هزینه‌های درمانی برای بسیاری از شرکت‌های آمریکایی و کارکنان آن‌ها سنگین باشد؛ ولی خبر خوبی برای آن‌ها است، زیرا نشان می‌دهد که خانواده‌ها به سلامت خود اهمیت می‌دهند و برای آن هزینه پرداخت می‌کنند.

همچنین دوران کنونی فرصت بسیار خوبی برای کارآفرینان است که به افراد کمک کنند تا بتوانند هزینه‌های درمان خود را کاهش دهند. شرکت‌های نوآور با ایجاد کسب‌وکارهایی که به نفع بیماران فعالیت می‌کند و هزینه‌های آن‌ها را کاهش می‌دهد، می‌توانند بسیار سودآور باشند. دورانی که شرکت‌های پزشکی، شرایط دشوار مالی را به بیماران خود تحمیل می‌کردند به سر‌رسیده است.‌

ما نمی‌دانیم که آینده، چه نقشه‌هایی برای شرکت‌های فناوری واقع در سیلیکون ولی دارد؛ ولی می‌دانیم که نیاز مردم به خدمات سلامت همیشگی است. به این معنا که صنعت سلامت از بین نخواهد رفت؛ پس شما می‌توانید روی این صنعت حساب باز کنید. وقتی در فکر این هستید که یک حرکت جدید و بزرگ انجام دهید، به بخش سلامت فکر کنید که افراد کمتری روی ایجاد استارتاپ در مورد آن فکر کرده‌اند و اگر کسب‌وکارها، برنامه‌های عملیاتی مناسب و ارزش پیشنهادی بالا به جامعه عرضه کنند، مطمئنا می‌توانند آینده‌ی خوبی برای خود متصور باشند.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

برندسازی یعنی ایجاد اعتماد، شناخت و تمایز، نظر یکی از پیشگامان برندسازی، والتر لندور Walter Landorکه می گوید «کالا ها در کارخانه ها ساخته می شوند و برندها در ذهن ها» اغلب در کسب و کارها نقل قول می شود.

موفقیت های پی در پی لندرور شامل تبدیل فدرال اکسپرس به FedEx، شمایل قرمز و سفید لوگوی «بال خفاشی» برای جین های لی وایز و طرح کله قوچ برای دل مونته بوده است. لندرور می گفت: یک طراحی خوب باید ماندگاری داشته باشد. اگر تلاشی که به کار برده اید نمایان نیست، پس طراحی شما خوب نیست.

اعتماد می تواند به سرعت از بین برود

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از فرصت امروز ، شاید زمانی طولانی صرف ساخت هویت برند، آگاهی و اعتماد به برند شود، اما اعتماد به سرعت هم از بین می رود. برای همین است که شرکت ها از نام تجاری خود به شدت مراقبت می کنند. خصوصا آنهایی که آنچنان برای مشتریان شناخته شده اند که دیگر از شکل برند خارج شده و به شکل واژه ای عمومی درآمده اند مانند کلینکس یا تاید.

کسانی که مسئولیت سنگین ساخت برند را برعهده دارند باید موضوعات وسیعی را در نظر بگیرند. برای نمونه، آیا در برندسازی رنگ اهمیت دارد؟ آیا رنگ آبی واقعا آرام بخش است؟ آیا رنگ سبز واقعا «زنده بودن» را تداعی می کند؟ آیا رنگ قرمز واقعا اشتهابرانگیز است؟ ظاهرا کیت کت عقیده دارد که این نظریه در مورد شکلات های آنها صدق می کند. وقتی رنگ و فونت و طراحی برند انتخاب شدند، آنگاه انسجام و پیوستگی بین تمام اجزای آن اهمیت می یابد.

برای مثال می توان به خصوصیت قهوه ای خدمات پستی آمریکا و نشان معروف حروف UPS آن اشاره کرد. شرکت تلاش زیادی کرد تا بتواند رنگ قهوه ای مورد نظر خود را به عنوان علامت تجاری به ثبت برساند تا در صورت استفاده سازمانی دیگر از این رنگ روی ون ها یا لباس ها، مردم دچار سردرگمی نشوند. تصور کنید حتی ثبت رنگ به عنوان یک علامت تجاری؟ حفاظت از برند اینقدر دشوار است.

خانم جودیت لین زایچکوفسکی، پروفسور بازاریابی و ارتباطات در مدرسه کسب و کار کپنهاگ معتقد است:«برندی که بخواهد به عنوان برندی نوآور معرفی شود هرگز نباید از رنگ های خاکستری برای شناسایی خود استفاده کند. این رنگ ها سبک و خنثی هستند.» به عقیده این استاد دانشگاه رنگ باید با هویت برند و تمام بخش های آمیزه بازاریابی آن همگون و سازگار باشد:« برای شناساندن برند استفاده از ترکیب رنگ ها بهتر از تک رنگ است. نه بیشتر از سه رنگ و البته دو رنگ اغلب بهتر است، درغیر این  صورت هیچ تمایزی خلق نمی شود.

به علاوه، حفاظت از رنگ های ترکیبی در دادگاه آسان تر از حفاظت از تک رنگ است.» او همچنین می گوید که اگر می خواهید برند شما به عنوان برندی قابل اعتماد درک شود، باید نام برند به صورت بولد و پررنگ نوشته شود نه نازک و ایتالیک.«نوشته های پررنگ، قدرت را القا می کنند، درحالی که نوشته های نازک و ایتالیک جدی گرفته نمی شوند. نگرش برند بخش انتزاعی آن است و عناصر هویتی، بخش های اصلی آن هستند که با استفاده از آنها معنای برند به مشتری رسانده می شود.»

خصوصیات الهام بخش برندهای جهانی

شرکت خدمات پستی آمریکا (UPS) با رنگ قهوه ای مشهور خود در میان برندهای بزرگ و شناخته شده در دنیا قرار دارد مانند تیک نایکی، بطری های کوکاکولا و آرک های زردرنگ مک دونالد.

در سراسر دنیا شواهدی وجود دارد که نشان می دهد بعضی از مشتریان، برندهایی را ترجیح می دهند و به آنها اعتماد دارند که بومی خود آنها نیستند، مانند برندهای جهانی، به خصوص در کشورهای در حال توسعه که مصرف کنندگان در آنها آرزوی سبک زندگی کسانی را دارند که در مناطق مرفه تر دنیا زندگی می کنند. اما شواهد دیگری در مقابل وجود دارد که گویای وفاداری قوی تر به برندهای محلی در برابر برندهای جهانی است. این احتمال وجود دارد که در بازارهایی که به بلوغ رسیده اند، خصوصیات برندهای جهانی اهمیت کمتری داشته باشد.

گاهی اوقات برای ایجاد اعتماد، حتی تغییر نام برند لازم است. مصرف کنندگان بریتانیایی کرم هایUlay محصول پراکتراندگمبل، در اواخر دهه 1990 هنگام یکپارچه سازی برند ابتدا در برابر تغییر نام آن به کرم Olay مقاومت می کردند. آنها از اقدام برند مارس که به خاطر جهانی سازی، نام شکلات های مشهور Marathon خود را به Snickers  تغییر داد، هم راضی نبودند. ظاهرا تفاوت های فرهنگی سبب شد تا شرکت اتومبیل سازی فورد، نام Anglia  را از نام اتومبیل های وارداتی خود به انگلستان حذف کند، زیرا احساس کرد این نام مناسب بازار صادراتی آن نیست. نام محصول اهمیت زیادی دارد.

فورد زمانی متوجه این مسئله شد که سعی داشت اتومبیل Pinto خود را در برزیل به فروش برساند اما بعد متوجه شد که Pinto در زبان برزیلی معنای عامیانه و بدی دارد. یا جنرال موتورز که می خواست اتومبیل شورولت NOVA را در آمریکای جنوبی به فروش برساند غافل از اینکه نوا در زبان اسپانیایی به چه معناست، «راه نمی رود».

خصوصیات معروف، عوامل بسیار مهمی در شناخت و یادآوری برند هستند. مشتریان، برندی را که با آن احساس راحتی دارند انتخاب می کنند، خصوصا اگر آن برند مدتی در بازار وجود داشته و احساس کیفیت، تجربه خوب و توجه به مشتری را نشان داده باشد. نام برندهایی که به خوبی شناخته می شوند و تاریخ پرافتخاری دارند بیش از طلا ارزش دارد ، ماجرای تغییر نام شرکت پست انگلستان به Consignia در سال 2002- که فقط از نظر خودشان خوب بود- صحت این گفته را بیش از پیش تأیید می کند. نام شرکت پست برای نسل های مختلف خوب بود، اما در ظاهر برای مدیریت آن زمان جذابیت نداشت. خوشبختانه چندسال بعد مدیریت به اشتباه خود پی برد و به نام اولیه بازگشت و نام Consignia به انبوه اشتباهات برندسازی پیوست.

چنین اشتباهاتی، که امثال آنها زیاد است، منبع داستان های بازاریابی هستند. بازاریابان می دانند که پول زیادی که صرف تبلیغات می شود، خیلی زود خاطره یک نام قدیمی را محو می کند و مشتریان به یک محصول جهانی جدید با یک نام تازه عادت می کنند. استانداردسازی می تواند برای کسب و کار خوب باشد اما مطمئناً باید جایی هم برای پذیرش کمی تفاوت بگذاریم. و اگر چنین استانداردسازی و جهانی سازی برند منجر به سودمندی و صرفه برای مشتریان شود، چرا که نه؟

کسانی که فکر می کنند برندسازی در نهایت، فقط یک نام است، از نکته اصلی غافل هستند.

ایجاد یک ارتباط پایدار و همراه با اعتماد با مشتریان، که به واسطه یک برند قابل شناسایی و مؤثر، میسر می شود، می تواند حیرت آور باشد. بازاریابان برای ساخت چنین رابطه ای از هر وسیله ای که در دسترس دارند استفاده می کنند و هر چه مصرف کنندگان بیشتر در معرض برند باشند، برند بیشتر می تواند اطمینان آنها را به خود جلب کند.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

تیموتی سیکس، کارآفرین و کارشناس سهام، وکیل و تاجری مشهور است. او در رسانه های خبری CNN، فاکس نیوز، CNBC و دیگر موارد برجسته شده است، همچنین وی در موسسات معتبر مانند دانشگاه هاروارد به سخنرانی پرداخته است. می توانید نمایش های رسانه ای و سخنرانی هایش را در یوتیوب تماشا کنید.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از فرصت امروز ، تیمونی سیکس چندین مقاله در حوزه کسب و کار دارد که در اینجا به شرح یکی از آنها می پردازیم:

شروع کسب و کار یک سفر است. این یک سفر دشوار است و اکثر مردم شکست می خورند، زیرا آنها مربی ای ندارند. من قصد دارم به شما هفت درس مهم درباره شروع یک کسب و کارموفق را آموزش دهم. من این درس ها را از تجربیات و ناکامی هایم آموختم و اکنون قصد دارم آنها را به شما آموزش دهم تا مجبور نباشید با همان چالش هایی که انجام می دادید و مشکلاتی که پیش روی تان بود، پیش بروید.


1- باید به آموزش اهمیت داد

من معتقد هستم که آموزش و پرورش بسیار مهم است و منظور از آموزش لزوما آموزش رسمی نیست، اگر چه می تواند باشد. آموزش به شکل های بسیاری از جمله از طریق تجربه و از طریق مربیان صورت می گیرد. داشتن مربی و مشاور در آموزش مسئله ای بسیار با اهمیت است. به همین دلیل من این آموزش ها را در ویدئویی ایجاد کردم، بنابراین افراد عادی نیز می توانند به آن مراجعه کرده و آموزش ببینند.

2- باید مشتاق یادگیری باشید

من با تعدادی کارآفرین متکبر که فکر می کنند همه چیز را می دانند آشنا هستم، اما برای تبدیل شدن به کارآفرین موفق راهی را که آنها در پیش گرفته اند دنبال نکنید. افتاده باشید و تمایل به یادگیری داشته باشید، بدون توجه به اینکه چقدر موفق هستید یا بدون توجه به میزان سرمایه ای که کسب می کنید.

3- هدف های خود در کسب و کار را بشناسید

باید با اهداف خود در کسب و کار آشنا باشید. در اهداف خود پابرجا بمانید و به اهداف جدیدی دست نزنید. لازم است از آنچه از کسب و کار و هدف خود انتظار دارید، آگاه باشید و برنامه هایی برای رسیدن به هر آنچه را که لازم دارید طراحی کنید، همچنین بهتر است برنامه های خود را برای رسیدن به هدفتان یادداشت کنید و به مرور زمان وقتی وضعیت کسب و کارتان عوض می شود آن طرح را اصلاح کنید و سرانجام با گذشت زمان از یادداشت اهداف تان روی کاغذ شگفت زده خواهید شد.

4- نقاط قوت و ضعف خود را بشناسید

با مطالعه نقاط قوت و ضعف خود آگاه می شوید که چگونه بهترین استفاده را از زمان خود داشته باشید. پس اگر شما یک بازاریاب هستید تنها در بخش بازاریابی تمرکز کنید. اگر با اعداد رابطه خوبی ندارید، شخص دیگری را برای کمک در این بخش باید استخدام کنید، بنابراین سعی نکنید همه چیز را خودتان انجام دهید، در این صورت شما خود را غرق در کار های تان خواهید یافت.

5- روند بهبود در کسب و کار خود را ادامه دهید

با هر پیشرفتی که می کنید، خوشحال باشید. من از تجربه هایی که دارم می دانم که با داشتن هدف های برای پیروزی های بزرگ و انتظار بازده سریع از آنها به شما در درازمدت کمکی نخواهد کرد، بنابراین ثبات در کسب و کار بسیار مؤثرتر از تلاش برای دستیابی به تمامی اهداف به یک باره در هفته یا ماه اول شروع کسب و کار است.

6- بهتر است با رسانه های اجتماعی و شبکه رابطه خوبی داشته باشید

درست یا غلط بودن راه شما در کسب و کار را فقط خود شما می دانید، پس بهتر است یک مشاوره، یک سرمایه گذار و همچنین کسی را بیابید که به شما کمک های عاطفی ارائه دهد.

اکنون که به گذشته نگاه می کنم با خود می گویم کاش کار با شبکه را از روز اول شروع می کردم. هر روز که از شبکه استفاده نکنید یک شریک بالقوه از دست داده اید. پس اتصالات و ارتباطات شبکه را شروع کنید. مهم نیست که در ابتدا این ارتباطات تا چه اندازه گسترده باشد.

7-آنچه را که انجام می دهید دوست داشته باشید

یکی از نکات بسیارمهم برای تاجران این است که آنها باید کاری را که انجام می دهند دوست داشته باشند. این تنها راهی است که می توانند در این کار تمام مشکلات را تحمل کنند. شور و هیجان، ما را به راهی که در زندگی مان برای پیشرفت در کسب و کار به آن علاقه مند هستیم، می کشاند. اما نکته مهم کجاست؟ باید بدانید مهم نیست که کسب و کار شما چه چیزی است، اگر شما آن را دوست داشته باشید و به طور جدی سخت کار می کنید، در نهایت شما به موفقیت خواهید رسید، ولی اگر غیر این باشد در بهترین کسب و کار ها هم ممکن است با شکست مواجه شوید.

اکنون زمان آغاز کسب و کارتان است. بنابراین، در نهایت، بهترین راه برای اجرای یک کسب و کار، اجتناب از تعویق است. در حال حاضر شروع به کار کنید و از اهداف خود شروع کنید.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

شکست خوردن در کارآفرینی و امور مربوط به راه اندازی کسب و کار یک امر ذاتی است. درواقع بسیاری از کارآفرینان شکست را به عنوان گامی به سوی موفقیت در نظر می گیرند. آن ها حتی شکست های خود را جشن می گیرند؛ زیرا می دانند که شکست هایشان بهترین منبع برای یاد گرفتن درس های جدید هستند.

وینستون چرچیل می گوید: «موفقیت آخر مسیر نیست و شکست هم کشنده نیست؛ این شجاعت برای ادامه دادن مسیر است که اهمیت دارد.» در ادامه ی این مقاله  صحبت های ۴ نفر از بزرگ ترین کارآفرینان دنیا را درباره ی شکست و درس هایی که می توان از آن ها یاد گرفت، بررسی خواهیم کرد.

۱- شکست را راهی به سوی اختراعات جدید در نظر بگیرید

جف بزوس، بنیان گذار شرکت آمازون می گوید: «من اشتباهات بزرگی در آمازون مرتکب شده ام، اشتباهاتی که میلیاردها دلار هزینه داشته است.»

اما با این حال او هیچ وقت اجازه نداد که شکست کارش را متوقف کند. او در اولین نامه اش به سهام داران در سال ۱۹۹۷ نوشت: «ما به یاد گرفتن ادامه خواهیم داد؛ چه از پیروزی ها و چه از شکست ها» از آن زمان به بعد او در هر نامه ای که به سهام داران آمازون می نویسد، از کلمه های «اختراع» و «شکست» استفاده می کند و روی این موضوع تأکید دارد که تحمل شکست، بخش بزرگی از فرهنگ و دلیل موفقیت شرکت آمازون است.

به عنوان مثال او در سال ۲۰۱۴ در نامه ی دیگری به سهام داران نوشت: «شکست خوردن یک امر اختیاری نیست و همواره اتفاق می افتد و منجر به اختراع چیزهای جدید می شود. ما به شکست خوردن اعتقاد داریم و آن قدر در راهمان پیش می رویم که بتوانیم به موفقیت برسیم.»

این اتفاق در سال ۲۰۱۶ نیز تکرار شد و او در نامه اش نوشت: «یکی از جاهایی که فکر می کنم ما در آن متمایز هستیم، شکست است. من معتقدم که ما بهترین جا برای شکست خوردن در دنیا هستیم و تمرین خوبی برای آن انجام داده ایم. اگر شما برای انجام کاری تنها ۱۰ درصد شانس موفقیت داشته باشید یعنی از هر ۱۰ بار تلاش ۹ بار شکست خواهید خورد؛ اما به این معنی نیست که از انجام آن کار طفره بروید.»

۲- شکست خوردن باعث پیشرفت می شود

بنیان گذار شرکت های اسپیس ایکس و تسلا یعنی ایلان ماسک، یک جمله ی معروف دارد که می گوید: «اگر هدفت ماه باشد، حتی اگر به آن نرسی جایی در میان ستارگان فرود خواهی آمد.» او شخصی است که به داشتن یک سابقه ی کاری پر از شکست های حماسی افتخار می کند.

او در مورد شرکت تسلا گفته است: «من فکر می کردم که ایده  ی راه اندازی این شرکت شکست می خورد؛ اما بعد پیش خودم فکر کردم که حداقل می توانم ذهنیت اشتباه مردم را نسبت به زشت و آهسته بودن ماشین های الکتریکی تغییر بدهم.» در اینجا این سؤال مطرح می شود که اگر انتظار موفق شدن نداشته باشیم، پس چرا باید برای آن تلاش کنیم؟

ماسک در پاسخ به این سؤال گفت: «اگر چیزی واقعا از اهمیت زیادی برایتان برخوردار است باید برای آن تلاش کنید؛ حتی اگر بدانید که نتیجه ی آن شکست خواهد بود.» ایلان ماسک با ریسک کردن توانست خودش را در میان ستاره ها قرار دهد.

او در رابطه با اسپیس ایکس گفته است: «می خواهم از لحاظ سرمایه به اندازه ای برسیم که خیالمان راحت باشد شرکت می تواند ۳ شکست متوالی را تجربه کند و مشکلی پیش نیاید.» او کاملا انتظار شکست خوردن دارد و می گوید: «شکست یک انتخاب است. اگر هیچ شکستی تجربه نمی کنید؛ یعنی به اندازه ی کافی در کارتان خلاقیت ندارید. ما باید به شکست خوردن در موضوعات جدید پایبند باشیم.»

۳- به سمت شکست بروید و از آن درس بگیرید

مارک زاکربرگ، بنیان گذار فیسبوک می گوید: «حتی زحمت اجتناب کردن از شکست به خودتان ندهید؛ زیرا هزاران مدل از آن را تجربه خواهید کرد. هیچ  چیز غیر ممکن نیست، شما باید خیلی سریع از شکست های خود درس بگیرید و دوباره به سمت دیوارها حرکت کنید.»

او معتقد است که انسان های موفق بیشتر از دیگران شکست خوردن را تجربه می کنند.زاکربرگ در یکی از جلسات پرسش و پاسخ در سال ۲۰۱۵ گفت: «اگر انسان موفقی هستید، یعنی بیشتر کارهایی که انجام داده اید با شکست مواجه شده است. تنها چیزی که اهمیت دارد این است که چه درسی از اشتباهات خود گرفته اید.» او معتقد است که انسان ها با اشتباهاتشان قضاوت نمی شوند و می گوید: «شما با هزاران شکست روبه رو خواهید داشت. مطمئن باشید هیچ کس دورانی را که شکست می خوردید، به یاد نخواهد آورد. آن ها همیشه پیروزی ها را به خاطر خواهند سپرد.»

۴- بر کارهایی که مهارت دارید تمرکز کنید

استیو جابز معتقد بود که اشتباهات در هر حال صورت می گیرند و شما نمی توانید همه را از خودتان راضی نگهدارید. او در سال ۱۹۸۵ به دلیل فروش ناموفق کامپیوتر Lisa، از اپل، شرکتی که خودش در راه اندازی آن دست داشت اخراج شد. او در مدتی که از اپل دور بود، یک شرکت کامپیوتری به نام NeXT راه اندازی کرد. این شرکت مدتی بعد توسط اپل خریداری شد و استیو جابز را دوباره به اپل برگرداند.

او در سال ۱۹۹۷ و مدتی بعد از بازگشتش در کنفرانس جهانی توسعه دهندگان اپل (WWDC) شرکت کرد. یکی از شرکت کنندگان از انتخاب استیو جابز نسبت به متوقف کردن تعدادی از برنامه ها از جمله OpenDoc انتقاد کرد. او در پاسخ به این فرد گفت: «شما می توانید گاهی اوقات دیگران را از خودتان راضی نگهدارید. اما یکی از سخت ترین چیزها هنگام تأثیرگذار کردن تغییرات، این است که در بعضی از زمینه ها حق با افرادی مانند این آقای محترم است.»

او توضیح داد که شما باید تجربه ی مشتری ها را در اولویت خود قرار دهید و سپس با استفاده از تکنولوژی به سمت آن بروید. این یعنی باید تعداد پروژه های خود را محدود کنید و وقت و انرژی خود را روی مواردی بگذارید که آینده ی درخشان تری دارند.

جابز در ادامه ی صحبت های خود گفت: «چیزهای زیادی در زندگی وجود دارند که من هیچ اطلاعاتی در مورد آن ها ندارم و بابت این موضوع معذرت می خواهم. بعضی از اشتباهات در مسیر شما وجود دارند و به هر حال اتفاق می افتند و این چیز خوبی است؛ زیرا حداقل تصمیمی در این راه گرفته شده است که می توانیم در آینده آن را پیدا کنیم و مشکلش را از بین ببریم.»


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
سه شنبه 20 تیر 1396  11:31 ب.ظ

امروز کسب و کارهایی در حوزه نور و روشنایی معرفی خواهیم کرد. کسب و کارهایی که همه مبتنی بر استفاده از دیودهای نورانی (LED) است.

به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از خراسان، واقعیت این است که گسترش استفاده از ال‌ای دی، امکان ورود افراد مختلف با سرمایه‌های مختلف (کم یا زیاد) به این حوزه را فراهم کرده است. 4 ایده‌ای که امروز معرفی می‌شود، شما را با وضعیت برخی کسب و کارهای این حوزه آشنا می‌کند.

1. تولید لامپ ال‌ای دی؛ وضعیت بازار

بیش از 70 واحد تولید انواع لامپ ال‌ای دی در کشور وجود دارد. با  این حال هم اکنون درصد اندکی از نیاز داخل توسط شرکت‌های داخلی تامین می‌شود. مخصوصا آنکه میزان تقاضای محصولات به سرعت در حال رشد است. لامپ‌های ال‌ای دی به دلیل مصرف بسیار پایین، ضرر کمتر به سلامتی نسبت به لامپ‌های رشته‌ای و جیوه‌ای و قابلیت طراحی‌های متنوع و زیبا، هر روز سهم بیشتری از بازار را از آنِ خود می‌کنند. مخصوصا آنکه ویژگی‌های فنی این نوع لامپ‌ها  اجازه استفاده از آنها در انواع نورپردازی‌ها ، تابلوهای تبلیغاتی و نمای ساختمان را هم می‌دهد.

تنها مشکل این نوع منبع روشنایی، قیمت بالای آنهاست که البته به مزایای آن می‌ارزد و به همین خاطر میزان تقاضای بازار رو به گسترش است. اگر بخواهید یک واحد صنعتی تولید لامپ با خط تولید کامل را راه بیندازید به بیش از 5 میلیارد تومان سرمایه نیاز خواهد بود. سرمایه‌ای که به راحتی قابل تامین نیست. اما پیشنهاد ما این است که ایجاد این کارخانه را جزو رویاها و اهداف خود در گوشه‌ای از ذهن حفظ کنید اما برای ورود به بازار از مسیرهای کم هزینه تر شروع کنید.

2. مونتاژ لامپ؛ حربه‌ای برای ورود به بازار نور

در ابتدا باید مهارت‌ها  و آموزش‌های لازم را فرابگیرید. اگر دانشجوی برق و الکترونیک هستید چندین گام جلو خواهید بود. برای ورود کم هزینه به بازار نور، می‌توانید در کارگاه خود فقط کار مونتاژ را انجام دهید. مثلا بدنه لامپ و همچنین بورد PCB را به صورت آماده (برای مدلی خاص از لامپ‌های طراحی شده) خریداری کنید و مونتاژ ال‌ای دی‌های نورانی، پاتروم و منبع تغذیه و مبدل ولتاژ را خودتان انجام دهید.

بعد از انجام تست‌های کیفیت و بسته بندی می‌توان محصول را روانه بازار کرد. دریافت مجوز تاسیس و بعد مجوز بهره برداری از سازمان صنعت اولین گامی است که بعد از آشنایی با کسب و کار و مسائل فنی و همچنین نوشتن طرح تجاری باید انجام دهید. به این ترتیب در هزینه‌های دستگاه‌های گران قیمت تزریق و تراش برای ساخت بدنه لامپ صرفه جویی می‌شود. در این حالت می‌توانید مراحل آموزش، تجهیز کارگاه و دریافت مجوز و خرید مواد اولیه را با کمتر از 10 میلیون تومان پشت سر بگذارید. یاسر صمدی، کسی است که در مشهد این کار را کرده است و اکنون وارد بازار نور شده است. هفته بعد تجربه او را مرور خواهیم کرد. 

3. خدمات نورپردازی؛ یک تجربه
البته این ابتدای راه است؛ فروش محصولات و لامپ‌های تولیدی در میان محصولات وارداتی و محصولات متنوع بیش از 70 واحد تولیدی کار آسانی نیست. باید از همان ابتدای تولید به فکر بازاریابی و فروش هم باشید. به همین خاطر فعالان این حوزه همواره ارائه خدمات نورپردازی را در کنار تولید و یا قبل یا بعد از آن مدنظر داشته اند. مشتری این نوع خدمات معمولا شهرداری‌ها ، شرکت‌های ساخت و ساز و یا صاحبان منازل یا مجتمع‌های مسکونی هستند. 

اگر کار با ال‌ای دی را آموخته باشید، در کنار یک تیم طراح و متخصص می‌توانید پروژه‌های نورپردازی شهری و شخصی را با حاشیه سود مناسب انجام دهید. مصطفی صاحبی، یک جوان برق خوانده پرتلاش است که اکنون مدیرعامل یک شرکت مهندسی در حوزه نورپردازی و روشنایی است. او کارش را در مقیاس کوچک و از خانه شروع کرد و ابتدا تولید انواع لامپ‌های ال‌ای دی را در دستور کار قرار داد. او که کارش را از سال 89 آغاز کرد حالا با مجموعه مهندسی اسپارک، پروژه‌های بزرگ نورپردازی شهری را در نقاط مختلف مشهد انجام می‌دهد. تجربه 7 ساله آنها ممکن است برای شما مفید باشد.

جوانانِ عاشق دانش روز وارد این حوزه شوند
مصطفی صاحبی که کار را از تولید لامپ‌های ساده شروع کرده حالا انواع محصولات مثل چراغ‌های دفنی، استخری، آبنما و انواع پروژکتور را تولید می‌کند. وی در مورد تولید لامپ‌ها  از واردات گلایه دارد و می‌گوید که واردات محصولات کم کیفیت و ارزان کار را سخت می‌کند. اما در حوزه طراحی و نورپردازی شرایط مناسب است. مراحل و ادوات تولید محصولات؛ از تزریق آلومینیوم و تراش کاری و رنگ تا طراحی و ساخت PCB و لحیم کاری و مونتاژ را معرفی و تصریح می‌کند که در صورت برون سپاری تولید قطعاتی که نیاز به دستگاه‌های صنعتی دارد، با کمتر از 50 میلیون تومان می‌توان وارد حوزه تولید محصولات و عرضه خدمات نورپردازی شد.

در غیر این صورت سرمایه لازم به 2 میلیارد تومان هم می‌رسد. می‌گوید که بازگشت سرمایه در این کار حدود 6 ماه است که مدتی معقول و منطقی است. وی ورود به این حوزه را به جوانانی که تمایل به فراگیری دانش روز داشته و البته پشتکار و صبر فراوان دارند پیشنهاد می‌کند. بازار LED؛ از تولید لامپ‌ها  تا خدمات نورپردازی در انتظار چنین جوانانی است که رویاهای بزرگ دارند اما می‌دانند که باید گام به گام به پیش روند و مسیری واقعی برای خود تعریف کنند. 

ایده‌های آینده
4. ساخت تابلوهای ثابت و روان تبلیغاتی

ایده چهارم امروز کسب و کار ارائه خدمات طراحی، ساخت و نصب تابلوهای تبلیغاتی است. حتما جلوی مغازه‌ها  و فروشگاه‌ها  و روی سردر آنها تابلوهای چشمک زنی را دیده اید که نام فروشگاه یا محصولات آنها را نمایش می‌دهد. اگر دقیق تر نگاه کنید LED‌های کوچک را می‌بینید که به طور منظم چیده شده و روشن و خاموش می‌شود تا نوشته یا تصویری را ایجاد کند. سرمایه گذاری در ارائه این خدمات هم می‌تواند برای شما ایده جذابی باشد. البته نیاز به یادگیری برنامه نویسی هم دارید که  کاری نشدنی نیست. هفته بعد درباره این مهارت‌ها  و همچنین حساب و کتاب اقتصادی این کسب و کار خدماتی مرتبط با دیودهای نورانی صحبت خواهیم کرد. همچنین تجربه یاسر صمدی از جوانان خوش ذوق تولیدکننده لامپ ال‌ای دی را مرور می‌کنیم. علاوه بر آن درباره تولید محصولاتی مثل چراغ اضطراری‌های ساده و نوآورانه مثل تصویر فوق صحبت خواهیم کرد.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

این روزها در بسیاری از رزومه‌ها عبارت «رهبری افکار» به چشم می‌خورد، درحالی‌که اغلب جویندگان کار از این مفهوم چیزی نمی‌دانند.

لورن هاکنسون، نویسنده و کارشناس مدیریت محتوا، در این رابطه می‌گوید: «اینکه در حوزه کاری خود مهارت داشته باشید کافی نیست؛ رهبر افکار کسی است که الگوی دیگران و مورد احترام آنهاست و در حوزه فعالیت خود، پیشرو، پیشتاز و متمایز است.» رهبران افکار کسانی هستند که نوآوری و تحول ایجاد می‌کنند و الگوهای فرهنگی را تغییر می‌دهند. شاید این رهبران از نظر پیشینه فرهنگی و سطح تحصیلات با یکدیگر متفاوت باشند، اما یک وجه اشتراک میان همه آنها وجود دارد: توانایی ایجاد انگیزه، نفوذ و تاثیرگذاری.  به گزارش دنیای اقتصاد، رهبران افکار قادرند قواعد بازی را تغییر ‌دهند، صنایع را دستخوش تحولات عظیم کنند و تاریخ را دگرگون کنند. اگر به دنبال موفقیت شغلی هستید و می‌خواهید در حوزه کاریتان مورد تحسین و احترام همگان باشید، به یک رهبر افکار تبدیل شوید.

رهبری افکار چیست؟

از زمانی که غارنشینان، چرخ را اختراع کردند رهبری افکار به شکل‌های مختلف وجود داشته است. تفاوت دوران غارنشینی و عصر دیجیتال این است که این روزها، سازمان‌ها از رهبری افکار به‌عنوان یک استراتژی عملی و کاربردی برای افزایش مهارت‌های رهبری، خلق ایده‌های خلاقانه و پیشی گرفتن از رقبا استفاده می‌کنند. رهبری افکار به تکنولوژی وابسته نیست، بلکه به نوآوری‌ وابسته است. «جرج برنارد شاو»، نمایشنامه‌نویس ایرلندی نقل قولی دارد که بی‌ارتباط با این مقوله نیست: «شما همه چیز را به شکلی که هست می‌بینید و می‌پرسید چرا؟ اما من رویای چیزهایی را در سر دارم که هرگز وجود نداشته‌اند و می‌گویم چرا که نه؟»

مزایای رهبری افکار

یک رهبر افکار، باید همواره گرایش‌های جدید را زیر نظر داشته باشد و از طریق برندسازی، شناسایی چهره‌های بانفوذ عرصه کسب‌وکار و ایجاد شبکه‌های ارتباطی، از این گرایش‌ها به بهترین نحو بهره ببرد. مزایای رهبری افکار از این قرارند:

*مدیریت اعتبار برند

*روابط عمومی «هدف‌گیری‌شده» و کارآمد

*توانایی تعیین جایگاه یک برند

(Brand Positioning) به‌عنوان رهبر صنعت مربوطه

*استفاده از رویکردی موسوم به بازاریابی «خط لوله» برای تبدیل بازدیدکننده به مشتری

*سهیم کردن مشتریان احتمالی در امور مختلفی مثل فروش و استخدام، از طریق شبکه‌های اجتماعی

*بهینه‌سازی موتور جست‌وجو یا SEO (قرار گرفتن وب‌سایت شما در صدر نتیجه‌های جست‌وجو)

*ایجاد محتوای بهتر و هدف‌گیری دقیق‌تر مخاطبان

*متمایز ساختن کسب‌وکارتان از سایر سازمان‌های فعال در همین عرصه

*تقویت استراتژی برندسازی

*افزایش قابلیت سودآوری سازمان از طریق ساده‌سازی و افزایش کارآمدی فرآیندهای داخلی و ارتقای کیفیت کار

افرادی که زمان صرف می‌کنند تا گوش کنند، مشاهده کنند، از دیگران یاد بگیرند و مفروضات را زیر سوال ببرند، بیشترین پتانسیل را دارند که به رهبران افکار تبدیل شوند. رهبری افکار یعنی به جای پیروی از گرایش‌هایی که ایجاد می‌شوند، خودمان دست به‌کار شویم و گرایش‌های جدید خلق کنیم.

رهبری افکار چه چیزهایی را شامل نمی‌شود؟

رهبری افکار، کسب تخصص در یک زمینه خاص نیست، حتی اگر در آن زمینه به موفقیت‌های بزرگی دست یافته باشید. رهبری افکار فراتر از مهارت‌های فنی است. یک رهبر افکار از زوایای جدید به حقایق و اعداد و ارقام نگاه می‌کند تا بتواند ایده‌های جدید خلق کند. البته برای شروع می‌توانید در یک زمینه خاص، تخصص کسب کنید، اما رهبری افکار، محدود به شما و موفقیت‌هایتان نیست. رهبران‌افکار، مردم را تشویق می‌کنند تا متفاوت فکر کنند، به بینش‌های جدید دست یابند و از پذیرش ایده‌های خنده‌دار یا نامتعارف نهراسند. رهبران افکار به دنبال شهرت یا محبوبیت نیستند. دغدغه اصلی آنها این است که بتوانند در میان گروهی از صاحبان سهام، ارزش‌آفرینی کنند.

محتوا، پول رایج رهبران افکار

رهبران افکار از محتوا به عنوان ابزاری برای تثبیت جایگاه خود استفاده می‌کنند. آنها محتوا را با شرکا، همتایان، مشتریان و کارشناسان عرصه خود به اشتراک می‌گذارند. بعضی از رهبران، هنوز به اهمیت محتوا در عرصه رقابت کسب‌وکارها پی نبرده‌‌اند. تحقیقات اخیر نشان می‌دهد ۷۸ درصد مشتریان به دنبال برقراری ارتباط با افرادی هستند که محتوای مفید تولید می‌کنند. «محتوای مرتبط» یکی از سه عاملی است که نظر مشتریان را نسبت به یک فرد یا برند جلب می‌کند و آنها را ترغیب می‌کند تا آن برند را به اصطلاح «دنبال کنند». تولید محتوای مفید و سنجیده، دارای این مزیت‌ها است:

*محتوای معتبر، اعتبار شما را افزایش می‌دهد.

محتوا به شما کمک می‌کند مشتریان، افراد بانفوذ و تصمیم‌گیرندگان اصلی صنعت خود را هدف‌گیری کنید.

*با استفاده از محتوا می‌توانید تصویری از برند خود در ذهن مشتری ایجاد کنید یا این تصویر را تغییر دهید.

*محتوای مرتبط، رتبه وب‌سایت شما در موتور جست‌وجو را افزایش می‌دهد.

*محتوایی که با دقت انتخاب شده باشد، شما را از سایر کمپین‌های بازاریابی متمایز می‌کند.

*با استفاده از محتوا می‌توانید به عنوان یک کارشناس برای خود اعتبار ایجاد کنید.

۱۴ گام اساسی تا رهبری افکار

با انتخاب یک استراتژی رهبری افکار می‌توانید به یک رهبر مترقی و انعطاف‌پذیر تبدیل شوید. این موفقیت یک شبه حاصل نمی‌شود و نمی‌توانید برای آن محدوده زمانی تعیین کنید اما برای شروع می‌توانید تفکر خلاق را در خود پرورش دهید، به مقوله بازاریابی از زوایای جدید نگاه کنید، در جریان آخرین تحولات، گرایش‌ها و عوامل تعیین‌کننده بازار قرار بگیرید و محتوایی تهیه کنید که برای مخاطب ارزش‌آفرینی کند.

سفر شما به سوی رهبری افکار از نخستین گام آغاز می‌شود. چهارده گام اساسی در این مسیر از این قرارند:

۱) انتخاب موضوع

برای آنکه به یک رهبر واقعی تبدیل شوید، باید ابتدا زمینه‌ای را که قصد دارید در آن تحول ایجاد کنید، انتخاب کنید سپس قواعد بازی را تغییر دهید. اگر سرنشین یک فضاپیما باشید و تنها راه زنده ماندن شما سیستم‌های پشتیبانی از زندگی مثل ماسک‌های اکسیژن باشند، سرهم‌بندی و تعمیر سهل‌انگارانه قطعات عاقلانه نیست. درست مثل فرآیندهای کسب‌وکار. تنها در صورتی می‌توانید تحول ایجاد کنید که به موضوع مورد نظر خود، اشراف کامل داشته باشید و بتوانید پیامدهای ناشی از تغییرات را پیش‌بینی کنید.

۲) مخاطب خود را بشناسید

یک رهبر افکار بیش از آنکه به فکر رفع نیازها و خواسته‌های خودش باشد، به فکر تامین نیازهای مخاطبانش است. باید مخاطبان خود را درک کنید، به صحبت‌های مردم گوش کنید و با آنها همدلی کنید.

۳) کاری کنید مردم احساس هوشمندی کنند

یک ضرب‌المثل قدیمی می‌گوید: «می‌توانی یک اسب را به سمت آب هدایت کنی اما نمی‌توانی وادارش کنی آب بنوشد.» این یعنی می‌توانی روش انجام یک کار را به مردم نشان دهی اما نمی‌توانی آنها را مجبور به انجام آن کار کنی. می‌توانید انسان‌ها را طوری راهنمایی کنید که بر اساس «نفع شخصی» تصمیم بگیرند. وقتی از زوایای جدید به مسائل نگاه می‌کنید، به مردم کمک می‌کنید کارها را با روش خودشان انجام دهند. این باعث می‌شود مردم احساس هوشمندی کنند و چون برای حل مشکلات رایج، چند راه‌حل به آنها نشان می‌دهید، شما را نیز باهوش می‌پندارند. اگر بتوانید ارزش‌آفرینی کنید، مشکلات را حل کنید یا مردم را متقاعد کنید که باورهایشان را تغییر دهند، می‌توانید ادعا کنید که اصول اولیه رهبری افکار را یاد گرفته‌اید.

۴) ایده‌های خود را بذل و بخشش کنید

یکی از بهترین استراتژی‌ها در رهبری افکار، سخاوتمندی است پس در بخشش زمان، ایده‌ها، پول، توصیه‌ها و مهارت‌های خود سخاوتمند باشید. رهبران افکار به جای آنکه برای کسب منافع مالی، ایده‌های خود را بفروشند یا معامله کنند، آنها را با حامیان خود به اشتراک می‌گذارند. یکی از بهترین نمونه‌ها، انجمن نرم‌افزارهای Open Source است. در این انجمن، طراحان و کدنویسان نرم‌افزارهای خود را به صورت رایگان در اختیار جامعه فناوری اطلاعات قرار می‌دهند. رهبران افکار می‌توانند با عضویت در این انجمن برای خود کسب اعتبار کنند و دامنه ارتباطات خود را گسترش دهند. فیس‌بوک سال‌ها پیش از آنکه به درآمدزایی برسد، یک وب‌سایت غیرتجاری بود. اگر ایده‌های جذابی در سر بپرورانید، همیشه فرصت دارید که از این ایده‌ها به درآمد برسید. منافع مالی مهم هستند اما بدون کمک مشتریان، همکاران، صاحبان سهام و سایر کسانی که قرار است تحت تاثیر شما قرار بگیرند، نمی‌توانید به یک رهبر افکار تبدیل شوید. اگر می‌خواهید مخاطبانی پیدا کنید که در نهایت به مشتری تبدیل شوند، باید به آنها ارزش‌های کاربردی ارائه کنید.

۵) خود را به سایر رهبران بشناسانید

جلب نظر مخاطبان، افراد بانفوذ، رسانه‌ها و سایر رهبران افکار، فرآیندی زمان‌بر است اما با پشتکار به نتیجه خواهید رسید. یک شبکه اجتماعی مناسب انتخاب کنید و محتوای جالب و تاثیرگذار تهیه کنید. می‌توانید با درج کامنت‌های هوشمندانه در سایر صفحات، دنبال کردن افراد بانفوذ و برقراری ارتباط با سایر رهبران، به مرور خود را به مخاطبان بشناسانید.

۶) با توجه به محیط و بستر، محتوای با کیفیت ارائه کنید

در مقوله رهبری افکار، ارائه محتوا بسیار مهم است. باید نحوه دسترسی به مخاطبان و ادبیات مورد استفاده خود را بررسی کنید. نمی‌توانید همه مخاطبان را با یک ادبیات یکسان خطاب قرار دهید. طبیعتا نحوه گفت‌وگو با مدیران ارشد، با ادبیاتی که برای گفت‌وگو با کارکنان پشتیبانی به‌کار می‌برید، متفاوت است.

۷) ثابت قدم باشید

برای آنکه به یک رهبر افکار تبدیل شوید، باید به‌طور مستمر تلاش کنید. محتوایی که ارائه می‌کنید باید طبق الگوهای مشخص و ثابت تهیه و ارائه شوند تا مخاطب بتواند محتوای شما را دنبال کند.

۸) به‌طور مرتب کامنت بگذارید

اگر می‌خواهید شما را به‌عنوان یک رهبر افکار بپذیرند، به حساب‌ کاربری سایر رهبران بروید و درباره مطالبی که به اشتراک گذاشته‌اند، نظر بدهید. مهم نیست که با نظر آنها موافقید یا مخالف. مهم این است که گفت‌وگوهای شما ارزشمند باشند. هرگز نگویید که این ایده جواب نمی‌دهد. یک ایده یا راه حل جایگزین ارائه دهید. صرف‌نظر از اینکه ایده‌ای را می‌پسندید یا رد می‌کنید، حضور شما در شبکه‌های اجتماعی، باعث جلب نظر رهبرانی می‌شود که این ایده‌ها را خلق کرده‌اند.

۹) اجتماعی شوید

رهبران افکار همواره در جریان تحولات عرصه کسب‌وکار و گرایش‌های شبکه‌های اجتماعی هستند. استراتژی شما می‌تواند شامل وبلاگ‌نویسی، تولید ویدئو یا توییت کردن باشد. باید همواره با مخاطبان خود در تماس باشید و پست‌ها و نظرات آنها را دنبال کنید.

۱۰) تکنولوژی را بپذیرید

اگر قصد دارید به یک رهبر افکار تبدیل شوید، باید با اپلیکیشن‌ها و آخرین تکنولوژی‌ها آشنا شوید. فراموش نکنید که هر تکنولوژی جدید، تکنولوژی‌های قدیمی‌تر را به سرعت از رده خارج می‌کند. اپلیکیشن‌هایی که من برای بازاریابی محتوا به‌کار می‌برم، عبارت است از:

*ابزار تجزیه و تحلیل گوگل (Google Analytics) برای ارزیابی عملکرد وب‌سایت و محتوا

*ابزار SEMRush برای شناسایی کلیدواژه‌ها، صفحات دارای رتبه بالا و تجزیه و تحلیل دامنه

*اپلیکیشن Slack برای ارسال پیام در کسری از ثانیه از طریق ده‌ها دستگاه به مخاطبان

*ابزار Tweetdeck برای جست‌وجوی افراد تاثیرگذار در کسب‌وکار، زمان‌بندی توییت‌ها، پیگیری هشتگ‌ها و برندهای ذکر شده

(Brand Mentions)

*وب‌سایت توزیع خبر PR Newswire

*اپلیکیشن Grammarly برای تصحیح خطاهای گرامری و ساختاری رایج در متون

*ابزار Outbrain برای ارتقا و بهبود محتوا به صورت هدفمند

۱۱) از حد و مرزها فراتر روید

لازمه هر نوآوری و خلاقیتی، شکستن مرزها و محدودیت‌ها است و لازمه یک استراتژی موفق برای رهبری افکار، داشتن چنین جسارتی است.

۱۲) ترقی، ترقی، ترقی

باید همزمان با بازاریابی، جایگاه خود را نیز ارتقا دهید. زمانی که برای یک ایده بازاریابی می‌کنید، امکان ارتقای جایگاهتان بیشتر از زمانی است که برای یک محصول یا خدمات بازاریابی می‌کنید.

۱۳) اندازه‌گیری کنید

از آنجا که رهبری افکار، ناملموس است، اندازه‌گیری آن آسان نیست. اما اگر قصد دارید پیام خود را اصلاح و بهینه‌سازی کنید، باید تمام تلاش خود را بکنید. می‌توانید با کمک اپلیکیشن‌ها، تعداد به اشتراک‌گذاری‌ها، کامنت‌ها، بازنشر محتوا و ارجاعات، نتایج را اندازه‌گیری کنید.

۱۴) آماده شوید

همزمان که صاحب اسم و رسم می‌شوید، به مرور با افرادی روبه‌رو می‌شوید که از شما سوال می‌پرسند، درخواست سخنرانی می‌کنند، توصیه می‌خواهند یا می‌خواهند برایشان ستون یا مقاله بنویسید. باید برای چنین مسوولیت‌هایی آماده باشید، چرا که این همان جایگاهی است که یک روز آرزویش را داشتید.

 

ساختن یا خریدن، انتخاب با شماست

می‌توانید از مزایای رهبری افکار به یکی از این دو روش بهره‌مند شوید: خریدن یا تولید محتوا:

۱) می‌توانید محتوا را خودتان تولید کنید یا کارشناسانی را استخدام کنید تا مقالات، ویدئوها و پست‌هایی را تولید و به مخاطبان ارائه کنند (استراتژی تولید).

۲) می‌توانید از روش برون‌سپاری استفاده کنید (استراتژی خرید).

صرف‌نظر از اینکه کدام روش را انتخاب می‌کنید، باید بکوشید محتوای تولید شده با افکار، گرایش‌ها و اهداف شما هم‌جهت باشند. همچنین، باید نتایج را اندازه‌گیری کنید تا ببینید محتوای شما تاثیر دلخواهتان را روی مخاطب گذاشته است یا خیر. توسعه کسب‌وکار، دیگر به بازاریابی سنتی وابسته نیست. سازمان‌ها می‌توانند با به‌کارگیری استراتژی رهبری افکار، به مشتریان، صاحبان سهام و افراد با نفوذ دسترسی پیدا کرده و ارزش‌ها، استراتژی‌ها و نتایج تحقیقات خود را در اختیار آنها قرار دهند.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

افراد بیشتر و بیشتری برای پیدا کردن کالاها و خدمات مورد نیاز خود به جست‌وجوی اینترنتی می‌پردازند. به همین دلیل است که باید حضوری قدرتمند در اینترنت داشته باشید تا این درصد قابل توجه از مشتریان بالقوه را از دست ندهید.

البته با افزایش میزان کاربران گوشی‌های هوشمند و سهولت استفاده از این ابزارها، جای تعجب نیست که اکنون میزان جست‌وجوهای اینترنتی از طریق موبایل از جست‌وجوهای کامپیوتری پیشی گرفته است. زمانی که به جست‌وجوی اینترنتی می‌پردازیم (چه برای یافتن آدرس یک کسب‌وکار یا ساعت‌های کاری یا حتی یافتن ایده‌ای برای گذراندن تعطیلات)، کسب‌وکارهایی که اطلاعاتشان در نتایج جست‌وجوی ما به نمایش درنمی‌آیند، فرصتی طلایی را برای فروش از دست می‌دهند. در این میان، کسب‌وکارهایی که اطلاعاتشان در نتیجه جست‌وجوها به نمایش درمی‌آید، اما وب‌سایت‌شان برای کاربران موبایل متناسب‌سازی نشده، نه تنها از رقبای خود عقب می‌افتند، بلکه امکان تعامل با مشتری بالقوه را هم از دست می‌دهند. به گزارش دنیای اقتصاد، کاربرد موبایل، تنها دسترسی آنی نیست. امروزه موبایل تنها در مسیرهای رفت‌وآمد و خارج از خانه به‌کار نمی‌رود. آنگونه که موتورهای جست‌وجو، از جمله گوگل عنوان کرده‌اند، بسیاری از جست‌وجوهای اینترنتی با موبایل، در خانه انجام می‌شوند. موبایل تبدیل به ابزاری شده که استفاده از آن آسان است و به همین دلیل، حتی در مواقعی هم که کامپیوتر در دسترس است، استفاده از آن متداول‌تر است.براساس آمارهایی که از ایالات متحده آمریکا به دست آمده، میزان جست‌وجوهای اینترنتی با استفاده از کامپیوتر در این کشور، در هر سال 6 درصد کاهش می‌یابد. دلیل این موضوع چه اکراه افراد برای بلندشدن از روی مبل باشد و چه بی‌تمایلی آنها برای بالا آمدن سیستم‌عامل لپ‌تاپشان، میزان جست‌وجوهای اینترنتی آنها با موبایل را افزایش داده است؛ جست‌وجوهایی که از اخبار تا غذا را در برمی‌گیرند.براساس گزارش‌های گوگل، بیشترین جست‌وجوی افراد در دسته‌های هنر و سرگرمی، اخبار و دانش عمومی انجام می‌شود. با این حال، جست‌وجوی موبایل بستگی به شرایط دارد و با توجه به زمان جست‌وجو یا موقعیت جغرافیایی فرد، تغییر می‌کند؛ به‌عنوان مثال، افرادی که رستوران‌ها را جست‌وجو می‌کنند یا در وسیله نقلیه هستند یا سر کار.

روی موقعیت جغرافیایی متمرکز شوید

موتورهای جست‌وجو، جای کاتالوگ‌ها و دفترچه‌های تبلیغاتی را گرفته‌اند. دیگر برای یافتن محلی در نزدیکی خود، لازم نیست که جست‌وجوهای اینترنتی را براساس هر مکان، مرتب‌سازی کنید؛ بلکه جی‌پی‌اس گوشی هوشمند ما می‌تواند از موقعیت جغرافیایی ما استفاده کرده و نتایج جست‌وجو را براساس «نزدیکی» به نمایش درآورد. فرض کنید که جست‌وجوگر موبایل خود را باز کرده و واژه «قهوه» را جست‌وجو می‌کنید. در این حالت، نه تنها لینک‌های مرتبط با قهوه به نمایش درمی‌آیند، بلکه می‌توانید محل آنها را هم مشاهده کرده و نتایج جست‌وجو را براساس معیاری مانند «در شعاع یک کیلومتر» فیلتر سازید.

روی این سهولت جست‌وجو، مدت‌ها کار شده تا «کلیک‌ها» بهبود یابند و جست‌وجوی محلی تبدیل به یکی از متداول‌ترین رفتارهای گوشی‌های هوشمند شود. پژوهش جدیدی که به وسیله گوگل منتشر شده، نشان‌دهنده آن است که 84 درصد از جست‌وجوهای انجام گرفته به وسیله کامپیوتر یا تبلت براساس موقعیت و مکان کاربر بوده و این رقم برای جست‌وجوهای موبایل به 88 درصد می‌رسد. اما مهم‌تر از این آمارها، رفتارهای مصرفی افراد پس از یافتن موارد مورد جست‌وجویشان است. پژوهش‌ها نشان داده 34 درصد از مصرف‌کنندگانی که از جست‌وجوی محلی در کامپیوتر یا تبلت خود استفاده کرده‌اند، به مرکز فروش یکی از کسب‌وکارهای یافت‌شده، رفته‌اند. این رقم برای کاربران گوشی‌های هوشمند برابر با 50 درصد است. میزان فروش هم نشان‌دهنده قدرت جست‌وجوهای محلی است. 80 درصد از جست‌وجوهای محلی انجام شده به وسیله گوشی‌های هوشمند تا یک روز پس از آن منجر به انجام خرید شده است؛ درحالی‌که تنها 7 درصد از جست‌وجوهای غیرمحلی به خرید می‌انجامند.

اما علاوه‌بر حضور پررنگ در اینترنت، ویژگی‌های دیگری هم وجود دارد که می‌تواند شانس موفقیت کسب‌وکارها را در جذب مشتریان افزایش دهد. مشتریان باید بتوانند پس از یافتن کسب‌وکار مدنظر خود، تنها با یک لمس صفحه، «مسیر» رسیدن به آنها را یافته، با آنها «تماس» گرفته یا بتوانند به «وب‌سایت» آنها دسترسی پیدا کنند. همان‌طور که پیش از این هم گفته شد، وب‌سایت کسب‌وکارها هم باید برای سهولت مطالعه در موبایل، متناسب‌سازی شده باشند. اطلاعات بسیار مختصر و مفید، با فونت‌هایی درشت و خوانا و یک طراحی جذاب هم باید برای آنها فراهم شده باشد. مشتریان احتمالا در بازه‌ای یک تا 2 دقیقه‌ای در مورد خرید کالا و خدمات از شما تصمیم‌گیری می‌کنند و شما برای متقاعد ساختن آنها فرصت زیادی نخواهید داشت. موضوع دیگر آن است که 59 درصد از جست‌وجوها برای کسب‌وکارهای محلی، بدون پیش‌زمینه ذهنی انجام می‌شوند. وجود میانبرهای کافی و کارا در اینترنت و نتایج جست‌وجو باعث می‌شود که شانس به دست آوردن این بازار 59 درصدی افزایش یابد.

با اطلاعات دقیق‌تر و تسهیل بیشتر اشتراک‌گذاری داده‌ها، نتایج جست‌وجو هم اطلاعات متناسب‌تری به مخاطبان خود ارائه می‌کنند. سه دلیل عمده‌ای که مشتریان را وادار می‌سازد با کسب‌وکارهای نمایش داده شده در صفحه نتایج جست‌وجو، تماس بگیرند، به این صورت است: بررسی ساعات کاری کسب‌وکارها (52 درصد)، رزرو یا تعیین وقت قبلی (51 درصد) و پرس‌وجو درباره موجودی کالا یا امکان ارائه آنها در آینده نزدیک (47 درصد). تا حد امکان باید این اطلاعات را هم به شکلی سهل‌الوصول در وب‌سایت ارائه کرد و آنها را در صورت نیاز، به‌روزرسانی کرد. در این میان، اپلیکیشن‌های مشتری‌محوری در حوزه‌های مختلف (به‌ویژه برای غذا و رستوران) در حال گسترش هستند که این اطلاعات را هم نمایش می‌دهند تا مشتری بتواند با سرعت و سهولت بیشتری انتخاب خود را انجام دهد. ارائه این اطلاعات را به آنها فراموش نکنید!


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

خلاقیت یکی از ویژگی های اساسی کارآفرینان موفق است. شما می توانید از خلاقیت خود برای ساختن یک طرح کسب و کار تجاری یا برای حل کردن مشکل خاصی استفاده کنید. در واقع به عنوان یک کارآفرین می توانید یک کسب و کار ایجاد کنید.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از فرصت امروز ، در اینجا به ۱۵ایده کسب و کار منحصر به فرد برای کارآفرینان خلاق اشاره می کنیم.

1- فروش صنایع هنری

اگر شما یک هنرمند باشید می توانید نقاشی کنید و نسخه های نقاشی ها و چاپ های اصلی کار خود را به فروش برسانید، یا حتی با به نمایش گذاشتن آن هنرها در نمایشگاه های هنری محلی آنها را در معرض دید همگان قرار دهید و آثار دستی و هنری خود را به فروش برسانید، همچنین می توانید به فروش آثار خود در سایت هایی مانند Etsy اقدام کنید.

2- عکاسی در جشن ها

اگر به عکاسی علاقه مند و توانایی و مهارت عکاسی را داشته باشید می توانید به صورت مستقل شروع به کار کنید و با ارائه خدمات عکاسی در مجالس یک کسب و کار سودآور برای خود ایجاد کنید. باید بدانید برای داشتن این شغل باید کمی بیشتر کار کنید.

3- جواهرساز

شما همچنین می توانید خلاقیت خود را برای ساخت زیورآلات به کار گیرید، مانند گردنبند و گوشواره. بنابراین می توانید از سیم، مهره یا شمار دیگری از مواد دیگر برای جواهرفروشی منحصربه فرد خودتان استفاده کنید و سپس آن را به صورت آنلاین یا در بوتیک های محلی یا در برنامه های خاصی به فروش برسانید.

4- طراحی لوگو

به کارآفرینان خلاق که می خواهند با صاحبان کسب و کار دیگر کار کنند، می توانید خدمات طراحی را ارائه دهید که در آن به کسب و کارها کمک می کنید تا نام تجاری خاص آنها را به عنوان لوگو و نیز بسته بندی محصولاتشان را طراحی کنند.

5- نوازنده

اگر شما در هرگونه ابزار موسیقی مهارت دارید، می توانید یک کسب و کار را به عنوان یک نوازنده ایجاد کنید. شما می توانید این مهارت خاص خود را به عنوان مربی موسیقی به کارآموزان آموزش دهید یا در ساخت آلبوم های موسیقی کمک کنید.

6- وبلاگ نویس

نویسندگان و طراحان محتوا های خلاق، باید بدانند وبلاگنویسی یک فرصت کسب و کار مناسب برای کارآفرینان در زمینه های مختلف و زمینه های مورد علاقه شان است تا بتوانند به وسیله وبلاگ شان بازاریابی کنند.

7- تولید محتوا برای وبلاگ شرکت های بزرگ

ارائه محتوا برای وب سایت ها برای جذب بیشتر بازدیدکنندگان آن سایت راه مناسبی برای نوشتن و کسب درآمد است.

 

8- طراحی برنامه های موبایل

این روزها موسسات و سازمان های بسیاری در کسب و کار خود به دنبال طراحی اپلیکیشن اختصاصی برای گوشی های همراه هستند. برای کسانی که حداقل تا حدودی در تکنولوژی باهوش هستند، ایجاد برنامه های موبایل در سال های اخیر به یک میدان رقابتی بزرگ تبدیل شده است. شما می توانید خدمات خود را در زمینه طراحی برنامه ها برای کسب و کار ارائه دهید، یا حتی برنامه های خود را برای فروش ایجاد کنید.

9- نماینده فروش به صورت آنلاین

برای این کار لازم نیست محصولات و خدمات خود را به منظور ایجاد خلاقیت ارائه دهید. شما می توانید آیتم های دست دوم را نگه دارید و سپس با عکاسی از آنها و استفاده از مهارت نوشتن خود برای فروش یا نمایش این موارد به مشتریان بالقوه آنلاین بهره بگیرید. یا نمایندگی فروش یک شرکت را به صورت آنلاین برعهده بگیرید که در این نوع نمایندگی فروش، شما با خرید امکانات میزبانی وب از شرکت اصلی و ایجاد حساب کاربری مختلف در فضا های مجازی نسبت به فروش محصولات اقدام و در مقابل از شرکت مورد نظر کمیسیون دریافت کنید.

10- طراحی داخلی منازل

طراح داخلی وضعیت داخلی ساختمان را طراحی و سازماندهی می کند. اگر مهارت های خلاقانه و عملی خوبی در کار طراحی و چیدمان منازل، شرکت ها و نمایشگاه ها دارید ممکن است بتوانید کسب و کار طراحی را برای مشتریان آغاز کنید.

11- طراحی فضای سبز

 برای این کار نیاز به تخصص دارید پس اگر این مهارت را کسب کرده اید و ترجیح می دهید به کار طراحی خارج از منزل بپردازید، می توانید محیط محوطه ساختمان ها و فضای باز را برای مشتریان طراحی کنید.

12- معامله کننده اشیای هنری و قدیمی

همچنین می توانید به عنوان یک معامله گر اشیای هنری و با ارزش کسب و کار خود را شروع کنید. برای این کار نیاز به یک چشم مشتاق برای شناخت هنر و نیز سرمایه کافی برای خرید قطعات هنری دارید. شما به عنوان مجموعه دار اشیای قیمتی ارزش آنها را به خوبی می دانید پس می توانید آنها را با افراد دیگر تبادل یا خریدوفروش کنید، همچنین افراد بسیاری هستند که مشتاق خرید اشیای قدیمی و آنتیک اند.

13- چاپ روی پارچه یا محصولات تبلیغاتی

این کار می تواند به عنوان شغل اصلی یا شغل دوم انتخاب شود. شرکت های بسیاری برای تبلیغات روی محصولات خود نام تجاری خود را چاپ می کنند. این چاپ یک قالب هنری محبوب است و شما می توانید برای سفارشی کردن تی شرت ها و لوازم جانبی و... به کار گیرید و حتی برای فروش محصولات خاصی با استفاده از این چاپ ها به صورت آنلاین یا در بازارهای محلی استفاده کنید.

14- طراح لباس

شما همچنین می توانید لباس های را از ابتدا طراحی کنید و سپس طرح های خود را به مشتریان ارائه دهید تا روی آن طرح ها کار کنند و این گونه خط تولید خود را در فروشگاه ها یا بوتیک ها پیدا کنید یا حتی خودتان با استفاده از این طرح ها، لباس هایی تولید و به بازار عرضه کنید.

15- سبک شخصی

اگر لزوما قصد نداشتید لباس را طراحی کنید، اما هنوز هم به مد علاقه مند هستید، می توانید یک کسب و کار را به عنوان یک سبک شخصی ایجاد کنید تا به مشتریان کمک کند تا سبک شخصی لباس خود را طراحی کنند.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :327  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
آخرین پست ها

با هوش مصنوعی بازاریابی کنید ..........دوشنبه 30 مرداد 1396

راههای راضی نگه داشتن مشتری ..........دوشنبه 30 مرداد 1396

تغییر سیستم جذب مشتری در کسب و کار ..........شنبه 28 مرداد 1396

تاثیر بازاریابی در تحقق ۵ هدف کلیدی کسب و کار ..........شنبه 28 مرداد 1396

این نکات باید تمرکز اصلی مدیران باشد ..........شنبه 21 مرداد 1396

روشی فوق‌العاده برای تغییر مدیریت سنتی به نوین ..........جمعه 20 مرداد 1396

دو رویکرد برای جذب مشتری‌های وفادار ..........یکشنبه 15 مرداد 1396

۸ مهارت برای مدیریت نرم ..........جمعه 13 مرداد 1396

۵عادت روزانه موفق‌ترین کارآفرینان جهان ..........چهارشنبه 11 مرداد 1396

اهمیت بازاریابی دیجیتال برای خرده‌فروشی ..........دوشنبه 9 مرداد 1396

روش‌هایی برای بازاریابی و فروش اپلیکیشن ..........دوشنبه 26 تیر 1396

تشخیص فرصت ؛ پایه و اساس کارآفرینی ..........یکشنبه 25 تیر 1396

کارآفرینی در حوزه سلامت؛ فرصتی که باید جدی گرفته شود ..........شنبه 24 تیر 1396

برندسازی، بسیار فراتر از یک نام ..........جمعه 23 تیر 1396

هفت درس مهم برای شروع یک کسب و کار موفق ..........پنجشنبه 22 تیر 1396

درسهایی در مورد شکست از زبان کارآفرینان بزرگ ..........چهارشنبه 21 تیر 1396

۴ ایده کسب درآمد از نور ..........سه شنبه 20 تیر 1396

جایگزینی مطلوب برای بازاریابی سنتی در کسب و کار ..........دوشنبه 19 تیر 1396

نقش پررنگ بازاریابی مجازی در جذب مشتریان ..........یکشنبه 18 تیر 1396

۱۵ایده کسب و کار برای کارآفرینان خلاق ..........شنبه 17 تیر 1396

همه پستها